بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28316
متن پرسش
به نام خدا سلام علیکم و رحمه الله. حضرت عباسی اش را بگویم، این را از عمق جانم می گویم. حالا البت شاید یکمی بالاتر، هر وقت دلم می گیرد یا یاس به قلبم نزدیک می شود، و البته پروردگار عالم مرا شامل لطف خود قرار می دهد و نظر مرا معطوف به حضرت عالی می فرماید، سری به بخش سوالات سایت شما می زنم و البته مطمئنم که یک بنده خدای دیگری هم پیدا می شود که همین دغدغه مرا داشته باشد و البته در اکثر موارد او را می یابم و پاسخ شما را می خوانم و یَک آرامشی (به لطف حضرت الله) در قلبم می آید که حال خودم و قلبم را به جایش می آورد. خدا خیرتان دهد. ان‌شاءلله ما را از دعای خیر خود محروم نفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند همه‌ی ما را در ایجاد شرایطی که زمینه‌ی تحقق تمامیت انسان است، موفق گرداند که این با نظر به نور حضرت بقیة اللّه «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» ممکن می‌شود. موفق باشید

28180

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام وقت بخیر استادِ عزیز می‌خواهم بروم سراغ شرح مولانا سوالم اینه که شرح جناب محمد تقی جعفری برای شروع بهتر است یا آقای کریم زمانی؟ سوال دوم اینکه شرح کریم زمانی برای چه کسانی بهتر هست و شرح جناب علامه برای چه کسانی؟ برای شرح جناب علامه چه پیش زمینه های مطالعاتی باید گذرانده باشیم؟ و سوال آخر اینکه کدام یک جامع تر و کامل تر و عرفانی تر است؟ می‌خواهم بخرم بین این دو انتخاب نمی‌دانم کدام یک بهتر مرا به نتیجه می رساند. استاد من همیشه براتون دعاهای خوب می‌کنم. عرفانتان روز افزون ان شاءلله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو شرح خوب است. شرح آقای کریم زمانی راحت‌تر مطلب را جمع‌بندی می‌کند ولی شرح مرحوم علامه جعفری در وسعتی بیشتر و حضوری جهانی، موضوع را با ما در میان می‌گذارد. موفق باشید

27805
متن پرسش
سلام علیکم: منظور از صفت «سابق» برای حضرت حق چیست و اینکه خداوند متعال پیش گیرنده است و از اسماء مذکور در روایات و ادعیه ماست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسم «سابق» حضرت ربّ یعنی سبقت‌گیرنده در همه‌ی امور، به همان معنایی که او در عین اول‌بودن، آخر است. موفق باشید

27752
متن پرسش
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما استاد گرانقدر: الحمدالله توفیق داشتیم که چند سالی مباحث شما را دنبال کنیم و به یک نگاه متفاوتی از جهان بینی دینی رسیده ایم. حالا با توجه به فضای التقاطی که در جامعه هست در بسیاری از امور امر بر ما مشتبه می شود از جمله اینکه ما با یک گروه جوانان ولایی تصمیم گرفتم در منطقه خودمان فرهنگ مواسات را به حول و قوه الهی ایجاد کنیم و در این خصوص جریان سازی کنیم ان شاءالله. یکی از دوستان مجموعه از فارغ التحصیلان رشته توسعه دانشگاه است و در ابتدای بحث و برنامه ریزی برای تبیین نقشه راه ایشان مساله سیستم و تعیین شاخص و نرخ و ...این مفاهیم رو مطرح کردن و قائل هستند که اگر در این چارچوب برنامه ریزی نشود کار عمل گرایانه است و بی نتیجه. بنده برایم این گره ایجاد شده که چقدر در این مقوله می شود نگاه سیستمی و سنجش محور داشت و آیا با این نگاه از آن نگاه قدسی که به صرف تکلیف نظر دارد و نه سنجش نتیجه دور نمی شویم و اگر شما نگاه سیستمی را تایید نمی کنید چه مدل و الگویی را پیشنهاد می نمایید ؟مثلا ایشان می‌گوید باید شاخص های مواسات رو مشخص کنیم بعد برنامه بریزیم و هی آزمون و خطا کنیم و ببینیم که بعد از یکسال چقدر نرخ مواسات افزایش داشته. بعد بنده یکی از سوالاتم این است که شاخص اخلاص که به شدت در ایجاد و تقویت این جریان موثر است چگونه قابل سنجش است و سوالاتی از این قبیل. اگر در این خصوص کتبی معرفی بفرمائید بسیار شاکر و ممنونیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نباید خود را مشغول این نوع مباحث کرد. البته متفکرانی مثل گادامر در کتاب «حقیقت و روش» روشن می‌کنند برای رجوع به حقیقت، لزوماً نیاز به روش خاصی نیست تا بخواهیم در یک نظام‌مندیِ سیستماتیک خود را محصور کنیم. به نظر می‌آید راهی که مقام معظم رهبری به تأسّی از روش انبیاء در مقابل ملت گذارده‌اند و مردم نیز با صداقت کامل در همین راه در حالِ نقش‌آفرینی هستند، راهی است که ما باید در آن قدم بگذاریم. این همان حرکت جهادی است که در عین داشتن تعریفی مشخص، چندان هم خود را اسیر تعریف‌های انتزاعی نمی‌کند. موفق باشید

