بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28471

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: یه درد دل خواستم باهاتون بکنم. استاد چند سالی است که کلا تقدیرات خوبی برایم رقم نمیخوره. این چیزی که میگم کاملا محسوسه. چیزی نیست که تلقین کرده باشم یا اینکه نگاهم به دنیا منفی باشه. اتفاقا تا همین چند وقت پیش هم اعتقادی به اینکه تقدیرات بدی برام رقم میخوره نداشتم ولی استاد از بس پی در پی بدبیاری و بد تقدیری برام اتفاق افتاده که اصلا نمیتونم به این قضیه بی توجه باشم. حتی بین خواهر و برادرا و پدر و مادرم معروف شدم به بدشانسی. تو این چند ساله هزاران توجیه برا خودم اوردم مثلا اینکه حتما خدا دوستم داره، حتما میخواد تربیتم بکنه، حتما امتحانمه، حتما یه نظری بهم داره وگرنه چرا ظرف منو میشکنه و از این حرفا. چند ساله با این دید به این بلاها نگاه کردم و انرژی می‌گرفتم ولی استاد الان اومدم بگم دیگه نمیتونم. استاد زندگی راحتی ندارم. نمیدونم چرا اینجوری شده. این در صورتیه که تا همین چند سال پیش اصلا زندگیم اینجوری نبود. علتش رو نمیدونم. به نماز اول وقت و گناه نکردن هم بی توجه نیستم که بگم علتش این موضوعه. اتفاقا به این مسائل حساسم. استاد اصلا دوست ندارم اینجوری فک کنم ولی گاهی وقتا به این فک می‌کنم نکنه کسی طلسمم کرده یا نکنه چشم خوردم. چون از این مدل آدمای بدخواه و بد چشم که دنبال دعا نویسی و ...میرن تو فامیل داریم (به خصوص زن ها). گفتم اصلا آدمی نیستم که ذهن خودمو درگیر این مسائل طلسم و ...بکنم. هر چند این مسائل در جای خود حقیقت دارند. استاد شما میگید من چیکار کنم؟ ببخشید وقت مبارکتون رو آدم ناچیزی مثل من میگیره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید باید نوعی دیگر زندگی کنید. زیرا بعضاً این موانع برای تجدید نظر کلی است. البته عرض کردم شاید. موفق باشید

28450

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما. التماس دعا دارم. بهترین راه برای نماز با توجه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «آداب الصلوة» از امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» نکات خوبی در این مورد متذکر می‌شود. موفق باشید

28315

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: می خواستم نظر استاد رو راجع به شرح مثنوی معنوی از آقای کریم زمانی بدونم. ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته چیز خوبی است.  برای شرح سخنان مولوی باید اولا تاریخ او را دریافت و ثانیا متوجه روح تاریخی این زمان شد. و این کار مشگلی است. شنیده ام آقای دکتر معین زاده از اساتید فلسفه دانشگاه تهران شرح هایی داشته اند ولی رفقا نتوانسته‌اند آن‌ها را به‌دست آورند. موفق باشید

28092

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: امیدوارم حالتون خوب باشد. قبلا سوالم با شماره ۲۸۰۲۸ ثبت شد اما پاسخی دریافت نکردم. مضمون سوالم این است: (ممنون می‌شوم پاسخ دهید) وقتی خداوند آرزو و شوق چیزی را در دلت ایجاد می‌کند و زبان تو را به دعا و تضرع باز می کند به معنای این نیست که می‌خواهد دعایت را مستجاب کند و تو باید صبر کنی؟ خیالبافی یا فکر کردن در مورد امور آینده و این که به این فکر کنی که آینده پیش روی تو دلگرم کننده و خوب است چقدر می‌تواند مضر یا مفید باشد؟ منظورم نگاه مثبت به آینده است که باعث می‌شود ناامید نشوی. آیا فکر کردن به ظهور و قیامت نوعی آینده نگری نیست؟ فکر کردن به آینده در مسائل مادی و دنیایی تا چه میزان می تواند مضر باشد و از کجا بدانیم اینها وسوسه شیطان است؟ با احترام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً به ایمیل‌تان به طور شخصی این‌طور جواب داده شد: ۲۸۰۲۸- باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعاگو خواهم بود. ولی عنایت دارید که این موارد مواردی نیست که امثال بنده طی سؤال و جواب بتوانیم ورود کنیم، بیشتر باید با افرادی موضوع را در میان بگذارید که با روحیه‌ی شما آشنایی داشته باشند و یا لااقل طی مشاوره‌ای بتوانند نظر دهند. فکر می‌کنم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، راه‌کارهایی را در این رابطه متذکر باشد. موفق باشید

