بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30363
متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: راه رسیدن به مقام شهادت چیست؟ سردار سلیمانی می‌گفتند هر کس صبح شهادت را ننوشد شام مرگ را خواهد چشید. من می خواهم طبق دعای رهبرم آخرین روز عمرم شهادت باشد. لطفا راهنمایی کنید مدتی است که تنها آرزویم وصال خدا شده است و حتی بهشت برایم جذابیتی ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وصال با خدا با قاعده‌ی «خود را مبین که رستی» حاصل می‌شود. در این مسیر عبودیت حضرت حق، راه‌گشا می‌باشد آن‌هم با سعه‌ی صدر محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله». امامِ شهدا، معارفی را در این رابطه در کتاب‌هایشان برای ما به ودیعه گذاشتند و راهی هم در مقابل استکبار در بستر انقلاب اسلامی معلوم کردند تا ما تنها نمانیم و از شهدا عقب نیفتیم. موفق باشید

30343

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و وقت بخیر: چند سوال در مورد چینش نظام عالم و تفسیرات ابن عربی داشتم. سوال اولم این هست که ابن عربی آسمان های هفتگانه را با اسم پیامبران تطبیق می‌دهد و این آسمان ها را از آسمان ماه تا آسمان کیوان نشان می‌دهد چطور این موارد را در کشف شهود دیده که با هیئت قدیم که اشتباه بوده تطبیق می‌دهد؟ یعنی صحت شهود و کشف در اینجا چه می‌شود؟ در ضمن عالم را با حروف تطبیق می‌دهد و می‌گوید آفرینش خداوند منطبق با حروف است و هر حرفی مرتبه ای دارد. پس زبان فارسی یا چینی و... که چندین حرف بیشتر دارند مراتب هستی از نظر او را باطل نمی‌کند؟ در این سوال هم منظورم به صحت کشف برمی‌گردد. سوال سومم این است که در جایی برای توضیح قاعده الواحد و فهم فلاسفه این را می‌گوید که خدا می‌تواند محال عقلی را انجام دهد چون ورای عقل است و حکم عقل از اوست و می‌گوید خدا می‌تواند شتری را از ته سوزن رد کند و اینجا ورای عقل است. این سخن چگونه تفسیر می‌شود؟ و منظور او چیست؟ ممنونم از سایت خوب شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همچنان‌که قبلاً عرض شد در نگاه دینی اعم از آیات و روایات و نظر عرفا، آسمان غیر از آسمان‌هایی است که در علم هیئت مطرح بوده ۲. موضوع علمِ حروف که ابن عربی در ابتدای فتوحات آورده اساساً دستگاه دیگری است غیر از آن‌که موضوع تعداد آن مطرح باشد. نکات بسیار دقیقی در آن‌جا مطرح است. ۳. بحث در نظام‌های مختلف است که آیا عقل در کدام نظام، عقل است که بحث آن مفصل است. مثل منطق صوری که در کدام نظام عقلی منطق است. در حالی‌که در نظام منطق دیالکتیک دیگر نگاهِ منطق صوری جایگاهی ندارد. موفق باشید

30105

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز منظور از این جمله حضرت آیت الله حسن زاده چیست که می‌فرماید: اشتباهی بزرگتر از اشتباه متخیل به محسوس نیست. اجرکم عند الله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه یک جمله را منهای متن مربوطه نباید مدّ نظر قرار داد. موفق باشید

30008

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: با توجه به مباحثی که در کتاب ادب خیال، عقل و قلب فرمودید آیا کتب استاد صفایی حائری را می‌توان به عنوان یک سیر و منظورمه فکری مطالعه کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید به عنوان سیر مطالعاتی نتوانیم کتاب‌های استاد صفایی را دنبال کنیم، ولی کتاب‌های ارزشمندی می‌باشند که نباید از مطالعه‌ی آن‌ها غفلت کرد. موفق باشید

