بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24641
متن پرسش
جناب استاد سلام: نظر بنده در موضوع علم به عالم خارج این است: با توجه به اینکه نفس وجودی مجرد و بدن وجودی مادی است، و بدن نسبت به نفس با توجه به مجرد بودن نفس و مادی بودن بدن، نوعی خارجیت دارد، لذا نفس اولین علم به خارج را از طریق ارتباط نفس و بدن پی می برد و می فهمد، که این علم کاملا بدیهی است و خطایی در آن راه ندارد و از همان ابتدا از این طریق عالم خارج برای نفس مشخص است. لطفا نظرتان را در مورد نظر بنده بفرمایید. با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف درستی است از آن جهت که نفس با شناختِ بدن متوجه‌ی قواعدی می‌شود که بین محسوسات و وجودش برقرار است. موفق باشید

24297
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: حلال کنید که وقت گرامیتان را گرفتم. یک چند وقتی است که هر عملی که انجام میدم از درونم به خودم آفرین می گویم و هر کاری که دیگران انجام می دهند یا هر حرفی را که می زنند در درون خودم قضاوت و حلاجی می کنم که ببین اون طرف چه ضعفی داره که داره اینو انجام میده. خلاصه اینکه یک باطن پرحرفی پیدا کرده ام. که همش داره رفتار و سخنان دیگران را مرور و متهم میکنه. میدونم که این حالت عجب نام داره و چوبش را هم دارم میخورم. عدم توفیق خیلی زیاد و انجام گناهان به راحتی. من اصلا اهل گناه نبودم و خیلی مواظبت می کردم. استاد لطفا راهنمایی بفرمایید چطور با این نفس سخنگو مبارره کنم و سرکوبش کنم؟ (نیازی به ارسال به ایمیل نیست. با تشکر فراوان)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان نیّت صادق افراد را در نظر می‌گیرد متوجه می‌شود حتی اگر سخن اشتباهی بر زبان برانند و یا عمل باطلی انجام دهند، چون نیّت‌تان صادق است خدا از آن‌ها می‌گذرد پس چرا ما با اعمال خود معجب شویم و اعمال و افکار بقیه را تحقیر نماییم؟ موفق باشید

34079

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خدا قوت: خواستم نظر شما رو در مورد اینکه می‌گویند بعضی از روزهای قمری ماه انجام فلان کار نحس است و بد است مثلا کوتاه کردن مو و... آیا اینها صحت دارد؟ تشکر

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر مرحوم شهید مطهری نسبت به این مطالب چندان مثبت نیست. موفق باشید

33337

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود خدا: استاد عزیز احتمالا در جریان دوره ی معرفتی که به لطف شاگردان حضرتعالی (حاج آقای موسویان و متقی) در اهواز و دانشگاه علوم پزشکی از سال 95 تا 98 برگزار شد، هستید. حقیقتا دوران نورانی را ذیل معارفی که از وجود حضرتعالی گسترده شده بود سپری کردیم و از معرفت النفس تا عالم انقلاب اسلامی را با سلوک ذیل شخصیت امام راحل طی کردیم و خدا را شاکریم بر آن نعمت که «ان من ایام دهرکم نفحات الا فتعرضو» ای بود برای ما... اما تقدیر بر این رقم خورد که بخاطر کرونا سفره آن دوره جمع شد و تمام آن دوستانی که آن روزها برای این دوره تلاش می‌کردند هم فارغ التحصیل شدند و عمدتا به سر زندگی و برنامه های خودشان رفتند. علی ای حال اخیرا جمعی مختصر را دوباره تشکیل دادیم با افق رسیدن به استقرار در اندیشه و فرهنگ انقلاب اسلامی و فعلا جلسات هفتگی داریم با محوریت صحیفه حضرت امام (ره) و بنایمان این است با رجوع به بیانات امام وارد عالمی شویم و بتوانیم موثر باشیم مشتاقانه منتظر رهنمودها و نصایح حضرتعالی هستیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کاری بسیار خوب و لازمی است به شرطی که همراه با شخصی این‌کار انجام گیرد که او فضای تاریخیِ سخنان حضرت امام را متذکر می‌شود. اتفاقاً اگر این کار به خوبی انجام شود و جلسه، ضبط گردد، برای دیگران به‌خصوص برای جوانان نیز که در فضای سخنان امام نیستند، مفید خواهد بود. موفق باشید