27655
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: استاد نسبت به نزدیکان چه تلقی باید داشته باشیم که از دست دادن انها اذیت کننده نباشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌ها زندگی دیگری را شروع کرده‌اند و ما باید با رفتن آن‌ها، زندگی دیگری را شروع کنیم که مثل آن نوع زندگی در وقتی که آن‌ها بودند، نیست. موفق باشید

27521
متن پرسش
سلام علیکم: هگل به ذات انسان و روح کلی بشر بدبین است و خوشبینی و دیدگاه مثبت ندارد؟ در بحث فلسفه تاریخش هم بنام گایست مطرح می کند علیرغم اینکه می فمهد حوادث تاریخ یک جایگاه و سیر و روح خاصی دارند و یک سری سنن و اصول در تاریخ و حوادث هست، ولی این نگاه بدبینانه به ذات بشر و انسان غلبه دارد که خب او مسیر تاریخ سازی در سه محور انتقال گرایی، جبر گرایی و بودن و قرار گرفتن در بستر زمان و تاریخ خاص خود خلاصه می کند در صورتی‌که مثلا در نگاه توحیدی اسلام ما بشر را خلیفه الله دانسته و دارای ظرفیت روحی مجرد و وحدانی می‌دانیم که با اختیار می‌تواند آن‌را به شادابی و تعالی برساند پس تاریخ سازی، بسته به جبرگرایی نیست بلکه بر اساس اختیار بشریت است که اگر در هر عصری متوجه عهد بشود و عهد الهی را در آن تاریخ پیاده کند، به روح متعالی تاریخی می‌رسد که تاریخ ساز می‌شود و به استعلا می‌رسد و خب با این نگاه شخصی مثل هگل مغایر است به نظرم و با نظر او به ذات بشر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بخواهیم هگل را با اسلام مقایسه کنیم، می‌توان آن‌طور که فرمودید اندیشه را ادامه داد ولی اگر معتقد باشیم تفکر، تاریخی است و باید ظهور وجود را در اعصار مختلف دنبال نمود، هگل متذکر امری از نحوه‌ی نگاه تاریخی به عالم می‌شود که پس از آن، هایدگر و گادامر در پرتو نگاه تاریخی هگل توانستند تا این‌جاها پیش بیایند که «فاهمه به نحو ریشه‌ای تاریخی است» و یک قدم از آن‌که انسان ابژه باشد، جلوتر آمدند که البته این نوع بحث‌ ها باید در حقیقت و روش گادامر دنبال شود که چگونه از یک طرف از هگل استفاده کرده‌است و از یک طرف نظر را بیشتر به «وجود» انداخته‌است. موفق باشید

26789

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ضمن عرض ادب و احترام: در یکی از سوالات کاربران از شرح زیارت عاشورا پرسیده شده بود و شما فرمودید که... جسارتا شرح زیارت عاشورای استاد مرتضی زاهدی که در برخی اساتید مدیریت حوزه علمیه قم گفته شده بود «در تاریخ شرح زیارت عاشورا این شرح بی نظیر است» را دیده اید؟ این شرح با نام اسرار عاشقان به چاپ رسیده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالب استاد عزیز جناب آقای زاهدی را دیده بودم. خوب شد که یادآوری فرمودید. موفق باشید

26778

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: میان عدالت و قسط تفاوتی هست و درجات متفاوت نسبت به یکدیگر دارند یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بسیاری موارد، این دو واژه به جای هم به‌کار می‌روند. بعضاً «عدل» به معنای رعایت حقوق افراد است نسبت به یکدیگر و «قسط» در نسبت رعایت حقوق در نظام اجتماعی. موفق باشید

26497

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: فرق جن و فرشته و انسان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر سری به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» بزنید إن‌شاءاللّه جواب سؤال خود را می‌یابید. کتاب‌ها بر روی سایت هست. موفق باشید

