بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26352
متن پرسش
سلام علیکم: اینکه می گویند انسان از جهت تکوینی، در انتخاب بویژه انتخاب دین، اکراه و اجباری ندارد ولی از نظر تشریعی، پرودگار از طریق انبیاء بویژه سیدالمرسلین، موظف به انتخاب دین حق و تسلیم شدن است و در این عرصه تکلیف بر دوش دارد و مواخذه در قیامت خواهد شد که تشریعاً هم خود را آزاد می دانسته یا نه، آیا صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ادامه‌ی آیه‌ی «لا اکراه فی الدین» می‌فرماید «قد تبیّن الرشد من الغی»، یعنی اگر توصیه به دین می‌شود و حتی از سرباززدن از آن بازخواست می‌گردد، به علت آن است که حقیقتاً تکویناً و مطابق فطرت و تشریعاً مطابق وَحیِ الهی مسیر رشد از مسیر غیّ و انحراف روشن شده است. پس این‌طور نیست که افراد به بهانه‌ی «لا إکراهَ فی الدّین» گمان کنند نظام عالَم نسبت به هر کاری که آن‌ها بکنند، بی‌تفاوت است. موفق باشید  

26270
متن پرسش
سلام عليكم استاد گرامی: عذرخواهم مزاحم میشم. نیاز به یک آدرس کتاب دارم. خاطرم هست در بخشی از جلد ۸ یا ۹ افسار ملاصدرا می فرمود که انسان کامل قادر به دخل و تصرف تکوینی در عالم هست ولو این که همیشه همه اراده هایش به خاطر حکمت الهی محقق نگردد. خاطرتان هست دقیقا کدام جلد و فصل از اسفار بود. ببخشید برای تحقیقم این نقل قول را نیاز داشتم. با احترام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث خوبی بود ولی به یاد ندارم از کدام متن استفاده شد. برهانِ مطلب روشن است وقتی معتقد باشیم انسان کامل حامل همه‌ی اسماء الهی است و تمام موجودات عالم هر کدام بهره‌ای از آن اسماء دارند که در نزد انسان کامل است؛ به همان معنایی که او می‌تواند در خود تصرف کند، می‌تواند در همه‌ی عالَم بدون هیچ مانعی تصرف نماید. موفق باشید

26077
متن پرسش
جناب استاد سلام: آیا این جسم آلی که در این موطن حاضر است با جسم برزخی در موطن برزخ در بیداری و هم اکنون ارتباط دارد؟ چگونه و در چه حد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جسمِ آلی مربوط به نفس است و نفس، همواره در همه‌ی عوالم حاضر است منتهی در برزخ و قیامت همه‌چیز نزد اوست و لذا نفس، تبدیل به عقل می‌شود. این بحث را می‌توانید در ابتدای کتاب «معرفتِ نفس و حشر» مطالعه فرمایید. موفق باشید

25713

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید فرق اظهار و ظهور چیه تو این متن؟ در نبوت اظهار و در ولایت و خلافت ظهور مدار توجه است‌. در ولایت و خلافت محور توجه ظهور حق در اشیا توسط ولی است اما در نبوت اظهار امور غیبی در مراحل مادون توسط نبی محور توجه است. مصباح ۴۸ شرح آقای یزدانپناه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. شاید بخواهند بگویند یکی به حکمِ مسئولیت، خود را به میان می‌آورد و دیگری، خداوند از طریق او به میان می‌آید و هر دو آینه‌ی نمایش خدا هستند. موفق باشید

24907
متن پرسش
سلام استاد عزیزم‌: ببخشید استاد من یه مشکل بزرگ دارم. اینکه میدونم خدا ما رو ول نمیکنه و ما عین فقریم. ولی وجودا این رو حس نمی کنم و تا میام دعا کنم، این فکر میاد سراغم که چه فایده داره من خودم باید کارام رو درست کنم. از طرفی هم می بینم حتی کاری رو هم که سپردم به خدا، آخرش جوری شده که بازم می بینم زوایایی که از قبل تدبیرش نکردم و ازشون غافل بودم، خدا هم یاری نرسوند، این مساله بیشتر من رو به این میندازه که باید خودت روی همه چی فکر و برنامه ریزی کنی. لطفا من رو راهنمایی کنید. آیا از نظر عملی یا فکری باید خودم رو اصلاح کنم یا چیز دیگه؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرموده‌اند: «با توکل، زانوی اشتر ببند». ما در حدّ فهم و توان خود امور خود را تدبیر می‌کنیم ولی به عنایت الهی، بیشتر امیدواریم که فرمود« «مِن حیث لا یحتسب» از آن‌جایی که تو گمان نمی‌کنی نتایج کارت را به بهترین نحو به تو می‌دهیم. موفق باشید