33023

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما. سوالاتی برایم ایجاد شده است. ممنون می‌شوم پاسخ بفرمایید. می‌خواستم شروع کنم به خواندن تاریخ معصومین علیهم السلام. با خود گفتم ابتدا از لنز عرفان اسلامی به زمان و تاریخ نگاهی بیندازم. در اولین مواجهه، نظریه علم الاسماء تاریخی مرحوم فردید نظرم را به خود جلب کرد. بعد از آن مطالبی از تلقی ابن عربی در باب زمان خواندم. بار دیگر به انبوه پاسخهایی که شما به کاربران داده‌اید نگاه کردم؛ کلماتی برایم آشنا بود و مرا به یاد مطالب محیی‌الدین در فتوحات می‌انداخت: روح زمانه، مظهر اسم غالب، قطب زمان، ظرفیت هر تاریخ، کل یوم هو فی شأن، الدهر هو الله و ... ۱. استاد! به نظر شما چگونه می‌شود تاریخ زندگی معصومین علیهم السلام را از این دریچه مطالعه کرد که آنها مظهر اسم غالب در زمان خود بودند و مقدرات الهی بر اساس آن اسم جاری می‌شد؟ ۲. چگونه می‌توان خود را در تاریخ زندگی هر معصوم حاضر کرد تا بفهمیم اسم غالب چه بوده است؟ چه از طریق علم حضوری و چه از طریق علم حصولی. ۳. به نظر شما بهتر نبود مرحوم فردید، علاوه بر مبنایی که از ابن عربی اخذ کرده بود، قالب و روبنای نظریه خود را نیز از او وام می‌گرفت و بعد از آن به نسبت هایدگر با این دستگاه فکری می‌پرداخت؟ با تشکر از بذل توجهتان خواهشمندم اگر نکته‌ای اضافه بر این سوالات در باب «دریافت تجلیات الهی از طریق امامِ زمانه» و چگونگی کاربست آن در مطالعه تاریخ معصومین دارید بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عمده آن است که مطالعات ما با چنین رویکردی باشد تا در آینه حرکات و سکنات و گفتار اولیای الهی، انوار اسماء مدّ نظرمان باشد. ۲. با مطالعات دقیق نسبت به سیره اولیای الهی این خصوصیات به‌خوبی پیش می‌آید. ۳. به نظر بنده جناب فردید با مطالعه آثار هایدگر متوجه شدند می‌توانند چنین مواجهه خوبی با آثار ابن‌عربی داشته باشند، وگرنه مثل سایرین، آثار ابن عربی را تبدیل به نوشته‌های خواندنی می‌کردند. ۴. عمده توجه به حضور تاریخی است که جان ما را محل تجلیات انوار الهی می‌کند. به نظر می‌آید با تأمّل در کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)» بتوان در این وادی‌ها حاضر شد. موفق باشید

