بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28267

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: استاد در کتاب ادب خیال و عقل و قلب فرمودید: نباید امید رسیدن به کمالات را از دست داد تا اگر در این دنیا فتح بابی نشد در آن دنیا آن سیر شروع شود. حال سوال من این است که اگر ما سعی کنیم آن امید را در دل داشته باشیم ولی به دلیل وجود موانع و نبود انسان کامل برای دستگیری به فعلیت و بقای بعد از فنا نرسیم و در این دنیا از عالم ماده نیز بالاتر نرفته باشیم (یعنی ورود به عوالم مثال و عقل و...در دنیا میسر نشده باشد)؛ ۱. آیا بعد از مرگ عوالم ۱. مثال ۲. عقل ۳. اعیان ثابته ۴. واحدیت ۵. احدیت ۶. احدیت ذاتیه را طی کرده و در نهایت به عالم احدیت ذاتیه ورود می‌کنیم؟ ۲. آیا اگر فرض کنیم که در دنیا هم این امکان وجود داشته باشد رسیدن به آن عوالم با همان کیفیت است یعنی بین سالکی که در این دنیا به فنا می‌رسد و سالکی که در آن دنیا بعد از مرگ به فنا می‌رسد تفاوتی نیست؟ ۳. به دلیل نبودن خطرات و کریوه های سلوک (فرعونیت و...) در بعد از مرگ آیا بهتر نیست که بذر آن امید در دل کاشته شود و بیشتر سیر شخص به آن دنیا واگذار شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در قیامت انسان بر اساس اراده‌ها و معرفت‌های دنیایی‌اش جلو می‌رود. لذا اگر در دنیا اهل اُنس با خدا بود آن‌جا حجاب‌هایی که مانع آن اُنس بود، مرتفع می‌شود. در این مورد خوب است به کتاب «معاد، جدّی‌ترین زندگی» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

28149

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بسیار عزیز و محترم: اگر امکان دارد سوالم را جواب دهید. خدا شما را حفظ کند برکت هستید در ایران، علت عدم اقبال عمومی مردمی به احکام و شرایط خرید و فروش موقوفات چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح مدرنیته، روح لائیک است و هر اندازه انسان‌ها از زندگیِ دینی و سنتی فاصله بگیرند، احساس معنویت آن‌ها ضعیف می‌شود و عموماً گرفتار چنین اعمالی می‌گردند. موفق باشید

27520
متن پرسش
سلام علیکم: در یکی از پرسش های قبلی فرمودید که روح تاریخی زمان را فیلسوف به صحنه می آورد. پس چه شد در مدرنیته و عقل مدرن که انسان ابزارساز به قصد تغییر طبیعت و نظام عالم پرورانده شد و عقل بشر مدرن، عقل دکارت و کانت است که از رسیدن به حقیقت در موضوعات، مأیوس است و عالم انسان مدرن اکنون به اینجا رسیده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو فیلسوف که نام بردید، در مقابل دو جریان انحرافی تاریخ‌شان فیلسوفی کردند. دکارت در مقابل شکّ زمانه راه‌کار داد و انتظار داشت کلیسا او را همراهی کند و کانت در مقابل شکاکیت هیوم راه‌کار داد. مشکل روح‌هایی بود که به جای ادامه‌ی راه، خود را به بهانه‌ی دکارت و کانت متوقف کردند. در دکارت متوقف شدند و عملا جهان سوبژه و اوبژه در غرب شکل گرفت؛ چیزی که به گفته‌ی مارتین هایدگر در هیچ ملتی در طول تاریخ سابقه نداشت و باز روح غربی، خود را به بهانه‌ی رجوع به کانت از راه انطباق مفاهیم ذهنی با واقعیات عالم منحرف کرد و به فنومن‌ها بی اندازه توجه نمود که بحث آن مفصل است و از این جهت گفته شده‌است کانت پدر دنیای مدرن است که تنها ساختن جهان را از او یافتند. موفق باشید

