بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28173

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام. استاد ببخشید من مادرم خیلی عوض شدن. ایشون قبلا جدی بودن ما رو از خنده زیاد و حرف زیاد نهی میکردن. اصلا ایشون مارو به انقلاب و اسلام کشوندن.ولی مدتیه کلا تحت کنترل قوه ی خیال دراومدن. حرف چرت و پرت زیاد میزنن. به لطف شبکه ای فیلم و سریالای بیش از ح تلویزیون. البته ما چند سالی هست که دیگه از خونه رفتیم و ایشون مشغول تلویزیون شدن. روحیه نصیحت پذیری و تذکار هم ندارن و هرچی بگی یه چیزی جواب میدن. من الان حتی دوست ندارم تلفن بزنم بهشون چون مثل طلبکارا با ادم حرف میزنن. خیلی مادی و دنیوی شدن اهل حرص و غضب زیاد و غیبت و حرف زدن بر مبنای وهم و تحقیر ما بچه ها شون. استاد من واقعا کاری از دستم برنمیاد. حتی فکر کردن به مادرم منو عذاب میده.چهرشون اکثرا برافروخته و اخمو و هیچ چیز خوشحال کننده ای جز گشتن تو بازار براشون وجود نداره که بگی اینکارو بکنم تا خوشحال بشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:در نسبت با والدین‌مان که سنی از آن‌ها گذشته است و ملکات خود را دارند؛ باید با آن‌ها مدارا کرد. موفق باشید

28010
متن پرسش
با سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیزم: در هنگام خواندن کتاب جوان و انتخابهای بزرگ در صفحه ۲۳ فرمودید: «ما در خواب خودمان هستیم، پس از خودت خواب نیستی هرچند از بدنت جدا هستی.» حال بعضی اوقات انسان در خواب، خواب می بیند که در حال خواب دیدن است سپس بیدار می شود. سوالم این است که او کیست؟ آیا می توان گفت جسم قیامتی است؟ یا نه. در کل او کیست که متوجه نیست که در حال خواب دیدن است سپس در حالیکه در خواب است بیدار می شود می بیند خواب می دیده و در همان حال هم در خواب است. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان همیشه خودش، خودش است و در عین حال در بیداری و در خواب می‌تواند در عوالم بالاتر حاضر شود. و این نوع حضور، حالت خواب‌دیدن برایش پیش می‌آورد حال چه خواب باشد و چه بیدار. موفق باشید

27478
متن پرسش
سلام علیکم: چرا در اسلام آن اندازه که به عبادت بودن تفکر توجه شده به عبادت بودن تعلم توجه نشده است؟ مگر مایۀ اصلی تفکر، تعلم نیست و تعلم زیربنای تفکر به شمار نمی رود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً تأکید زیادی بر کسب علم شده و جناب شهید ثانی در کتاب شریف «منیة المرید» بعضی از آن روایات را آورده‌اند در آن حدّ که داریم فرشتگان در مسیر طالب علم، بال‌های خود را می‌گشایند، حاکی از آن‌که آن‌ها وسیله‌ای می‌شوند تا طالب علم، راهی به سوی حقیقت و عوالم بالا برایش گشوده شود. موفق باشید

27212

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: ۱. سوالی در مورد خواب دیدن داشتم که با ذکر یک مثال مطرح می کنم. مثلا گفته شده اگر کسی در خواب ببیند که مار در خانه است تعبیرش دشمن خانگی است. حالا اگر کسی در روز مثلا در جایی مثل باغ وحش مار دیده باشد بعد در شب هنگام خواب، خواب مار ببیند باز هم تعبیرش همان است یا این خواب باطل است؟ ۲. چند روز یا چند ماه از دیدن یک شی باید بگذرد تا اثر آن از خیال پاک شود و در خواب تاثیر نگذارد؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد ورودی ندارم. موفق باشید

26804

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: اگر لطف بفرمایید ۱. وجه تمایز بین نبی و رسول را بفرمایید؟ ۲. و اینکه در سوال قبلی فرمودید که رسول سخن خدا را مستقیم یا غیر مستقیم به خدا می رساند؟ منظور از غیر مستقیم چیست؟ ۳. طبق سوال دوم آیا رسول می تواند پیامبر نباشد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در روایت داریم که نبیّ سخن خدا را می‌گیرد، ولی مأمور ابلاغ به بقیه نیست. ولی چنانچه آن نبیّ، رسول هم باشد مأمورِ رساندن سخنان خدا به مردم نیز می‌باشد. به همین جهت قرآن در وصف بعضی از پیامبران مثل حضرت موسی «علیه‌السلام» می‌فرماید: «وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَىٰ ۚ إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا» ولی در مورد مثلاً حضرت یحیی می‌فرماید: وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحينَ (۳۹/ آل‌عمران). ۲. منظورِ رسول، در جمله‌های عرفانی مثل آن‌که می‌گوییم فلانی که آن تذکر را به ما داد، خدا فرستاده بود. این غیر از بحثی است که در نکته‌ی قبل مطرح شد. ۳. نه. رسولی که منظور در قسمت اول مطرح شد، حتماً نبیّ است. موفق باشید

26664

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: مقاله ی «در جستجوی عشق در محضر شهدای هویزه» را داشتم مطالعه می کردم. از اولش که شروع کردم، یه حس گنگی به من دست داد، یعنی با خوندن هر کلمه، انگار تمام کلمات در وجودم بود و برام آشنا؛ اما نمیدونم چی هست! چی بود! گنگ بودم. انگار یه چیزی رو می شناسم، اما یادم نمیاد که چی، و هرچه جلو می رفتم، دلم بیشتر آشوب می شد. تا اینکه رسیدم به این جمله «این آن وقتی است که انسان محو جلوات الهی در آینه‌ی انقلاب اسلامی می‌شود و احساس می‌کند در تمام حالات، این خداست که دارد خدایی می‌کند.» که در این هنگام یکباره قفل دلم باز شد. و حقیقتا حس کردم که این کلمات شما رو انگار از دل خودم دارم میخونم. خیلی به وجد اومدم. مدت هاست که دلم خیلی روشنه. و اکثر دوستانم نسبت به رهبری و انقلاب جبهه گرفتن؛ اما همیشه بهشون میگم که تمام این مسائل در محضر خدا و امام زمان علیه السلام هست. حال دیدم که رنگ اعتقاد دلم، همرنگ هست با این گفته های شما الحمدلله. شبی خواب دیدم که در لشکر هستم در دوران دفاع مقدس، فرمانده ما شهید قاسم سلیمانی بود، در بین سربازها، شهید چمران هم حضور داشتن. و برام تعجب آور بود که چرا شهید چمران جزو سرباز معمولی هست و با ما نشسته! شهید سلیمانی فرمانده بودن و داشتن ماموریت رو شرح میدادن، حقیر به شهید سلیمانی و شهید چمران نگاه می کردم اما شهید چمران، بیشتر دلم رو می بُرد و دیدن چهره اش خیلی منو منقلب می کرد. ببخشید خیلی دارم در نوشتار زیاده روی می کنم، اما با اجازه از این هم بگم که یک ارتباط و وصل شدن به شهید، میتونه آدمی رو از هرچه دنیا هست بکنه و ببره به جایی که فقط میشه حسش کرد و اصلا قابل شرح نیست، حالی که آدم احساس میکنه از همه چیز فارغ و جداست و خودش هیچ یک از این چیزایی که می بینه نیست؛ بلکه خودش چیزی هست که فقط میتونه با اون حس و حال زیبا، بچشه و احساسش بکنه اون حالی که احساس میکنه انگار به حقیقت الان پیش شهید هست. و تمام وجودش از دنیا کنده میشه. انگار دیگه به هیچ چیزی تعلق نداره. و علامتش سوز شدید و بُغضی بسیار و سیل اشک هست که فقط باید چشید. به حقیقت اگر هنگام مرگِ من، یک شهید بیاد کنارم و این حال به من دست بده، خدایی دوست دارم هر لحظه جان بدم و مدام این حال رو بچشم. حال، این فقط چشیده ای بود از این روسیاه و جاهل... و چه چیزی چشیدند اصحاب عاشورا. ببخشید ؛ قصد این همه مزاحمت نداشتم. اما احساس کردم که شما بر دل این حقیر می خوانید؛ و این حقیر از دل شما می خوانم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه این هم از برکت شهداء است که ما بیش از پیش با حقایق تاریخیِ خود آشنا می‌شویم. موفق باشید

