سلام استاد: خدا قوت، کتاب جامع و خیلی دقیق عقاید چه بخوانیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره عقاید واقعی همان مطالبی است که قرآن میفرماید و تذکر میدهد و اشاره میکند. به نظر بنده تفسیر گرانسنگِ «المیزان» یک دوره اصول عقاید اصیل و نورانی است و بهتر از آنچه کتابهای کلامی و استدلالی ما را نسبت به حقایق آگاه میکنند، متوجه حقایق مینماید. موفق باشید
استاد عزیز سلام علیکم. آیات قرآنی تعاون در اثم و عدوان را توصیه نمی فرماید. رژیم سعودی نماد این دو امر است. آیا رفتن به حج به نحوی کمک به این رژیم نیست؟! برای من این سوال بزرگ شده است، لطفا راهنمایی فرمایید که با این وجود و احتمال کمک به این رژیم آیا باز هم می توان به حج رفت و یا معادل مصارف را به کار «بر» و « تقوی» اختصاص داد. با عرض سلام و احترام مجدد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئولین نظام با توجه به همین نکاتی که میفرمایید معتقدند در حج واجب چون در جمع مسلمانان سایر کشورها حاضر میشویم و به خودی خود آن حضور، تریبونی برای ما هست منافعش بر مضارّش میچربد و اتفاقاً آل سعود سعی دارد به بهانههای مختلف مانع حضور ما شود و یا سهم کمتری به ما اختصاص دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً ظرفیت قرآن به جهت ابعاد ملکوتیاش طوری است که با هر کدام از قرائتهای پذیرفته شده با ما سخن دارد و چنانچه ملاحظه کنید علامه طباطبایی بعضاً در ارائه مقصد بعضی از آیات از قرائت مشهور استفاده نمیکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال وقتی انسانها با چنین روضههایی روبرو شوند حقیقت حرکت امام در حجاب میرود زیرا در روضهها به هر حال باید متذکر افقهای قدسی حرکت امام بشویم.
- باسمه تعالی: سلام علیکم: سوال شده بود:
"""سلام علیکم وقتتون بخیر استاد گرانقدرم. نظرتون راجع به این متن چیست؟ به نظرم خیلی زیبا بود. خاطره ای از دکتر زرین کوب:
روز عاشورا بود و در مراسمی به همین مناسبت به عنوان سخنران دعوت داشتم، مراسمی خاص با حضور تعداد زیادی تحصیل کرده و به اصطلاح روشنفکر و البته تعدادی از مردم عادی، نگاهی به بنر تبلیغاتی که اسم و تصویرم را روی آن زده بودند انداختم و وارد مسجد شده و در گوشه ای نشستم، دنبال موضوعی برای شروع سخنرانی خودم می گشتم، موضوعی که بتواند مردم عزادار را در این روز خاص جذب کند، برای همین نمی خواستم فعلا کسی متوجه حضورم بشود، هر چه بیشتر فکر می کردم کمتر به نتیجه می رسیدم، ذهنم واقعا مغشوش شده بود که پیرمردی که بغل دستم نشسته بود با پرسشی رشته ی افکار را پاره کرد:
ببخشید شما استاد زرین کوب هستید؟
گفتم: استاد که چه عرض کنم ولی زرین کوب هستم.
خیلی خوشحال شد مثل کسی که به آرزوی خود رسیده باشد و شروع کرد به شرح اینکه چقدر دوست داشته بنده را از نزدیک ببیند.
همین طور که صحبت می کرد، دقیق نگاهش می کردم، این بنده خدا چرا باید آرزوی دیدن من را داشته باشد؟ چه وجه اشتراکی بین من و او وجود دارد؟ پیرمردی روستایی با چهره ای چین خورده و آفتاب سوخته، متین و سنگین و باوقار.
می گفت مکتب رفته و عم جزء خوانده، و در اوقات بیکاری یا قرآن می خواند یا غزل حافظ و شروع به خواندن چند بیت جسته و گریخته از غزلیات خواجه، و چه زیبا غزل حافظ را می خواند.
