بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26743

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: پس از خواندن یادداشت زیبای شما با عنوان آیا همه ما حاج قاسم سلیمانی هستیم مطلبی به ذهنم رسیده که با شما در میان می گذارم. همیشه میل و اشتیاق شهدا به شهادت برای من سوال بود، اینکه این میل را فقط برای رسیدن به درجات بالای بهشتی و همنشین شدن با اولیا الهی بدانیم کمی بوی منیت دارد. آیا کسی که در سخت ترین لحظات جنگ که می داند چقدر جبهه حق به حضور او نیاز دارد چرا خواهان شهادت است؟ با شهادت حاج قاسم سلیمانی و شناختی که همگی ما از روحیه جهادی و انقلابی و خستگی ناپذیر این ابرمرد تاریخ داشتیم برای من روشن شد که دلیل این میل و شوق و اشتیاق چیزی بس والاتر است. در واقع شهدا و بویژه حاج قاسم سلیمانی با طلب و آرزوی شهادت دنبال یک درجه بالاتر و حیات شدیدتری هستند تا بدون مزاحمت این قفس تن نقش خود را فرا زمان و فرا مکان ایفا کنند. آری برای دشمن شهید حاج قاسم سلیمانی بسیار خطرناک تر از حاج قاسم سلیمانی است چرا که دیگر آن محدودیت های حیات مادی را ندارد و همانگونه که به شایستگی به سردار دلها ملقب شده بود الان قلوب سپاه حق را فرماندهی می کند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که سفره‌ی گسترده‌ی خدا در انقلاب اسلامی چه میوه‌هایی که به بار نیاورده‌است.

باغ سبز عشق کو بی منتهاست               جز غم و شادی در او بس میوه‌هاست

حالتی دیگر بود کان نادر است             بی خزان و بی بهار سبز و تر است

موفق باشید

26579
متن پرسش
سلام خسته نباشید: پاداشتون با خدای مهربون! ۴. سوال داشتم. ۱. میزان تاثیر اعمال ماتاخر کسانی که همزمان برایشان قیامت واقع می شود چگونه است؟ ۲. آیا بهشت و جهنم پایانی دارد؟ اگر نه پایان آن کجاست؟ ۳. آیا ایمان افراد و جایگاه آنان در شرایط سخت متفاوت با ایمان و جایگاه آنان در شرایط آسان است؟ ۴. آیا بهشتیان با اختیار خودشان حتی یک گناه کوچک انجام نمی دهند یا اختیار دارند و آن گناه را انجام می دهند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هرکس از عملِ «ما تأخرِ» خود بر اساس اراده‌ای که کرده است بهره می‌برد. ۲. انسان‌ها در قیامت با «بودنِ» خود مرتبط‌اند و «بودن» پایان ندارد. ۳. حتماً همین‌طور است. ۴. در قیامت هرکس با ملکات خود به‌سر می‌برد و آن‌جا اختیار، معنا ندارد. موفق باشید

26373
متن پرسش
سلام علیکم: پاسخ به این شبهه که «باید حکومت را به اهل سیاست سپرد و نه به اهل دیانت، تا مردم با دیدن مشکلات و گرفتاریهایی که حکومت بدان درگیر است به دین و رهبران دینی بدبین نشوند.» چه پاسخی باید داد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن درستی نیست. باید اهل سیاست منوّر به سیاستِ متعالیه باشند تا دین، در امورِ اجتماعی نیز جلوه کند. هر اندازه که ضربه خورده‌ایم به جهت همین غفلت‌ها بوده. موفق باشید

26335

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در قرآن بیان شده که ما امانت آسمان و زمین را به وی عرضه کردیم اما از پذیرفتن آن سر باز زد و نپذیرفت و در متون عرفانی هم نظیر مرصاد العباد اشاره ای به این مسئله وجود داره. مگر در نظام خلقت الهی، همه موجودات مقهور اراده حضرت الله نیستند، پس چگونه این عدم پذیرش امانت و سر باز زدن پیش می آید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور، امکانِ ذاتی موجودات است که از نظر ذاتی، ظرفیتِ قبول و پذیرش امانت الهی را داشته باشند. موفق باشید