26646

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: مطلب مربوط به «سار مدیا» که زیر مجموعه «مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری» (به ریاست دکتر آشنا) است: «تصویر ایران در جشنواره سی و هشتم فیلم فجر» با پایان سی‌و هشتمین جشنواره فیلم فجر، برنامه اینترنتی «نقد نو» به جمع‌بندی فیلم‌های پخش شده در این جشنواره و بررسی تصویری که از «ایران» در این فیلم‌ها منعکس شده بود، پرداخت. میلاد دخانچی: «سینمای خروج»، مفهومی بود که در فیلم‌های جشنواره امسال آن را دیدم سینمای نوعی عصیان، اعتراض، میل‌ورزی و جوشیدن آب در لیوان و بیرون زدن و لب‌ریز شدن آن سینمای پررنگ‌شدن حاشیه‌ها بر متن‌ها، حاشیه‌هایی که فقط به دنبال اعتراض هستند! سینمای امسال، سینمایی بود که در آن شاهد رقم خوردن نوعی شکاف نسلی در آن هستیم. سجاد فتاحی: سینمای این دوره، روایتی واقع‌گرایانه از جامعه ایران ارائه داده است. جشنواره فجر امسال روایتِ "غیاب تدبیر" و "فقدان امید" در جامعه ایران، جامعه‌ای با درآمد سرانه پایین و ثبات اقتصادی کم، فقر سرمایه اجتماعی و اعتماد کم در جامعه و آسیب‌های اجتماعی بود. آنچه در این دوره از جشنواره برجسته شد، شکاف بین الگوهای فرهنگی موجود و رایج در جامعه ایران با الگوهای فرهنگی و سبک زندگی مورد ترویج توسط دولت و نظام سیاسی بود. امیر ناظمی: سینمایی که بیانگر رفتن جامعه به سمت شکستن مرزها و تابوهای پیش از خود است. سینمایی همراه با تنوع زبانی، خشونت‌ورزی، غلبه پیرامون / حاشیه بر متن، جابجایی مرزها /خط‌های قرمز در فیلم‌ها حضور فیلمسازانی جوان که گویی تابوهایی را که تا الان وجود داشت، کنار گذاشته‌اند. سینمایی که فقدان توجه به حکومت مرکزی و حاکمیت مرکزی ملموس و نقش بسیار کمرنگ مذهب در فیلم‌ها مشهود بود. محمدرضا جلایی‌پور: جشنواره امسال، سینمای «خروج پیرامون» بود. زنان بزرگ‌ترین گروه تحت تبعیضی بودند که در فیلم‌ها دیدم. سینمای امسال را "اوج خروج" یا "خروج اوج" هم می‌شود نامید! آنچه در فیلم «خروج» نشان داده شد را خروجی بر علیه بخشی از دولت نمی‌بینم. بلکه خروج علیه "کل ساختار سیاسی" دیدم! آنچه سینمای مستقل ایران در این جشنواره داشت، تصویر بسیار سیاهی از جامعه ایران بود! قهرمانانی را در سینمای وابسته به نهاد‌های امنیتی دیدیم که ملیت شمول‌گرایی را به تصویر می‌کشیدند که هیچ نشانه‌ای از مذهب نداشتند! مانند آنچه در پوستر میدان ولیعصر می‌بینیم، از همه گروه‌ها پشت سر قاسم سلیمانی ایستاده‌اند، به غیر از روحانیت!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت این است که بنده در این موارد ورودی ندارم تا بتوانم نظر دهم. موفق باشید

26531
متن پرسش
با سلام: منظور از بدن عقلی چیست؟ (اینکه می گویند انسان دارای بدن مادی، بدن مثالی و بدن عقلی است؟)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بدن عقلی، معنا ندارد، همان بدنِ برزخی است که سراسر تعقل می‌کند. موفق باشید

26502

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدا قوت: مشکلی در جامعه مطرح می شود مبنی بر سخنرانی آیت الله جوادی آملی در مورد اینکه مس در ابتدا نقره بوده است و گفته می شود این برخلاف جدول مندلیف است. در پاسخ به این سوالات چگونه پاسخ گوییم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً منظور آن است که در دلِ همان معدنی که مس استخراج می‌شود، آن معدن استعدادِ به‌بارآوردنِ نقره را نیز دارد و به جهت ناتوانیِ استخراج نقره از آن مواد معدنی، به استخراج مس بسنده شده است. موفق باشید

26169
متن پرسش
سلام علیکم: یک مطلبی برام پیش اومده درباره تحقیق و تفکر برای اعتقاد به اصول دین مبین و به یقین رسیدن. اخیرا دیدم آیت الله العظمی جوادی آملی، در تفسیر تسنیم نوشته اند که اگر انسانی پایه تفکرش، بجای شک و تردید، تقوا باشد، می تواند شک خود را هم مدیریت کند و با تحقیق به یقین برسد و البته اگر بجای تقوا، پایه فکرش شک بود خود را در بی ماوایی و سرگردانی نگه می دارد و حتی دوزخ را برای خود بر می گزیند. سوالم اینجاست انسانی که می خواهد با تحقیق به یقین برسد و حق و باطل رو تفکیک کنه و البته هنوز شناخت دقیقی از این دو مولفه و اصول دین ندارد، چگونه پایه فکرش میتونه بر اساس تقوا باشه و با تقوا فکر و تحقیق کنه؟ آیا منظور ایشان همان داشتن ظرفیت حق پذیری و ذوق سلیم برای کسب معرفت است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان تلاش کند برای رعایت حقوق انسان‌های دیگر و خود را به گناهان آلوده ننماید، عملاً توانسته است بر اساس تقوا عمل کند و این امر او را به فطرتش که نور توحید دارد، نزدیک می‌کند. موفق باشید