24703

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا دانشمند غربی یا بهتر است بگویم دانشمند بی دین غربی حتی در امور مادی و درک عالم واقع و خارج دچار تردید شده و همچون ایده آلیست ها دچار شک و سفسطه شده؟ مثلا خطای حس را مطرح می‌کنند که به قول شهید بهشتی در کتاب شناخت از دیدگاه فطرت ، باید بگوییم خطا در تفسیر حس است نه خطا در حس، و این دانشمندان در همین موضوع یکسری تصاویر غیر طبیعی درست می کنند و استدلال می‌کنند مغز خطا می کند و ما را گول می زند، در صورتی که این آن فرد به اصطلاح دانشمند است که دارد مغز را با این تصویر فریب می‌دهد نه اینکه مغز آن شخص ادراک کننده را فریب دهد، چون مغز انسان برای درک طبیعت و متناسب با درک طبیعت توسط خداوند حکیم خلق شده نه اینکه تصاویری عجیب و انتزاعی که نه در طبیعت و نه در دنیای اطراف وجود خارجی دارند را که درک آن حالت تصویر خاص خارج از توان مغز انسان است را درست می کنند و همان کلک و حقه تصویریه خاص را که وجود طبیعی و خارجی ندارد را ملاک خود قرار می‌دهند و کلا در کسب معرفت همانند سوفسطائیان و ایده آلیست ها شک می کنند، مثلا فیلم تلویزیونی متحرک را که تشکیل شده از ۲۴ تا ۵۰ فریم در ثانیه که تماما عکس می‌باشند را به عنوان خطای دید معرفی می کنند در صورتی که توان درک عصب بینایی انسان در خلقتش ۱۰ تا ۱۵ فریم انگار می باشد، خب اینکه مغز من فریب می خورد چون مغز من متناسب با درک طبیعت و حرکات طبیعت خلق شده و بیشتر از آن از توان مغز انسان خارج است، حال اگر عصب بینایی چشم انسان همچون سگ سرعت بیشتر را درک می کرد و توان بالاتری داشت تصاویر متحرک فیلم را به صورت واقعیه خود یعنی فریم فریم می دید و به صورت چشمک زن که حتما برای ما دیوانه کننده بود، آیا این محدودیت و طبیعت مغز که به صلاحدید خالق متناسب با عالم خارج و واقعیت اطراف هست را ما باید خطا بپنداریم و کلا کسب معرفت را زیر سوال ببریم، به خدا اینگونه دانشمندان از عوام هم پایین ترند و مانند خری هستند که کتاب حمل می کند. سوال بنده این می‌باشد که: چطور می شود این افراد در درک عالم خارج هم با آن همه ادعا عاجز می شوند چه برسد به درک دین که پیشکششان؟ چرا علم کنونی بشر غربی و غرب زده حتی در حیطه تلاششان به جای اینکه یقین آور باشد برایشان شک و سفسطه به ارمغان آورده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این اشکال به پوزیتیویست‌ها و یا حسّ‌گرا‌ها وارد است ولی همه‌ی آن‌ها این‌طور نیستند. موفق باشید

24557

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت. با عرض تبریک به مناسبت میلاد امام رضا علیه السلام یک جلسه کتابخوانی داریم با محوریت مقالات و کتب شهید آوینی. خودم هم دارم کتاب توسعه دکتر شهریار زرشناس رو می خونم. توی جلسه داشتم راجع به توسعه در کتاب توسعه و تمدن غرب صحبت می کردم که یکی از دوستان یه سوال ازم پرسید سخت رفتم توی فکر: گفت: از کجا میتونیم بفهمیم نظر غربی ها درباره توسعه اینه که توی این کتاب شهید آوینی یا توی کتاب دکتر زرشناس نوشته شده. شاید این آقایون برداشت خودشونو اینجا نوشتن. بهش گفتم از شرایط دنیای غرب هم میشه فهمید که نظر غربی ها اینه. خلاصه اینکه چون بنده نتونستم برای حرفام دلیل دقیق بیارم و غرب رو بشناسم و بشناسونم دیگه رفتم تو فکر حالا سوالم اینه: طرف گفت عینا چندتا از نظریات و جملات غربیان رو برام بیار که ببینم متفکراشون دقیقا چی گفتن نه سخنان خودمون و شهید آوینی و... لطفا چندتا منبع اصلی از اونا معرفی کنید تا بتونیم با نظریاتشون و جملاتشون آشنا بشیم و بعد تحلیلهای شهید آوینی رو. بخونیم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کافی است به اندیشه‌های فیلسوفان غربی از دکارت و کانت و هگل رجوع فرمایید به‌خصوص به بیکن، که محور اندیشه‌ی آن‌ها بهره‌برداریِ هرچه بیشتر از دنیاست. و اینان جایگاه قدسی برای دنیا قائل نیستند تا نسبتی خاص با آن برقرار کند بلکه بهره‌برداری از آن را به هر شکلی برای خود مجاز می‌دانند و این عین توسعه‌ای است که غرب دنبال می‌کند. موفق باشید