29740

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: اینکه در جواب ۲۹۷۲۹ فرمودید عرفان ادیان دیگه در جای خود معتبراند چند سوال به ذهن حقیر رسید. ۱. اگر عرفان شناخت و شهود است مگر از غیر راه ولایت و انسان کامل میشه به اون رسید؟ ۲. حتی در مورد عرفای بزرگ مثل ابن عربی و مولوی و ... خیلی از بزرگان در مقام اثبات تشیع این ها حرف هایی دارند و معتقدند غیر شیعه به مقام های عرفانی و حقایق نمی رسند. نظر حضرتعالی در این مورد چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین‌طور است. و می‌توان از سخنان ابن‌عربی این‌طور برداشت کرد که بعد از حضور اسلام، بقیه‌ی ادیان هم به نحوی محمدی هستند. به همین جهت بحث موسای محمدی و یا عیسای محمدی را مطرح می‌کنند. و در قرآن نیز داریم: «لَيْسُوا سَوَاءً ۗ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ» همه اهل کتاب یکسان نیستند، طایفه‌ای از آنها معتدل و به راه راست‌اند، در دل شب به تلاوت آیات خدا و نماز و طاعت حق مشغولند. موفق باشید

29568
متن پرسش
سلام علیکم: عرض ادب و اظهار دلتنگی خدمت استاد عزیز. ۱. یکی از رفقا خواستند از شما بپرسند: شما که می‌فرمایید هرکسی در این تاریخ در ذیل انقلاب با سلیقه خود کار کند ارام ارام در راهی که باید قرار خواهد گرفت (نقل به مضمون)، آخر بعضی ها ذیل انقلاب دارند ضربه می‌زنند بخصوص به بدنه بسیج و حوزه علمیه! با اینها چه باید کرد؟ ۲. یکی دیگر از رفقا هم ضمن سلام رساندن خدمت حضرتعالی عرضه داشتند: برخی گروهها یا کانالها یا اشخاصی که خود را به شما منتسب می‌کنند چنان رفتار بدی با بعضی ها داشتند که هنوز هم نگرانیم از این انتسابات. گرچه مدافع حق خود حضرت حق است فقط خواستیم انتقال بدهیم. ۳. سوال خود بنده: وقتی حضورتان بودیم بنده سوالی پرسیدم خدمتتان؛ اینگونه «چه می‌شود که در این تاریخ، بسیجی خود را هم سپاهی می‌بیند هم طلبه، هم دانشجو. دانشجو خود را هم طلبه می‌بیند هم ‌....‌ و الی آخر ... _ یک مقام جمعی بین اینها بوجود آمده که دانشجو، طلبه بودن خود را حتی بالقوه هم نمی‌بیند، بالفعل می‌بیند» همانطور که خود دیده اید دانشجویانی که قوه اجتهاد دارند! سوالم اینجاست که چرا با وجود این مقام جمع در روح افراد، در این زمینه، باز هم با هم کار کردن تقریبا جزو محالات شده است؟! چرا هرکس دوست دارد خودش کار کند؟ آیا ویژگی این تاریخ است که فعلا حرفها گفته شود و پس از مدتی که حرفها گفته و شنیده شد، سپس به سمت جمع نظر بروند؟ التماس دعا از حضرت استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این افراد که می‌فرمایید بخواهند و نخواهند از حضور تاریخی انقلاب اسلامی که امثال آوینی‌ها و حاج قاسم‌ها درک کرده‌اند و به سعه‌ی صدر آن‌چنانی رسیده‌اند؛ محرومند. این‌ها سقیفه‌های انقلاب اسلامی هستند و نه غدیر آن ۲. به هر حال با خودی‌ها باید با سعه‌ی صدر برخورد کرد، هرچند آن‌ها تلخ برخورد کنند، ما باید شیرین جواب دهیم. ۳. این‌که همه در هویت حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» حاضرند و همچنان‌که می‌فرمایید بحمدلله دانشجو به دنبال هویت طلبگی و طلبه به دنبال هویت دانشجویی است؛ یک بحث است و این‌که هنوز در گستره‌ی حضور همدیگر با انقلاب اسلامی همراه نشده‌ایم، بحث دیگر. بنده جلسات «حضور در جهان بین دو جهان» را از این جهت، جلسات خوبی یافته‌ام که بحمدلله رفقا همه در گستره‌ی حضور انقلاب، همدیگر را درک می‌کنند. و این پدیده‌ی مبارکی است که می‌توان در فضای گفتگوی با همدیگر بدان دست یافت، و نه گفتگوی برای یکدیگر. موفق باشید  