32629
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم سلام و رحمت خدا بر شما استاد گرامی، طاعات و عبادات قبول، برداشتی از تفسیر سوره مرسلات، آیا درست برداشت کردم؟ سلام حضرت مرسلات ای آشنای پنهان و ای آشکار غریب چه خرامان می آیی، از که فرمان داری؟ این بار فرستاده کدام اسم از رب العالمین هستی؟ قرار است کدام منیت مرا از جا برکنی؟ قرار است این بار چه نشر و حشری با کثرات داشته باشم تا جانم وسعتی یابد به وسعت یوم الفصل، نشانم دادی وحدت را در کثرت دیدن همانقدر برایم لازم است که کثرت را در وحدت دیدن، اصلا دیدن برایم لازم است، وحدت را، کثرت را و اتحاد بین این دو، و فصل و تمایزش را. کدام ذکر را برایم به سوغات آورده ای؟ از کدامین گناه و تقصیر توبه کنم و به امید طلوع چه فردایی باشم؟ یا حضرت مرسلات، تو مرا از روزمرگی رهاندی و با لشگری از اسماء الهی بسویم آمدی تا لشگر جهل و غفلت مرا غافلگیر کنی و مرا به «خود» آری. آری ، به خود، به خویشتن، به جان، به آنچه تا کنون هستم و شدم و آنچه باید باشم و بشوم. تو قیامتم را بپا کردی و مرا با بندگان خدا برانگیختی، راستی می شود، با دیگران حشر و نشر داشت ولی فقط رو به تو داشت. چه در صلح، چه در جنگ، چه در جمع، چه در فرق. می شود فقط مات او بود ، ولی نه در خانقاه، بلکه در وسط میدان زندگی و روزمرگی های آن. می شود مرده ای باشی در دست غسال تا تو را بچرخاند و بچرخاند و بچرخاند، شستشویت دهد، پاکت کند و آماده ات کند برای حشر، می شود زبانت، نگاهت، کلامت، سکوتت، قدمت، قعودت، خواستت، رفتت، برگشتت، مهرت و قهرت.همه و همه از الله، برای الله و بسوی الله باشد. می شود سرود و ورد زبانت، آن «صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین» باشد، و اگر هنوز با این کلام توحیدی فاصله ها دارم ، نه از ان روست که نیست و نمی شود، بلکه از آن روست که گاه گاهی چشمک ستارگان قوایم و قوه کوههای اعمالم، عقل قدسی ام را محجوب کرده و هنوز نه، هنوز حجاب آسمانی ام شکافته نشده، هنوز چشمانم به ستارگان زیبا و کوههای بلند خیره مانده، هنوز درگیر حجاب هستم ، ظلمانی و نورانی اش، هنوز باید زمزمه کنم : «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک...حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور...». ۸ رمضان ۲۱ فروردین ۱۴۰۱

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همین‌طور است بخصوص وقتی خود را در طوفانِ «عاصفات» در دست اراده‌ای بیابیم که: «می‌برد آن‌جا که خاطرخواهِ او است». مگر جز این است که در وصف آن طوفان فرموده‌اند: «پرّ کاهی در مصاف تند باد / خود ندانم در کجا خواهم فتاد». آیا اگر خود را به این طوفان بسپاریم، با جهان «النّاشرات نشرا» که منجر به «فالفارقات فرقا» خواهد شد؛ روبه‌رو نمی‌شویم؟ موفق باشید    

31982
متن پرسش

سلام استاد: این جلسه اول پانزده نکته از عقل تکنیکی رو که با صحبت های شما جلو آمدم حس کردم تاریک شدم، اشکال کار کجاست؟ آخه شما همش توجه به ملکوت میدید این سری انگار برعکس شد یا نحوه نگاه من غلطه؟ ممنون از شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هنوز هم نظر به ملکوت است ولی آن‌چنان زمانه وسعت یافته است که می‌توان در این تاریخ آخرالزمانی نور ملکوت را حتی در همین عالَم طبیعت نیز مدّ نظر آورد. ولی تفکر غربی به جای آن‌که طبیعت را آینه نظر به ملکوت کند و از این حوالت تاریخی بهترین بهره را برگیرد، طبیعت را به عنوان منبع انرژی مدّ نظر آورد و تکنولوژی را نیز در راستای استخراج انرژی‌های زمین به کار گرفت که إن‌شاءالله در جلسات بعدی در این رابطه صحبت خواهد شد. موفق باشید    

31568

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: یک کلیپ سه دقیقه‌ای از برنامه زندگی پس از زندگی است. خواهش می‌کنم ببینید و نظرتون رو بگید. ببخشید مزاحم وقت گران‌بهایتان شدم. لینکش اینه: https://tabnakjavan.com/fa/news/38910/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%AD%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکالی در موضوع نیست. معلوم است که انسان در شرایطی که بدنش قدرت جذب کامل روح را ندارد، مثل وقتی که تصادف کرده است، روح او کمی آزادتر می‌تواند خود را در زمان‌ها و مکان‌های دیگر حاضر کند که بحث آن در مباحث معرفت نفس شده است. موفق باشید