27046

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چرا ظن از منظر قرآن قابل پیروی نیست؟ آیا اگر انسان بخواهد فقط بر پایه یقین حرکت کند چرخ اجتماع و حرکات بشر از حرکت باز نمی ایستد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن ظنّ و گمانی که در سوره‌ی حجرات مطرح است و از آن نهی شده است، در رابطه با گمان بد به مؤمنین است و این غیر از حدس علمی است. موفق باشید

26987
متن پرسش
سلام علیکم: ۱. آیا حضرتعالی به این مطلب اعتقاد دارید که انقلاب اسلامی، طغیان سنت گراها در زمانه حکومت تجدد گرایان یعنی دوره پهلوی است و حکومت پهلوی بعلت تکیه زیاد بر روی تجدد گرایان و غفلت از سنت گرایان شکست خورد؟ یعنی واقعا حد انقلاب اسلامی در این است که آن را حرکت سنت گراها بدانیم؟ ۲. اساسا تقسیم بندی جامعه به دو گروه سنت گرا و تجدد گرا را باور دارید و آن را ملموس می دانید؟ نظر حضرتعالی را تا حدودی در پاسخ ها متوجه شدم ولی خواستم بصورت واضح و در چنین پرسشی از شما این رو بپرسم. ویژه اینکه برخی امروز هم به این تقسیم بندی معتقدند و جامعه را در این دو دسته می بینند. من خودم با توجه به نظرم و آنچه از بیانات شما آموختم این است که واقعا جمع کثیر افرادی که آنها را تجدد گرا می دانند قلوب و دل هایشان ایمانی است هر چند عقول و ظواهرشان غربی باشد و خیل همین ها در تشییع پیکر حاج قاسم حاضر شدند و قصه خود عالی شان را در این شهید عزیز دیدند و یا امسال برای اولین بار در راهپیمایی ۲۲ بهمن آمدند. هر چند من هم معتقدم ما طبقه و لایه فوقانی داریم که تحت تاثیر عالم غرب مدرن و ادبیات توسعه و نظام توسعه جهانی است ولی قطعا اگر ما کار اقنایی قوی کنیم و بدون پلورالیسم، در بستر اسلام و انقلاب گفتگو کنیم و همان المومن مراه المومن را نشان دهیم، این گفتمان تحول جدی خواهد یافت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره‌ی ۲۶۹۲۸ نظری بیندازید. ۲. بنده با نظر شما موافقم و معتقد هستم انقلاب اسلامی و شخص حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» مافوقِ گردونه‌ی دوگانه‌ی تجدد و سنتی‌بودنِ مرسوم در این تاریخ حاضر شدند. حتی سنت‌گراهایی مثل سید حسین نصر هم آن‌طور که شایسته بود به جهت حضور فعّال بعضی از مذهبی‌های سنتی، در انقلاب حاضر نشدند. موفق باشید

