بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28805
متن پرسش
سلام علیکم: سپاسگزارم بابت پاسخ به سوال ۲۸۷۸۴، استاد فرمودید که هر ابعاد ائمه را باید در جای خود مد نظر قرار داد یعنی اینکه ائمه یکی از ابعادشان این است که جانشان را به حضرت عزرائیل بدهند، مگر نفرمودید که حضرت عزرائیل مامور کندن انسان ها از عالم مادی است و در شرایط دیکر در دنیا، وقتی ائمه هیچ تعلقی به عالم مادی ندارند این فعل حضرت عزرائیل معاذالله بی معنا نیست؟ و بنده اینطور برداشت کردم که ائمه در شرایطی هستند که خود جان افراد را نمی گیرند و اینکه خود جانشان به حضرت عزرائیل می دهند، سوال اینجاست پس چرا بعضی افراد موقع مرگ ائمه را می بینند و جان تسلیم می کنند با این تعریف که لحظه مرگ موقع کندن انسان است از عالم ماده و افراد با دیدن ائمه دل می کنند؟ و اینکه اگر حضرت عزرائیل عهده دار دل کندن انسان ها موقع مرگ و در شرایط دیگر دنیایی باشد، پس افرادی که توسل به اهل بیت علیه السلام می کنند و دل بستگی هایشان رفع می شود چگونه است؟ (با توجه به مثال ماه مبارک رمضان که فرمودید اگر حضرت عزرائیل قبل ظهر به دادتان نرسد دور از جان مثل ... غذا می خورید ولی افرادی با یاد و توسل به اهل بیت علیه السلام این اذیت شدن قبل ظهرشان برطرف می شود)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال نفس ناطقه‌ی انسان تا وقتی انسان زنده است تکویناً به بدن و عالم ماده تعلق دارد هرچند روحاً از دنیا کنده شده باشد. این‌جاست که نور حضرت عزرائیل «علیه‌السلام» کمک می‌کند تا تکویناً هم توجه روح از بدن و عالم ماده منقطع شود. موفق باشید

28799

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: عالمی که نگاهش به دین ناقص است یعنی بعد سیاسی دین را به آن صورت کاملش قبول ندارد آیا ابعاد فردی دین را که می خواهد بررسی و استنتاج کند صحیح است و این استنتاجات او تحت شعاع آن فکر ناقص و اشتباه قرار نمی گیرد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً این افراد نمی‌توانند حضور کاملی در ابعاد متعالی دین داشته باشند. موفق باشید

28723

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد ارجمند: چند سالی است مادرم بیمار هستند. همسرم چون می بینند همسران برادرم در پرستاری کمک نمی دهند و فقط برای طلب مهریه و ارث پدریمان حاضر می شوند در رفتن و پرستاری کردنم اکراه داره و خیلی وقت ها هم اجازه نمیده تکلیف من چیست؟ اینکه تسلیم بشم؟ یا در طلب رضایت و اجازه او تلاش کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدمت به مادر در هر حال برکات خود را دارد. هنر انسان باید در جمعِ این دو وظیفه باشد که حقوق همسر نیز نادیده گرفته نشود. موفق باشید

28496

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: لطفا پاسخ سوال ۲۸۴۸۳ را در سایت درج بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی این‌طور جواب داده شد:

۲۸۵۸۳ باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه با توبه چنانچه عزم کاملی نسبت به عدم رجوع به گناه باشد، مشکل حلّ می‌شود. موفق باشید

28461

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقتتون بخیر. استاد در خصوص این توافقنامه ایران و چین، من از مفاسد اطلاع ندارم، اما الان می بینم هیاهویی به پاست و همه کسانی که جز دشمنی در طول این سالها برامون نداشتن دلسوز شدن، رضا پهلوی، پمپئو، اسرائیل و....از این موضع گیری ها حدس می‌زنم این قرارداد به نفع کشوره. استاد شما نظرتون راجع به این قرارداد چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شواهد همه حکایت از آن دارد که می‌فرمایید حتی آقای حسین شریعتمداری که عموماً منتقد امورند، در این مورد نظر مثبت دارند. موفق باشید

