با عرض سلام وادب خدمت استاد گرامی: ۱. آیا حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها از یک نور واحد اند یعنی یک نور هستند در دو بدن با تشخیص جداگانه اما نور سایر ائمه علیهم السلام از نور این دو بزرگوار جداست. هرچند که همگی نورشان از خداست؟ ۲. آیا روح از دم خداست مثل دم مسیحایی که در بدن دمیده شده و انسان به آن می بیند و می شنود؟ آیا روح با نور متفاوت است؟ بسیار تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۲. منظور از «نور»، اینجا همان انوار و اسماء الهی است که در مظاهر مختلف ظهور میکند و در مظهریت حضرت زهرا و حضرت علی«علیهماالسلام» نورِ خاصی که بنیان انوار سایر ائمه است؛ به ظهور آمده. ۲. روح، بالاترین فرشته و از عالیترین مخلوقات هست و لذا حضرت حق فرمود: «فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ» ( ۷۲/ ص) چون بدن انسان را به تعادل رساندم و از روح خود در آن دمیدم، شما فرشتگان بر او سجده کنید. و میفرماید: از روح خودم، نه به معنای اینکه خداوند یک روح و یک جسم دارد، بلکه به معنای آنکه از نورعالیترین مخلوقم بر جسم انسان دمیدم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بحث «حرکت جوهری» در این مورد بسیار کارساز است زیرا در هر صورت نفوس انسانی تحت تجلیات انوار الهی همراه با عالم ماده در کلیتشان از قوه به فعل میرسد و در همین رابطه انسانِ آخرالزمانی به میان میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی به ایمیل تان اینطور جواب داده شد: إنشاءالله به این فکر باشید که با خانواده و خانمی ازدواج کنید که شما را در اهدافتان همراهی نمایند. البته به شرطی که با مقدسمآبیهای افراطی کار را سخت نکنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه ظریفی که حضرت استاد فرمودند میتوان نسبت حضرت زینب «سلاماللهعلیها» با جناب عبدالله بن جعفر درک کرد. از آنجایی که تسلّی او در عدم شرکت در کربلا را هدیه آن دو جوان برای خود قرار داده بود و حتی وقتی بعد از واقعه کربلا، غلام او که تعلّقی به آن دو فرزند عزیز داشت به نحوی حالت گِلهآمیز در سخنانش اظهار کرد؛ جناب عبدالله از دور کفش خود را به سوی او پرتاب کرد و گفت همه زندگی و فرزندانم فدای حسین! این نشان میدهد که نسبت به راز کربلا، چندان بیگانه نبود و در همین رابطه میدان حضور حضرت زینب «سلاماللهعلیها» را بعد از شهادت امام، گشوده نگه داشته است و از این جهت می توان سراغ حضرت زینب «سلاماللهعلیها» را هم در مصر داشت و هم در شام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بر فرض هم که پای جادو در میان باشد! مگر میتوانند زندگی ما را در اختیار بگیرند، وقتی افق نگاه ما توحیدی باشد؟! امیدوار باشید تا بهخوبی با خوشخلقی و صله رحم و ذکر ۲۱ مرتبه آیت الکرسی در هر روز از این مسائل عبور کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر تا بحث کتاب «معاد» و استفاده از شرح صوتی آن جلو آمدهاید و مباحث کتاب آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» را دنبال کردهاید، خوب است که به فصوص رجوع کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همچنانکه قبلاً عرض شد در نگاه دینی اعم از آیات و روایات و نظر عرفا، آسمان غیر از آسمانهایی است که در علم هیئت مطرح بوده ۲. موضوع علمِ حروف که ابن عربی در ابتدای فتوحات آورده اساساً دستگاه دیگری است غیر از آنکه موضوع تعداد آن مطرح باشد. نکات بسیار دقیقی در آنجا مطرح است. ۳. بحث در نظامهای مختلف است که آیا عقل در کدام نظام، عقل است که بحث آن مفصل است. مثل منطق صوری که در کدام نظام عقلی منطق است. در حالیکه در نظام منطق دیالکتیک دیگر نگاهِ منطق صوری جایگاهی ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم به حکم «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ» درجهی انبیاء متفاوت است و به هر کدام، تصرفی که اقتضای نبوت و مأموریت آنهاست داده میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دسترسی