26348
متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار: علائم وجود حب دنیا چیست و از کجا بدانیم که در وجود ما حب دنیا هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر آرزوهای خود را در برآوردنِ هرچه بیشتر دنیا دنبال کنید و دنیا را آرزوی خود بدانیم، این حبّ دنیاست. موفق باشید

26169
متن پرسش
سلام علیکم: یک مطلبی برام پیش اومده درباره تحقیق و تفکر برای اعتقاد به اصول دین مبین و به یقین رسیدن. اخیرا دیدم آیت الله العظمی جوادی آملی، در تفسیر تسنیم نوشته اند که اگر انسانی پایه تفکرش، بجای شک و تردید، تقوا باشد، می تواند شک خود را هم مدیریت کند و با تحقیق به یقین برسد و البته اگر بجای تقوا، پایه فکرش شک بود خود را در بی ماوایی و سرگردانی نگه می دارد و حتی دوزخ را برای خود بر می گزیند. سوالم اینجاست انسانی که می خواهد با تحقیق به یقین برسد و حق و باطل رو تفکیک کنه و البته هنوز شناخت دقیقی از این دو مولفه و اصول دین ندارد، چگونه پایه فکرش میتونه بر اساس تقوا باشه و با تقوا فکر و تحقیق کنه؟ آیا منظور ایشان همان داشتن ظرفیت حق پذیری و ذوق سلیم برای کسب معرفت است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان تلاش کند برای رعایت حقوق انسان‌های دیگر و خود را به گناهان آلوده ننماید، عملاً توانسته است بر اساس تقوا عمل کند و این امر او را به فطرتش که نور توحید دارد، نزدیک می‌کند. موفق باشید

25839

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: شاخص اصلی بصیرت چیست و آیا تنها مخصوص زمانه فتنه است؟ و اساساً آفاتی بصیرت نافذ را تهدید می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زمان‌شناسی، شرط بصیرت است. موفق باشید

25120

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اگر در قرأن‌ منظور از« ارض» کل آسمان و کهکشانها و کرات و خود این زمین هست و منظور از «سماوات» عالم غیب و مجردات هست چرا در المیزان ذیل ایه ۴ سوره جاثیه آمده است «و خلقت انسان علاوه بر اینکه موجودی است زمینی و مرتبط با ماده، نوع دیگری است از خلقت که با خلقت آسمانها و زمین اختلاف دارد برای اینکه آسمانها و زمین تنها موجودی مادی هستند....» در همین قسمت آخر گفته شده آسمانها و زمین، منظور ماده یعنی سماوات که در آیه ۳ آمده یعنی آسمانهای مادی و مگر آسمان ماده تعداد دارد؟!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در معنایِ آسمان و یا سماوات، باید با توجه به جمله‌ای که مطرح می‌شود فهمید آیا منظور همین آسمانِ بالای سر ما است و یا آسمانِ غیب و معنا است؟ موفق باشید

24270

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد با آرزوی قبولی طاعات و تبریک عید سعید فطر: استاد بنده از طلاب اصفهان هستم و آثار شما رو دنبال می کنم می خواستم در زمینه اسماء و صفات الهی بیشتر انس بگیرم و در واقع بیشتر با این ارکان هستی انس داشته باشم، از اساتید و بزرگان راهنمایی می خواهیم همه می فرمایند این راه استاد می خواهد و هیچ وقت هم این استادها را پیدا نکرده ایم و اگر پیدا کنیم کجا به ما اسماء بگویند خواهشا حقیر رو راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «اسماء الحسنی» که بر روی سایت هست إن‌شاءاللّه راه‌گشا است. موفق باشید

32457
متن پرسش

سلام استاد بزگوار: استاد سوالی که بنده دارم این است که شما در جلسه چهارم کتاب آشتی با خدا فرمودید که رابطه تن انسان با من او مانند رابطه نور خورشید با خورشید می باشد، در حالی که نور خورشید نشات گرفته از خورشید می باشد و از خورشید ایجاد شده، آیا تن ما ایجاد شده از روح ما است؟ استاد اگر می باشد پس چه طور در آیات قرآن کریم آیاتی هست که مراحل خلقت انسان را بیان می‌کند اول مرحله جسمانی و بعد مرحله روحانی پدید آمده است؟ آیا اصل روح است یا جسم یا این دو از هم جدا می باشند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در دنیا مراحل مختلف خلقت یکی بعد از دیگری پیش می‌آید ولی در قیامت، صورت‌های قیامتی تماماً جلوه معانی و روح می‌باشد. إن‌شاءالله با مطالعه مباحث مطرح در کتاب «ده نکته» و شرح صوتی آن و دنبال‌کردن مباحث در کتاب «خویشتن پنهان» و إن‌شاءالله ادامه آن مباحث در کتاب «معاد؛ جدّی‌ترین زندگی» و شرح صوتی آن، این معارف به خوبی برایتان روشن و ملکه می‌شود. موفق باشید