26767

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز ۱. خواستم لطف بفرمایید در مورد تطابق آیاتی از قرآن کریم اعم از ماندگاری اختلاف و جنگ بین یهود و نصاری و اقوامشان تا قیامت و همچنین برتری پیروان حقیقی حضرت عیسی (ع) که با مسلمانان امروز شاید مساوی باشند بر کافران و همچنین اینکه هرگاه یهود بر آتش فتنه با مسلمانان بدمند خدا آن را خاموش می کند با وضعیت امروز صهیونیزم و مسلمان فعلی حتی کوتاه بیان بفرمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن بسیار مفصل است. پیشنهاد بنده دنبال‌کردن عرایضی است که در رابطه با سوره‌ی آل‌عمران از ابتدا تا انتهای آن سوره شد. موفق باشید

25850

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا توسعه ی همراه با تکنولوژی پیشرفته و مدرن، با ارزشهای اخلاقی ناسازگار است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف مشکلی است. شاید مباحث «عقل تکنیکی» تا حدّی جواب سؤال‌تان را بدهد. موفق باشید

25591

عصر جدیدبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: اینکه مقام معظم رهبری در شرایط فعلی این میزان امیدوار و شاداب در عین دغدغه مندی که در بیانیه گام دوم انقلاب هم واقعاً مشهوده، چیست؟ ایشون این چند ساله بسیار روی جنگ احزاب تاکید می کنند و مولفه های وضعیت فعلی و اون زمانه رو بشدت مشاهبه و در تداوم هم می دانند، آیا این امید و آگاهی به حکمت الهی که نمونه ای از اون در جنگ احزاب تجلی یافت، یکی از علل این روحیه امیدواری ایشان در شرایط فعلی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌چیز حکایت از آن دارد که عصر جدیدی شروع شده است. عرایضی اخیرا شده که در کانال  @asre_jadeid می گذارند شاید مفید افتد. موفق باشید

25465

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: در تفسیر سوره حمد از حضرت امام داریم که می فرمایند، صراط مستقیم یک سرش در طبیعت و سر دیگرش در عالم لاهوت و الوهیت است؛ از علق تا افلاک و عالم قدس مسیر و سیر والا هست. در عین حال در مباحث شما در کتاب «عالم انسان دینی» مطالعه کردم که انسان موحد، عالَم دار است و نظر به مبادی وحدت دارد لذا واقعی ترین عالم است. چگونه میشه در عالم دینی انسان موحد وارد شد و به تعبیری عالَم دار شد و به تعبیر امام از علق تا افلاک و عالم قدس جلو رفت؟ آیا این مورد در راستای دو آیه شریفه «و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم الی سبلنا» و «اهدنا الصراط المستقیم» هم هست که اشاره به عالم انسان موحد دارد که در همین راستا سبل را می پیماید تا در عالم بزرگ و همان صراط مستقیم وارد شود؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که انسان خود را به وسعتی که حضرت امام مطرح می‌کنند، احساس کند؛ عملاً انسانی عالَم‌دار می‌شود. موفق باشید

25013

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله... سلام بزرگوار: مخاطب شماره ی ۲۴۶۷۴ هستم. یه سوال دیگه ام فرستادم براتون و منتظر پاسختون هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یا سؤال در معرض دیدتان در قسمت سؤال و جواب‌های سایت قرار گرفته است و یا اگر شخصی بوده است به ایمیل‌تان ارسال شده است. موفق باشید

33555

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: پس از آن که من مباحث ده نکته در معرفت نفس را مطالعه و شرح صوتی آن را گوش دادم و از طریق تجربی متوجه من (خودم) شدم، سوال ۱. آیا در این تجربه من با معلوم زنده (منظورم من است)، ارتباط برقرار کرده ام؟ سوال ۲. آیا این تجربه کردن نفس در سوال یک که گفتم علم حضوری بود؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که در علم حضوری، وجودِ معلوم نزد عالِم است پس خود معلوم زنده، خودتان هستید نه آن‌که دوگانگی بین خودتان و معلوم‌تان باشد تا بحث ارتباط به میان آید. موفق باشید

