بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
33225
متن پرسش

سلام: استاد مطهری در کتاب تعلیم و تربیت در اسلام آن جا که در مورد عوامل تربیت سخن می گویند در آخر یکی از عوامل را « کار» معرفی می کنند. - نخست می گویند: «انسان‌ یک موجود- به یک اعتبار- چند کانونی است. انسان جسم دارد، انسان قوّه خیال دارد، انسان عقل دارد، انسان دل دارد، انسان... استاد مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ص277» - بعد درباره ی «کار و تمرکز قوّه خیال» می گویند: «ولی نفس انسان جور دیگری است، همیشه باید او را مشغول داشت؛ یعنی همیشه باید یک کاری داشته باشد که او را متمرکز کند و وادار به آن کار نماید و الّا اگر شما به او کار نداشته باشید، او شما را به آنچه که دلش می‌خواهد وادار می‌کند و آن وقت است که دریچه خیال به روی انسان باز می‌شود؛ در رختخواب فکر می‌کند، در بازار فکر می‌کند، همین‌طور خیال خیال خیال، و همین خیالات است که انسان را به هزاران نوع گناه می‌کشاند. اما برعکس، وقتی که انسان یک کار و یک شغل دارد، آن کار و شغل، او را به سوی خود می‌کشد و جذب می‌کند و به او مجال برای فکر و خیال باطل نمی دهد.» - جای دیگر می گویند: «انسان باید کاری را انتخاب کند که آن کار عشق و علاقه او را جذب کند .... پس در مورد کار، این جهت را باید مراعات کرد و آن وقت است که خیال و عشق انسان جذب می‌شود و در کارْ ابتکاراتی به خرج می‌دهد.» - زیر عنوان «کار و آزمودن خود» می خوانیم: «اگر انسان دست به کاری زد و دید استعدادش را ندارد، کار دیگری را انتخاب می‌کند و بعد کار دیگر تا بالاخره کار مورد علاقه و موافق با استعدادش را پیدا می‌کند. وقتی که آن را کشف کرد، ذوق و عشق عجیبی پیدا می‌کند و اهمیت نمی‌دهد که درآمدش چقدر است. آن وقت است که شاهکارها به وجود می‌آورد که شاهکار ساخته عشق است نه پول و درآمد. با پول می‌شود کار ایجاد کرد، ولی با پول نمی‌شود شاهکار ایجاد کرد. واقعاً باید انسان به کارش عشق داشته باشد.» با اینکه ایشان در جاهای دیگر با کارزدگی موافق نیستند. _ می خواستم بدانم اگر بنا باشد هدف عبودیت باشد اینکه از یک طرف انسان در عین حال به تمام واجبات و محرمات و.. توجه داشته باشد اعتقادی اخلاقی فقهی و.. آن هم براساس اعتقاد و ایمان به خدا. از طرف دیگر کمال و سعادت ما در قرب به خدا به یک معنا افزایش معرفت حضوری و قلبی و توجه به خدا. البته می توانیم در کلام و سخن بگوئیم کار را برای رضای خدا انجام بدهیم ولی آیا وقتی انسان به «کار» وشغلش عشق بورزد و غرق در کار شود آیا واقعا از توجه به ابعاد دیگر مسائل دیگر و هدف اصلی باز نمی ماند آنهایی که کارشان و شغل شان را واجبات عینی گذاشته اند (مثلا اهل علوم دینی) چقدر باید روی اخلاص کار کنند تا حداقل برای خودشان یک کم دلشان خوش باشد که در راه هدف کار می کنند چه برسد به دیگران. اگر این طور باشد الآن دانشمندان آمریکایی که در بخش های مختلف کار می کنند و غرق درعلم و تخصص وکارشان هستند هم...! آنها هم که در حال ساخت سلاح های دقیق و مخرب اند بلاخره با علاقه به اینکه یک علم و تخصصی دارند موقعیت اجتماعی و... دارند مشغول کارند آیا انسان بهتر نیست ساده ترین مشاغل را داشته باشد ولی خودش را گول نزند * چه طور می شود عشق و علاقه به کار(از هر نوعی: هنری فنی علمی) البته وقتی که به عنوان عامل تربیت شد[؟!] واقعا در راستای هدف اصلی { عبودیت نجات توجه به تمام ابعاد و استعدادها انجام تمام واجبات و محرمات...} باشد و نه مانع آن. تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا مرحوم شهید مطهری را به جهت این‌چنین دقت‌ها رحمت کند. ابتدا خوب است سعی کنیم متوجه فضا و بستری باشیم که آن مرحوم متذکر جایگاه کار می‌شوند و این‌که چگونه وقتی کار در راستایی باشد که انسان در واقع خود و استعدادهایش را کشف کند متوجه می‌شود اگر او خود را متوجه اموری جدّی ننماید خیال او، او را مشغول می‌کند. با توجه به این امر رویکرد انسان به کار، رویکردی حکیمانه و قدسی و معنوی می‌شود و لذا در هر کاری که وارد شود در واقع آن میدان برای او میدان کشفِ بیشتر خود او می‌باشد و از این جهت به آن کار عشق می‌ورزد. حال چه آن کار، کاری باشد که مرحوم صاحب جواهر با پشتکارهای شبانه‌روزی خود انجام می‌دهد و چه کاری که مرحوم شهید شهریاری بدان مشغول می‌باشد. در هر دو حال اولاً: در راستای احیای خود قدم گذاشته است و ثانیاً: منوّر به الهاماتی می‌شود که در آن مسیر، مددکار او خواهد بود و این‌جا است که فرق اساسی بین این افراد و آن کارشناسانی خواهد بود که صرفاً اسیر امیال خود و کاری است که هیچ وجه متعالی مدّ نظر آن شخص نیست. موفق باشید      