25993

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
مجاهد: بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد عزیز: فرموده بودید اهل کتاب به پیامبر اسلام و قرآن کریم که وحی خداوند به ایشان است ایمان دارند ولی باز می توانند مسلمان نباشند و اهل کتاب بمانند. استاد عزیز مگر احکام و اعتقادات اسلام ناب مختص کسانی است که قبلا شریعت نداشته اند؟ مگر می شود قرآن را قبول داشت و باز به کتبی رجوع کرد که حق و باطل در آن به هم آمیخته و به فرمایش قرآن تحریف شده؟ مگر می شود به نبی اسلام و کتابش ایمان داشت و «اطیعوا الله و الرسول و اولی الامر» را قبول نداشت؟ و مگر همین که اهل کتابی که اعتقاد به وحدانیت خدا و حقانیت رسول و کتاب داشت مسلمان نامیده نمی شود و اطلاق اهل کتاب بر آنها جز به اعتبار ماقبل است؟ و مگر خدا همراه تبعیت از ابراهیم سلام الله علیه تبعیت از نبی مکرم اسلام و عترت مطهرشان را ذکر نکرده و نفرموده: «ان اولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه و هذا النبی و الذین آمنوا»؟ و مگر تبعیت جز عمل به اوامر و نواهی آنهاست که برخی ناسخ احکام گذشته و برخی کامل کننده آنهاست و برخی بیان احکام واقعی تحریف نشده است؟ و با وجود آن چطور می توان با عمل به شریعت تحریف شده و منسوخ نزد خدا معذور بود؟ و آیا وصول به آیین ابراهیمی ناب جز از مسیر نبی اسلام و عترت طاهرینشان ممکن است؟ و آیا اقتضای کمالی که خدای متعال نظام عالم را چه در تکوین و چه در تشریع بر آن اساس قرار داده است، سیر به مراتب عالیه نیست و با آمدن فیض اکمل الهی با نبی مکرم اسلام، مسیرهایی غیر از آن می تواند مطلوب ذات الهی باشد؟ امیدوارم گره های ذهنی حقیر را با حوصله بخوانید و به پاسخی اجمالی بسنده نفرمایید و تفصیلا مسئله را روشن نمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته بحث آن مفصل است و عرایضی در بحث آیات مربوط به این بحث، در شرح سوره‌‌های آل‌عمران و نساء و مائده شده است. همین اندازه عنایت داشته باشید که خود اسلام، اجازه داده که بر همان دین خود به صورت صادقانه بمانند و در هیچ جای قرآن نمی‌فرماید بیایند مسلمان شوند. بد نیست چنان‌که فرصت کردید صوت شرح آیات سوره‌ی آل‌عمران را دنبال بفرمایید. موفق باشید

25524

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد، طبق تفسیر تسنیم آیت الله جوادی آملی، در مراتب وجود قبل از انسان، فرشته است و قبل از فرشته، جن قرار می گیرد. چرا با وجود اینکه جن هم موجود مختار و صاحب علم و شعور است و حتی در سوره جن هم به اون اشاره شده، از فرشته درجه اش پایین تره. مگر ما نمیگیم انسان بدلیل مختار بودن از فرشته بالاتر هست و سعه وجودی بیشتری داره، پس چرا جن هم که مختار و صاحب شعور هست، از فرشتگان در مراتب وجود بالاتر نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید به این جهت باشد که درجه‌ی وجودی جنّ در حدّ خیال است و به همین جهت هم شیطان که از جنّ است در حدّ خیال می‌تواند حاضر شود و انسان‌ها را وسوسه کند، واللّه اعلم. موفق باشید