پرسیدم: حالا چرا مشتاق دیدن بنده بودید؟
گفت: سؤالی داشتم
گفتم: بفرما
پرسید: شما به فال حافظ اعتقاد دارید؟
گفتم: خب بله، صددرصد
گفت: ولی من اعتقاد ندارم
پرسیدم: من چه کاری میتونم انجام بدم؟ از من چه خدمتی بر میاد؟ (عاشق مرامش شده بودم و از گفتگو با او لذت می بردم)
گفت: خیلی دوست دارم معتقد شوم، یک زحمتی برای من می کشید؟
گفتم: اگر از دستم بر بیاد، حتما، چرا که نه؟
گفت: یک فال برام بگیرید
گفتم ولی من دیوان حافظ پیشم ندارم. بلافاصله دیوانی جیبی از جیبش درآورد و به طرفم گرفت و گفت: بفرما
مات و مبهوت نگاهش کردم و گفتم، نیت کنید
فاتحه ای زیر لب خواند و گفت: برای خودم نمی خوام، می خوام ببینم حافظ در مورد امروز (روز عاشورا) چی می گه؟
برای لحظه ای کپ کردم و مردد در گرفتن فال.
حافظ، عاشورا، اگه جواب نداد چی؟ عشق و علاقه ی این مرد به حافظ چی میشه؟
با وجود اینکه بارها و بارها غزلیات خواجه را کلمه به کلمه خوانده و در معنا و مفهوم آنها اندیشیده بودم، غزلی به ذهنم نرسید که به طور ویژه به این موضوع پرداخته باشد.
متوجه تردیدم شد، گفت: چی شد استاد؟
گفتم: هیچی، الان، در خدمتتان هستم.
چشمانم را بستم و فاتحه ای قرائت کردم و به شاخه نباتش قسمش دادم و صفحه ای را باز کردم:
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی خوش بشنو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی
جانا روا نباشد خونریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بینهایت
ای آفتاب خوبان میجوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت
هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
خدای من این غزل اگر موضوعش امام حسین و وقایع روز و شب یازدهم نباشد، پس چه می تواند باشد، سالها خود را حافظ پژوه می دانستم و هیچ وقت حتی یک بار هم به این غزل، از این زاویه نگاه نکرده بودم، این غزل، ویژه برای همین مناسبت سروده شده. بیت اولش را خواندم از بیت دوم این مرد شروع به زمزمه کردن با من کرد و از حفظ با من همخوانی می کرد و گریه می کرد طوری که چهار ستون بدنش می لرزید، انگار داشتم روضه می خواندم و او هم پای روضه ی من بود. متوجه شدم عده ای دارند ما را تماشا می کنند که مجری برنامه به عنوان سخنران من را فراخواند و عذرخواهی که متوجه حضورم نشده، حالا دیگه می دونستم سخنرانی خود را چگونه شروع کنم.
بلند شدم، دستم را گرفت می خواست ببوسد که مانع شدم، خم شدم، دستش را به نشانه ی ادب بوسیدم. گفت معتقد شدم استاد، معتقد بووودم استاد، ایمان پیدا کردم استاد، گریه امانش نمی داد آن روز من روضه خوان امام شهید شدم و کسانی پای روضه ی من گریه کردند که پای هیچ روضه ای به قول خودشان گریه نکرده بودند.
پیشنهاد می کنم هر وقت حال خوشی داشتید، وقایع روز عاشورا و شب یازدهم را در ذهن خود مرور کنید و بعد، این غزل را بخوانید."""
و بنده در جواب سوال عرض کردم:
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم هیچ راهی جز آنچه آن پیرمرد از آن دریافت کرد، نیافتم که همان اشک ریختن است با دیدن این غزل و با توصیفی که در آن شرایط پیش آمدهاست. راستی را آیا جز این است که جناب حافظ لسان الغیب است و غیب، چیزی است که هر جا ظهور کند همهی آنچه باید به ظهور آید به میان میآورد و چه چیزی زیبا تر از قصهی حضرت سیدالشهدا «علیهالسلام» وقتی که لسان الغیب از ابعاد غیبیِ آن سخن بگوید؟ موفق باشید
----------------------------------------
حال عرض بنده آن است که این موارد، سند معتبر نمی خواهد بهانه ای است تا با حضور جناب حافظ به کربلا نظر شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». در این امور همان خدایی که این میلها را فراهم کرده است بستر تحقق آن را نیز خودش کمک میکند و در دل حادثه إنشاءالله ضعفها برطرف میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در قیامتشدنِ این دنیاست، وگرنه هماکنون هم برزخ هست و هم قیامت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در برزخ هنوز انسانها نسبت خود را با دنیا قطع نکردهاند که نتوانند ناظر به کلیات امور دنیا نباشند. در شرح مباحث کتاب «معاد» در این مورد عرایضی شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با معرفت بیشتر و دینداری همهجانبه، اعمال ما تأثیر خود را میگذارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً به ایمیلتان اینطور جواب داده شد. اگر در این امتحانی که پیش آمده، گذشت نکنند سایهی سیاهِ عدمِ گذشت، برای ایشان مشکل ایجاد میکند بهخصوص که بندهی خدایی را عملاً از یک کار محروم کردهاند و فکر نمیکنم وظیفهی شما آن باشد که در این مورد آن فرد را از کار محروم کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر در آن شعر به معنای نظر به چشماندازهای حقیقت و عبور از خودبینیها و غرضورزیها میباشد به همان معنایی که جناب مولوی فرمودند
