بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29145

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ادب: من خانمی ۲۷ ساله هستم و متاهل و یک بچه دارم. خدا رو شکر همسر و زندگی خوبی دارم اما چیزی که خیلی منو آزار می‌دهد اینکه من در کودکی پدرم رو از دست دادم و دوران کودکی و نوجوانی و گذشته سخت و تلخی داشتم. گاهی فکر گذشته ها به ذهنم میاد و خیلی ناراحتم میکنه. مدام افسوس و حسرت و ای کاش گذشته را دارم و از مرگ پدرم خیلی ناراحتم. نمی‌دونم با این افکار چه کنم و چطوری آرام بشم؟ خواهش می‌کنم راهکاری بدید تا به گذشته و تلخی و اشتباهاتش فکر نکنم. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره آن‌هایی که رفتند مشغول زندگی برزخی خود هستند و ما هم باید مشغول زندگی خود باشیم تا در برزخ و قیامت در صفا و استقرار و آرامش در ابدیت خود حاضر باشیم. موفق باشید

28897

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در بحث راز اشک بر امام حسین (ع) اینکه این اشک فرح معنوی برای انسان ایجاد می کند، ولی من این ایام قلبم درد گرفته و به نظرم عصبی هم باشد، فقط اگر جدی شود، اطرافیانم ابزار دستشان می کنند که دیدید گفتیم امام حسین (ع) و عزا و اشک و روضه فقط افسردگی و آسیب به همراه دارد!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد شما باید مواظب سلامتی خود باشید زیرا به هر صورت گاهی جسم انسان طاقت آن نوع عواطف را ندارد. موفق باشید

28722

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: در اتفاقات اخیر صحنه سیاسی کشور که بسیار می بینیم که جریان وابسته به مشائی و احمدی نژاد دست به تخریب مهره های اصولگرا می زنند و خوراک رسانه ای و هجمه تبلیغاتی علیه شخصیت های شناخته شده ایجاد می کنند. برای نمونه: آقای بذر پاش: جریان مدرک ایشون، سابقه فعالیت و مدیریت و ... که تا اونجا که شاهد بودیم ابتدا حمله ها از طرف این گروه شروع شد. آقای فتاح: در همین جریان اخیر که شروع منازعه از طرف آقای فتاح بود ولی این جریان کار رو بسمت تخریب شخص آقای فتاح برد. آقای قالیباف: از همان ابتدا بحث کارآمدی مجلس رو مطرح می کردن و عملکرد اون رو ریز به ریز و نکته به نکته زیر سوال می بردن تا این جریان اخیر نامه و رشوه و نماینده یزد و ... آقای زاکانی: جریان مقابله آقای زاکانی با فساد تاجگردون که در اینجا هم دوباره این جریان با وقاحت روی این نکته تمرکز داشتند که اقای زاکانی اون دستمال تمیزی نیست که این شیشه رو پاک کنه (البته اون شیشه سزاوار شکستن بود) و رو کردن مدارکی و صحبت هایی علیه آقای زاکانی. اول که از خداوند می خواهیم هیچ وقت مملکت ما رو در این سطح، بعد از آن کارنامه و تقابل، محتاج افرادی مثل احمدی نژاد نکنه. سوال اینست که چرا از فضا و موقعیتی که پیش میاد برای عدالتخواهی و مبارزه با فساد استفاده نمیشه (در جریان زاکانی و فتاح)؟ با توجه به اینکه بسیار بعیده این جریان تایید صلاحیت بشه نظر و تحلیل شما رو در خصوص این تخریب و این جریان می خواستم. با آرزوی توفیقات روز افزون برای شما استاد بسیار عزیز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در عین آن‌که باید ناظر بر این نوع مشاجرات بود، ولی نمی‌توان به طور جزئی ورود کرد. در کلیت قضیه باید ببینیم چه می‌شود. موفق باشید

28527

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با تشکر از اینکه لطف می‌فرمایید به سوالات پاسخ می‌دهید: دخترم ۱۷سالشه و بعضی وقتها عروسک بچه گی‌هاش رو توی اتاقش میذاره برای تزئین. این اشکال داره چون توی یک صوت از سوره شوری فرمودین در مورد اینکه باید به این عروسک‌ها در قیامت جون بدهند. برای اطلاعات بیشتر منبع مطالعه معرفی بفرمایین. لطفا پاسخ رو توی کانال بفرستین ایمیل خراب است. در پناه حق باریتعالی باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوه‌ی «مجسمه یا تندیس» که روی سایت هست این مباحث به میان آمده است. ولی بعضی از علما از جمله رهبر معظم انقلاب، عروسک را مصداق مجسمه نمی‌دانند. موفق باشید