32271

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: بنده پدرم چند وقت قبل از دنیا رفتند. بنده ولی حال خوبی ندارم و به این فکر می کنم که آایا می‌توانستم که کاری کنم که این اتفاق نیفته؟ آیا بنده گناهکارم؟ اگر گناه کردم چطور باید جبران کنم؟ و همچنین اینکه مدتی هست درگیر مشکلات و بلاهای فراوان هستم. برای نجات چه باید کرد؟ استاد بسیار التماس دعا دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرگ و زندگی در دست خداوند است. خداوند می‌فرماید: «نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقينَ» (60/ واقعه) ما هستیم که بین شما زندگی‌ها را اندازه می‌زنیم و کسی نمی‌تواند از ما سبقت بگیرد. او زندگی دیگری را شروع کرده، برایشان صدقه بدهید و نماز بخوانید تا شما به ایشان کمک کرده باشید و ایشان نیز برای شما دعا کنند. موفق باشید

31536

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم خدمت استاد گرانقدر: بنده حدود دوازده سال هست که با مطالب حضرتعالی مانوسم و به لطف خدا بهره های معنوی بسیار بردم. با این حال و علیرغم اینکه اهل نماز اول وقت (ظهر و مغرب) و تلاوت قرآن و ادعیه هستم، مدت طولانی هست که عمدتاً نماز صبح خواب می مانم. خیلی تلاش کرده ام، متوسل به ائمه (ع) شدم، چلّه زیارت عاشورا گرفتم، اما نتیجه نگرفتم. تا جایی که برای خودم تعحب شده که چه کرده ام که توفیق واجب از من سلب شده. وقتی واجب الهی اون هم نماز رو ترک کردم، بقیه عبادات و مطالعات و تفکری که منجر به انجام واجبات نشود چه فایده دارد؟ درمانده و مستاصل شده ام حضرت استاد. چه کنم!!!!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر شما اراده کرده‌اید که برای نماز صبح بیدار نشوید؟! که نگران هستید. آری! حتماً در اولین فرصت قضای آن نماز را به‌جا آورید. آنچه وظیفه شماست بعد از عشاء بیداری زیاد و یا پرخوری و یا پرحرفی نداشته باشید. موفق باشید

31038

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. استاد گرانقدر همونطور که مستحضرید انتخابات شورای شهر خیلی اهمیت داره، من هم واقعا نمی دونم به چه کسی رای بدهم از طرفی رای سفید هم در این دوره واقعا موجب تضعیف نظام میشه می‌خواستم بدونم پیشنهاد شما برای شورای شهر چه کسانی هستند؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم هنوز به جمع‌بندی کاملی نرسیده‌ام. هنوز در حال بررسی هستم. موفق باشید

