بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31745

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر طربناک استاد سلام و درود: کره زمین در چه زمان و فضایی رو به نیستی و زوال می‌رود؟ برای تبیین بیشتر سوال باید عرض کنم: ما در مباحث معرفت النفسی داریم که اگر انسان در شرایط و بستر طبیعی رشد کند و عواملی مثل چشم زخم و تصادف و بیماری های غیر منتظره انسان را زودتر از وقت مقدر حیاتشان به وادی مرگ جسمی نکشاند، به تدریج از جایی به بعد این روح احساس می‌کند با نظر به این جسم نمی‌تواند ادامه حیات دهد و باید از نظر و تدبیر جسم دست بردارد و به عالم بالا برود. حال سوال این است که رسیدن قیامت و نابودی کره زمین هم در این ساحت اتفاق می افتد؟ یعنی روح جمعی بشر (منظور روح تکوینی که مختص همه ماست) در آینده به چنان تعالی و معنویتی در کره زمین نائل می‌گردد که گویا دیگر نمی‌توان در کره ای مادی با چنان ظرفیت متعالی و معنوی زندگی کرد و آن هنگام است که خورشید افول می‌کند و در نفخ صور می‌دمند تا روح جامع بشری که روزی از عالم ملکوت به عالم ماده آمده بود دوباره از عام ماده به عالم ملکوت برود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بحث «حرکت جوهری» در این مورد بسیار کارساز است زیرا در هر صورت نفوس انسانی تحت تجلیات انوار الهی همراه با عالم ماده در کلیت‌شان از قوه به فعل می‌رسد و در همین رابطه انسانِ آخرالزمانی به میان می‌آید. موفق باشید

31598
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: اگر فرض بگیریم تمام مردم ایران هم واسه پیاده‌روی دارن یقه‌ پاره میکنن، آیا میشه نتیجه گرفت مردم ما مذهبی‌تر شدن؟ چرا که دینداری یه ظواهری داره و یه حقیقتی؛ بنظر میاد بعد از انقلاب ظواهر دینداری به شدت رشد کرده ولی در زمینه حقیقت دینداری بحث فرق داره. در عموم مردم حقیقت دینداری هم تضعیف شده بخاطر عواملی مثل تهاجم فرهنگی و مثل آن و در عده قلیلی -که از ثمرات انقلاب هستن- حقیقت دینداری به شدت رشد کرده. اگر اربعین یکی از ظواهر دینداریه، بنظر میاد ما باید برای قضاوت کردن دنبال شاخص‌های دیگه‌ای باشیم که نشانگر حقیقت دینداری هستن. میشه گفت که دستگاه امام حسین اساسا چون جاذبه شورانگیز زیادی داره، روی عمده پیروانش نمیشه حساب کرد؟ هرچند بالاخره دینداری ممکنه از ظاهر به باطن حرکت کنه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً بشر جدید شدیداً به دنبال دینداری حق‌الیقینی است تا تمام ابعاد وجود او در نسبت با خدا قرار گیرد. امری ماورای بهشت‌رفتن و جهنم نرفتن و رخداد اربعینیِ سال‌های اخیر از این جنس است و مردم به دنبال این نوع دینداری می‌باشند. در این رابطه عرایضی در جلسه پنجم «کربلا و برگشت به شور ایمانی گمشده» شده است. بحث را می‌توانید در کانال «مطالب ویژه» بیابید. موفق باشید

31553

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: بنده بین دو گانه ای از زندگی هستم که نمی دونم تا حدودی چی‌کار کنم! دانشجو معلم هستم. علاقه و دغدغه دارم تو حوزه های فرهنگی و تربیتی کشور به طور ویژه همون طور که رهبری مدنظر داره افسر آگاه جنگ نرم، سپاه پیشرفت کشور بسیار کنم هم فکری هم عملی، یعنی زیاد می‌خوام درس بخونم از طلبگی گرفته تا بحث های مرتبط و بدرد بخور دانشگاهی، که اگه خدا توفیق بده فردا روزی علاوه بر تسلط به مبانی دینی، فرهنگی، اسلامی، حوزه های تاثیر گذاری و پذیری جاهایی که از سن کوچک تا بزرگ کشور و انقلاب دشمن داره مورد حمله نرم قرار میده فهم و مقابله کرده به طرق مختلف معلمی، فضای مجازی، سینما و... که میشه که معارف دین و انقلاب عرضه بشه و هم اگه توفیق و توانی بود انسان های در راه برای این راه تربیت بشن، اما در حال حاضر موضوع این جاست که با توجه به این دغدغه و وسعت کار در آینده، وضعیت فعلی اینه که در خود هم از لحاظ عاطفی،... در صورت تاخیر در آن از لحاظ روحی و عاطفی مقداری به مشکل بخورم اما در کل ترس دارم نه برای بحث اقتصادی که الحمدلله به واسط معلمی حقوقی دارم از لحاظ این که به اون دغدغه ها نرسم و درگیر زندگی معمولی و روزمره شوم از طرفی ترس در تاخیر که به مشکلاتی بر بخورم از جمله سن زیاد، عدم انعطاف، مشکلاتی روحی و عاطفی و... هم برای اینکه چه کارهایی انجام بدم که در دغدغه هایی که عرض کردم موفق بشم توصیه ای کنید. هم تو مسئله دوم بیزحمت. ممنون میشم التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی به ایمیل تان این‌طور جواب داده شد: إن‌شاءالله به این فکر باشید که با خانواده و خانمی ازدواج کنید که شما را در اهداف‌تان همراهی نمایند. البته به شرطی که با مقدس‌مآبی‌های افراطی کار را سخت نکنید. موفق باشید

