بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25587
متن پرسش
سلام: آیا لقاء الله به طوریست که عارف ظهور و تجلی خدا را به شکل جسمی مشاهده می کند. یعنی اسماء صفات یا ذات خدا نزد عارف صورت پیدا می کند؟ اگر نه لطفا توضیح دهید. (با توجه به سخن پیامبر (ص) مبنی بر اینکه خدا در معراج دست بر پشتش گذاشت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این شنیدنی نیست، چشیدنی است. به موقع‌اش إن‌شاءاللّه پیش می‌آید. موفق باشید

25185

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا سلام: اعظم الله اجورکم. ضمن عرض ادب و احترام، با توجه به مطالبی که در سخنان شما هست به نظر می رسد بر این عقیده هستید که هجوم مغولان به غرب و خصوصا اسلام به تحریک مسیحیان صورت گرفته است. ممنون می شوم اگر منابعی برای تحقیق بیشتر معرفی نمایید. آنچه بنده به صورت سطحی یافته ام، به این نتیجه رسیده که احتمالا حمله مغولان به سرزمین خوارزم به تحریک خلیفه عباسی و حمله ایشان به بغداد به تحریک مارکوپولو بوده است. با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم در حدّ فعالیت‌هایی که مارکوپولو آن تاجر ونیزی فعالیت داشته است و مرحوم جلال آل احمد در ابتدای کتاب «غرب‌زدگی» متذکر آن می‌شود، اطلاع دارم و از حرکات مغولان، می توان فهمید مقابله با کلیّت اسلام بوده است. با این‌همه جای تحقیق بیشتر دارد. موفق باشید

25145

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت جنابعالی: استاد اگر ما طریق بودا را با طریق معرفت نفس در عرفان اسلامی مقایسه کنیم شباهت زیادی در روش و غایت هست و تفاوت جدی در این است که عرفان اسلامی خدا محور است ولی راه بودا خیر. منتهی سوالی که مطرح است این است اگر بشود بدون اعتقاد به خدا به نیروانا و فنا رسید پس چه نیازی به خدا در سلوک هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم بودا را مطالعه کرده‌ام و استفاده برده‌ام. اتفاقاً آن‌چه او با توجه به گستردگیِ نفس انسان می‌یابد، را اگر با آن‌چه با حضور در گستردگیِ حضرت حق بیابیم، معلوم می‌شود که راه جناب بودا، راهِ ناقصی است و یا بگو کامل نیست. موفق باشید

32853
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: ایام به خیر. استاد من سالها دغدغه ندانستن وظیفه ام را داشتم و همه اش در جا می‌زدم. تا روزی که به لطف خدا حج بیت الله الحرام نصیبم شد و وظیفه برایم روشن شد الحمدلله الان مدتی است که وظایف گوناگونی روی دوشم احساس می‌کنم (اعم از مادرداری، همسرداری، بچه داری و وظایف اجتماعی) اما در حد و حدود این وظایف مستأصل شده ام. تا فرزند جدید می آوریم نگران نرسیدنم به مادر هستم تا مشغول نوشتن می‌شوم نگران نرسیدن به بچه ها تا مشغول هماهنگی و شرکت در جلسات مرتبط با موضوع جمعیت می‌شوم نگران نرسیدن به همسر و... این گونه است که انکار در حال زندگی نمی‌کنم و در لحظه نمی‌دانم به کدام عمل برسم و چطور بین وظایفم جمع ببندم. موقع انجام دادن هر وظیفه نگران وظایف دیگر هستم و به فکر گذشته یا آینده و لذت عمل به وظیفه را نمی‌چشم. استاد میشه بهم وقتی بدهید حضوری در این موضوع خدمت برسم و بیاری خدا قلبم از نور کلامتون روشن بشه؟ ممنون که دعامون می‌کنید. عاقبت تون به خیر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نیاز به ملاقات حضوری نیست. بیشتر باید به حضوری که در سوره مرسلات بحث شد، توجه کرد. به همان معنایی که «کاری از کاری بازمان ندارد» و این یعنی حضورِ  توحیدی که در وصف حضرت حق مولایمان علی «علیه السلام» می فرمایند: «لَا يَشْغَلُهُ شَأْنٌ عَنْ شَأْنٍ » کاری او را از کاری باز نمی دارد زیرا در مقام توحید هر چیزی در اندازه خودش مدّ نظر انسان قرار می گیرد. به همان معنایی که عقل و شرع جایگاه هر چیزی را روشن می کنند. آری! کار آسانی نیست ولی سلوک توحیدی خود به خود چنین احوالی را برای انسان پیش می آورد و حتی به الهاماتی مفتخر می گردد. عمده استقرار در همان حالت توحیدی است که به تعبیر آیت الله حسن زاده موجب می شود تا «دست در کار و دل با یار» باشد.  موفق باشید