28037

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تحیت: استاد عزیز، در رابطه با تأثیر اسم بر شخصیت و سرنوشت انسان در مجلسی شنیدم که شخص صاحب نظری فرمودند: اسم ها بر شخصیت بسیار تأثیرگذار هستند و گرنه خداوند آن‌را حقی بر گردن پدر و مادر قرار نمی‌داد، اما آن‌کس که اسمش مثلاً «محمد=ستایش شده» است اما شخصی فاسد و فاسق می‌شود، او را شیاطین و ارواح خبیث ستوده اند و برعکس آن‌کس که در صراط مستقیم است، او را خدا و ملائکه می ستایند (چون نامش محمد است) یا آن‌کس که نامش «علی=بلندمرتبه» است اما شخص غیرمؤمن و نابکاری می شود، در راه شیطان و هوای نفس بلند مرتبگی یافته!! یا دچار علوّ است که مذموم خداست! استاد بنده سندی برای این نظرات نیافتم! بلکه به عکس در احادیث یافتم آن‌کس که محمد است، بخاطر نامش در محاسبه اعمال برایش تخفیفی قائل می‌شوند و... آیا فارغ از مسئله بی سند بودن این نظرات، صحیح هستند؟ آیا واقعاً اینگونه است؟ و تربیت شخص در کنار معنای اسم ظهور خاصی دارد؟ و آیا نشر این نظرات گناه نیست؟ سؤال دوم: کتابهایی که به عنوان علوم غریبه مانند سرالمستتر، جادوی مرجان و... به شیخ بهایی نسبت داده می‌شود آیا سندیت دارند؟ آیا ایشان در این علوم تبحر داشته اند و اصلاً کتابی از ایشان به جا مانده و می‌توان با آن مختصری از علم اعداد و حروف را فرا گرفت؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرموده‌اند اسامی خوب بر فرزندان‌تان بگذارید تا آن‌ها شخصیت خود را بر اساس صاحبان آن اسامی مدّ نظر قرار دهند و با توجه به این امر به آن نوع سخنان که فرموده‌اید گفته شده، نباید توجه کرد به‌خصوص که شایع شده است اسامی خوب را به دلایل واهی، باید از بعضی از افراد تغییر داد زیرا مثلاً با حروف ابجد برای آن شخص در ارتباط با بقیه، همراهی ندارد. مگر حروف ابجد چیزی است که باید تا این‌جاها مدّ نظر قرار گیرد؟!! موفق باشید

26923

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: حضرت آقا درباره خاندان بنی العباس می فرمایند که اینها ظاهری علوی ولی باطنی اموی دارند؛ بنی العباس چگونه از جهت ظاهر علوی بود و مگر در همان ظاهر هم نقطه مقابل و مخالف ائمه هدی (ع) نمی ایستاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنی‌العباس در مقابل اُمویان، خود را منتسب به علی «علیه‌السلام» می‌کردند و مدعی خونخواهی امام حسین «علیه‌السلام» بودند، ولی از جهت دیگر ائمه «علیهم‌السلام» را رقیب سیاسیِ خود می‌دیدند، وگرنه از جهت دیگر برای آن‌ها احترام قائل بودند. مباحث استاد غنوی در این مورد نکات ارزشمندی دارد. موفق باشید

26407
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام عليکم: استاد بزرگوار؛ اتحاد نفس و بدن که مرحوم صدرا مطرح کرده اند به چه معناست؟ آیا به معنای احاطه وجودی است؟ و اگر چنین است پس چگونه ممکن است پس از مرگ، تعلق نفس به بدن قطع شود و بدن تجزیه شود و چه بسا جزئی از بدن جانداری دیگر شود و نفس دیگری بر آن احاطه پیدا کند؟ و اگر بگوییم احاطه ی وجودی نیست پس اتحاد حقیقی باقی نمی ماند. مؤید باشید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ملاصدرا اتحاد نفس و بدن را انضمامی می‌دانند. لذا در عین آن‌که نفس، می‌تواند برای تبدیل قوه‌هایش به فعل، بدن را تدبیر کند عین بدن نیست تا با ترک آن حقیقت آن ناقص گردد. موفق باشید

25897

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا در لاهوت و جبروت نیز همانند ملکوت بهشت و جهنم وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. زیرا در هر عالَمی همه‌ی مراتب وجودی انسان حاضر است. موفق باشید

25577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد آیاتی که در قرآن هست که نحوه زنده شدن الاغ عزیر یا زنده شدن پرندگان موسی یا سوختن و جایگزین شدن پوست در جهنم یا آن آیاتی که می فرماید خدا شما را از هیچ خلق کرد و دوباره زنده کردن شما توسط خدا راحت تر است به ذهن ما دو نکته را القا می کند. ۱. معاد جسمانی جنسانی هم هست. ۲. ظاهرا نابودی و دوباره زنده شدن در صحنه هست. لطفا دلایل تفسیر درست این آیات را برای ما بیان کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جزوه‌ی «نحوه‌ی حیات بدن اُخروی» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