26140

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم استاد عزیزتر از جانم سلام علیکم: شهادت سردار رشید اسلام سپهبد قاسم سلیمانی را خدمت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و نایب بر حق شون امام خامنه ای این قلب تپنده دلهای بیدار و منتظر و جنابعالی به عنوان سرباز جبهه فرهنگی و دینی این عزیزان تسلیت و تبریک عرض می کنم. جانانم مراد از تصدع اوقات طرح سوالیست که سالهاست با من هست و باعث اضطراب و افسردگی و تفرق و سردردهای شبانه و فشارهای روزانه شده، به طوریکه به جان آمده و شب و روزی نیست که آه و افسوس نکرده و اشکهایی جاری نشود. زیاد متصدع نمی‌شوم و یک راست به اصل مطلب می پردازم، استاد عزیزتر از جانم حقیر در این حدود ۳۳ سال که از عمرم گذشته، شب و روزی نبوده که به تکامل و اصلاح روح و روانم فکر نکرده باشم و تا حدودی عمل نکرده باشم، اما انگار در یک تسلسل عجیب گیرافتاده ام و انگار قرار نیست که اتفاق مثبتی بیوفتد و از این زندان بی در و دیوار که ظهورش این روزمرّگی و ناامیدی و اضطراب همیشگی قلب و وجودم می باشد، سالیان سال هست که انتظار فرجی در این کار می کشم و هر اتفاق و امتحانی که پیش می‌آید بنایش را بر این می‌گذارم که این وسیله رسیدن به آن فرج و آن گشایش می باشد، هرچند که ارتباط ظاهری چندانی با این داستان نداشته باشد و امید دارم که بزودی آن اتفاق موعود بیوفتد و رهایی پیدا کنم. جانانم سالهاست یک ندای درونی می‌گوید فلانی تو قرار است که نقش مهمی ایفا کنی و ان شاءالله شهادت در این راه از باب فضل الهی نصیبت خواهد شد اما بقول سردار شهیدمان تو تا شهید نباشی، شهید نمی‌شوی. شهید نیستم و شهادت می خواهم و هیچ تصوری ندارم این سربازی و این جانبازی در قواره و تقدیر من چگونه نوشته شده است! مرا چه می شود؟ بکجا می روم؟ چه می‌گویم؟ فدایتان شوم ای آرامش قلب بی قرارم! والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم باید به مأوایی فکر کرد که به عنوان تقدیر الهی در آن قرار دارید و در این حال، بودنِ شما برایتان پذیرفتنی می‌شود و در آن بستر، آن‌چه وظیفه است انجام می‌دهید تا «آن‌چه پیش آید خوش آید». موفق باشید

25578

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: لطفا طریقه رجعت از منظر ملاصدرا را برای ما تبیین کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح‌هایی که باید رجعت کنند، به همین دنیا برمی‌گردند و بدنی مناسب این دنیا برای خود ایجاد می‌کنند. موفق باشید

33870

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت شما استاد گرامی! من برهان صدیقین و ده نکته در معرفت نفس را کار کرده‌ام. می خواهم که از آنها در زندگی خودم مثلاً نماز استفاده کنم. اما احادیثی که در باب توحید قبلاً مطالعه و با آنها مأنوس بودم با برهان صدیقین و معرفت نفس در تضاد است. و من نمی‌دانم که این تضاد را چگونه حل کنم. لطفاً راهنمایی بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید تضادی در این موارد در کار باشد. حتماً آن روایات، با مبانیِ صدرایی بهتر فهم می‌شود. نمونه‌اش شخصیت‌های ایمانی و قدسی حضرت امام و علامه طباطبایی می‌باشد. موفق باشید

33011

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: خدا رو شکر دو روز دیگه می‌خوام برم مشهد ولی دلم آماده نیست درگیر دنیاست و مشکلات خودم و دوستانم نمی‌دونم چیکار بکنم؟ از اون طرف برای مطالعه بنظرتون چه کتابی رو توی سفر بخونم که کمکم کنه بهره بیشتری ببرم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله مطالعه جزوه «زیارت امام رضا علیه السلام» در مشهد که روی سایت هست، کمک می‌کند. امیدوار باشید خود امام رئوف کمک می‌کنند. موفق باشید

32730

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض خسته نباشید: بنده مدت هاست دچار شک در وجود خداوند شدم و تمام برهان ها را دیدم اما به نظرم میاد هر کدام مشکلی دارند برهان تا عرفان استاد را هم گوش دادم اما مشکل باقی است. واقعا دچار سردرگمی و حال بدی هستم لطفا بنده رو راهنمایی کنید. اگر عقل قبول نکرد میشه از راه دیگری وارد شد؟ چطوری؟ ممنون از شما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برهان‌های عقلی که عقلای عالم به میان آورده‌اند از نظر عقل سلیم مشکلی ندارد. این ما انسان‌ها هستیم که باید عقل خود را ادب کنیم تا با برهان‌های آن‌ها و نتایجی که به میان می‌آورند، هماهنگ شویم. می‌ماند که تازه اگر عقل هم وجود خداوند را پذیرفت، کار تمام نیست بلکه باید از طریق رعایت تقوای الهی قلبْ را آماده تصدیقِ حضور خداوند در عالم نمود به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ ۗ » تقوا پیشه کنید تا خداوند به نور خود شما را از هر آنچه حقیقت است آگاه نماید. موفق باشید

32690

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در کانال مطالب ویژه از امام خمینی آمده است: «...و از اخبار کثیره و آیات شریفه نیز استفاده شود که شرف و نحوست زمانها و مکانها به واسطه وقایع در آن است‏» حال دو سوال دارم ۱. به یاد دارم شما در یکی از جلسات در مورد عظمت نیمه شعبان فرمودید این شرافت مربوط به تولد حضرت مهدی نیست بلکه خود نیمه شعبان روز شریفی است و این جمله با گفته حضرت امام یکی نیست. ۲. شب قدر چه وقایعی در آن اتفاق افتاده که شریف شده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اهمیت نیمه شعبان بنا به روایات ما در جای خود موضوعیت دارد مانند ماه رمضان. ولی چون این قاعده مطرح است که «شرف المکان بالمکین» شرف هر مکان و زمانی به آن چیزی و یا شخصی است که در آن جای گرفته است؛ می‌توان گفت شاید همان ماه شعبان نیز به جهت تولد حضرت از قبل مورد توجه بوده و ماه رمضان به جهت نزول فرشتگان اهمیت داشته باشد، إلاّ این‌که آن قاعده را به عنوان یک قاعده کلی نپذیریم. در این صورت، بعضی از مکان‌ها خود به خود ظرفیت بیشتری نسبت به سایر مکان‌ها دارند مثل این‌که چشم، ظرفیت ظهور قوه بینایی دارد، ولی ناخن چنین ظرفیتی ندارد. موفق باشید