32809

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیز سلام و خدا قوت: در رابطه با تفسیر المیزان بنده مدتی هست شروع کردم و جلد اول صفحه ۱۲۵ رسیدم، واقعیتش متن تفسیر برای بنده مقداری سنگین هست و بعضی مطالب باید چندین بار برگردم تا متوجه بشم، مطالب تحلیلی و تفسیری زیاد داره مثلا در مورد معجزه ۵۰ صفحه توضیح داده شده و بحث بسیار باز شده، ولی در تفسیر نمونه ۱۳ صفحه شرح داده. البته بحث ما تفاسیر دیگر نیست و هدف بهره بردن از روح قدسی علامه در المیزان هست که تفاوتش با بقیه تفاسیر ملموس هست البته حدود ۷۰ درصد مطالب را درک می‌کنم و در درون متن هر از گاهی نکات ناب و مطالب معرفتی می‌بینم که روح انسان رو نوازش میده و درون بقیه تفاسیر شاید دیده نشه، ولی مطالب کلی به دلیل پیچیده بودن بعد از گذر از مبحث، با وجود نسخه برداری زیاد چیزی تو دهنم نمیمونه. به نظر شما ادامه بدم و در ادامه راه برکاتی نصیبم میشه یا ثقل کلام خسته ام میکنه؟ خدا حفطتون کنه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از تأمّل در مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن‌ها و با همان روشی که در جزوه «شرح مختصر دستورالعمل آیة الله بهجت رحمت‌الله‌علیه» بیان شده کار را ادامه دهید، إن‌شاءالله نتیجه خواهید گرفت. بد نیست بعضی از صوت‌های تفسیر قرآن را که روی سایت هست به عنوان نحوه‌های ورود به تفسیر المیزان، استماع فرمایید. موفق باشید

32589

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: با توجه به فص آدمی و فص شیثی، رابطه بین «علم الادم اسما کلها» و عین ثابته چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اصل موضوع را باید در فصّ عُزیری دنبال کنید. إن‌شاءالله جواب خود را می‌یابید. موفق باشید

31738

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: درباره ولایت فقیه، رابطه ما با آن و مسائلی ازین دست چه کتاب یا سخنرانیهایی پیشنهاد می‌کنید؟ متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» در قسمت «مبانی حکومت دینی» صفحه ۱۹۵ رجوع فرمایید. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

31717

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: آیا شما خانواده تان را به سفر اربعین می برید؟ اگه بخوان به این سفر بیان آیا همراه خودتون می بریدشون؟ منظورم سوال شخصی نیست بلکه برای مصداق شناسی می خوام بدونم حضور خانم ها تو سفر اربعین رو برای اهل منزل خودتون هم اجرا می کنید؟ بر فرض که توانایی سفر اربعین داشته باشند؟ صراحت و احیانا گستاخی بنده رو ببخشید. حضرتعالی از جهت معلم بودنتون در حکم پدر هستید برای من.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سال‌های گذشته که توفیق آن سفر فراهم بود بحمدلله همراه خانواده بودیم و در إزای سؤال یکی از کاربران عرض شد اگر در چنین صحنه‌ها، خانم‌ها حاضر نباشند عملاً آن حرکت عقیم خواهد ماند همچنان‌که در انقلاب، زنان ما دوش به دوش مردان در صحنه بودند. موفق باشید

