بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
32018
متن پرسش

سلام و وقت بخیر خدمت استاد عزیز و گرانقدر: استاد قبلا سوالی در مورد سایه نداشتن ائمه و رسول اکرم مطرح شد پاسخ دادین که «شاید غلبه‌ی روح مبارک رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» بر عالم جسم چنین اقتضایی را در پی داشته باشد که جسم آن حضرت سایه ندارد، با این همه معنای درست این خبر را نمی‌دانم.» استاد، چرا سایه نداشتن نمی تواند مقوله ای از جنس همین مفاهیم که می فرمایید باشد (همه مطالب نقل از سخنان حضرتعالی می باشد) «ما عموماً، با سایه های ذهنمان زندگی می کنیم و به حقیقی ترین بُعد زندگی که همان ابدیت است رجوع نداریم هنگامی که حضرت طوری سخن می گویند که ما مجبور می شویم این سایه ها را کنار بگذاریم، از خود می پرسیم پس چه کار بکنیم چون کار دیگری نداریم» . «کسی که دنیا را جدّی گرفت با سایه های ذهن اش زندگی می کند، چه از آن سایه ها بترسد و از آن ها فرار کند و چه با آن سایه ها رفیق شود و با آن ها دل خوش کند، در هر دو صورت از واقعیت بیگانه است، چون سایه های ذهنی واقعیت ندارند. راه نجات از این که انسان بازیچه ی سایه های ذهنی نشود، یک راه بیشتر نیست و آن جدّی گرفتن حیات ابدی است.». «آن هایی که از مسیر رسیدن به خدا منحرف شدند برایشان عذاب دردناکی است، به جهت آن که یَوْمُ الحساب را فراموش کردند. اگر قیامت و حیات ابدی برای افراد جدی شود سایه های ذهنی قدرت و توانایی شان را از دست می دهند.» «ما باید سایه ها را از روی ذهن و قلبمان برداریم تا بتوانیم کاملاً آزاد نفس بکشیم، اگر شما از کسی که علناً کار حرامی را انجام می دهد و در تاریکی زندگی می کند، نپرسید که این چه وضعی است؟ او از شما می پرسد که چرا اینقدر خودت را به احکام دین مقیّد کرده ای.» «اگر انسان آسمانی شود و پناه روح و جان خود را خدا بداند از این نوع فشارهای روحی راحت می گردد. دیگر سایه ها در ذهن او حکومت نمی کنند که با درهم پیچیده شدن سایه ها او هم درهم پیچیده شود، بلکه خدا بر او حکومت می کند.» «اهداف وَهمی غیر واقعی است و نباید به فکر برآوردن اهدافی این چنینی برآمد و فکر کنیم چون این شخص رئیس است پس مهم است و یا چون این سنگ گرانقیمت است پس مهم است، اینها نسبت و اعتباریاتی است که اذهان بشری ساخته اند و ریشه در سایه ذهن انسان ها دارد. و از این جهت نباید وقت خود را صرف اهداف وَهمی نمود.» «علم باید طوری باشد که بتواند ما را به خودمان بشناساند نه اینکه یک «منِ» بدلی به ما بدهد که سایه ی ذهن ما شود. بعضی علم ها یک «منِ» بدلی به انسان می دهد.» «بدبخت آن کسی است که چیزی جز اجسام و ظواهر را نمی شناسد، زیرا مرگ، همه چیز او را نابود می کند ولی اگر ماوراء زندگی دنیایی، به مالک مرگ نظر داشت هیچ وقت با نابودی مطلوباتش روبه رو نمی شد. اگر انسان توجه داشت که کل حیات، در زندگی دنیایی اش خلاصه نمی شود و اگر خود را وسیع تر از تنفس بدنی اش، در دست خالقی حکیم احساس کرد، هرگز سایه ی تنگ و تاریک دنیاگرایی بر او فشار نمی آورد تا گمان کند همه چیز تنها در دنیا یافت می شود، آیا در زندگی با انسان هایی روبه رو نشده اید که نگران لباس های مستعمل با آرنج های سوراخ و کفش های مندرس خود نیستند ولی نگرانند که مبادا ستارگان بر جانشان ندرخشند؟ این ها ماوراء مرگ و زندگی، با خدا زندگی می کنند. با خدایی که در همه چیز و از همه چیز می توان سراغ او را گرفت.» «باید خود را از سایه های آن ذهنی که همواره ما را به خود مشغول می کند و از نظر به خداوند باز می دارد آزاد کرد.» «همین که همه همت انسان این باشد که منِ مستقل از حق، یعنی مَن وَهمی را حفظ کند، از مسیر درست دور می افتد و به مقصدی که باید برسد، نمی رسد و عملاً با سایه زندگی خود زندگی می کند در حالی که سایه زندگی، اصل زندگی نیست، انسان را به اهداف دروغین عادت می دهد و اندیشه اش را در مسیر همان اهداف دروغین به کار می برد.» «تو ابدیت داری ولی دنیا ابدیت ندارد، پس تو برای دنیا خلق نشده ای، خود را مواظب باش که به دنیای ناپایدار گره نزنی. خیلی عجیب است که آدم خود را در سایه های زندگی مصرف کند. سایه ها می میرند و او می ماند، ولی بدون هیچ محتوایی. کسی که وقتش را صرف سایه کرد، سایه چون حقیقت ندارد، می رود، اما او نمی رود.» «سایه های ذهنی ما که ما را از حیات ابدی غافل کرده بود، همه و همه کنار می روند و در آن حالت شما زنده می شوید و زندگی حقیقی شروع می گردد.» محو او گشتند آخر بر دوام / سایه در خورشید گم شد والسّلام