32294

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوا:  در پاسخ به سوال ۳۲۲۹۰ استاد فرموده‌اند که اسلام هرگز یهودیان و مسیحیان را به اسلام دعوت نکرده. این فرمایش استاد و اکتفا به آیه ذکر شده در پاسخ برای بنده بسیار عجیب بود این همه آیه للعالمین نذیرا، لانذرکم به و من بلغ و... چطور نادیده گرفته شد؟ مگر برای تنزیه و دفاع از هیدگر که متفکر قابل احترامی است می‌توان منکر عمومیت دعوت اسلام شد؟! حتی ماجرای مباهله در ادامه دعوت نصارای نجران به اسلام رخ داد. جسارت بنده را ببخشید استاد عزیز.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در دفاع از هایدگر و امثال ایشان نیست. در این مورد خوب است نگاه علامه طباطبایی را در المیزان دنبال بفرمایید لااقل سری به آیه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ» (آل‌عمران/19) در المیزان بزنید و یا این‌که قرآن می‌فرماید: « لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ (113)/آل‌عمران) آنها همه يكسان نيستند؛ از اهل كتاب، جمعيّتى هستند كه (به حق و ايمان) قيام مى‌‏كنند؛ و پيوسته در اوقات شب، آيات خدا را می‌خوانند؛ در حالى كه سجده می‏‌نمايند.

موضوع مباهله، محاجّه با مسیحیان نجران است که منکر دلایل قرآنی بودند که آن‌ها حضرت عیسی «علیه‌السلام» را فرزند خدا می‌دانستند و قرآن او را مخلوق خدا می‌داند. در این مورد در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» عرایضی شده است که عیناً آن مطالب ذیلاً خدمتتان ارسال می‌شود: موفق باشید

در موضوع آیه مباهله

بخش با صفاي «نجران» با هفتاد دهکده‌ي تابع خود، در نقطه‌ي مرزي حجاز و يمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع اسلام، اين نقطه تنها منطقه‌ي مسيحي‌نشين حجاز بود که به دلايلي از بت‌پرستي دست کشيده و به آئين مسيح گرويده بودند.

پيامبر اسلام به آن ها نامه ای به این صورت نوشتند: «به نام خداي ابراهيم، اسحاق و يعقوب.(اين نامه اي است) از محمد پيامبر خدا به اسقف نجران: خداي ابراهيم و اسحاق و يعقوب را حمد و ستايش مي‌کنم، و شما را از پرستش «بندگان»، به پرستش «خدا» دعوت مي‌نمايم. شما را دعوت مي‌کنم که از ولايت بندگان خدا خارج شويد و در ولايت خداوند وارد آئيد، اگر دعوت مرا نپذيرفتيد (لااقل) بايد به حکومت اسلامي ماليات (جزيه) بپردازيد (که حکومت در برابر اين مبلغ کم ، از جان و مال شما دفاع مي‌کند) و در غير اين صورت به شما اعلام خطر مي شود.

نمايندگان پيامبر که حامل نامه بودند، وارد نجران شده و نامه پيامبر را به اسقف مسيحيان نجران دادند. وي نامه را با دقت خواند و براي تصميم، شورايي مرکب از شخصيت‌هاي بارز مذهبي و غير مذهبي تشکيل داد. شورا نظر داد که گروهي به عنوان «هيئت نمايندگي نجران» به مدينه بروند، تا از نزديک با پيامبر(ص) ديدار کرده، دلائل نبوت ايشان را مورد بررسي قرار دهند. بدين ترتيب، شصت تن از ارزنده‌ترين و داناترين مردم نجران انتخاب گرديدند، که در رأس آنان سه تن از پيشوايان مذهبي قرار داشت: به نام‌های «ابو حارثه‌ي بن علقمه»، اسقف اعظم نجران که نماينده‌ي رسمي کليساهاي روم در حجاز بود و عبدالمسيح، رئيس هيئت نمايندگي که به عقل، تدبير و کارداني شهرت داشت و «اَيهَم»، که فردي کهنسال و يکي از شخصيت‌هاي محترم ملت نجران به‌شمار مي‌رفت.

مذاکره‌  نمايندگان نجران

بالاخره نمايندگان نجران، به ديدار پيامبر اکرم( ص)آمده و به مذاکره پرداختند، پيامبر(ص) فرمودند: من شما را به آئين توحيد، پرستش خداي يگانه و تسليم در برابر اوامر او دعوت مي‌کنم. سپس آياتي چند از قرآن براي آنان تلاوت نمود.

نمايندگان نجران گفتند: اگر منظور از اسلام، ايمان به خداي يگانه‌ي جهان است، ما قبلاً به او ايمان آورده و به احکام وي عمل مي‌نمائيم. پيامبر اکرم (ص)فرمودند: اسلام علائمي دارد و برخي از اعمال شما، حاکي است که به اسلام واقعي نگرويده‌ايد. چگونه مي‌گوييد که خداي يگانه را پرستش مي‌کنيد، حال آن‌که شما صليب را مي‌پرستيد، از خوردن گوشت خوک پرهيز نمي‌کنيد و براي خدا فرزند قائليد؟ نمايندگان نجران گفتند: ما او را (مسيح) خدا مي‌دانيم زيرا او مردگان را زنده کرد و بيماران را شفا بخشيد، و از گِل پرنده‌اي ساخت و آن را به پرواز درآورد، و تمام اين اعمال حاکي است که او خدا است. پيامبر اکرم(ص)فرمودند: نه! او بنده‌ي خدا و مخلوق او است، که خدا او را در رحم مريم قرار داد و اين قدرت و توانايي را خدا به او داده است. يکي از نمايندگان نجران گفت: آري او فرزند خدا است زيرا مادر او مريم، بدون اين‌که با کسي ازدواج کند، او را به دنيا آورده است. پس پدر او خداي جهان مي‌باشد.

در اين هنگام، وحي شد که: «إِنَّ مَثَلَ عيسى‏ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»[1] وضع حضرت عيسي از اين نظر مانند حضرت آدم است که او را با قدرت بي‌پايان خود، بدون اين‌که داراي پدر و مادري باشد از خاک آفريد. اگر نداشتن پدر دليل بر اين باشد كه عيسى فرزند خدا است، پس حضرت آدم براى اين انتساب شايسته‌تر است، زيرا او نه پدر داشت و نه مادر. گفتگو ادامه يافت و پس از اصرار دو طرف بر حقانيت عقايد خود آيه نازل شد که: «فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ»[2] هرگاه بعد از علم و دانشى كه (درباره‌ي مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آن‌ها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود؛ آن‌گاه مباهله كنيم؛ و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.