31619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
‏وقتی موعد اعدام سقراط رسید، زنش را دید که داشت گریه می‌کرد، نزدیکش شد و پرسید: «چه چیزی باعث گریه ات شده عزیزم؟» زن در حالی که گریه می‌کرد گفت: «ظالمانه کشته خواهی شد.» سقراط گفت: «یعنی اگر عادلانه کشته می‌شدم گریه نمی‌کردی؟!» ‏زن گفت: «منظورم اینست که بیگناه کشته می شوی!» سقراط گفت: «یعنی دوست داشتی گناهکار باشم؟!» زن خود را از آغوش او رها کرد و گفت: «الهی زیر گل بری سقراط که موقع مردن هم دست از فلسفه و منطق برنمی‌داری!!»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بازی‌های زبان، خودْ عالَمی دارد و به همین جهت زبان‌ها ظرفیت ظهور همه احوالات را ندارند. موفق باشید

31415

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: راه نجات از «حال» زدگی چیست؟ (مثلا در مقابل مراقبه) تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معرفت نفس و نظر به ابدیت، در این مورد نقش‌آفرینند. پیشنهاد می‌شود اگر می‌توانید کتاب «سوره جاثیه و راز زمین‌گیری ملت‌ها» را با حوصله مطالعه بفرمایید. موفق باشید

31399

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی و همه ی افراد گروه لب المیزان: ایام سوگواری آقا امام حسین را تسلیت عرض می‌کنم. امیدوارم در این روزها و شب‌های عزیز ما را از دعای خیرتان بی نصیب نکنید. می‌خواستم بدانم این واعظ منبری بنام استاد پورآقایی که خودش را جز‌ء بچه های انقلابی و جهادی و ولایتی می‌دانند چرا انقدر بچه های جبهه انقلاب را تخریب و تضعیف می‌کنند. استادانی مثل رائفی پور و حسن عباسی و پناهیان بخصوص استاد رائفی پور را. استاد نمی‌دانم کلیپ هایش را دیده اید یا نه ولی بقول خودش نقد می‌کند ولی پای صحبتشان که بنشینی جز تخریب چیز دیگری نیست. متاسفانه کلیپ هاش را هم تو کانال و گروها دارد منتشر میشه استاد چرا باهاش مباحصه نمی‌کند که ببینند حرف حسابش چیه؟ با تشکر التماس دعا (اللهم عجل لولیک الفرج)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم کدام نکته از مطالب آقایان منظور نظر جنابعالی است بالاخره این عزیزان فرزندان انقلاب هستند. موفق باشید

31224

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ۱. ببخشید برای من که ۱۶ سالمه چه تفسیر قرآنی بهترین است؟ آیا المیزان تفسیر سنگینی است؟ ۲. شما نسبت به مسئله خلود چه دیدگاهی دارید؟ مممون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نگاهی به تفسیر «نمونه» به عنوان مقدمه رجوع به قرآن کار خوبی است تا إن‌شاءالله آماده فهم نکات تفسیری «المیزان» بشوید. ۲. مسلّماً آن کسی که شخصیتاً مشرک است مُخلّد در نار می‌باشد. موفق باشید

31066
متن پرسش
سلام: با توجه به اینکه باز اکثریت ملت در انتخابات شرکت نکردند و مشارکت زیر ۵۰ درصد است و باز در آنها که شرکت کردند حدود ۴۰ درصد آرا به غیر جناب رییسی تعلق گرفته است و آرای باطله درین دوره نفر دوم انتخابات شده است و بسیار بالاست. تحلیل شما چیست و چگونه عوامل اربعه ای که رهبری فرمودند (معیشت، کرونا، مخالفت خوانی ها و اختلالات در جریان رای گیری) نتوانسته در عزم ملت فائق آید در حالیکه با این آمار که عرض کردم بنظر می رسد فائق آمده است پس باید گفت این عوامل اربعه در عزم کمتر از نیمی از ملت فائق نیامد نه اینکه بطور کلی ملت را جمع گرفت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در این صحنه انتخابات به ظهور آمد عزم انسان‌های موحدی بود که در نفی حیله‌های دشمن حقیقت و دشمن انسانیت به خوبی ظهور کرد و این یکی از ابعاد نورانی انقلاب بود که به ظهور آمد در آن حدّ که رحمت الهی به خوبی جان ملت ایران را فرا گرفت تا در دام توهّمات شیطانی نیفتند و از سروش الهی که از دم قدسی نایب الإمام سریان پیدا کرد؛ بی‌بهره نشوند. موفق باشید  