26140

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم استاد عزیزتر از جانم سلام علیکم: شهادت سردار رشید اسلام سپهبد قاسم سلیمانی را خدمت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و نایب بر حق شون امام خامنه ای این قلب تپنده دلهای بیدار و منتظر و جنابعالی به عنوان سرباز جبهه فرهنگی و دینی این عزیزان تسلیت و تبریک عرض می کنم. جانانم مراد از تصدع اوقات طرح سوالیست که سالهاست با من هست و باعث اضطراب و افسردگی و تفرق و سردردهای شبانه و فشارهای روزانه شده، به طوریکه به جان آمده و شب و روزی نیست که آه و افسوس نکرده و اشکهایی جاری نشود. زیاد متصدع نمی‌شوم و یک راست به اصل مطلب می پردازم، استاد عزیزتر از جانم حقیر در این حدود ۳۳ سال که از عمرم گذشته، شب و روزی نبوده که به تکامل و اصلاح روح و روانم فکر نکرده باشم و تا حدودی عمل نکرده باشم، اما انگار در یک تسلسل عجیب گیرافتاده ام و انگار قرار نیست که اتفاق مثبتی بیوفتد و از این زندان بی در و دیوار که ظهورش این روزمرّگی و ناامیدی و اضطراب همیشگی قلب و وجودم می باشد، سالیان سال هست که انتظار فرجی در این کار می کشم و هر اتفاق و امتحانی که پیش می‌آید بنایش را بر این می‌گذارم که این وسیله رسیدن به آن فرج و آن گشایش می باشد، هرچند که ارتباط ظاهری چندانی با این داستان نداشته باشد و امید دارم که بزودی آن اتفاق موعود بیوفتد و رهایی پیدا کنم. جانانم سالهاست یک ندای درونی می‌گوید فلانی تو قرار است که نقش مهمی ایفا کنی و ان شاءالله شهادت در این راه از باب فضل الهی نصیبت خواهد شد اما بقول سردار شهیدمان تو تا شهید نباشی، شهید نمی‌شوی. شهید نیستم و شهادت می خواهم و هیچ تصوری ندارم این سربازی و این جانبازی در قواره و تقدیر من چگونه نوشته شده است! مرا چه می شود؟ بکجا می روم؟ چه می‌گویم؟ فدایتان شوم ای آرامش قلب بی قرارم! والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم باید به مأوایی فکر کرد که به عنوان تقدیر الهی در آن قرار دارید و در این حال، بودنِ شما برایتان پذیرفتنی می‌شود و در آن بستر، آن‌چه وظیفه است انجام می‌دهید تا «آن‌چه پیش آید خوش آید». موفق باشید

25833

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در موقعیتی مورد آزمایش قرار گرفتم. چندین بار از قران کمک خواستم آیه صبر آمد. ولی الان استاد سلوکی ام می گوید اشتباه کردی و وظیفه ای دیگر داشتی و در صحبت هایشان ناراحتی و کمی سرزنش است. نمی دونم آزمایش های عقل و عشق است که روابط و معادلات به هم می خورد یا نه واقعا بی راهه رفته ام؟ ذهنم به اینجا ها نمی کشد. از گیجی و حیرانی خسته شدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنید که همیشه آن‌چه خداوند برای ما حجت قرار داده است، عقل و شرع است. موفق باشید

25689

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد، با توجه به اینکه شواهد متعدد در سخنرانی ها و برنامه های بسیاری از نمایندگان مجلس و مسئول دولتی و یا برخی نمایندگان مجلس خبرگان هست، شورای نگهبان این افراد رو تایید صلاحیت میکنه؟ بسیاری از اینها تلویحاً و تصریحاً با مبانی اسلام ناب و انقلاب و ولایت مخالفت خودشون رو نشون دادند و حتی طعنه زدند و هتک حرمت کردند و عجیبه که تایید صلاحیت شدند. آیا بخشی از بی کفایتی مجلس و دولت به همین تایید صلاحیت شورای نگهبان که باید پاسدار شرع و قانون اساسی باشه نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید مردم نسبت به افرادی که سوابق انقلابی دارند و ادعاهایی در سر می‌پرورانند ولی همان‌طور که در سؤال ۲۵۶۸۸ عرض شد از جنس انقلاب نیستند؛ آگاهی پیدا کنند وگرنه با ادعاهای خود و مظلوم‌نمایی‌هایی که می‌کنند، شورای نگهبان را بدهکارِ موضوع می‌نمایند. موفق باشید