31543

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: ممنون از وقتی که می گذارید برای جواب به سوالات و ممنون از مباحث راهگشای شما. بنده یک مدتی هست درگیر این مساله شدم که اصلا نمی توانم اون طور که باید درک کنم که امام زمان حی و حاضر هستند، همه چی در حد یک سری مفهوم و کلمه شده، انگار اصلا اونقدر که خودم را درک می‌کنم ایشون رو نه، یعنی بود خودم رو حتی برخی ادعیه رو که وسطی قطع می‌کنم چون اصلا دروغ دارم میگم انگار. شما در جواب کسی که یک چنین سوالی پرسیده بود رابطه قلبی با حضرت آقا رو در جواب گفته بودید. بنده واقعا قلبا با ایشون مرتبط هستم گاهی احساس می‌کنم حتی ایشون رو بیشتر از امام زمان دوست دارم و حقیقت را ایشون و انقلاب میدونم. ولی نمی دونم بالاخره امام زمان هم هستند جدای از آقا پس چطور باید به این حضور رسید؟ نمی دونم مشخص شد سوال برای شما! ممنون اگر در خصوصی جواب بدهید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» که روی سایت هست بتواند افقی را در این رابطه بگشاید. موفق باشید

31389
متن پرسش
بسمه تعالی: سلام علیکم: بنده بیشتر اوقات با اینکه سعی دارم حرام و حلال رو رعایت کنم ولی معمولا مراقبه ی خوبی ندارم، یعنی بیشتر وقتا کلا حواسم به حرکات و سکناتم نیست و در حال خوف و خشیت از خدا نیستم و ... بدی قضیه اینه که حتی عزم محکمی نمی‌کنم، هی با خودم میگم باید ازین به بعد مراقبه کنم ولی به عزم جدی تبدیل نمیشه، شما چه پیشنهادی دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود در مباحث «معرفت نفس» وارد شوید تا با روبه‌روشدن با نورانیتِ جان‌تان، نقش مکدّر کردنِ گناهان را که جان انسان را از درک حقیقت محروم می‌کند، احساس نمایید. موفق باشید

 

31308

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده عزیز: من بیست ساله هستم. تقریبا به تمامی چیزهایی که به فلسفه، سیاست، جامعه شناسی و معارف مربوط میشه علاقه ای ندارم. در واقع حتی نسبت به معارف احساس بدی دارم و فکر می‌کنم اگر سمتش برم یا لج می کنم یا به فکر فرو میرم و افسرده میشم. فقط به مباحث رفتاری و کاربردی علاقه دارم. دوست دارم فقط کار انجام بدم و یاد بگیرم و اصلا به آینده و جهان و هستی و مرگ و... فکر نکنم. اما چالش هایی هستن که گاهی ذهنم رو درگیر میکنن و احساس می‌کنم برای مواجهه باهاشون به معارف و بنیان های فکری عمیق نیاز هست. مثلا کلا با ازدواج و بچه دار شدن کنار نمیام و از طرفی هم نمیتونم بگم که می خوام کلا تنها باشم. یا اینکه حالت خنثایی که نسبت به سیاست دارم برام ترسناکه و می‌ترسم پیش خودم تحقیر بشم و نمیدونم اگر مجبور بشم بین جمهوری اسلامی و مخالف هاش یکی رو انتخاب کنم و برای انتخابم همه چیزم رو فدا کنم اصلا جرئت انتخاب کردن دارم؟ یا ارتباط با انسان ها. تقریبا بعد از تعامل با هر کسی به یه شکل به چالش برمی‌خورم .برای مثال اصلا نمیتونم با فرد مقابل قاطع باشم. نمیتونم از ارتباط لذت ببرم و در درونم احساس ناراحتی دارم. یا اینکه خیلی از وابسته بودن و نیاز داشتن به بقیه می‌ترسم حتی برای چیزهای کوچک. یا از گرفتن حقم می‌ترسم و نمیدونم اگه بهم ظلم بشه باید چه کار کنم. یا از پیر شدن و ناتوان شدن و تغییر چهره ام می ترسم. الان نماز میخونم و برای مسائلی که در زندگی جاری بهشون برخورد می‌کنم و گاهی هم همین چالش ها با خدا و سردار سلیمانی صحبت می‌کنم و دعا می‌کنم. اول های کتاب آشتی با خدا رو قبلا خوندم و تقریبا با کتاب ده نکته از معرفت نفس آشنایی دارم و همون حسی رو نسبت بهشون دارم که اول بار گفتم. به نظرتون چه کار کنم؟ خیلی ممنونم که وقت گذاشتید و سوالم رو خوندید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال برای بهتربودن برای خود و با خودْ به‌سربردن به طوری که نخواهیم از خود فرار کنیم؛ از تذکرات قرآنی و با تدبّر در قرآن، نمی توانیم غفلت کنیم. موفق باشید

