بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30084

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: برخی از علما فرق انسانهای کامل را در شدت و ضعف آنها می دانند و عقیده دارند که مثلا حضرت یونس و یا حتی عاصف این برخیا انسانهای کاملی بودند و جامعیت اسمایی داشتند ولی شدیت آنها که با واحد حرف سنجیده می‌شود در حد ائمه اطهار نبوده است مثل اینکه نور نزدیک خورشید جامع ۷ رنگ است و نور سطح زمین هم همینطور و فرق آنها به شدت و ضعف است حال آیا می‌توان نتیجه گرفت که حضرت یونس یا عاصف هم بر اساس اسم حی یا اسم شافی می‌توانستد همان کار حضرت عیسی را انجام دهند اگر پاسخ مثبت است پس جریان قرانی حضرت ابراهیم چه می‌شود که مظهریت اسم حی را طلب کرد و پاسخ مثبت شنید ولی عزیر پیامبر آن قابلیت را نداشت و جواب رد شنید با اینکه او هم انسان کامل است و به گفته بعضی بزرگان چیزی را طلب کرد که در حد و اندازه او نبود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم به حکم «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ» درجه‌ی انبیاء متفاوت است و به هر کدام، تصرفی که اقتضای نبوت و مأموریت آن‌هاست داده می‌شود. موفق باشید

29744

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده معلم هستم و اهل مطالعات مذهبی و مشغول سیر مطالعاتی شما و تفسیر المیزان را هم مدتی است شروع به خواندن و خلاصه نویسی کرده ام و مباحث معرفتی را گوش می‌کنم. حال بنده یکجا برای خواستگاری رفتم پدر دختر گفتند شغل معلمی که فایده نداره باید یک شغل دوم داشته باشی تا بشه زندگی را اداره کنی. حال بنده اگر سراغ شغل دوم بروم از مباحث معرفتی جا می‌مانم و عقب می افتم حال به نظر شما من چه کار کنم؟ آیا دنبال شغل دوم بروم یا این که این اوقات فراغتی را که دارم را در مباحث معرفتی و فرهنگی مصرف کنم؟ آیا واقعا حقوق معلمی برای شروع زندگی کافی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم شغل دوم دردی را دوا کند، اگر دردها را افزون ننمایند. زندگی ساده و کوتاه‌کردن آرزوهای دنیایی چاره‌ی درد است. موفق باشید