30828

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: کتاب برهان صدیقین رو تا قبل از هویت تعلقی خواندم به همراه شرح شما. ولی یه سوالاتی برام پیش اومده: اصلا معانی ذات، صفت و فرقشان و همچنین وجود، موجود و فرقشان با هم چیست؟ مرادتان رو به صورت دقیق از این مفاهیم برام روشن نیست و یه جاهایی دارم خلط می‌کنم. مثلا در مورد ذات و صفت اینجوریه که یک موجود صفتی دارد که آن صفت یا عارضی است یا ذاتی. حال سوالی که دارم اینه که خود این صفت هم به عنوان یک موجود چی میشه؟ یعنی یک صفت ممکنه یک صفتی داشته باشه؟ به عنوان مثال نمک به عنوان یک موجود صفت شوری دارد. حال خود این شوری هم بالاخره موجودی است. این شوری چی میشه؟ میتونه صفتی داشته باشه؟ تفاوت این دو وجود (وجود نمک و وجود شوری) در چیست؟ شما وقتی از وجود صحبت می‌کنید از کدام معنی وجود صحبت می‌کنید؟ موجودات که می‌گویید منظودتان کدام دسته هستند؟ موجودات ذهنی، موجودات خیالی یا موجودات عقلی هم شامل می‌شود یا فقط موجودات خارجی را منظور قرار می‌دید؟ اصلا وجود که می‌گویید ماهیات رو منظور می‌کنید یا نظر به اصالت اون دارید؟ مثلا وقتی در مورد میز صحبت می‌کنید منظورتون چوب است که به این فرم درآمده یا نه! همین شکل و شمایل چوب رو هم در نظر می‌گیرید؟ ای کاش این مفاهیم رو در ابتدا جا می‌نداختید بعد سراغ برهان می‌رفتیم. چون موقع خوندن کتاب و شرح شما ذهنم جوانب دیگه رو درنظر میگیره و هزارتا سوال برام بوجود میاد که اذیت میشم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نمک به عنوان یکی از مراتب عالم ماده، یکی از مراتب وجود است که وجود در این مرتبه، صفتِ شوری را از خود ظاهر می‌کند بنابراین آنچه اصل است وجود است که در مراتب مختلف، ظهورات مختلف دارد و آن ظهورات را صفت می‌نامند و این‌طور نیست که صفات به خودی خود وجود داشته باشند بلکه ظهوری از وجود در مرتبه‌های خاص هستند. ۲. عجله نکنید تا آخر، بحث را دنبال بفرمایید إن‌شاءالله جواب این نوع سؤالات را خواهید یافت. ۳. وجود، تعریف‌بردار نیست. هرکس نزد خود آن را می‌فهمد، دیگر معنا نمی‌دهد وجود میز یا وجود خارجی و یا وجود ذهنی. بحث در مورد وجود است در مراتب مختلف. موفق باشید