24449
متن پرسش
با سلام و تشکر. استاد گرامی یکی از اساتید معتقدند که انسان دو نفس دارد نفس نباتی و نفس انسانی و این دو نفس هیچ گونه اتحادی با هم ندارند. کارهای آگاهانه و اختیاری انسان از شئون نفس انسانی و کارهای طبیعی و قوای غیرشعوری قوای نفس نباتی هستند. در واقع نفس نباتی صورت بدن است که نوعی جسم نامی است و این بدن را خداوند مسخر نفس انسانی قرار داده است. اگر ممکن است نظرتون رو راجع به این فرمایش بفرمایید. ممنون و التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات ما نیز این نکته هست که انسان دارای نفس نباتی و نفس حیوانی و نفس انسانی است. جناب صدرا در جمع‌بندی خود متذکر می‌شود که نفس ناطقه‌ی انسان به جهت شدت وجودی‌اش جامع نفس نباتی و نفس حیوانی نیز هست ولی نه به صورت جدا جدا، و لذا در هر موقعیتی مطابق آن‌چه پیش می‌اید نفس ناطقه به صورت نفس نباتی یا نفس حیوانی و یا نفس انسانی ظهور می‌کند. موفق باشید

34023
متن پرسش

سلام استاد: در پاسخ سوال دوستی درباره ماجرای ایذه مطالبی فرمودین. یک مورد سخنان نماینده سابق ایذه در برنامه زنده خبری رو دقت کنید https://static0.jamaran.news/mediav2/18akCLDSJe2L/dmlkZW8tbWVkaXVtLm00dg,,/%D8%AF%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B4+%D9%BE%D9%88%D8%B1.mp4 متاسفانه رسانه ها و بظاهر مدافعین انقلاب میان می گن این زن چون یک پیج خبری خارجی رو فالو می کرده اومده خانواده رو به کشتن داده برای کشته سازی یا از این دست حرف های احمقانه، این ها کجا طرفداران حق و حقیقت هستند؟ مردم صدها بار بیشتر از این خطای پلیس از دورغ های مسئولین با نام اسلام بیزار هستند من نظرم این است که این مردم معترض، از اغلب شماها و مسئولین انقلابی تر هستند. اونها تحمل دروغ ها از مسئولین رو ندارند، نمی توانند قبول کنند حکومتی با نام اسلام دروغ بگه، ولی برای شما موضوع بسیار ساده ای است 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در فضای فتنه آنچه باید مدّ نظر باشد، حفظ نظام است حتی اگر در این موارد خطایی صورت گرفته باشد، به این معنا نیست که کلیت جریان نیروی انتظامی و مدافعین امنیت زیر سؤال برد. بحث در اعتراض و معترضین نیست، بحث در اغتشاش و به هم زدن امنیت کشور و نظام است. خارج از شهادت کیان پیرفلک که مسئولان مربوطه در حال بررسی کامل آن هستند و نباید به راحتی یک نگاه را از بقیه نگاه‌ها برجسته کرد، ولی در کلیت اغتشاشات پیش‌آمده و تقابلی که باید با آن‌ها بشود، در فقه اسلامی قاعده‌ای داریم به نام : «لو تترس الکفّار بالمسلمین»، یعنی هرگاه کفار با مسلمین در حال جنگ باشند و تعدادی از مسلمانان را به اسارت بگیرند و اسرای مسلمان را در صف مقدم جبهه قرار ‌بدهند، تا مسلمانان به خاطر آنان نتوانند به سوی کفار تیر اندازی کنند،‌ به این می‌گویند: «تترس»، در این موارد می‌فرمایند نباید برای رعایت آن مسلمانان که اسیر شده‌اند امکان پیروزی کفار را فراهم کرد. وظیفه جبهه اسلامی آن است که به جبهه دشمن حمله کند ولو آن مسلمانان عزیز اسیر شهید شوند. این قاعده حکایت از آن دارد که ما چاره‌ای نداریم که در این نوع مواجهه‌ها در مقابل جبهه دشمن برخورد جدّی و محکم داشته باشیم ولو این‌که ناخواسته عده‌ای بی‌گناه در این تقابل شهید شوند. این روحیه، روحیه واقع‌بینی است که آزاد از عواطف جزیی به کلیت جامعه اسلامی و مصالح مسلمین می‌اندیشد. موفق باشید

32797
متن پرسش

سلام استاد: ظاهرا که اوضاع خوب نیست و دولت اذعان کرده خودروی داخلی و ملی کیفیت مطلوبی نداره و واردات خورد رو آزاد قراره بشه. از قیمت اقلام لازم و رضایت مردم هم نمیشه حرف زد اصلا. البته من میدونم که خیلی چیزها رو نمیدونم ولی خب لااقل ظاهر الان اینه. و چی میشه که شما امیدوار هستین به آینده دولت و ملت رو لطفا با ما در میان بذارید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در مباحث «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی بین دو جهان» عرض شده ما نه می‌توانیم در ادامه غرب‌زدگیِ خود، خود را ادامه دهیم آن‌طور که آقای هاشمی عملاً بعد از دفاع مقدس شروع کردند و این شد که امروز ما با آن روبه‌رو هستیم، و نه می‌توانیم با گذشته سنتی خود که بیشتر در اخلاقِ فردی حاضر بودیم امکان حضور در این جهان را داشته باشیم. و از این جهت اعتقاد بنده آن است که انقلاب اسلامی در ذات خود نظر به جهان دیگری دارد که در منظر رهبر معظم انقلاب می‌باشد و بر اساس آن می‌فرمایند نباید با روحیه انفعالی و یا ناامیدی، امروزِ خود را تحلیل نمود. آری! انقلاب اسلامی به عنوان حرکتی توحیدی حتماً آینده ارزشمندی در پیش دارد. عرایض مختصری در کنار شهدای گمنام کوهستان قائمیه شد. خوب است که نظری به آن بیندازید. موفق باشید