24388

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: طبق نظر ملاصدرا این چیزهایی که ما احساس می کنیم و چیزهایی که می بینیم، ساخته نفس است مطابق با شی خارجی، لطفا در مورد مثلا ادراک و دیدن خودکار روبروی شما یا بنده بفرمایید چه سیری طی می شود تا نفس تصویر خودکار را بسازد مطابق با خود خودکار، لطفا برای بنده این اتفاقی که می افتد و سیری که طی می شود تا این شی روبروی بنده که مثلا خودکار است ادراک شود و دیده شود را توضیح دهید به قول معروف از صفر تا صد ماجرا را توضیح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «معرفتِ نفس و حشر» بحمداللّه در این مورد نکات ارزشمندی را به میان آورده است. کلیّت این مباحث را باید در آن‌جا دنبال کرد. در این‌جا در حدّ جواب یک سؤال ما می‌توانیم وارد شویم. موفق باشید

24293

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: مدتی است عقد کرده ام. مخالفت خانواده ام خصوصا خواهر بزرگ و مادرم رو داشته ام از اول تا اکنون. حال گاهی این حرفها کاملا زندگیم رو متزلزل می کنه شدید و همسرم رو با زنان زیباتر مقایسه می کنم و... چه کنم استاد، خیلی درگیرم؟! با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنید همسری که خداوند وارد زندگی شما کرده است عطای الهی است و به گفته‌ی پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» هرچه در دیگر زنان سراغ دارید، در همسر خودتان هست. مواظب باشید با توهّماتِ بی‌جا نسبتِ خود را با عطای الهی به هم نزنید. موفق باشید

24278

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. درباره ی سیر مطالعاتی استاد سوالی دارم. آیا طبق این برنامه تا هنگامی که یه مبحث تمام نشده نباید سراغ مبحث بعدی رفت؟ مثلا تا وقتی که مباحث سیاسی اجتماعی از منظر تشیع تمام نشده نمی توان سراغ مباحث شناخت مقام اهل بیت و امامت رفت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد مباحث معرفتی باید سیر و ترتیب آن رعایت شود. ولی در مورد مسائل اجتماعی لازم نیست. موفق باشید

36508
متن پرسش

سلام علیکم: وقتتون بخیر. آیه «وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُريدُ زينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً» کهف (۲۸)
نظر به این دارد که پیامبر متمایل به کسانی شده بودند که پولدار بودند و گفته بودند اگر از فقرا دوری کنی ما به شما متمایل می‌شویم؟ چنین چیزی با عصمت حضرت تنافی ندارد؟ روایتی که می‌فرماید حضرت زهرا گردنبند داشتند و حضرت رسول با ایشان صحبت نکردند و رفتند تا آن را انفاق کردند، این روایت با عصمت حضرت زهرا منافات ندارد؟

