بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30474

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام: بعد از خواندن دکتر داوری و مباحث جهانی بین دو جهان احساس غربت در مواجهه با بعضی از این به اصطلاح اهل فکرها به انسان دست می دهد انگار در وطن خویش انسان غریب است احساس حضرتعالی چیست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور می‌شود با مطالعه‌ی کتاب که هنوز به منصه‌ی ظهور نیامده، جهانی گسترده مقابل انسان گشوده می‌شود و سایر انسان‌هایی که به نحوی به دنبال حقیقت‌اند، از آنِ ما خواهند شد. موفق باشید

30120

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
مدام به در بسته می خورام و چندین سال هست دیگه نا امیدی در من رخنه کرده. تلاشم بسیار اما نتیجه هیچ.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوش‌خُلقی، خوش‌بینی، تواضع، صداقت، صله‌ی رحم. موفق باشید

30101

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: عذر میخوام مزاحم وقتتون میشم. یکی از امتحان های الهی طبق آیه قرآن «لنبلونکم بشی‌ء من الخوف» ترسه. استاد چطور توی این امتحان پیروز بیرون بیام، و نشونه پیروزی چیه؟ ۱. آیا اینکه سعی کنیم نترسیم خودش راه پیروزی توی این امتحانه؟ ۲. بعضی وقتها وقتی سعی می‌کنم نترسم، به بیخیالی تبدیل میشه برام و بعد هم که در شرایطش قرار می‌گیرم به اضطراب های شدید و بیماری های جسمی و بی نظمی دچار میشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوف مورد نظر، نوعی هوشیاری است تا انسان متوجه شود باید زندگی را سرسری نگیرد و نسبت به راهی که در پیش دارد، تجدید نظر کند. موفق باشید

29711

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود: این شاگرد کوچک برای اینکه از قافله درس شما عقب نماند، دست و پا نشسته پرید در (بنیان های حکمت حضور در جهانی بین دو جهان) و یکهو شمیم آشنایی به مشامش خورد که انگار سالهاست با آن آشناست و الفاظ شما چه زیبا آن ها را به تصویر می‌کشید همان جا که در نکته اول می‌فرمایید «با برافروختن روح امید در جان آنهایی که در راه قدم می‌زنند، با درک رنجی مقدس و ماواگزیدن در همان راه و به دوش کشیدن طوفانی که باید همچنان شعله ور بماند. راه گفتگو خداوند با بندگانش ترسناک نیست» بله! این ها توصیف حالات و لحظاتی است که قبلا در شب های سرد و روزهای داغ مسیر نجف تا کربلای اربعین حس می‌کردیم و با رنجی مقدس و به دور از توجه به ظلمات حاشیه ای و بدون هیچ ترسی (چون مقصد حسین (ع) بود و اصحابش که اصلا به سمت آنها فرار می‌کردیم پس ترس که نبود و بلکه شوق بود تماما) راه می‌پیمودیم. تازه می‌فهمیدم اربعین تجسم عینی انقلاب است و زبان انقلاب همان احساسی است که در اربعین تجربه می‌کنیم و بهترین روش همین توصیفات شاعرانه شما است و دیگر هرچه بیشتر بحث شود اصل حس را از بین می‌برد. شما و دوستان با هم بحث می‌کردید و جسم من صدایتان را می‌شنید ولی روحم در مسیر نجف به کربلای اربعین پیاده قدم می‌گذاشت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله خیر باشد. به هر حال آینده‌ی ایمانی ما از طریق این نوع مباحث، آینده‌ی ایمانیِ سراسر نشاط و حضور خواهد بود. موفق باشید

29218
متن پرسش
با سلام: نظرتون در مورد اوضاع فعلی مملکت چیه؟ واقعا بعد از گذشت این همه سال از انقلاب این باید باشه حال روز ملت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حرکت توحیدی موانعی هست چه موانعی از فهم‌های ارتجاعی و غرب‌زده‌ی داخلی، و چه موانعی از جنس استکبار خارجی. عمده جهت‌گیری اصیل توحیدی است که اگر با مقاومت بر آن پایدار بمانیم نه‌تنها زندگی معنای دیگری می‌یابد، از موانع مذکور نیز عبور می‌کنیم. راز واژه‌ی «صبر» در قرآن در این رابطه آمده است و فرمود: «بشّر الصابرین». موفق باشید

28516

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده چند سال است دچار افسردگی شده ام و تحت درمان می باشم. اما خیلی وقتها حالم بد می شود و از کار و زندگی می افتم. اگر درمان را قطع کنم که کاملا فلج می شوم. به قول خودتان از قول مولوی در این چند سال به هرجمعیتی نالان شدم و راههای مختلفی رفتم برای بهبودی. سیر مطالعاتی سایت را شروع کرده ام اما به همین دلیل بدحالی خیلی کند پیش می روم. حال معنوی ندارم. خواهش می کنم کمکم کنید راهی پیش پایم بگذارید. زکاتم ده که مسکین و فقیرم. خواهش می کنم کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا به حضور در جمعِ رفقایی که اهل این مباحث هستند، فکر کرده‌اید؟ موفق باشید