31028

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: خواهشا مستقیم جواب بدید و ارجاع ندین. آیا ذات خدا جدای از اینکه انسانها چ طور عمل می‌کنند تا خوشبخت شوند، آیا ذات خدا تماماً پر از عشق و رحمت واسعه است یا هم عشق و رحمت دارد و هم یک جلالِ پر شکوه؟ و اگر ذات خدا عینِ عشق و رحمت است پس چرا انسان در جهانی است که پر از سختی هاست و چرا باید این طور رقم خورده باشد که حتماً در دنیا باید اهل ایمان و غیر ایمان سختی بکشند تا به لقاء الله برسند؛ منبع این سختی کشیدن چیست؟ خداوند در قرآن فرموده خطاب به انسان که «اِنَّکَ کادِحٌ اِلي رَبِّك كدحاً فَمُلاقيه» و به این معنا که بالاخره باید سختی کشید تا به ملاقات خدا رسید. حال سوال این است که چرا باید این طور باشد. خواهشاً در همین جا حواب کامل دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری «طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک / چو درد در تو نبیند که را دوا بکند» و لذا صورت رحمت رحمانیه‌ی خداوند است که همواره در تجلی است مگر آن‌جایی که زمینه‌ی پذیرش رحمت نباشد. ۲. عنایت داشته باشید که آیه‌ی مذکور انسان را مورد خطاب قرار می‌دهد یعنی وجهی از شخصیت آدم‌ها که نسیان آن‌ها بر آن‌ها حکومت می‌کند. اینان هستند که برای ملاقات حضرت محبوب باید تلاش کنند از نسیانی که به جهت مشغول شدن به کثرات بر آنان غالب شده عبور نمایند.

30508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در کدام‌یک از تالیفاتتون موضوع عقل نظری و عقل رو تشریح کردین؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور مستقیم بحثی در این مورد نداشته‌ام. شاید در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» نکاتی به‌دست آورید. موفق باشید

29571

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وحدت شخصیه وجود با مسئله اختیار چگونه قابل جمع است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود خداوند انسان را مختار آفریده. بنا به گفته‌ی علامه‌ی طباطبایی، انسان در مختاربودن مجبور است. در این مورد خوب است به جزوه‌ی «جبر و اختیار» که روی سایت هست، رجوع شود. موفق باشید

http://lobolmizan.ir/leaflet/1307/%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1

29427

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: سوالی را قبلا خدمتتان ارسال کردم در خصوص فرمایش علامه طباطبایی در مورد انقلاب با توجه به اینکه دیدم مجدد در سایت بیان شده خواستم مطلبی را برای نقد و نظر خدمتتان ارسال کنم. این سوال را از یکی از علمایی که دستی در تفسیر قرآن دارند پرسیدم ایشان به این صورت جواب دادند: علامه انسان بسیار دقیقی است و این حرف بلندیست و باید توجه داشت در هیج جای قرآن شهید به معنای مقتول نیست. با تشکر از شما استاد گرانقدر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این امر پس باید بگوییم معنی شهیدشدنِ اسلام، یعنی تعالی پیداکردن آن. موفق باشید

29315

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید چگونه خودمونو بشناسیم. ثانیا تقریبا چقدر وقت می‌برد تا بتوانیم از طریق معرفت نفس خدا را بشناسیم و با معرفت عبادت کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با مباحث «معرفت نفس» می‌توان این راه را شروع کرد که شرح کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با صوت آن روی سایت هست. «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید رفت». موفق باشید

29209

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من خانمی هستم که یک دختر کوچک دارم و من و همسرم خیلی دوستش هم داریم. اما همسر من خیلی تمایل دارند فرزند بعدی مان پسر باشد، من جنسیت برایم مهم نیست و می گویم هرچه خدا بخواهد و سالم و صالح باشد ولی نظر ایشان اینست که وقتی علم پیشرفت کرده و از طریق روش های آزمایشگاهی مثل آی وی اف می توان جنسیت بچه را انتخاب کرد و خدا هم به انسان عقل استفاده داده، از این روش ها استفاده کنیم. اما من دلم راضی نیست و فکر می‌کنم دست کاری در کار خداست و بهتره طبیعی به خدا بسپاریم. نظر شما چیست؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان آن روش آزمایشگاهی نیستم ولی اگر نظام طبیعیِ بدن را به هم نمی‌زند، می‌توان به آن فکر کرد. موفق باشید