 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیه می فرماید: اي پيامبر! آنچه بر تو واجب است، به سربردن با فقرايي است که همواره پروردگار خود را مي‌خوانند و در طلب وجه او هستند يعني با خواندن اسماي حسناي او به درگاه او تقرب مي‌جويند چون او را از طريق اسماءاش مي‌توان خواند. به عبارت ديگر اين‌ها مي‌خواهند خود را در جايي قرار دهند که صفات الهي اقتضاي آن را دارند. مثلاً آن قدر خود را ذليل جلوه دهند که عزت و عظمت و کبريايي او اقتضاي آن را دارد و آنچنان خود را در موقف جاهل و عاجز و ضعيف قرار دهند که علم و قدرت و قوت خدا آن را اقتضاء مي‌کند و اين است معني «يُريدُونَ وَجْهَهُ». و ديدگانت را از اين مؤمنين برندار و به خاطر زينت دنيا اينان را رها مکن و هيچ توجهي به توانگران کافرکيش نداشته باش و دنبال کساني که عنادشان با خدا موجب تسلطِ غفلت از حق بر قلبشان شده، مباش! که خدا چنان کيفرشان داده که ياد خدا را از دلشان ببرد و نتيجه‌ي اين غفلتِ قلب پيروي هوي و زياده روي است و تو اي پيامبر از چنين کسي که دنبال هواي خود است و کارش تجاوز از حق است، پيروي مکن.
اي پيامبر! اساس کار را بر اين بگذار که کار را با نيروهاي مخلص جلو ببري آن‌هايي که جهت روح خود را به کلي به سوي حق قرار داده‌اند. آن‌چه اي پيغمبر بر تو واجب است به سربردن با آن‌هايي است که به دنبال زينت زندگي دنيا نيستند که منظور ادامه‌ي کار با آدم‌هاي ساده و بي پيرايه‌اي است که انگيزه‌ي خودنمايي و دنياداري ندارند. رمز بقای دين در اين نکته است و هرگز آدم هايي که خود را با امکانات دنيايي قدرتمند جلوه مي‌دهند نمي‌توانند عامل پيشرفت دين باشند، هرگز دين با اين نوع آدم‌ها حفظ نشده و نمي‌شود.
دين الهي آمده است تا ما بتوانيم روح مان را با خدا مرتبط کنيم و در تقرب به خدا موفق شويم و بقيه‌ي امور همه فرعِ اين هدف است، حال اگر اين موضوع فراموش شود بقيه‌ي امور چه فايده‌اي دارد؟ بدين لحاظ به رسولش دستور مي‌دهد با افرادي باش که «يُريدُونَ وَجْهَهُ» وجه الهي را اراده کرده‌اند و تلاش دارند در اين عالم - ماوراء ظاهر زندگي دنيايي- به حق نظر کنند. اين‌ها کساني هستند که متوجه مقصد و مقصود دين هستند، بقيه اگر وارد دين شوند سعي مي‌کنند جهت دين‌داري را به سوي اهداف ديگري سوق دهند.
اين که به ما فرموده‌اند: بعد از معرفت به خداوند، هيچ عملي در اين دنيا بهتر از نماز نيست، به جهت آن است که در نماز، انسان در مسيري قرار مي‌گيرد که آن مسير، هدف دين‌داري است. نماز جاده‌ ارتباط روح به مقام اسمای الهي است و اين همه‌ مقصد و مقصود انسان است. خداوند مي‌گويد اي پيامبر با کساني به سر ببر و کارها را جلو ببر که در طلب وجه الهي هستند و جهت روح خود را در راستاي ارتباط با حق شکل داده‌اند و نه در جهت ارتباط با دنيا. به همين جهت تأکيد مي‌کند چشم از اين افراد برندار به سوي کساني که زندگي دنيايي را مدّ نظر دارند و در آخر با تأکيد فراوان مي‌فرمايد: «وَ لاَ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا» به هيچ وجه از کساني که قلبشان از ما غافل است چيزي و پيشنهادي نپذير. کساني که عنادشان با خدا موجب تسلط غفلت از ياد خدا بر قلبشان شده هيچ پيشنهاد درستي- حتي با ظاهر دلسوزانه- ندارند، بايد بفهمند ما هيچ توصيه‌اي از اين افراد را نمي‌پذيريم. چون اين افراد فقط دنيا را مي‌بينند و نظر به عالم غيب و معنويت ندارند تا ما را در راستاي آن اهدافِ بلند کمک برسانند. مضافاً اين‌که روشن مي‌کند پيروي از هوس و افراط در آن از آثار غفلت قلب است به همين جهت در آخر آيه فرمود: «وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً» يعني شاخصه‌ي اهل دنيا آن است که از هوس خود پيروي مي‌کنند و به طور کلي انسان‌هاي افراط کاري هستند، به خصوص در موضوع هوس‌راني.
ملاحظه فرموديد در مطالب قبل دو نکته مدّ نظر بود يکي اين‌که در آيه‌ي ۶ به پيغمبر «صلوات الله علیه و آله» مي‌فرمايد: ناراحت مباش که بعضي‌ها يا اکثراً دين نمي‌آورند، اين قاعده‌ دنياست. ديگر اين‌که فرمود: دين را عرضه کن و نگران مباش، وظيفه‌ تو آن است که با مسلمانان متدين و ساده زيست امور را جلو ببري و آن‌ها را رها نکن و از صاحبان قدرت و ثروت که دل در گرو دنيا دارند پيروي مکن. آيا راز بقاء جامعه‌ ديني همين دو نکته نيست؟
در مورد گردنبند حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» این‌طور در روایات داریم که «روزي پيامبر (ص) در مسجد نشسته بودند. عرب باديه نشيني وارد شد و گفت: «اي رسول خدا (ص)! من گرسنه ام، لباس مناسبي ندارم، پولي هم ندارم و مقروض نيز هستم، کمکم کنيد.» پيامبر (ص) فرموند:«اکنون چيزي ندارم.» سپس به بلال فرمودند: «اين مرد را به خانه دخترم، فاطمه (س) ببر و به دخترم بگو که پدرت او را فرستاده است.»
بلال آمد و داستان را خدمت حضرت زهرا (س) عرضه داشت. حضرت نيز در خانه چيزي نداشتند ولي، گردنبند خود را که هدية دختر حمزة بن عبدالمطّلب بود باز کردند و به بلال دادند و فرمودند: «اين گردنبند را به پدرم بده تا مشکل را حل کنند.» بلال بازگشت و امانتي را تحويل پيامبر (ص) داد.
رسول خدا (ص) فرمودند: «هر کس اين گردنبند را بخرد، بهشت را براي او تضمين مي کنم.» عمار ياسر آن را خريد و سائل را به خانه خود برد. به او لباس و غذا داد و دو برابر ميزان قرض به او پول داد. سپس عمار غلام خود را صدا زد و گفت: «اين گردنبند را به خانه رسول خدا (ص) مي بري و مي گويي که هديه است. تو را نيز به آن حضرت بخشيدم.»
غلام نزد پيامبر (ص) رفت. گردنبند را به ايشان داد و جريان را برايشان شرح داد. پيامبر (ص) نيز غلام و گردن بند را به حضرت فاطمه (س) بخشيدند.
غلام نزد حضرت زهرا (س) رفت. گردنبند را به حضرت داد و جريان را براي ايشان بيان فرمود. حضرت فرموند: «من نيز تو را در راه رضاي خدا آزاد کردم.» غلام خنديد.
حضرت راز خنده غلام را سوال کردند. و غلام پاسخ داد: «اي دختر پيامبر (ص) برکت اين گردن بند مرا به شادي آورد، چون گرسنه‌اي را سير کرد، برهنه‌اي را پوشاند، فقيري را غني نمود، پياده‌اي را سوار نمود، بنده‌اي را آزاد کرد و عاقبت هم به سوي صاحب خود بازگشت.» موفق باشید
 