29563

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام: راه جمع میان آیه «علم آدم الاسما کلها» با آیه شریفه «و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا» چیست؟ چطور به آدم صاحب تمام اسما علم کمی داده شده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مقام انسان کامل و ذات انسانی به عنوان خلیفة الله، انسان حامل همه‌ی اسماء الهی می‌باشد ولی با این‌همه نسبت به علم الهی، علمِ هرکس که باشد قلیل است. موفق باشید

29374

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در حوزه علمیه چه خبر است؟! چرا یک عده فکر می کنند هر آنچه خود از دین دریافت کرده اند مطابق با واقع است و نظریات غیر از خود را اینگونه رمی می کنند؟! این همون حوزه ای است که قراره امید انقلاب اسلامی برای به صحنه اومدن تمدن اسلامی باشه؟! این حوزه در کدوم بستر تاریخی داره تنفس می کنه؟! چرا همه را داریم جاسوس و نفوذی معرفی می کنیم؟! به خدا حالمون از این رویه داره بهم میخوره؟! خب چرا به جای دعوا و تفسیق و تکفیر و لعن و... بحث علمی نمی کنند؟! بیانیه آقای اراکی، حرف های آقای خسروپناه، بیانیه جامعه مدرسین و... آیا بیانگر این نیست که دقیقا حرفهای آقای سید کمال حیدری تا حدودی درسته؟! از تحریف کلام آقای حیدری از همین بزرگان که بگذریم که کلامش را از جایگاه اصلیش خارج کردن و گاهی هم بین مسائلی خلط کردن، فقط می خوام بدونم این سیر قهقرایی چگونه دامن گیر حوزه شده است؟! هر نظری ولو ترجمه سخنان جان هیک و... آیا باید با رمی و ستیز روبرو شود ؟! آیا بیان کردن یک قرائت مشهور فقهای شیعه مبنی بر کفر اعتقادی اهل سنت مساوی با وحدت سکنی است؟! آقایون یا معنای وحدت را نفهمیدن یا اینکه... شما چند کلامی بگید شاید دلمان آرام بگیرد! نسبت به بحث و درس حوزه دیگه رغبتی ندارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: درد و دلِ دلسوزانه‌ای فرمودید. آری! به نظر بنده برخورد آقای اراکی با آقای حیدری خوب نبود. برعکسِ برخورد آیت الله علیدوستی که به نظر بنده نقد عالمانه‌ای داشتند. آقای حیدری بعضاً تندروی می‌کنند حتی در آن صحبتی که در رابطه با شیخ مفید و علامه‌ی حلّی داشتند، بی‌انصافی کردند. اما باید با بحث علمی و نقد علمی، کار را جلو برد همین‌طور که می‌فرمایید امروزه با رمی و ستیز به جایی نمی‌رسیم. موفق باشید