30520
متن پرسش
سلام و عرض ادب: وقتتون بخیر. عذرخواهم که وقتتون رو می‌گیرم، مسئله‌ای برام پیش اومده که خیلی اذیتم می‌کنه. بنده یک پسر ۱۷ ساله هستم و خدا رو شکر نسبتا اطلاعات دینی خوبی دارم و بحمدالله سعی بر این داشتم که طبق دستورات خداوند و ائمه زندگی کنم. رجب سال گذشته بود که تصمیم گرفتم یک چله به طور جدی مراقبه و محاسبه داشته‌باشم، البته این مراقبه اعمال سختی نداشت، فقط علاوه بر دوری از گناه، برای اعمال روزمره سعی در متعالی بودن نیّت داشتم. توی ماه رمضان همون سال، مشغول مطالعۀ کتابی دربارۀ سیرۀ امیرالمومنین بودم که کم‌کم احساس شک نسبت به حقانیت امیرالمومنین برای خلافت و ولایت پیش اومد خیلی احساس وحشتناکی بود که به لطف و عنایت خدا، بعد از تضرع و دعاهای شبانه، برطرف شد. از اون زمان تا همین امروز درگیر شک‌ها و تردیدهای مختلفم، یه بار به ائمه شک می‌کنم، یه بار به پیامبر، یه بار به عرفا و علما، یه بار به انقلاب، یه بار به فلسفۀ اسلامی و حتی نعوذبالله به خود خدا. خدا فرموده «ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم» لذا من هم در حد توان برای با قصد یاری اولیای خدا سعی می‌کنم با کارای رسانه‌ایم فضائل اهل بیت رو نشر بدم ولی با همۀ عنایتی که اهل بیت به من داشتن، باز هم تقریبا هر دفعه که حدیث شریف کسا رو می‌خونم شک می‌کنم که «از کجا معلوم که صحت داشته باشه، از کجا معلوم که نعوذ‌بالله...» برای رفع این شک‌ها، خیلی نیاز به استدلال ندارم چون که از نظر عقلی این عقاید رو صحیح می‌دونم، ولی یک چیزی توی وجودم هست که هروقت خدا لطف می‌کنه دلم رو نسبت به یک چیز، آروم می‌کنه، یک شک دیگه پیدا میشه، حسرت زندگی مثل یک شیعۀ عادی به دلم مونده، حسرت یه زیارت با معرفت به دلم مونده، حسرت یه روضۀ بدون تردید و بدون بی‌حرمتی به دلم مونده. آخه چه چیزی توی شاکله‌ام هست که این تردیدها رو جذب می‌کنه؟ من مگه چه گناه بزرگی کردم که باید اینطور تقاص پس بدم؟ بعضی وقتا با خودم می‌گم نکنه خدای نکرده لقمه‌ای که سر سفرمونه مشکل داره و شبهه‌ناکه؟ درسته که اونطور که زمینه و ظرفیت داشتم، عبودیت نکردم، ولی چرا باید هر روز حسرت سال قبل رو داشته باشم؟ توقع یقین ندارم ولی این حد از شک رو تقریبا توی هیچ کس ندیدم. به طور واضح دارم می‌بینم که محبتم نسبت به شهدایی مثل حاج قاسم کم شده، تبدیل شدم به یک موجود سست عنصر و بی‌اراده و در عین حال ناسپاس و احتمالا به دلیل ظاهر مذهبی، منافق. نمی‌دونم چرا باید دقیقا زمانی که هدف زندگی‌م رو پیدا کردم این بلا سرم بیاد؟ الان احساس می‌کنم نسبت به همون هدف که عبودیت و انجام تکلیف بر اساس خواسته الهیه، هم سست شدم و با اینکه عقلا ضرورتش رو فهمیدم، یه چیزی توی وجودم می‌گه که ضرورتی نداره عمل بر اساس این هدف. فکر کنم اگر توی این مسئلۀ آخر شکست بخورم، دیگه نمیتونم سر بلند کنم و توی غرایز غرق می‌شم و در حیوانیت می‌میرم. توی سن من خیلی زوده که از سطح وظیفه به غریزه تنزل پیدا کنم، خواهش می‌کنم راهنمایی کنید چطور نجات پیدا کنم از این قلب مریض؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید این یک لطف باشد تا راهِ تعمق در معارف دینی که جنبه‌ی وجودی دارد، مقابل شما گشوده شود. پیشنهاد اولیه‌ی بنده، دنبال‌کردن مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» است همراه با شرح صوتی آن‌ها. تا إن‌شاءالله به جایی برسید که بودن‌تان عین جهان شود و آن‌جا است که هیچ شکی در میان نمی‌ماند. موفق باشید

30456
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: سوالی ذهن مرا به خود مشغول کرده است و آن اینکه منظور از «موتوا قبل ان تموتوا» چیست؟چطور می شود که انسان بمیرد قبل از آنکه بمیرد، اصلا ممکن هست که انسان بتواند بر کلیه میل های خود غلبه کامل پیدا کند؟ یعنی بتواند هیچ هوسی نداشته باشد؟ آیا نیازهای اولیه جزو شهوات محسوب می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در نسبت‌ها است. اگر بتوانیم نسبت‌های خود را با عالَم و آدم با حضور ابدی خود شکل دهیم و نه با نسبت‌های زودگذر دنیایی، عملاً خود را در قیامت می‌یابیم. موفق باشید

30213
متن پرسش
سلام علیکم: آیا توقف در مواقف برزخ یا قیامت دست خود انسان نیست یعنی شخص نمی‌تواند برای رهایی از یک سری فشارها که لازمه هر موقفی است به همان موقف قبلی راضی شود و قید کمال بالاتر را بزند برای رهایی از فشار و عذاب؟ یا اینکه این یک قانون تکوینی است و خواست خود انسان ملاک نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برزخ، شرایطی است که انسان با شخصیت اجمالی خود نسبت به آنچه برای خود شکل داده، روبه‌رو می‌شود و مسیر تفصیل آن شخصیت به مرور شروع می‌شود تا بالاخره زمین آماده‌ی قیامت شود و برزخیان که نسبتی هم با زمین دارند، به کلّی خود را در قیامت بیابند. موفق باشید