31764

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد این مطلب درسته که «اموات تا چهلم در خواب کسی نمیان»؟ و اگر کسی خواب متوفی که تازه از دنیا رفته رو میبینه برگرفته از وهم ست؟ اگر درسته لطف می‌کنید حدیث یا روایت مربوط رو برای بنده بگذارید؟ متاسفنه بنده در سیر مطالعاتی شما به دوستان گفتم که شما این مطلب رو فرمودید، یقین داشتم شما فرمودید ولی الان شک کردم. اگر نه حلال کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده آن بود که متوفی تا چهل روز هنوز در حال آماده‌شدن است تا خود را در نشئه جدید یعنی برزخ باز یابد و سنت چهلم‌گرفتن را می‌توان بر این مبنا دانست. شاید از این جمله چنین برداشتی بشود کرد که می‌فرمایید. ولی نمی‌توان مطمئن بود. باید به خود خواب نظر کرد و موضوعی که خواب، دیده شده که از چه جنسی است، از خیالات خود فرد خواب‌دیده شده است و یا حقیقتاً حضور متوفی می‌باشد. موفق باشید

31443
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد محترم: ایام عزای ابا عبدالله الحسین ع را تسلیت عرض می کنم. در رابطه با بدن بعد از مرگ که گفته شد عین نفس است سوال دارم. با توجه به اینکه روح در عین تجرد و عدم جنسیت، بدن مادی را طبق موادی که در اختیار دارد زن یا مرد می سازد، مثلا اگر دو کروموزوم ایکس داشت بدن زن هست و اگر یک کروموزوم ایکس و یک ایگرگ داشت بدن با صورت مرد در عالم ماده ظاهر می شود. بعد از مرگ بدن برزخی که عین نفس است و از اراده های ممتد و در بستر ابزاری بدن مادی ساخته شده َبا صورتی که مناسب اون اراده ها و اعمال و روحیات شخص هست ظاهر می شود، با توجه به اینکه روح مجرد هست و جنسیت ندارد آیا بدن برزخی مانند خداوند متعال یا فرشتگان یا مثلا حتی یک گل زیبا، بدون صورت زن یا مرد هست و فقط صورت اعمال و خلقیات دنیوی است؟ یا اینکه چون زنی یا مردی صورت های مأنوس برای نفس در دنیا بوده در عین اینکه مجرد است با صورت زن یا مرد ظاهر می شود؟ در مباحث فرمودید حورالعین ظهور همه ی اسما الهی به صورت لطف یعنی زن هست. آیا شخص مومن مثلا اگر مرد باشد ولی مظهر اسم لطیف الهی شده باشد با صورت زن محشور می شود و یا زنی که مظهر اسما جلالی باشد مثلا خانم دباغ که رزمنده و سپاهی و چریک و محافظ امام ره بودند با صورت مرد محشور می شوند؟ تصور بنده این هست که در عالم برزخ و بخصوص در قیامت ابدا صورتها زن یا مرد نیستند، چون نفسی که اونجا عین بدن است تجرد دارد و دلیلی ندارد صورت اعتباری دنیوی داشته باشد، زیبایی و صورت لطف غیر از زنی یا مردی است. می شود صورت انسانی یا حیوانی داشت ولی فقط زیبا و یا زشت بود، جلوات رحمانی نورانی داشت یا ظلمات شیطانی داشت بدون اینکه صورتی به شکل زن یا مرد داشت. ولی چون ذهن ما مادی است دائما جنسیت را برای بدن اخروی انتزاع می کند و فقط دو صورت زن یا مرد را متصور می شود، در حالی که در همین دنیا هم که مثلا سعی در درک عقلی یا شهود قلبی از حضرت عزارائیل ع یا جبرائیل ع داریم ابدا با جنسیت روبرو نیستیم بلکه با حقیقت وجودی اونها روبرو هستیم، پس چه اشکالی دارد که بگوییم بعد از مرگ و لااقل در قیامت که از گرد و غبار دنیا آزاد شدیم صورت لطف الهی، فقط صورت لطف است نه صورت زنی و انسان هم به صورت انسان یا رحمن (خلق آدم علی صورت الرحمن) است و یا خدایی ناکرده احسن منه قرده والخنازیر. با تشکر از زحمات شما، یا ابا عبدالله ع
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقت‌های خوبی را به کار برده‌اید ولی به هر صورت در برزخ و قیامت، همه می‌بینند که مثلاً این بدن، آن خانم و آقایی است که به این صورت ظاهر شده، حتی وقتی انسانی متکبّر به صورت مورچه محشور می‌شود؛ می‌بینند که این فلانی است که به صورت مورچه در آمده است. از این جهت باید روی این نکته فکر کرد که نفس انسان است که در عین ثابته خود، زن و مردبودن خود را پیش آورده. موفق باشید 