30931

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: عرض من این نبود که چرا حافظ تفسیر می‌کنید ولی مولوی را تفسیر نمی‌کنید؟ عرض من این است که بنا به شواهد حافظ از انس و دریافت قلبی از عالم ملکوت شعر نگفته بلکه یک سارق ادبی باهوش است که دانسته چگونه از شعر دیگران نهایت بهره را ببرد و با پیشرفته کردن آنها شعر های جذابی بسازد و لذا شعر کسی که از وجود شاعر نباشد و صرفا بر اساس خلاقیت فکری او در بهره شعر از دیگران باشد ارزش تفسیر ندارد. شما این را قبول ندارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نگاهم به جناب حافظ با آنچه شما می فرمایید، به‌کلی متفاوت است. حتی دیدم آقای دکتر سروش هم که زمانی نظرشان بر غیر عارف‌بودنِ جناب حافظ بود، در سخنان بعدی از آن نگاه عدول کرده بودند. موفق باشید

30644

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نظر حضرتعالی در مورد واکسن های کرونا چیست؟ زدن آنها را توصیه می‌کنید؟ و بطور کلی اگر غرب و علم جدید موفق به حل مسئله کرونا شود درحالیکه طب سنتی و مذهب تاکنون در برابر کرونا حرفی برای گفتن بنظر می رسد نداشتند بعد از این به غرب چگونه باید نگریست و آن مباحث کل واحد بودن غرب که مطرح می‌کردید کلا من بعد باید کنار نهاد؟ من برای خود ملاک حقیقت را حل این مساله گذاشتم و معتقدم دین باید آزمون پذیر در همین دنیا باشد. یک لامپ برای موتور بخواهیم بخریم در همان مغازه امتحان می‌کند بعد می‌دهد حال امر دین عموما وعده های نسیه بعد مرگیست. من که امروزم بهشت نقد حاصل می شود, وعده ی فردای زاهد را چرا باور کنم؟ بنابرین اگر دین و طب مبتنی بر دین یا دعا یا هر چیز دیگر که مربوط به دستگاه دین باشد برای این مشکل که مربوط به جسم است راهی داشت بسم الله در خدمتیم تمام شئون ما در خدمت تو از تک تک مسائل شخصی بگیر تا اجتماع و آخرت و همه همه. والا بنظر می‌رسد راهی که غرب طی کرد راه صحیح است و من نمی‌توانم سرنوشت همه چیزم را بدست دینی بدهم که طرحی برای ابتدایی ترین نیازهای من را ندارد. بنابرین غرب را که تا کنون تجربه نشان داده در حل مسائل موفق تر بوده است (البته بی عیب پروردگارست در نسبت سنجی غرب فائزتر است) می پذیرم و البته دین برای مسائلی چون بهداشت روانی در امور فردی جایگاه والای خود را دارد و همانطور که ظاهرا مرحوم بازرگان فرمودند فقط برای آخرت است و می‌توان با توجه به شرطی پاسکال عمل کرد اگر آخرتی بود شاید اعمال مذهبی بکار آید شاید هم حق بگوید اینها چیست که بجا آوردی مگر عقل که در رنسانس و غرب تبلورش دادم و کارامدیش را در مسائل بخصوص کرونا علی رغم مخالفت های جناب طاهرزاده نشانت دادم همان کافی و حجت نبود اگر حق این را بگوید شرطی پاسکال شکست می‌خورد ولی باز من قمار خویش را بر کرم حق بعد از آن می نهم. امید که بضاعت مزجاتم را پذیرا باشد اگر هم آخرتی نبود که ضرری نکردم چه غرب در امور دنیوی موفق تر است و ثمره دین که انقلابست حال و روزش هویدا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چنین ورودی برای امتحان حقّانیت دین الهی از نظر مبنا و بنیان غلط است. خداوند در این موارد به انسان‌ها عقل داده تا خودشان چنین اموری را حل کنند. غربی و شرقی و چینی و آمریکایی ندارد؟!! موفق باشید

30542

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: نسبت سه کتاب شما راجع به نقد تمدن غرب با کتاب جهانی بین دو جهان چیست؟ تکلیف آنها چه می‌شود؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن کتاب‌ها فرهنگ مدرنیته نقد می‌شود ولی در کتاب «جهانی بین دو جهان» با فیلسوفان غربی که آن‌ها هم دغدغه‌ی نجات بشر غربی را داشته‌اند، همراه می‌شویم. موفق باشید

