باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم به حکم «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ» درجهی انبیاء متفاوت است و به هر کدام، تصرفی که اقتضای نبوت و مأموریت آنهاست داده میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم شغل دوم دردی را دوا کند، اگر دردها را افزون ننمایند. زندگی ساده و کوتاهکردن آرزوهای دنیایی چارهی درد است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پلورالیسم به آن معنا که بقیهی ادیان الهی را در جای خود و در نسبت به امتهای خود بپذیریم و جایگاهی برای آنها قائل باشیم؛ حرف غلطی نیست. ولی وقتی قرآن میفرماید: «لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ» آنهایی که حضرت مسیح را به یک معنا خدا و یا فرزند خدا میدانند، کافرند؛ میتوانیم بگوییم این طرز فکر از نظر قرآن حق نیست. آری! آن نوع مسیحیت که خداوند در موردش میفرماید: «لَيْسُوا سَوَاءً ۗ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ» همهی اهل کتاب یکطور نیستند، عدهای از آنها اهل تلاوت آیات الهی و اهل سجده و قیام میباشند. که بحث آنها جدا است. اینان برای خود از نظر ما حق هستند، اما آیا میتوانیم توحید ناب اسلامی را رها کنیم و به آن نوع دیانت رجوع نماییم؟ و آیا این نوعی کفر نسبت به حقیقتِ توحید به حساب نمیآید؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدللّه متوجه و متذکر نکات خوبی هستید. آری! اگر معرفت انسان به حضرت معبود زیاد شد، آنطور که حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» در حدیث ۱۲ کتاب «چهل حدیث» میفرمایند که افضل عبادات، پیمودت تفکر در رابطه با خدا و آثار خداوند است؛ در آن صورت عبادات انسان روح دیگری به خود میگیرد و انسان با تکرار عبادات در آن معارف عالیه مستقر میشود و از قرب الهی تغذیه میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطلب فوقالعاده مهمی است از آن جهت که هر تئوری هر اندازه هم که مهم باشد اگر صورت تعیّنیافتهی آن در میان نیاید، یک مفهوم فکری است و به گفتهی گادامر، حقیقت در تعیّنات خودش خود را معنا میکند. به همین جهت در قرآن در کنار «اطیعوا اللّه»، «اطیعوا الرّسول» را آورد تا تنها به رهنمودهای فکریِ قرآنی بسنده نشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی ادیانِ ابراهیمی خوبند و ملاک شدت کمالِ هر دینی به توحیدی است که در آن مطرح میشود. به همین جهت فرمودهاند توحیدِ دین اسلام، به عنوان آخرین دین را در ذکر «لا إله إلاّ اللّه» و سورهی «قل هو اللّه احد» باید جستجو کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جهت تاریخ اسلام، کتاب «فروغ ابدیت» و در مورد تاریخ معاصر، جزوهی «ریشههای انقلاب» که بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کدام مطالب؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم در این مورد فکر کردهام و معتقدم حداقلِ چیزی که در آینده پیش میآید، تصوری است که انسانها متوجه میشوند تنها نباید به جهانِ مدرن فکر کرد. البته ظاهراً جنگی در این رابطه شروع شده که یک طرف میخواهد باز با امید به دنیای مدرن زندگی را ادامه دهد و عدهای متوجه شدهاند دنیای مدرن با آنهمه اُبهت، در مقابل یک ویروس ناچیز، زمینگیر شده است. پس باید به جهانی دیگر فکر کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به رابطهی وجودی که بین خدا و مخلوق هست، فکر کنیم تنها رابطهها به صورت تجلی ممکن است و از طرفی شأنی از شئون خودِ تاریخیاش را میسازد و در دل آن شئونات مختلفی به ظهور میآورد. مثل آنکه در آخرالزمان اسلام را به میان آورد و در دل آن غدیر را و در دل غدیر، کربلا را و در دل کربلا، انقلاب اسلامی را، و همهی آنها در تاریخی به ظهور آمد که بستر آن، اسلام بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر خداوند میل به حوزه رفتن را در شما ایجاد کرده و استعدادتان هم بالاتر از متوسط است، خوب است که حوزه را ترک نکنید. عرایضی در جواب سؤال شمارهی ۲۶۸۸۹ در این رابطه شده است خوب است به آنجا رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، افقی است که در مقابل مخاطب گشوده میشود. در کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» عرض شده که چه نوع ارتباطی باید داشت تا رابطهی حضوری محفوظ بماند و انسانها در نسبت با همدیگر در بودنِ خود مستقر باشند و نه در محفوظات خود. در ضمن در جزوهی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست، نکاتی در این رابطه یافت میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! امکان، ذاتیِ موجودات است ولی در موطنِ معلومِ خدابودن، بحث، بحثِ اعیان است و جایی برای اسماء نیست. اسماء مربوط به مقام واحدیت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بهترین زبان برای ارائهی مطالب فرهنگی، زبان آیات و روایات است مشروط بر آنکه آنها را خوب تبیین کنیم و با زمانِ امروزی تطبیق دهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تقوی به همان معنایِ مقیّدبودن به حرام و حلال الهی است. منافق در چنین شرایطی به زحمت میافتد و خیلی راحت به حاشیه میرود. به جان دوست قسم از روزی که با جدّیت تمام به تقوای الهی مقیّد نبودیم، خداوند چوبِ حضور نفوذیان را بر ما نواخت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست یاران حضرت اباعبداللّه «علیهالسلام» راهی را گشودند که تا قیام قیامت انسانها میتوانند از آن بهره بگیرند حتی شهدای ما و یاران حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجه». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به چنین امری معتقدم. فکر میکنم اگر سری به اینترنت در رابطه با «موعود شناسی» بزنید در جریان نگاه جهانی نسبت به این موضوع قرار خواهید گرفت. از طرف دیگر کتابهایی که در رابطه با مهدویت بر روی سایت هست، اگر مطالعه شود میتوانید مطابق ذوق جهانی مطالبی را از آن بیابید. در ضمن جناب آقای یارمحمدیان در رابطه با فعالیتهای فرهنگی بین المللی تجربیاتی دارند میتوانید با ایشان به شماره (09353275288) مشورت کنید. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: در رابطه با سوال ۳۴۰۲۳ نصیحت این حقیر آن است که در جایگاه یک فقیه ننشینید و فتوا ندهید! با تشکر!
باباسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال بحث در تذکر نسبت به یک قاعده است. تذکر به قاعده فقهی، نشستن به جای فقها نیست!! همانطور که اگر فقیهی در رابطه با مباحث کلامی یا فلسفی نظر داد، نباید گفت چرا در جای متکلّمین یا فقها نشستهاید؟ در مورد قاعده تترس، بد نیست به کتاب «جاذبه و دافعه» مرحوم شهید مطهری نیز رجوع فرمایید. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام و خسته نباشید خدمت پدر و استاد ارجمندم. انشاءالله که به دور از جمیع بلیات و مورد عنایات خاص الخاص امام زمان علیه السلام باشید. بنده در بحث اعیان ثابته به مشکلی که توانایی حل آن را ندارم بر خورد کردم به همین علت مزاحم شما شدم تا حقیر را راهنمایی بفرمائید. شما فرمودید که هر کس در مقام عین ثابته خودش به خودش موجود است. حضرت حق بودن هرکس را به او میدهد و وقتی که به آن عین ثابت وجود دهد یکی از لوازم امکانی آن اختیار هم میباشد. مشکل بنده اینجاست که عین ثابت که غیر قابل تغییر است چون علم خداست وعلم خدا هم از خدا جدا نیست پس عین وجود است. حضرت حق صدام بودن صدام را به او داده چگونه صدام با اختیار میتوانست از اولیای الهی شود با اینکه حضرت حق خود او را به او داده و او در عین ثابته اش صدام بودن میباشد. با تشکر از تمام زحماتی که میکشید و وقت میگذارید. فدای شما سایه تان مستدام. یا علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که خداوند به ما و انتخابهای آینده ما علم دارد، ولی همانطور که ما خواهیم بود و اختیار داریم. بنابراین علم خداوند مطابق همان حضوری است که ما در دنیا با اختیار خود خواهیم بود و از این جهت جبری پیش نمیآید. عرایضی در این رابطه در جزوه «جبر و اختیار» که روی سایت هست، شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میدانید در دعای قرآنی خود از حضرت حق میخواهیم: «رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ ۖ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۚ أَنْتَ مَوْلَانَا...» یعنی نمیتوان تصور کرد زندگی بدون بلا و سختی و امتحان ممکن است. از او باید تقاضا نمود ظرفیت درک آن مشکلات را به ما بدهد تا در دل همین مشکلات، آبدیده شویم و راهی که راه کمال ما است برایمان گشوده شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوب است. حقیقتاً شهدای ما اینچنیناند که میفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «دلا بسوز که سوزِ تو کارها بکند» وقتی نمیتوانید روزه بگیرید و ارادهی انجام آن فریضه را دارید، شما را چه غم؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با عقل، در میدان میآییم تا همچنانکه در جواب سؤال شمارهی 30639 عرض شد آرامآرام دل، منوّر شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امام سجاد«علیهالسلام» در صحیفه فرمودند: «دانٍ فِی عُلُوِّهِ، عالٍ فِی دُنُوِّهِ» حضرت حق در عین علوِّ مراتب، به بودنِ هر مخلوقی نیز در صحنه است و در عین نازلترین مرتبهی وجود، در عالیترین نحوهی حضور نیز در صحنه است. و این نابترین نحوهی توحید است تا خدا را در همهی جلوات در عین کبریائیاش مدّ نظر داشته باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خداوند وجود مطلق و کمال مطلق است و هرچیزی که نازلهی وجود باشد، وجود مطلق نیست، پس خدا نیست و نازلهی خدا هم نیست، بلکه نازلهی وجود است و اگر هم آن چیز از مرتبهی نازله ی خود بالاتر رود که باز، وجود نازله است از آن جهت که وجودش از خداوند است. ولی خداوند که عین وجود است، وجودش از خودش است. ۲. هر موجودی به اعتبار وجودش، مظهری از انوار الهی است که ربطی به ماهیت و تشخص آن موجود ندارد. ۳. اهل سنت معتقد به چنین مطلبی برای حضرت ابوطالب هستند. اساتیدی که با دقت سخنان ابنعربی را دنبال میکنند، چنین برداشتی از ابنعربی ندارند. موفق باشید
