باسمه تعالی: سلام علیکم: «روح»، امری است وجودی و تشکیکی، و بدین لحاظ دارای شدت و ضعف است و لذا برای هر موجودی مرتبهای خاص از روح تجلی میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند چنین امکانی به انسانها نداده است که بتوانند سرنوشت بقیه را در اختیار بگیرند و یا در ادامه عمر آنها تصرف کنند. در این مورد عرایضی در کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» شده است خوب است به آن کتاب که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کنار مباحث «ده نکته در معرفت نفس» توجه دادن به توصیه حضرت امیرالمؤمنین به امام حسن «علیهماالسلام» که در کتاب «فرزندم؛ این چنین باید بود» مطرح شده کمکشان میکند تا آرامآرام متذکر شوند اگر گرفتار رابطههای غیر شرعی شوند از حضور در جهانهای گسترده معنویت محروم میگردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عذر خواهی میشود که در فرصت مناسب نتوانستم جواب سوال جنابعالی را بدهم و اکنون نیز فرصت آن گذشته است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید برای خود جهانی داشته باشید و تا مدتی مباحث عمیق را دنبال کنید، حتی اگر گروهی نبود که با شما همراهی کند. مباحثی مثل معاد را که کتاب آن روی سایت هست و باید با صوتهایی که کتاب را شرح میدهد، کار کنید. در ضمن گروههایی مثل https://eitaa.com/joinchat/1627979789C936ab2a90c و https://eitaa.com/joinchat/2778398828Cfed1dac2b8 و https://eitaa.com/joinchat/2809856099C3b4af1d5b8 إنشاءالله مفید خواهند بود. موفق باشید
سلام: دوستی از من پرسیده از نظر معرفتی و بر اساس شناختی که از ساختار وجود انسان دارید، احساس ممتد، شدید و غیرمغلوب ِ پوچی به طور ملموس و مشخص از چه چیزی ناشی می شود؟ آیا در برزخ هم احساس پوچی وجود دارد؟ می پرسند احساس برزخی ِ عمیق و ممتد و وحشتناکِ پوچی در یک فردِ واقعا آگاه و مومن به حقیقت، ناشی از چیست و چگونه می توان به طور دایمی یا موقتی، قلب و وجود را از این احساس عجیب و شدید و غریب رهانید یا بار آن را از روی دوش انسانی که کمرش از این احساس خمیده شده و سالهاست خواب و خوراک را از او سلب کرده، سبک کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان به اندازهای که از طریق سلوک ذیل ارادهی الهی قرار گیرد، شور ایمان به سراغ او میآید و حاج قاسم سلیمانی نمودی از این نحوه شور ایمان را برای ما گشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این رابطه به جهانی نظر کرد که به نور دعا و مناجات، مقابل ما گشوده میشود. مباحث «مناجات التّائبین» إنشاءالله میتواند این موضوع را به تفصیل در آورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به گفتهی شهید مطهری «رحمتاللهعلیه» اصول دینی که در بین ما شیعیان مطرح است در مقابل اشاعره و معتزله میباشد وگرنه اموری مثل امر به معروف و یا همین ایمان به فرشتگان، بسیار اصولیتر است در فضای قرآنیِ بحث. ۲. حضرت ربّ العالمین «ستارالعیوب» اند تا عیب مردم فاش نشود و از ادامهی کمالات مأیوس گردند. ولی حضرت ولیّ عصر «عجلاللهتعالیفرجه» حجّتِ همهی انسانیتاند و به نور آن حضرت، انسانها سر و سامان میگیرند. مگر میشود آن حضرت در جریان وضع انسانها نباشند؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: راحتتر زندگیکردن، غیر از راحتبودن است. بدون استثناء همهی متفکران جهان غرب مشکل مردم غرب را در عین زندگی راحت، نیهیلیسم و بیآیندگی میدانند که مربوط به روح جهان مدرن است و انقلاب اسلامی با روحیهی جهادی بنا دارد مردم را از این مهلکه رهایی دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با حضور فرزند، فرشتگان زیادی وارد زندگی میشوند و برکات معنوی خاصی نصیب شما میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وجود استاد یعنی گشوده شدن جهانی که با حضور در آن جهان، همهی مناسبات شکل خاص خود را به خود