29359

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در تورات سفر خروج آمده است که اگر بنی اسراییل از نام خدا بپرسند حضرت حق به حضرت موسی می‌گویند بگوید هستم آنکه هستم. اما در قرآن چنین تعبیر بلندی نیست و اگر به سوره طه مراجعه شود ابدا جوابی که به «فمن ربکما یا موسی» داده می‌شود به عظمت تعبیر تورات نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم جایگاه سخن است و مخاطبی که با او باید سخن گفت. آری! در مقابل فرعون باید آن را گفت که: «رَبُّنَا الَّذي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى»‏ (طه/۵۰) پروردگار ما ابتدا خلقت هر موجودی را به او می‌دهد و سپس، آن موجود را به سوی آنچه باید بشود، هدایت می‌کند. زیرا بحث در تبیین جایگاه نبوت است، ولی آن‌جایی که بناست نظر به حضرت حق به نور احدیت شود، بحث «قل هو الله احد» پیش می‌آید که از یک طرف متذکر حضور بیکرانه‌ی اوست، و از طرف دیگر با «الله الصمد» نظر به افقی است که باید او را مدّ نظر قرار داد و این از عجایب تفکر است که چگونه اگر در همه‌جا حاضر است، باید در نسبت خود با او به سوی او را تجربه کنیم تا تشریع ما در مقام تکوین قرار گیرد که بحث آن مفصل است. موفق باشید

29308
متن پرسش
سلام: آیا اجنه جسمیت دارند؟ اون جسمیتی که در لحظه اجنه میگیره از کجا میاره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌توانند جسمیت به خود بگیرند، ولی خود به خود از جسم آزادند و همین موجب سرعت حضور آن‌ها می‌شود. موفق باشید

29145

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ادب: من خانمی ۲۷ ساله هستم و متاهل و یک بچه دارم. خدا رو شکر همسر و زندگی خوبی دارم اما چیزی که خیلی منو آزار می‌دهد اینکه من در کودکی پدرم رو از دست دادم و دوران کودکی و نوجوانی و گذشته سخت و تلخی داشتم. گاهی فکر گذشته ها به ذهنم میاد و خیلی ناراحتم میکنه. مدام افسوس و حسرت و ای کاش گذشته را دارم و از مرگ پدرم خیلی ناراحتم. نمی‌دونم با این افکار چه کنم و چطوری آرام بشم؟ خواهش می‌کنم راهکاری بدید تا به گذشته و تلخی و اشتباهاتش فکر نکنم. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره آن‌هایی که رفتند مشغول زندگی برزخی خود هستند و ما هم باید مشغول زندگی خود باشیم تا در برزخ و قیامت در صفا و استقرار و آرامش در ابدیت خود حاضر باشیم. موفق باشید

28963

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چه نیازی بود که پیامبر یا پیامبرانی بیایند و به ما وحی بگویند؟ منظورم اینکه چرا خداوند همه ما را پیامبر قرار نداد و از کجا معلوم پیامبر یا پیامبرانی در کار باشند؟ جواب منطقی و عقلی میخوام. نه جواب تاریخی و نقلی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا هرکس شایستگی آن را دارد که به مقام قرب خدا برسد و به او وحی شود؟!! در نظر بگیرید به صدام حسین وحی شود. موفق باشید

28869

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: تسلیت عرض می نمایم شهادت امام اباعبدالله الحسین علیه السلام را خدمت حضرت عالی. شما چه کتاب تاریخی را تایید می کنید؟ آیا کتاب ناسخ تواریخ که سنی یا ابن اثیر که سنی و صاحب ناسخ را حرف هایش را کسی قبول ندارد آیا درست است و کتب احادیث شما چه کتابی را تایید می‌کنید؟ چون احادیث ضیف و قوی دارد آیا تشخیص با خود ما است یا نه؟ استاد فاطمی نیا می فرمودند کار ما نیست تخصصی است. بنده کتاب آمالی مفید را دارم اگر از روش بخوانم برای کسی اشکال دارد و این کتاب اعراب گذاری ندارد و فقط ترجمه شده شما کدام مترجمین را تایید می کنید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظردادن در این موضوعات کار آسانی نیست. کتاب «حماسه‌ی حسینی» از شهید مطهری و کتاب‌های «عنصر شجاعت» از آیت اللّه کمره‌ای و نوشته‌های ابی مخنف رویهمرفته مفید خواهد بود. در مورد احادیث «اصول کافی» و «تحف‌العقول» قابل توجه است. موفق باشید