24437
متن پرسش
استاد گرامی با سلام: شما طبق جواب سوال ۲۴۴۲۱ می گویید که چون مجرد محدود به زمان و مکان نیست پس ذاتا می تواند همه جا و همه عالم حضور داشته باشد چه ماده چه غیر ماده، و طبق جواب سوال ۲۴۴۱۹ شما فرمودید همواره ظرف و مظروف هم سنخ هستند آیا حضور نفس در بدن حکم ظرف و مظروف را ندارد که باید هم سنخ باشند در صورتیکه نفس و بدن هم سنخ نیستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» روشن شده است که نفس در بدن نیست که بحث ظرف و مظروف پیش بیاید. فکر نمی کنم با این سؤال‌ها، معرفتی به شما افزوده شود. باید آن کتاب‌ها را همراه با شرح صوتی «ده نکته» دنبال کنید. موفق باشید

32226
متن پرسش

سلام علیکم استاد گرامی: عذر میخوام وقت ارزشمندتان را می گیرم. خودم و جامعه اسلامی را مدیون شهدا و ایثارگران گرامی می‌دانم، پرسشی را که مطرح می کنم سوال از روش است هر چند که عمق تاثیرات منفی آن و همه کارها را مصداقا نمی توان بیان کرد. دو گروه یا جریان یکی زیاده خواهان با روابط ناسالم و یکی سهم خواهی فرزندان معزز جانبازان و .. و برخی ترکیب از این دو به کمک مسئولان و مدیرانی که به سفارش شدگان و دوستان شان و همچنین سهم دهی بعنوان رسیدگی به فرزندان معزز... مانع بزرگی برای استخدام و پیشرفت شغلی حتی ابراز وجود و ناامیدی افراد شایسته و پر تلاش شده اند و گاها بهمین بهانه پست های مدیریتی و کلیدی را نیز اشغال کرده اند (اصلا حق خودشان می‌دانند). صحبتهایی از مبارزه با گروه ویژه خواران و زیاده خواهان بعنوان عدالت می‌شود ولی سوال اینجاست بدتر از آن اعمال را انقلابون انجام می دهند که اگر صدایی از حلقوم کسی بلند بشه......، رسانه ایی میشه و تهمت ضد انقلاب و دین بهش میزنن و... بنظر شما که زمانی مسئولیت در بنیاد نیز داشته اید و بهتر اطلاع دارید این شیوه سهم دهی مورد تایید امام زمان روحی فداه و مقام معظم رهبری حفظه الله علیه و شهدا و امام شهدا هست؟ راه درست چیست؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه موجب بقای یک نظام است به حکم «زوال الدولة باثنین، اِقبال الأراذل وإدبار الأفاضل» یعنی زوال قدرت‌ها به خاطر دو چیز بوده است: پیش افتادن فرومایگان وکنارگذاشتن صاحبان فضیلت!! آری! حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» توصیه فرمودند که فرزندان شهدا و جانبازان را امکان تحصیل بهتر برایشان فراهم شود تا چنانچه استعداد لازم در آن‌ها هست، ظهور کند و به نحوی خلأ نبودن پدرشان از این طریق جبران گردد. ولی این به معنای سهم‌خواهی نیست، بلکه در رابطه با گرفتن مسئولیت‌ها، آنچه باید مدّ نظر قرار گیرد، شایسته‌سالاری است. و همچنان‌که رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله» فرمودند:

«این را هم ضمناً بدانیم که تصوّر این‌که این اصول برای مردم، برای کشور و برای آینده سودمند نیست، تصوّر بسیار غلط و خلاف واقعی است؛ بی‌انصافی محض است. ما در کشورمان در این ۴۳ سال هر جایی که پیشرفتی داشته‌ایم، حرکت موفّقی داشته‌ایم، و دست بازی داشته‌ایم، آن‌جایی بوده است که افراد انقلابی با روحیه، با مجاهدت فعّال شده‌اند، وارد میدان شده‌اند، کار کرده‌اند، پیش رفته‌ایم. ما در زمینه‌ی پیشرفت علمی، در زمینه‌ی پیشرفت‌های صنعتی، پیشرفت‌های فنّی، پیشرفت‌های سیاسی، بخش‌های گوناگون، آن‌جایی که افراد مؤمن، آگاه، وارد، انقلابی، وارد میدان بودند، توانسته‌ایم پیشرفت کنیم؛ امّا هرجا کار زمین مانده، انسان نگاه که می‌کند، می‌بیند پای فرصت‌طلبی‌ها در میان است، پای فساد، اشرافی‌گری و نگاه‌های غیر انقلابی، حرکتهای غیر انقلابی [در میان است]؛ این‌ها است که موجب می‌شود کارها روی زمین بماند و پیشرفت نکند. بنابراین پایبندی به اصول انقلاب، مسلّماً یکی از مهم‌ترین وسایل و ابزارهای پیشرفت کشور و پیشرفت ملّت است؛(19/10/1400)

موفق باشید

32031
متن پرسش

با سلام: بعضی از دوستانی که با گروه فرهنگی المیزان به کمک کانال های مختلف کار می کنند لینکی را در گوکل گذاشته اند که خوب است کاربران محترم را با آن آشنا بفرمایید تا بهتر در جریان کارها قرار گیرند و ان شاء الله سبب استفاده بهتر شود. به آدرس https://zil.ink/ostadtaherzadeh

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقا آن کار را دیدم کار بسیار خوبی بود . امید دارم کاربران محترم بتوانند بهترین استفاده را ببرند. ان شاء الله . موفق باشید

31947

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: در کتاب مقالات شمس استشهاد به قرآن و کلام رسول الله زیاد دیده میشه. اما چیزی که برام سوال شده اینه که معنی برخی عبارات ایشون مثل اینکه گفتن که من از خواندن رساله محمد تاریکتر میشم مرا رساله خود باید. یا توی برخی عبارات میگن عارفان صوفیان به محمد احتیاجی ندارند و... اینا رو به چه معنی باید فهمید؟ یکی از شماره صفحه هایی ک به خاطر دارم صفحه ۲۷۰ مقالات شمس تصحیح محمد علی موحد هست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. احتمالاً باید مطلب را در فضای خودش معنا کرد. آری! بعضی مواقع قرآن برای عده‌ای چنین است که فرمود: «وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا) (اسراء/82) و این‌جا سالکِ عالم به وضعیت و موقعیت خود می‌فهمد که در نسبت با قرآن به جهت عدم آمادگی روحی‌اش، چه برایش پیش می‌آید. ۲. و شاید بحث در آن باشد که رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» راه را نشان داده‌اند و من باید خودم آن راه را طی کنم. موفق باشید

31663

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حاج آقا وقت بخیر: ببخشید من می‌خواهم دلیل تکوینی یا به طور کلی دلیلی که انسان از طین صلصال کالفخار و حما مصنون و تراب آفریده شده را بدونم و اینکه مثلا چرا اینجا گفته تین و جای دیگر صلصال مگر فرقشان چیست و دلیلش چی هست؟ میشه چند تا کتاب معرفی کنید؟ این هم می‌خواهم بدونم هر کدام چه مزیتی داره نسبت به آفرینش؟ مثلا توی علل الشرایع نوشته بود طین میشه صلصال چون آب شور با آب شیرین قاطی میشه که اگر آب شور بیشتر باشه دشمن خدا و اگر آب شیرین باشه دوستان خداوند هستند و اینکه چون آب شیرین جواب خدا را داده متعلق به دوستان و دیگری چون جواب نداده متعلق به دشمنان خدا. تاثیر هرکدام در روح را می‌خواستم بدونم در این باره چند تفسیر را نگاه کردم چیزی نبود. و اینکه مطالب بیشتری می‌خواهم چون برای تحقیق هست و اینکه منظور از آب در قرآن چیست که مخلوط آن با خاک که وجود آدمی را می‌سازد؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر می‌کنم در تفسیر قیّم المیزان بتوانید نکاتی را بیابید. ۲. در ظاهر، قضیه از این قرار است که می‌فرماید انسان بسترِ ظهورش در پایین‌ترین درجه عالم یعنی عالم ماده بوده است که همان «طین» گفته می‌شود و در تبیین آن، عنوان «صلصال کالفخّار» به کار می‌برد به معنی گل کوزه‌گری. و این در حالی است که به صورت «حمأ مسنون» یا لجنی در می‌آید که بستر رشد موجودات آلی خواهد بود و در اصطلاح زمین‌شناسی به آن زاپروپل‌های پرکامبرین می‌گویند که منشأ تک سلولی‌های اولیه است. موفق باشید