28837

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: استاد شخصیت آدم باید چطوری باشه؟ یه شخصیت وابسته یا مستقل؟ اگه مستقل چطوری مستقل باشه تا با توحید جور در بیاد؟ منظورم از وابسته بودن شخصیت بعد عاطفی نیستا خود هویت و شخصیت به ما هو شخصیت منظورمه! ببخشید! التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در بستر توجه به حضرت حق آنچه را وظیفه می‌بیند، انجام می‌دهد و خودش در این رابطه فکر می‌کند و از نظر بقیه نیز به کمک فکر خود استفاده می‌نماید. موفق باشید

28324
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت: کلا وقتی اوضاع جامعه رو می‌بینم، دلم میخواد یک دل سیر گریه کنم. هم وضعیت اقتصادی، هم فرهنگی و ... یه نمونش, همین وضعیت بی در و پیکر فضای مجازیه... وقتی تاثیر این رو تو سبک زندگی ها می‌بینم, داغون میشم، وقتی دوستان و رفقا رو می‌بینم که چطور روز به روز، در اثر همین فضای ولنگار، به مشکلات عدیده ای میخورن در زندگی، میمونم که باید چکار کنم؟ میدونم باید هم صبر انقلابی داشت و هم عمل انقلابی... ولی راستش نمیدونم چجوری! ممنون میشم راهنمایی بفرمایید بنده رو.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌چیز برای حضور در جهانی است که از یک طرف با خرد جدید و اجتماعی خاص باید روبه‌رو شد، و از طرف دیگر باید در چنین تاریخ و جهانی به قدسی‌بودن فکر کرد.

  خرد جدید ،خردی است تاریخی و مربوط به جغرافیای خاصی نیست، تقدیری است تا انسان از تک ساحتی قرون وسطا که خدا را در مفاهیم بلند جستجو می‌کرد، خدا را در همه‌جا بیابد و طبیعت نیز آینه انکشاف حقیقت باشد و بدین لحاظ از نظر تاریخی خرد جدید می‌تواند قدمی به جلو باشد.

 با توجه به امر فوق بنا بر این است که خرد جدید را بفهمیم که مبتنی بر نظام معرفتی خاص خود می‌باشد که چندان شبیه و نزدیک به زیستِ جهان گذشته‌ی ما نیست و به یک معنا در آن نحوه‌ی از جهانی شدن بشر به میان آمده است. موفق باشید

28308

تفکر قرآنیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: امروز با چه رویکردی لازمست به کلام الله مجید رجوع کنیم تا افق نگاه مان بسوی تمدن نوین اسلامی و نظام سازی توحیدی و عظمت و سعه روحی در این مسیر برای عدم استعجال و عدم بصیرت در شناخت حوادث و شاخص ها و ایجاد صبر برای طی این مسیر عظیم باشد و آیات را راه و نوری برای طی این مسیر ببینیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا بحثهای تفکر قرآنی شروع خوبی برای مد نظر قراردادن چنین موضوعی نمی‌تواند باشد؟ در حدی که بشر امروز متوجه ی حقیقتی بشود که قرآن متذکر آن است در امروز تاریخ ما؟ موفق باشید

28263

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در خصوص سردار سلیمانی سوالی دارم ، ایشان قبل از ظهور داعش بمدت دو سال در سوریه برای کمک به بشار اسد و حفظ حکومت ایشان جنگیده اند. می خواستم بدانم عزیزانی که اعتقاد به حقانیت راه ایشان و انقلاب دارند چگونه از این موضوع (جنگ ایشان بر علیه مردم سوریه و دفاع از حکومت بشار اسد) دفاع می کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که به بهانه‌ی بهارِ عربی، می‌خواستند حکومت حافظ اسد را سرنگون کنند تا یکی از ارکان جبهه‌ی مقاومت را که بشّار اسد نیز اعتقاد به مقاومت در مقابل اسرائیل داشت؛ سرنگون نمایند. و اتفاقاً رهبر معظم انقلاب با هوشیاری متوجه‌ی این امر شدند و در عین حفظ دولت اسد، پیشنهاداتی برای تغییر نظام سیاسی سوریه داده شد و عملی گشت. موفق باشید