29793

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: من ۱۷ سالمه و خیلی به فکر حفظ دینم هستم ولی متاسفانه گاهی مرتکب گناه های بزگی میشم و خیلی خیلی پشیمون مبشم و تا به حال چندین و چند بار این اتفاق تکرار شده و توبه کردم ولی متاسفانه نتونستم توبه ام را نگه دارم و ... از این بابت خیلی ناراحتم که چرا هواهای نفسانی بر من غالب میشن و حتی بعضی مواقع از اینکه خدا من را ببخشد نا امید می‌شوم و فکر می‌کنم خدا دیگر من را نمی‌بخشد و دوباره توبه کردن فایده ندارد. استاد از شما راهکاری میخوام چکار کنم که هوای نفسانی بر من غالب نشه و بتوانم خود را کنترل کنم؟ و چگونه توبه کنیم که خداوند قطعا ببخشد؟ و آیا راهی هست که انسان بتواند نفس خود را کنترل کند و مرتکب گناه نشود و اگر مرتکب شد چه اقدامی‌کند‌؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه افقی شوید که از طریق ایمان و عمل صالح در مقابل انسان گشوده می‌شود و جهان کیفی برای انسان پیش می‌آید و گناهان ما را از آن نحوه بودن محروم می‌کند. در این مورد می‌توانید به کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

29448

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید: استاد برادر بنده نمیتونم بگم بی اعتقاد هستش یا اعتقادات خیلی ضعیفی داره، به پدر و مادرم میگه که شما دینتون تقلیدی هستش و خودتون تحقیق نکردین که دینتون رو انتخاب کنین، بهش میگم خوب آره دین ما تقلیدی، خوب تو تحقیق و بررسی کن مطالعه کن و دین حق رو انتخاب کن، میگه منابع هم که نویسنده هاش مسلمونا هستن پس قابل اعتماد نیستن، نه اعتقادات درستی داره و نه حال و حوصله و انگیزه تحقیق رو داره و براش هم مهم نیست که اعتقاداتش رو اصلاح کنه، استاد آیا ما میتونیم بهش کمکی کنیم و از چه طریق؟تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود آن بنده‌ی خدا باید به خودش کمک کند. کتاب «آشتی با خدا» با دلایل عقلی با این افراد سخن گفته است. موفق باشید

28797

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: همانطور که حضرتعالی تاکید می فرمایید تقوا همه هستی ما می باشد. راه های کسب تقوا را در کدام مباحث می‌توانیم پیگیری کنیم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ماه رمضان؛ دریچه‌ی رؤیت» بحث تقوا و ورع به میان آمده است. عمده رویکرد ما به دستورات شریعت الهی است برای گشوده شدن راه‌های قدسی در مقابل‌مان. موفق باشید

28611

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز و بزرگوارم: عید قربان بر شما مبارک. استاد جان داشتم دوباره پیام حضرت آقا رو برای حج امسال مرور می‌کردم رسیدم به این پاراگراف: «امروز مانند همیشه و بیش از همیشه، مصلحتِ الزامی امّت اسلامی، در وحدت است؛ وحدتی که ید واحده در برابر تهدیدها و دشمنی‌ها پدید ‌آوَرَد و بر سر شیطان مجسّم، آمریکای متجاوز و غدّار و سگ زنجیری‌اش رژیم صهیونیستی، رعدآسا فریاد کشد و در برابر زورگویی‌ها، شجاعانه سینه سپر کند. این معنی فرمان الهی است که فرمود: وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا.(۱) قرآن حکیم، امّت اسلامی را در چهارچوب «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم»(۲) معرّفی می‌کند، و از او وظیفه‌ی «وَلا تَرکَنوا اِلَی الَّذینَ ظَلَموا»،(۳) «وَلَن یَجعَلَ اللهُ لِلکافِرینَ عَلَی المُؤمِنینَ سَبیلًا»،(۴) «فَقاتِلوا اَئِمَّةَ الکُفر»(۵) و «لا تَتَّخِذوا عَدُوّی وَ عَدُوَّکُم اَولِیاء»(۶) را می‌طلبد، و برای اینکه دشمن را مشخّص کند، حکمِ «لا یَنهٰکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ لَم یُقاتِلوکُم فِی الدّینِ وَلَم یُخرِجوکُم مِن دِیارِکُم» (۷) صادر می‌فرماید. این فرمانهای مهم و سرنوشت‌ساز، هرگز نباید از منظومه‌ی فکری و ارزشی ما مسلمانان جدامانده و به‌دست فراموشی سپرده شود.» بعد یادم افتاد به حرفهای شما در جلسه تفسیر سوره ممتحنه مورخ ۴/۵/۹۹ استاد جان سوالم من اینه که شما حرفهاتون رو با آقا هماهنگ می‌کنید یا ایشون با شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این قصّه، قصّه‌ی روزگارِ ما است. مسلّم حقیقتِ تاریخِ ما به قلب ایشان می‌رسد و در سایه‌ی ارادت به نایب‌الإمام، خداوند به سایرین مدد می‌رساند. به امید کسب شایستگی در نسبت به ارادت به نایب الإمامِ دوران‌مان. موفق باشید