31121
متن پرسش
سلام استاد گرامی: وقت بخیر. در موضوع انتخابات از لحظه پیروزی آقای رئیسی تیترهای رسانه های خارجی خیلی عجیب شده اند. می خواستم نظرتون رو در این موررد جویا شوم. با توجه به عنوانی که در یکی از پیام ها هم بیان فرمودین «در این انتخابات ریلی که با دولت سازندگی بعد از دفاع مقدس گذاشته شد و کار به این‌جا کشید؛ تغییر کرده است.» آرای باطله در ۱۳ دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران انتخابات ۱۴۰۰؛ تخلفات احتمالی رئیسی رسیدگی می‌شوند؟ انتخابات ۱۴۰۰؛ «آراء باطله»، رقیب اصلی ابراهیم رئیسی عفو بین‌الملل خواستار تعقیب قضایی ابراهیم رئیسی بابت «جنایت علیه بشریت» شد. رئیسی درباره اتهام «جنایت علیه بشریت» در اعدام‌های ۶۷: به عنوان قاضی باید تشویق شوم انتخابات ۱۴۰۰؛ ابراهیم رئیسی از «هیات مرگ» تا «هیات دولت»؟ اطلاع زیادی از روند کلی و اتفاقی که افتاده است ندارم ولی نگاه به این تیترها این حس را القا می کند که تیر دقیقا به هدف اصابت کرده است. سوال این است چه تحول بزرگی در حال رخداد است؟ اگر موردی هست وظیفه ماها به عنوان افرادی که دل در گرو انقلاب دارند چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! 40 سال تبلیغاتشان را بر بادرفته می‌بینند. همه امیدشان آن بود که ادامه نظام اجرایی ما در بستر نئولیبرال‌ها ادامه پیدا کند و حال با شخصیتی روبه‌رو شده‌اند که از جنس انقلاب است. به نظر بنده هزار بار در جهنم بروند راحت‌ترند از این که ببینند انقلاب بحمدلله در بستر اصیل خود در حال ورود است. در چنین شرایطی است که معنای خود را از دست می‌دهند و لذا مجبورند مانند فردی که سختْ عصبانی است، هر تهمتی از زبان‌شان درآید. موفق باشید