25037

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: می فرمایند که این حرف که «هدف ، وسیله را توجیه می کند» حرف درستی نیست. چون طبق این گفته، مثلا برای شاد کردن دل مومن که هدف باشد می توان به گناه افتاد. حالا سوال اینجاست که رزمندگان اسلام که خودشون رو روی مین می انداختن هم طبق همین گفته است؟ (که: هدف که پیروزی اسلام باشه، وسیله رو که خودکشی باشه و گناه هست رو توجیه میکنه) و اینکه اصلا این حرف درسته یا نه؟ خدا قوت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید کار رزمندگان را در آن شرایط، خودکشی گذاشت زیرا در متن مبارزه با کفر، آن کار، جزء مبارزه است تا در مسیر مبارزه، شهید کم‌تری داشته باشیم. موفق باشید

24809
متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر استاد گرانقدرم. مناجات حضرت یوسف که در جایی فرموده بودید برای آمادگی برای مرگ می خواندم در مفاتیح است؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان سخن حضرت یوسف «علیه‌السلام» است که در محضر حق عرضه می‌دارند: «أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّني‏ مُسْلِماً وَ أَلْحِقْني‏ بِالصَّالِحينَ» (یوسف/101). موفق باشید

24607

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
شرط نجات در عالم آخرت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رعایت شریعت الهی و لاغیر. موفق باشید

23986

ابن‌عربی»بازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: می خواستم نظرتون رو در مورد جناب ابن عربی علیه رحمت بپرسم، با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به آرشیو سؤالات در قسمت شخصیت‌ها، به عنوان «ابن‌عربی» رجوع فرمایید. موفق باشید

32990
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: استاد عزیز بنده مباحث جهان بین دو جهان و... را دنبال کردم، خواستم لطف بفرمایید در این موارد ذیل راهنمایی بفرمایید. ۱. ما باید به قدر نیاز و نه بیشتر، از تکنولوژی استفاده کنیم و همراه آن خودسازی کنیم تا راهکار حل مشکلات جامعه و اداره ی آن از طرف خداوند افاضه شود. ۲. علم تکنولوژی مثل برق و انرژی هسته ای و سدسازی و گاز و فاضلاب و... اراده خدا بوده تا ما با ابزار او را بیابیم منتهی باید کنار ورود این علوم به قولی ضمیمه فرهنگی داشته باشد تا ما متناسب با فرهنگ وافق زندگی خود از آن بهره ببریم، چه بسا راهکار برخی مشکلات امروز ما استفاده از همان صنعت است اما نه به شکل مخرب غربی. ۳. راهکار برخی مشکلات مورد اول و راهکار برخی دیگر مورد دوم است، و در اصل ما سالیان قبل باید با سبک زندگی دینی و صحیح زمینه را برای افاضه راهکار درست زندگی و مشکلات از جانب خداوند فراهم می کردیم. و در آخر اینکه بحث دانش بنیانی که رهبر انقلاب فرمودند را باید در کدام مورد پی بگیریم؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید و از این جهت حقیقتاً با همه کوتاهی‌ها و ضعف‌هایی که داریم باید به آینده‌ای که در پیش است امیدوار بود.

در موضوع استقرار در روحیه‌ای که فرهنگِ دانش‌بنیان بر ما و جامعه ما به ظهور آید، باید جدّی فکر کرد زیرا دانش‌بنیانی که ما در فضای تاریخیِ انقلاب اسلامی به دنبال آن هستیم و إن‌شاءالله به ظهور می‌آید و ما را به نتایج درخشان می‌رساند جمعِ بین روحیه علمی و کند و کاو در دلِ طبیعت است برای کشف استعدادهای آن همراه با روحیه قدسی. و به همین جهت بنده جناب شیخ‌بهائی را نمادِ فرهنگ دانش‌بنیان دانستم از آن جهت که شخصیت علمی و ریاضی‌دانی و معماری را در کنار حکمت و عرفان در خود جمع کرده بود. ما نیز در هر کجا که هستیم چه زنان خانه‌دارمان و چه مهندسین و چه مسئولین کشور در هر رده‌ای که هستند باید متوجه باشند روحیه‌ای تحت عنوان «دانش‌بنیان» به سوی آن‌ها آمده است تا در خود شخصیتی را دنبال کنند که همواره آن شخصیت، جمعِ بین وجوه قدسی آن‌ها در عین حضور علمی باشد، حتی با نرم‌افزارهای تلفن همراه خود فعالیت‌های علمی خود را در راستای وجه قدسی‌شان قرار دهند؛ که این کم‌ترین کاری است که باید نسبت به آن بی‌تفاوت نبود و نباید بهانه آورد که مثلاً دوره ما گذشته است و یا ما وظیفه بچه‌داری و خانه‌داری را به عهده گرفته‌ایم. نه! روحیه «دانش‌بنیان» در همه جا باید ما را در بر گیرد و انسانی متولد شود که از یک طرف کم‌تر از جناب ادیسون نیست و از طرف دیگر زنان ما کم‌تر از بانو امین و مردان ما کم‌تر از علامه طباطبایی نباشند. موفق باشید   