چون غرض آمد، هنر پوشیده شد / صد حجاب از دل به سوی دیده شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بزرگان در تفسیر روایت فوق میفرمایند اگر به عنوان مهدی امت قیام کند، به آن مشکلات گرفتار میشود. پس شامل هر قیامی نمیگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی اینطور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً روی رفقای طلبهای که خواهران مذهبی دارند، فکر کردهاید از آن جهت که آنها فرهنگ زندگی با طلبه را عموماً میدانند. ثانیاً: همانطور که میفرمایید حضور در ارگانهای عقیدتی، شخصیت علمی شما را نگه میدارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! ایشان را نمیشناسم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید همان دستورات اسلام در نوع غذاخوردن و خواب مناسب که نه افراط باشد و نه تفریط، کارساز است. با ادامهی بحثها در کتاب «خویشتن پنهان» إنشاءاللّه مطالب روشنتر میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. آنچه هست بحمداللّه نظام اسلامی به رهبریِ نایب الامام هر روز سنگری را در تقابل با نظام استکباری فتح میکند و ما باید نسبت به آیندهی نظام امیدوار باشیم و این درست برعکس القائات شیطانیِ سرسپردگانِ دنیای استکبار است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان گشوده شود و چیزی از او پنهان نماند، همهی ابعادش ظاهر میگردد پس باید در این دنیا طوری خود را بسازد که چون به ظهور آمد زیباییها به ظهور آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه جناب حاج آقا اصفا با پشتکار خود و روح زلالشان میتوانند به رفقا کمک کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «یقین» در آن روایت در نسبت سیر به سوی حضرت حق مطرح شده است ولی منظورِ «یقین» در آیهی ۱۴ سورهی نمل یعنی اینکه فرعون اطمینان داشت حضرت موسی «علیهالسلام» پیامبرند و نه ساحر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم ترک حداد بیش از سه روز به معنی عزا و ماتمگرفتنِ بیش از سه روز است و شاید این غیر از آن باشد که عرف، پذیرفته است شخص عزادار در حدّی که یادآورِ عزاداریاش باشد، لباس مشکی بپوشد. با اینهمه نباید بر پوشیدن لباس مشکی به مدت طولانی تأکید کرد. موفق باشید
سلام استاد جان: خدا قوت! به فضل الهی قرار است دوره ای معرفتی برای نوجوانان برگزار کنیم. شروع دوره با کتابهای ۱. جوان و انتخاب بزرگ ۲. چه نیازی به نبی ۳. ده نکته ۴. نامه های بلوغ ۱ و ۲ باشد. سوال اول: بعد از این سیر کتاب ها شما چه کتاب های دیگری معرفی می کنید؟ سوال دوم: چون هر اندیشمندی عالَم خاص خود را دارد آیا ترکیب کتاب های شما با استاد صفایی و دیگر اندیشمندان عزیز، تداخل و چندگانگی ذهنی ایجاد نمی کند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر میآید کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» موجب حضور خوبی برای نوجوانان باشد وقتی در کنار آنها جملات حضرت علی«علیهالسلام» را به میان آوریم. ۲. فضای روحانی آثار استاد صفائی حائری و امثال ایشان در همان فضای توحیدی انقلاب اسلامی است و همه به یک سو و به یک آینده نظر دارد، آیندهای که بشر سرنوشت خود را با آموزههای دینی دنبال کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این حالت، نسبت به آن بیماری طبیعی است و تجربه بنده نیز همین را نشان میدهد. با این که بنده هیچ درمان شیمیایی و سنتی جهت رفع آن بیماری که به صورت خفیف برایم پیش آمد؛ انجام ندادم و بیشتر در فضای ماه رجب و روزه داری آن بیماری پیش آمد، با اینهمه حالاتی که می فرمایید کم و زیاد تا مدتی در صحنه بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده برداشت خوبی است زیرا بالاخره مؤمنین واقعی چنین خصوصیاتی دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در حفظ حضرت نسبت به تحقق دولت کریمه است و اینکه از پروردگار عالم تقاضا میکنیم تا حضرت جهت مأموریتشان محفوظ بمانند به معنای موفق شدن ایشان و برنامههایشان میباشد. موفق باشید