27595

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: طاعات شما قبول. در یکی از سوالات درباره جزوه ارتباط دین با روانشناسی صحبت شده بود. من هرچه در سایت گشتم جزوه ای با این موضوع پیدا نکردم. در نرم افزار هم همینطور. مدیر کانال هم سوال کردم پیدا نکردند. گفتند از خودتان سوال کنیم. لطفا هر مطلبی با موضوع روانشناسی و دین دارید در کانال یا سایت قرار بدین. التماس دعا. اجرتون زیاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبل‌ها که هنوز تایپ کامپیوتری نبود، آن جزوه تهیه شد. فکر نمی‌کنم خودم هم بتوانم آن را پیدا کنم. موفق باشید

27294

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به مباحث معرفت النفس و اینکه مطابق شریعت الهی، باید کوشید تا روح مان جسم را تدبیر کند و اراده و ارتباط تن با من شدیدتر شود تا حیات انسانی، والاتر و قدسی تر شود، در مبحث سلامتی و طب چه برنامه و خطوطی باید در نظر گرفت تا هر چه بهتر امر تدبیر بدن توسط روح و صحت جسمانی توام با سیر در عالم قدس معنا بوجود بیاید؟ اگر امکان تبیین و تفصیل این مطلب در قالب پرسش و پاسخ نیست لطفا منبع و مطالبی در این باب معرفی فرموده یا به طریقی که به نظرتان مفید است ارسال بفرمایید. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید همان دستورات اسلام در نوع غذاخوردن و خواب مناسب که نه افراط باشد و نه تفریط، کارساز است. با ادامه‌ی بحث‌ها در کتاب «خویشتن پنهان» إن‌شاءاللّه مطالب روشن‌تر می‌شود. موفق باشید

27184
متن پرسش
سلام علیکم: گویا رهبر معظم انقلاب چند روز قبل در یک جایی فرموداند که دشمن به زودی آخرین برگ برنده اش را رو می کند و جبهه مقاومت هم برگ برنده رو از جانب یمن رو خواهد کرد و اینکه کرونا باعث بحران در آمریکا شده و جنگ داخلی در امریکا ایجاد می شود، نظر حضرت استاد چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. آنچه هست بحمداللّه نظام اسلامی به رهبریِ نایب الامام هر روز سنگری را در تقابل با نظام استکباری فتح می‌کند و ما باید نسبت به آینده‌ی نظام امیدوار باشیم و این درست برعکس القائات شیطانیِ سرسپردگانِ دنیای استکبار است. موفق باشید

27012

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به آیه ۱۱ سوره حاقه (یومئذٍ تُعرَضُونَ لَاتَخفی مِنکُم خَافیه) عرضه شدن انسان به خدا در روز قیامت برای چیست؟ آثار این ویژگی برای شناخت قیامت، چه تاثیرات تربیتی می تواند در زندگی افراد بگذارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان گشوده شود و چیزی از او پنهان نماند، همه‌ی ابعادش ظاهر می‌گردد پس باید در این دنیا طوری خود را بسازد که چون به ظهور آمد زیبایی‌ها به ظهور آید. موفق باشید

25832

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: وقتی در موقعیت آزمایشی قرار می گیریم چه طور باید متوجه شویم که خواست الهی در این آزمایش چیست؟ وظیفه ما در آن آزمایش چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر موردی که ما در بین خوف و رجاء قرار می‌گیریم در حدّ اظهار عبودیت وظیفه ی خود را انجام می‌دهیم و همیشه بالاخره خداوند انسان را در بین خوف و رجاء امتحان می‌کند. موفق باشید

36774

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: اول از همه معذرت می‌خوام وقت گرانبهاتون رو می‌گیرم شاید ماه هاست می‌خواستم بهتون پیام بدم ولی دلم نمیومد وقتتون رو بگیرم. استاد جان من اهل اردبیلم، استاد من کشش زیادی به سیروسلوک دارم ولی همیشه پام می‌لغزه و دچار گناه میشم اگر ارزش هر فرد به اندازه آرزوهاشه پس دارم ارزشی که خدا بهم داده نابود می‌کنم حس می‌کنم استعدادی که خدا بهم داده دارم پایمال می‌کنم. استاد عزیز میشه یه نگاه به احوال من بندازین ببینین اصلا استعداد رهروی تو این مسیرو دارم؟ تو این ماه رجب تا رمضان میتونم یه کاری کنم نزدیک خدا بشم؟ و... دوستتون دارم و خدا رو شکر می‌کنم بخاطر نعمت وجود شما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! همان‌طور که عرض شد ماه رجب، ماه فرصت‌ها است https://eitaa.com/matalebevijeh/15738 تازه نباید با کوچک‌ترین لغزش‌ها ناامید شد. موفق باشید