32589

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: با توجه به فص آدمی و فص شیثی، رابطه بین «علم الادم اسما کلها» و عین ثابته چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اصل موضوع را باید در فصّ عُزیری دنبال کنید. إن‌شاءالله جواب خود را می‌یابید. موفق باشید

32158
متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده: اول از همه از استادم تقضا دارم که ما رو از دعای خیرتون محروم نکنین خیلی از کتابای شما رو چندین بار مطالعه کردم و بارها و بارها ولی یه جایی گیج شدم یعنی حدود ۸ سالیه که یه سوال برام پیش اومده که هدف ما چیه؟ آیا قلبی کردن معارف عقلی از طریق بندگی یا به صحنه آوردن قلب، یا تجلی أسما، یا قلبی شدن أسماء، یا ایجاد حضور قلب یا ارتباط با حق یاعشق به خدا  یا اینکه  همه به یک معنا اند؟ حال استاد! هدف  و نیت زندگی این باشه که روز به روز معارف بیشترتری کسب کنیم یا تلاش کنیم معارف رو قلبی کنیم یا قلب رو به صحنه بياریم یا تلاش کنیم تا خداوند اسماءش رو به قلبمون جلوه کنه؟ چون در کتاب چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی تاکید شما بر حضور قلب و به صحنه آمدن قلب بود. و درکتاب أسماء حسنی تاکید شما بر متجلی شدن آسماء بر قلب بود (هرجا بنگری خدا بینی). ودر کتاب آسماء حسنی فرمودین که هدف کسب معرفت است البته گفتین که معرفت قلبی نه عقلی یعنی از طریق عبادت قلبی شوند.

متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به لطف الهی آرام‌آرام انسان در مسیر کسب معارف و قلبی‌کردن آن معارف با بودنی روبرو می‌شود که آن بودن، همه سرمایه او است. بودنی بیکرانه و جاودان و اکنونی، در آن حدّ که گویا قیامت او برپا می‌شود. حتماً جریان حارثة بن مالک را دارید که رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» احوال او را پرسیدند و فرمودند: «کیف انت یا حارثة بن مالک؟ فقال: یا رسول الله مؤمن حقا. فقال له رسول الله صلی الله علیه وآله: لکل شی حقیقة فما حقیقة قولک؟ فقال : یا رسول الله عزفت نفسی عن الدنیا فاسهرت لیلی واظمات هواجری وکانی انظر الی عرش ربی [و] قد وضع للحساب وکانی انظر الی اهل الجنة یتزاورون فی الجنة وکانی اسمع عواء اهل النار فی النار، فقال له رسول الله صلی الله علیه وآله: عبد نور الله قلبه، ابصرت فاثبت، فقال: یا رسول الله ادع الله لی ان یرزقنی الشهادة معک، فقال: اللهم ارزق حارثة الشهادة، فلم یلبث الا ایاما حتی بعث رسول الله صلی الله علیه وآله سریة فبعثه فیها، فقاتل فقتل تسعة - او ثمانیة - ثم قتل.»