31112

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: به نظرتون این متن درسته؟ بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم تبیین عالم ذرّ جسم و جسد پس از توضیح ماده و صورت و تشکیل جسم از این دو، به تبیین بدن و بُعد جسمانی از دیدگاه ملاّصدرا رسیدیم. بدن اصلی نفس را بدنی معرفی کردیم که هم خواص مجرد و هم خواص طبیعی دارد. این بدن با نفس، ترکیب اتحادی دارد و همان است که با عنوان بدن برزخی شناخته می‌شود. بدنی که از آن سخن می‌گوییم، در واقع قوّه‌ای از قوای نفس است که نفس برخی از افعال خود را با آن انجام می‌دهد و آن را به حرکت وامی‌دارد. این بدن نیز به خودی خود نمی‌تواند از نفس تخلف کند؛ تا جایی که به دلیل اتحاد نفس با بدن خود، بدن نیز همراه با نفس می‌رود تا به تجرد می‌رسد. روشن است که این بدن، غیر از بدن ظاهری است که از ترکیب عناصر چهارگانه تشکیل شده. زیرا بدن ظاهری تحت تأثیر حالات گوناگون تغییر حالت می‌دهد، دچار ضعف و سستی می‌شود، تجرد و بقا ندارد و در مرتبه‌ای از نفس جدا می‌گردد، که همان مرگ است؛ پس معلوم می‌شود اتحاد با نفس ندارد و تابع آن نیست. علاوه بر این گفتیم بدن اصلی نفس، حرکت جوهری دارد و حرکت جوهری از نقص رو به کمال است؛ اما بدن ظاهری برعکس، به مرور زمان زایل می‌شود و رو به فنا می‌رود. بدن اصلی، از قوای نفس و در واقع رتبۀ نازل آن است؛ یعنی نفس در رتبۀ نازل خود با این بدن تحقق می‌یابد. بدن ظاهری را نیز همین بدن انشا می‌کند. یعنی بدن ظاهری، بدن مرتبۀ نازل نفس است که برخلاف بدن اصلی، با خود نفس غیریت دارد. پس معلوم می‌شود در ابتدا بدنی در کار نبوده که نفس در آن حادث شود؛ بلکه حدوث نفس مساوی است با شکل‌گیری بدن اصلی که به آن جسم می‌گوییم و این همان معنای جسمانیةالحدوث است. در واقع نفس پیش از تشکیل بدن ظاهری، جسمانیةالحدوث شده و پس از حدوث، با جسم حرکت می‌کند؛ تا اینکه در عالم طبیعت قرار می‌گیرد و بدن ظاهری را انشا و در آن تصرف می‌نماید. به این ترتیب دیگر در تبیین آیۀ الست نمی‌شود این اشکال را وارد کرد که: «عالم ذرّ نمی‌تواند موطن نفس باشد، چون نفس جسمانی است و در عالم ذرّ، جسمی نبوده است!» زیرا منظور از این جسمانیت، عناصر چهارگانه و جسد مادی نیست. بدن اصلی نفس یا همان جسم، پایین‌ترین رتبۀ تجرد و نقطۀ اتصال عالم محسوس و مجرد ماست و ما با آن بدن به روحانیةالبقا می‌رسیم. اما مشکل اینجاست که بدن ظاهری یا همان جسد را اصل دیده‌ایم، از ضعف و بیماری‌اش هراس داریم و می‌ترسیم که وقتی با مرگ، این بدن را از دست بدهیم، چطور از نعمت‌های بهشتی استفاده کنیم! حال آنکه خاصیت این بدن، همین است و گریزی از ضعف و بیماری و مرگ ندارد. اصل، بدنی است که در ابدیت با آن زندگی خواهیم کرد و باید مراقب آن باشیم. زیرا نفس همیشه و در هر عالمی بدن اصلی خود را که جسم است، دارد و می‌تواند بدن متناسب با آن عالم را برای خود بسازد؛ در دنیا با عناصر چهارگانه، در برزخ با ملکات و در قیامت با عقل. برای همین است که به عنوان مثال، بینایی به عنوان یکی از قوای نفس، نه تنها در عالم ماده، بلکه در برزخ و قیامت نیز چشمی متناسب با آن عوالم دارد که آلت و مجرای ظهورش است؛ چنان‌که در روایات آمده است[1]. تدبیر ذاتی نفس برای بدن اصلی، این است که هرگز از آن جدا نمی‌شود و هرگز نمی‌میرد. نور حیات و حس و ادراک نیز در همین بدن اصلی، جاری و ذاتی است و دردها و لذت‌های مادی را آن بدن درک می‌کند، نه بدن ظاهری. اما جسد ذاتاً جماد است و نفس، آن را برای ادارۀ امور ناسوتی خود می‌سازد. بعد هم با قوای خود در آن تصرف و تدبیر می‌کند. البته با اینکه ساختن و تدبیر جسد، به عهدۀ نفس یا همان بدن اصلی است، اگر جسد به نحو معتدل ساخته و تدبیر نشود، تقصیر نفس نیست؛ زیرا نفس با عناصر و موادی که به آن داده شود، کار خود را می‌کند. پس اگر مثلاً عنصر آتش در این مواد غالب باشد، بدنی هم که ساخته می‌شود، معتدل نیست و غلبۀ صفرا دارد. از همین روست که در اسلام این‌همه به نوع تغذیه، سبک زندگی و حتی رفتار و گفتار و افکار مادر در دوران بارداری اهمیت داده شده و پس از آن برای شیردهی و تربیت فرزند نیز آداب بسیاری آمده؛ همه برای اینکه در دنیا بدن کودک با مزاج سالم و معتدل ساخته شود. همچنین ملکاتی در او رشد کند که بدن فردایش را نیز معتدل و زیبا بسازد. نتیجه آنکه ماده‌ای که صورت نفس را می‌پذیرد و نفس در آن تصرف می‌کند، این بدن ظاهری ثقیل نیست؛ بلکه ماده‌ای لطیف، معتدل و نورانی است که استعداد و شوقِ تجرد دارد؛ برخلاف جسد و بدن ظاهری که می‌خواهد در دنیا بماند! آن مادۀ لطیف یا همان جسم و بدن اصلی، متناسب با جوهر نفس است. اما جسد با جوهر نفس، تناسبی ندارد؛ ازآن‌رو که برخلاف نفس، فانی است. بنابراین هستی و حتی بدن ما این بدن ظاهری نیست که نگران باشیم پس از مرگ بدون آن چه کنیم! ما قبل از این بدن بوده‌ایم؛ پس از این بدن هم خواهیم بود. بدن ظاهری، بدنی عاریه‌ای است که نمی‌تواند جزء حقیقت موجودیت ما باشد؛ زیرا تنها به عنوان پوشش و غلافی برای جسم ساخته می‌شود، آن هم صرفاً در محدودۀ دنیا؛ و همچون لباسی است که کهنه و پاره و دور انداخته می‌شود. منظور از جدایی نفس از بدن هنگام مرگ، کندن همین لباس است که از اول هم خارج از ذات نفس بوده؛ نه جدایی از بدن اصلی. ذاتی جسد، پوسیدن و از بین رفتن است. اما برای کسی که آن را اصل دیده و وقت و انرژی‌اش را صرف بدن ظاهری کرده، همین پوسیدن و از بین رفتن، عذاب است. برعکس کسی که این بدن را اصل نگرفته، وقتی از دنیا به موطن اصلی خود رفت، لباس دنیایش را درمی‌آورد و تازه آرام و سرحال می‌شود. مثل کسی که از محل کار و جامعه و بازار به خانه برمی‌گردد و قبل از هر کاری لباس خود را عوض می‌کند و متناسب با خانه می‌پوشد تا راحت و آسوده باشد. اگر آیات قرآن را دربارۀ نفس و خلقت آدمی درک می‌کردیم، این مسائل برایمان روشن می‌شد و همۀ سؤالاتمان دربارۀ نفس، بدن، عذاب قبر، برزخ، قیامت و... به پاسخ می‌رسید. اما افسوس که اهل تفکر و تدبّر در آیات خدا نیستیم! [1]- بحارالأنوار، ج65، ص82.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این موضوع بیشتر باید فکر بفرمایید که «حرکت جوهری» صرفاً مربوط به عالَم ماده است و در همین بدن مادی صورت می‌گیرد. باید توجه شود این بدن در دوره جنینی آماده قبول نفس می‌گردد و در بستر این بدن، بدنِ برزخیِ خود را می‌سازد و البته پس از مدتی با بدن برزخی خود، خود را ادامه می‌دهد و قصه «روحانیة البقا» یش شکل می‌گیرد. موفق باشید