29031
متن پرسش
با سلام و وقت بخیر: در موضوع پلورالیسم با یکی از افراد گفتگویی داشتیم. با مراجعه به صحبت های شما (کلام جدید - اسلام و پلورالیسم - تفسیر سوره شوری -امام رضا و پلورالیزم - پرسش و پاسخ) مواردی بود که عینا مطرح گردید. پاسخ هایی به مواردی که بیان کرده بودید دادند که قسمتی از آن را بطور خلاصه می آورم متن زیر بیشتر ناظر بریادداشت اسلام و پلورالیزم هست ------------------------------------------------- خب اینها هیچکدام ربطی به مسیحیت ندارد. این ایات همگی اشاره به بدعت های مسیحی عرب زمان پیامبر بوده است. ربطی به مسیحیت بیزانس ندارد. زیرا ایات مصداق عقاید مسیحیان نیست. اما می‌گویید که : «و وَحیِ ناسخ که می‌فرماید بقیه‌ی کتاب‌های آسمانی دیگر رسالت هدایت ندارند، قرآن است» این هم سخنی صحیح نیست و مبنای قرانی ندارد. قران در سرتاسر آیاتش کل انجیل و تورات و کتب آسمانی را تایید کرده و در هیچ آیه ی نداریم که گفته باشد آنها منسوخ شدند. اینها صحبت های من در آوردی است ریشه قرانی هم ندارد. مثلا در سوره مائده آیه 47 قرآن صراحتا می‌فرماید که به انجیل حکم کنید. حال چطور منسوخ شده در حالی که دستور وحی اینه که به انجیل حکم شود؟ در سوره مائده آیه 47 داره مستقیما میگه به مسیحیان که به انجیلی که در دستتان است عمل کنید و حکم کنید و انجامش دهید و اگر نکنید از نافرمایان هستید: سوال من از شما اینه اهل انجیل به کدام انجیل داوری کنند و انجامش دهند؟ بدون شک این آیات نشان می‌دهد قرآن اولا انجیل را در دسترس مسیحیان می‌د‌اند. یعنی صحبت از یک انجیل خیالی نیست! ثانیا انجیل مسیحیان را وحی می‌داند و الهی. ثالثا حکم می‌دهد که به آن عمل شود. ----------------------------------------- یک مورد دیگر بحث تثلیث بود که مقداری تحقیق کردم به مصاحبه دکتر نصر - جان هیک رسیدم گویا این مورد هم که به آن انتقاد زیادی وارد می کنند هم احتیاج به بحث و بررسی دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پلورالیسم به آن معنا که بقیه‌ی ادیان الهی را در جای خود و در نسبت به امت‌های خود بپذیریم و جایگاهی برای آن‌ها قائل باشیم؛ حرف غلطی نیست. ولی وقتی قرآن می‌فرماید: «لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ» آن‌هایی که حضرت مسیح را به یک معنا خدا و یا فرزند خدا می‌دانند، کافرند؛ می‌‌توانیم بگوییم این طرز فکر از نظر قرآن حق نیست. آری! آن نوع مسیحیت که خداوند در موردش می‌فرماید: «لَيْسُوا سَوَاءً ۗ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ» همه‌ی اهل کتاب یک‌طور نیستند، عده‌ای از آن‌ها اهل تلاوت آیات الهی و اهل سجده و قیام می‌باشند. که بحث آن‌ها جدا است. اینان برای خود از نظر ما حق هستند، اما آیا می‌توانیم توحید ناب اسلامی را رها کنیم و به آن نوع دیانت رجوع نماییم؟ و آیا این نوعی کفر نسبت به حقیقتِ توحید به حساب نمی‌آید؟ موفق باشید

28804
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در تفسیر سوره حدید حدیثی را بیان فرمودید که بالاترین عبادت فکر کردن است و از این تفسیر شما نسبت به این حدیث یه بی میلی نسبت به اعمال دیگر بجز واجبات در انسان بوجود می آید، مثلا طرف می گوید اگر اینطور است من بجز واجبات اعمال دیگری انجام نمی دهم و فقط فکر می کنم، استاد این چطور باید حل شود برای فرد؟ آیا می شود به این موضوع اینطور نگاه کرد، یعنی اگر قرار است قرب به سوی خدا پیدا کنیم یکی از لوازمش تفکر است یکی اش نماز شب است یکی اش گریه بر مصائب اهل بیت (ع) است و ... یا اگر هدف شناخت خدا است منظور شناخت اسماء و صفات، بگوییم یکی از لوازمش تفکر است دیگری نماز شب و دیگری گریه بر مصائب اهل بیت (ع) و نوکری در خانه اهل بیت (ع) و...، می شود گفت هیچ کدام بر آن یکی پیشی نمی گیرد و این ها با هم انسان را به آن هدف منظوره می رساند؟ در جای دیگری هم فرموده بودید کسانی هستند که اعمالی به آن صورت انجام نمی دهند ولی چون حضورشان زیاد است، بدون اعمالی زیاد، سیری سریع به سوی قرب خدا می کنند، و چیزی ذهنم را درگیر کرد این بود که فرض بفرمایید مثلا وجود نورانی حضرت امیر (ع) که مقامشان از تفکر هم بالاتر است و در مرتبه شهود هستند روزی هزار رکعت نماز می خواندند چطور می شود کسی بدون این اعمال به تنهایی، اولا اینکه حضورش زیاد شود و دوما در فرض صحت با داشتن حضوری قوی در عالم هستی سیری سریع داشته باشد؟! و حضرتعالی قبول دارید کسی که نماز شب می خواند و ... مطمئنا بهتر می تواند فکر کند در اسماء و صفات خدا یا هدف های دیگری که دارد؟ آیا می توان گفت همه ی این اعمال به هم وصل هستند و جدایی ناپذیر از هم هستند؟ و لازم به ذکر است که حقیر با این عرایض نمی خواهم بگویم که شما نماز شب و ... را نفی می کنید. در این ایام ملتمس دعای خیرتان هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدللّه متوجه و متذکر نکات خوبی هستید. آری! اگر معرفت انسان به حضرت معبود زیاد شد، آن‌طور که حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در حدیث ۱۲ کتاب «چهل حدیث» می‌فرمایند که افضل عبادات، پیمودت تفکر در رابطه با خدا و آثار خداوند است؛ در آن صورت عبادات انسان روح دیگری به خود می‌گیرد و انسان با تکرار عبادات در آن معارف عالیه مستقر می‌شود و از قرب الهی تغذیه می‌کند. موفق باشید  