به آیت الله حسنزاده ندارم و ایشان در شرایطی نیستند که بشود کسی به ایشان مراجعه کند. پیشنهاد میشود سری به کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» که روی سایت هست بزنند و سپس با مطالعهی کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» که آن نیز روی سایت هست، إنشاءالله راهکارهای عبور از این مشکل را بیابند. بد نیست در این مورد سری به کانال https://eitaa.com/joinchat/1797062673C76e30f884f بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به جهت همین مسائلی که برای رفقا در شرایط جدید پیش میآید عرایضی در مباحث «با دعا، در آغوش خدا» در شرح مناجات التّائبین داشتم. که مطلب روی سایت هست. در آنجا عرض شده که باید منتظر نوعی از کفر که مقدمهی ایمان برتری است، باشیم. که بحمدلله برای شما پیش آمده. آری! با رویکرد گشودهشدن جهانی که جهانِ کیفیتها است، در مقابل ما در راستای عبور از سیطرهی جهان کمیّتها میتوان به نماز و قرآن رجوع کرد تا با جهانی روبهرو شویم که به گفتهی جناب مولوی:
آن جهان و راهش ار پیدا بود / کم کسی یک لحظه در اینجا بود. موفق باشید
در جایی اینطور نوشته شد:
باید گاه به گاه خود را گم کنیمهمانطور که اگر مار نتواند پوست بیندازد میمیرد، اگر ذهن انسان برای تغییر دچار مانع باشد، دیگر ذهن نیست، انبار اطلاعات است. مردان نظام اگر خود را در آیندهی تاریخ خود حاضر نکنند و همچنان در گذشته متوقف باشند، عملاً گور خود و نظام را پیشاپیش کندهاند. زیرا در برابر آنچه در حال رشد و بالندگی است، کور و نابینا شدهاند. مردانی میخواهیم که معنای سعهی توحیدیِ انقلاب اسلامی را بفهمند که چگونه انقلاب، اقیانوس شده است و دورهی دریاچهبودنش بهسر آمده. زیرا وقتی خود را در مرحلهای از تاریخ پیدا میکنیم باید سعی کنیم گاه به گاه خود را گم کنیم تا دوباره از نو بازیابی شویم. این است آن شدنِ ابدی و نه یک وجود خشکِ ساکن.
باسمه تعالی: سلام علیکم: پلورالیسم به آن معنا که بقیهی ادیان الهی را در جای خود و در نسبت به امتهای خود بپذیریم و جایگاهی برای آنها قائل باشیم؛ حرف غلطی نیست. ولی وقتی قرآن میفرماید: «لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ» آنهایی که حضرت مسیح را به یک معنا خدا و یا فرزند خدا میدانند، کافرند؛ میتوانیم بگوییم این طرز فکر از نظر قرآن حق نیست. آری! آن نوع مسیحیت که خداوند در موردش میفرماید: «لَيْسُوا سَوَاءً ۗ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ» همهی اهل کتاب یکطور نیستند، عدهای از آنها اهل تلاوت آیات الهی و اهل سجده و قیام میباشند. که بحث آنها جدا است. اینان برای خود از نظر ما حق هستند، اما آیا میتوانیم توحید ناب اسلامی را رها کنیم و به آن نوع دیانت رجوع نماییم؟ و آیا این نوعی کفر نسبت به حقیقتِ توحید به حساب نمیآید؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد نباید وارد بحث شد، به همان معنایی که قرآن میفرماید: «وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» مؤمنین چون با امور لغو و حرفهای بیهوده روبهرو میشوند با بزرگواری از آن میگذرند و خود را همسنگ چنین افرادی نمیکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جهت تاریخ اسلام، کتاب «فروغ ابدیت» و در مورد تاریخ معاصر، جزوهی «ریشههای انقلاب» که بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به رابطهی وجودی که بین خدا و مخلوق هست، فکر کنیم تنها رابطهها به صورت تجلی ممکن است و از طرفی شأنی از شئون خودِ تاریخیاش را میسازد و در دل آن شئونات مختلفی به ظهور میآورد. مثل آنکه در آخرالزمان اسلام را به میان آورد و در دل آن غدیر را و در دل غدیر، کربلا را و در دل کربلا، انقلاب اسلامی را، و همهی آنها در تاریخی به ظهور آمد که بستر آن، اسلام بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: میّت با روحِ تلقینکننده مرتبط میشود که آن الفاظ را اداء میکند وگرنه گوشش که دیگر نمیشنود. و اساساً متوجهی سنتی است که این الفاظ از آن صادر شده و لذا به خود میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اوست که در میدان حضورش در شخصیت بندگان، آنها را منوّر به کنترل از بدیها میکند زیرا خود او عین خوبی است و اهل مغفرت است به لحاظ آنکه بدیها را میپوشاند تا انسانها در ادامهی راه مأیوس نگردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مرجع تقلیدتان میفرمایند باید عمل کنید و آثارِ تکوینی آن هم با تقیّد به دستورات شرع، دیگر مؤثر نخواهد بود. نباید سختگیریِ بدون دلیل بر خود اعمال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی، اینطور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی احساس نیاز روحی نسبت به وکالت ندارید، به خودتان سختگیری نکنید. عرض بنده این بود که بدون دلیل از وسعتِ انسانی خود غفلت نفرمایید و روحیهی صوفیگری را به زندگی خود تحمیل کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در مورد یک شخص نیست. بلکه بحث در شخصیت است. آیا آن ادیان، همه به دنبال کسی نیستند همانند علی «علیهالسلام» که در سیره و عقیده و عمل چون او باشد؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چنین نیست که انسان تصور کند میتواند مدیر عالم بشود و هر تصمیمی بگیرد محقق میگردد. آری! در بستر رحمت الهی آنچه مصلحت انسان باشد و انسان همت کند، از طرف خداوند عطا میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل کتاب به صورت طرح درس تهیه شده است و با شرح آن نکات اجمالیِ آن به تفصیل میآید. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: در رابطه با سوال ۳۴۰۲۳ نصیحت این حقیر آن است که در جایگاه یک فقیه ننشینید و فتوا ندهید! با تشکر!
باباسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال بحث در تذکر نسبت به یک قاعده است. تذکر به قاعده فقهی، نشستن به جای فقها نیست!! همانطور که اگر فقیهی در رابطه با مباحث کلامی یا فلسفی نظر داد، نباید گفت چرا در جای متکلّمین یا فقها نشستهاید؟ در مورد قاعده تترس، بد نیست به کتاب «جاذبه و دافعه» مرحوم شهید مطهری نیز رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام و درود استاد عزیز: خدا قوت. استاد در مورد مسئلهء « شفاعت» سوالات زیادی داریم..لطفا راهنمایی بفرمایید. مثلا یکی از شبهه هایی که مطرح اینه که در«قیامت»۱. چرا وقتی خود خداوند هست، به دیگری متوسل بشیم؟ ۲. یا اینکه میگن طبق آیهء «...فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ، وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ....» هر کس هر کار خوبی کرد که نتیجه اش را میبیند و هر کس کار بدی کرد، چرا نوعی پارتی بازی انجام بشه، در صورتی که خدا قول داده، همه به سزای کارشان میرسند؟ خیلی ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱.نسبت هر موضوع با وسائل و اسبابها و واسطههایی که با آن موضوع ارتباط دارد، در میان است و در اینجا بحث نسبت انسان در انسانیتش با انسان کامل باید در میان باشد. به همین جهت قرآن در رابطه با استفاده کردن از وسایل میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ» و در روایت داریم منظور از وسیله اینجا ائمه (ع) هستند. ۲. پارتیبازی نیست! تغییر موقعیت است مثل آنکه انسان با توبه یا توسل موقعیت خود را تغییر میدهد. موفق باشید
سلام و وقت بخیر. ضمن آرزوی سلامتی و تندرستی برای جناب استاد خواستم در مورد مطالب عرفانی که استاد مروجی سبزواری مطرح می کنند بدونم. آیا نگاه ایشان به توحید و خلقت آدم و... همان نگاه مرحوم آیت الله سعادت پرور و علامه طباطبایی و سیدعلی آقا قاضی است؟ ممنون می شم که اطلاعاتی در این زمینه ارائه بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم. حقیقت اش اطلاعاتی در آن حد که بتوانم نظر بدهم ندارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک صحت هر جریانی، توحیدِ الهی و سیره امامان معصوم است. هر اندازه هر گروهی در این دو موفقتر باشد، به حقیقت نزدیکتر است. موفق باشید