34412
متن پرسش

خدایا! گفتی «خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ» و حال آن‌که این خلقت را در جهانی از زیبایی و حیرت آفریدی که در هر چه نگاه می‌کنیم حیرتی و شعفی بر پیش افزوده می‌شود؛ خدایا اگر اینهمه زیبایی را چاشنی زیست «کَبَد» کردی، زیست رحیمانه ابدیتت آیا چقدر و چطور سرشار از زیبایی و شوق آفرینی خواهد بود؟ خدایا حتی در پست ترین جهانی که بنده را قرار دادی، حتی در خلقت کبد، دلت نیامد دلمان از اینهمه زیبایی محروم بماند؟ خدایا باران تویی ولی تو باران نیستی ابر تویی، چشمه، نسیم، عطر گلها، مروارید دریاها، خدایا درخشش ستاره ها، همه و همه خودت هست و تو هیچکدام از اینها نیستی، خدایا نغمه ی زیبا تویی، زلالی اشک تویی، خدایا نگاه عاشقانه تویی، لبخند تویی افسوس تویی. خدایا! تو چه هستی؟ هستی که همه چیز هستی، و هیچ چیز نیستی؟ خدایا! مثل دامن دامن برگی که در پاییز می‌ریزد، بر هر چه نگاه می‌کنیم دامن دامن، دسته دسته زیبایی به چشم می‌آید آی ای خدا! انگار عهد کرده‌ای تا دیوانه‌ام نکنی دست از سرم برنداری... خدایا! چطور تو را اینقدر واضح می‌توانم ببینم و خودم که همواره نزد خودم هستم اینقدر برایم در ابهام است و در پرده! خدایا! من که وسعت تو را ندارم، و نه سعه تو را. خدایا! مگر این‌همه ضعفم را نمی‌بینی؟ این‌همه بی‌قراری‌ام را؟ این‌همه دست بستگی و دل بستگی و دلبستگی‌ام را؟... خدایا! دنیای قشنگت را برای خودم در کالبد یک زندگی زیبا نیافریدم، عجب ستمی به خودم کردم! خدایا! پروازم بده دلم خیلی تنگ شده... مادر، عجب عجیب است هرچه التماسش کردم برایم دعای شهادت نکرد! یعنی دلش نمی‌آمد، خدایا! تو دلش را بیاور... خدایا! تو دیوانگی هستی، عاقلی هستی. خدایا! هم دیوانه‌ام کن و هم عاقل، هم دلم را بسوز و هم بنواز.. خدایا! حیران و بیابانگرد خودت کن این «خودم» را... مادر عجب آفرینش عجیبی است... خدایا! مادر هم انگار جزء رازهایی است که هنوز بنا نداری افشایش کنی... مادر که دعا بکند حتی نفهمیدنی‌ها را هم می‌شود فهمید! فقط کاش دعا بکند... خدایا من که استقلال وجودی ندارم پس من کیستم؟ آیا جز اینکه من تو هم هستی و تو من هم هستی؟ ... خدایا مادر عجب خلقت عجیبی است، انگار همه وجودش خلقتی مادی است جز دلش! باور کن راست می‌گویم خدایا، با حساب کتاب عقل و منطق نمی‌توان در یک کالبد کوچک، دل به این بزرگی را جا داد وقت‌هایی که کسی حوصله این اخلاق‌های خسته کننده‌ام را ندارد؛ حتی خودم هم حوصله خودم را ندارم جز مادر و جز پدر چه کسی می‌تواند اینقدر بزرگ باشد که بی‌منّت اینقدر تاب بیاورد همچو منی را! خدایا! دیگر به سرم زده... دنیا هم انگار حوصله‌اش از من سررفته... خدایا! تو صاحب اختیار منی، اما خدای خوب من، راستش اگر قرار است زنده بمانم این نوع بودنم خیلی رنجورم کرده، خدایا! بودنم را یک طور دیگری کن، از همان طورها که به جای زندگی حیات داشته باشم... خدایا چشمم را رسول خودت قرار بده. گوشم را زبانم را سکوتم را لبخندم را همه بودنم را رسول خودت بکن... خدایا مرا بمیران و مرا بی منم زندگی بده... بوی این تعفن بد اخلاقی‌ها بوی این نفاقم دارد مرا می‌کشد دعا کنید از خودم بریده شوم و متولد بشوم... التماس دعای بسیار دارم... راستی من هم می‌شود شهید بشوم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگفتم و عرض نکردم، بوی تولد دیگری نسبت به جوانان این دوران به مشام می‌رسد؟!! امری را انقلاب اسلامی برای این نسل پیش آورده که جوانان ما با خودآگاهیِ خاصی جهان گشوده‌ای را مقابل خود احساس می‌کنند که جهان دیروز برای آن‌ها تنگ می‌باشد و همچون حاج قاسم به بودنی به وسعت انسانیت انسان نظر دارند که آن دقیقاً همان قلب و روح «مادری» است. آری! با درک مادری، همه نیروهای انقلاب همچون حاج قاسم، بنای مادریِ این نسل را دارند. سخنان شما مرا به یاد شعر مشهور مرحوم یحیی دولت‌آبادی در مورد «مادر» انداخت که می‌گوید:

مادری پیر و پریشان احوال / عمر او بود فزون از پنجاه

زنِ بی شوهر و از حاصل عمر / یک پسر داشت شرور و خود خواه

روز و شب درپی اوباشی خویش / بی خبر از شرف وعزّت و جاه

دیده بود او به برِ مادر پیر / یک گره بستۀ زر، گاه به گاه

شبی آمد که ستاند آن زر / بکند صرف عملهای تباه

مادر از دادن زر کرد ابا / گفت رو، رو، که گناه است، گناه

این ذخیره ست مرا، ای فرزند / بهر دامادیت ان شاءالله

حمله آورد پسر تا گیرد / آن گره بستۀ زر، خواه مخواه

مادر از جور پسر شیون کرد / بود از چاره چو دستش کوتاه

پسر افشرد گلوی مادر / سخت، چندان که رخش گشت سیاه

نیمه جان پیکر مادر بگرفت / بر سر دوش و بیفتاد به راه

برد، در چاه عمیقی افکند / کز جنایت نشود کس آگاه

شد سرازیر پس از واقعه او / تا نماید به ته چاه، نگاه

از ته چاه به گوشش آمد / نالۀ زار حزینی ناگاه

آخرین گفتۀ مادر این بود / آه! فرزند نیفتی در چاه!

در ضمن، بحثی در رابطه با مادر در کانال «سها» رفقا انجام داده‌اند که خوب است سری به آن مطالب نیز بزنید. موفق باشید     