طرفين به فيصله‌دادن مسئله از طريق مباهله آماده شدند و قرار بر اين شد که فرداي آن روز براي اثبات حقانيت خود مباهله نمايند. وقت مباهله فرا رسيد . قبلاً پيامبر و هيئت نمايندگيِ نجران، توافق کرده بودند که مراسم مباهله در نقطه‌اي خارج از شهر مدينه، در دامنه‌ي صحرا انجام بگيرد. پيامبر از ميان مسلمانان و بستگان خود، فقط چهار نفر را برگزيد که در اين حادثه‌ی تاريخي شرکت نمايند. اين چهار تن، جز علي‌بن‌ابي‌طالبu، فاطمهi و حسن و حسين«عليهماالسلام» نبودند، زيرا در ميان تمام مسلمانان نفوسي پاک‌تر، و ايماني استوارتر از ايمان اين چهار تن، وجود نداشت.

پيامبر(ص)، فاصله‌ي منزل و نقطه‌اي را که قرار بود در آن‌جا مراسم مباهله انجام گيرد، با وضعي خاص طي نمود. او در حالي رهسپار محل قرار شد که حضرت حسين(ع) را در آغوش و دست حضرت حسن(ع) را در دست داشت، فاطمه(س)به دنبال آن حضرت و علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) پشت سر وي حرکت مي‌کردند؛ پيامبر(ص),اين چنين گام به میدانِ مباهله نهاد، او پيش از ورود به میدان «مباهله» ، به همراهان خود گفت: من هر وقت که دعا کردم ، شما دعاي مرا با گفتن آمّين بدرقه کنيد.

سران هيئت نمايندگي نجران، پيش از آن‌که با پيامبر(ص)روبه‌رو شوند به يکديگر مي‌گفتند: هرگاه ديديد که «محمد»، افسران و سربازان خود را به میدان مباهله آورد، و شکوه مادي و قدرت ظاهري خود را نشان ما داد در اين صورت، وي فردي غير صادق است و اعتمادي به نبوت خود ندارد. ولي اگر با فرزندان و جگر گوشه‌هاي خود به «مباهله» بيايد و با وضعي وارسته از هر نوع جلال و جبروت مادي، رو به درگاه الهي گذارد؛ پيداست که پيامبري راستگو است و به قدري به خود ايمان و اعتقاد دارد که نه تنها حاضر است خود را در معرض نابودي قرار دهد، بلکه با جرأت هر چه تمام‌تر، حاضر است عزيزترين و گرامي‌ترين افراد نزد خود را، در معرض فنا و نابودي قرار دهد.

سران هيئت نمايندگي در اين گفتگو بودند که ناگهان، چهره‌ي نوراني پيامبر اکرم(ص) با چهار تن ديگر نمايان گرديد. همگي با بهت و حيرت به چهره‌ي يکديگر نگاه کردند، و از اين‌که او فرزندان معصوم و بي‌گناه، و يگانه دختر و يادگار خود را به صحنه‌ي مباهله آورده؛ انگشت تعجب به دندان گرفتند. آنان دريافتند که پيامبر، به دعوت و دعاي خود اعتقاد راسخ دارد وإلاّ يک فرد مردّد، عزيزان خود را در معرض بلاي آسماني و عذاب الهي قرار نمي دهد.

اسقف نجران گفت: من چهره‌هائي را مي‌بينم که هرگاه دست به دعا بلند کنند و از درگاه الهي بخواهند که بزرگ‌ترين کوه‌ها را از جاي بکند، فوراً آن کوه‌ها کنده مي‌شوند. بنابراين، هرگز صحيح نيست ما با اين افراد ِ با فضيلت، مباهله نمائيم؛ زيرا بعيد نيست که همه‌ي ما نابود شويم، و ممکن است دامنه‌ي عذاب گسترش پيدا کند، همه‌ي مسيحيان جهان را بگيرد و در روي زمين حتي يک مسيحي باقي نماند.

هيئت نمايندگي با ديدن وضع يادشده، وارد مشورت شدند و به اتفاق آراء تصويب کردند که هرگز وارد مباهله نشوند، آنان حاضر شدند که هر سال مبلغي به عنوان «جزيه» (ماليات سالانه) بپردازند و در برابر آن، حکومت اسلامي از جان و مال آنان دفاع کند. پيامبر اکرم(ص) رضايت خود را اعلام کرد و قرار شد آن‌ها هر سال در ازاي پرداخت مبلغي جزئي، از مزاياي حکومت اسلامي برخوردار گردند.

سپس پيامبر اکرم(ص)فرمودند: عذاب، سايه‌ي شوم خود را بر سر نمايندگان مردم نجران گسترده بود و اگر از درِ ملاعنه و مباهله وارد مي‌شدند، صورت انساني خود را از دست داده، در آتشي که در بيابان برافروخته مي‌شد، مي‌سوختند و دامنه‌ي عذاب به سرزمين «نجران» نيز کشيده مي‌شد.

چنانچه ملاحظه فرموديد پيامبر خدا(ص) در ازاء فرزندان، امام حسن و امام حسين«عليهماالسلام» را آوردند و در ازاء زنان، تنها حضرت فاطمه(س)را آوردند و در ازاء «نَفْس‌ها» فقط حضرت علي(ع) را آوردند. و اين حکايت از آن دارد که تنها اين‌ها بودند که شايستگي جعل لعنت خدا را بر کاذبين داشتند و نکته‌ي مهم آن‌که به‌جاي نفس‌ها، رسول خدا(ص) فقط علي(ع) را آوردند که حکايت از آن دارد علي در حکم نفس و جان رسول خدا(ص) هستند.

 

[1] - سوره‌ي آل عمران، آيه‌ي ۵۹.

[2] - سوره‌ي آل عمران، آيه‌ي ۶۱ .