میگیرد و اینجا است که وقتی شخصیتهایی مثل حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» در مقابل انسان به ظهور آید، حضرت آیت اللّه بهجت«رحمتاللّهعلیه» میتوانند بفرمایند «علم تو استاد توست». زیرا در این شرایط، معارف الهیه با نظر به جهانی که حضرت امام در مقابل ما گشودهاند، مناسبات خاص خود را به ظهور میآورند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این مورد خوب است به کتاب «چگونگی فعلیتیافتن باورهای دینی» رجوع فرمایید. ۲. آری! انسان کامل از آن جهت که واسطهی فیض هستی است، به نحوی با «ما سوی اللّه» در اتحاد است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه چلهگرفتن باید همراه با روزهداری باشد و در هوای گرم، نتیجه به طور کامل حاصل نمیشود؛ زمان آن را تغییر دهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: بالاخره باید با «خودتان» مسئله را حل کنید دریا شوید تا خطورات همچون رودِ کوچکی باشند که دریای شما را از استقرار خارج نکند. سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید. ثانیاً: چرا دعا میکنید که آن طرف بمیرد؟! دعا کنید خودتان از این نحوه بودن بمیرید، و با حیاتی برتر زنده شوید! همانطور که جناب مولوی میفرماید:
بمیرید، بمیرید، وزین مرگ مترسید کز این خاک بر آیید، سماوات بگیرید
بمیرید، بمیرید، وزین نفس بِبُرید که این نفسچو بند است و شما همچو سرابید
یکی تیشه بگیرید پی حفرة زندان چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
بمیرید، بمیرید، به پیش شهِ زیبا برِ شاه که مردید همه شاه و شهیرید
بمیرید، بمیرید، وزین ابر برآیید چو زین ابر برآیید همه بدرِ منیرید
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم از آن جهت که قرآن و اسلام دینِ مهیّمن است در تحقق اهداف اصیل پیشتاز میباشد، ولی با نظر به روح شرقی یا به تعبیر دکتر شایگان، روحِ آسیایی، چین و روسیه زمینهی عبور از غرب را در خود دارا میباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همواره در نظر داشته باشید که به ما فرمودهاند: «اذا مرّوا باللّغو مرّوا کراما» بنابراین همینکه درگیر نشویم، خداوند راههایی جهت عبور از این نوع مشکلات فراهم میکند ۲. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» إنشاءاللّه میتواند مفید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: واللّه اینها چیزی نیست که من سر در آورم. شاید هم امتحان باشد. زیرا بعضیها میتوانند در بلا هم الطاف او را بچشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث «حرکت جوهری» را سعی کنید تا آخر و با شرح صوتی آن ادامه دهید. این مسائل آنجا مطرح شده و روشن گشته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه بودم. به همین جهت عرض شد خود به خود معانی آن واژهها به ظهور میآید و در عین حال، بنا شد از کتاب «اسماء الحسنی، دریچهی رجوع به حق» غافل نباشید. در ضمن کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی نیز نکات خوبی را با خواننده در میان میگذارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر میخواهید مسیرتان بالاخره به سوی تفسیر «المیزان» و قرآن و به روایات بیفتد؛ آن مقدمات و سیر مطالعاتی را با یک برنامهی جدّی دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اواخر کتاب «ده نکته در معرفت نفس» مطالبی است که میتواند در این مورد برای شما کمک فکری باشد که عیناً خدمتتان ارسال میشود: موفق باشید
- قرآن در مورد روح انسان مي گويد: «فَاِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ روُحي...( ۷۲/ص) يعني چون بدنش را آمـاده كـردم و از روح خود در آن دميدم، به ملائكه گفتم به او سجده كنند.
از اين آيه نتيجه ميگيريم كه:
الف - انسـان «از روح خـداست» و نـه «روح خـدا». چـون فرمـود: « مِنْ روُحـي» و نفرمود: «روُحي»، يعني روح انسان صورت نازله اي از روح خداست.