28474
متن پرسش
سلام و درود: در فرمایشات شما توجه به سیره اهل بییت علیهم السلام، عرفا، امام و شهدا را می بینیم به نحوی که بسیار جدی تلقی می شود. وجه تذکر به این امر چیست؟ و در توجه نکردن به سیره چه مشکلی پیش می آید؟ توجه به سیره که در سنت خودمان می بینیم چه نسبتی با توجه به سیره در سنت فلسفی هرمنوتیکی دارد؟ یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطلب فوق‌العاده مهمی است از آن جهت که هر تئوری هر اندازه هم که مهم باشد اگر صورت تعیّن‌یافته‌ی آن در میان نیاید، یک مفهوم فکری است و به گفته‌ی گادامر، حقیقت در تعیّنات خودش خود را معنا می‌کند. به همین جهت در قرآن در کنار «اطیعوا اللّه»، «اطیعوا الرّسول» را آورد تا تنها به رهنمودهای فکریِ قرآنی بسنده نشود. موفق باشید

27744

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: از آنجا که هر دینی ادعای برتری دارد من چگونه می توانم به برتری اسلام پی ببرم؟دنبال بهترین اثبات برای دین می‌گردم و از شما بهترین اثباتتان را می‌خواهم. لطفا اگر جوابی دارید بگویید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی ادیانِ ابراهیمی خوبند و ملاک شدت کمالِ هر دینی به توحیدی است که در آن مطرح می‌شود. به همین جهت فرموده‌اند توحیدِ دین اسلام، به عنوان آخرین دین را در ذکر «لا إله إلاّ اللّه» و سوره‌ی «قل هو اللّه احد» باید جستجو کرد. موفق باشید

27674

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با احترام عرض ادب جناب استاد عزیز. کتاب تاریخ می‌خواهم بخوانم. چه کتابهایی را بخوانم برایم مفید و خوب است؟ ممنون. التماس دعا هم داریم از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهت تاریخ اسلام، کتاب «فروغ ابدیت» و در مورد تاریخ معاصر، جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» که بر روی سایت هست. موفق باشید

27273
متن پرسش
سلام استاد نظرتان در مورد مطلب پایین چیست؟ نگاهی عوامانه و ایستا!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کدام مطالب؟!! موفق باشید