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی را مطرح فرموده‌اید مبنی بر این‌که سایه‌های ذهنی چه اندازه حجاب حقیقت می‌شوند و مسلماً رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» از چنین سایه‌های ذهنی مبرّا بوده‌اند. به قول شاعر بزرگوار آقای رافعی:  اگر همسایه ها بی سایه بودند / حصار خانه ها سنگی نبودند. که منظور ایشان نیز همین سایه‌های ذهنی است. ولی اگر واقعاً رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» هنگامی که در بین مردم بودند، جسم‌شان سایه نداشته است، قضیه غلبه روح بر جسم به میان می‌آید. ولی احتمالاً شاید بتوان گفت همان هنگامی که بین مردم بودند، مردم آن‌چنان از حضور آن حضرت بهره‌مند می‌شدند و احساس آرامش می‌کردند که اصطلاحاً این حالت نداشتن سایه قلمداد می‌شد. و به همین جهت در مورد ائمه «علیهم‌السلام» نیز در بعضی روایت‌ها داریم که آن‌ها نیز سایه نداشتند، گویا به معنای روان بودن حضور آن‌ها برای روح‌های مخاطبین‌شان بوده است. موفق باشید

32016

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام وعرض ادب: استاد بزرگوار برای حل شدن گره های کور زندگی چه توصیه ای می‌فرمایید؟ تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان رجوع به دستورات اخلاقی مثل کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه». موفق باشید

31320
متن پرسش
سلام استاد عزیز وقت تون بخیر: راستش سوال مهمی راجع به یکی از نزدیکانم داشتم. دو بار تایپ کردم با جزئیات متاسفانه، دستم خورد پاک شد. بطور خلاصه توضیح میدم، کسی که نه خدا رو به خدایی قبول داره، نه قرآن و نماز و امام معصوم رو و نه استاد یا شخص عاقلی که در این جهات راهنماییش کنه، با این فرد باید چه برخوردی داشت؟ آیا امیدی به اینکه بالاخره یک دستگیره‌ی درونی پیدا کنه و از تباهی نجات پیدا کنه هست؟ چون نیمی از سن جوانی‌اش گذشته و شخصیتش کامل شکل گرفته، حس می‌کنم با کافری طرف هستم که باید بدون توجه بهش راه خودمو برم. اما نمیدونم آیا این شیوه درست هست یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، به خود افراد مربوط است. نهایتش اگر زمینه داشته باشند می‌توان به آن‌ها تذکر داد. ولی خداوند به پیامبر خود نیز می‌فرماید: «إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ ۚ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ» (قصص/56) هرکه را که دوست داشته باشی هدایت شود نمی‌توانی هدایت کنی، ولکن هرکس را خداوند بخواهد هدایت می‌شود و خداوند است که می‌یابد چه کسی شایسته هدایت است. موفق باشید