 حضرت فرمود: ای حارثة بن مالک! چگونه ای؟ گفت: یا رسول الله! مؤمن حقیقی ام. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: هر چیزی دارای حقیقتی است; حقیقت گفتار تو چیست؟ گفت: یا رسول الله! به دنیا بی رغبت شده ام، شب را (برای عبادت) بیدارم و روزهای گرم را (در اثر روزه) تشنگی می کشم و گویا عرش پروردگارم را می نگرم که برای حساب گسترده گشته و گویا اهل بهشت را می بینم که دربهشت یکدیگر را ملاقات می کنند که گویا ناله اهل دوزخ را در میان دوزخ می شنوم. رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: او بنده ای است که خداوند دلش را نورانی فرموده و خطاب به او فرمود: بصیرت یافتی، ثابت باش. حارثه عرض کرد: ای رسول خدا! از خدا بخواه که شهادت در رکابت را به من نصیب کند. حضرت فرمود: خدایا! شهادت را نصیب حارثه کن. چند روزی بیش نگذشت که رسول خداصلی الله علیه وآله لشکری برای جنگ فرستاد و حارثه را هم به آن جنگ فرستاد. او به میدان جنگ رفت و نه یا هشت تن را کشت و سپس شهید شد. موفق باشید

32147
متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد عزیز: آیا می توان گفت که برای اشخاصی که تجربه نزدیک به مرگ پیش می آید، بعلت قطع نسبی تعلق روح از بدن مکاشفه روی می دهد؟ نکته بعدی به نظر شما مشاهده تونل نورانی برای تعداد زیادی از تجربه کنندگان به چه علتیه؟ آیا در روایات و یات اشاره ای به مشاهده این تونل نورانی در هنگام مرگ شده است؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهم‌رفته این نوع انقطاع، غیر از شهودی است که با روش‌های سلوکی برای عرفا پیش می‌آید و مباحثی مثل مشاهده تونل نورانی، امر عادی در رابطه با موضوعی است که نفس ناطقه انسان با خودش برایش پیش می‌آید و این‌طور نیست که با حقیقتی و یا واقعیتی در بیرون از خود با آن روبه‌رو شود. موفق باشید

31191

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب: ببخشید سوال بنده این است ک معارف دینی رو انسان چگونه میتونه به قلب برساند؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با رویکرد عبور از ظاهر اعمال در عین انجام اعمال، إن‌شاءالله حضور قلب حاصل می‌شود. کتاب شریف «آداب الصلواة» از حضرت امام نکات ارزشمندی دارد. مباحث معرفت نفس نیز مفید خواهد بود. موفق باشید

31114

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من به اجبار مادرم در دانشگاه علمی را می‌خوانم که می‌دانم هیچ منفعتی نه برای من دارد و نه برای کشور و اگر از دانشگاه انصراف بدهم مادرم بسیار ناراحت و اذیت می‌شود. در صورتی که می‌دانم آن علم هیچ منفعت دنیایی و آخرتی ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مانند بسیاری از دانشجویان در حاشیه علم رسمی، فعالیت‌های علمیِ دینی و اجتماعی خود را داشته باشید. ما نیز در زمان خودمان در کنار دروس رسمی دانشگاهی، ده‌ها کتاب از شهید مطهری و مرحوم دکتر شریعتی می‌خواندیم. به عنوان مثال بد نیست برای شروع کار، ارتباطی با کانال مطالب ویژه داشته باشید@matalebevijeh. موفق باشید

30806

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: وقت بخیر و طاعات و عبادات مقبول حق. قبلا پرسش هایی از حضرتعالی داشتم، یک مورد در خصوص ظلمی بود که به مردم بوسیله دزدی پولشان از طریق دولت می شد در این مورد در این صحبت توضیح جامعی داده شده است. درخواست می شود نظر خودتون رو در این زمینه بفرمایید. https://www.ghatreh.com/news/nn58463684/%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌دانید این موارد، مواردی نیست که این سایت بتواند طی یک سؤال و جواب وارد شود. نیاز به نشست‌ها و مناظره‌ها دارد در جریان نگاه آقای احمدی نژاد هستم. با توجه به سوابق اجرایی که داشته ام معتقدم موضوع پیچیده تر از این حرف هاست و بحمدالله نظام به طرزی حکیمانه از این مشگلات به همان صورتی که از دفاع مقدس سر افراز بیرون آمد از این مشگلات به روشی غیر از روشی که آقای احمدی نژاد تصور می کنند عبور می کند. موفق باشید