31232
متن پرسش
سلام علیکم: در اواخر بحث برهان صدیقین فرمودید که بین وحدت تشکیکی و وحدت شخصی فرق هاست. خواستم بگم درسته که در برداشت اولیه از تشکیک وجود ما مراتبی را تصور می‌کنیم ولی اگر خوب نگاه کنیم (خصوصا با تطبیق این مطالب به مباحث وحدت نفس با قوایش که در کتاب ده نکته گذراندیم) بین تشکیک وجود و وحدت وجود فرقی نمی‌بینیم. فرقش اینه که تشکیک در وجود مربوط به ذهن است و وحدت وجود مربوط به خارج است. درسته استاد؟ آخه من از اول برهان سعی کردم مطالب رو با وحدت من و قوایم در موطنهای مختلف چک بکنم به خاطر همین از اول برهان تا آخرش وقتی از تشکیک وجود صحبت می‌شد من برداشت وحدت وجود می‌کردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وجود، در ذات خود دارای وحدت شخصی است ولی در نسبت با ما، ظهوراتش متفاوت است و بدین لحاظ، وحدتش نسبت به ما تشکیکی می‌باشد. موفق باشید

30862

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: این سوالایی که می‌پرسیم، برای ایمیلمون هم فرستاده میشه؟ چون من خیلی وقته اصلا یه همچین ایمیلی برام نیومده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی این‌طور جواب داده شد: 30856- باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز خاصی به نظر بنده نمی‌رسد خودتان فکر کنید شاید نکته‌ای برایتان پیش آید. باید در این موارد به خود سخت‌گیری نکرد. موفق باشید

30334

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار: بنده مساله ای برام پیش میاد که خیلی برام سواله و خیلی ناراحتم از بابتش. من وارد هر کاری بشم و شروع کنم مدت زیادی نمیکشه و از اون بیزار میشم. مثلا مدتی مشغول دوره های قرآن، تثبیت محفوظات، نمازهای با خشوع و خضوع ذکر و.. بعد ناگهان زده میشم و بی میل واقعاا خسته شدم از خودم. علت چیه و چه راه حلی براش هست؟ چه باید کرد جوان هستم و دوست دارم جوانیم در راه خدا صرف بشود. اما مدتی کوتاه دوباره به عقب برمی‌گردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برنامه‌ی اصلی خود را مشخص کنید و در دل آن برنامه‌ی اصلی، به فرعیات بپردازید. مثلاً بنا بگذارید یک دوره‌ی کامل تفسیر المیزان را در چند سال ممتد مطالعه کنید، یا به عنوان مثال به سیر مطالعاتی سایت بپردازید. موفق باشید