28513

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد می خواستم اولا نظر شما در مورد شاه نعمت ا... ولی را بدانم و ثانیا یکی از دوستانم دچار فرقه ی گنابادی ها شده چطور او را خلاص کنم؟ لطفا چون ایشان در این موارد حاضر به ملاقات با هیچ کس نیست و بنده نیز فکر می کنم از تبحر کافی برای هدایت ایشان برخوردار نیستم. (البته شایدم داشته باشم) لطفا مرا راهنمایی کنید چطور میتوانم کمکش کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب شاه نعمت اللّه ولی، در جای خود عارفی است از عرفای قابل توجه فرهنگ اسلامی. در ضمن جنابعالی خوب است که با رفیق خود مدارا کنید. موفق باشید

27639

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی استاد با توجه به اینکه آیت الله بهجت قائل به وحدت حکمیه بودند می شود گفت که لقاءالله و فنای فی ذات الله را قبول نداشتند؟ آخر در هیچ کدام از آثار به جامانده دعوتی به توحید ذاتی نداشته اند. و آیا بر این اساس می توان ایشان را شاگرد مکتب عرفانی آیت الله قاضی ندانست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم خود آیت اللّه بهجت مدّعی باشند در دستگاه عرفانیِ آیت اللّه قاضی متصل به دستگاه فکریِ مرحوم حسینقلی همدانی و در بستر ابن عربی و صدراست، هستند. جالب است با این‌که آن عزیز، بیشتر مشغول عرفان عملی می‌باشند، بعضاً از آن نگاه سخن گفته‌اند هرچند به ندرت. موفق باشید

27385
متن پرسش
سلام استاد: شما تو پاسخ سوال ۲۷۳۶۱ گفتین روش امام خمینی رضوان الله تعالی علیه هرکس خودش را می یابد در حالی که امام رحمه الله علیه خیلی به دنبال آیت الله شاه آبادی بودن تا ایشون حضرت امام رضوان الله را به عنوان شاگردشون قبول کنن. نظرتون در مورد این کار امام چیست؟! یعنی ما برای سلوک الی الله نیاز به استاد راهنما نداریم؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام از آیت اللّه شاه‌آبادی خواسته بودند درس فلسفه و عرفان برایشان بگذارند نه آن‌که دستورالعمل به ایشان بدهند. جمله‌ی مشهور آیت اللّه بهجت «رحمت‌اللّه‌علیه» که مکرر ‌فرموده‌اند: «علمِ تو، استادِ تو است»؛ حکایت از وقوع تاریخی دارد که انسان در این زمانه به وسعتی رسیده است که اگر متوجه‌ی حقایق عالَم بشود، آن علم خود به خود او را جلو می‌برد و فضای تاریخی که با حضور حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» شکل گرفته، ظرفیتِ به ظهورآوردن ملکوت را به چنین انسان‌هایی فراهم کرده و بدین لحاظ ملاحظه می‌کنید با نسلی روبه‌رو هستیم که از دین و علمای دین انتظاری بیش از آنچه معمولاً گفته می‌شود دارند. گویا روحی بر این نسل دمیده شده که وَلع عرفانی‌اش خود به خود او را جلو می‌برد، به همان معنای «يَكادُ زَيْتُها يُضي‏ءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى‏ نُورٍ»، بدون آن‌که نیاز به محرکی داشته باشد خودش آماده‌ی شعله‌ورشدن است. بدین معنا عرض می‌شود این تاریخ، تاریخِ عرفان است تا طاقت عبور از فرهنگ مدرنیته در بشر فراهم شود. موفق باشید

26450

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: سوالی از حضورتون داشتم. تفاوت واژه ی وفات با فوت در چیست؟ آیا وفات شهادت را شامل می‌شود؟ آیا می‌توان بجای شهادت از کلمه ی وفات استفاده کرد؟ علی الخصوص در زمینه شهادت ائمه معصومین علیهم السلام. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: «وَلَوْ تَری إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ» اگر ببینی که چگونه کفار فزع می‌کنند در حالی‌که فوت و نابودی برای آن‌ها نیست بلکه از مکانی قریب یعنی از همان بُعدِ مجردشان که فوقِ مکان و زمان است، گرفته می‌شوند. با توجه به این امر بهتر است که لغت «فوت» را که بیشتر به معنای از بین‌رفتن است، به کار نبریم و واژه‌ی «رحلت» را که به معنای کوچ از دنیا به آخرت است، به کار ببریم. موفق باشید

25834

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار وقتتون بخیر: استاد جان، می خواستم نظرتون رو در خصوص مصاحبه آقای تاج زاده بدونم، بعضی نکات درستی بنظرم در متن مصاحبه هست، خواستم دیدگاه شما رو هم بدونم. تشکر http://www.baharnews.ir/interview/193595/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%AC%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%AF%D8%BA%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته مصاحبه‌ی خوبی نبود از هیچ‌کدام از طرفین روحیه‌ی گفتگو برای نزدیک‌شدن به حقیقت دیده نمی‌شد. هرکدام وجهی را ظاهر و وجهی را پنهان می‌کردند. به امید روزی که جریان‌های فکری ما به بلوغی برسند که تنها بر تفکر، متعهد باشند و نه بر جبهه و جناح. موفق باشید