28078

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
۱-چرا حال عبادت ندارم حتی یه صلوات البته موقتی یهویی دوست دا م یهویی حالم بد میشه وما امید میشم۲-قبلنا خیلی دعا می کردم به هیچ کدوم حاجاتم نرسیدم ذکری بلدید که بنده سر کار برم۳همه کارام به درد بسته می خوره در ضمن بنده مدتی با اجنه بودم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد باید با تأمّل و دنبال‌کردن معارف، مسئله را حل کرد. کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» و «ادب عقل و خیال و قلب» که روی سایت هست، کمک می‌کند إن‌شاءاللّه. موفق باشید 

27774

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید در مورد سوال ۲۷۷۶۳ فرمودین نظر رهبر متفاوته. ولی من تو احکام که نگاه کردم ایشونم فرمودن جلوگیری اشکالی نداره کلا. شما کدوم نظرشون رو فرمودین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور بنده نظر فقهی ایشان نبود، نظر اجتماعیِ ایشان در مورد تولید موالید بود و این‌که رشد جمعیت هرگز موجب مشکلات جامعه نمی‌شود. موفق باشید

26663

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ضمن عرض سلام: اگر مثلا پدر من فوت کرده باشد و من هم آدم خوبی باشم آیا پس از مرگم می توانم پدرم را در برزخ ملاقات کنم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر اذن داشته باشید و شرایط دو تفکر طوری باشد که آن گرایشِ دنیایی فراهم باشد؛ آری! موفق باشید

26150
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها و سرداران شهید اسلام را تسلیت عرض می کنم. استاد نظرتان در مورد حرف های آقای آشنا در برنامه زاویه شبکه چهار این هفته که با حضور دکتر افروغ و پارسانیا و عسکر خانی بود چیست؟ من نمی دانم کی این ها به سر عقل خواهند آمد متاسفانه سعی کردند لکه ننگ برجام بر پیشانی شان را با خون مطهر شهید سلیمانی پاک کنند چنانچه این لیبرال ها حضرت امام (ره) را هم بعد از رحلتشان تحریف شخصیت کردند همچنین خواستند حضرت آقا را از موافقین مطلق برجام نشان دهند تا دهان مخالفان را ببندند در حالی که ایشان مشروط موافقت کردند و خوشبین هم از اول نبودند و از طرفی این که حضرت آقا باز هم از این شرایط با حکمت و تدبیر حداکثر نتایج را بردند این یک بحث است چنانچه ایشان از تحریم ها برای ما فرصت ساختند ولی بحث غرب زده ها و سازشکاران که می خواستند هضم در تمدن غرب شوند بحثی جداست به راستی به نظر من این صحبت ها از نقشه خطرناک تحریف سردار سلیمانی حکایت می کند و ما باید حواسمان جمع باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین آن‌که بنده هم از نظر فکری به آقای حسام الدین آشنا نزدیک نیستم و ارادتم به آقای دکتر افروغ عزیز و استاد پارسانیا است؛ ولی فکر می‌کنم نمی‌توانیم به زاویه‌هایی که امثال دکتر آشنا مطرح می‌کنند بی‌تفاوت بود و به آن‌ها فکر نکرد. آقای دکتر عسگرخانی دلسوزانه سخن می‌گفتند ولی روششان حکیمانه نبود. موفق باشید

