باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً مستحضر هستید که فقیه به حکم فقاهت و ملکه فقاهتش بنا دارد در حدّ وسع بشریاش حکم خدا را از قرآن و روایت و سیره کشف کند و البته این کار بدون مدد الهی پیش نمیآید ولی ما بر اساس توان فقاهتیِ فقیه وظیفه داریم به حکم و یا فتوای او نظر کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همینطور است. آری! به همان معنا که بنا بر آن است تا نهاییترین انسانها به ظهور آیند، این دو وجه انسانی یعنی وجه ظلمانی در جبهه مقابل وجه نورانی به ظهور میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اسلام گستردهتر از آن است که تبدیل به یک فرقه شود. در حالیکه حتی بقیه ادیان را دعوت به مسلمانشدن نکرده، بلکه دعوت به توحید نموده. عمده، درک توحیدی همدیگر است. در آموزههای دینی ما تأکید زیادی بر مدارا شده است. که نمونههای آن را ذیلاً ملاحظه خواهید کرد. موفق باشید
فرهنگ «مدارا» که در متون دینی و روایات بر آن تأکید میشود حکایت از آن دارد که انسانها میتوانند با حضور در سنتی خاص و تاریخی معین به فهمی نائل شوند که محصول و برآیند گفتوگوی طرفین است بدون آنکه نتیجه نهایی گفتوگو از قبل قابل پیشبینی باشد. بلکه رابطهای دیالکتیکی در میان است و از این جهت گفته میشود فهم یک رخداد است که به گفته جناب گادامر با ادغام افقهای فهم پیش میآید.
معلوم است که در سنت مدارا هرکدام از افراد افقهایی را مدّ نظر دارند که از سنت و تاریخی که افراد در آن هستند شکل گرفته و در بستر گفتوگویی که پیش میآید فهم رُخ میدهد و بدین لحاظ فهم، امری است تاریخی و همواره رو به جلو.
با توجه به این امر به روایاتی نظر کنید که میفرماید:
روايت شده كه خداوند تبارك و تعالى به رسول گراميش (ص) وحى نمود؛ همچنان كه در برابر فرائض و واجبات مسئوليت دارى و نسبت به آنها مؤاخذه ميشوى، در باره مدارا كردن با مردم (و صبر در برابر مصائب هم) مؤاخذه خواهى شد. «أَنَّ الْمُؤْمِنَ أَخَذَ مِنَ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ الْكِتْمَانَ وَ عَنْ نَبِيِّهِf مُدَارَاةَ النَّاسِ وَ عَنِ الْعَالِمِu الصَّبْرَ فِي الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاء»(بحار الأنوار، ج68، ص: 90)
رسول خدا (ص) فرمودند: «مُدَارَاةُ النَّاسِ نِصْفُ الْإِيمَانِ وَ الرِّفْقُ بِهِمْ نِصْفُ الْعَيْشِ»(الكافى، ج 2 ، ص 117.) مدارا با مردم نيمى از ايمان است و نرمش با آنها نيمى از زندگانى.
رسول خدا (ص) میفرمایند: «رَأْسُ الْعَقْلِ بَعْدَ الْإِيمَانِ بِاللَّهِ- مُدَارَاةُ النَّاسِ فِي غَيْرِ تَرْكِ حَقٍّ وَ مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ خِفَّةُ لِحْيَتِه» ريشه خرد پس از ايمان به خدا، مدارا كردن با مردم است در غير ترک حق، و از خوشبختى مرد است كمىِ نزاع و جنگ.
از حضرت باقر (ع) هست که: «إِنَّ لِكُلِّ شَيْءٍ قُفْلًا وَ قُفْلُ الْإِيمَانِ الرِّفْقُ» راستى براى هر چيزى قفلى است، و قفل ايمان نرمش است. و یا میفرمایند: «مَنْ قُسِمَ لَهُ الرِّفْقُ قُسِمَ لَهُ الْإِيمَان» هر كه را نرمش بهره دادند، ايمانش بهره دادند.
از حضرت صادق (ع) هست که فرمودند: قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: «رَفِيقٌ يُحِبُّ الرِّفْقَ فَمِنْ رِفْقِهِ بِعِبَادِهِ تَسْلِيلُهُ أَضْغَانَهُمْ وَ مُضَادَّتَهُمْ لِهَوَاهُمْ وَ قُلُوبِهِمْ».(اصول كافى- ترجمه كمرهاى، ج4، ص: 359) به راستى خدا تبارك و تعالى نرمش را دوست دارد و از نرمشِ او با بنده ها است كه كينه ها را از سينه هاى آنها در كشد و آنها را مخالف هوس و دلخواهشان كند
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «الرِّفْقُ يُمْنٌ وَ الْخُرْقُ شُؤْم» نرمش ميمنت دارد و سختگيرى شوم است. و همچنان حضرت میفرمایند: «إِنَّ الرِّفْقَ لَمْ يُوضَعْ عَلَى شَيْءٍ إِلَّا زَانَهُ وَ لَا نُزِعَ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا شَانَهُ» نرمى روى هر چه گذاشته شد، آن را زينت داد و از هر چه برداشته شد، زشتش ساخت.