30641

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: متنی که برای شما می فرستم از صفحه 407 کتاب فرزندم این چنین باید بود _ جلد ۱_ است. و اما متن: «به هر حال عنایت دارید که یگانگی شرط کمال خداوند است چون اگـر دو خـدا در عـالم بود هیچکدام کامل نبودند، زیرا کمالاتی این خدا داشت که آن دیگري نداشـت و بـالعکس و در آن صورت هیچکدام خدا نبودند چون نقص با واجب الوجودبودن و عین وجود بودن خـدا نمی‌سازد.» استاد مگر ما نمی گوییم خداوند صاحب تمام صفات و کمالات است، حالا چطور ممکن است خدایی دیگر بیاید و صفات و کمالاتی غیر از خدای اولی داشته باشد!؟ مگر دیگر صفتی در عالم می ماند که خدای دیگر داشته باشد و خدای اولی نداشته باشد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همین دلیل فرض دو خدا محال است و در آن صورت هیچ‌کدام خدا نیستند و باید بگردیم خدای واقعی را پیدا کنیم. موفق باشید

30437

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. برای رسیدن ب جایی ک با تمام وجود کلمه ی (لا اله الا الله) رو بتونیم ب زبون بیاریم و انسانی زاهد باشیم، میگن باید پا روی تمام تعلقات دنیوی گذاشت، استاد شجایی فرمودند ک زهد یعنی از بدست آوردن چهار دسته معشوق (جمادی، گیاهی، حیوانی، و عقلانی) ذوق زده نشی و از دست دادنشونم تو رو افسرده دل نکنه. بعد طبق این تعریف می‌خواستم بدونم ک طلب کردن اونها از روی علاقه ای که بهشون داری با زهد منافات داره؟ یعنی وقتی در مقابل کسی نشستی و در حال مناجاتی که قراره تنها معشوقت باشه ی معشوق دنیایی رو بطلبی این کار مانع ایجاد میکنه برای رسیدن به زهد؟ خب از طرفی وقتی طلب میکنی یعنی هنوز ب طور کامل از دنیا نبریدی، از طرفی هم اگر بگن طلب کردنشون ممنوعه تازه انگار انسان بدتر گیرشون میشه و در خیالش اونها رو بزرگ میکنه و چ بسا دچار وهم هم بشه و اون علاقه رو از آنچه که در واقعیت هست بزرگ تر میکنه و رفته رفته به جایی میرسه که اون علاقه اون معشوق را در حدی بزرگ کرده که حتی اونو در مقابل رب میدونه و هرگاه که میخواد نماز بخونه دست به دعا برداره چون نمیتونه طلب او را در بین دعاهایش نیاورد و میداند که مباید عم بیاورد اصلا از دعا منصرف میشه و از عبادت باز میمونه یا به عبارتی بخاطر این ممنوعیت از معشوق حقیقی نیز باز میمونه میدونین چی میخوام بگم؟ میگم شاید اصلا علاقه ی او به اون معشوق زمینی حتی در حده اصرار هم نباشه و از نبودنش در زندگی آینده هیچ ترس و غمی هم نباشد و انسان بگه خب با خدایم یجوری پشت سر می‌گذاریم و اصلا مشکلی نیست من به خدا تکیه می‌کنم. اما اگر پای ممنوعیتی در میان باشد خب این انسان چون میدونه این علاقه ی چه بسا کم مانع خوشنودی خدا و رسیدن به (لا اله الا الله) میشه خب از سره خجالت کناره گیری میکنه از خدا و این کناره گیری از خدا باعث بزرگ شدن ناخواسته ی او معشوق در خیال میشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با حضور در محضر حضرت حق و توجه به این‌که او بهترین آرزو و مطلوب ما است، می‌خواهیم نوعی از زندگی را به ما بدهد تا بهترین بندگی و حضور در عالم را برای انجام وظیفه داشته باشیم. در این رابطه طلب زندگی و لوازم آن زندگی مذموم نیست. موفق باشید