32245

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نظر شما بهشت رفتن شانسی است؟ یعنی هرکس در خانواده سنی متولد می‌شود وظیفه دارد مطالعه کند (من سنی نیستم بلکه تحقیق می‌کنم) و شیعه شود ولی شیعیان ۱۳۰۰ سال است یک درصدشان هم مطالعه علمی وروشمند در مذاهب نمی‌کنند ولی چون تصادفا به نظر شما مذهبشان حق است بهشتیند؟!! حدیث طینت هم که کاملا بوی جبر دارد و قبل از اثبات شیعه دوازده امامی نمی‌تواند مورد استناد قرار گیرد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فرق نمی‌کند. هرکس به اندازه معرفتی که داشته باشد، عباداتش مورد قبول است. ۲. در حدیث «طینت» نظر به علم خداوند است و این‌که هرکس را خداوند از ابتدا می‌داند چه چیز را انتخاب می‌کند. موفق باشید

32200

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد بزرگوار سلام و احترام: در حال مطالعه پرسش و پاسخ های شما درباره فضای مجازی بودم که پرسش ۳۱۴۷۲ را دیدم. چنانچه بنده را می شناسید مطلع هستید که بعد از اتمام پایه 6 حوزه به طور جدی وقت خود را روی فضای مجازی گذاشتم و تلاش کردم طی 3 سال گذشته هر آنچه که کمکی به درک بهتر فضای مجازی می کرد را بیاموزم. بسیار سرزنش شدم و برخی از آنهایی که استاد و مشاور و مباشرم بودند مرا ملامت کردند. آنهایی که در همه چیز نیز سنتی می اندیشند گفتند که طلبگی را رها کرده ام و باید منتظر عذاب الهی باشم. با این حال یک هدف بیشتر نداشتم و آن انجام کاری که بود که سال ها روی زمین مانده بود. (آنچه عرضِ من است و من روی آن تکیه می‌کنم این است که فضای مجازی بدون اختیار ما، از بیرون از اختیارِ ما دارد مدیریّت می‌شود؛ - حضور در این فضا باید یک حضور جریان‌ساز باشد، - فضای مجازی می‌تواند ابزاری باشد برای زدن توی دهن دشمنان و...) هدف شناخت عرصه، به دست گرفتن ابتکار عمل در این فضا و شروع یک حرکت جریان ساز بوده که به حمدلله در حال پیشرفت است. اما آنچه در پاسخ خود فرموده بودید با نگرانی ها و دغدغه هایی که این روزها همه فکر و ذکر مرا مشغول کرده جمع نمی شود. اینترنت هنوز از من جوان تر است و تازه ۲۷ سال دارد ولی می بینیم با چه رشد سرسام آوری از یک صفحه وب که فقط چند کلمه متن سیاه و آبی روی آن نوشته شده بود تبدیل شده به چنین موجود پیچیده و عجیب و ترسناکی. حالا فکرش را بکنید که مارک زاکربرگ هم همین روزها نام شرکت فیسبوک را به متا تغییر می دهد و همه بودجه و توان شرکتش را می گذارد روی پروژه متاورس. تصور کنید وقتی واقعیت مجازی، هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، پردازش تصویر و رمزارزها در فضای بلاکچین متاورس را توسعه بدهند چه خواهد شد؟ فضایی که تنها در فیلم هایی مانند Ready Player One و ماتریکس دیده بودیم همان چیزی است که امروز همه دغدغه شرکتی است که اینستاگرام تنها یکی از شبکه های بزرگ در اختیارش است. شرکتی که تقریبا تمام سهامش صهیونیستی است و پروژه متاورس قرار است وب کلیکی را به دنیای ارتباطات در واقعیت مجازی تبدیل کند. حالا این را در نظر بگیرید که شرکتی که در اینستاگرام ما را راحت نمی گذارد و الگوریتم های هوش مصنوعی و سیستم پردازش تصویرش هر پیجی که عکسی از حاج قاسم دارد را حذف می کند در فضای سه بعدی متاورس که قطعا نسل بعدی اینترنت است چه جایی برای دین و فرهنگ ما باقی خواهد گذاشت. اگر امروز نوجوان ما در اتاقش با افرادی در ارتباط است که پدر و مادرش حتی روحشان هم خبر ندارد در متاورس می تواند با یک عینک واقعیت مجازی کجاها برود و چه کارهایی انجام بدهد؟ در همان گوشه اتاقش. وقتی اینترنت در طی ۲۷ سال به اینجا رسیده گمان می کنید ما با متاورس چقدر فاصله داریم؟ نسل اینترنت 5G و 6G ، تلاش برای ایجاد دسترسی اینترنت ماهواره ای رایگان در سراسر جهان که تاکنون در نقاط مختلفی آزمایش شده، مهاجرت شرکت های بزرگ فناوری مانند IBM به تولید ابررایانه ها، تراشه های پردازش کوانتومی و پایان سرویس دهی شرکت های بزرگی مانند الکسا همه خبر از دنیای جدیدی می دهند که پیش رو داریم و اصلا نه در سطح نخبگانی و نه به طبع در سطح عمومی برای آن آماده نیستیم. اکنون به پاسخ شما برمی گردیم. این فضای انقلاب اسلامی که فرمودید در دل آن می توانیم در جهان‌های گشوده همدیگر حاضر شویم در زندگی دیجیتالی ده سال آینده و دنیایی که از طریق سلطه واقعیت مجازی تربیت، دین و فرهنگ همه جوامع را در دست خواهد گرفت کجا و چگونه محقق خواهد شد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با همه این نکات دقیقی که فرمودید و ما هرگز نباید از این امور بیگانه باشیم و در آن سهیم نگردیم، فراموش نفرمایید که اگر از آن طرف منوّر به محتواهای ملکوتی نگردیم جواب بشر امروز را نداده‌ایم. ملاحظه کردید ما در همین فضای مجازی با طرح ابعاد روحانی حاج قاسم سلیمانی و تذکردادن به ملکوت شخصیت آن مرد بزرگ، چگونه آن حضور را پیدا کردیم که ملکوت، بر ناسوت متصل گشت. پس راه ما بحمدلله از طریق انقلاب اسلامی روشن است راهی که باید جهان کمّی را به جهان کیفی متصل کرد. عرایضی در بحث  https://eitaa.com/khanehtolab/310 شده است. موفق باشید