27174
متن پرسش
سلام علیکم: یا توجه به اینکه بحث جهان پسا کرونا در محافل در حال طرح بحث است، آیا می توان چنین قلمداد کرد که یک احتمال این است که واقعاً در امتداد این واقعه، فضای عبور از نظم مادی مدرن به نظم معنوی و نظم تحت‌تأثیر هدایت‌های الهی و در جهت غلبۀ ولایت حقه به وجود بیاید یعنی این پدیده‌ها یک امری تلقی شود که تحت تدبیر حضرت ولیعصر و جامعه جهانی را به‌تدریج از نظم مادی و سیطر‌ه‌ی قدرت‌ها به ‌سمت یک نظم معنوی و رهایی از تسلط مادی سیر دهد اما در نقطۀ مقابل، این هم محتمل است که مهلت شیطان هنوز تمام نشده باشد و خدای متعال مهلتی به شیاطین جن و انس داده باشد و دستگاه ابلیس و شیاطین انس از این فرصت استفاده کنند و با طراحی‌های بزرگ و پنهان در پشت صحنه، به‌دنبال تغییر مفهوم و سازوکارهای حکمرانی بر جهان و ایجاد یک نظم پیچیده‌تر مادی، یعنی عبور از حاکمیت کنونی قدرت‌های مادی بر جهان به‌سمتِ حاکمیت مجازی و حکمرانی مجازی و سایبری باشند که فضایی مدیریت‌پذیرتر، خشک‌تر و سخت‌تر است این طراحی‌ها ممکن است توسط دست‌های پشت صحنه‌ی قدرت در جهان انجام شود و همان‌طور که بحران جنگ جهانی اول و دوم، بستر جامعه جهانی را برای پذیرش یک نظم جدید با ادعای صلح پایدار مهیا کرد، این فضای ناامن کنونی هم می‌تواند جامعه جهانی را برای پذیرش یک پیشنهاد جدید برای تحقق یک نظم مادی و ایجاد حکمرانی مجازی مهیا کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم در این مورد فکر کرده‌ام و معتقدم حداقلِ چیزی که در آینده پیش می‌آید، تصوری است که انسان‌ها متوجه می‌شوند تنها نباید به جهانِ مدرن فکر کرد. البته ظاهراً جنگی در این رابطه شروع شده که یک طرف می‌خواهد باز با امید به دنیای مدرن زندگی را ادامه دهد و عده‌ای متوجه شده‌اند دنیای مدرن با آن‌همه اُبهت، در مقابل یک ویروس ناچیز، زمین‌گیر شده‌ است. پس باید به جهانی دیگر فکر کرد. موفق باشید

27129
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: «کل یوم هو فی شان» آیا هر روز یک شان و خلق جدیدی است و هر روز متفاوت است؟ و یا اینکه ممکن است خلقتی استمرار داشته باشد و برای اون خلقت هر روز شان جدیدی باشد؟ مثلا انقلاب‌ اسلامی آیا می‌توان گفت تجلی خداوند امروز در انقلاب اسلامی می باشد؟ اگر هست با چه مبنایی می‌توان اثبات کرد؟ و اینکه دائما عالم خلق از عالم امر نازل می‌شود و این نزول به نحو تجلی است و نه به نحو تجافی یعنی این انقلاب در دست خداست و ما باید دست به دامن این انقلاب بشویم تا سلوک الی الله داشته باشیم؟ و سلوک های فردی پس از مدتی متوقف می‌شود؟ پس به همین دلیل است که شهید سلیمانی فرمودند: یکی از شئون عاقبت بخیری نسبت شما با جمهوری اسلامی و انقلاب است. والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت بخیری رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد.» اگر این سوالات درست می باشد وظیفه ی عموم مردم نسبت به انقلاب اسلامی چه می باشد؟ وظیفه بنده به عنوان طلبه در عصر این انقلاب چه می باشد؟ با تشکر فراوان از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به رابطه‌ی وجودی که بین خدا و مخلوق هست، فکر کنیم تنها رابطه‌ها به صورت تجلی ممکن است و از طرفی شأنی از شئون خودِ تاریخی‌اش را می‌سازد و در دل آن شئونات مختلفی به ظهور می‌آورد. مثل آن‌که در آخرالزمان اسلام را به میان آورد و در دل آن غدیر را و در دل غدیر، کربلا را و در دل کربلا، انقلاب اسلامی را، و همه‌ی آن‌ها در تاریخی به ظهور آمد که بستر آن، اسلام بود. موفق باشید