25492

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: گلایه ای از شما دارم که چرا هر سوالی از قرآن و حدیث را فکر می کنید جوابی برای آن دارید؟! آیا جایی برای معصوم باقی گذاشته اید؟ همان‌ها که می‌گویند عالم این کتاب فقط ما اهل بیت (ع) هستیم؟ شما فرموده اید که همه پیامبران نسل ابراهیم (ع) همه امام هستند. این مطلب را ببینید: وقتی حضرت ابراهیم (ع) در سن جوانی تبر را برداشت و بت‌ها را شکست، و نمرود و علمای گمراه او را در آتش افکندند، خداوند سبحان و متعال بدون اینکه ابراهیم (ع) تقاضا کند او را پاداش داد به این صورت که انبیای پس از او را از نسلش قرار داد. سپس ابراهیم (ع) دعوت الهی خود را ادامه داد، و هنگامی که خداوند سبحان و متعال او را با کلماتی بیازمود و ابراهیم (ع) در امتحان و ابتلا پیروز شد، حق تعالی خطاب به او فرمود: «إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» «من تو را پیشوای مردم گردانیدم». جایگاه امامتِ الهی، جایگاهی بس رفیع است که همه‌ی انبیا و فرستادگان به آن دست نیافتند. در اینجا ابراهیم (ع) از خداوند سبحان و متعال این تقاضا را درخواست نمود: «وَمِن ذُرِّيَّتِي» «و از فرزندان من؟»؛ یعنی آیا در پیامبرانی که پیش‌تر مرا به آن‌ها بشارت داده‌ای نیز (امام) یافت می‌شود؟ حق تعالی می‌فرماید: «لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ» «عهد من ستم‌کاران را دربرنمی‌گیرد»؛ یعنی ستم‌کاران از پیامبران (ع) و ستم پیامبران مانند ستم سایرین نیست بلکه از جنس (حسنات الأبرار، سیّئات المقرّبین) (2) (کارهای نیک خوبان، گناه مقرّبان است) می‌باشد؛ یعنی عملکرد آنان به جهت یکسان نبودن میزان معرفت و شناخت‌شان (ع)، همانندِ یکدیگر نیست. هر کدام از آنها (ع) خداوند سبحان را بر حسب میزان معرفت و شناختش عبادت می‌کند؛ بنابراین عبادت آنان با یکدیگر متفاوت می‌باشد. از همین رو به عنوان مثال سجده‌ی حضرت محمد (ص) از عبادت ثقلین (جن و انس) برتر است و یا ضربه‌ای از علی (ع) با عبادت ثقلین (جن و انس) برابری می‌کند. (3) و این تمایز میان آنها (ع) موضوعی است آشکار و حق تعالی از آن یاد کرده است: «تِلْكَ ٱلرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ ٱللهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَتٍ وَءَاتَيْنَا عِيسَى ٱبْنَ مَرْيَمَ ٱلْبَيِّنَتِ وَأَيَّدْنَهُ بِرُوحِ ٱلْقُدُسِ وَلَوْ شَآءَ ٱللهُ مَا ٱقْتَتَلَ ٱلَّذِينَ مِن بَعْدِهِم مِّن بَعْدِ مَا جَآءَتْهُمُ ٱلْبَيِّنَتُ وَلَكِنِ ٱخْتَلَفُوْا فَمِنْهُم مَّنْ ءَامَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ وَلَوْ شَآءَ ٱللهُ مَا ٱقْتَتَلُوْا وَلَكِنَّ ٱللهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ»(4) «بعضی از اين فرستادگان را بر بعضی ديگر برتری داديم. خدا با بعضی سخن گفت و بعضی را به درجاتی برافراشت و به عيسی بن مريم معجزه‌ها داديم و او را با روح القدس ياری کرديم و اگر خدا می‌خواست مردمی که پس از آنها بودند، پس از آنکه حجت‌ها بر آنان آشکار شده بود، با يکديگر قتال نمی‌کردند؛ ولی آنان اختلاف کردند: پاره‌ای مؤمن بودند و پاره‌ای کافر شدند و اگر خدا می‌خواست با هم قتال نمی‌کردند؛ ولی خدا هر چه خواهد می‌کند». بنابراین اگر یونس پیامبر (ع) و حضرت محمد (ص) به انجام یک کار مکلّف شوند، انجام دادن آن عمل توسط یونس (ع) به مانند انجام آن کار توسط حضرت محمد (ص) نیست و این کوتاهی یونس (ع) در انجام آن عمل نسبت به آنچه حضرت محمد (ص) انجام می‌دهد ظلمی است از سوی یونس (ع)؛ چرا که این کوتاهی، او را از دست‌یابی به جایگاه عظیمی که انسان برای رسیدن به آن سرشته شده است، بازمی‌دارد. به این ترتیب مرتبه‌ای از این نوع ستم‌کاری وجود دارد که انبیا و فرستادگان (ع) از نسل ابراهیم (ع) باید از آن گذر کنند تا به مرتبه‌ی امامت نائل گردند و از همین رو حق تعالی می‌فرماید: «لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ» «پیمان من ستم‌کاران را دربرنگیرد»؛ یعنی ای ابراهیم! تمام پیامبران از نسل تو به مقام امامت نائل نمی‌شوند بلکه فقط کسانی از انبیا و فرستادگان از فرزندان تو به آن می‌رسند که از این ظلم گذر کنند و به این مرتبه ارتقا یابند: «وَ أَلْقِ عَصاکَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ کَأَنَّها جَانٌّ وَلَّي مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسي‏ لا تَخَفْ إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ * إِلاَّ مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَحيمٌ»(5) «عصايت را بيفکن. چون ديدش که همانند