30657
متن پرسش
با عرض درود و سپاس نثار استاد طاهرزاده: با توجه به سوالات 29131 و 29138 دو برداشت می‌شود کرد: یک کسی که خواب است در حال خواب از خود نمی پرسد که خواب هستم یا نه و شک در خواب معنا ندارد. دو: کسی که خواب است خواب نمی‌بیند که وارد سایت استاد طاهرزاده شده از ایشان بپرسد خواب هستم یا نه اما با توجه به تجربیات حقیر هر دو حالت ممکن است. یک بار خواب دیدم و در خواب تردید حاصل شد که خوابم یا بیدار جالبست با توجه به بررسی هایی که در خواب کردم به یقین رسیدم که بیدارم اما بعد که از خواب بیدار شدم متوجه شدم آن یقین پوشالی بوده است اما نسبت به طرح سوال از استاد و اینکه فقط بیداران از استاد سوال می پرسند عرض می‌شود که می‌شود خواب زدگانی چون ما نیز از استاد پرسشگری کنند خاطرم هست که یکبار در خواب وارد سایت شدم و طرح سوال از استاد کردم نمی دانم سوال چه بود شاید این بود که استاد من خواب هستم یا بیدار «الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای بنده نیز پیش آمده که حتی از خواب بیدار شدم و دفترچه را از طاقچه برداشتم و آن شعری که در خواب گفته بودم در آن یادداشت کردم و کنار رختخواب گذاشتم و خوابیدم، ولی صبح که بیدار شدم دفترچه جای دیشب آن بود و هیچ شعری نیز در آن نوشته نبود. عجب خوابِ در خوابی بود!! فردای قیامت معلوم می‌شود در این دنیایی که سراسر خواب است و فردا که بیدار می‌شویم چه خواب‌هایی برای خودمان دیده‌ایم که نباید می‌دیدیم. این دیگر دست خودمان است که در این خوابکده‌ی دنیا به سوی چه چیزی برویم و به سوی چه چیزی نرویم. موفق باشید

30168

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
آیا فال حافظ صحت دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فال، در هر حال یک امر حالی و احوالی است. بحث صحت و عدم صحت در آن‌جا مطرح نیست. موفق باشید

30027

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در فایل صوتی افضل یقین که روی کانال گذاشته بودید، فرمودید هرچه از حاکمیت عالم طبع و طبیعت رها شویم، آزاد می شویم و یقین می کنیم که نظام عالم با حکومت ملکوتی اداره می شود. و جایی دیگر هم «لا خوف علیهم و لاهم یحزنون» را فرمودید خداوند نشان می‌دهد که در صحنه ها کارگردانی می کند. الان مشکل اینجاست، که بنده حدود چهار سال است در مساله ای حالت بلاتکلیف پیدا کرده ام، وقتی به اهل بیت (ع) توسل می کنم، نشانه هایی و هدایت هایی می یابم، که انگار ملائک و یا همون نظام فوق عالم طبیعت و اسباب می خواهند جهتی را نشان دهند، ولی برای خودم این موضوع حجت عقلی نیست یعنی در نظام اسباب طبیعت هنوز برای من اتفاقی نیافتاده، که بخواهم یقین به چیزی پیدا کنم کاش می توانستم به یک یقین و آرامش و ثبات درونی برسم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این رابطه به جهانی نظر کرد که به نور دعا و مناجات، مقابل ما گشوده می‌شود. مباحث «مناجات التّائبین» إن‌شاءالله می‌تواند این موضوع را به تفصیل در آورد. موفق باشید

