باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده بسیار خوب توانستهاید بین قحطی و قحطیزدگی تفکیک کنید، مضافاً اینکه ریشهی هر قحطی، قحطیزدگی است و غفلت از سعهی رحمت الهی ۲. قارون مدعی است خودش علم به دستآوردنِ ثروتش را داشته است، در حالیکه اشتباه میکند. رزق، مقسوم است و حتی آدمهای زرنگ نمیتوانند رزق انسانهای ساده را تصاحب کنند مگر آنکه آن انسانها به وظیفهی خود در آن حدّ که برایشان امکان دارد، عمل نکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث نیاز نیست، بحثِ احساس حقیقیِ خودمان است که در چه جهانی باید حاضر باشیم تا خودمان باشیم. امروز زنان ما خود را در جهان یافتهاند و نباید از این نحوه بودن که بودنِ حقیقی آنهاست غفلت کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد و موضوعات در یک سؤال و جواب نمیگنجد، درس و بحث میخواهد و مباحثه با استاد منطقتان. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قضیهی اشرار غیر از موضوع معترضان است. همچنانکه ملاحظه فرمودید رهبر معظم انقلاب نیز فرمودند به اعتراض معترضان حتی باید رسیدگی هم بشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنای مباحث عرفانی اشاره و نگاهکردن است و نه فکرکردن. از فکر است که سؤال متولد میشود و حجابِ رؤیت میگردد. فرمود:
گر نپرسی زودتر کشفت شود / مرغ صبر از جمله پَرّانتر بُود
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال اگر همسر، طالب فرزند است این حق اوست نباید او را از آن حق محروم کرد بهخصوص که هر فرزندی با تولد خود رزق خود را همراه میآورد و به خانواده نیز رونق میبخشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت دو امر مستحب جداگانه است. به نظر میآید بهتر است با نظر به سیرهی رسول خدا صلوات الله علیه وآله در موقعیت نماز شب، نماز شب خوانده شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن میفرماید: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَريمٌ (۷۷) في كِتابٍ مَكْنُونٍ (۷۸) لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ» (۷۹) یعنی جایگاه قرآن، جایگاه بس بلندپایه و کریمی است که تنها اهل طهارت آن را مسّ میکنند و لذا قرآن را ثقل اکبر، و اهل البیت را که در مقام اُنس با حقیقت قرآن هستند، ثقل کبیر گفتهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شهید آوینی در مقالهی «چگونه هنرها را در خدمت اسلام درآوریم» نکاتی در این رابطه دارد، خوب است به آن مقاله که در اینترنت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن آقا درست فرمودهاند. ولی عنایت داشته باشید که رسول خدا و ائمه «علیهمالسلام» طبق فرمایش خودشان جامع شریعت و طریقت و حقیقتاند و به همین جهت عرفای بزرگ راهِ خود را از شریعت محمدی «صلواتاللّهعلیهوآله» جدا نمیکنند و عرفان را هم در قرآن مییابند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مؤمن! کدام صحبت؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به نظامی فکر کرد که تمام ابعاد انسانی و وجوه اجتماعی، اقتصادی او مبتنی بر روح قدسیاش باشد و بحمداللّه نظام اسلامی با حوصله و سعهای که دارد، در حال جلورفتن است. رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» در راستای تحقق آرمانهای فکری فرهنگی میفرمایند:
«دچار شتابزدگی و بهانهگیری هم نباید بشویم. یکی از چیزهایی که واقعاً ماها همه باید به آن توجّه بدهیم، این است که یکی از عیوب کار، این بیصبری و شتابزدگی است؛ مرتّب آدم پا به زمین بزند که «آقا چرا نشد؟ چرا نشد؟» خب هر چیزی قدری دارد، هر چیزی اَجَل و اَمَدی دارد، همه چیز باسرعت انجام نمیگیرد.» (۱۳۹۷/۱۲/۲۳)