 

32594

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: برای مخاطب جهان عرب، به دنبال متونی در تبیین نسبت اندیشه های جناب فردید و عرفان ابن عربی هستیم. بناست ترجمه و چاپ شود. لطف می فرمایید اگر نوشته ای در این خصوص سراغ دارید، معرفی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم چنین کاری شده است یا نه. ولی کار خوبی است هرچند در بین خود ما نیز آن‌طور که جدّی باشد بین نگاه دکتر احمد فردید و عرفان ابن عربی به طور شایسته جمع‌بندی نشده است وگرنه در تفکر عرفانی نگاه هایدگری نیز می‌تواند نوعی سرزندگی به عرفان ما بدهد. موفق باشید

32480
متن پرسش

باعرض سلام خدمت استاد عزیز: خواستم نظر شما رو در مورد این جمله از پیام رهبر انقلاب خطاب به نشست انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا بدونم. «رویدادهای سیاسی و نظامی این روزها، بخشی از پیچ تاریخی جهان است» به نظر شما بحران اوکراین هم جزیی از پیچ تاریخی امروز جهان هست؟ اگر بله، دلیل خودتون رو هم بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! شرایط، شرایط تقابل جبهه‌های جهان مدرن است با هر آنچه در اختیار دارند اعم از اسلحه‌ها و رسانه‌ها. و این حکایت از آن می‌کند که در جهان مدرن، انسان‌ها نمی‌توانند در کنار همدیگر باشند. لذا یا «ناتو» باید روسیه را از میان بردارند، یا روسیه «ناتو» را از کار بیندازد. و این‌جا است که با انقلاب اسلامی جهان دیگری در حالِ به ظهورآمدن است که نه این است و نه آن. و بحمدلله این نکته در حال برجسته شدن است و مردمان جهان با ناامیدی نسبت به موقعیت خود در حال هجرت به جهان دیگری هستند که امور قدسی در آن مدّ نظرها می‌باشد و این‌جا است که خود به خود حضور تاریخی انقلاب اسلامی تذکری است برای همگان تا معلوم شود امکان بودنی غیر از بودنِ زندگی سکولار در پیش است به هر شکلی که می‌خواهد باشد. عمده آن است که امکان ادامه زندگی در جهان مدرن برای بشرِ این دوران، به انتها رسیده است. موفق باشید.

32048
متن پرسش

سلام استاد عزیز: در مبحث حرکت جوهری فرمودید که هر لحظه جهان در حال تحول و نو شدنه و داره به مرتبه بالاتر میره جهان مادی و مدام داره فیض میرسه از عالم بالا، مثل بچه ای که جوان میشه و کلی با اون کودک قبلی فرق میکنه. اولین سوالم اینه که یعنی همین لحظه ای که من الان دارم پیام میدم به شما بیشترین فیض از طرف خدا از اول تاریخ بشریت اومده؟ چون جهان نسبت به مثلا دو هزار سال پیش کلی تحول پیدا کرده بر اساس حرکت جوهری. ۲. اینکه وقتی جهان ماده به مرتبه بالاتر رفت و رشد کرد فرمودید چون تجلیات خدا تعطیل بردار نیست همیشه خلقتی هست. چطور عالم ماده دوباره خلق میشه بر اساس تئوری فلسفی (حرکت جوهری)؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! تکویناً چنین است و جهان ماده با فعلیت‌یافتنِ همه قوه‌هایش به جهان دیگری تبدیل می‌شود. به همان معنایی که در قرآن داریم: «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ» و به حکم آن‌که «وجود» همواره در همه مراتبش حاضر است، باز مرتبه مادون آن که همان عالم ماده است در صحنه می‌آید و باز فیض تبدیل قوه به فعل و تبدیل آن به جهانی دیگر. برهان حرکت جوهری معارف ارزشمندی را با ما در میان می گذارد. موفق باشید