30293

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: در جایی فرمودید پیامبر عموما خودش را از مردم حفظ می‌کرد ولی در جاهای کمی که با مردم معاشرت داشت با روحی بسیار گشوده معاشرت می‌کرد. و یا در جای خواندم که شخصی چندین بار درب خانه امام رفته و امام راهش نداده، اینها چگونه با رحمت رحمانی پیامبر که طبیب دوار بوده سازگار است؟ آیا این گوشه نشینی (سلوک فردی) همان رهبانیت نمی‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با مردم بودن، غیر از آن است که انسان، تنهایی نداشته باشد. ۲. آن قضیه که امام آن افراد را راه ندادند، به جهت ادعایی بود که می‌کردند و پس از آن‌که از آن ادعا دست برداشتند، امام اجازه‌ی ملاقات دادند. که بحث آن را می‌توانید در سلسله مجلدات «امام شناسی» آیت الله حسینی تهرانی دنبال کنید. موفق باشید

30088

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: ببخشین یک زن چه گونه میتونه باعث بالارفتن معنویت در خانوادش بشه؟ ممنون از پاسخگوییتون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که در صفای ایمانی و مادری خود در خانه چون شمع بسوزید و نور دهید، خود به خود دیر یا زود تأثیر خود را می‌گذارد. موفق باشید

29473

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: درحال مطالعه کتاب عالم انسان دینی هستیم و بیش از ۵ سال است که با مباحث حضرتعالی مانوس هستیم و در اوج گرفتگی و قبض، مباحث شما برایمان آبی روی آتش است و اینکه احساس خاصی به استاد عزیزمان داریم. استاد عاجزانه تقاضا دارم، اگر ممکن است بدون تواضع به صورت خصوصی پاسخ این پرسش را ارسال بفرمایید. جنابعالی در کتاب عالم انسان دینی، در مثال علمای عالم‌دار نام هایی را ذکر می‌نمایید. مثل حصرت امام (ره) یا در کتاب ادب خیال از علامه (ره) نام می‌برید. حال سوال این است که آیا امکان تنفس در عالم شما برای ما وجود دارد؟ و این احساسی که در قلبمان هست نسبت به جنابعالی آیا علامت ورود یا حداقل از دور تماشای زیبایی عالم‌تان هست؟ و اینکه امکان دارد ما چند سوایی در عالم شما زیست کنیم و بعد به عالم حضرت امام (ره) منتقل شویم؟ ببخشید استاد، می‌دانیم که این سوالات خوب نیست اما ناچار به پرسیدن برای آرام گرفتن دلمان بودیم. خدا بهترین خیر دنیا و آخرت رو نصیبتان بفرمایند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده و امثال بنده باید راه بگشاییم به سوی حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که در این تاریخ، روح عالم است در آن حدّ که شهدای عزیز و حتی رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله‌تعالی» به روحِ روح الله زنده و پا برجا هستند. موفق باشید

29211

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: استاد بزرگوار بنده چندین سال است به طور مداوم (حداقل ماهی یک بار) کابوس تهدید توسط مار یا سگ می‌بینم! و این موضوع آرامش خواب را از بنده گرفته است. بنظرتان دلیل آن چیست و چه باید کرد؟ با تشکر از پاسخگوییتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نسبت به تعبیر خواب آگاهی ندارم. بزرگان پیشنهاد می‌کنند قبل از خواب ۱۲ مرتبه سوره‌ی توحید را خواندن، خوب است. موفق باشید