ماری می‌جنبد، گريزان بازگشت و به عقب ننگريست. ای موسی، مترس که فرستادگان نبايد در حضور من بترسند * مگر کسی که ستمی کرده باشد و سپس پس از بدکاری، نيکوکار شود؛ چرا که من آمرزنده‌ی مهربانم». حق تعالی در قرآن به برخی ائمه از نسل ابراهیم (ع) اشاره می‌فرماید: از جمله‌ی آنها حضرت موسی (ع) است. حق تعالی می‌فرماید: «وَ اضْمُمْ يَدَکَ إِلي‏ جَناحِکَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْري»(6) «دست خويش در بغل کن، بی‌هيچ عيبی، سفيد بيرون آيد، اين هم آيتی ديگر»؛ یعنی خالی از هر گونه ظلم و ستم. انسان با دست می‌گیرد و می‌دهد، و دست سفید به عدالت تمام و کمال انسان با مردم و با خداوند سبحان و متعال اشاره دارد. بنابراین موسی (ع) خودش را از ظلم و ستم در مرتبه‌ای عالی، پاک و طاهر نموده است، همان طور که در این آیه اشاره می‌شود: «إِلاَّ مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَحيمٌ»(7) «مگر کسی که ستمی کرده باشد و سپس پس از بدکاری، نيکوکار شود؛ چرا که من آمرزنده‌ی مهربانم». و از جمله‌ی آنها حضرت عیسی (ع) است. حق تعالی از حضرت عیسی (ع) چنین خبر داده است: «وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا» (8) «سلام بر من، روزی که زاده شدم و روزی که می‌ميرم و روزی که ديگر بار زنده برانگيخته می‌شوم»؛ یعنی عیسی (ع) به جایگاه امامت دست یافته است، و او به خودش و مردم امان می‌بخشد. و خداوند متعال به کسانی از آنها که به مرتبه‌ی امامت دست نیافتند اشاره کرده است؛ مانند حضرت یحیی (ع). حق تعالی می‌فرماید: «وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا»(9) «سلام بر او، روزی که زاده شد و روزی که می‌ميرد و روزی که ديگر بار زنده برانگيخته می‌شود»؛ یعنی او به جایگاه امامت دست نیافته تا به مردم و خودش امان بخشد، بلکه او فقط راه را برای حضرت عیسی (ع) آماده و مردم را به سوی او راهنمایی نمود.» اما این سخن برخی که می‌گویند حضرت ابراهیم (ع) نگران فرزندان خود بود، اگر مقصودشان این است که آن حضرت (ع) امامت را برای آنها (ع) می‌خواسته، اینچنین نیست؛ چرا که ابراهیم (ع) نه بر دنیا حریص بود و نه بر آخرت، بلکه فقط بر رضایت خداوند سبحان و متعال حرص داشت، و دعای پیامبران و حضرت ابراهیم (ع) برای فرزندانشان، فقط برای فرزندان صالح‌شان بوده آن هم پس از آگاهی یافتن از صلاحیت آنها. پیش از ابراهیم (ع)، نوح (ع) بود که پس از آنکه خداوند پسرش را لعنت نمود و پس از آنکه دانست او از راه راست منحرف شده و از اهل آتش است، او هم فرزندش را لعنت کرد. این چنین نبوده که حضرت ابراهیم (ع) یا پیامبران (ع) نگران فرزندان خود باشند به این جهت که آنها فرزندان‌شان می‌باشند که اگر چنین بود، آنها گرفتار درجه‌ی بالایی از خودپسندی و انحراف از صراط مستقیم می‌بودند (که هرگز چنین نمی‌باشد!) و حال آنکه آنها برترین خلق خدا می‌باشند. حضرت ابراهیم و پیامبران (ع) فقط نگرانیِ فرزندان صالح خود را در دل داشتند؛ چرا که از صلاح آنها باخبر بودند و می‌دانستند که این فرزندان صالح، جانشینان آنها در دعوت به سوی خداوند سبحان و متعال و کشیدن بار رنج و سختی و آزار از سوی مردم در راه گسترش توحید و کلمه‌ی خداوند سبحان و متعال در زمینش خواهند بود. بنابراین ابراهیم (ع) و انبیا (ع) نگران فرزندان صالح خود بودند؛ چرا که آنها اولیای خداوند سبحان بودند و نه از این رو که فرزندان‌شان می‌باشند. بین این دو تفاوتی بسیار زیاد وجود دارد؛ مانند تفاوت میان حبّ خدای سبحان و حبّ دنیا در قلب نیکوکار و بدکردار. منابع: 1- بقره: 124. 2- جواهر السنیة حر عاملی: ص 83. 3- پیامبر (ص) می‌فرماید: (ضربت علی بر عمرو در روز خندق با عبادت جن و انس برابری می‌کند). عوالی اللئالی ابن ابی جمهور: ج 4 ص 86. 4- بقره: 253. 5- نمل: 10 - 11. 6- طه: 22. 7- نمل: 10 - 11. 8- مریم: 33. 9- مریم: 15. این گفتاری بود از وصی و فرستاده امام زمان، احمدالحسن
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم چرا شما با این سطحی‌نگری و شخص‌پرستی‌های‌تان به اندازه‌ی یک انسان عادی هم تفکر را از دست داده‌اید و به جوابی که بنده بر مبنایِ نگاه مفسرین بزرگ با مخاطب در میان گذاشته‌ام، و تازه آدرس هم جهت بحثِ مفصل‌تر داده‌ام؛ نمی‌توانید بیندیشید. مگر نمی‌بینید در جواب گفته شده است: «تمام پیامبرانِ نسل حضرت ابراهیم «علیه‌السلام»، امام هستند»، یعنی پس آن‌هایی که ظالم‌اند را، شامل نمی‌شود. به جوابی که داده شده بیشتر دقت کنید و از نقصِ فهمِ اندیشه‌های دیگران، خود را برهانید که البته هیچ‌وقت امیدی به نجات چنین فرقه‌هایی نبوده و نیست.  