30505
متن پرسش
با سلام خدمت استاد ارجمند: این حقیر به اتفاق خادمان قرارگاه مردمی شهید ردانی پور، قریب به یک هفته است که جهت خدمت رسانی وارد شهرستان سی‌سخت شده ایم. این شهرستان به دلیل موقعیت جغرافیایی خوب دارای جاذبه های توریستی و گردشگری می باشد و همین موضوع سبب شده که عده ای با نظر به توریستی بودن این شهر سطح تمکن مردم را در حد عالی تصور کرده و از امداد رسانی به اقشار با سطح تمکن پایین نیز امتناع ورزند. در صورتی که با تحقیق و بررسی متوجه شدیم زندگی و اشتغال همه ی سطوح زندگی در این شهرستان تحت تاثیر قرارگرفته است. لازم به ذکر است که قریب به ۱۰۰۰ واحد مسکونی بر اثر زلزله تخریب ۱۰۰ درصد و ۱۵۰۰ خانه نیاز به تعمیرات اساسی پیدا کرده اند. از محضر جنابعالی خواستارم نظر خود را در این زمینه مطرح بفرمایید. از لطف شما سپاس گذارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال مصیبت سنگینی به هموطنان عزیز ما وارد شده و در کمک‌رسانی به آن‌ها هرگز نباید کوتاهی کرد. جناب حاج آقا لادانی نگران بودند که نسبت به این مردم کوتاهی شود. إن‌شاءالله هرکس هر اندازه از دستش برمی‌آید در این کار خیر که با ایثار خود وارد تاریخی می‌شود که شهدا در آن تاریخ ورود کرده‌اند، کوتاهی نکنند. موفق باشید  

30436

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم جناب طاهر زاده: آیا اساسا علمی به نامِ عرفان نظری وجود دارد؟ خواندن شهود دیگران چه کمکی به ما می‌تواند بکند؟ برخی نظر دارند که بعضی علوم رفتنی هستنند و نه گفتنی، از جمله عرفان نظری و خداوند باید در را بگشاید نه اینکه ما با خواندن شهود دیگران (که نمی‌دانیم درست است یا غلط) دنبال راه بگردیم. نظر شما در مورد ماهیت و کاربرد و فایده عرفان نظری چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تجربه‌ی شهود دیگران، کارساز است تا خود را در جهان معنوی آن‌ها جستجو کنیم. به‌خصوص ادعیه‌ی توحیدی که راهی است به سوی جهان کیفیت‌ها. موفق باشید

30433

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام حضور ادب و احترام استاد عزیز و خدا قوتتان بدهد. سوال اینکه در جلسه دوشنبه این هفته فرمودید یه کتاب چهار جلدی امام خمینی رضوان الله را بخوانید اگه امکانش هست اسم کتاب کتاب چیست؟ سوال دوم اینکه اگر خواستیم کتاب تاریخ بخوانیم یه اطلاعی در مورد زمان پهلوی خبیث بخوانیم چه کتابی پیشنهاد می‌کنید؟ ممنون. التماس دعا. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب «خاطرات آیت ‏اللّه‏ عبدالعلی قرهی» ۲. کتاب‌های بسیاری به صحنه آمده است که بنده در جریان نیستم. ولی کتاب «تاریخ معاصر ایران» از آقایان: موسی نجفی و  موسی فقیه حقانی نکات خوبی را با شما در میان می‌گذارد. در ضمن می‌توانید به جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» که در سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

30401
متن پرسش
سلام: می‌گویند این سوال اشتباه است که «قیامت چه زمانی است» چرا؟ چون زمان هم مربوط به عالم ارض است، ولی بالاخره میشه یه زمانی تعیین کرد که آخرین قوه زمین به فعل تبدیل می‌شود مثلا وقتی از پیامبر پرسیدند قیامت کی هست جواب بدهد صد سال دیگه آخرین قوه زمین تبدیل به فعل می‌شود و زمان از بین می‌رود و قیامت برپا می‌شود، پس چرا می‌گویند سوال اشتباه است و در قرآن هم آمده فقط خدا می‌داند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقوع قیامت، شبیه نیروی جاذبه‌ی زمین که نمی‌توان به دنبال آن گشت؛ می‌باشد. زیرا آن جاذبه، ما را در برگرفته است. باید انسان در ساحت دیگر حاضر شود تا قیامت برایش ظهور کند و از این جهت، زمان و زمان‌مندی معنا ندارد. موفق باشید