33252
متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی و عزیز: موضوع قمه زنی در عزای سیدالشهدا. ممنون میشم این دیدگاه من رو بخونین و نظرتون و بدین. اولا بگم من واقعا از رو قلب و دل به این نتیجه رسیدم نه از روی ترس یا احساسات. دوما من حدود ١۵ سال در عاشورا قمه زدم پس اگه نظرم رو میگم آدمی نیستم که تجربه قمه زنی نداشته و الکی حرف میزنه، پس نه جو گیر شدم نه تعصب بیجا دارم. بلکه واقعا به این باور رسیدم. سوما من از ١۵ سالگی مرجع تقلید داشتم و چند تا عوض کردم. اول آیت الله بهجت و الان مرجع من رهبر است که علت تغییر آن را میگم حالا دیدگاه من: استاد گرامی من بعد از چندین سال قمه زنی در محرم که از سر شور حسینی بود و لحظه شماری می‌کردم برای فرا رسیدن عاشورا زندگی را سپری کردم تا اینکه اون سالی که فتوا بر حرام بودن قمه صادر شد که وجود من بهم ریخت اوایل بسیار ناراحت بودم که این چه دین و اسلام و انقلابی هست که با عزاداری مخالفه پس فرقش با طاغوت مخالف عزاداری چیه؟ چون نتونستم بپذیرم و تحلیل کنم بر خلاف نظر مراجع میرفتم قمه می‌زدم حتی مدتی به فکر رفتم کلا مرجع تقلید رو بیخیال بشم ولی دلم رضا نداد همیشه تو بحث ها درگیر میشدم ناراحت میشدم تا اینکه ٣ سال بعدش تو یک سخنرانی در محرم یک جمله بصورت تصادفی از سخنران شنیدم که مسیر تفکر من تغییر کرد اگه بگم زندگیم تغییر کرد بهتره اون سال تو اون جلسه گفت شور حسینی خیلی خوبه ولی مهمتر شعور حسینی هست و هر کدوم نباشه کار میلنگه و این دو مکمل هم هستند این جمله به قدری مرا درگیر کرد که خوب شور معلومه چیه ولی شعور چیه که این بابا گفت افتادم دنبال تحقیق که چرا قمه زنی حرام شده و این همه سال می‌زدن الان به ما رسید حرام شد؟ فهمیدم اولا مثلا ٢٠ سال پیش تکنولوژی پیشرفتش کمتر بوده گوشی و... نبوده، دهات اینوری از بغلی بیخبر بوده و.... ولی الان لحظه ای بصورت زنده دنیا در ارتباطه و یه خبر آنی پخش میشه، دوما این زمانه جهش اسلام و تشیع سرعت بالاتری گرفته و شده مورد بحث و نقد ٨ میلیارد آدم سوما در عصر حاضر ایران شده مرکز توجهات جهان چرا؟ چون هم مرکز اسلام هم مرکز تشیع جهان اسلام هم مهمتر از همه پرچم این انقلاب و اسلام که کلی خون بپاش ریخته شده بدست رهبری هست که هم مسلط بر فقه و احکام دینه هم مسلط بر امور خارج از کشور و سیاست هست و بر جهان اسلام آگاه و تدبیر داره و این موضوع رهبر باعث شد من به یقین برسم که اعلم تر از همه مراجع در این زمانه رهبر هست و باعث شد تغییر مرجع بدم و رهبر رو انتخاب کنم خوب دیدم با یه فتوا روبرو شدم که ١۵ سال انجام دادم و حالا باید ترک کنم وقتی فکر کردم و تحقیق دیدم شعور حسینی یعنی جلوتر مراجع حرکت نکنم پشت سرشون باشم به قول معروف زودتر از امام جماعت ارکان نماز و انجام نده پس اگه شک دارم راجع به فتوا باید از خود امام حسین ع بپرسم که نمیشه پس باید سراغ امام زمانه خودم امام مهدی عج برم منم آدم عادی سرتاپا گناه که توفیق میخاد ندارم تشرف کنم پس چی؟ میمونه علما و مراجعی که بیشتر از من میفهمن خوب یه مرجع تقلید که نمیاد یه عمر مرجعیت رو خراب کنه و آخرتش رو بسوزونه پس رو استنباط شرایط خاص الان دنیا نظر داده حرامه. من مقلد باید پشت سرش باشم پس باید بپذیرم چرا که اگر امتحانی باشه که چقدر در نبود امام معصوم بر نظر علما و مراجع پایبندیم بعدشم الان باید کل رو دید نه خود را صلاح مصلحت زمانه و اسلام و دیدن که میگن نزنین. یه وقت امام حسن با اون قدرت و لشکر تن به صلح داد مصلحت دید یه وقت برادرش امام حسین با ٧٢ تا با اینکه میدونست شهید میشن صلاح دونست قیام کنه. حالا یک نفر روی کج فهمی شبهه کنه امام حسین تن به خود کشی داد ولی نفهمه مصلحت قیام بوده که در هر دو برادر اگر این کار انجام نمیشد اسلام از بین می‌رفت الانم همین طوره مصلحت نیست که حرام کردن چرا شاید اونور دنیا یکی بخاد دنبال دین برتر بره که حقشه شروع کنه به تحقیق خوب کجا میره اول صوت و تصویر و فضای مجازی ماهواره و.... وقتی صحنه قمه زنی که واقعا از رو اخلاص برا امام حسین میزنن رو میبینه ولی خبر از اخلاص که نداره تصویر رو میبینه میگه پس راست می‌گفتند ایران مرکز تروریسته و خون ریزن و این چه دینی هست که خشونت داره و زده میشه و میشه حکایت داعش که با این ترفند نفرت از اسلام رو داشت رواج می‌داد و یه جور برداشت اون نفر میشه هم راستا با داعش اونم ایرانی که این همه هجمه دنیا بخاطر انقلاب که پرچمش و بدست صاحب واقعیش امام زمان عج خواهد داد. ببینن این کار توش انجام میشه رو این حساب تصمیم گرفتم دیگه تا زمانی که حرام است انجام ندم گفتم نکنه خدای نکرده بشه حکایت خوارج که زمان مولا علی ع بجای پشت سر جلو حرکت کردند و سر ورقه های قران فریب خوردند و قران ناطق که امام معصوم بود رو رها کردند و شد یکیشون ابن ملجم. گفتم نکنه ناخواسته به اسم عزاداری بجای جذب کمک به دفع کنم و مثلا جماعتی بشه که فرض کنیم سد معبر کنن راه بسته بشه و روضه بخونن به اسم محرم و کسی اورژانسی مریض و گرفتار معطل بمونه و به خطر بافته رو این حسابها من شک تو هیچ مدل عزاداری نمیارم ولی عقل میگه اون مدلی که حرام کردند مصلحتی بوده که به نفع خود محرم و دستگاه سیدالشهداست. پس در آخر به این نتیجه رسیدم که بجای قمه زنی عملی برتر انجام بدم مثل شرکت در جلسات روضه روضه ای که قدمتی دیرین داره در همان کربلای ١۴٠٠ سال پیش خونده شد و گفت انا قتیل العبرات من تشنه اشکهایم مگه کسی که کفشهای عزادارها رو جفت میکنه یا سرویس بهداشتی مجالس عزاداری را نظافت میکنه رو امام حسین نمی‌پزیره و فقط مثلا قمه رو می‌پزیره. این شد که جریان فکری من رو کلمه شعور حسینی تغییر کرد و میتونم بگم شعور حسینی یه جورایی همان بصیرتی هست که رهبر سالهاست بر آن تاکید دارند و چند سالی هست که دیگه قمه نزدم و بیشتر فکر کردم در علت و هدف قیام کربلا. ببخشید طولانی شد حال نظر مبارکتان را بفرمایید تا اگر جایی تفکر خطا رفته اصلاح کنیم. با تشکر وقت شما گرفته شد. حلال کنین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! چه اندازه خوب متوجه شده‌اید که: «شور حسینی در کنار شعور حسینی انسان را وسعت می‌دهد و به تعالی می‌رساند». و همان‌طور که می‌فرمایید انسان در این جهان باید حضور اسلام را در ابعاد کلی مدّ نظر قرار دهد و نه در ابعاد فردی و شخصی. امید است خوانندگان عزیز، سؤال کاربر محترم را از ابتدا تا انتها با دقت مطالعه فرمایند. زیرا آن عزیز نکات ارزشمندی را با خود و با ما در میان گذاشته است. موفق باشید   