30945
متن پرسش
سلام استاد: این جمله: وقتی خود را به صراحت در معرض تکنولوژی قرار دهیم به ناگهان خود را درگیر فراخوانی آزاد بخش می یابیم این جمله از مقاله پرسش از تکنولوژی است این به چه معناست؟ از عقل تکنیکی توضیح بیشتر بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته جناب آقای مارتین هایدگر، با نظر به ماهیت اصیل تکنولوژی به عنوان عطای الهی جهت درک بیشتر طبیعت، انسان‌ها ناگهان خود را درگیر فراخوانی آزادبخشی می‌یابند جهت انتخابی گشوده نسبت به ارتباط‌شان با طبیعت. که بحث آن مفصل است. پیشنهاد می‌شود در کنار مطالعه کتاب، صوت مباحث را نیز دنبال بفرمایید. موفق باشید

30868

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: ببخشید اینکه شما می فرمایید مثلا جایگاه صله رحم در عالم بالا چیست و حقیقتی عرشی دارد. جایگاه پدر و مادر همسر در عالم بالا چیست؟ و آیا مادرشوهری که با زبانش عروس رو میسوزونه نباید باهاش قطع ارتباط کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قطع ارتباط نه. به هر حال با تحمل آن‌ها، خداوند به ما سعه‌ صدر می‌دهد و می‌فهمیم ما نیز بی‌نقص و ضعف نیستیم. موفق باشید

30769

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام استاد: در پشت آسمان هستم و راهم نمی دهند چه کنم به علت بیماری نمی توانم روزه بگیرم گاهی می‌سوزم چکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «دلا بسوز که سوزِ تو کارها بکند» وقتی نمی‌توانید روزه بگیرید و اراده‌ی انجام آن فریضه را دارید، شما را چه غم؟!! موفق باشید

30640

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در شرح مناجات شعبانیه یک جای آن فرمودید، وقتی راه باز شد و دل آمد وسط، هم ملک می آید و هم شیطان که با التماس و ناله باید از این مرحله رد شد، اینکه در مورد ماه شعبان گفته میشه باید راه پیدا بشه، و اون راه در ماه رمضان کمک می کنه، منظور از این راه آیا دل هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با عقل، در میدان می‌آییم تا همچنان‌که در جواب سؤال شماره‌ی 30639 عرض شد آرام‌آرام دل، منوّر شود. موفق باشید