32993

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: نظرتون رو درباره این مطلب می خواستم. سيلى زدن موسى به ملك الموت شيخين در صحيحشان با اسناد خود به ابو هريره روايت نموده‌اند كه گفت: ملك الموت براى قبض جان موسى عليه السلام بيامد و به وى گفت: أجِبْ رَبَّكَ! «دعوت پروردگارت را اجابت كن!» ابو هريره گفت: موسى يك سيلى به چهرۀ ملك الموت چنان بنواخت تا چشمش از كاسه بيرون پريد. ملك الموت به سوى خداوند تعالى بازگشت و گفت: تو مرا فرستادى به سوى بنده‌ات كه ميل به مردن ندارد و چشم مرا از حدقه بيرون كرده است! ابو هريره گفت: خداوند چشم ملك الموت را برگردانيد و به او گفت: برگرد به نزد بندۀ من و به او بگو: زندگى را مى‌خواهى؟! اگر زندگى را مى‌خواهى دستت را بر پشت گاو نر بگذار، آن مقدار از موهاى بدن او كه در زير دستت پنهان شده است به تعداد هر موئى يك سال عمر خواهى نمود - تا آخر حديث و احمد حنبل اين حديث را در «مسندش» از ابو هريره تخريج نموده است. و در آن اين طور وارد است كه: عادت و دأب ملك الموت اين گونه بود كه براى قبض روح مردم به طور آشكارا مى‌آمد. پس نزد موسى آمد و وى به او سيلى زد و چشمش بيرون آمد. تا آخر حديث

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان تعجب می‌کند که کسی با معارف عالیه قرآن آشنا باشد و این تخیّلات را به مردم تحویل دهد و بیچاره مردمی که با این حرف‌ها بخواهند دین اسلام را چنین بپندارند و بپذیرند!!! اساساً مگر ملک‌الموت جز همان اسمِ قابض حضرت ربّ العالمین است؟ که به تعبیر قرآن در توصیف جایگاه ملک‌الموت خداوند به رسولش می‌فرماید: «قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ» (سجده/۱۱) بگو: «فرشته مرگى كه بر شما گمارده شده، جانتان را مى‌ستاند، آنگاه به سوى پروردگارتان بازگردانيده مى‌شويد. موفق باشید

32944
متن پرسش

سلام : از قول بعضی علما گفته میشه که مثلا فلان ذکر بگی به فلان تعداد فلان اتفاق میفته. مثلا برای روزی حلال و فراوان روزی ۱۱۰ مرتبه سوره عادیات را بخوانید. با توجه به رواج این اذاکار در فضای مجازی خصوصا اینستاگرام و نظرات ضد و نقیض در این مورد آیا شما مسائل فوق را رد یا قبول می‌کنید؟ خصوصا در بخش نظرات خیلیها با تمسخر انتقاد می‌کنند که اگر قرار بود با این اذکار بجایی برسیم که دیگر نیاز به کار و تلاش نبود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که اساتید این فنّ می‌فرمایند تأثیر این نوع اذکار، اولاً: به شرایط خاص آن اذکار بستگی دارد و ثانیاً: به شرایط روحیِ فردِ ذکرکننده و ثالثاً: به تقدیر الهی که آیا با این نوع اذکار، تقدیر فرد تغییر می‌کند یا نه. و از این جهت نباید کار این نوع امور به فضای مجازی کشیده شود. موفق باشید     

32792

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم خسته نباشید. می‌خواستم نظر شما رو در مورد کار کردن طلاب بدونم . ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید طوری باشد که شخصیت علمی آن‌ها و تعمقی که باید در علوم مربوطه داشته باشند، ضربه نخورد. زیرا بالاخره زندگی طلبگی همواره با سادگی و کم‌خرجی همراه بوده است. موفق باشید