28900

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: تشکیل خانواده اسلامی از راه ازدواج سبز {اسمش اسلامی راهش هم اسلامی یعنی از راه ظلم و خیانت و... نبید} یــــــــــــــا ازدواج سیاه {اسمش اسلامی اما راهش غیر اسلامی و از راه ظلم و خیانت و... به دیگران} یــــــــــــــــا ازدواج سفید {نه اسمش اسلامی نه راهش} کدام؟ کدام اسلامی و کدام غیر اسلامی است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. موفق باشید

28384

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام: وقت بخیر. ۱. ببخشید استاد می‌خواستم بپرسم از چه طریق باید فهم جامعی نسبت به دین پیدا کرد تا بتونیم با آیات و روایات برخورد درست و حقیقی داشته باشیم، به طور کل فهم جامع پیدا کردن از دین به چه صورت هست؟ ۲. یک کتاب خیلی کامل و خوب راجع به حق الناس می‌خواستم مطالعه کنم اگر ممکنه بهم معرفی کنید. ۳. راجع به این شعر هم می‌خواستم بدونم منظور شاعر چیست که میگه: از خود بطلب هر آنچه هستی که تویی، آیا منظور همان خلیفه الله بودن است یا قدرت های روحی را به رخ مخاطب می کشه؟ ۴. نظرتان راجع به اینکه انسان همه ی تفسیرها را مطالعه کند چیست؟ آیا باعث عمیق شدن می‌شود یا کار بر روی همان تفسیر شریف المیزان کفایت می‌کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که فعلاً سیر مطالعاتی سایت را دنبال بفرمایید إن‌شاءاللّه در دل آن مباحث، جواب سؤال‌های خود را خودتان خواهید داد. موفق باشید

28156
متن پرسش
سلام: در مورد اعتراضات اخیر در آمریکا عده ای شبهاتی را مطرح کرده اند مبنی بر مقایسه بین اعتراضات در ایران و اعتراضات در آمریکا. مثلا می‌گویند این که مردم آمریکا راحت اعتراض و تظاهرات می‌کنند نشانه آزادی آن ملت است ولی در ایران اغتشاشات آبان ۹۸ را مثال می‌زنند که با اعتراض مردم به گرانی بنزین حکومت صدها نفر را کشت ولی در آمریکا با این همه اعتراض حداکثر ۱۳ نفر کشته شده اند. حال جواب این شبهه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اعتراض غیر از براندازی است. اعتراضاتی که در آمریکا در حال وقوع است شبیه اعتراضات اولیه‌ی بود که در رابطه با بنزین به میان آمد که حتی مقام معظم رهبری نیز آن را حق مردم دانستند؛ ولی بعداً جریان، تبدیل به حضور اشراری شد که برنامه‌ی براندازی داشتند. هر نظامی که باشد در مقابل جریان برانداز، باید شدیدترین برخورد را داشته باشد و این حق مردم است. موفق باشید

27598

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: هدف زندگي چيه چرا اومديم اين دنيا؟ براي من همه چي بي معني شده حس مي كنم الافم تو اين دنيا به هيچي از خواسته هام نرسيدم. الان از خودم مي پرسم اصلا چرا خدا خلقم كرده اورده تو اين دنياي مزخرف كه همه چيزش حالت رو بهم ميزنه لذتاشم مسخره ست. نميدونم ديگه چي بخوام چي نخوام تو عباداتم هم سستم ترك نمي كنم ولي حس خاصي هم ندارم صرفا رفع تكليف، چيكار كنم؟ به نظرتون روان پزشك هم رفتم از اون هم نااميدم الان سوال جديم اينه از كجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به كجا مي روم آخر ننمايي وطنم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است نظری به کتاب «آشتی با خدا» بکنید و آن را تا آخر ادامه دهید، امید است که افقی در راستای حضور در فراخنای جهانی بس گشوده‌تر از جهان کمّیت‌ها، در مقابل‌تان طلوع کند، إن‌شاءاللّه. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