28674

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید در جواب خانمی فرمودید که کار در عرصه وکالت هم میتونه هویت شما رو معنی بده. می‌خواستم ببینم این نظر شما مربوط به سایر عرصه ها هم میشه؟ یعنی خیلی هم نوع رشته مهم نیست مهم اون نسبتیه که باهاش برقرار می‌کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که عرض شد عمده آن است که از وجهی از شخصیت انسانی خود که حضور در جهان است، غفلت نشود. موفق باشید

28244
متن پرسش
سلام علیکم: فرق مبنایی اخلاق کانت با اخلاق توحیدی و اسلامی در چیست و تمایز اخلاق توحیدی با قواعد اخلاقی و معرفتی کانت در کدام نقطه بصورت ویژه متمرکز است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بحث بسیار است. کانت اساساً به نتیجه‌ی کار اخلاقی فکر نمی‌کند، بلکه به صرف کار اخلاقی نظر دارد و انجام‌دادن آن را لازم می‌داند حتی اگر موجب قتل بی‌گناهی شود. به همین جهت به گفته‌ی شهید مطهری، در کانت دروغِ مصلحت‌آمیز نداریم. متفکران، موضوع اخلاقی که کانت مطرح می‌کند را در راستای رعایت قانون جامعه‌ی مدنی می‌دانند. شهید مطهری در کتاب «فلسفه‌ی اخلاق» ضعف‌های نگاه بحث اخلاقی کانت را مطرح فرموده‌اند. موفق باشید

28056

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در مقدمه بجهت آنکه زبان مشترکی با شما بیابم باید عرض کنم که کتاب های «ادب خیال و عقل و قلب» و «هدف حیاط زمینی انسان» (مباحث مربوط به الهام و وسوسه) و «زن آنگونه که باید باشد» و «فرزندم این چنین باید بود» را مطالعه کرده و با حقایق خیال و عقل و قلب و الهامات ملک و وسوسه شیطان آشنایی دارم (اما هنوز مبتدی هستم) و این موضوعی که از شما سوال دارم هم جهت افزایش بینش است و هم از باب دقت در تصمیم گیری. اخیرا جهت خواستگاری از خانومی اقدام کردم و در دو جلسه ملاقاتم با ایشان دچار چالش دو راهی عقل و دل گردیده ام بدین صورت که عقلم  تماما ایشان را تایید می‌کند ولی دلم اعراض دارد و هیچ حس علاقه و کششی نسبت به ایشان ندارم. حال دو راه پیش روی خود می‌بینم: ۱) این اعراض قلبی ناشی از تاثیر وسوسه ی شیطان بر خیال است بطوری که خواهان همسری با ویژگی های ظاهری بهتری باشم، که با توجه به مطالبی که در کتاب ادب خیال عرض کرده اید باید روند آشنایی من با ایشان باز هم ادامه یابد تا تمام حقیقت این خانوم برای من روشن شود آنگاه علاقه و محبت قلبی خود بخود ایجاد خواهد شد مثل ظاهر روزه گرفتن که چندان دلنشین نیست ولی حقیقت و باطن روزه زمانی که برای ما کشف می‌شود بسیار دلنشین می‌شود. ۲) با توجه به اینکه قلب همان فطرت است این اعراض قلبی من نسبت به این خانوم بدین معناست که بلکل ایشان رزق مقدر بنده نیستند و نباید بیش از این بر تحقیق و کنکاش از ایشان پرداخت و تا بدین حد دقت و زحمت در انتخاب وسواس است و همان علاقه و میل اولیه و یک بررسی اجمالی از دیانت و اخلاق و خانواده کفایت می‌کند. (کلا همسر باید به دل بنشیند) ممنون می‌شوم در این مورد مرا راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر رویهمرفته خوبی‌های‌شان مورد تأیید است و انسان، بدش نیاید ولی عرفاً زیبا باشد، إن‌شاءاللّه مودّت و رحمت الهی پیش می‌آید و مشکل حلّ می‌شود. موفق باشید