31195

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: برای رسیدن به نگاه درست به عالم، شما بعد از کار کردن در موضوع معرفت نفس و برهان صدیقین و حرکت جوهری؛ کار کردن در چه موضوعی را پیشنهاد می‌کنید تا به صورت اجمالی یک نگاه کلی و درست به عالم داشته باشیم؟ استاد خودم که احساس می‌کنم اگه بعد از کار کردن مباحث معرفت نفس و برهان صدیقین و حرکت جوهری؛ در مورد موضوع "نقش و دخالت عین وجود (خدا) در ظهورات خود (مخلوقات) مطالعه بکنم میشه ان‌شاءالله یک نگاه اجمالی به عالم داشت. منتها در مورد این موضوع نمیدونم چه کتابهایی هست؟ البته کتابی که از نگاه وجودی به این موضوع پرداخته باشد. منظورم کتابی است که به من قاعده‌ای بدهد که طبق اون قاعده من بفهمم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است در ادامه کار، مباحث معاد را همراه با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید و سپس آرام‌‌آرام در اُنس با تفسیر المیزان قرار گیرید و البته از مباحث انقلاب اسلامی هرگز غافل نباشید. موفق باشید

31093
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: ضمن تشکر و عرض احترام و خدا قوت استاد جان برای درک حرکت جوهری در عالم و وجوب به کار گیری آن، این مثال را می‌توان مطرح کرد که حرکت جوهری در عالم مثل موج دریایی است که موجبات حرکت کشتی ها را فراهم می‌کند، حال اگر کشتی ما با التزام به امور شرعیه و دیگر التزامات بصورت صحیح بر این موج نشست به مقصد خواهد رسید و اگر کشتی با رویکردی گناه آلود صدمه دید و سوراخ شد، همان موج آن‌را غرق خواهد کرد. ناظر به یکی از یادداشت‌های حضرتعالی که فرموده بودید انسان کاری نکند که بواسطه غفلت و انجام گناهان، خداوند بهترین بندگانش را بدستان او به شهادت برساند. یعنی همان موجی که کشتی را به مقصد می‌رساند همان موج باعث غرق شدن کشتی دیگر خواهد شد. لذا حرکت در جوهر عالم در وجودی مانند انسان این ظهورات را خواهد داشت. یک جلوه در وجود انسانی وارسته مثل سردار شهید سلیمانی ظهور می‌کند و در همان حال در وجودی پلید مثل ترامپ.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید مباحثی مثل «حرکت جوهری» مباحث فلسفی و وجودی است و نباید با مسائل اخلاقی و ارزشی و اعتباری خلط کرد. در بحث حرکت جوهری، بحث در ذات عالم ماده است که عین حرکت و عین قبول از عالم بالا است تا قوه عالم ماده به فعلیت برسد و جهان عالم ماده قیامت شود. انسان‌ها در بستر چنین عالمی می‌توانند خود را تغییر دهند و خود را به کمال برسانند. موفق باشید

30705

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: ضمن تشکر از پاسخی که درباره سوال بنده مبنی بر چگونگی فهم حقانیت اسلام دادید، سوال جدیدی برای بنده پیش آمد و آن اینکه شما فرمودید باید با تدبر در قرآن، حقانیت قرآن و عمق توحید قرآن را بفهمیم و احتیاجی به نفی سایر ادیان نیست، حالا وقتی با خواندن خود قرآن ذهن به جای تایید و تصدیق قلبی، پر از سوال و شبهه از خود آیات قرآن شود چه؟ مثلا بنده با خواندن آیه ای که مربوط به زدن زن هاست، در قرآن دچار حیرت و سوال یا بهتر بگم شکی شدم که سالهاست بی پاسخ مانده. طبیعی است که در کنار شبهات وارده بی نهایت و آیاتی که دستاویز این شبهات گرفته اند، و مهمتر از همه نبود جواب های قانع کننده، انسانی که ایمان و یقین ندارد همینها را دلیل بر اختلاف در قرآن یا منطقی نبودن بعضی از آیات می‌داند و تصدیق قلبی بر این حقانیت در او ایجاد نمی‌شود. به نظر شما مشکل کجاست و راه حل چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تدبّر در قرآن به معنای آن است که روح هر آیه و سوره با عمق کامل دنبال شود. همین نکته را که می‌فرمایید بنده در شرح آیه‌ی ۳۴ سوره‌ی نساء با نظر به شواهد موجود و نظر بزرگان، متذکر شدم که موضوع مربوط به ترک خانه و احتمال همبسترشدن با مرد غریبه است که برای حفظ حرمت خانواده به جای آن‌که حدّ شرعی در دادگاه به صورت علنی اجرا شود، برای حفظ حریم خانواده فرموده‌اند تنبیهی که حکایت از ناراحتی مرد از نحوه‌ی رفتار همسرش باشد، إعمال شود، به اعتبار آن‌که بحث نشوزِ زن در میان است. زیرا در فضای کلی آموزه‌های دینی رعایت زنان به صورت جدّی توصیه و از طریق اولیای الهی عمل شده. به عنوان نمونه پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «وَ مَنِ اتَّخَذَ زَوْجَهً فَلْیُکْرِمْهَا‌» هر کس همسری را اختیار می کند، بر او واجب است که او را اکرام کند. و باز حضرت می‌فرمایند: «خَیْرُکُمْ خَیْرُکُمْ لِنِسَائِکُمْ وَ بَنَاتِکُمْ‌» بهترین مردان، مردانی هستند که با زنان و فرزندانشان به خوبی رفتار کنند. و حضرت صادق «علیه‌السلام» فرمودند: «اَکَثَرُ الخَیرِ فی‌النِّساءِ.» بیشترین خیر و برکت همراه با زنان است. موفق باشید