33242

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: اگر بجای تفسیرالمیزان، از تفسیر تسنیم (علامه جوادی آملی) استفاده نماییم به مبانی مطلوب المیزان می رسیم؟ (دلایل انتخاب تسنیم از نظرمن این است که اولا تسنیم به فارسی هست اما المیزان را باید ترجمه آن را مطالعه نمود. ثانیا تسنیم به زمان ما نزدیکترهست.)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید تفسیر «تسنیم»، شرح تفسیر المیزان است و اگر مطالب المیزان را مدّ نظر داشته باشید، بهتر از تفسیر تسنیم می‌توانید استفاده کنید. در ضمن عنایت داشته باشید ترجمه المیزان که توسط جناب آقای موسوی همدانی انجام شده، مورد تأیید علامه طباطبایی بوده است. موفق باشید

33223

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: استاد منظور از جهاد علمی چیست؟ آیا جهاد علمی در مسائل علوم دینی جای می‌گیرد؟ آیا دانشگاهی ای که هوافضا یا هر درس غیر دینی را با نیت قدرت آفرینی برای نظام جمهوری اسلامی و افزایش توان دفاعی برای محافظت از امام زمان در جنگ های نوین و پیشرفت و آبادانی کشوری که برای امام زمانه میخونه در مصداق مجاهدین علمی قرار دارد؟ سوال دوم اینکه ‌پیشنهاد شما به دانشجویان با توجه به حجم زیاد درس ها و فرصت مطالعاتی کم برای مطالعه مباحث دینی مطالعه در چه مباحثی و با چه ترتیبی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! با رویکرد حضوری در تاریخی که با انقلاب اسلامی به ظهور آمده، هرگونه تحقیق در موضوعات علوم انسانی و اجتماعی و اقتصادی و تکنیکی همه در مسیر جهاد علمی شکل می‌گیرد. ۲. پیشنهاد می‌شود سیر مطالعاتی سایت را که بیشتر مخاطب آن دانشجویانی امثال جنابعالی هستند؛ دنبال بفرمایید. موفق باشید

32503

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

باعرض سلام خدمت استاد عزیزتر از جانم: آیا منظور حضرت آقا از این صحبت تهاجم نظامی، یا جهاد اولیه هم هست؟ حضرت آقا؛ جبهه ی دشمن امروز دست زده به یک تهاجم ترکیبی، ما هم در مقابل بایستی حرکتمون، حرکت ترکیبی باشد، البته دفاع باید بکنیم، اما همیشه در موضع دفاعی نمی‌توان بود، دشمن تهاجم می‌کند، ما هم باید تهاجم داشته باشیم‌.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که از کلام رهبر معظم انقلاب بر می‌آید باید راه‌های متوقف‌کردنِ تهاجم دشمن را جهت آن‌که ابتکار عمل از او گرفته شود، به میان آید و این همان مقابله با تهاجم ترکیبیِ دشمن است. موفق باشید

32278
متن پرسش

بسمه تعالی. بازخوانی هویت دینی وملی. محضر طربناک استاد سلام علیکم: معنای دقیق این جمله چیست؟ با آمدن پیامبر مکرم اسلام، قیامت آغاز شده است. اگر بر مبنای عرفان نظری می‌دانیم که ناسوت ریشه در ملکوت دارد و ملکوت ریشه در لاهوت، پس چه پیش از پیامبر اسلام و چه پس از ایشان قیامت در هر لحظه حاضر است  و من معنای جمله (با آمدن پیامبر مکرم اسلام، قیامت آغاز شده است) را نمی‌فهمم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در رابطه با جایگاه تاریخی خود که بعد از ایشان قیامت برپا می‌شود و ایشان پیامبر آخرالزمان هستند؛ می‌فرمایند: : «بُعِثْتُ و أَنَا وَ السّاعَةِ کَهاتَینِ وَ جَمَعَ بَینَ السَّبابَةِ وَ الوُسْطی.» بعثت من و قيامت مانند اين دو انگشت با هم است و دو انگشت سبّابه ومیانی خود را كنار هم‏ گذاشتند. پس در واقع آخرین حضوری که بشر می‌تواند داشته باشد را می‌توان دروازه حضور قیامت دانست. موفق باشید