32047
متن پرسش

سلام و احترام محضر نورانی استاد محترم: وقتتون بخیر و عافیت. ۱. با توجه به اینکه گفته شد عین ثابت شخص قابل تغییر نیست و امکان ذاتی او در علم الهی است، مثلا اگر عین ثابت صدام انتخاب های الهی در دنیا بکند و شهید خرازی شود، تشریع او با تکوین او یا همان عین ثابت او در تضاد خواهد بود؟ ۲. اگر عین ثابت شخص قابل تغییر نیست، چطور می توان روایاتی را که صلوات فرستادن بر حضرت محمد ص و اهل بیت او (ع) را بر طرف کننده ی نقص های ذاتی بیان می کند، تفسیر کرد؟ ۳. همچنین اگر عین ثابت هر شخص قابل تغییر نیست چطور می توان آیه ی شریفه ی «لان شکرتم لازیدنکم» را که بیان کننده ی ازدیاد سعه ی وجودی در مقام شکر هست را تفسیر کرد؟ با تشکر از زحمات حضرتعالی، اجرتون با بی بی فاطمه ی زهرا (س)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عین ثابته هرکس آن شخصیت کلی است که در آغازین‌ترین آغازها، انسان برای خود انتخاب کرده و عموماً انسان بر همان مبنا خود را در دنیا ادامه می‌دهد زیرا آن شخصیت را برای خود پذیرفته است و پسندیده است. ولی با این‌همه از آن‌جایی که اختیار، ذاتیِ انسان است امکان تغییر آن اختیار همواره در آن هست و اتفاقاً آیات و روایات شاهد همین مدعا است حتی روایاتی که می‌فرماید: «السعید سعید فی بطن امه و الشقی شقی فی بطن امه» نظر به آن انتخاب اولیه دارد. ولی جبری را تأکید نمی‌کند.

موفق باشید  

31850

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: چندی پیش سوالی خدمت شما ارسال کردم با نهایت سپاس از شما، طلبه هستم در قم و از بودنم نارضایتی دارم و شما فرمودید: همانطور که علامه حسن زاده فرموده اند که اگر خود را با معارف آشنا نکنیم گمراه می شویم و امر فرمودید تعمق در دین را داشته باشم درخواست از شما اینست که بفرمایید چه اعمالی و کتبی و... را پیش بگیرم. عاقبت بخیر ان شاءالله

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کنار دروس رسمی حوزه پس از دنبال‌کردن بحث کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و بحث «برهان صدیقین» از کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با شرح صوتی آن دو کتاب، ابتدا سراغ بحث سوره‌های زمر و عنکبوت و آل‌عمران بروید همراه با شرح صوت آن‌ها تا إن‌شاءالله راه شما به سوی تفسیر المیزان باز شود و در دل آن، قرآن برایتان گشوده گردد.  موفق باشید