30652

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهر زاده عزیز: بنده کتاب هایی که شرح صوتی آن بر روی سایت قرار داده شده را به این ترتیب دنبال کردم خویشتن پنهان، برهان صدیقین و حرکت جوهری، معاد، آداب الصلاه، شرح سوره حمد، رساله الولایه، به همراه صوت و یادداشت بیانات شما در حاشیه کتاب، چند جلسه ای هم از شرح مقالات، با توجه به تاکید جنابعالی در مورد کتاب معرفت و نفس و حشر و اینکه صوت آن جلسات روی سایت قرار داده نشده و بنده با فرمایشات جنابعالی خیلی بهتر با کتاب و مباحث ارتباط می گیرم، لطفاً بفرمایید چگونه مباحث را ادامه بدهم؟ (ادامه شرح مقالات یا کتاب معرفت نفس و حشر یا شرح مصباح الهدایه و یا اگر نیاز به مطلب دیگری هست بفرمایید که به آن رجوع کنم.) با تشکر. ارادتمندم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کیفیت‌های صوت کتاب «معرفت نفس و حشر» پایین است و به همین جهت در سایت قرار نمی‌گیرد. ولی اگر از حاج آقا نظری بخواهید، برایتان ارسال می‌کنند. ۲. بستگی به ذوق خودتان دارد. ولی اگر با کتاب «معرفت نفس و حشر» شروع کنید و بعد با جلد اول مقالات کار را ادامه دهید و سپس شرح کتاب «مصباح الهدایه» را دنبال کنید، إن‌شاءالله خوب است. موفق باشید

30531

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ممنون که به سوالات ما پاسخ می‌دهید علی رغم مشغله های زیادتان. من حدود هفت ساله که ازدواج کردم و فرزند دارم، در مجردی این حالت زیاد برای من رخ می‌داد، اینکه شدیدا احساس تنهایی کنم، اما فکر می‌کردم با ازدواج این مشکل حل شود، البته در ابتدا شاید چنین حسی به سراغم نیامد اما مجددا به نحوی این حس زیاد شده که گاهی می‌خواهم دنیا دیگه تمام شود و دیگر هیچ امیدی به هیچ چیزی ندارم، البته باید عرض کنم که علاقه بین من و همسرم بسیار کم شده، آیا به این علت است یا بدلیل دوری از محبوب حقیقی؟ چه کنم، این حس عذاب آور، اگر مجرد بودم، برایم بود و نبودم فرقی نداشت، اما با این دو کودک معصوم که عهده دار تربیت آنها هستم، چه کنم؟ دوست ندارم ذره ای غصه بخورند. راه چاره چیست؟ بخشید طولانی شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر زندگی در بستر صحیح ‌حضور در شریعت الهی باشد، سایر ابعاد زندگی نیز در جای خود قرار می‌گیرند و آن مودّتی که خداوند بین زوجین گذاشته،‌ همچنان حاضر می‌ماند. باید سعی کرد در صفای ایمانی خود سرزنده باقی ماند تا احساس حیات با نشاط و فعال در سایر ابعاد زندگی برای انسان محفوظ بماند. موفق باشید