32245

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نظر شما بهشت رفتن شانسی است؟ یعنی هرکس در خانواده سنی متولد می‌شود وظیفه دارد مطالعه کند (من سنی نیستم بلکه تحقیق می‌کنم) و شیعه شود ولی شیعیان ۱۳۰۰ سال است یک درصدشان هم مطالعه علمی وروشمند در مذاهب نمی‌کنند ولی چون تصادفا به نظر شما مذهبشان حق است بهشتیند؟!! حدیث طینت هم که کاملا بوی جبر دارد و قبل از اثبات شیعه دوازده امامی نمی‌تواند مورد استناد قرار گیرد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فرق نمی‌کند. هرکس به اندازه معرفتی که داشته باشد، عباداتش مورد قبول است. ۲. در حدیث «طینت» نظر به علم خداوند است و این‌که هرکس را خداوند از ابتدا می‌داند چه چیز را انتخاب می‌کند. موفق باشید

32170

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: آیا شرح معرفت نفس و حشر استاد وجود دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صوت آن مباحث به صورت ضعیف ضبط شده است و در اختیار جناب حاج آقا نظری به شماره 09136032342 هست. می‌توانید به ایشان رجوع فرمایید. موفق باشید

32057
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحيم سلام عليكم ورحمة الله: ضمن عرض سلام و ادب و تسلیت ایام سوگواری سیدة النساء العالمين حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها خدمت استاد گرامی جناب آقای طاهر زاده طبق فرمایش متین جنابعالی در پاسخ به سوال شماره 32045، حضرت امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف و ارواحنا له الفدا ، مظهر نور کامل خداوند تبارک و تعالی هستند و علاقه به آن حضرت، عین علاقه به حضرت معبود است و متعاقبا رهبر معظم انقلاب آیت الله العظمی امام خامنه‌ای حفظه الله تعالی ، مظهر نور آن حضرت (امام زمان ) می‌باشند. این حقیقت بر ما دوستداران و به قول مرحوم شهید سلیمانی عزیز «سربازان ایشان» پوشیده نیست و بعضا نه از طریق براهین فقهی در باب ولایت فقیه و امثالهم، بلکه قلبا و با تمام وجود و با چشم یقین آن را دیده و عمیقا احساس می‌کنیم. اما سوال اینجاست که این مطلب بسیار مهم (که رهبر معظم انقلاب مظهر نور امام زمان عج الله تعالى فرجه الشريف هستند) را چطور بر قشر مذهبی که با امامین انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی زاویه دار هستند و خود را مذهبی و اهل بیتی هم می‌دانند اثبات کنیم؟ ۱. طبیعتا جمع کثیری از دلسوزان و مومنین انقلابی و همچنین طیف مخالف از مردمان عادی هستند، لذا ممکن است اثبات علمی دقیق و عمیق میسر نباشد. اگر نخواهیم از باب فقهی وارد بحث شویم، تکلیف چیست؟ چگونه این مظهریت و نیابت را اثبات کنیم؟ ۲. از منظر دقیق علمی و در مباحثات بین بزرگان و اساتید چطور؟ قبلا از عنایت جنابعالی صمیمانه سپاسگزارم علیرضا حلبیان

متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که فقه، صورت متعیَّنِ انوار نامتعیّن انوار الهی است تا انسان از طریق احکام فقهی به باطن انوار الهی منتقل شود و به همین جهت کسی دینداری را در محدوده صِرف فقهی متوقف کرد، خود را از حضور در عالم بالاتر محروم می‌کند. عرایضی در کتاب «در راستای بنیان حکمت حضور انقلاب اسلامی در «جهانی بین دو جهان» که در دست چاپ است، شده است. شماره 86  آن حکمت‌ها ذیلاً خدمتتان ارسال می‌شود. به امید آن‌که در راستای چنین گفتارهایی بتوان نسل آماده خود را متوجه موضوع مورد بحث بکنیم. موفق باشید

ايمان به ايمان و عبور از نقاب‌های ايمانی

بشرِ امروز نقاب‌هایی که بعضی از انسان‌ها به عنوان «ایمان» بر چهره‌ می‌زنند را می‌شناسد و چون نمی‌تواند آن نوع ایمان را انتخاب کند، در دو راهیِ قبول کفر نسبت به آن ایمان و یا قبول ایمانِ حقیقی قرار می‌گیرد و بین این دو نوع شخصیت سرگردان است، گاهی این است و گاهی آن، تا آن‌که با نظر به انسان کاملی که حضوری جهانی دارد، احساس کند خود را پیدا کرده است و انقلاب اسلامی درست بستر همان انسان کاملی است که هرکس می‌تواند آن باشد، ولی سوپرمن نباشد. مهم نیست حضور چنین انسانی چه مدت طول بکشد، مهم آن است که فرهنگی ظهور کرده که انسان می‌تواند بدون نقابی از ایمان که بر چهره می‌زند، به ایمان خود ایمان داشته باشد و بفهمد:

آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت       حافظ این خرقه‌ پشمینه بینداز و برو

حضور در جهانِ انسانی و انسانیت، نقطه‌ شروع ایمانی است که فریب‌کارانه و متحجّرانه نیست. در این نقطه است که انسان می‌فهمد چه هست و چه می‌تواند باشد و چگونه می‌تواند قدم در قلمروی از ایمان بگذارد که هرچه بیشتر خودش باشد، در عین پاس‌داشتِ وجودی از خود، در بستر عبودیت و نزدیکی به انسان کاملی که در پیش است، در عین بودن در تاریخی که در آن قرار دارد و لذا بیش از آن‌که بخواهد خود را بفهمد، خود را حسّ می‌کند ولی احساسی که از معرفت جدا نیست، معرفتی که رو به سوی حقیقت دارد و انسان را از فروافتادن در ایمانی که نقاب او شود محفوظ می‌دارد؛ در ایمانی مستقر است که تنها بودن خود را دنبال می‌کند، بدون متوقف‌شدن در ماهیتی خاص، زیرا در حقیقت، ماهیتِ آن ایمان همان بودنِ آن است، یعنی «ماهیّتُةُ اِنّیّتُهُ» ماهیت آن ایمان همان بودنِ آن است و سر و کار انسان با وجودِ آن ایمان است و امکانات تمام‌ناشدنی که در پیش دارد برای ایمانی بیشتر به ایمانی که یافته و در این رابطه به آینده بیکران خود نظر دارد و درک وجودی خویش در عالم و تعلق عمیق‌تری که با حضرت معبود در عهد ازلی یعنی در وجود خود با او دارد که در نسبت عبودیت انسان و معبودبودن خدا محقق می‌شود، امری که در ارتباطی متقابل اتفاق می‌افتد و انسان خود را در چنین جایگاهی که قابل توصیف نیست، احساس می‌کند و تنها می‌تواند با زبان جناب لسان الغیب بگوید:

دلم رميده شد و غافلم من درويش                    که آن شکاري سرگشته را چه آمد پيش

چو بيد بر سر ايمان خويش مي‌لرزم       که دل به دست کمان ابرويي‌ست کافرکيش

بدان کمر نرسد دست هر گدا حافظ     خزانه‌اي به کف آور ز گنج قارون بيش

این به جهت آن است که در ایمان حقیقی، «وجود» با تجلیّات خود به سراغ انسان می‌آید و آماده قبول جان ما است، تا خود را در مقابل آن تجلیات گشوده نگه دارد و خود را در تقدیری که باید در آن مستقر شود حفظ کند، جایگاهی که جایگاه حضور در محضر حضرت حق است، در عین حاضربودن نزد خود. خطر آن‌جا است که انسان از وجودِ خود در این رویداد بیگانه باشد؛ در آن صورت چگونه آن رابطه متقابل رخ دهد تا انسان خود را در آغوش خدا احساس کند و چشم‌اندازی توحیدی وقوع یابد و زهد ریایی و نقاب ایمانی که همان خرقه پشمینه است، فرو افتد؟

اگر تاریخ جدید، نرم، نرم پا پیش می‌نهد و ابتدا روح‌ها را متوجه خود و آینده‌ای که در پیش دارند می‌کند، چرا به سخن آنانی که متوجه طلوع تمدنیِ غیر از تمدن غربی شده‌اند، گوش فرا ندهیم؟ چرا به آن‌هایی که خبر از بازگشت خدا به زندگی را داده‌اند توجه ننماییم؟ اگر حقیقتِ دین باز درخشش آغاز کرده تا معنای آداب دینی با روحی تازه به میان آید، نباید گفت این عبادات نیز پوسته‌های دین است، نه! حقیقت از طریق همین آداب و اخلاق است که به ظهور می‌آید، تا امری نامتعیَّن به امری متعیّن تبدیل شود و به جای آن‌که گمان کنیم «تئولوژی» پایان یافته است متوجه باشیم با انقلاب اسلامی و با برافروختن مشعل شهادت، تئولوژی و آداب دینی جای خود را پیدا می‌کند و آینه‌هایی می‌شوند برای ظهور امور قدسی. راستی را! مگر همین تئولوژی‌ها و ایدئولوژی‌های حاکی از امور قدسی نیستند که به انسان‌های مؤمن به حقیقت جهت می‌دهند تا دین خدا تمام ابعاد وجودی انسان را فرا گیرد؟