25039

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیزم: در انتهای آیه ۳۷ سوره قصص آمده است: إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّلِمُون. جناب علامه می فرمایند این آیه هم عالم دنیا و هم عالم آخرت را شامل می شود ولی دلیلی بیان نمی فرمایند. در مقاله ای که در حال نگارش آن هستم نیاز دارم که ثابت کنم که این قسمت از آیه شریفه هم عالم آخرت و هم عالم دنیا را در بر می گیرد. (به این معنا که ظالمان نه در دنیا و نه در آخرت به فلاح نمی رسند). سوالم این بود که آیا جنابعالی دلیل عقلی یا نقلی برای اثبات این مدعا در خاطر شریفتان هست؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهر آیه به خودیِ خود حالت مطلق دارد و دلیلی ندارد که آن را محدود به دنیا و یا آخرت کنیم. موفق باشید

31388
متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت شما استاد بزرگوار، وقتتون بخیر و عافیت. آیت الله حسن زاده ی آملی در فص فاطمی می فرمایند: ( چون فاطمه زهرا علیهاالسلام صاحب عصمت بود، کفو او نیز باید صاحب عصمت باشد؛ چه اینکه نکاح بر کفائت است و مرد غیرمعصوم را بر زن صاحب عصمت راهی نیست. شرح فصّ حکمة عصمتیة فی کلمة فاطمیه، ص 155 برای بنده سوال شد که آیا حضرت زینب (س) از درجاتی از عصمت بهره‌مند نبودند که ازدواج فرمودند و فرزندانی داشتند که در رکاب امام حسین (ع) شهید شدند و اینجور توانستند قیام امام حسین (ع) را با پیش ببرند و روشنگری بفرمایند (کربلا در کربلا می ماند اگر زینب س نبود)؟ با توجه به این روایت که معصوم (ع) به ایشان می‌فرمایند انت بحمدلله عالمه غیر متعلمه و روایات فراوان دیگری که در فضائل ایشان هست آیا مقام ایشان پایین تر از حضرت فاطمه‌معصومه (س) می باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  نگاه ظریفی که حضرت استاد فرمودند می‌توان نسبت حضرت زینب «سلام‌الله‌علیها» با جناب عبدالله بن جعفر درک کرد. از آن‌جایی که تسلّی او در عدم شرکت در کربلا را هدیه آن دو جوان برای خود قرار داده بود و حتی وقتی بعد از واقعه کربلا، غلام او که تعلّقی به آن دو فرزند عزیز داشت به نحوی حالت گِله‌آمیز در سخنانش اظهار کرد؛ جناب عبدالله از دور کفش خود را به سوی او پرتاب کرد و گفت همه زندگی و فرزندانم فدای حسین! این نشان می‌دهد که نسبت به راز کربلا، چندان بیگانه نبود و در همین رابطه میدان حضور حضرت زینب «سلام‌الله‌علیها» را بعد از شهادت امام، گشوده نگه داشته است و از این جهت می توان سراغ حضرت زینب «سلام‌الله‌علیها» را هم در مصر داشت و هم در شام. موفق باشید  