ب - روح، مخلوقي است از مخلوقات خداوند و نزديك ترين مخلوق به خداوند است و حتي از ملائكه هم بالاتر است. و در همين رابطه قرآن مي فرمايد: «يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ اَمْرِه» (۲/نحل) يعنـي خداوند ملائكه را به كمك روحي كه از «امر» خداست نازل ميكند. بنابراين نبايد براي خدا مثل انسان يك روح قائل شويم و تصور كنيم روح خدا يعني خود خدا، چرا كه خود خداوند در قرآن «روح» را يكي از مخلوقات معرفي ميكند و ميفرمايد: از روح خودم در جسم انسان دميدم. و اينكه ميفرمايد: از روح خودم؛ يعني روحي كه يكي از مخلوقات من است، ولي چون مرتبه اين روح بسيار بلند است خداوند آن را به خودش نسبت داد، همانطور كه خانه كعبه را به خودش نسبت داد، اين به جهت شرافت آن مكان است، نه اينكه خداوند واقعاً خانه داشته باشد. پس:
اولاً: ملائكه به كمك روح نازل مي شوند، يعني روح اصل است و ملائكه تجلي آن روح هستند.
ثانيـاً: روح از «امر» الهي است و مقامش مقام «كُنْ فَيَكُون» است چون خداوند درآيه ۸۲ سوره مباركه يس فرمود: «انّمااَمْرُهُ اِذا اَرادَ شَيْـئاً اَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون»، يعني: («امر» خدا آن است كه چون اراده كند چيزي را ايجاد كند، ميگويد بشو، و ميشود). پس روح كه از امرالهي است، نظام مادي و تركيبي و تدريجي ندارد.
ثالثـاً: اصل اساسي انسان هميـن روح است كـه فوق ملائكه است و جلوه مستقيـم حـق است و حامل همة اسماء و صفات الهي و همان وجهالله است و خليفة او در عالم وجود است، و چون آن روح مخلوقِ بيواسطة حق است، جامع همة كمالات الهي است، برعكسِ ملائكه كه هركدام كمال خاصي از حق را ظاهر ميكنند، به طوريكه يك ملك مظهر اسم عليم خدا است مثل جبرائيل، و يكي مظهر اسم مميت خدا است مثل عزرائيل ولي مقام روح كه حقيقت انسان نيز هست جامع همه اسماءالهي است، منتهي به ايجاد حق موجود است و از خود وجودي ندارد.
رابعـاً: اين سوي دنيايي انسان «اسفل سافلين» و مقام بدن و ماده است و آن سوي انسان، روح است و مقام قرب بي واسطه، و لذا انسانها از جهت روح خود به خدا نزديكاند، ولي به واسطة جسم خود كه از گِل آفريده شده، از او دورند. حال هرطرف را انتخاب كند، آنجايي خواهد شد.
۳. آخرين و پايينترين مرتبه و منزل روح، جاي گرفتن در بدنِ تسويه و تصفيه[1] شده است كه در اين مرتبه كه روح در بدن جاي ميگيرد آنقدر روح تنزّل يافته است كه تقريباً از آن مقام اصلي اش خبري نيست. به طوريكه در اين حالت فراموش ميكند اصل و منزل اصلياش كجاست. آنچه در بدن انسان دميده شده، صورت تنزّليافته روح است.
۲۵- تسويه يعني متعادل شده و تصفيه يعني از ناخالصيها پاك گشته
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد شده است، ولی کار بسیار سنگینی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با مطالعات خوب، حرفهای مفیدی برای گفتن پیدا میکنید و حضورتان در جمع برای خودتان و بقیه مفید خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد که میتوانید با رجوع به تفاسیر، سؤال خود را پیدا کنید بهتر است به تفاسیر رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان فنایِ از خود و بقایِ به حقّ است و اشاره به حدیث «قرب نوافل» دارد که رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله) در حديث قدسى مى فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ: لَا يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ مُخْلِصاً لِي حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ وَ إِنِ اسْتَعَاذَنِي أَعَذْتُه»[1] خداى تعالى مى فرمايد: هميشه بنده ى من به وسيله نوافل به من نزديك مى شود در صورتى كه كاملًا به من اخلاص دارد تا اينكه او را دوست دارم، پس هرگاه او را دوست داشتم گوش او مى شوم كه بدان مى شنود و چشم او مى شوم كه بدان مى بيند و دست او مى شوم كه بدان مى گيرد اگر از من چيزى بخواهد به او مى دهم و اگر به من پناه آورد پناهش مى دهم. موفق باشید
[1] ( 1)- إرشاد القلوب إلى الصواب، ج 1، ص 91 ..