32537

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم: سلام استاد خدا قوت. ممنونم از زمانی که میذارید من دانشجوی سال آخر روانشناسی هستم و قصد ورود به حوزه رو دارم اما در کم و کیف اون سردرگمم مسئله کلی اول: ۱. به صورت کلی ضرورت ورود به حوزه و رسالت و جایگاه حوزه کجاست؟ دنبال اون معنایی می‌گردم که جایی غیر از حوزه نمیشه پیدا کرد با توجه به سیستماتیک شدن حوزه (به معنای منفی اون) کند، غیر اجتماعی و دیر بازده بودن، و مشکلات معیشت و.... چیزی که من متوجه میشم حوزه به خودی خود موضوعیت نداره و این حوزه اصطلاحی حاصل یه سیر تطور تاریخی اجتماعی هست. پس اینطور نیست که خود این ساختار مشار الیه باشه. پس باید یه اتفاقی اونجا بیفته که جای دیگه نیست دنبال اون معنا هستم. مسئله کلی دوم: ۲. من قصد دارم در همین ایام ازدواج کنم. بر فرض اثبات لزوم ورود شخصی مثل من به حوزه، چطور باید وضعیت معیشت ازدواج و حوزه در سال های ابتدایی (با فرض لزوم ازدواج) رو مدیریت و با هم جمع کنم؟ با توجه به نقش های ما در جامعه و انتظار جامعه از ما و... عده ای صرفا تمحض در درس رو لازم میدونن و عده ای کار در کنار تحصیل رو وظیفه طلاب. و عده ای معتقدند کار طلاب باید از جنس طلبگی و در مسیر طلبگی باشه حالا آیا جنس برخورد با رزق برای طلاب وضعیت خاصی داره؟ آیا این قضیه به نسبت روحیه، میزان اعتقاد به رزق، و یا هر فاکتور دیگه ای نسبیه؟ در آخر وظیفه من چی هست؟ و چطور باید بفهمم؟ ۳. در آخر با توجه به این که به نسبت عامه طلاب سن ما دانشگاهی ها بالاتره و از جهاتی برتری و از جهاتی ضعف داریم راه خلصی رو پیشنهاد می‌کنید که فرد با توجه به شرایط فردی و... دروس رو زودتر بخونه، ارتقایی، یا مثلا سیر حوزه را با ترفند هایی زودتر تموم کنه و بعدا تعمق رو زیر نظر اساتید با برنامه خودش پیش بره، یا هر کار دیگری که جبران عقب ماندگی زمانی ما باشه؟ در یکی از سوالات دیدم فرمودید حضرت آقا و شهید مطهری هم از همین ساختار پرورش یافتند چیزی که به ذهن بنده میرسه اینه که اولا ساختار حوزه ای که این حضرات و علمای سلف گذروندن تا حدود زیادی مثل الان نیست و لااقل بسط ید بسیار بیشتری داشتن دوما چیزی که به نظر میرسه این علما هم خودشون بودن که کار رو به جایی رسوندن و به قولی جزو استثنائات هستن. همون جمله معروف که اگر کسی میخواد به جایی برسه خودش باید یه کاری بکنه حوزه و دانشگاه چیزی به دست نمیده. خیلی لطف می کنید پیشاپیش ممنون از پاسختون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد معیشت، در زندگی طلبگی بخصوص در موقعیتی که جنابعالی می‌فرمایید؛ کارِ ساده‌ای نیست و بالاخره باید والدین تا حدّی کمک‌کار باشند. ۲. آری! باید خودتان از حوزه و بستری که فراهم شده، استفاده کنید و به همین جهت نیاز است که ابتکار عمل را خودتان به‌دست بگیرید. و این‌جا است که ارتقایی‌خواندن جا دارد. موفق باشید