آیا با مدرنیته، تئولوژی پایان یافت و اگر مدرنیته در این تاریخ جای‌گیر شده، چاره کار تسلیم‌شدن در مقابل مدرنیته نیست. چاره کار عبور از تاریخ غیاب خداوند است و رجوع به حقیقت، به نور اسمای الهی و ذیل حضور خداوند با رعایت احکام و آداب شرع، حضور خداوند را در زندگی و در مناسبات انسانی نهادینه کنیم تا انسان در حضور بیکرانه اکنون جاودانه خود که گوهر فراموش شده او است، باز گردد. آیا رسالت انقلاب اسلامی در این تاریخ چنین نیست که انقطاع زمین از آسمان را جبران کند؟       

31880
متن پرسش

بسمه تعالی. بازخوانی هویت دینی وملی. محضر طربناک استاد سلام و درود: آیه ای شریف در قرآن هست که: «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدح فملاقیه» و در واقع سنت الهی حاکم بر عالم رنج انسان برای تکامل به سمت معبود است و گاهی این طور تصور می‌شود که این‌همه جنگ و استکبار و تعارض در منافع که در عالم است به نوعی تدبیر تکوینی حق برای ایجاد چنین رنجی برای تکامل انسانهاست. حال سوال اینجاست که در دولت مهدوی که همه نسبت های روابط موجود در عالم جلوه توحیدی میابد و در زمین صلح و امنیت و ثبات ایجاد می‌شود. رنج انسان که به نوعی سنتی الهی است و در سنت الهی هم تغییر نیست چه می‌شود؟ آیا رنج انسانها در دولت مهدوی نوع دیگری میابد؟ اگر چنین است جنس آن رنج ها چگونه است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد آیه «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدح فملاقیه» به این فکر کنید که انسان با عبور از محدودیت‌های جهان کمیت‌ها و برای رسیدن به جهان کیفیت‌ها، طبیعی است که در رنج قرار می‌گیرد و زیبایی کار در آن‌جا است که حاصل آن رنج‌ها، ملاقات پروردگار است. در این صورت تفاوتی بین امروز و فردای دولت مهدوی نخواهد بود. موفق باشید

31640

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: حدود ۲۰ روزیست که از بازار دور بودم امروز که رفتم احساس کردم قیمت ها نجومی بالا رفته واقعا تعجب کردم ظرف ۲۰ روز اینقدر بالا رفته پس جناب رییسی چه می‌کنند؟ همان موقع انتخابات در سوالی گفتم برنامه ندارند همچنین می‌دانید که ایشان تجاربشان در قضا بود و تجربه اجرایی نداشتند به هر حال با خوف و رجا رای دادم به ایشان و عمده رای سلبی بود چون می‌ترسیدم جناب همتی کار را به مرحله دوم بکشانند بعد از آن هم که رصد می‌کردم بعض موارد مرا در درستی رایم به تردید می انداخت از تاخیر در معرفی کابینه، اینکه هنوز بعض معاونین و... را معرفی نکردند و هنوز همان تیم روحانی در گوشه و کنار بعضا کار می‌کنند، جناب اسلامی را رییس سازمان اتمی کردند! نمی‌دانم ایشان کارامدند اگر آری مثلا در حوزه مسکن چه کردند؟ بعد تیم اقتصادی کنار هم قرار دادن مخبر و رضایی اینها که دو تیپ متفاوت فکری در اقتصادند جایی خواندم که جناب رییسی برنامه نداشتند و الا این دو را کنار هم قرار نمی‌دادند. الان هم کابینه ای انتخاب کردند و منتظرند ببینند آنها چه خواهند کرد و خود دچار روزمرگی شدند. جناب استاد اگر در آن گفتگوی تلویزیونیشان با مردم هم توجه کنید بسیار کلی گویی کردند. همانطور که در انتخابات کلی گویی می کردند. مثلا باید یک میلیون مسکن ساخته شود خوب چه جوری با کدام سرمایه؟ یا احساس شد بسیاری از مسئولیت ها بخصوص در مورد اقتصاد را به دوش جناب مخبر انداختند. خوب جناب رییسی ما به شما رای دادیم نه مخبر و اگر قرار بود بارها به دوش مخبر بیفتد خوب قبل از اینکه انتخاب شوید کابینه و لااقل جناب مخبر را معرفی می‌کردید تا با دید بازتری به شما رای می‌دادیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر می‌شود این موارد را در چنین فضایی از سؤال و جواب مطرح کرد، با هزاران وجوهی که دارد؟!!! تنها نظر بنده امیدی است که با حضور جناب آقای رئیسی به آینده انقلاب باید داشت. موفق باشید