31424

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: با توجه به 31404 شعری که آوردید چند پهلو بود احساس کردم اولین نقد استاد به جناب رئیسی است یعنی فلانی کجای کاری این تازه اولشه باش و ببین چه روزهای سیاهی درین دولت داریم یا نه ممکنست مقصودتان این بود که زمین سوخته ای که روحانی تحویل داد حالا حالا ها درست شدنی نیست و روزهای تلخی را پیش رو داریم در هر دو صورت فرقی نمی‌کند به هر حال استاد اگر در سوالات صریح پاسخ بفرمایند تا ما لااقل بدانیم چه روزهای مخوفی در انتظارمان است شاید بهتر باشد ملتی که در فقر می‌سوزد نه این دنیا را دارد و نه آن دنیا چگونه از جهان بین دو جهان سر در بیاورد. چرا افغانستان به خاک و خون نشسته ثبات اقتصادی بیشتری نسبت به ما دارند؟ نرخ تورمش ظاهرا زیر ۴ درصد بود الان هم که در شرف انتقال به طالبان است فکر کنم همچنان اقتصادش آرامست. سالها پیش به یکی از روحانیون گفتم مشکل جمهوری اسلامی دو تا هست ۱. اتکای به نفت ۲. در جهان جمهوری اسلامی دیگری نداریم که لاقل رقابتی بینشان پیش بیاید بلکه از خمودی خارج شود واقعا امیدوارم حکومت جمهوری اسلامی طالبان که متکی به نفت هم نیست بتواند «حسب فلیتنافس المتنافسون» الگویی از اسلام ناب به جهان ارائه کند و نظام خمود ما را هم به تامل وادارد که اگر فکر دنیای این ملت نجیبت نیستی لااقل مدعی اسلام که هستی فرض می‌کنیم حرف بازرگان هم صحیح باشد و انبیا فقط برای آخرت آمده باشند فرض می‌کنیم حرف جناب بروجردی هم صحیح باشد و اقتصاد اسلامی نداشته باشیم و نیز در زمان غیبت بسیاری از احکام و حدود تعطیل باشد لااقل به همان مسلمات و ضروریاتی که می‌دانیم در دوران غیبت تعطیل نشده عامل باش مثلا دروغ نگو کاری که از عهده اش برنمی آیی قبول نکن جمهوری اسلامی تو در تامین مرغ درمانده ای چگونه در اندیشه عمل به اسلام با آن وسعت ایجاد تمدن اسلامی هستی؟ استاد طاهرزاده حسب «سوف یاتی الله بقوم» و نیز اینکه تاریخ تکرار می‌شود به این می اندیشم که همانطور که افغان ها صفویه را کنار زدند آیا می‌شود دو ملت متحد شویم زیر بیرق طالبان شاید تنها راه نجاتمان همین است ببینید چگونه جمهوری اسلامی عرصه را برایمان آنچنان تنگ نموده است که اگر زمانی عده ای در انتظار حمله آمریکا برای نجات بودند من در اوهامم به طالبان می اندیشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالب چند جانبه‌ای را مطرح فرموده‌اید که حدّاقل جهت اطلاع از نظریات بنده لازم است کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» و کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی بین دو جهان» مطالعه شود. زیرا عنایت دارید که بنده مسائل سیاسی را در نگاه فلسفی مدّ نظر قرار می‌دهم و چون انقلاب اسلامی را یکی از اعصار وجود می‌دانم که در مراحل مختلف تاریخ ظهورات مختلف دارد؛ هر آنچه نسبت به وجود حجاب است را امری بیگانه از تاریخ به حساب می‌آورم. موفق باشید

31208

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت! یکم. خداوند رحیم، پدر و مادر شما را بیامرزد به خاطر رشد و تربیت شما که اینقدر منشا خیر هستید برای امثال بنده! انصافا مطالب و بیانات صوتی، تصویری و مکتوب شما به بنده لذت می بخشد و روحم را سیر می دهد. دوم. استادجان، شما می گوید این تاریخ، تاریخ حضور هست نه تاریخ اطلاعات و باور. یعنی اگر می خواهیم زندگی معنا داری داشته باشیم و بودن حقیقی خود را حس کنیم باید با خود خدا زندگی کرد نه با علم به خدا و... با توجه به این بحث جدی و فوق العاده و کاربردی شما آیا می شود آقای حاج اسماعیل دولابی را با آن منش و روش و سبک فکری و عملی خاص در تبیین دین را، قهرمان آوردن مردم به حضور خدا و انس با حق دانست!؟ آیا باید زین پس در تبیین دین راه و رسم حاج اسماعیل دولابی را پیش برد!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روش آن مرحوم همچنان‌که متوجه هستید روش خوبی است ولی چرا کار را منحصر به یک شخص بکنیم؟ بخصوص که بهترین حضور از طریق حضور در انقلاب اسلامی محقق می‌شود. موفق باشید

30718

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در یکی از سوالات خوندم که فرموده بودید بیماری، معلول روی برگرداندن خداست من پانزده ساله بیمارم و واقعا هم می‌دونم انسان درستی نبودم هر دکتری رفتم هم خوب نشدم. آیا اگر به سمت خدا برگردم، خدا هم نظرش را به سوی من باز خواهد گرداند و بیماری من رفع خواهد شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه این‌طور نیست که علت بیماری‌ها، عدم توجه حضرت حق باشد. بعضاً مانند حضرت ایوب «علیه‌السلام» قضیه، قضیه‌ی امتحان و ابتلای الهی است. آری! اگر ما در بیماری‌های خود نسبت خود را هرچه بیشتر با خداوند زلال و پاک نگه داریم، اگر همان بیماری در راستای امتحان و ابتلا باشد، بهره‌های بسیاری نصیب انسان می‌شود. موفق باشید