32093
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیزتر از جانم: استاد طاهرزاده. با حضور در بستر انقلاب اسلامی به این باور رسیدیم و مشاهده می‌کنیم که جهان ما، از جهان عرفا بزرگتر شده است. در اوج آن می‌شود اشاره کرد به دوران دفاع مقدس و حضور گسترده ده ها میلیون نفر در تشیع پیکر سردار دلها حاج قاسم سلیمانی. طریقت سالک برای طی کردن مراتب عبودیت روشن تر گردیده است لکن هنوز حجاب های بین عبد و معبود غلیظ است و نازک نشده است. آنچه که در محیط بشر، امروز به اوج خودش رسیده، نبرد بین جاهلیت مدرنِ مجهز به صلاح علم است با عقلانیت کارآمد انقلابی. این جاهلیت مدرن است که با این صلاحِ دانش و این ابزارهای رسانه ای و تبلیغاتی عظیم که در خدمت شهوت و غضب است به جنگ با تمدن اسلامی آمده است و این دو هرگز با هم آشتی نمی‌کنند. امروز پرچم تمدن نوین انقلاب اسلامی به دست ماست. و وظیفه ما است که در مقابل این گفتمان و نظام جاهلیت مدرن که در مقابل ماست با صلاح عقلانیت، وحدت و ایمان ایستادگی کنیم ، برای رسیدن به آن هدف متعالی و تربیت انسان قدسی. خیلی از دوستان و عزیزان طلبه و دانشجو گله کرده اند که چرا استاد، در کنار محوریت هدف خود و برای تبین آرمان ها، در کنار نشر، تبین، سخنرانی و تفسیر(المیزان - حافظ و مولانا) در میدان عمل دور از قشر جوان اند و در یک کار تشکیلانی تراز انقلاب از ما استفاده نمی‌کنند و قوت کار خود را در رسالت کار خود بیشتر نمی‌کنند؟؟! آیا در مقابل نظام غرب و آرمانهای غربی امروز نیازمند به تشکیلات قوی متناسب با زمانه خود نیستیم؟ منتظریم یکی از بیرون بیاید و ما را در کنار هم قرار دهد و در مسیر قوت تمدن نوین اسلامی بیندازد؟َ و یا منتظریم آن عده ای از مدیران و مسئولان ناکارآمد غرب زده (چه در حوزه ها و دانشگاه ها و چه در ارگان های انقلابی) که فرو رفته در آرمانهای غربی هستند، منجی بشر باشند؟ پس اگر این جور نیستیم، چرا در میدان عمل، حاج قاسم ها دیده نمی‌شوند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بحمدلله متوجه نکات خوبی هستید و امیدوار باشید تا با حضور در تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده است، حجاب‌های بین عبد و معبود، رقیق و رقیق‌تر شود. ۲. فکر می‌کنم اگر اجمال حضور تاریخی رفقا در انقلاب به مرور به تفصیل درآید هرکدام در هر جایی که هستند، حاج قاسمی خواهند بود با همان سیره و وسعتی که او داشت. وظیفه امثال بنده تذکر به رازگونگی حضور تاریخی ما می‌باشد که منجر به درک شخصیت نهفته‌ای است که در جوانان ما مستقر است به همان معنایی که راه آن حضور، پیدا شود. آری! اگر پیدا شد «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد».

در مجموعه یادداشت‌هایی که با عنوان «حاج قاسم سلیمانی و معنای حضور تاریخی ما» در سایت هست، سعی بر آن است که متوجه راهی شویم که حاج قاسم، نمادِ آن راه است. موفق باشید     

31907

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: جسارتا حقیر که آن شعر( به خاطر برخی تعابیرش برای بی صبران نسبت به دولت جناب رییسی) را چندان نپسندیدم ادبیات نسبت به مخالفین بهتر نیست شایسته تر باشد تا موجب نشود از ما رمیده شوند بالاخره آنها نیز تا حدودی حق دارند چند ماه پیش در سوالات مینوشتم ده روز گذشت حال استاد گرانقدر باید بنویسم صد روز گذشت و روزی نیز شاید خواهم نوشت 1460 روز و ای بسا 2920 روز گذشت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که قبلاً عرض شد بحث در جهت‌گیری دولت آقای رئیسی است که آن جهت‌گیری در راستای اهداف انقلاب می‌باشد و این ذاتیِ انقلاب اسلامی است که دیر یا زود، خود را می‌یافت در مقابل دولت‌هایی که در راستای تحقق ژاپن اسلامی و یا بگو کره جنوبی بودند، وگرنه هرگز ضعف‌هایی که هست و پیش خواهد آمد؛ مورد تأیید نیست. به نظر بنده خوب است که سری به «یادداشت روز» امروز کیهان تحت عنوان «امیدها و الزاماتِ اصلاحات اقتصادی هوشمند» بزنید. موفق باشید

31592

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: در بحث عرفان نظری فرمودید با توجه به بحث انسان کامل که انسان کامل در مراتب پایین حاضر و آن مرتبه را ادراک حضوری می کند حدیثی هم از امام علی علیه السلام آوردید که به رو میله فرمودند با مریضی شما مریض می‌شویم الاخر با توجه به این بحث جنابعالی که مرتبه کامله در مرتبه دانیه به کامل هی و نازل هی حاضر است بنده این را با بحث ده نکته که فرمودید نفس در مراتب خودش حاضر است مثلاً وقتی می بیند می گوید من دیدم یعنی ذات نفس به کامله و نازله در مرتبه نازله حاضر است و مدرک مرتبه نازله خود است خوب آیا می توان گفت خداوند هم این‌گونه در مرتبه نازل حاضر است؟ مثلاً در مرتبه عالم ماده که عالم تغییر است خداوند تغییر عالم ماده را ادراک می کند یا مثلاً تخیل انسان که یک مرتبه از مراتب وجود است حال چه تخیل خوب چه تخیل آزاردهنده و وهمی به هر حال مرتبه ای از وجود است آیا خدا هم در مرتبه این تخیل وهمی ما حاضر است و مدرک این تخیل مااست همچنان که ما این تخیل را خودمان داریم ادراک می کنیم خدا هم این گونه که ما ادراک می کنیم ادراک می‌کند ما از تخیل خودمان اذیت می‌شویم. ممنون می‌شوم اگر توضیح مفصل دهید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حضرت حق هر جا که بهره ای از وجود هست و اسمی از اسماء او در صحنه می‌باشد، در آن‌جا حاضر است. ولی توهّمات «عدم»‌اند و نسبتی با وجود ندارد که خداوند آن‌جاها حاضر باشند. موفق باشید