31310

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز فال و خواب دیدن چقدر می تونه منشا اثر و تاثیر داشته باشه؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ائمه به ما فرموده‌اند «علیهم‌السلام» به خواب نباید اعتنا کرد. موفق باشید

31297

طوبی للقربابازدید:

متن پرسش
با سلام: من خیلی غمگینم. ما نه در دنیا یه نفس راحت کشیدیم نه در آخرت. به نظرم همانطور که دنیا برای آقازاده های سرمایه دارست، آخرت هم برای آقازاده های معنوی است. تقریبا تمامی شخصیت های معنوی و عرفا از خانواده های پاک و مذهبی و روحانی بودند. زمینه ی سلوکشان در جمع خانواده و یا حوزه فراهم بوده. به نظرم اشخاص عادی مانند ما نباید بیخودی دنبال سلوک برویم. به جایی نمی‌رسیم وقتمان را می‌گیریم. و جز خستگی و یاس جیزی عایدمان نمی‌شود. ماهایی که والدینمان کم سواد بوده و حتی نمازشان یکی درمیان می‌خوانند، و با افرادی زندگی می‌کنیم که فرق عید قربان با غدیر را نمی‌دانند، کجا زمینه و استعداد سلوک را داریم؟ مایی که اگر نمازمان کمی بیشتر طول بکشد با نگاه مورد تمسخر و اعتراض قرار می‌گیریم. در راه عرفان سرمایه اجتماعی از لازمات واجب است. این اطرافیانی که باهاشون زندگی می‌کنی به آدم انگیزه می دهند. با کسانی که زندگی می کنیم ناخوداگاه مانند آنها می شویم. حالا یک نفر را نام ببرید که خانواده و اطرافیانش خیلی مذهبی نبوده اند. این سرمایه اجتماعی را نداشته اند، و امکان ورود به حوزه را هم نداشتند در محضر کسی نبوده اند اما سالک شدند و به درجاتی رسیده اند. تا من قانع شوم و به تلاش چند ساله ام را ادامه دهم. فقط همین را می‌خواهم. لطفا مثال معکوس نزنید؛ مثل پسر نوح و.... مثال شبیه بزنید. من در تربت حیدریه زندگی می کنم. واقعا شرایطی که در زندگی نامه های عرفا رو میخونم ندارم. لیسانسم. امکان ورود به حوزه ندارم که باهاشون همنشین شم. کلاس های آزاد حوزه هر از گاهی میرم اما فقط تابستان و آن جو معنوی که باید رو نداره. من جیکار کنم واقعا؟ برخی وقتا میگم ولش کن خدا شرایط معنوی اطراف ما رو میبینه و ازمون توقع نداره. بیخیال سلوک. اما اگر دلم بیخیال این سوز می شد الان به شما نامه نمی‌نوشتم که. لطفا سوالم بدون نام بنده در معرض دید عموم قرار بگیرد چون می‌دانم سوال خیلی هاست. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم سلوک معنوی و اُنس با حضرت محبوب را چه می‌دانید؟! آیا نباید به آن‌هایی که بی‌سر و صدا در مسیر اُنس با حضرت حق قرار گرفته‌اند فکر کرد؟ در حدیث معراج خداوند به رسول خود«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می فرماید: دوستان واقعی خداوند همان افراد بی‌نام و نشانی هستند که در آسمان، بیشتر از زمین شهرت دارند، یعنی «طوبی للقربا». آیا رزمندگانی که بی‌سر و صدا ره یک‌ساله را یک‌شبه طی کردند، سالکان واقعی نیستند؟ که از گوشه و کنار روستاها و از شهرهایی همچون تربت حیدریه به آسمان معنویت صعود نمودند؟ موفق باشید