30703
متن پرسش
با عرض سلام: با توجه به سوال قبل به کتاب برهان صدیقین رجوع کردم ولی آنجا هم شما مثل بقیه ادله ای که دیدم کمالات را بطور پیش فرض بی نهایت فرض کردید بعد اگر خدا کمالی را فاقد باشد ناقص خواهد بود پس بی نهایت است. اما من به دنبال دلیل برای بی نهایت بودن کمالات هستم. می‌توان متصور شد مثلا کمالات هزار تا باشند و هزار و یکمین کمال عینا و عقلا وجود نداشته باشد. بنابرین ادله بی نهایتی کمالات یا منابعی درین باب را مرحمت فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به «عین وجود» فکر کنید و این‌که «عدم»، نقص است تا برسید به این‌که عین وجود، عینِ کمال است. زیرا ذاتی است که عین وجود است، نه ذاتی که وجود بر آن عارض شده. در شرح صوتی «برهان صدیقین» این نکات تأکید شده است. به نظر می‌آید نباید از درک عمیق آن برهان به راحتی عبور کرد. موفق باشید

30650
متن پرسش
سلام استاد: در ص ۱۱۱ کتاب معرفت نفس و حشر فرمودید اساساً خود طبیعت در حقیقت آتشی است غیر محسوس که اجسام را آتش می زند و بدن ها را ذوب می نماید و پوست ها را تحلیل می برد و تبدیل می کند منظور از طبیعت چیست؟ لطفاً بیشتر توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور همان ذات عالَم ماده است که عین حرکت می‌باشد و تمام آن صفاتی که مطرح شده، مربوط به حرکت است. موفق باشید

30612

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدای کامل نهایت پذیر را پذیرا باشید مقصود از بی نهایت بودن خدا اینست که همانطور که اعداد انتهایی ندارند کمالات حق هم همینطور تمامی ندارند؟ این مطلبیست که ذهن من با آن مشکل دارد و به نظرم بینهایت بالفعل استحاله عقلی دارد. خداوند هرچه کمالست را داراست ولی لزومی ندارد کمالات بینهایت باشند. فرض کنید کمالات هزار تا باشد حق هر هزار تا را دارد و کمال هزار و یکم عینا و عقلا وجود ندارد که نداشتن آن نقصی بر ذات حق لازم آورد. در روایات هم آمده که «لَيْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ» خدا حد ندارد و جایی ظاهرا نفرمودند که نامحدود است و این دو تفاوت دارد فرض کنید فردی هر چه طلا در جهانست را دارا باشد درین حال می‌گوییم طلا داشتن او حدی ندارد یعنی طلایی خارج از مالکیت او نیست و یک طلا هم نمی یابیم که خارج از ملکش باشد و مالکیت او را حد بزند. اما این به معنای این نیست که طلاهای او بینهایت به معنای فلسفی و ریاضی آن باشد ۱۰۰۰ سکه بود هر ۱۰۰۰ تا مال اوست البته یک تفاوت دارد و آن اینست که دراین جا می‌توان هزار و یکمین سکه را متصور شد اما در خدا نه، هرچه هست را داراست و عقلا فوق آنچه حق دارد چیز دیگری نیست اما کمالات بدلیل استحاله بینهایت بالفعل، نامحدود به معنی فلسفی و ریاضی آن نیستند و اشاره به این مطلب را در دو جا بنظرم می‌توان یافت یکی در بحث قدرت که می‌گویند به محالات تعلق نمی‌گیرد پس می‌توان گفت قدرت حق حد خورده است؟ هر توجیهی بکنید باز عقل انسان می‌گوید حد است عزیزم. حد مگر آنکه این تعلق قدرت را کمال ندانید و دیگری در قرآن مجید که ابتدا و پایانی برای حق قائل می شود «هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن» درود بر قرآن بخوبی مطلبم را در نهایت ایجاز بیان می کند و این اعجاز خداوند نهایتمند است. می‌فرماید خدا با اینکه ابتدا و انتهایی دارد اما همه کمالات ظاهری یعنی هرچه عینا هست و باطنی یعنی آنچه عقل بتواند متصور شود را داراست. نهایت دارم اما حد ندارم کمالی بیش تر از خود ندارم. نباشم بی نهایت چون محالست / نهایتمندیم عین کمالست
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا اگر به ذاتی فکر کنیم که عین وجود و بالتبع عین کمال است، باز می‌تواند بی‌نهایت بالفعل برایش استحاله‌ی عقلی داشته باشد؟ در حالی‌که ذاتش عین آن کمالات مثل حیات و قدرت است؟ موفق باشید

نمایش چاپی