26996

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی و تبریک سال و آرزوی بهترین ها برای شما. استاد من خیلی علاقه برای تحصیل در حوزه علمیه دارم و الان هم که در دبیرستان درس میخونم سیر مطالعاتی خودم رو دارم و تا حدودی دروس حوزه سنتی حوزه رو پیش می برم اما خانواده من اصلا راضی که من حوزه برم یا این دروس رو بخونم می‌خواستم که اولا نظر شما رو بدونم؟ و ثانیا که یک راه حلی پیش روی ما بزارید؟ و ثالثا اینکه آیا با این شرایط خوب هست که حوزه برم؟ خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر خداوند میل به حوزه رفتن را در شما ایجاد کرده و استعدادتان هم بالاتر از متوسط است، خوب است که حوزه را ترک نکنید. عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی  ۲۶۸۸۹ در این رابطه شده است خوب است به آن‌جا رجوع فرمایید. موفق باشید

26931

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و التماس دعا: در میان اساتید آواز مشهور است که بحث انتقال عالی زمانی صورت می گیرد که استاد و شاگرد سینه به سینه ارتباط داشته باشند به اصلاح آموزش حضوری باشد. لطفا این اصطلاح را توضیح کوتاهی دهید. و اینکه ما که به واسطه ی سایت و کانال با شما ارتباط برقرار می کنیم و مباحث را دنبال می کنیم آیا همان اثر نیز خواهد بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، افقی است که در مقابل مخاطب گشوده می‌شود. در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» عرض شده که چه نوع ارتباطی باید داشت تا رابطه‌ی حضوری محفوظ بماند و انسان‌ها در نسبت با همدیگر در بودنِ خود مستقر باشند و نه در محفوظات خود. در ضمن در جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست، نکاتی در این رابطه یافت می‌شود. موفق باشید

26745
متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. با توجه به اینکه در بحث اعیان ثابته گفته می شود امکان ذاتی موجودات است، از طرف دیگر خود اعیان صورت اسماء حقند، می توان گفت امکان همان اسماء حقند که در بحث اعیان ثابته با عالم خلق نسبت برقرار می کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! امکان، ذاتیِ موجودات است ولی در موطنِ معلوم‌ِ خدابودن، بحث، بحثِ اعیان است و جایی برای اسماء نیست. اسماء مربوط به مقام واحدیت است. موفق باشید

25825

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض تشکر بابت پاسخ سوال قبل با عنوان بندی زیبای شما به نام «قبله زندگی شاعرانه» جناب استاد برای شروع یک کار فرهنگی در مسجد با توجه به گوناگونی افراد در آن و شرایط حساس این تاریخ، اگر بخواهیم مبتنی بر آموزه های شما شروعی داشته باشیم، آیا پیشنهادی دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهترین زبان برای ارائه‌ی مطالب فرهنگی، زبان آیات و روایات است مشروط بر آن‌که آن‌ها را خوب تبیین کنیم و با زمانِ امروزی تطبیق دهیم. موفق باشید

25671
متن پرسش
سلام علیکم: استاد با توجه به اینکه فرمودید هر چه تقوا در جامعه بیشتر ریشه بدواند، نفوذ نفاق سخت تر می شود، راهکارهای افزایش تقوا چیست و تقوا چگونه محقق می شود؟ در این راستا می توانیم خطبه متقین امیرالمومنین در نهج البلاغه را با دقت بررسی و به کار ببندیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تقوی به همان معنایِ مقیّدبودن به حرام و حلال الهی است. منافق در چنین شرایطی به زحمت می‌افتد و خیلی راحت به حاشیه می‌رود. به جان دوست قسم از روزی که با جدّیت تمام به تقوای الهی مقیّد نبودیم، خداوند چوبِ حضور نفوذیان را بر ما نواخت. موفق باشید   