30579

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد: اواخر این سال، سالی که حضرت حق با اسمایی بس جدید با خلق خویش رخ نمود توفیق شد با ظن خویش، یار که چه عرض کنم خاکسار و خاک راه مولانا و محی الدین افضل الخلایق بعدالنبی باشم نظر کم نظر حقیر به توفیق یزدان بی نظیر گشوده شد بر مثنوی داستان دقیق دقوقی و فصوص فص موسوی چه کرده اند این دو آنچه عین ثابتم می طلبد ره یابی به ژرفنای این دو اقیانوس بی کران است آنچه در شارحان اندک مثنوی انسان مشاهده می‌کند معنی لغت است و یا در دستگاه محی الدین مولانا را به تفسیر می کشند و این بحر را نمی‌توان در بحر دیگری مستحیل کرد هر دو وجهی از وجوه حقند همانگونه که شیخ در مورد خراز این راز را بیان کردند راستی استاد معنی تحت اللفظی دقوقی را کجا بیابیم چه رسد به شرح شرحه ای از آن؟ باری استاد پس از سالیانی سرگردانی در کویر ظمائات و ظلمات به مجمع البحرین رسیدم و قصد جمع بین این بحرین دارم سابق پرسیدم و رهی نگشودید چه کند این سبو شکسته در جنب این دو بحر بل جنب الله. سوال دیگر آنکه در تراکتاتوس ویتگنشتاین در آخر رساله زیرپل کل رساله را می زند و تشبیه به نردبانی می‌کند که پس از استعمال مستعمل می‌شود و دیگری نیازی بدو نیست جز آنکه باعث می‌شود پای بر بام نهیم و چشم انداز او سعی در منظر خویش داشته باشیم در آخر فصوص هم بنظر رسید محی الدین تز خویش را نفی می‌نماید تا به سنتزی برسد و در انتها اشاره به سبیل می‌کند و اینکه گویا کل فصوص با اینکه نفیش کردم راه بود و معبری است نه اقامتگاه و در مورد هایدگر هم می‌بینیم که در مورد مجموعه آثارش نقلست آثار را خط می زند و به جای آن راه ها می‌نویسد این برداشت را تایید می فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. جمع‌بندیِ بنده بعد از رجوع به عرفان و فلسفه‌ی صدرایی و فلسفه‌ی غرب به‌خصوص هایدگر و گادامر، حضور در جهانِ بین آن دو جهان است که تحت عنوان کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی بین دو جهان» در دست چاپ می‌باشد. امید است مفید افتد. صوت آن مباحث روی سایت هست http://lobolmizan.ir/sound/1319 موفق باشید

30084

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: برخی از علما فرق انسانهای کامل را در شدت و ضعف آنها می دانند و عقیده دارند که مثلا حضرت یونس و یا حتی عاصف این برخیا انسانهای کاملی بودند و جامعیت اسمایی داشتند ولی شدیت آنها که با واحد حرف سنجیده می‌شود در حد ائمه اطهار نبوده است مثل اینکه نور نزدیک خورشید جامع ۷ رنگ است و نور سطح زمین هم همینطور و فرق آنها به شدت و ضعف است حال آیا می‌توان نتیجه گرفت که حضرت یونس یا عاصف هم بر اساس اسم حی یا اسم شافی می‌توانستد همان کار حضرت عیسی را انجام دهند اگر پاسخ مثبت است پس جریان قرانی حضرت ابراهیم چه می‌شود که مظهریت اسم حی را طلب کرد و پاسخ مثبت شنید ولی عزیر پیامبر آن قابلیت را نداشت و جواب رد شنید با اینکه او هم انسان کامل است و به گفته بعضی بزرگان چیزی را طلب کرد که در حد و اندازه او نبود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم به حکم «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ» درجه‌ی انبیاء متفاوت است و به هر کدام، تصرفی که اقتضای نبوت و مأموریت آن‌هاست داده می‌شود. موفق باشید

29524

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. استاد سلام: اگر بناست نظام اسلامی در کشور پیاده شود آیا در دل همین چهارچوب فعلی باید پیش رفت که مجلس و دولت و غیره داریم یا نظامی بهتر از این قابل تصور است و در چه صورتی خدا در اجتماع حاضر می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بالاخره بزرگان مؤسس قانون اساسی فکر کردند و به تصوری بهتر از آنچه پیش روست، نرسیدند وگرنه بر آن تکیه می‌کردند. ۲. اگر اجتماع مردم به قصد صلاح، گرد هم آیند حتماً حضرت ربّ العالمین کمک می‌کنند. موفق باشید

28804
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در تفسیر سوره حدید حدیثی را بیان فرمودید که بالاترین عبادت فکر کردن است و از این تفسیر شما نسبت به این حدیث یه بی میلی نسبت به اعمال دیگر بجز واجبات در انسان بوجود می آید، مثلا طرف می گوید اگر اینطور است من بجز واجبات اعمال دیگری انجام نمی دهم و فقط فکر می کنم، استاد این چطور باید حل شود برای فرد؟ آیا می شود به این موضوع اینطور نگاه کرد، یعنی اگر قرار است قرب به سوی خدا پیدا کنیم یکی از لوازمش تفکر است یکی اش نماز شب است یکی اش گریه بر مصائب اهل بیت (ع) است و ... یا اگر هدف شناخت خدا است منظور شناخت اسماء و صفات، بگوییم یکی از لوازمش تفکر است دیگری نماز شب و دیگری گریه بر مصائب اهل بیت (ع) و نوکری در خانه اهل بیت (ع) و...، می شود گفت هیچ کدام بر آن یکی پیشی نمی گیرد و این ها با هم انسان را به آن هدف منظوره می رساند؟ در جای دیگری هم فرموده بودید کسانی هستند که اعمالی به آن صورت انجام نمی دهند ولی چون حضورشان زیاد است، بدون اعمالی زیاد، سیری سریع به سوی قرب خدا می کنند، و چیزی ذهنم را درگیر کرد این بود که فرض بفرمایید مثلا وجود نورانی حضرت امیر (ع) که مقامشان از تفکر هم بالاتر است و در مرتبه شهود هستند روزی هزار رکعت نماز می خواندند چطور می شود کسی بدون این اعمال به تنهایی، اولا اینکه حضورش زیاد شود و دوما در فرض صحت با داشتن حضوری قوی در عالم هستی سیری سریع داشته باشد؟! و حضرتعالی قبول دارید کسی که نماز شب می خواند و ... مطمئنا بهتر می تواند فکر کند در اسماء و صفات خدا یا هدف های دیگری که دارد؟ آیا می توان گفت همه ی این اعمال به هم وصل هستند و جدایی ناپذیر از هم هستند؟ و لازم به ذکر است که حقیر با این عرایض نمی خواهم بگویم که شما نماز شب و ... را نفی می کنید. در این ایام ملتمس دعای خیرتان هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدللّه متوجه و متذکر نکات خوبی هستید. آری! اگر معرفت انسان به حضرت معبود زیاد شد، آن‌طور که حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در حدیث ۱۲ کتاب «چهل حدیث» می‌فرمایند که افضل عبادات، پیمودت تفکر در رابطه با خدا و آثار خداوند است؛ در آن صورت عبادات انسان روح دیگری به خود می‌گیرد و انسان با تکرار عبادات در آن معارف عالیه مستقر می‌شود و از قرب الهی تغذیه می‌کند. موفق باشید  