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع «عدل الهی» به هر حال این نکته به کمکمان میآید که حضرت پروردگار مطابق امکان ما، به ما وجود عطا کردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میاید همین نکته که فرمودهاید خوب است زیرا میفرمایند باطن دنیا جهنم است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد آن است که با سه کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی مأنوس شوید، شرح بنده إنشاءاللّه موجب تدبّر بیشتر در موضوع خواهد شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به بودنی گستردهتر از دنیا و آخرت باید نظر کرد. بحث «حضور اربعینی و اصیلترین بودن» که بر روی بنر سایت هست میتواند متذکر این امر باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرمودهاند: «با توکل، زانوی اشتر ببند». ما در حدّ فهم و توان خود امور خود را تدبیر میکنیم ولی به عنایت الهی، بیشتر امیدواریم که فرمود« «مِن حیث لا یحتسب» از آنجایی که تو گمان نمیکنی نتایج کارت را به بهترین نحو به تو میدهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گناه نکنید، پر حرف نباشید، آرزوهای دنیایی را کم کنید، بیخود در جانِ خود، کینه از افراد را جای ندهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. به همین جهت خداوند همواره در زمین خلیفه دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این اشکال به پوزیتیویستها و یا حسّگراها وارد است ولی همهی آنها اینطور نیستند. موفق باشید
سلام علیکم: طاعات قبول. چند تفسیر قرآن عرفانی و اخلاقی از تفاسیر موجود پیشنهاد میکنید؟ مثلا تفسیر منسوب به ابن عربی یا خواجه عبدالله انصاری چطور است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً همین تفاسیری که نام بردید در بازار هست. البته تفسیری که مشهور به تفسیر ابن عربی است از جناب عبدالرّزاق کاشانی است و بنده نیز از آن استفاده کردهام تفسیر «المحیط الاعظم و البحر الخضم» از جناب سید حیدر آملی نیز نکات ظریفی دارد. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد: در بحث عقل تکنیک بنده چندین سوال دارم اما از آن جایی که جلسه آخر بحث به سینما کشیده شد و بنده چندان اهل سینما نیستم نمیدانستم چطور این سوالات را مطرح کنم که در جریان بحث باشد. در قالب یک پیام سوالهایم را مینویسم هرچند فکر میکنم بیان شفاهی آنها بهتر اصل سوال را منتقل کند. اگر سوالات را مناسب بحث یافتید بفرمایید تا در شرایطی مناسب به بحث گذاشته شود. ۱. برای تفصیل معنای تاریخی بودن عقل تکنیک میتوانم سوالم را مصداقی درمورد قنات بپرسم، آیا قنات را میتوان برخاسته از عقل تکنیک دانست یا چون مربوط به زمان گذشته است نمیتوان آن را به عقل تکنیک نسبت داد؟ یا میتوان آن را از وجه به استقبال طبیعت رفتن و عطایی بودنش، در مناسبات عقل تکنیک دید اما از وجه عدم تناسب با نیاز و مصرف امروزی فارق از آن دید؟ یا ... ۲. سوال دوم مربوط به نسبت ما با علومی ست که سابقه خوبی ندارند و با ظلم های عدیده ای حاصل آمده، مثلاً علوم شناختی و مغز و اعصاب که حاصل آزمایش های ناجوانمردانه ای ست که بر اسرای جنگی صورت گرفته، در دایره عقل تکنیک تعامل ما با این علوم چه وجهی دارد؟ ۳. بحث خیال در عقل تکنیک را چگونه میتوان ادامه داد تا به معنای مناسب آن دست یافت؟ ۴. در کل عقل تکنیک چه نسبتی با انسان امروز دارد؟ آیا انسان امروز، یعنی دانشجو و حتی فنی کار در صحنه میتوانند این نحو حضور خود را یافت کنند یا صرفا بخشی از جامعه مستعد آن هستند؟ آیا با تذکر به این قابلیت به مخاطب ظلم میشود زیرا مالایطاق است یا این که از اتفاق چون تذکری به آن داده نشده مردم به آن هوشیار نیستند؟ در واقع سوالم از معنای آینده است که در بیانات شما بود، این که چگونه باید برای امری که تا این حد در صحنه است افقی ترسیم کرد که کارگر و دانشجو خود را در آن بیابد؟ (البته سوالم از چگونگی، سوال روشی به معنای متداولش نیست، بلکه از وجه تحقق این نحو حضور است، زیرا اگر این مباحث برای انسان در صحنه امروز است که از اتفاق نشانه های آن را در طلب انسان امروزی میتوان یافت، چگونه باید آن را پای آن ایستاد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بجهت فهم بهتر سوال وجواب برای کاربران گرامی، متن جواب به همراه متن سوالات آورده میشود:
۱. برای تفصیل معنای تاریخی بودن عقل تکنیک میتوانم سوالم را مصداقی درمورد قنات بپرسم، آیا قنات را میتوان برخاسته از عقل تکنیک دانست یا چون مربوط به زمان گذشته است نمیتوان آن را به عقل تکنیک نسبت داد؟ یا میتوان آن را از وجه به استقبال طبیعت رفتن و عطایی بودنش، در مناسبات عقل تکنیک دید اما از وجه عدم تناسب با نیاز و مصرف امروزی فارق از آن دید؟ یا ...