31089

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد از پاسخی که به سوال ۳۱۰۸۴ دادید متشکرم و اینکه بنده ده نکته و خویشتن پنهان را دنبال کردم ولی در مبحث معاد یکی از ادله ای که حضرتعالی آوردید که با آن تجرد روح را ثابت می‌کنید به نظر اشکال دارد چون شما می فرمایید جسم همیشه در حال تغییر است در صورتی که این طور نیست چون در مزاج شناسی می گویند مزاج اولیه افراد موقع تولد به هیچ وجه تغییر نمی کند، و اینکه برای بنده تجرد روح اثبات شده است بحث در تغییر جسمانیات است که آیا تعییر پذیرند یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت دارید که در «حرکت جوهری» روشن می‌شود ماده در ذات خود عین حرکت است و بنابراین نمی‌تواند در ذات و در اعراض، ثابت باشد و لذا اگر با امر ثابتی روبه‌رو شدیم که در ذات خود ثابت است، آن امر، مجرد می‌باشد. موفق باشید

30874
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: سیر طهارت باطنی که از علامه حسن زاده دیدم، به این صورت خیال، ذهن، عقل، قلب، روح، حقیقت انسانی، سر، سر و سر. نوشته شده بود. بحث وجود مربوط به کدام یک از این مراتب است؟ مثلا همان پیوند وجودی با قرآن یا بسط وجود، در واقع وقتی فرد در جان روی طهارت کار می کند که با قرآن ارتباط وجودی داشته باشد، روی کدام مراتب دارد کار می کند؟ مراتب پس از روح است؟ بحث اسماء و صفات در کدام مرتبه مطرح می شود؟ مربوط به سر است؟ خفی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمی‌کند. همه این مراتب، مراتب وجودی انسان است که با شدت و ضعف وجودی، انسان در یکی از این مراتب و منازل قرار می‌گیرد. هر اندازه با نظر به وجه وجودی قرآن با کلمات و الفاظ قرآن ارتباط برقرار کنیم و سعی نماییم در مواجهه با قرآن به افق‌هایی نظر کنیم که قرآن از آن افق‌ها صادر شده، وجودمان شدت می‌یابد و مثلاً از مرحله قلب به مرحله روح سیر می‌کنیم. موفق باشید

30797
متن پرسش
سلام: ضمن عذرخواهی، در ادامه سوال 30790 سوال بنده روی «کیف یشا» هست، بنده دقیق نتوجه نشدم، آخرش دارد می‌گوید انطور که خداوند می‌خواهد صورتگری می‌کند، نه انطور که طلب عین ثابته هست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد خواست خدا مطابق طلبِ عین ثابته باید باشد، وگرنه آن فراز از دعا با آیاتی مثل آیه 82 سوره یس و یا آیه 50 سوره طه در تقابل قرار می‌گیرند و مسلّم بنا به توصیه‌ ائمه «علیهم‌السلام» باید سخنان آن‌ها را با مبنای قرآن فهم کرد و بر این اساس آن جواب داده شد. موفق باشید

30184

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليكم: بنده احساس مي‌كنم براي خدمت به انقلاب به زمان خيلي بيشتري نياز دارم. هم مطالعه كنم درباره ي انقلاب و هم مطالعه و تفكر و عبادت جهت خودسازي، و حجم بسيار زياد درس. چه كنم؟ ممنون از راهنمايي تان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سری به سیر مطالعاتی سایت بزنید، إن‌شاءالله جواب خود را خواهید گرفت. موفق باشید

30096

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: در پاسخ به سوال 30086 فرمودید که بوی تناسخ می‌دهد ولی منظور بنده از تبدیل ماده بدن در چرخه حیات به خاک و گیاه و غیره این بود که مقایسه ای کرده باشم بین ماده بدن که با مجرد شدن نفس معدوم نمی‌شود و ماده عالم طبیعت که با قیامت عدم نمی‌شود و با توجه به اینکه خلقت تعطیل بردار نیست مجددا جهانی نو با پدیده های نو خلق می‌شود البته این برداشت بنده از سخنرانی بعضی بزرگان بود سوال قرآنی داشتم که در آیه «و من الناس من یشری نفسه ابتقاء...» که شان نزول آن علی (ع) است چطور از کلمه ناس استفاده شده که در فرهنگ قرآن شانیت پایینی دارد و مثلا از کلمه من المومنین استفاده نشده؟ جزاکم الله خیرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید اگر بخواهید تا این‌جاها در این مسائل ورود داشته باشید، لازم است سیر مطالعاتی سایت به‌خصوص مباحث «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» همراه با شرح صوتی آن را دنبال بفرمایید. وگرنه با سؤالات این‌چنینی جواب خود را نمی‌گیرید. موفق باشید