30190

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ۱. با توجه به اینکه فلسفه عالم را قدیم می‌داند جایگاه نظریه بیگ بنگ را چگونه ارزیابی می کنید؟ ۲. با توجه به اینکه فسیل هایی از انسان ها در صدها هزار سال یا میلیون ها قبل وجود دارد چگونه متون دینی خلقت آدم را در شش هفت هزار سال پیش می داند؟ ۳. میلیاردها سال قبل که انسانی نبود چگونه جهان بدون انسان کامل پابرجا بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. طرح خلقت آدم در ۶ هزارسال پیش، سخن محکمی نیست که بتوان آن را به پای قرآن گذاشت. ۲. انسان کامل، مقامی است فوق عالم ماده که در زمان‌های مختلف در شخصیت انبیاء باشرایط تاریخیِ آن‌ها به ظهور می‌آید و در این تاریخ، در حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» ظهور دارد. ۳. نظریه‌ی بیگ‌بنگ بیشتر یک توهّم است و ما در مباحث زمین‌شناسی هیچ جایگاهی برای آن قائل نیستیم. موفق باشید

29988

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: سوال رو به طور خصوصی به امیل ارسال بفرمایید سبب امتنان خواهد بود. با تشکر این که در باب تلقین میّت گفته شد که از باب تذکر دادن به روح بخاطر وجود در فضای جدید برزخی توأم با وحشت و اضطراب است و به خاطر ارتباط روح با بدن مادی دستور به تلقین داده اند. سوال این جاست که آیا این ارتباط یعنی این که توفای کامل صورت نگرفته است و روح هنوز در بدن جریان دارد؟ یا اینکه مراد تعلق و علاقه روح به بدن مادی است؟ سوال دوم این که انسان دقیقاً چه زمانی می فهمد مرده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بحث تعلّق به بدن در میان است در حالی‌که کاملاً توفی صورت گرفته. ۲. عموماً بعد از آن‌که لحد را روی آن گذاشتند و امید حضور در دنیا را نداشت، جهان جدید در مقابلش گشوده می‌شود و ملکین را ملاقات می‌کند. موفق باشید

29538
متن پرسش
سلام: در قسمتی از فص آدمی نوشته است همین که خدا را دیدیم، خودمان را می‌بینیم «فاذا شهدناه شهدنا نفوسنا» حال دو سوال دارم: ۱. یعنی ابتدا باید نظر به حق کنیم بعد خود را می‌بینیم ولی در روایت «من عرف نفسه فقد عرف ربه» برعکس هست یعنی اول نظر به خود، در حالی که خود نباید در میان باشد. ۲. با توجه به این قسمت، جایگاه دیدن خدا در رخدادهای تاریخی مثل انقلاب اسلامی کجاست؟ یعنی اول باید نظر به نفس مطهر حضرت امام بندازیم سپس انقلاب را ببینیم؟! لطفا توضیح فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات ما هر دو وجه هست. هم آن‌جایی که داریم: «من عرف نفسه فقد عرفه ربّه» و هم آن‌جایی که می‌فرمایند: «اللّهم عرّفنی نفسک....»؛ به همین جهت سالک هم در آینه‌ی نفس خود متوجه‌ی ربوبیت ربّ می‌شود و هم با نظر به حضرت «الله» متوجه‌ی مظاهر او می‌گردد. لذا در روایت دوم می‌فرماید: اگر خود را به من نشناسانی، نمی‌توانم رسول تو را بشناسم. ۲. آری! این راه خوبی است که انقلاب اسلامی را، إشراقی بدانیم که بر قلب امام به ظهور آمده و از طریق نظر به شخصیت حضرت امام، متوجه‌ی حقیقت انقلاب اسلامی بشویم. در این رابطه عرایضی در کتاب «سلوک ... » شده است. موفق باشید