32479
متن پرسش

سلام علیکم استاد عزیز: إن شا الله در خدمت امام زمان روحی فداه باشید، بنده دانشجو معلم ترم ۶ و کلیت متوجه شدم اصل توجه و تبیین مبانی اسلام و انقلاب و تربیت و کار فرهنگی مهم است در این راستا، یک موضوعی که مکررا در صحبت شما دیدم در مورد پیدا کردن نقش افراد در عصر امروز اگر انقلاب اسلامی درنظر نگیرند نقش درست و حقیقی نخواهیم داشت، اما مشکل بنده یه چیزی دیگه است با توجه به این معیار(حالا ممکنه کامل نبوده) اما وظیفه پیدا نکردم و نمی‌دونم باید چی کار کنم؟! از طرفی وضعیت حساس و مهم و مشکلات زیاد و دشمن هم منتظر ما نمی ماند و حیات این جریان خیلی مهم هست، اما هم خودم به شخصه، هم دیگران رو دیدم که اول راه بود فقط میدونسته انقلاب درسته و مهم هست شروع کرده به کار کردن اما وضعش روز به روز بدتر شده و حرکات سینوسی داشته و ناپایدار، به علت عدم خودسازی و شناخت لازم و حتی معنویتیش کمتر شده و کار موثری نکرده، در همین راستا هم یک نظر وجود داره که جوون تویی که اول راهی زود تب انقلاب و اسلام نگیرتت باید برای مدتی شروع کنی به شناخت خود و جهان و پیرامون و ارزش خود و آخرت فهم کنی، و به قول اون تعبیر که اشهد ان محمدا عبده و رسوله که اول باید عبد بود و بندگی کرد و خلوت داشت و عمیق شد و جوگیر نشد و خود رو پیدا کرد ولی اگه از همون مسئولیت های سنگین و عمیق برداشت مثلا در مورد خودم و دوست شده که آقا برای آموزش و پرورش چی کار باید کرد؟ و... و می‌ریم جلو چون توان بار نیست و قبل ترش خودشناسی نیست خستگی حاصل میشه، و بریدن و دیگه حوصله ای برای کار انقلابی نمی مونه چیزی که الان برای حقیر رخ داده که از طرفی بحث وضعیت حساس مطرح هست از طرفی نمی‌دونم و توانی نیست کاری کنم و حالت روزمرگی و بیخیالی برای بنده رخ داده و دلم هم با کار سطحی و مسکنی کنار نمیاد و انجام نمیدم معمولا، از طرفی ادعا داریم اما عملی نداریم، بندگان خدایی کاری هم انجام با مبنا این که، این کار چهل سال دوم نیست و باید کار مبانی و تخصصی کرد اونم زیر سوال می‌بریم اما خودمون...، این که استاد راه حل چیه استاد حقیقتا خسته شدم با بیست یک سال از این تناقض، گرفتار بی برنامگی و روزمره شدم و نمی‌دونم چی کار کنم و ترس از این دارم که عمری بگذرد و نسبت هم رو با اسلام پیدا نکنم و خودم رو به اون هدفی که برایش خلق شدم نفهمم و اسراف نعمات کنم! از طرفی می‌شنویم از بزرگتر ها که تا جوان هستید کار کنید که اگه نکنید خبری نیست، اما از این ور هیچ کاری نداریم و روز به روز اضطراب از درون بیشتر میشه و کاری نمی‌کنیم نه دنیوی و اخروی و برنامه برای رشد و حرکت جدی به سمت هدف اصلی نداریم؛ کسی می‌خواهد شروع کند پیدا کردن رسالت خود در این عالم به طور کل چه باید بکند؟ از طرفی این سوال مطرح میشه، که اگه باید برای شناخت خود و خلوت و تفکر و تعقل وقت گذاشت، پس مشکلات کشور چه می‌شود؟ آیا این با قدر وسع حل می‌شود که اون مسائل نه این که به ما ربطی نداشته باشه ولی ما باید به اندازه وسع فعلی فکر کنیم و عمل؟ ممنون میشم بنده راهنمایی کنید و إن شا الله به لطف خدا و ائمه اطهار از این وضعیت نامطلوب و راکد دربیایم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده نیز همین است که باید مبانی خود را مطابق این زمانه شکل بدهیم لذا اولاً: حضور ذیل شخصیت مقام معظم رهبری را برای خود اصل قرار دهید تا در افق نگاه و شخصیت ایشان بتوانید خود را به‌خوبی و مطابق این زمانه ادامه دهید. ثانیاً: سیر مطالعاتی سایت را مدّ نظر داشته باشید. ثالثاً: تأمّل بر کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)» را به میدان آورید. رابعاً: «خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید.

31786

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام‌ واحترام: ببخشید من سوالی پرسیدم درباره حجاب و اینکه با مانتوگشاد وروسری بلند می‌توان حجاب داشت چون نگه داشتن چادر برای من سخت است و شما پاسخ دادید اصل حجاب درست است و اشکالی ندارد. حالا سوالم این است که با توجه به اینکه برای من حجاب امری درونی است و واقعا اعتقاد قلبی دارم اگر چادر نپوشم آیا این وسوسه شیطان نیست و از خدا دور نمی‌شوم؟ یعنی اینکه به جای چادر، مانتو مناسب بپوشم از ضعف ایمان من نیست؟ چون واقعا حجاب را قبول دارم ولی با مانتوگشاد و مناسب راحت ترم. اما میگم نکنه گناه کنم؟ و اینکه به من میگن سختی چادر را تحمل کنم که ایمانم بیشتر باشه چیه پس؟ چون واقعا حس می‌کنم با مانتو حجابم و آرامشم بهتره تا چادر که با بچه گاهی از سرم میوفته و درست بلد نیستم. استاد چکار کنم؟ قضاوت و حرف مردم را چطور؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک، حکم خداوند است. وقتی شریعت الهی آن نوع حجاب را جایز می‌داند ما نباید اگر چنانچه می‌فرمایید در آن شرایط با چادر به زحمت می‌افتید؛ سختی بیش از حدّ بر خود تحمیل کنید. آری! وقتی هم می توانید از چادر استفاده کنید، دلیل ندارد که آن را کنار بگذارید! موفق باشید