31470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی، سلام علیکم: استاد در ص ۸۹ و ۹۰ کتاب «راز شادی امام حسین در قتلگاه» داستانی ذکر شده که در کتاب «گزیده دانشنامه امام حسین» در مورد اون داستان اینطوری گفته شده: درباره اين داستان مفصّل كه نگارنده الدمعة الساكبة، آن را در بيش از دو صفحه بيان كرده، بايد گفت كه هيچ اثرى از آن در منابع معتبر، ديده نمى شود و احتمالاً، وى نخستين كسى است كه اين ماجرا را گزارش كرده است. البتّه وى اين گزارش را به شيخ مفيد، نسبت داده ؛ [۱] ولى اين مطلب، در هيچ يك از كتب موجود شيخ مفيد و بلكه در هيچ كتاب معتبر ديگرى نيز يافت نشد. ضمنا بايد توجّه داشت كه هلال بن نافع كه اين گزارش به او نسبت داده شده، از ياران امام عليه السلام نيست؛ بلكه از سپاه دشمن است و نام صحابى امام، «نافع بن هلال» بوده است! ---------- [۱]: . الدمعة الساكبة: ج ۴ ص ۲۷۲. غرض اینکه ممکن است داستان غلط باشد و اگر امکان دارد از کتاب حذف شود. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بر عکس نافع بن هلال که از اصحاب حضرت است و در شب عاشورا آن گفتگوها را با حضرت دارد، هلال بن نافع در جبهه دشمن است و از همان جبهه، ناظر آن صحنه بوده و همه شواهد هم حکایت از صدق گزارش او دارد بخصوص با نظر به روایت حضرت سجاد «علیه‌السلام» که می‌فرمایند: «لَمَّا اشْتَدَّ الْأَمْرُ بِالْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِب«علیه‌السلام» نَظَرَ إِلَيْهِ مَنْ كَانَ مَعَهُ فَإِذَا هُوَ بِخِلَافِهِمْ لِأَنَّهُمْ كُلَّمَا اشْتَدَّ الْأَمْرُ تَغَيَّرَتْ أَلْوَانُهُمْ وَ ارْتَعَدَتْ فَرَائِصُهُمْ وَ وَجَبَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَانَ الْحُسَيْنُ«علیه‌السلام» وَ بَعْضُ مَنْ مَعَهُ مِنْ خَصَائِصِهِ تُشْرِقُ أَلْوَانُهُمْ وَ تَهْدَأُ جَوَارِحُهُمْ وَ تَسْكُنُ نُفُوسُهُمْ فَقَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ انْظُرُوا لَا يُبَالِي بِالْمَوْتِ فَقَالَ‏لَهُمُ الْحُسَيْنُ«علیه‌السلام» صَبْراً بَنِي الْكِرَامِ فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِكُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرَّاءِ إِلَى الْجِنَانِ الْوَاسِعَةِ وَ النَّعِيمِ الدَّائِمَةِ فَأَيُّكُمْ يَكْرَهُ أَنْ يَنْتَقِلَ مِنْ سِجْنٍ إِلَى قَصْرٍ».

  آن وقت كه كار بر امام حسين «علیه‌السلام» سخت شد، اصحاب نظر به جانب آن جناب نمودند و حالِ آن امامِ همام را به خلاف احوال خود مشاهده كردند، زيرا كه چون امر بر آن‌ها سخت مي‌شد، رنگ‌هاشان متغيّر مي‌گرديد و بر پشت‌هاشان لرزه مي‌افتاد و دل‌هاشان هراسان مي‌گرديد ولي آن امام «علیه‌السلام» و بعضى از خواص كه در خدمت حضرت بودند، رنگ چهره‌شان برافروخته‌تر و اندام‌شان آرام‌تر و جان‌هایشان آسوده‌تر می‌گشت؛ پس اصحاب به يكديگر مي‌گفتند حضرت را ببينيد كه از مرگ باك ندارد، آن‌جناب به آن‌ها مي‌فرمود: صبر پيشه کنيد اى بزرگ‌زادگان كه مرگ جز پلى كه شما را از پريشانى و بدحالى به بهشت وسيع و عيش جاويد مي‌رساند، چيز ديگري نيست، پس كدام‌يك نگرانيد از اين‌که از زندان به قصر رويد؟

آن اصحابی که همانند امام‌شان چهره‌های‌شان درخشان و قلب‌های‌شان آرام بود، همان‌هایی بودند که در شب عاشورا به حضرت عرض کردند اگر صدها مرتبه بمیریم و زنده شویم، دست از  تو بر نمی‌داریم. زیرا متوجه بودند در چه شرایط تاریخی قرار دارند و چگونه می‌توانند در تاریخی حاضر شوند که حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» حاضر شدند که همان حق ‌الیقینی تاریخی است.