28474
متن پرسش
سلام و درود: در فرمایشات شما توجه به سیره اهل بییت علیهم السلام، عرفا، امام و شهدا را می بینیم به نحوی که بسیار جدی تلقی می شود. وجه تذکر به این امر چیست؟ و در توجه نکردن به سیره چه مشکلی پیش می آید؟ توجه به سیره که در سنت خودمان می بینیم چه نسبتی با توجه به سیره در سنت فلسفی هرمنوتیکی دارد؟ یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطلب فوق‌العاده مهمی است از آن جهت که هر تئوری هر اندازه هم که مهم باشد اگر صورت تعیّن‌یافته‌ی آن در میان نیاید، یک مفهوم فکری است و به گفته‌ی گادامر، حقیقت در تعیّنات خودش خود را معنا می‌کند. به همین جهت در قرآن در کنار «اطیعوا اللّه»، «اطیعوا الرّسول» را آورد تا تنها به رهنمودهای فکریِ قرآنی بسنده نشود. موفق باشید

27744

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: از آنجا که هر دینی ادعای برتری دارد من چگونه می توانم به برتری اسلام پی ببرم؟دنبال بهترین اثبات برای دین می‌گردم و از شما بهترین اثباتتان را می‌خواهم. لطفا اگر جوابی دارید بگویید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی ادیانِ ابراهیمی خوبند و ملاک شدت کمالِ هر دینی به توحیدی است که در آن مطرح می‌شود. به همین جهت فرموده‌اند توحیدِ دین اسلام، به عنوان آخرین دین را در ذکر «لا إله إلاّ اللّه» و سوره‌ی «قل هو اللّه احد» باید جستجو کرد. موفق باشید

27674

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با احترام عرض ادب جناب استاد عزیز. کتاب تاریخ می‌خواهم بخوانم. چه کتابهایی را بخوانم برایم مفید و خوب است؟ ممنون. التماس دعا هم داریم از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهت تاریخ اسلام، کتاب «فروغ ابدیت» و در مورد تاریخ معاصر، جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» که بر روی سایت هست. موفق باشید

27469

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام خدمت استاد گرامی، استاد در زیارت حضرت زهرا (س) صحبت از امتحانیست قبل از خلقت ایشان، ٱیا این امتحان واقعا از لحاظ زمانی مطرح بوده و اصلا چه امتحانی است؟ یا اینکه همان وقایع زمان حیات زمینی ایشان است که در علم خداوند است و خدا می داند که ایشان صابره هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی دقیقی در این امر نهفته است. عرایضی در این رابطه در کتاب «بصیرت حضرت فاطمه «سلام‌اللّه‌علیها» شده است. خوب است به آن کتاب که بر روی سایت است رجوع فرمایید. موفق باشید

27464

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: می توان گفت نفس لوامه، مرتبه ای از وجود است که اگر توجه انسان معطوف به تن باشد بجای من و من انسان در سیطره و در اسارت و دنباله رو تن شود و از این طریق انسان متضرر و مرتکب معصیت یا اسارت روحی شود، من انسان ناراحتی و ناخشنودی خود را بروز می دهد و در همین اثر حس تالم و پشیمانی و خطاکار بودن به بشر و قضاوت خود به بشر دست می دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. حقیقتاً وجود انسان، نفسی است که به مصالح خود آگاه است و این حالت در فرهنگ دینی تحت عنوان «نفس لوامه» مطرح می‌شود. موفق باشید