31412

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام: استاد در نظر داریم برای ایام محرم مسابقه کتب خوانی برگزار کنیم. دو کتاب اربعین حسینی امکان حضور در تاریخ دیگر و کتاب زیارت عاشورا اتحاد روحانی با امام حسین را در نظر داشتم. به نظر شما با توجه به اینکه خوانندگان سطح دانسته هاشون متفاوته و شاید سیر مطالعاتی مرتبط نداشتند؛ این دو کتاب مناسب هستند؟ پیشنهادی برای بهتر شدن مسابقه دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیارت عاشورا إن‌شاءالله برای مخاطبان خود کمک‌کننده خواهد بود. فکر می‌کنم در این روزها همین کاری که انجام می‌دهید، شروعی باشد که آماده شوند برای شرکت در مسابقه کتاب «جوان و انتخاب بزرگ». موفق باشید

31402

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده: ان شاء الله که عزاداری هاتون مورد رضایت حق قرار بگیره! به دعاتون شدیدا محتاجم! سوالی که دارم این هست که فکر از عقل هست و عقل حجت باطنی مون هست به عبارتی عقل هیچ گاه اشتباه نمی کنه اما چرا ما در فکر کردن اشتباه می کنیم؟ یعنی چرا اشتباه می کنیم؟ ممنونم که وقت می ذارید!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا به گفته جناب علامه طباطبایی، انسان در این موارد در مصداق اشتباه می‌کند و به همین جهت نظر به سیره ائمه معصومین «علیهم‌السلام» در کنار عقل و شرع مهم است. موفق باشید

30472

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد اتفاقا همین جواب شما به سوال ۳۰۴۶۶ موید اینه که شرع هیچ فکری برای زنی که همسرش اهل رعایت حق زن نیست نکرده. زن داره میگه مرد از رعایت حق سرباز میزنه شما میگید وظیفش اینه که حقو بده؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: محدوده‌ی شرع جز آن است که متذکر وظایف ما می‌شود؟! شرع که با اسلحه و تیر و تفنگ کار نمی‌کند. شرع تکلیف را معرفی می کند این انسان ها هستند که اگر رعایت دستورات شرع را نکردند گرفتار غضب الهی می شوند و از زندگی با صفا و نتیجه بخش محروم می گردند. موفق باشید

30099

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: آیا متکفل بحث هست ها و نیست ها در جهان بینی ها فلسفه هست؟ اگر هست فرق فلسفه با جهان بینی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر آن‌جایی که متکفّلِ هست‌ها و نیست‌ها، حسّ انسان است برای محسوسات. برای معقولات، عقل است که با استدلال‌های خود می‌تواند متوجه‌ی معقولات شود و جهان‌بینی، جمعِ بین محسوس و معقول می‌تواند باشد. موفق باشید

29581
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: کسی که در حوزه ی دفاع مقدس فعالیت می‌کنه چطور می‌تونه مکتب امام شهدا رو به مردم بشناسونه؟ حیطه ی فعالیت های ما فعلا مجازی هست. آیا برای این کار شهید خاصی رو می‌شناسید که به طور ویژه روی زندگی ایشون کار کرد؟ ترجیحا کسی باشه که متحول شده باشه تا مردم مخصوصا نسل جوان احساس نزدیکی بیشتری با ایشون بکنن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی شهدا فوق‌العاده‌اند. بستگی به رویکرد شما دارد. لذا شهیدی را انتخاب کنید و کار را شروع بفرمایید تا بگویداز این انقلاب اسلامی چه فهمیده است که تمام جان خود را فدای آن کرده است؟ هر کدام از آن‌ها با ما سخنی دارند و از عالَمی که در مقابل‌شان از طریق انقلاب اسلامی گشوده شد، شرح‌هایی خواهند داد. موفق باشید