29986

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم: از کسی شنیدم که می گفت: «هنر غربی ما را از خیالی به خیال دیگر می برد و در خیال بیشتر غوطه ور می کند و هنر اسلامی ما را از خیال عبور می دهد و به عقل می رساند.» آیا از نظر حضرتعالی این تعبیر درست و کامل است؟ اگر ممکن است مقصود و معنای این عبارت رو هم بفرمایید. تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته می‌توان آن را پذیرفت ولی کلی نیست. مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» می‌تواند در این مورد فکری را با شمادر میان بگذارد. موفق باشید

29591

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرانقدر: با توجه به ارجاعی که در خودشناسی به منابع مختلف، از جمله کتابهای محمد جعفر مصفا می دهید می خواستم نظرتان را در مورد متن گزیده زیر بفرمایید: سوال: اگر رفتار ما از اصالتمان صادر بشود آیا نباید آنها را تعبیر و معنا کنیم؟ مصفا: برای این کار چه ضرورتی وجود دارد، در تعبیر، قیاس نهفته است و قیاس یک عمل شیطانی ست، پایه انانیت است. چرا اصولا انسان یک کار بی معنی و غیر لازم بکند و آن هم کاری که مبنای تمام شرارت ها و تباهی ها می شود. ببین بی منطق بودن تعبیر در چیست؟ فرض کنیم تو امروز به حکم فطرت و یک حالت درونی بخشش می کنی، توجه داشته باش که خوش بینانه ترین فرض را مثال می زنیم. می گوییم به حکم فطرتت بخشش می کنی نه به دلیل اینکه یادت دادند که بخشش یک ارزش اجتماعی است. بعد من بخشش تو را تعبیر می کنم به سخاوتمند بودن یعنی یک صفت را به تو نسبت می دهم. این صفت تا کی در تو وجود دارد؟ اگر فردا بخشش نکردی یعنی باز به حکم یک کیفیت درونی، دلت نخواست نیمی از غذایت را به من بدهی، آیا معنایش این نیست که صفت خسیس بودن را باید به تو نسبت بدهم؟ در این صورت چه بر سر صفت قبلی یعنی سخاوتمند بودن تو آمده است؟ آن صفت کجا رفته است؟ و اگر باز پس فردا بخشش کردی چه بر سر صفت خسیس بودن آمده است؟ متوجه منظورم هستی؟ آیا بعد از تعبیر من تو را از صفات روانی در سرگردانی و بلاتکلیفی و سرگردانی فرو نبردم؟ حالا اگر من بخشش امروز تو را به هیچ چیز تعبیر نکنم، تو صفتی بنام من سخاوتمند برای خودت نمی شناسی، تا فردا که بخشش نمی کنی مجبور بشوی صفت خسیس بودن را در مقابل صفت سخاوت مند بودن قرار بدهی و ببینی بخشش یک کیفیت فطری است. خودداری از بخشش نیز کیفیت دیگریست که با هم متضاد نیستند. آنچه از آنها تضاد می سازد تعبیر آنهاست. من و تو مسلمانیم. بنظرم مسلم بودن یعنی در سلم و سلامت اخلاقی و روحی بودن، یعنی خردمندانه زیستن. پس از هر عملی که خلاف خرد است، خلاف سلم و سلامت نیز هست و باید از آن دوری کنیم قیاس و تعبیر و از تعبیر ها مرکزی به نام من ساختن موافق خرد و سلامت است؟ ما چه مسلمی هستیم که در مهمترین جنبه وجودی خود یعنی از نظر انانیت با شیطان وجه مشترک داریم؟ مگر در قرآن نخوانده ایم که علت طرد شیطان از درگاه خداوند و علت محروم گشتن او از خیر و پاکی و حقیقت، انانیت بوده است، پس چرا من و تو باید کاری بکنیم که نتیجه اش انانیت است؟ انانیت حاصل قیاس و تعبیر است. خلاصه بر یک حالت سیلانی، مستمر و نوشونده نمی توان برچسب و تعبیری چسباند زیرا تعبیر و برچسب موجب تثبیت می شود به این جهت اشتباه است که در رابطه با حالات فطری گفته شود که من چنین و چنان هستم. هستم مربوط به گذشته است حال آنکه حالات فطری لحظه به لحظه در حال شدن هستند لحظه به لحظه از راه می رسند. عمر همچون جوی نو نو می رسد یعنی همین. این که در رابطه با حالات فطرت گاهی کلمه بودن را بکار می برم برای اینست که آنرا در مقابل هویت فکری از داشتن متمایز کنم، مشخص کنم وگرنه کلمه بودن هم بیان واقعی موضوع نیست. حالات فطری را ما نیستیم بلکه لحظه به لحظه در حال هست شدن آنهاییم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده رویهمرفته این نوع تذکرات را مفید می‌دانم، به‌خصوص اگر در بستر سنت اولیای الهی و عرفای ربّانی جلو رود که شخصیت‌هایی هستند متعیّنِ صفات انسانی. به این جهت بیشتر اگر به سیره‌ی اولیای معصوم و سخن آن‌ها ارجاع داده شود، انسان راحت‌تر و جامع‌تر تکلیف خود را می‌یابد. موفق باشید