30530
متن پرسش
سلام علیکم: ان شاء الله سلامت و موید باشید. با توجه به تجرد روح و اینکه در محدودیت زمان و محصوریت جسم نیست و بر اتفاقات اشراف دارد، چرا کسانی که دچار تصادف یا بیماری شده و قسمت جمجه شان آسیب می بیند، حافظه شان را از دست می‌دهند و دیگر چیزی در خاطرشان نیست و دچار از یاد رفتن وقایع می‌شوند و گویا تازه بر حوادث جهان مشرف شده اتد، می‌گردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد، نفس ناطقه،‌ ابزار ارائه را از دست می‌دهد به همین جهت اگر درمان شود باز هم از طریق همان ابزار،‌ می‌تواند محفوظات خود را اظهار کند مثل آن‌که وقتی چشم از بین می‌رود، قوه‌ی بینایی از بین نرفته‌است بلکه ابزار دیدن از بین رفته‌است. موفق باشید

30237

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خواهش می کنم فرق بین غرور، عجب، تکبر (کبر) را به صورت مبسوط بیان بفرمایید. اگر مثالی هم بزنید ممنون میشم. دوستتون دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث مبسوط نیاز ندارد. در بسیاری موارد این واژه‌ها به جای هم مصرف می‌شود. ما باید مواظب باشیم در مقابل خدا و خلق خدا، خودخواه و خودبین و خودپسند نباشیم. در آن صورت از آن رذائل مذکور نجات می‌یابیم. موفق باشید

29456
متن پرسش
سلام خدمت استاد گرانقدر: اخیرا رسانه بی بی سی مصاحبه ای با جان بولتون و الیوت آبرامز انجام داد با مشاهده این مصاحبه کوتاه آدم متوجه عمق دشمنی و شرارت این افراد نسبت به حکومت ایران می شود. با توجه به اینکه قبلا هم بیان کرده بودید اخبار این رسانه را دنبال می کنید و احتمالا این مصاحبه کوتاه را دیده اید نظرتان را در مورد این قضیه می خواستم جویا شوم آبرامز: مردم باید در شرایط سخت اقتصادی بوجود آماده در تحریم ها یقه حاکمیت را بگیرند سوال کارشناس: آیا تحریم ها بمنظور کاهش ارزش ریال بود؟ آبرامز: لبخند بولتون: همین که گفته‌اند در ۷۰ روز آینده هر هفته یک سری تحریم جدید علیه ایران وضع خواهند کرد، نشان می‌دهد که تا حالا فشار حداکثری نبود که هنوز می‌شود تحریم جدیدی وضع کرد. https://www.bbc.com/persian/iran-54881349 https://www.bbc.com/persian/iran-54274373
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! فهمِ دشمنی دشمن هنر بزرگی است. به گفته‌ی علامه‌ی طباطبایی، آدم و حوّا دشمنیِ شیطان را فراموش کردند که فریب قسم‌های به ظاهر دلسوزانه‌ی او راخوردند. در رابطه با تحریم‌ها، باید گفت اتفاقاً اگر تحریم دیگری در اختیار داشتند، در همان فشارِ حداکثری إعمال می‌کردند. شواهد حکایت از آن دارد که کلیتِ آمریکا از تعادل خارج شده و گویا وعده‌ی الهی در افول استکبار خیلی زود محقق شود. موفق باشید 

29213

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد ببخشید سوالی برای من پیش آمده و آن این هست منظور از علم غیب چیست؟ آیا منظور علوم غریبه یا علم حروف و... اینها هست یا نه منظور چیز دیگری هست؟ میشه لطف بفرمایید راهنمایی بفرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علم غیب، علمِ به حقایق و سنت‌های عالَم است و هیچ ربطی به علوم غریبه و یا علم حروف ندارد. در این مورد خوب است که مباحث «معرفت نفس» را دنبال فرمایید. موفق باشید

29155
متن پرسش
استاد گرامی سلام: لطفا در مورد این بیت حافظ (ره) توضیح بفرمایید. با تشکر پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرایضی در موضوع «عدل الهی» از این شعر سخن گفته شد و مرحوم شهید مطهری نیز ورودی داشته‌اند. جناب حافظ نظر دارند به نظر پاکِ پیری که در افق نگاه او، آنچه در نگاه بقیه خطا پنداشته می‌شود، خطا نیست و نگاه پاک او خطاپوش است زیرا از منظر خالق عالم به عالم می‌نگرد به جای آن‌که از منظر نگاه مردم به عالم بنگرد. آنچه را ما خطا می‌بینیم به جهت آن است که از منظر خود به عالم می‌نگریم. آری! «اگر در دیده‌ی مجنون نشینی / به‌جز از خوبی لیلی نبینی». موفق باشید