27385
متن پرسش
سلام استاد: شما تو پاسخ سوال ۲۷۳۶۱ گفتین روش امام خمینی رضوان الله تعالی علیه هرکس خودش را می یابد در حالی که امام رحمه الله علیه خیلی به دنبال آیت الله شاه آبادی بودن تا ایشون حضرت امام رضوان الله را به عنوان شاگردشون قبول کنن. نظرتون در مورد این کار امام چیست؟! یعنی ما برای سلوک الی الله نیاز به استاد راهنما نداریم؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام از آیت اللّه شاه‌آبادی خواسته بودند درس فلسفه و عرفان برایشان بگذارند نه آن‌که دستورالعمل به ایشان بدهند. جمله‌ی مشهور آیت اللّه بهجت «رحمت‌اللّه‌علیه» که مکرر ‌فرموده‌اند: «علمِ تو، استادِ تو است»؛ حکایت از وقوع تاریخی دارد که انسان در این زمانه به وسعتی رسیده است که اگر متوجه‌ی حقایق عالَم بشود، آن علم خود به خود او را جلو می‌برد و فضای تاریخی که با حضور حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» شکل گرفته، ظرفیتِ به ظهورآوردن ملکوت را به چنین انسان‌هایی فراهم کرده و بدین لحاظ ملاحظه می‌کنید با نسلی روبه‌رو هستیم که از دین و علمای دین انتظاری بیش از آنچه معمولاً گفته می‌شود دارند. گویا روحی بر این نسل دمیده شده که وَلع عرفانی‌اش خود به خود او را جلو می‌برد، به همان معنای «يَكادُ زَيْتُها يُضي‏ءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى‏ نُورٍ»، بدون آن‌که نیاز به محرکی داشته باشد خودش آماده‌ی شعله‌ورشدن است. بدین معنا عرض می‌شود این تاریخ، تاریخِ عرفان است تا طاقت عبور از فرهنگ مدرنیته در بشر فراهم شود. موفق باشید

27341
متن پرسش
سلام علیکم: حضرتعالی در کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم، اشاره داشتید به شکل گیری معرفت مدرن که بر پایه توهم است و بعلت خیالی و وهمی بودن جهانی شده است و سعی در انسان مدرنیته این است که او صورت ساخته خود بر اساس ارضای امیال و آرزوها را بر جهان و عالم طبیعت حاکم کند. آیا با وجود رویکرد عقل گرایان و واقع گرایان در شروع دنیای مدرن مثل کانت و مدتهای بعد از آن با ظهور روند پست مدرن، آن وهمی بودن و خیالی شدن (که عامل اصلی جهانی شدن مدرنیته است و برای سایر ملل هم چنین فضای وهمی و خیالی ساخته است) همچنان عامل اصلی معرفتی و بالتبع جهانی شدن این تمدن است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً چنین است که متوجه شده‌اید. در حدّی که آقای شپنهاور که ادامه‌دهنده‌ی اندیشه‌ی کانت است تحت تأثیر نظریه‌ی کانت، معتقد است جهان تنها مربوط به اراده‌ی ما است و ما کاری به نومن‌ها نداریم. موفق باشید

27262

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: علت اینکه بعضی از اساتید ائمه را پدر حقیقی و فاطمه زهرا (س) را مادر حقیقی شیعیان و حتی کل انسانها می دانند چیست؟ به طوری که به راحتی آن بزرگواران را پدر و مادر خطاب قرار می دهند با وجود آنکه سید هم نیستند؟ و حتی سفارش می کنند که هر زمان خلوتی با آنها داشتی و یا به زیارت رفتید آن بزرگواران را پدر و مادر خطاب کنید. آیاچنین سخنی خطا نیست؟ منشا این سخنان آیا بر میگرده به این حدیث که از پیامبر (ص) نقل شده است که من و علی (ع) دو پدر این امت هستیم و این حدیث را به سایر ائمه تعمیم می دهند یا موضوع چیز دیگری است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهرا" همان روایت است که پیامبر به علی «علیهماالسلام» می‌فرمایند: «عَلِيُّ أَنَا وَ أَنْتَ أَبَوَا هَذِهِ اَلْأُمَّةِ». ولی به نظر می‌آید به همان شکل که در متن زیارات هست با اولیاء معصوم روبه‌رو شویم، قابل اعتمادتر باشد. موفق باشید