24676
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: اولا: یک سری روایاتی وجود دارد مبنی بر اینکه یاران امام حسین علیه السلام بهترین و باوفا ترین یاران بودند. سوالی که هست این است که آیا از اینها بالاتر هم وجود دارد؟ مثلا یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه را می شود هم سطح آنها پنداشت یا نه؟ ثانیاً: اگر اینگونه باشد که یاران امام حسین علیه السلام بهترین یاران در طول تاریخ باشند علت این امر چیست؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست یاران حضرت اباعبداللّه «علیه‌السلام» راهی را گشودند که تا قیام قیامت انسان‌ها می‌توانند از آن بهره بگیرند حتی شهدای ما و یاران حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه». موفق باشید

24626

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: شما تو یکی از سخنرانیاتون گفته بودید که باید ما شناخت و انتظار موعد رو به خارج از مرزها بکشونیم چون یکی از زمینه های ظهور، انتظار جهانی برای اومدن یک منجی هست، درسته؟‍ برای همین دلم می خواست این کار رو از شهر خودمون شروع کنم و با دادن پمفلت هایی به زبان انگلیسی به گردشگرای خارجی از دینمون و انتظار فرج و موعود جهانی براشون بگم، اما نمیدونم دقیقا چطور باید دینم رو معرفی کنم بهشون و از انتظار فرج بگم، استاد میشه در این زمینه من رو راهنمایی کنید و یا کتابی که در این زمینه کمک میکنه رو معرفی کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به چنین امری معتقدم. فکر می‌کنم اگر سری به اینترنت در رابطه با «موعود شناسی» بزنید در جریان نگاه جهانی نسبت به این موضوع قرار خواهید گرفت. از طرف دیگر کتاب‌هایی که در رابطه با مهدویت بر روی سایت هست، اگر مطالعه شود می‌توانید مطابق ذوق جهانی مطالبی را از آن بیابید. در ضمن جناب آقای یارمحمدیان در رابطه با فعالیت‌های فرهنگی بین المللی تجربیاتی دارند می‌توانید با ایشان به شماره (09353275288) مشورت کنید. موفق باشید

34028

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: در رابطه با سوال ۳۴۰۲۳ نصیحت این حقیر آن است که در جایگاه یک فقیه ننشینید و فتوا ندهید! با تشکر!

متن پاسخ

باباسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال بحث در تذکر نسبت به یک قاعده است. تذکر به قاعده فقهی، نشستن به جای فقها نیست!! همان‌طور که اگر فقیهی در رابطه با مباحث کلامی یا فلسفی نظر داد، نباید گفت چرا در جای متکلّمین یا فقها نشسته‌اید؟ در مورد قاعده تترس، بد نیست به کتاب «جاذبه و دافعه» مرحوم شهید مطهری نیز رجوع فرمایید. موفق باشید

33863

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام و خسته نباشید خدمت پدر و استاد ارجمندم. ان‌شاءالله که به دور از جمیع بلیات و مورد عنایات خاص الخاص امام زمان علیه السلام باشید. بنده در بحث اعیان ثابته به مشکلی که توانایی حل آن را ندارم بر خورد کردم به همین علت مزاحم شما شدم تا حقیر را راهنمایی بفرمائید. شما فرمودید که هر کس در مقام عین ثابته خودش به خودش موجود است. حضرت حق بودن هرکس را به او می‌دهد و وقتی که به آن عین ثابت وجود دهد یکی از لوازم امکانی آن اختیار هم می‌باشد. مشکل بنده اینجاست که عین ثابت که غیر قابل تغییر است چون علم خداست وعلم خدا هم از خدا جدا نیست پس عین وجود است. حضرت حق صدام بودن صدام را به او داده چگونه صدام با اختیار می‌توانست از اولیای الهی شود با اینکه حضرت حق خود او را به او داده و او در عین ثابته اش صدام بودن می‌باشد. با تشکر از تمام زحماتی که می‌کشید و وقت می‌گذارید. فدای شما سایه تان مستدام. یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که خداوند به ما و انتخاب‌های آینده ما علم دارد، ولی همان‌طور که ما خواهیم بود و اختیار داریم. بنابراین علم خداوند مطابق همان حضوری است که ما در دنیا با اختیار خود خواهیم بود و از این جهت جبری پیش نمی‌آید. عرایضی در این رابطه در جزوه «جبر و اختیار» که روی سایت هست، شده است. موفق باشید