31301

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب و احترام: راجع به پاسخ به سوال شماره ۳۱۲۶۹ : کلبه کرامت اندیشکده یقین به مدیریت آقای دکتر عباسی کرسی نظری علوم استراتژیک است که در سال ۱۳۸۴ طراحی و از ۵ بهمن ۱۳۸۵ آغاز گردیده و در حال تدریس کلیات طرح‌ریزی استراتژیک در افق ۱۴۱۴ و قدرریزی در افق ۱۴۴۴ هستند. اندیشکده یقین با ایجاد «کرسی نظریه‌پردازی دانش دکترینولوژی» با عنوان عمومی «کلبه کرامت» پشتوانه‌ی نظری اسلامی-ایرانی را برای تصمیم‌سازی بومی رقم زده و تولید می‌کند. این کرسی، پنج‌شنبه هر هفته با استادی آقای حسن عباسی در محل اندیشکده برگزار می‌شود. کلبه کرامت، که در بخش نظری، مختص بومی‌سازی دانش دکترینولوژی (دانش دکترینولوژی علم پایه در تمدن‌سازی است) مبتنی بر آموزه‌های ایرانی و اسلامی است، در واقع پاسخ به این نیاز و پرسش است که «بنیان‌های نظری علوم استراتژیک برای تمدن‌سازی چگونه بومی می‌گردد؟» و همچنین طرح‌ریزی استراتژیک بخش آینده‌شناسی انقلاب اسلامی در ایران و جهان نیز در کلبه کرامت در دو افق مشخص ۱۴۱۴ و ۱۴۴۴ انجام می شود. ایشان بسیاری از ابعاد و مؤلفه‌های فرهنگی، هنری، علمی، معرفتی، سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی رؤیای ایرانی اسلامی را در ۱۲ سال اخیر در جلسات کرسی نظری کلبه کرامت تشریح کرده‌اند. ایشان مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص که از نظر سطوح مراکز مطالعاتی تصمیم‌سازی بالاترین جایگاه را در سطح نهادهای دولتی اشغال کرده است را در برآوردن منویات رهبری ناتوان و عاجز می‌دانند که مقام معظم رهبری حفظه الله به ‌ناچار، طرح‌های استراتژیک تحول را رأساً از دستگاه‌های مجری درخواست نموده و مباحثی چون نقشهٔ جامع پیشرفت کشور را در محافل دانشگاهی، با دانشجویان دانشگاه‌هایی چون فردوسی مشهد، سمنان، شیراز، یا سنندج مطرح می‌کنند؟! و نیز مسئولین این مرکز را وابسته به احزاب لیبرال- البته با بودجهٔ دولتی بر می شمرد و مرکز بررسی دکترینال، به‌عنوان یک‌نهاد خصوصی، بررسی کارنامهٔ مراکز تحقیقات استراتژیک دولتی کشور، به ‌ویژه مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص، برای شفاف‌سازی و ارزیابی عملکرد، توانمندی و هم‌چنین ناکارآمدی چنین مراکزی را در دستور کار خود دارد.(در نهایت اینگونه مراکز جهت فلش ناکارآمدی را به سمت ولی جامعه، اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی می‌برند پس مطالبه و نقد جدی در این حوزه را می‌طلبد) اندیشکده‌ی یقین تلاش می کند که برای رقابتی کردن تصمیم‌سازی در سطح استراتژیک و در دامنه‌های زمانی بلندمدت، تفکر استراتژیک را از محافل آکادمیک رسمی به میان توده‌ی مردم به ویژه جوانان کشانده و انحصار آموزشی آن را بزداید. کشاندن مباحث کلان تصمیم‌سازی و سیاست‌گذاری و قواعد حکومت‌داری و جامعه‌سازی به درون جامعه و لایه‌های مختلف اجتماع، به ویژه در میان جوانان، از اساسی‌ترین فعالیت‌های اندیشکده‌ی یقین بوده است. لازم به ذکر می باشد با یک تکه جدا شده از مباحث ایشان و یکطرفه نمی توان به قضاوت درستی رسید و سیر مطالعاتی مباحث ایشان در سایت کلبه کرامت موجود است. کلی گویی و جواب های فارغ از محتوی نقد و بررسی علمی مستدل و قضاوت یکطرفه و صرف برچسب زدن نیز خود خطایی بزرگ در محضر الهی محسوب می شود. و بالاخره فعالین جبهه انقلاب کی قرار است در کنار هم قرار گرفته با ولی جامعه حرکت کنند، بازوی رهبری مظلوم خود را در مواجهه با تمدن غیر الهی تقویت کنند. لطفا نقد علمی خود را در رابطه  طرح تحول بنیادین آموزش و پرورش اندیشکده یقین بفرمایید که چه مقدار آن تصورات خود آقای دکتر عباسی می باشد. بهر حال قصد ایشان از طرح آن مباحث مقدماتی رسیدن به اینچنین راهکار هایی بوده. (این یک طرح استراتژیک است که به روش پویا و با چهارده رو‌یکرد در طرح‌ریزی، طراحی می‌شود. در دامنهٔ دکترینولوژی جمهوری اسلامی، این طرح در سه سیستم ارگانیکی، سایبرنتیکی و بیولوژیکی تبیین شده و در سیستم انسان‌مدار و در نهایت در سیستم فطری نیز اسکلت‌بندی می‌شود. در این طرح، اجوکیشن Education و فلسفه‌های موضوعی منتج به آن یا مبتنی بر آن نامطلوب ارزیابی شده و حکمت ادب جایگزین آن‌چه امروز تربیت نامیده می‌شود، معرفی گردیده است. در طرح جامع دکترینولوژی ادب، تاکنون ۶۴ فرانما یا نقشهٔ راه، با بیش از ۴۰۰ مساله تبیین شده است) تعدادی از این جلسات بعنوان نمونه: جامعه فطری و جمهوری تقوی ۱ تا ۶ http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/480 http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/481 http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/482 ....تا جلسه ۶ قواعد سیستم: http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/99 سیستم فطری: جلسه ۳۰ کلبه کرامت http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/ 103 طرح ریزی استراتژیک توحیدی: http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/ 93 معرفت توحیدی جامعه شناسی جنود عقل و جهل http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/4044 دکترین ادب: http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/453 و http://kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/454 در آخر ان شاالله طرح این سوال برای روشن شدن راه و یافتن حقیقت نه دفاع از شخص خاصی
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در جریان این مسائل هستم. عرض بنده آن است که تخصص جناب آقای دکتر عباسی دراین حرف‌ها نیست. وگرنه اگر به عنوان یکی از افسران جنگ نرم در جای خود باشند مفید خواهند بود. ملاحظه کردید که چگونه متوجه اندیشه‌های آقای دکتر داوری نشدند و چه انتقادهای غیر منطقی سر دادند. موفق باشید

31261

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: برای مبحث مدینه الفاضله و رسیدن به جامعه آرمانی، انسان فاضله فقط باید علم النفس (قوه عقل عملی) مورد تحقیق قرار بگیره یا از دیدگاه قرآن دل (قلب) برای ایمان نیازه و واجبه؟ برای انسان فاضله دل پذیرا چه خصوصیاتی باید داشته باشه؟ اگه بحث طولانیه کتاب معرفی کنید لطفا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در توحیدی شدن هرچه بیشتر بشریت است تا انسان نسبت خود را با خدا و با خود و با خلق، الهی کند. در این رابطه هم عقل و هم قلب باید در صحنه باشد. سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید، بد نیست. موفق باشید

31085

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: آیا انسان می‌تواند به قلبش اطمینان کند؟ آیا قلب می‌تواند گرایشی غیر از فطرت داشته باشد؟ آیا میشه قلب انسان اشتباه کنه؟ من فکر می‌کنم تمام اشتباهات مربوط به ذهن انسان‌هاست که وهمیات به آن راه دارد و زشتی‌ها وارد قلب نمی‌شود و اگر تصمیم به انجام کار اشتباهی بگیریم قلبمون ما رو همراهی نمیکنه و کلا امکان نداره قلب اشتباه کنه، اگر اشتباه کنی قلبت ضعیف میشه تا جایی که بهش مهر زده میشه و دیگه هیچ درک قلبی نخواهی داشت و خودت رو فراموش می‌کنی اما قلبت هیچ وقت تو رو به سمت بدی‌ها نمیبره و هیچ وقت تصمیم اشتباه نمیگیره. آیا این برداشت من درسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که می‌فرمایید در صورتی است که بتوانیم قلب را مطابق فطرت در نظر بگیریم. ولی در هر حال، ملاکِ صحت و عدم صحتِ دریافت‌های قلبی، شریعت الهی و سیره ائمه معصومین «علیهم‌السلام» است. موفق باشید

نمایش چاپی