موفق باشید

31411
متن پرسش
سلام استاد: چرا ایران به مقابله با طالبان در افغانستان نمیره؟ مگه با داعش در سوریه فرق میکنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار جریان متفاوت است. پیشنهاد می‌شود مصاحبه آقای علی علیزاده با آقای محمد حسین جعفریان در کانال تلگرامی ایشان را دنبال بفرمایید. https://t.me/jedaalبه نظر می آید خوب است رفقایی که جریان افغانستان را دنبال می کنند نظرات آقای جعفریان را  بدانند . به خصوص که تنها ما را در جریان طالبان می گذارد بدون ردّ یا قبول. موفق باشید  

31311

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام به استاد عزیز: ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست / هر چه آغاز ندارد نپذیرد انجام حافظ با این شعر به چه ابعادی از نفس، چه حضوری و چه افقی اشاره می‌کند؟ آیا به بقاء نفس و حضوری با توجه به وجود؟ و یا غیر از آن. بیشتر بیت دوم رو شرح بدید خیلی ممنون میشم. با تشکر از استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نسبت با حقیقت و حضرت محبوب همواره اوست که به ظهور می‌آید و تجلی می‌کند و لذا «هرچه آغاز ندارد نپذیرد انجام». ما همواره در معرض تجلیات انوار او هستیم. مهم آن است که از این موقعیت غفلت نکنیم. موفق باشید

31134

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: من حدود 10 ماه است که دیگر حالات معنوی و روحی قبلی را ندارم. تمایلم به مطالعه و علم کاهش یافته تا حدی که احساس می‌کنم که از همه چیز اشباع شده ام. دیگر حس و حالی برای امور معنوی و عبادی ندارم تا حدی که حتی در حرم معصومین نیز هیچ حسی ندارم و هرچه تلاش می‌کنم توجه خودم را معطوف به حضرت کنم موفق نمی شوم. دیگر آن شوری که حدود یک سال قبل نسبت به انقلاب اسلامی و شهدا داشتم وجود ندارد و خیلی کمتر شده. و در روح خودم نوعی گرفتگی شدید حس می‌کنم. انگار انگیزه ای برای هیچ کاری ندارم و آنچه که قبلا در من انگیزه ایجاد می کرد گویا دیگر مؤثر نیست. استاد واقعا از این وضعیت خسته شده ام. خیلی نگران هستم. نمی‌دانم با این وضع چه کنم. مدتی قبل که از شما پرسیدم فرمودید این حالت قبض است و برطرف می شود. اما نمی‌دانم چرا هنوز این حالت ادامه دارد. نمی‌دانم چه کنم. حتی معارف دینی هم گویا دیگر در وجودم اثری ندارد. می ترسم که این حالت دست مایه ای برای شیطان باشد و نتوانم در برابر تمایل به گناه ایستادگی کنم. می ترسم که نکند این قساوت قلب باشد. می ترسم که دیگر آن شور انقلابی بر نگردد و از این فضا دور شوم. اگر امکان دارد راهی به من نشان دهید که بتوانم از این حالت روحی نجات پیدا کنم. محتاج دعای خیر شما هستم. ممنون از توجه شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره قلب‌ها را اقبالی هست و ادباری. تدبّر در قرآن به کمک تفسیر شریف المیزان إن‌شاءالله کمک می‌کند. موفق باشید

30924

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت آقای طاهر زاده: ما در حال حاضر در حال راه اندازی کتابخانه مسجدی در منطقه ده هستیم و از لحاظ بودجه مالی مسجد دچار ضعف و ناتوانی هستیم و از برخی کتاب های شما مانند بصیرت حضرت زهرا و عالم انسان دینی و .... بهره بردیم. در مسجد ما طلبه هایی حضور دارند که مشتاق هستند کتاب های شما را مطالعه کنند و ما از خریداری آنها ناتوانیم خواهشمندیم که ما را در تهیه کتاب های خودتان به صورت رایگان یاری کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این رابطه در جریان نیستم. این موارد مربوط به گروه فرهنگی المیزان می‌باشد. فکر می‌کنم اگر با جناب حاج آقا نظری به شماره 09136032342 تماس بگیرید بتوانند در این موارد تخفیف بدهند. موفق باشید

نمایش چاپی