32144
متن پرسش

سلام استاد گرامی: استاد خدای مهربان توفیق حفظ قرآن به بنده عطا کرده و در حال حفظ هستم. از طرفی می‌خواهم خودسازی و ترک گناه داشته باشم. از طرفی وصلت من با خانواده ایست که اختلاف زیادی دارند و همین امر باعث غیبت و تهمت در بینشان می شود. من به همسرم بارها اعلام کرده ام که نمی خواهم حرفی از کسی زده بشه ولی متاسفانه یه مدت رعایت می کنند و دوباره غیبت ها ادامه می یابد و اگه حالی و توسلی داشته باشم از بین می رود. توصیه به اصلاح روابط و نیکی می کنم ولی چه کنم که شعله این آتش که از زبانها ناشی می شود من را هم درون خودش می کشد. چه کنم؟مردی که بسیار ناراحت است از حرف هایی که به ناحق به ایشان نسبت داده اند و دنبال درد دل (غیبت هم می شود) است کم محلی بکنم؟ حرفش را قطع کنم؟ همیشه میگم خدا قاضی است و مسئولیت حرف ها به گردن کسی است که خودش حرف زده ولی نمی دانم تنها چاره اش مرگ است که غیبت نشنوم ؟ چه کنم؟ وظیفه من همسر در مقابل ایشان چیست؟ از ابد و تاثیر گناهان و دست خالیمان هم می گویم ولی چه فایده؟ 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید استماع غیبت و گوش‌سپردن به غیبت حرام است ولی اگر غیبت شخصی به گوش‌مان خورد، یا نمی‌خواستیم در صحبتی که با افراد داریم غیبتی صورت بگیرد، ولی از طرف مقابل آن غیبت پیش آمد؛ مهم آن است که ما آن را دنبال نکنیم، نه آن‌که از ترس وقوع غیبت رابطه‌های این‌چنینی را فرو گذاریم. موفق باشید

32090

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام جناب استاد: بیش از ۶ ساله که بنده در خانه اجاره ایی که دارم زندگی می‌کنم و الان چهارمین خانه ایی هست که نقل مکان کرده ایم. شاهد گم شدن و بعد پیدا شدن وسایلی از قبیل کارت بانکی، دفترچه بیمه، کنترل تلوزیون و قفل شدن درب و... هستم یعنی گم میشن و بعد بطور ضایع توی کابینت و یا ٱپن آشپزخانه پیدا میشن... مورد آزار و اذیتی هم نیستیم و برای خانواده قطعی شده که هرجا نقل مکان کنیم دوستانی هم همراه ما هستند. ناگفته نماند که عیال اهل زیارت عاشورا و حدیث شریف کساء هستند. خواستم نظرتون رو بدونم.. خدا پشت و پناهتون باشه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با قراردادن آیت الکرسی در خانه و ارتباط با عالِمان سادات و دعوت آن‌ها به منزل و خواندن ۲۱ مرتبه آیت الکرسی در هر روز، إن‌شاءالله رفع موانع می‌شود. موفق باشید

32007

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد: استاد اولین جایی است که خواستگاری رفتم و چند جلسه ای صحبت کردیم و فکر می‌کنم تا الان در کلیات تناسب با همدیگر داریم ولی در یکسری مسایل اختلافاتی است که تصمیم گیری را برایم مشکل کرده و از طرفی نمی‌خواهم الکی مورد را کنار بگذارم و سراغ موارد بعدی بروم و از طرفی هم فکر می‌کنم این مسایل هم قبل ازدواج باید حل بشود تا پیش زمینه مشکلی در آینده نشود. مثلا من اصلا اهل موسیقی نیستم ولی خانم اهل موسیقی هستند و من گفتم نمی‌تونید موسیقی رو کنار بگذارید؟ گفتند نه و یکسری مواقع نیاز به موسیقی دارم و به این نرسیدم که این موسیقی هایی که گوش میدم مشکل دارد و حرام است و نهایتا جاهایی که مشترکا دو نفر هستیم میتونم گوش ندم ولی به صورت انفرادی و در خلوت گوش میدم. من هم حرمت موسیقی هایی رو که گوش می‌دهند نمیدونم ولی حتی اگر حرام هم نباشد من اصلا اهل گوش دادن به موسیقی نیستم و فکر می‌کنم اثرات وضعی خودش را روی خانم دارد و برای بحث تربیت فرزند و اینکه خانم قرار است مادر بچه های من بشوند این مسئله اهمیت دارد. این نکته رو هم بگم که خانم حافظ قرآن هم هستند واین هم یکم من رو سردرگم کرده که کسی که حافظ قرآن است و مأنوس با قرآن است مگر می‌شود اهل موسیقی باشد. لطفاً بنده رو در این امر راهنمایی کنید. تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که موسیقی از نظر ذاتی حرام نیست و لذا نمی‌تواند اثر وضعی داشته باشد و با این‌که بنده در مورد موسیقی صاحب‌نظر نیستم؛ ولی به این فکر کنید که بنا نیست همسر شما در جاده برداشت شما از دین، حرکت کند. باید هر دو در جاده‌ای که خداوند مقابل شما قرار داده و حرام و حلال و مکروه و مستحب را تعیین کرده است حرکت کنید و همدیگر را تحمل نمایید. موفق باشید

31896
متن پرسش

سلام خدمت استاد: چه می‌شود که طلب ها تغییر می‌کند؟ برای مثال چگونه فردی که در مسیر مبانی معرفتی در حال حرکت است و به قول خودمان سیروسلوک می‌کند به فردی تبدیل می‌شود که دچار امیال دنیوی شده و دچار دنیا زندگی می‌شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره به گفته جناب مولوی: «ای بردار عقل یک دم با خود آر / دم به دم در تو خزان است و بهار». انسان باید بتواند در خزانِ روح خود، خود را حفظ کند و منتظر حضوری باشد بالاتر از حضور گذشته. ولی متأسفانه بعضی‌ها چون در خزانِ روح خود قرار می‌گیرند این گونه عمل نمی کنند. به سخن جناب مولوی در دیوان شمس نظر کنید و رازِ ریزش‌های از انقلاب اسلامی را در عین بی‌صبری نسبت به دولت آقای رئیسی که تازه کار را شروع کرده است، بیابید که چگونه قصه بعضی چنین است:

اندک اندک روي سرخش زرد شد

اندک اندک خشک شد چشم ترش

وسوسه و انديشه بر وي در گشاد

راند عشق لاابالي از درش

اندک اندک شاخ و برگش خشک گشت

چون بريده شد رگ بيخ آورش

اندک اندک ديو شد لاحول گو

سست شد در عاشقي بال و پرش

عشق داد و دل بر اين عالم نهاد

در برش زين پس نيايد دلبرش

خواجه مي گريد که ماند از قافله

ليک مي خندد خر اندر آخرش

عشق را بگذاشت و دم خر گرفت

لاجرم سرگين خر شد عنبرش

ملک را بگذاشت و بر سرگين نشست

لاجرم شد خرمگس سرلشکرش

خرمگس آن وسوسه ست و آن خيال

که همي خارش دهد همچون گرش

موفق باشید      

31529

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار در آیه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» از دو اسم مبارک واسع و علیم می توان نتیجه گرفت که این قوم تجلی اسم واسع و اسم علیم خداوند می شوند؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده برداشت خوبی است زیرا بالاخره مؤمنین واقعی چنین خصوصیاتی دارند. موفق باشید

31420

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یک سوال داشتم اینکه چرا برای امام زمان دعای سلامتی می‌خونیم در حالی که ایشان سالم و محفوظ تا ظهور در محضر خدا هستند و خدا که می‌خواهند ایشان روزی ظهور کنند قطعا سلامتی ایشان را حفظ می‌کنند یک توضیح بدهید بی زحمت. خیلی وقت است این سوال را دارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در حفظ حضرت نسبت به تحقق دولت کریمه است و این‌که از پروردگار عالم تقاضا می‌کنیم تا حضرت جهت مأموریت‌شان محفوظ بمانند به معنای موفق شدن ایشان و برنامه‌های‌شان می‌باشد. موفق باشید

31362
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام: استادم در سخنرانی جدید دکتر داوری تحت عنوان در طلب فرهنگ فرمودند که در مشروطه خواستیم با تحمیل و بدون پشتوانه فرهنگ وارد نظام مدرن اداره جامعه شویم سوالم از حضرتعالی این است که عبور نظام از شاهنشاهی به نظامی دارای سه قوه چه فرهنگی را طلب می کند مردم باید در چه فضایی قرار می گرفتند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که استاد در آن سخنرانی فرمودند باید در وجود مردم تغییری مناسب روح مشروطه پدید می‌آمد. آری! مردم برای آن‌که خود را آزاد بیابند به دموکراسی و انتخابات رویِ خوش نشان دادند ولی نظم جدید در جامعه آن‌ها برقرار نشد. کشور به کسانی نیاز داشت که به وضع جدید و نظم جدید آشنا باشند. آموزگان نظم جدید، متفکران و شاعران بودند ولی ما در کشورمان می‌خواستیم با سیاست به سوی نظم جدید برویم و همچنان که استاد فرمودند این امر دشواری بود. می‌خواستیم سیاست غربی را از غرب بیاوریم و مشروطه را به عنوان یک حادثه سیاسی در کشور پیاده کنیم، غافل از آن‌که فرهنگ در زندگی جدید به عنوان نظم عقلی جدید، بی تذکر نسبت به گذشته و وضع کنونی خود محقق نمی‌شود.

استاد فرمودند در شرایطی هستیم که تنها با عشق و راستی و دوستی می‌توان از مسائل‌مان عبور کنیم زیرا وقتی چراغ عشق بی‌فروغ شود، کینه و دروغ جای آن می‌نشیند.

عشق به حقیقت کجا و علم و پژوهش کجا؟ فرهنگ و خردی که با غرب‌زدگی جای عشق و دوستی نشست، کار را به این‌جا کشاند وگرنه می‌توانستیم از امکانات خود در بستر عشق و دوستی در جهان جدید حاضر شویم. در مشروطه، سیاست از پشتوانه فرهنگ محروم بود و امروز نیز مشکل ما ریشه در نداشتن فهم درست از اکنون و گذشته و آینده است. بنده از سخنان استاد این‌طور فهمیدم؛ باید چشم به مقصدی که با انقلاب اسلامی شروع شده است بدوزیم و نقطه شروع خود را با درک امکانات موجودمان به سوی او شروع کنیم. جلوه‌های روح بزرگ ایران، حکمت و شعر و ادب است و این یعنی حکمت باید بگوید چه کار باید کرد و علم آن کار را برای ما شکل بدهد.

نمایش چاپی