29490

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام نظر شما در مورد این نوشته چیست؟ میلاددخانچی در اینستاگرامش نوشته که دوگانه علوم‌ اسلامی و‌الحادی انحرافی است! و جالب است که در نوشته خود به آوینی و هیدگر هم استناد کرده است! شکی نیست همه علوم شرقی و‌ غربی جلوه ای از اسماء الهی اند‌ اما بعضی اسماء مظهر قهر الهی اند و بعضی الحاد در اسماء می کنند و مانند فرزند ناخلف پدر خود را انکار می کنند. تلاش برای اسلامی کردن علوم به این معنا که حجاب علوم الحادی را خرق کنند اتلاف وقت یا غیرممکن نیست. این سخن دخانچی شبیه نظریه آن عالم بزرگوار است که هر علم را دینی می داند چون ‌موضوع‌همه‌علوم را خلقت و فعل خدا می داند ولی بعضی علوم گرچه خود مخلوق اند اما به جای خلقت سخن از طبیعت می گویند‌ و خالق را به حجاب می برند. کاری به سخنان تبلیغاتی و تصورات سطحی ندارم. تلاش برای خرق حجاب «خلقت دانستن طبیعت»، همان تلاش برای تحول در علوم انسانی است.دخانچی به زبان هایدگری می گوید هر انسانی یک دازاین است ولی نمی گوید دازاین مقابل سوژه است دازاین افتاده‌ در جهان است و سوژه افتاده بر جهان. او دوگانه علم غربی اسلامی را انحرافی می داند چون تقابل دازاین و سوژه را درک‌نکرده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سال گذشته در مسیر کربلا با بنده هم در رابطه با اسماء الهی صحبت کردند. شاید بتوان سخن ایشان را این‌طور فهمید که شیطان هم مظهر اسم مظلّ الهی می‌باشد هرچند که تعیّن آن اسم که شیطان است، حجاب حق است ولی خود آن اسم یعنی اسم «مظلّ» مظهر جلال حق می‌باشد و به یک معنا ما را به جلال حق نزدیک می‌کند. موفق باشید

29370

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: استاد ما نگرانی های آینده را چطور باید مدیریت کنیم؟ بعضی از اطرافیان من بیش از حد نگرانی آینده آرامش حال رو از آنها گرفته است. مثلا یک فردی در مورد دامادش نگران است که در آینده قباله دخترش را ندهد و در مرد زندگی بودن هم ضعف نشان داده، می ترسد که پدر و مادر در قید حیات نباشند و دختر آواره شود. برای همین دادگاه و درگیری با دامادش دارند یا دوست دیگری نگران است که اگر در خانه آنها مستاجر بیاید چه تبعاتی می تواند داشته باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید با روحیه‌ی ایمانی، جهان را برای خود بهشت کرد با خوشرویی و گذشت و ایثار و تواضع. موفق باشید

28435

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید ما از کجا بفهمیم که روح ما با امیرالمومنین بیعت کرده و مثل ابن ملجم نیستیم که حضرت بهش گفتن روح تو بیعت نکرده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان حضرت علی «علیه‌السلام» را حقّ بداند و احساس کند عهدی پیشینی با او دارد، در واقع عهد قبل از ابدانی خود را تجربه می‌کند. موفق باشید

28346

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد در بحث های معرفت النفس فرمودید انسان آن منی که دارد مجرد است و همه جا است و اینکه خودش را در جای خاص می یابد برای این است که نظر و توجه به آنجای خاص دارد، سوال این است که می‌شود انسان نظرش را همزمان به چندجای مختلف در عالم ماده بیاندازد؟ و در عالم مجردات چطور است؟ یعنی شهدا الان به طور همزمان توجه به کل عالم دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر اندازه وسعت توحیدی انسان افزون شود، کاری او را از کاری باز نمی‌دارد. موفق باشید

27992

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به این که در نظام تربیتی اسلام توجه به قیامت و ابدیت خیلی اهمیت دارد حال برای بنده که معلم ابتدایی هستم این سوال پیش آمده که دانش آموزان دوره ابتدایی را چگونه به قیامت متوجه کنم؟ آیا مدام از بهشت و جهنم بگویم کافی است؟ لطفا اگر منبعی هست معرفی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضور زیبای ابدی‌شان متذکرشان کنید و این‌که گناه، مانع آن حضور زیبا و گسترده و جامع است. موفق باشید

نمایش چاپی