27320

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وقت بخیر خدمت استاد گرامی: یکی از کاربران در کانال لب المیزان در مورد شهاب سنگ پرسید بود در پاسخ شما فرمودید ستاره دنباله دار طارق، مسند شما چیست در صورتی که شبکه خبر در ایران و خارج از ایران شهاب سنگ اعلام می کنند. اطلاعات در مورد ستاره طارق را از کدوم منبع معتبر مطالعه کنم. این نشانه ظهور است و اینکه در همه ادیان منتظر منجی هستند چرا در قرآن اسم حضرت مهدی را ذکر نگردیده؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شهاب‌سنگ، یک بحث علمی است که در جای خودش علت آن بحث شده است. ۲. ستاره‌ مبحث دیگری است که ربط به حضور حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» ندارد. ۳. در مورد بحث علت نام‌نبردنِ ائمه «علیهم‌السلام» در قرآن، بحثِ سومی است که در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت است، می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید

27250

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد: قصد داشتم رذایل اخلاقی خود را مانند ترس، خجالت، عدم اعتماد بنفس و غیره را در خود از بین ببرم که با مباحث شما آشنا شدم و حالا حدود دو سال و نیم است مباحث شما را دنبال می‌کنم و کتابهای ادب خیال عقل و قلب، جوان و انتخاب بزرگ، آشتی با خدا، ده نکته از معرفت نفس، خویشتن پنهان، برهان صدیقین و حالا هم کتاب معاد بازگشت به جدیترین زندگی را مطالعه می کنم. در حین مطالعات و روشن شدن بعضی مسائل خواستم به دانسته‌هایم عمل کنم و به اندازه ای به خدا نزدیک شوم و رذايل اخلاقیم را بر طرف کنم ولی هر بار یک شبهه و مسئله پیش می آید و انگیزه و اراده ام برای کار از بین می‌رود. بعد کلی وقت می گذارم شبهه و مسئله حل می شود دوباره یک شبهه و مسئله دیگر، و در دل آن شبهه یک شبهه و مسئله دیگر پیدا می شود و حالتی پیدا کرده‌ام که برای یک موضوع اینقدر شبهه و مسئله ایجاد می‌شود یا ایجاد می کنم که خود را به زمین می زنم و انگیزه و اراده ام برای کار از بین می‌رود. و کارهای عبادی که قبلاً انجام می دادم دیگر انگیزه‌ام برای آنها کم می‌شود و همچنین اعتقاداتم به قرآن و پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیه‌السلام و تقریباً تا از نظر عقلی قانع نشوم شور و انگیزه‌ای ندارم. اين حالت قرار است تا کی ادامه پیدا کند؟ اصلاً بعضی وقتها می گویم چه می شد مثل بعضی ها بودم که خیلی مسلط به مسائل از نظر عقلی نیستند ولی از نظر اعتقادی و اخلاقی خیلی عالی هستند. باید از کجا شروع کنم آیا کتاب محضرات آیت الله سبحانی خوب است؟ مشکل از کجا است؟ لطفاً راهنمایی کنید. خیلی شرمنده که طولانی شد. با تشکر. لطفاً در سایت یا به ایمیلم جواب بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: این حالت بد نیست بگذارید در عبور از چنین شبهات، فربه و فربه‌تر شوید. ثانیاً: کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» را که بر روی سایت هست اگر دنبال کنید، دمِ دست‌تر به جواب‌هایتان إن‌شاءاللّه می‌رسید. ثالثاً: به متن جلسه‌ی ۶ از «مناجات التائبین» تحت عنوان «با دعا در آغوش خدا» که در کانال «مطالب ویژه» به آدرسhttps://eitaa.com/hasannazari110 هست رجوع فرمایید. موفق باشید