29591

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرانقدر: با توجه به ارجاعی که در خودشناسی به منابع مختلف، از جمله کتابهای محمد جعفر مصفا می دهید می خواستم نظرتان را در مورد متن گزیده زیر بفرمایید: سوال: اگر رفتار ما از اصالتمان صادر بشود آیا نباید آنها را تعبیر و معنا کنیم؟ مصفا: برای این کار چه ضرورتی وجود دارد، در تعبیر، قیاس نهفته است و قیاس یک عمل شیطانی ست، پایه انانیت است. چرا اصولا انسان یک کار بی معنی و غیر لازم بکند و آن هم کاری که مبنای تمام شرارت ها و تباهی ها می شود. ببین بی منطق بودن تعبیر در چیست؟ فرض کنیم تو امروز به حکم فطرت و یک حالت درونی بخشش می کنی، توجه داشته باش که خوش بینانه ترین فرض را مثال می زنیم. می گوییم به حکم فطرتت بخشش می کنی نه به دلیل اینکه یادت دادند که بخشش یک ارزش اجتماعی است. بعد من بخشش تو را تعبیر می کنم به سخاوتمند بودن یعنی یک صفت را به تو نسبت می دهم. این صفت تا کی در تو وجود دارد؟ اگر فردا بخشش نکردی یعنی باز به حکم یک کیفیت درونی، دلت نخواست نیمی از غذایت را به من بدهی، آیا معنایش این نیست که صفت خسیس بودن را باید به تو نسبت بدهم؟ در این صورت چه بر سر صفت قبلی یعنی سخاوتمند بودن تو آمده است؟ آن صفت کجا رفته است؟ و اگر باز پس فردا بخشش کردی چه بر سر صفت خسیس بودن آمده است؟ متوجه منظورم هستی؟ آیا بعد از تعبیر من تو را از صفات روانی در سرگردانی و بلاتکلیفی و سرگردانی فرو نبردم؟ حالا اگر من بخشش امروز تو را به هیچ چیز تعبیر نکنم، تو صفتی بنام من سخاوتمند برای خودت نمی شناسی، تا فردا که بخشش نمی کنی مجبور بشوی صفت خسیس بودن را در مقابل صفت سخاوت مند بودن قرار بدهی و ببینی بخشش یک کیفیت فطری است. خودداری از بخشش نیز کیفیت دیگریست که با هم متضاد نیستند. آنچه از آنها تضاد می سازد تعبیر آنهاست. من و تو مسلمانیم. بنظرم مسلم بودن یعنی در سلم و سلامت اخلاقی و روحی بودن، یعنی خردمندانه زیستن. پس از هر عملی که خلاف خرد است، خلاف سلم و سلامت نیز هست و باید از آن دوری کنیم قیاس و تعبیر و از تعبیر ها مرکزی به نام من ساختن موافق خرد و سلامت است؟ ما چه مسلمی هستیم که در مهمترین جنبه وجودی خود یعنی از نظر انانیت با شیطان وجه مشترک داریم؟ مگر در قرآن نخوانده ایم که علت طرد شیطان از درگاه خداوند و علت محروم گشتن او از خیر و پاکی و حقیقت، انانیت بوده است، پس چرا من و تو باید کاری بکنیم که نتیجه اش انانیت است؟ انانیت حاصل قیاس و تعبیر است. خلاصه بر یک حالت سیلانی، مستمر و نوشونده نمی توان برچسب و تعبیری چسباند زیرا تعبیر و برچسب موجب تثبیت می شود به این جهت اشتباه است که در رابطه با حالات فطری گفته شود که من چنین و چنان هستم. هستم مربوط به گذشته است حال آنکه حالات فطری لحظه به لحظه در حال شدن هستند لحظه به لحظه از راه می رسند. عمر همچون جوی نو نو می رسد یعنی همین. این که در رابطه با حالات فطرت گاهی کلمه بودن را بکار می برم برای اینست که آنرا در مقابل هویت فکری از داشتن متمایز کنم، مشخص کنم وگرنه کلمه بودن هم بیان واقعی موضوع نیست. حالات فطری را ما نیستیم بلکه لحظه به لحظه در حال هست شدن آنهاییم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده رویهمرفته این نوع تذکرات را مفید می‌دانم، به‌خصوص اگر در بستر سنت اولیای الهی و عرفای ربّانی جلو رود که شخصیت‌هایی هستند متعیّنِ صفات انسانی. به این جهت بیشتر اگر به سیره‌ی اولیای معصوم و سخن آن‌ها ارجاع داده شود، انسان راحت‌تر و جامع‌تر تکلیف خود را می‌یابد. موفق باشید