29579

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز بسیار سپاس از لطف شما. استاد عزیز اگر بخواهید یکی از آثار خودتون رو معرفی کنید قطعا همه آثار ارزشمند هستند اگر یکی رو انتخاب کنید کدوم اثر انتخاب می‌کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به حال و هوای مخاطب دارد. نامه‌ی 31 نهج‌البلاغه که تحت عنوان کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» روی سایت هست و کتاب «گوش‌سپردن به ندایِ بی‌صدای انقلاب اسلامی» با توجه به احوالات خواننده، می‌تواند مفید باشد. موفق باشید

29015

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد من چند ساله دوست دارم نماز شب بخونم ولی انقدر برام سنگینه که تا حالا نتونستم بخونم. فقط امسال رهبر یه حدیثی خوندن و من بعد اون حدیث تونستم نافله صبح رو قبل نماز صبح بخونم. استاد من چیکار کنم برا این مساله خیلی ناراحتم. یه موردی کاش سوالای کلیدی در مورد موضوعات رو یجوری قابل دسترس تر میکردین تو سایت. بعضی کلید واژه ها بیست صفحه براش میاد بالا خیلی سخته همه رو بخوایم بخونیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. «آنقدر ای دل که توانی بکوش» ولی إن‌شاءالله با ارادت به شهدا بهره‌ی لازم را می‌برید. ۲. موضوع با مسئول محترم سایت در میان گذاشته می‌شود تا هر طور صلاح می‌دانند بررسی کنند. موفق باشید

28819

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در آیۀ «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین» ۱. آیا «کونوا مع» اطلاق تبعیت است بی‌هیچ قید و شرطی؟ به‌عبارت دیگر، «کونوا مع» مانند «اطیعوا» است؟ ۲. آیا صادقین که در اینجا صفت مشبهه است و دلالت بر ملکه‌بودن صدق می‌کند، فقط معصومین علیهم السلام هستند؟ ۳. آیا می‌توان گفت عبارت «کونوا مع» تبعیت مطلق و بی‌قید و شرط نیست. قید این تبعیت و همراهی در خود واژۀ «صادقین» نهفته است. علت این تبعیت، صدق گفتاری و رفتاری و نیز علمی و عملی و اخلاقی صادقین است. آیا می‌توان گفت علت تبعیت، شرط تبعیت نیز است؟ ۴. آیا درست است که گفته شود «چون جنبه‌ای از صدق، درونی و باطنی است، هرکس نمی‌تواند صادق را بشناسد و ممکن است مصداق را اشتباه تشخیص دهد؛ پس مصداق عینی صادق باید مشخص شود و این صادق کسی نیست جز معصوم»؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. می‌فرمایند زندگی خود را در مسیر راهی که صادقین برای خود شکل داده‌اند، شکل دهید. ۲. مسلّم مصداق کامل صادقین، ائمه«علیهم‌السلام» هستند. ۳. به نظر بنده همین است که می‌فرمایید. ۴. عرض شد بنده هم همین‌طور فکر می‌کنم. موفق باشید

نمایش چاپی