27081
متن پرسش
با سلام: اراده ام بر این است علوم خفیه را در دایره ای که اسلام آن را جایز بداند برای لمس عالم غیب فرا بگیرم. ولی راه را نمی شناسم و نمی دانم از چه منابعی و یا محضر کدام اساتید و علما میتوانم به مراد برسم. اگر می شود راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد ورودی نداشته‌ام و چیزی نمی‌دانم. موفق باشید

26996

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی و تبریک سال و آرزوی بهترین ها برای شما. استاد من خیلی علاقه برای تحصیل در حوزه علمیه دارم و الان هم که در دبیرستان درس میخونم سیر مطالعاتی خودم رو دارم و تا حدودی دروس حوزه سنتی حوزه رو پیش می برم اما خانواده من اصلا راضی که من حوزه برم یا این دروس رو بخونم می‌خواستم که اولا نظر شما رو بدونم؟ و ثانیا که یک راه حلی پیش روی ما بزارید؟ و ثالثا اینکه آیا با این شرایط خوب هست که حوزه برم؟ خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر خداوند میل به حوزه رفتن را در شما ایجاد کرده و استعدادتان هم بالاتر از متوسط است، خوب است که حوزه را ترک نکنید. عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی  ۲۶۸۸۹ در این رابطه شده است خوب است به آن‌جا رجوع فرمایید. موفق باشید

25483
متن پرسش
سلام: امیر المومنین علیه السلام می‌فرمایند خدا را به وسیله فسخ اراده ها و نقض تصمیم‌ها شناختم. منظور حضرت چیست؟ مگر نه اینکه انسان مختار است و اراده ی به ثمر رساندن اهداف خود را دارد. هر چه را طالب باشیم همان را بدست می آوریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چنین نیست که انسان تصور کند می‌تواند مدیر عالم بشود و هر تصمیمی بگیرد محقق می‌گردد. آری! در بستر رحمت الهی آن‌چه مصلحت انسان باشد و انسان همت کند، از طرف خداوند عطا می‌شود. موفق باشید

23800

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با تشکر از زحمات شما بزرگوار. سوال بنده از استاد بزرگوار نیست، از دست اند کاران هست که میخوام بدونم مباحث شرح مصباح الولایه تبدیل به کتاب نمیشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فعلا نه. به نظر می‌آید صوت حضور بیشتری به مستمع می‌دهد. موفق باشید

36257
متن پرسش

مگر قرار نبود نماز ما را از فحشا باز نگه دارد، مگر روزه نبود برای اینکه از لقمه بگذریم و به لقمان برسیم، پس کو؟ چرا هرچه رکوع و سجود بجا می آوریم چرا در مسیر اربعین که قرار می‌گیریم چرا روزه که می‌گیریم، تغییر حس نمی شود؟ و الله این درد کجا برم که نمازم بجا و روزه ام بجا و گناهانم نیز بجا!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که احساس می‌کنید باید در جای دیگری باشید و گناهان را تأیید نمی‌کنید را، ساده نگیرید. حتماً داستان دلسوخته اى که هر شب خدا را مى خواند و ذکر الله از دهان او نمى افتاد. در همه حال لفظ الله بر زبان داشت و یک دم از این ذکر، نمى آسود. شنیده‌اید که شبى شیطان به سراغش آمد و گفت: این همه الله را لبیک کو؟ چگونه او را این همه مى خوانى و هیچ پاسخ نمى شنوى؟ اگر در این ذکر، سودى بود، باید ندایى مى شنیدى و لبیکى مى آمد. مرد، شکسته دل شد و به خواب رفت. در خواب حضرت خضر را دید که به او مى گوید: چه شد که از ذکر بازماندى؟ گفت: همه عمر او را خواندم، هیچ پاسخ نشنیدم. اگر بر در کسى چند بار بکوبند، پاسخى شنوند. من سال ها است که الله مى گویم و لبیک نمى شنوم. ترسم که مرا از خود رانده باشد و سزاوار لبیک نباشم. خضر گفت: هرگاه که او را خواندى، او تو را پاسخ گفته است. گفت: چگونه؟ گفت: همین که او را مى خوانى، او تو را حال و توفیق داده است که باز بیایى و الله بگویى. آن الله گفتن هاى تو، لبیک هاى خدا است. اگر رد باب بودى، آن توفیق نمى یافتى که باز آیى و باز او را بخوانى. بدان که اگر در دل تو سوز و دردى است، آن سوز و گدازها، همان فرستادگان خدا هستند که از جانب خدا تو را پاسخ مى گویند و به درگاه او مى کشانند. و جناب مولوی آن مطلب را به این صورت مطرح کرده است:
گفت آن الله تو لبیک ماست /  آن نیاز و درد و سوزت پیک ماست
ترس و عشق تو کمند لطف ماست /  زیر هر یا رب تو لبیک هاست
موفق باشید