27174
متن پرسش
سلام علیکم: یا توجه به اینکه بحث جهان پسا کرونا در محافل در حال طرح بحث است، آیا می توان چنین قلمداد کرد که یک احتمال این است که واقعاً در امتداد این واقعه، فضای عبور از نظم مادی مدرن به نظم معنوی و نظم تحت‌تأثیر هدایت‌های الهی و در جهت غلبۀ ولایت حقه به وجود بیاید یعنی این پدیده‌ها یک امری تلقی شود که تحت تدبیر حضرت ولیعصر و جامعه جهانی را به‌تدریج از نظم مادی و سیطر‌ه‌ی قدرت‌ها به ‌سمت یک نظم معنوی و رهایی از تسلط مادی سیر دهد اما در نقطۀ مقابل، این هم محتمل است که مهلت شیطان هنوز تمام نشده باشد و خدای متعال مهلتی به شیاطین جن و انس داده باشد و دستگاه ابلیس و شیاطین انس از این فرصت استفاده کنند و با طراحی‌های بزرگ و پنهان در پشت صحنه، به‌دنبال تغییر مفهوم و سازوکارهای حکمرانی بر جهان و ایجاد یک نظم پیچیده‌تر مادی، یعنی عبور از حاکمیت کنونی قدرت‌های مادی بر جهان به‌سمتِ حاکمیت مجازی و حکمرانی مجازی و سایبری باشند که فضایی مدیریت‌پذیرتر، خشک‌تر و سخت‌تر است این طراحی‌ها ممکن است توسط دست‌های پشت صحنه‌ی قدرت در جهان انجام شود و همان‌طور که بحران جنگ جهانی اول و دوم، بستر جامعه جهانی را برای پذیرش یک نظم جدید با ادعای صلح پایدار مهیا کرد، این فضای ناامن کنونی هم می‌تواند جامعه جهانی را برای پذیرش یک پیشنهاد جدید برای تحقق یک نظم مادی و ایجاد حکمرانی مجازی مهیا کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم در این مورد فکر کرده‌ام و معتقدم حداقلِ چیزی که در آینده پیش می‌آید، تصوری است که انسان‌ها متوجه می‌شوند تنها نباید به جهانِ مدرن فکر کرد. البته ظاهراً جنگی در این رابطه شروع شده که یک طرف می‌خواهد باز با امید به دنیای مدرن زندگی را ادامه دهد و عده‌ای متوجه شده‌اند دنیای مدرن با آن‌همه اُبهت، در مقابل یک ویروس ناچیز، زمین‌گیر شده‌ است. پس باید به جهانی دیگر فکر کرد. موفق باشید

26953

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: میدونم که ساعت ۸ سوالات سایت رو پاسخ میدید. پس الان که دارید پیامم رو میخونید سال تحویل شده، عیدتون مبارک. استاد من این بار پرسشی نداشتم، ولی تنها راهی بود که میتونستم خواهشم رو بهتون برسونم دعا کنید همه خوشبخت بشن و من هم امسال ازدواج کنم و خوشبخت بشم. دیگه تحمل نگاههای بد مردا و پسرای فامیل رو ندارم، دیگه نمیتونم این وضعیت رو تحمل کنم. البته قبلش دعا کنید که به شناخت درستی از خدا، خودم و زندگی برسم. نمیدونم چرا در این زمان اینقدر شناخت پیدا کردن سخت شده، آدم حتی وقتی میگه خودش رو شناخته چند روز بعد از یه سری چیزایی وجودش شگفت زده میشه. وقتتون شریفه، ازتون نمیگیرمش. فقط برای من دعا کنید. شاید که دعای شما گیرا واقع بشه. این پیام بین خودمان و خدای خودمان بماند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه آنچه بهترین تقدیر است را خداوند برای شما تقدیر کند. از تدبّر در قرآن غفلت ننمایید. موفق باشید

26916

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: و نفحات ایامه الرجبیه استاد می خواستم نظرتان را درباره مباحث استاد اعوانی و همچنین مباحث فصوص الحکم ایشان در انجمن حکمت بدانیم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز قبلاً در جریان آن مباحث استاد اعوانی بودم. به نظر بنده از جهتی قابل استفاده است. موفق باشید

26750

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: مدتی است مطالب شما را در کانال لب المیزان می خوانم، سوالی دارم که سالهاست ذهنم را درگیر خود ساخته است. مگرنه اینکه در قرآن داریم بعد از هر سختی آسانی است؟ می دانم کلام خداوند کذب نیست، و بیهوده نیز گفته نشده اما صدق این مطلب را در مورد خود نمی بینم. سالهاست ازدواج نموده اما مشکلات فروانی داشته و دارم تنها پناهگاهم خداوند است و امام زمان عج الله که تا بحال دوام آورده ام. اما توان و صبرم به سر آمده و دیگر نمی توانم تحمل کنم. همیشه منتظر آسانی پس از سختی بوده ام اما خبری نیست، واقعا نمی دانم چه کنم؟ خواهش می کنم راهنمایی کنید که باز هم امیدوار باشم، یا خود کاری انجام بدهم تا به آسانی برسم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راهی که خداوند در مقابل‌تان گذاشته است را پیدا کنید نه آن‌که بخواهید راهی که خودتان در نظر دارید را برایتان شکل دهند. بعضی‌ها در بلا هم الطاف او را می‌چشند. به گفته‌ی مولوی:

 ناخوش او خوش بود بر جان من               جان فدای یار دل رنجان من

نالم و ترسم که او باور کند                               وز ترحم جور را کمتر کند

عاشقم بر لطف و بر قهرش به‌جدّ                       ای عجب من عاشق این هر دو ضد

والله ار زین خار در بستان شوم                          همچو بلبل زین سبب نالان شوم

موفق باشید

نمایش چاپی