28869

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: تسلیت عرض می نمایم شهادت امام اباعبدالله الحسین علیه السلام را خدمت حضرت عالی. شما چه کتاب تاریخی را تایید می کنید؟ آیا کتاب ناسخ تواریخ که سنی یا ابن اثیر که سنی و صاحب ناسخ را حرف هایش را کسی قبول ندارد آیا درست است و کتب احادیث شما چه کتابی را تایید می‌کنید؟ چون احادیث ضیف و قوی دارد آیا تشخیص با خود ما است یا نه؟ استاد فاطمی نیا می فرمودند کار ما نیست تخصصی است. بنده کتاب آمالی مفید را دارم اگر از روش بخوانم برای کسی اشکال دارد و این کتاب اعراب گذاری ندارد و فقط ترجمه شده شما کدام مترجمین را تایید می کنید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظردادن در این موضوعات کار آسانی نیست. کتاب «حماسه‌ی حسینی» از شهید مطهری و کتاب‌های «عنصر شجاعت» از آیت اللّه کمره‌ای و نوشته‌های ابی مخنف رویهمرفته مفید خواهد بود. در مورد احادیث «اصول کافی» و «تحف‌العقول» قابل توجه است. موفق باشید

28618
متن پرسش
سلام استادعزیز: منظور از رهبری که فرمودند اگر جریان تحریف از بین برود تحریم از بین می‌رود چیست؟ آیا منظور جریان غربگرای آمریکا دوست است که چندین سال است قدرت اجرایی دست آنهاست؟ با تشکر از شما استاد عزیز و اینکه شما را بسیار دوست دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جریان تحریف، چه از طریق رسانه‌های خارجی و چه غرب‌زده‌های داخلی، تلاش می‌کنند تا موفقیت‌های ما را که امکان عبور از تحریم می‌باشد، واژگونه جلوه دهند تا به زعم خودشان این‌طور به مردم القاء کنند که ما با امکانات خودمان نمی‌توانیم از تحریم‌ها عبور کنیم زیرا می‌دانند بحمداللّه ملت ایران امکان عبور از آن تحریم‌ها را به خوبی دارند و اساساً این یک قاعده می‌باشد ملتی که بنا نداشته باشد شکست بخورد حتماً پیروز است. موفق باشید

28564

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: همانطور که به ما گوشزد کردید ساختن، نگه داشتن مجسمه در اسلام نهی شده است، می‌خواستم بدانم تفاوت یک مجسمه زیبا و یک نقاشی زیبا که هر دو از خیال یک انسان صادر شده و با اجسام مادی بظهور آمده است در چیست؟ مجسمه نهی شده ولی شما از نقاشی برای مثال بارها استفاده کردید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت داریم که در قیامت به طرف می‌گویند به آن مجسمه‌ای که ساخته‌ای، روح بده و او نمی‌تواند و منجر به عذاب او می‌شود. ولی ظاهراً نقاشی و شعر وسیله‌ای می‌باشد تا زیبایی‌های عالَم را به ظهور آورد، برعکسِ مجسمه‌سازی که ظاهراً نحوه‌ای از قرارگرفتن در جایگاه خداوند است. موفق باشید

28454

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: مرحوم آیت الله ملکی تبریزی: «افرادی که انواری از اسرار هستی بر دل آنان تابیده و برخی از حجاب های ظلمانی را کنار زده اند باید به فکر معرفت نفس باشند تا همه‌ی حجاب های ظلمانی، حتی حجاب خیال و صورت‌ها کنار رفته و حقیقتشان بی ماده و صورت برای آنان تجلی کند.» این جمله را متوجه نشدم. چرا اول باید کنار بزنند و بعد به فکر معرفت نفس باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای آن‌که افق رجوع به نفس ناطقه‌ی انسان روشن شود، آن کار لازم است. موفق باشید

28342

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ممنون از پاسختان به سوال شماره ۲۸۳۳۲، استاد در مفاتیح ذکر لا اله الا لله داریم که به قول فرمایش شما جزو اذکار عامه است ولی شخصی پیش شیخ جعفر مجتهدی (ره) رفت و از فقرش گفت که شیخ جعفر به ایشان فرمودند ذکر لا اله الا لله را دیگر نگو، لطف می‌کنید توضیحاتی بفرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم شیخ جعفر «رحمت‌اللّه‌علیه» اهل کرامت‌اند، نه اهل عرفان و اصولاً نباید نظرات ایشان را در این موارد حجت دانست. موفق باشید

28137

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: کد سوال ۲۸۱۳۴، از سوی صفحه اندیشه روزنامه قدس طرح شده است که در صورت صلاح دید شما در صفحه اندیشه و قدس آنلاین منتشر خواهد شد. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤالاتی که فرموده بودید نکاتی نیست که بنده در آن موارد تخصص خاصی داشته باشم. نهایتاً می‌توانید بعضی از آن‌ها را در بین کتاب‌هایی که عرضه شده است پیدا کنید. ولی به طور خاص چیزی برای گفتن ندارم. موفق باشید

نمایش چاپی