29579

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز بسیار سپاس از لطف شما. استاد عزیز اگر بخواهید یکی از آثار خودتون رو معرفی کنید قطعا همه آثار ارزشمند هستند اگر یکی رو انتخاب کنید کدوم اثر انتخاب می‌کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به حال و هوای مخاطب دارد. نامه‌ی 31 نهج‌البلاغه که تحت عنوان کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» روی سایت هست و کتاب «گوش‌سپردن به ندایِ بی‌صدای انقلاب اسلامی» با توجه به احوالات خواننده، می‌تواند مفید باشد. موفق باشید

29400

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: درسته شما می گین صبر ولی تحمل هم حدی داره. انقدر وضع مملکت خرابه به خصوص بخش اداری که مسئولین کوچکترین انگیزه ای برای زندگی کردن درست رو تو ایران برای یه جوون باقی نمی ذارن شرایط رفتن رو هم دارم و خدا شاهده فقط به خاطر آقای خامنه ای هست که مردد میشم چون مسئله مهاجرت جوانان ایشون رو ناراحت میکنه. و این ارزش نداره. و اگر نه جوان نخبه تو این کشور هیچ جایگاهی نداره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌همه، امّ القرایی که حقیقتاً مأوایی برای شما می‌تواند باشد، در خدمت انقلاب اسلامی‌بودن است در هرکجای دنیا که می‌خواهید باشید. کارگری در این کشور ولی زیر سایه‌ی ولیّ فقیه بودن، بر ریاست جمهوری در کشورهای دنیای سرمایه‌داری، شرافت دارد. موفق باشید

29021

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: زن خانه دار هستم و ۶ ماهی هست روی مباحثتون کار می‌کنم. ۲۴ سالمه و فرزندی ندارم، نمیدونم آیا بچه دار شم به سلوکم لطمه ای وارد میشه یا با وسعت قلبم بهتر جلو میرم. واقعا از بچه دار شدن هراس دارم ولی از طرفی احساس عذاب وجدان دارم که فعلا به حرف رهبری راجع فرزند آوری عمل نکردم. از طرفی سنم هم داره بالا میره می‌ترسم دیر بشه. استاد کمکم کنید قلبم اروم بشه، بتونم این مسیر رو با فرزند طی کنم. چون من اکثر وقتم تنهام و خلوت دارم و خونه ارومه و خیلی آرامش دارم، می‌ترسم بچه هی شلوغ کنه و کل وقتمو بگیره. شرمنده شاید این حرفا خیلی پیش پا افتاده باشه ولی واقعا برام دغدغست. استاد نگید که با فرزند فقط به خدا می‌رسم، من بدون عبادت و مناجات با خدا می‌میرم و قلبم خراب میشه، حتی یه روز دوری از خدا زود منو می‌کشه، استاد قوت قلبی بهم بدین که با فرزند آوری هم میشه این راه رو رفت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با حضور فرزند، فرشتگان زیادی وارد زندگی می‌شوند و برکات معنوی خاصی نصیب شما می‌گردد. موفق باشید

28421

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید: ببخشید یه سوالی داشتم. اگر دختر یا پسر قبل از ازدواج خطا کرده باشه و با نامحرم در ارتباط باشه ولی توبه بکند و دیگر سمت این جور مسائل نره شخصی که خداوند از قبل برای اون فرد برای ازدواج در نظر گرفته بودند قسمت میشه؟ یا بخاطر گناهی که کرده این قسمت از بین میره؟ و یا بخاطر توبه بخشیده میشه و همون شخص نصیبش میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. توبه، رفع موانع می‌کند. موفق باشید

نمایش چاپی