25876

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در فایل صوتی که ماه رمضان گوش کردم فرموده بودید، که خداوند با تجلیاتش انانیت های بیهوده را در انسان ها از بین می برد، آیا در عالم عبودیت و صراط مستقیم که امام خمینی می فرمایند به طریق رب هدایت می شوید نیز تجلیات خداوندی است، که انانیت ها را از بین می برد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین‌طور است. آری! در ماه رمضان شرایط چنین تجلیاتی بیشتر فراهم است. موفق باشید

25684

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد تو کتاب مصباح الهدایه، میشه به ترتیبی که امام مصباح ها رو بیان کردن پیش نرفت؟ مثلا اول رو فیض اقدس کار کرد و هرجا امام از فیض اقدس مطلبی گفتن رو فهم کرد بعد مباحث بعدی مثلا واحدیت و ... رو به همین ترتیب.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید مطالب را با دقت دنبال کرد. فکر می‌کنم اگر ابتدا در همان فضایی که حضرت امام موضوعات را مطرح فرمودند، دنبال کنید و بعداً در جمع‌بندی آن کاری که در نظرتان هست انجام دهید؛ بهتر است. موفق باشید

24806
متن پرسش
سلام علیکم: دکتر مهدی حائری یزدی در جایی گفته بودند که: حس‌ به‌ عنوان‌ محسوس‌ بالعرض‌ موجود است‌ نه‌ به‌ عنوان‌ داده‌ حسي‌. حس‌ به‌ عنوان‌ حقيقت‌ مستقل‌ از ذهن‌ وجود دارد. خود حس‌ ديگر محسوس‌ بالذات‌ نيست، منظور دکتر حائری از خود حس دیگر محسوس بالذات نیست چیست، ایشان حس را همان محسوس بالعرض گرفته اند، یا منظورش این است که مثلا حس بینایی یا شنوایی مستقل است از ذهن؟ لطفا منظور ایشان را برای بنده روشن نمایید. سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً منظورشان آن است که انسان، حسِ خود مثل قوه‌ی بینایی و یا قوه‌ی حاسّه را به صورت حضوری در پیش خود می‌‌یابد. موفق باشید

24595

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: تسلیت منو بپذیرید خدا به شما صبر بده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر، همین نحوه همدلیِ عزیزان نشان از آن دارد که حضرت حق رحمتش را از ما وا نگرفته است هرچند فرزند جوانی را از ما گرفت. موفق باشید

24382

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد با عرض سلام و احترام: سوالی را پاسخ فرموده بودید به شماره ۲۴۳۴۴ که در آن مطرح شده بود بزرگواری در حالت ‌کما چیزهایی دیده اند و تجربیاتی داشتند که باعث دین دار شدن ایشان شده است. بنده خیلی مشتاقم جزئیات تجربه ایشان را بدانم چون برای ارائه به افراد منکر خیلی مورد نیاز است و فکر می کنم در جهت آگاهی منجر به هدایت آنها خیلی موثر باشد. اگر ممکن است به هر نحوی از ایشان درخواست شود که توضیح بیشتری در مورد تجربه خود بفرمایند. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد زیاد است و بعضی از این افراد از آن‌چه دیده‌اند کتاب‌ها نوشته‌اند. قبلاً عرض شد که نباید این نوع رؤیت‌ها را ملاک و حجت برای بقیه پنداشت مگر در همان اندازه که خود فرد به مطالبی می‌رسد. آن‌چه می‌تواند ملاک و حجت ما باشد وَحی الهی است که از طریق پیامبران معصوم به ما می‌رسد. موفق باشید

24328
متن پرسش
با سلام: ربط بین منِ انسان و تشخص انسان و روح و قلب و تن و... او چیست؟ آیا اینها به منزله جسم های مختلفی برای آن تشخص هستند یا اینکه همان من است که به شکل های مختلف ظاهر می شود؟ و اینکه تفاوت نفس و قلب و سر و خفی و اخفی و... با هم و تعابیر نفس اماره و مطمئنه و لوامه چگونه است و ربطشان به دسته بندی اول چیست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه مراتب و شئوناتی دارد که در هر مرتبه خصوصیاتی خاص به خود می‌گیرد. در این مورد پیشنهاد می‌شود کتاب ده نکته را همراه با شرح صوتی آن و سپس کتاب «خویشتن پنهان» را دنبال بفرمایید. موفق باشید

24297
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: حلال کنید که وقت گرامیتان را گرفتم. یک چند وقتی است که هر عملی که انجام میدم از درونم به خودم آفرین می گویم و هر کاری که دیگران انجام می دهند یا هر حرفی را که می زنند در درون خودم قضاوت و حلاجی می کنم که ببین اون طرف چه ضعفی داره که داره اینو انجام میده. خلاصه اینکه یک باطن پرحرفی پیدا کرده ام. که همش داره رفتار و سخنان دیگران را مرور و متهم میکنه. میدونم که این حالت عجب نام داره و چوبش را هم دارم میخورم. عدم توفیق خیلی زیاد و انجام گناهان به راحتی. من اصلا اهل گناه نبودم و خیلی مواظبت می کردم. استاد لطفا راهنمایی بفرمایید چطور با این نفس سخنگو مبارره کنم و سرکوبش کنم؟ (نیازی به ارسال به ایمیل نیست. با تشکر فراوان)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان نیّت صادق افراد را در نظر می‌گیرد متوجه می‌شود حتی اگر سخن اشتباهی بر زبان برانند و یا عمل باطلی انجام دهند، چون نیّت‌تان صادق است خدا از آن‌ها می‌گذرد پس چرا ما با اعمال خود معجب شویم و اعمال و افکار بقیه را تحقیر نماییم؟ موفق باشید

34485
متن پرسش

سلام و عرض ادب. اگر مقدوره به فهم عبارات زیر از ناحیه مقدسه در ماه رجب کمک کنین. صوت مربوطه را گوش دادم. اما هنوز مبهمه برام. مواقع العز من رحمتک + «بشرک المحتجبین» + «البهم الصافین الحافین» با سپاس و ارادت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در فراز «بمواقع العزّ من رحمتک» نظر به توحید یگانه حضرت حق داریم و در همان راستا باز با نظر به موقعیت عزّت او حاصل از رحمتش در نهایت، طلب ایمانی ناب به میان می‌آوریم و تثبیت آن ایمان. «بشرک المحتجبین» و سپس از پرودگار تقاضای سرازیرکردن رحمت را برای بندگان نجیب و انسان‌های پرده‌نشین و ملائکه مقرب داریم تا تقاضای ما می‌رسد به «البهم الصافین الحافین» یعنی به موجوداتی که اگر سخن ندارند، وجودشان سراسر عالم را منوّر و پر رونق کرده است. به هر حال فضای دعا، فضای بسیار سرزنده و عمیقی است و از این جهت خوب است که رفقا لااقل از طریق شرح صوتی آن دعا، انس خود را بیشتر و بیشتر کنند. https://eitaa.com/matalebevijeh/12757 موفق باشید            

33337

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود خدا: استاد عزیز احتمالا در جریان دوره ی معرفتی که به لطف شاگردان حضرتعالی (حاج آقای موسویان و متقی) در اهواز و دانشگاه علوم پزشکی از سال 95 تا 98 برگزار شد، هستید. حقیقتا دوران نورانی را ذیل معارفی که از وجود حضرتعالی گسترده شده بود سپری کردیم و از معرفت النفس تا عالم انقلاب اسلامی را با سلوک ذیل شخصیت امام راحل طی کردیم و خدا را شاکریم بر آن نعمت که «ان من ایام دهرکم نفحات الا فتعرضو» ای بود برای ما... اما تقدیر بر این رقم خورد که بخاطر کرونا سفره آن دوره جمع شد و تمام آن دوستانی که آن روزها برای این دوره تلاش می‌کردند هم فارغ التحصیل شدند و عمدتا به سر زندگی و برنامه های خودشان رفتند. علی ای حال اخیرا جمعی مختصر را دوباره تشکیل دادیم با افق رسیدن به استقرار در اندیشه و فرهنگ انقلاب اسلامی و فعلا جلسات هفتگی داریم با محوریت صحیفه حضرت امام (ره) و بنایمان این است با رجوع به بیانات امام وارد عالمی شویم و بتوانیم موثر باشیم مشتاقانه منتظر رهنمودها و نصایح حضرتعالی هستیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کاری بسیار خوب و لازمی است به شرطی که همراه با شخصی این‌کار انجام گیرد که او فضای تاریخیِ سخنان حضرت امام را متذکر می‌شود. اتفاقاً اگر این کار به خوبی انجام شود و جلسه، ضبط گردد، برای دیگران به‌خصوص برای جوانان نیز که در فضای سخنان امام نیستند، مفید خواهد بود. موفق باشید

نمایش چاپی