28977

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام محضر استاد طاهرزاده: به ما یاد داده‌اید و یاد داده‌اند که مرحوم قاضی، یگانه‌ی روزگار خویش بوده است و بقول حضرت امام رحمة‌الله‌علیه: «قاضی کوهی از توحید بود». حرفِ شما در باب امرِ تاریخی در سلوک ما را متذکر می‌شود که امروز و در این تاریخ، حضرت آیت الله قاضی رحمة‌الله‌علیه اگر می‌خواستند سلوک کنند دیگر به روش قبل سلوک نمی‌کرده و بلکه به سبک چمران سلوک می‌داشتند. اینجا و در همین راستا برای بنده سه سوال بوجود آمده است: ۱. اگر امّت ها نیز به بیان حضرت علّامه حقیقتی داشته و ولادت و مماتی دارند، آنگاه همانگونه که فرد برای رسیدن به توحید به خودسازی دست می‌زند و با شیطان درون گلاویز می‌شود، برای رسیدن به توحیدِ امّت و اجتماعی که در آن زندگی می‌کنیم نیز باید با رذائل اجتماعی و شیطان اکبر خارجی درگیر شویم. چگونه است که ما از درگیری عرفائی مانند مرحوم قاضی رحمة‌الله‌علیه با این شیطان خارجی که در آن تاریخ احتمالا انگلیس و اسرائیل نوظهور بوده‌اند، خبری نمی‌شنویم؟! یا شاید خبری بوده لکن گزارشات تاریخی دقیق نیست؟ ۲. زمانه‌ای که سرِ شیخ فضل‌الله‌ها بالای دار می‌رود و مدرّس‌ها در اوج غربت به شهادت می‌رسند و آقاروح‌الله رساله «قیام‌لله» می‌نویسند، دقیقا منطبق است بر ایام حیات مرحوم قاضی رضوان‌الله‌‌علیه! با عرض معذرت فراوان بخاطر این جسارتِ ناشی از استفهام واقعی، امّا اینجا دیگر ظاهرا بحثِ «زمانه‌ی قاضی زمانه دیگری بوده است» جواب نمی‌دهد! آیا باز هم باید گفت گزارش‌های تاریخی دقیق نیست؟ ۳. این ادّعا که شخصیّت کمّل و ولیّ تکوینی حتّی در زمانِ وقوع انقلاب در سال پنجاه و هفت، یکی از حضراتِ بزرگان نحله نجف بوده (فارغ از مصداق) و امروز نیز پیشبرد انقلاب و حتّی پرورش و شهادت شهید حججی‌ها و حاج قاسم‌ها تحت نظر آن ولیِّ کُمّلی است که لزوما با ولی‌فقیه منطبق نیست را زیاد می‌شنویم؛ و حال آنکه این ادّعا با مبانی عرفانی ما همخوان است. آیا این ادعا را قبول دارید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید از آن جایی که خداوند می‌فرماید: «کلّ یومٍ هو فی شأن» در هر روز و روزگاری به شأنی که مطابق نیاز جامعه و افراد است، جلوه می کند؛ امثال قاضی مطابق شأن زمانه‌ی خود عمل کرده‌اند و البته ظرفیت تاریخ را هم باید در نظر گرفت. آری! می شود انسان‌هایی که در تاریخ خود به کمالات لازم رسیده‌اند کمک‌کارِ بقیه برای زمانه‌ی خود باشند. چه اشکال دارد که حججی‌ها از عالمان و سالکان دوران گذشته‌ی خود بهره‌مند شوند تا در تاریخ خود بهترین تصمیمات را بگیرند. موفق باشید

28547

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: به نظرتون یک خانم اگر یک وکیل باشد یا معلم حفظ قرآن و مفاهیم در یک موسسه قرآنی باشد در مسیر تهذیب نفس و سلوک، کدام موثر تر برای سلوک معنوی خودش و انقلاب است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به خود فرد دارد که احساس مسئولیت خود را در کجا بهتر می‌تواند انجام دهد. موفق باشید

28195

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و رحمت الهی بر شما: خیلی شرمنده چنین سوالی می کنم! مستند جناب عالی در اینگونه ترجمه کردن روایت چیست؟ مقصودم این است که مطالبی در ترجمه روایت آمده که در متن روایت نیست، خواهشمندم منبع اصلی ترجمه تان را برایم بفرستید! باز هم عذر خواهم و متشکر! یا علی این هم روایتی که فرمودید با ترجمه جناب عالی: رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «اُحِبُّ الصِّبيانُ لِخَمسٍ : الأوَّلُ : أنَّهُم هُمُ البَكَّاؤونَ ، وَالثّاني : يَتَمرَّغونَ بِالتُّرابِ، وَالثّالِثُ : يَختَصِمونَ مِن غَيرِ حِقدٍ ، وَالرّابِعُ : لا يَدَّخِرونَ لِغَدٍ شَيئا، وَالخامِسُ : يُعَمِّرونَ ثُمَّ يُخَرِّبون » ۱. گریه می کنند چرا که گریه کلید بهشت است. ۲. قهر می کنند ولی زود آشتی می کنند چرا که دلی بی کینه دارند. ۳. چیزی را زود خراب می کنند چون دلبستگی به دنیا ندارند. ۴. با خاک بازی می کنند چون غرور ندارند. ۵. هر چه دارند می خورند چون غم فردا ندارند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه مد نظر بود، اصل روایت است ولی ترجمه‌ی آن به جهت شرحی که داشت، بدون آن‌که نیاز به تطبیق با روایت باشد آورده شد؛ و گر نه می‌توانستیم عینا مطابق روایت موضوع را دنبال کنیم. موفق باشید

نمایش چاپی