پیامبر خدا (ص) میفرمایند: «إِنَّ فِي الرِّفْقِ الزِّيَادَةَ وَ الْبَرَكَةَ وَ مَنْ يُحْرَمِ الرِّفْقَ يُحْرَمِ الْخَيْر» در نرمى، زيادى و بركت است و هر كه از نرمى محروم شد از خير محروم گشت.
امام صادق (ع) فرمودند: «مَا زُوِيَ الرِّفْقُ عَنْ أَهْلِ بَيْتٍ إِلَّا زُوِيَ عَنْهُمُ الْخَيْر» از هر خاندانى كه نرمى دور شد، خير از آنها دور گشت. (الكافي، ج2، ص: 119)
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «أَمَرَنِي رَبِّي بِمُدَارَاةِ النَّاسِ كَمَا أَمَرَنِي بِأَدَاءِ الْفَرَائِض» خداوند به همانگونهای که به من در مورد واجبات امر کرده، در مورد مدارا با مردم نیز امر فرموده.
رسول خدا (ص) میفرمایند: يَا عَلِيُّ: «ثَلَاثَةٌ مَنْ لَمْ تَكُنْ فِيهِ لَمْ يَقُمْ لَهُ عَمَلٌ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ خُلُقٌ يُدَارِي بِهِ النَّاسَ وَ حِلْمٌ يَرُدُّ بِهِ جَهْلَ الْجَاهِل». اى على هركس سه خصلت نداشته باشد از عمل خود سودى نمىبرد، اول ورعى كه او را از كارهاى بد باز دارد، دوم اخلاق خوبى كه با آن نسبت به مردم خوشرفتارى كند، سوم حلمى كه او را از انتقام نگه دارد و از جاهلان درگذرد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! صور خیالیه برای خود حسابهایی دارند بس عظیم، ولی درک جایگاه و ریشه و جهت آنها هم کار آسانی نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تفکر در جای خود لازم است ولی از درک قلبی و علم حضوری نیز نباید محروم بود. در آنجا بحث از احساس «هست» و «وجود» خودمان در میان است و تأکید علامه طباطبایی در کتاب «رسالة الولایه» در اینکه اگر بتوانیم درکی وجودی از خود پیدا کنیم که عملاً با نوعی سلوک همراه است، در آن حال درک اتصال به حضرت حق برایمان پیش میآید و عبودیت تکوینی خود را احساس میکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در آن جواب، تنها مبانی «برهان صدیقین» تقریر شد. بحث آن را در کتاب «از برهان تا عرفان» و شرح صوتی آن دنبال بفرمایید. در آنجا عیناً این مسئله بحث شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید بتوانیم بین خدایی که در همهجا هست و در عین حال باید به سوی او باشیم، جمع کنیم و این همان نظر به احدی است که در عین حال، صمد است و باید به سوی او بود. و این با رفع حجابها ممکن میشود تا آنجایی که انسان بتواند حضور همهجانبهی خدا را بیابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به هر حال نباید به خواب اطمینان کرد بهخصوص که بعضاً شیطان ورود میکند و القائات خطرناکی برای ما پیش میآید. ۲. آری! در برزخ و قیامت بر اساس ملکاتمان عمل میکنیم، ولی در شرایطی فوقالعاده متفاوت از شرایطی که در خواب داریم از آن جهت که در خواب هنوز، روح انسان تحت تأثیر بدن او میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! فهمِ دشمنی دشمن هنر بزرگی است. به گفتهی علامهی طباطبایی، آدم و حوّا دشمنیِ شیطان را فراموش کردند که فریب قسمهای به ظاهر دلسوزانهی او راخوردند. در رابطه با تحریمها، باید گفت اتفاقاً اگر تحریم دیگری در اختیار داشتند، در همان فشارِ حداکثری إعمال میکردند. شواهد حکایت از آن دارد که کلیتِ آمریکا از تعادل خارج شده و گویا وعدهی الهی در افول استکبار خیلی زود محقق شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست با نیّت خیر، کودک بیسرپرستی را در پوشش تربیتی خود قرار دهید. به هر حال فطرت انسان پاک است و إنشاءالله خدا کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که از بعضی نکات کلام جنابعالی میتوان دریافت کرد، توجه به معلول میتواند موجب نظر به علت شود و این غیر از نظر به مفهوم علت است و لوازم آن که معلول میباشد. در جملهی حضرت علی «علیهالسلام» نیز در آینهی معلول، نظر به علت میشود که إنشاءاللّه در آخرین آیهی سورهی جاثیه به آن پرداخته میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. به همین جهت در رجوع به پیامبر خدا و اولیای معصومین «علیهمالسلام» هم باید متذکر باشیم که خودمان مطرح نشویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از مشکلاتی که مدرنیته برای بشر امروز پیش آورده است همین مشکل است که میفرمایید. به همین جهت تا آنجا که ممکن است باید طوری زندگی را تعریف کرد که انسانها از وطنِ مألوف خود جدا نشوند و متوجه باشند خداوند است که رزّاق است. حتی در مورد رشتههای دانشگاهی، تا آنجا که ممکن است باید این نکته را در نظر گرفت. آری! اگر کشور در جای دیگری به ما نیاز داشت، به حکم جهاد، وظیفه تغییر میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه فرق میکند؟ همواره آن خداست که خودش از ما خواسته است او را وکیل خود بگیریم تا به جای ما در میدان باشد به همان معنا که در آیهی ۲ سورهی إسراء میفرماید غیر من برای امور خود وکیل نگیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر میخواهید مسیرتان بالاخره به سوی تفسیر «المیزان» و قرآن و به روایات بیفتد؛ آن مقدمات و سیر مطالعاتی را با یک برنامهی جدّی دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید اگر مقدمهی کتاب با دقت خوانده شود، معلوم میگردد کتاب، به چه چیزی نظر دارد که منجر به چنین عنوانی شده است. با اینهمه آیا پس از ۲۰ سال که از طرح موضوعات کتاب گذشته است، معلوم نشد ما با روش مفهومی، همچنان در فعالیتهای دینی زمینگیر هستیم، در مقابل بمببارانِ شبهاتی که به ما میشود انفعالی برخورد میکنیم؟!! بعضی از عزیزان هنوز متوجهی تاریخی که با دوگانگیِ سوبژه و اُبژه بهکلّی از حضور تاریخِ انبیاء بیرون هستیم را، نشناختهاند، وگرنه دلسوزیشان سر جای خودش ارزشمند است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ایشان مطالب قابل استفادهای دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز با شما همراه و همنظرم. زیرا اگر مردم متوجهی حضور خدا و سنتهای الهی ننماییم، در مسائلی که در هر حال بنا به سنتهای الهی پیش میآید، کم میآورند و به جای نشاندادن صبر در مصائب، گرفتار بحران و بیقراری میگردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. رعایت نظر مردم در بستر شریعت الهی کار خوبی است ولی اگر ملاک خوبی و بدی صرفاً نظر مردم شود؛ اومانیسم است. ۲. روایت مذکور در بستر احکام شرعی مطرح است که آنچه با حفظ حدود شرعی برای خود میخواهید همان را نیز برای مردم بخواهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ادامهی آیهی «لا اکراه فی الدین» میفرماید «قد تبیّن الرشد من الغی»، یعنی اگر توصیه به دین میشود و حتی از سرباززدن از آن بازخواست میگردد، به علت آن است که حقیقتاً تکویناً و مطابق فطرت و تشریعاً مطابق وَحیِ الهی مسیر رشد از مسیر غیّ و انحراف روشن شده است. پس اینطور نیست که افراد به بهانهی «لا إکراهَ فی الدّین» گمان کنند نظام عالَم نسبت به هر کاری که آنها بکنند، بیتفاوت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث خوبی بود ولی به یاد ندارم از کدام متن استفاده شد. برهانِ مطلب روشن است وقتی معتقد باشیم انسان کامل حامل همهی اسماء الهی است و تمام موجودات عالم هر کدام بهرهای از آن اسماء دارند که در نزد انسان کامل است؛ به همان معنایی که او میتواند در خود تصرف کند، میتواند در همهی عالَم بدون هیچ مانعی تصرف نماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «شیعه و تمدنزایی» که بر روی سایت هست در این مورد نکاتی دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه، نمیشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شما بیشتر نظر به وظیفهای که نسبت به والدین داشتید، بیندازید، نه نظر به تمجید و تعریف افراد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه این سخنانتان به اندیشه و نظرات بنده نزدیک است. آری! ما با انقلاب اسلامی خواستیم زندگی بهتری را که در همهی ابعاد جوابگویِ نیازهای مادی و معنوی ما باشد، جایگزینِ وضع موجود کنیم، در حالیکه در حال حاضر در شرایطی هستیم که رویهمرفته نه اسلامی شدهایم آنطور که اسلام، جامعه را اصلاح میکند؛ و نه غربی. ولی باید از خود بپرسیم چرا فعلاً در چنین وضعی هستیم که بحث آن بسیار مفصل است و ریشه در تاریخ دویستسالهی ما دارد. فکر میکنم با دنبالکردن شرح صوتی ۷۰ جلسهی کتاب «عقل و ادب ادامهی انقلاب اسلامی در این تاریخ» راهی گشوده شود تا بدین موضوع بتوانیم کمی فکر کنیم. موفق باشید