31617

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: قبلا از صراحت صحبتهایم پوزش می طلبم. برای رسیدن به خواستها یا باید استعداد آن کار داشت یا پول و یا تلاش مضاعف و در کنار آنها توکل. پسرم مهندس کشاورزی است بیشتر از ده سال که در این زمینه فعالیت کرده اول خوب بوده ولی شرایط کشور بازار سیاه و..‌. دختر اولم نزدیک ۴۰ سالشه مهندس کامپیوتر نه کار نه ازدواج اونم کار براش جور میشه ولی انتظارات کارفرماها مانع ادامه میشه. ازدواج پیس میاد ولی جور نمیشه دختر دومم تشنج کرد بعد از پیش دانشگاهی، با وجود اینکه شاگرد برتر کلاس بود درسش را ادامه ندارد. با توکل، تلاش، نذر، انواع توصیه ها، هیچ کدام حتی در یک مورد هم جواب نداده و نمیده. دیگه ناامید شدم کتاب پیشنهادی شما را هم مطالعه کردم آشتی با خدا. بفرمایید اشکال کار کجاست؟ چکار باید انجام دهم که از این مخمصه رهایی بیابم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌دانید در دعای قرآنی خود از حضرت حق می‌خواهیم: «رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ ۖ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۚ أَنْتَ مَوْلَانَا...» یعنی نمی‌توان تصور کرد زندگی بدون بلا و سختی و امتحان ممکن است. از او باید تقاضا نمود ظرفیت درک آن مشکلات را به ما بدهد تا در دل همین مشکلات، آب‌دیده شویم و راهی که راه کمال ما است برایمان گشوده شود. موفق باشید

31278

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم رب الشهدا و الصدیقین تولدِ یکی از مظاهر و وسائطِ فیض الهی در دارِ وجود یعنی شهید تجلایی که به حقّ تجلّیِ محبت و عشقِ پرودگارِ عالم است، موجبِ مسرّت و طَرَبِ هر عشق بازِ پاکبازی است که دل در گرویِ وجدانِ تاریخی خود گذاشته است و در صددِ رسیدن به حقیقتی است که امثال تجلایی ها با خودن خود آن حقیقت را افق گشایی کرده اند. شهید تجلاییِ عزیز، مُحبّ و عاشقِ محبوبی بود که با معرفت نسبت به کمالاتِ محبوبِ خود یعنی «خدا» روز به روز به محبت خود افزود و از جان خود که عزیزترین سرمایه وجودی اش بود گذشت تا به مقام عندیتِ حضرت رب رسد و با مستفیض شدن از «رزق الهی» به دلدادگانِ خود افاضه عشق کند. شهید تجلایی، وجدانِ تاریخیِ ماست برای رسیدن به حقایقِ متعالیِ عالم وجود، حقایقی که تجلاییِ عزیز با «خون» خود برای ما افق گشایی کرد. تجلاییِ عزیز تر از جانم تجلیِ «هدایت الهی» برای جوانان میهنت باش. «تقدیم به خانواده محترم شهید تجلایی» سلام استاد طاهرزاده عزیز، نظر جنابعالی در مورد این متن برای یکی از سرداران شهید چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوب است. حقیقتاً شهدای ما این‌چنین‌اند که می‌فرمایید. موفق باشید