28170

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آقای میرباقری معتقدند باید تمدن غرب را در درون فرهنگ و تمدن اسلامی استحاله کرد. و معتقدند نظر رهبری و امام هم همینه. من چند سوال در این رابطه دارم. اول اینکه آیا شما هم معتقد به استحاله هستید؟ دوم اینکه کیفیت این استحاله چگونه است؟ سوم اینکه تفکرات آقای میرباقری در بحث غرب شناسی و تمدن سازی چگونه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را خود استاد باید شرح بدهند که منظورشان از استحاله، چیست. و البته مسئله بسیار حساس است. موفق باشید

27853

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد محترم سلام: یک مسئله ذهنم رو سخت بخود مشغول کرده است۔ حضرت آیت الله حسن زاده آملی در شرح فصوص خود بظاهر بر بیان ابن عربی صحه گذاشته اند که حدیث متنازعه تأبير النخل رو بیان کرده ازش برای بیان مطلب خویش تایید گرفته است۔ آیا حدیث مذکور برای ما قابل پذیرش هست؟ اگر این از برخی مواردی می باشد که ابن عربی دچار خطا شده است چرا آیت الله حسن زاده آملی درباره اش توضیح نداده اند؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد در بین علمای شیعه که به یک نحو سهوالنّبی را پذیرفته‌اند، بعضاً ردّ نشده. و شاید استاد بنای ورود بر چنین مواردی را نداشته‌اند به‌خصوص که جناب ابن‌عربی حرف اصلی‌اش چیزی بالاتر از این نکات است. موفق باشید

27473
متن پرسش
سلام علیکم: آیت الله جوادی آملی در سخنانی در درس خارج فقه خود مورخ ۹۲/۱۲/۷ فرموده اند: «به ما گفته اند که قرض کردن و عاریه گرفتن روا نیست؛ چرا که این کار موجب غصه شب و ننگ روز است. بزرگان اخلاق می گویند اینکه قرض و عاریه گرفتن خوب نیست، یعنی با سرمایه ای که خدا به تو داده زندگی کن. درسهای حوزه و دانشگاه یا قرض است یا عاریه؛ اگر ما مجتهد شویم، علم مان را غرض گرفته ایم و اگر مجتهد نباشیم، عاریه است. حرف چشم و گوش درونتان را بشنوید و صحیفه خودتان را مطالعه کنید.» منظورشان از مطالعه صحیفه خود را بخوانید و به چشم و گوش درونی توجه کنید و اینکه علم دانشگاه و حوزه اگر ما صحیفه خود را نخوانیم، قرض و عاریه است چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال تا در هر امری در آن امر به اجتهاد نرسیم، به معنای واقعی از آن علم تغذیه نمی‌کنیم و حسّ حضور در آن علم را نمی‌یابیم و این یک امرِ جدّی است از آن جهت که جهانِ انسان‌ها گسترده شده است و نمی‌توان جزیره‌ای فکر کرد، چیزی که در جزوه‌ی «قرارگرفتن در بودنِ تاریخی خود» به آن اشاره شد. موفق باشید

26618
متن پرسش
سلام و عرض ادب: در مورد المیزان شریف: آیه شریفه: نفخت فیه من روحی ... و نفخه به جنین چهارماه که به حدی رسیده که لایق دمیده شدن از روح است. آیا همین جملات قرآن و علامه را می توان در جامعه نیز تسری داد؟ مثلا بگوییم: اگر جامعه نیز مردم اتحادی با هم ایجاد کنند و خودی نشان بدهند (مانند قضیه تشییع حاج قاسم)، خدا از روحش در جامعه می دمد، و آن جامعه در رشد و نمو می افتد و ناگهان می بینیم مجلس کار آمد تری نیز انتخاب می شود! آیا می توام این مسیر را اینگونه نگاه کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه همین‌طور است که هر چه انسجام و وحدتی در میان باشد، نور خدا به صورت تجلی و نامرئی به صحنه می‌آید به همان معنای «یدالله مع الجماعه». موفق باشید

نمایش چاپی