 

34546

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب به محضر استاد طاهرزاده: در روایاتی داریم که می‌فرماید اگر فلان عمل را انجام بدهید یا فلان ذکر را بگویید، مانند روزی که که متولد شده اید از گناهان بیرون می روید (الْخُرُوجُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ اللَّهِ كَهَيْئَتِهِ يَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّه‏). و با توجه به اینکه از حضرتعالی بارها شنیده ایم که می فرمودید: «نتایج هر عمل عبادی در صورتی محقق می‌شود که شرایط مقتضی فراهم باشد». حال اولاً: اگر امکان دارد قدری در مورد این «شرایط مقتضی» توضیح دهید. ثانیاً: چرا ما با انجام آن عمل یا ذکر، آن گشودگی و نورانیت و طهارت و تخلیه ای که آن نوع روایات متذکر شده را احساس نمی کنیم؟ با سپاس و التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر آن عمل که فرموده‌اند موجب خروج از گناه می‌شود را، در شرایط خود انجام دهیم مثل همین اعتکافی که پیش آمد؛ حقیقتاً انسان با شخصیتی جدید می‌تواند زندگی را شروع کند. شرایط مقتضی یعنی شرایطی که آن عمل، حقیقتاً محقق شود. مثل آن‌که در اعتکاف انسان بتواند از زندگی بیرونی خود منقطع گردد و بیش از پیش نزد خود باشد و در جهانی که در خود شروع می‌کند با ابدیت خود و با حضور در محضر حق، با خود روبرو شود. موفق باشید

32596

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام بر شما: در فلسفه ذات هر چیزی به هیچ عنوان تغییر نمی‌کند و سگی که ذاتش عین جنس هستش و بهشت محل افراد پاکیزه است و خدا سگ اصحاب کهف را چطور به بهشت می برد و ذاتش رو پاک می‌کند؟. ۲. به آقای سید محمد حسین طباطبایی صاحب المیزان گفتند در حجره یکی از طلبه ها غیبت کردند گذاشتند و رفتند در حجره هیچ کسی نبود از آنجا رفته بودند و گفت این حجره جای ماندن نیست و بر روح و خلق افراد تأثیر می زارد و اصلا وابدا دیگر هیچ وقت و هیچ طلبه ای نباید از آن حجره استفاده کند دلیل سخن علامه طباطبایی چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عنایت داشته باشید که اگر فرموده‌اند سگ نجس‌العین است، این به معنای آن نیست که ذات سگ که موجودی است از موجودات عالَم، نجس است، بلکه منظور آن است که در نسبت با ما نباید به گمان این‌که می‌توان آن را تطهیر کرد، وارد زندگی‌مان بشود از آن جهت که مظهر نفس امّاره است، وگرنه در جای خود موجود مفیدی است که باید از آن استفاده شود. ۲. به نظر می‌آید اگر هم چنین سخنی را حضرت علامه فرمودند؛ یک تذکر اخلاقی است در شرایط خاص. وگرنه جایی برای مردم در روی زمین نمی‌ماند از آن جهت که بالاخره هر گوشه‌ای از دنیا غیبتی صورت گرفته. موفق باشید

نمایش چاپی