28230
متن پرسش
سلام: شما در یکجا فرمودید در قرآن هیچ جا نیامده که اهل کتاب بیایند مسلمان شوند. از طرفی هم فرمودید اهل کتاب کافرند ولی باید به آنها احترام گذاشته شود و قرآن هم به آنها احترام گذاشته است. حال سوالم این است اگر اهل کتاب کافرند پس چطور می‌فرمایید قرآن نفرموده که آنها بیایند مسلمان شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ کجای قرآن اهل کتاب را به صرفِ اهل کتاب، کافر نمی‌گوید بلکه برعکس، بعضی از آن ها را بدون آن‌که مسلمان شوند اینطور تجلیل می‌کند می‌فرماید: «لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ» (آل‌عمران/۱۱۳) آنها همه يكسان نيستند؛ از اهل كتاب، جمعيّتى هستند كه(به حق و ايمان) قيام مى‏‌كنند؛ و پيوسته در اوقات شب، آيات خدا را مى‏‌خوانند؛ در حالى كه سجده مى‏‌نمايند. موفق باشید  

28105

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: راه تقویت صبر متحمل در مقابله با مسائل چیست؟ خیلی تلاش می‌کنم و همچنین مطالب ارزشمند استاد را مطالعه می‌کنم اما باز هم حرفها، صحبت ها، کنایه ها و تهمت ها آزارم می دهند، اخیرا اتفاقاتی برای من پیش آمد که روند زندگی مرا به طور کلی تغییر داده و خیلی از مسائلی که برای من و اطرافیانم حل شده بود به دلیل انتخاب های اشتباه اطرافیانم و جهل خودم آن مسایل دوباره مطرح شده و انگشت اتهام به سمت من است استاد فرمودند مدارا کنید و من هم به این طریق طی مسیر می‌کنم، تنها با سخنان استاد چه گفتار و چه کتابهایشان آرامش می‌گیرم و از این طریق روزم را شب می‌کنم، گاهی غرق در معنویت می شوم و مشکلات را فراموش می‌کنم و گاهی مشکلات مانند کوهی بر سرم آوار می شود، خواهشم از شما اینست که مرا راهنمایی کنید چطور وقتی تمام آوار دنیا را باید به تنهایی بر دوش بکشم بتوانم صبور و امیدوارو پایدار باشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند است که همه‌ی عالم را در اختیار دارد و اوست که همیشه حیّ و حاضر است. در این مورد پیشنهاد می‌شود شرح «مقالات» آیت اللّه شجاعی «رحمت‌اللّه‌علیه» را دنبال بفرمایید. صوت مباحث در اختیار حاج آقا نظری به شماره‌ی 09136032342 هست. موفق باشید

27605

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: خداوند برای انسان بهترین مصالح را مقدر می کنند؟ اگر جوابتان منفی است باید پرسید برای خداوند قبیح است که بهترین مصالح را برای بندگانش مقدر نکند و اگر جواب مثبت است پس دعا که تغییر مقدرات است معنایی ندارد، چون بهترین مقدرات از بندگان سلب می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دعا در نظام الهی، ظرفیت‌های انسان را جهت فیضی بالاتر از فیض قبلی به‌وجود می‌آورد. موفق باشید

26695

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام: بنده در فضاهای مجازی با شعرهای عرفانی با نام حلمی که از سید نوید حلمی است آشنا شدم. با اینکه توان تشخیص صحیح بودن اشعار و ایدئولوژی ایشان را ندارم. نظر و راهنمایی شما را خواستارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان نیستم. موفق باشید

26682
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی: مثالی در کتاب ده نکته از معرفت نفس را به شکل زیر نوشتم آیا درست نوشتم؟ با تشکر فراوان. مثال: از دور سگی را دیدم و از ترس قلبم لرزید و می خواستم پا به فرار بگذارم اما انگار چیزی به من الهام شد که نترس و فرار نکن، خودم را کنترل کردم و بر وسوسه غلبه کردم با دقت دیدم و مطمئن شدم آن سگ نیست بلکه سنگ بزرگی است شبیه به سگ و خیال می کردم آن سگ هست و بدین ترتیب قلبم آرام شد. در تمام این حالات که دیدم، ترسیدم، خیال کردم و نیز به من الهام و وسوسه می شد خودم بودم یعنی یک نفس که همه اش یک جا بود. یعنی عقل و خیال و قلب یکجا بود. یعنی نفس عزم می کرد به عقل یا قلب یا خیال میدان می داد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. موفق باشید

نمایش چاپی