30769

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام استاد: در پشت آسمان هستم و راهم نمی دهند چه کنم به علت بیماری نمی توانم روزه بگیرم گاهی می‌سوزم چکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «دلا بسوز که سوزِ تو کارها بکند» وقتی نمی‌توانید روزه بگیرید و اراده‌ی انجام آن فریضه را دارید، شما را چه غم؟!! موفق باشید

30640

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در شرح مناجات شعبانیه یک جای آن فرمودید، وقتی راه باز شد و دل آمد وسط، هم ملک می آید و هم شیطان که با التماس و ناله باید از این مرحله رد شد، اینکه در مورد ماه شعبان گفته میشه باید راه پیدا بشه، و اون راه در ماه رمضان کمک می کنه، منظور از این راه آیا دل هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با عقل، در میدان می‌آییم تا همچنان‌که در جواب سؤال شماره‌ی 30639 عرض شد آرام‌آرام دل، منوّر شود. موفق باشید

30603

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد: در دعاها بعضا آمده است «یا من علی فلا شیء فوقه و دنی فلا شیء دونه» قسمت دوم را اگر توضیح دهید که مقصود از دون نزدیکی است یا دون متضاد فوق و به معنای پایین است و می‌خواهد بگوید که از عرش تا فرش هستی خداست و خدا آنچنان که مرحوم جامی در خردنامه اسکندری فرمودند: بلندی و پستی نخوانم تو را / مقید به اینها ندانم تو را / نه تنها بلندی و پستی تویی / که هستی ده هست و هستی تویی / تویی جمله و غیر تو هیچ نیست / درین نکته یک مو خم و پیچ نیست. مقصود اینست یا اینکه خداوند علی رغم اینکه بلندمرتبه است به بندگانش نزدیک است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امام سجاد«علیه‌السلام» در صحیفه فرمودند: «دانٍ فِی عُلُوِّهِ، عالٍ فِی دُنُوِّهِ» حضرت حق در عین علوِّ مراتب، به بودنِ هر مخلوقی نیز در صحنه است و در عین نازل‌ترین مرتبه‌ی وجود، در عالی‌ترین نحوه‌ی حضور نیز در صحنه است. و این ناب‌ترین نحوه‌ی توحید است تا خدا را در همه‌ی جلوات در عین کبریائی‌اش مدّ نظر داشته باشیم. موفق باشید

30467

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر شما: با توجه به زمان محدود تان ۱. آیا این جمله صحیح است؟ انسان، همان خداوند است به نازله، خداوند، انسان است به عالیه. اگر نادرست است چرایی اش را بفرمایید. اگر درست است خواهشاً برهانی برای اثبات آن بیاورید. ۲. آیا در مسائل وحدت وجود امثال جناب ابن عربی برای بت و فرعون احترام قائل می‌شوند؟ ۳. آیا این مورد که جناب ابن عربی حضرت ابوطالب علیه السلام را مشرک خوانده اند صحیح است؟ (شبهه) ممنون می‌شوم پاسخ دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خداوند وجود مطلق و کمال مطلق است و هرچیزی که نازله‌ی وجود باشد، وجود مطلق نیست، پس خدا نیست و نازله‌ی خدا هم نیست، بلکه نازله‌ی وجود است و اگر هم آن چیز از مرتبه‌ی نازله ی خود بالاتر رود که باز، وجود نازله است از آن جهت که وجودش از خداوند است. ولی خداوند که عین وجود است، وجودش از خودش است. ۲. هر موجودی به اعتبار وجودش، مظهری از انوار الهی است که ربطی به ماهیت و تشخص آن موجود ندارد. ۳. اهل سنت معتقد به چنین مطلبی برای حضرت ابوطالب هستند. اساتیدی که با دقت سخنان ابن‌عربی را دنبال می‌کنند، چنین برداشتی از ابن‌عربی ندارند. موفق باشید

نمایش چاپی