جواب: در اینکه ما با به ظهورآوردن پدیده قنات برکات بهترین تعامل با طبیعت را نشان دادیم؛ بحثی نیست. ولی آن عقل بنا نداشت تکنیک بسازد و با طبیعت مطابق آن تکنیک تعامل کند. سعی کرد استعداد طبیعت را به سوی مزرعه جهت دهد. ولی در تاریخی که «وجود» به صورت عقل تکنیکی به میان آمده، بنا بر آن است که چیزی از دل طبیعت خلق شود و امری را از طبیعت متولد کند که آن امر در ضمن، نمایانگر حقیقت باشد که در پنهان طبیعت نهفته است و این یعنی انکشاف برای رویارویی با حقیقت که البته در حجاب گِشتل از بین رفت.
۲. سوال دوم مربوط به نسبت ما با علومی ست که سابقه خوبی ندارند و با ظلم های عدیده ای حاصل آمده، مثلاً علوم شناختی و مغز و اعصاب که حاصل آزمایش های ناجوانمردانه ای ست که بر اسرای جنگی صورت گرفته، در دایره عقل تکنیک تعامل ما با این علوم چه وجهی دارد؟
جواب: به نظر بنده این نوع فعالیتها در راستای عقل تکنیکی نیست. اینان به نحوی به طبیعت تجاوز میکنند زیرا حکمت جستجوی حقیقت که همان روبهروشدن با نفس ناطقه در تعامل با بدن باید پیش آید در این علوم حاکم نیست.
۳. بحث خیال در عقل تکنیک را چگونه میتوان ادامه داد تا به معنای مناسب آن دست یافت؟
جواب: باید حساس بود که با وجهی و بُعدی به نام «خیال» که در انسان هست، با امور مواجه شد به همان معنایی که در روایت خود داریم قرآن علاوه بر عبارات کتاب خدا، همان کلمات به اموری بسی بالاتر اشاره دارد. نمونه آن را در عرایضی که اخیراً در بحث سوره «تین» شد میتوانید ملاحظه کنید.
۴. در کل عقل تکنیک چه نسبتی با انسان امروز دارد؟ آیا انسان امروز، یعنی دانشجو و حتی فنی کار در صحنه میتوانند این نحو حضور خود را یافت کنند یا صرفا بخشی از جامعه مستعد آن هستند؟ آیا با تذکر به این قابلیت به مخاطب ظلم میشود زیرا مالایطاق است یا این که از اتفاق چون تذکری به آن داده نشده مردم به آن هوشیار نیستند؟ در واقع سوالم از معنای آینده است که در بیانات شما بود، این که چگونه باید برای امری که تا این حد در صحنه است افقی ترسیم کرد که کارگر و دانشجو خود را در آن بیابد؟ (البته سوالم از چگونگی، سوال روشی به معنای متداولش نیست، بلکه از وجه تحقق این نحو حضور است، زیرا اگر این مباحث برای انسان در صحنه امروز است که از اتفاق نشانه های آن را در طلب انسان امروزی میتوان یافت، چگونه باید آن را پای آن ایستاد؟
جواب: به نظر بنده با نظر به جواب اول و رویکرد شاعرانه به عالم و آدم، بشر امروز نیاز به این عقل که تقدیر او است، دارد. باید متذکر آن امر شد و احساس میشود شرایط گفتگو از آن در حال فراهمشدن است. موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر: من شنیدم که افراد بزرگ جهان اسلام مثل علامه جعفری یا حضرت آقا رمانهای خارجی خواندهاند. خواندن این ها چه کمکی به این اشخاص میکنه؟ البته که این اشخاص کار درست را انجام میدهند اما میخواستم از حکمت این کار مطلع شوم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: رمانهایی که در جهان غرب تدوین میشود مربوط به متفکران بزرگ آن خطه است برای طرح تنگناها و راههای عبور از آن تنگناها. و اگر کسی واقعاً بخواهد روح جهان غرب را درست بشناسد، ناگزیر است از مطالعه رمانهای بزرگ آن خطه بخصوص که امروز روحِ بشر این دوران تحت تأثیر روح بشر غربی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده آن بود که متوفی تا چهل روز هنوز در حال آمادهشدن است تا خود را در نشئه جدید یعنی برزخ باز یابد و سنت چهلمگرفتن را میتوان بر این مبنا دانست. شاید از این جمله چنین برداشتی بشود کرد که میفرمایید. ولی نمیتوان مطمئن بود. باید به خود خواب نظر کرد و موضوعی که خواب، دیده شده که از چه جنسی است، از خیالات خود فرد خوابدیده شده است و یا حقیقتاً حضور متوفی میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. میتوان در این مورد فکر کرد. ۲. میتوان در همین نکته دوم هم واقعاً فکر کرد و موضوع را ساده نگرفت. زیرا متأسفانه ما زبانِ مناسب روح این زمانه را نداریم تا در عین نظر به افقهای متعالی، ظاهر را با باطن جمع کنیم و خود را با انسان گشوده و گستردهای روبرو ببینیم که می تواند در همه عوالم هستی حاضر باشد. موفق باشید