27187

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم جناب استاد: در جاهای مختلف می خوانیم و می شنویم که بعضی گرفتار طلسم، جادو یا شیاطین شده اند. طبیعی است که این موارد موجب ایجاد ترس در انسان می شود. از سوی دیگر، ترس مذموم است و زندگی و بندگی را با مشکل مواجه می کند. چگونه اطمینان یابم، که با وضعیتی که دارم و خطاهایی که گاهی می کنم و البته پس از آن توبه می کنم، گرفتار این مسائل نمی شوم تا این ترس هم در من به وجود نیاید؟ در ضمن، بنده کتاب مفید شما در خصوص جن و جادوگر را خوانده ام، ولی هنوز احساس می کنم نیازمند یافتن تضمین بالاتری برای آرامش هستم. با تشکر از شما و آرزوی سلامتی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در نگاهِ توحیدی به عالَم، ورودِ بیشتری پیدا کنید. شرح سوره‌ی «زمر» شروع خوبی است. موفق باشید

26677

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: حضرت امام صادق (ع) به عنوان بصری در آن حدیث معروف عنوان بصری می فرمایند که عزت و تعالی را از جاه و مقام و آنچه در دست مردم است نطلب و تنها بدرگاه الهی متوسل شو. آیا حتی طلب کردن عزت از اهل بیت و احترام گذاشتن و خدمت کردن به مومنین که طبق آیه «و لله العزه و لرسوله و للمومنین» صاحب عزت هستند، با این سخن امام صادق (ع) مغایرت دارد یا اینکه بعلت اینکه خدا به آنها عزت داده، به ایشان خدمت و احترام می کنیم و حتی متوسل می شویم و تنها منشا عزت، ذات قدس الهی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور از آن فراز از روایت، به دنبال عزّت بودن از اهل دنیا است و گرنه اولیاء الهی که خودشان واسطه‌ی فیض‌اند جایگاه و موضوع‌شان متفاوت است. موفق باشید

26411
متن پرسش
با عرض سلام: در پاسخ به یکی از سوالات فرموده اید: «همه‌چیز حکایت از آن دارد که خداوند اراده کرده است تاریخی غیر از تاریخ مدرن به وقوع بپیوندد.» مقام معظم رهبری نیز مکرر در این زمینه اشاره فرموده اند که آینده ای متفاوت در نزدیکی ما است از جمله «بنده می دانم که خدای متعال اراده فرموده است که این ملّت را به متعالی‌ترین درجات برساند» سوالی که دارم این است که نشانه‌هایی که حضرتعالی می فرمایید حکایت از تاریخ جدید دارد را اگر مقداری بخواهیم مشروح تر توضیح بدهیم کدامند و نحوه حکایتگری آن چگونه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور مختصر این‌طور می‌توان گفت که این یک قاعده در این عالم است که وقتی هر ملتی با فرهنگ ایثار و شهادت به صحنه آمد، آن ملت صاحب سرنوشت خود می‌شود. مقام معظم رهبری«حفظه­الله» فرمودند: شما فشار را از مردم بردارید ببینید چگونه همه به حاکمیت حق رجوع می‌کنند. این را یک قاعده بدانید اگر حقی آمد، حتماً باطل می­ رود، این قاعده لایتغیر است. قرآن می‌فرماید وقتی مؤمنین صدر اسلام با احزاب یعنی اتحاد کفر جهانی روبه‌رو شدند که بنا داشتند ریشه‌ی اسلام را بکنند؛ گفتند: «هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً» (احزاب/۲۲) این است آن وعده‌ی خدا و رسول خدا (ص)، و خدا و رسول‌اش وعده‌ی صادقی دادند، و در مسیر مقابله با جمعِ کفار متحد، نه‌تنها خود را نباختند، بلکه ایمان و دل‌سپردگی‌شان به اسلام افزون شد. زیرا متوجه بودند وقتی همه‌ی کفر به میان می‌آید، با شکستی که می‌خورد هویت تاریخی‌اش را از دست می‌دهد و تاریخ دیگری ظهور می‌کند. آن مؤمنین با نظر به چنین آینده‌ای، توانستند امروزِ خود را درست تحلیل کنند و در آن مأوا گزینند. موفق باشید

26271

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم عرض ادب و ارادت: تو جزوه تربیت انقلابی، تربیت امروزی می فرمایید که (اکثر مذهبی ها خلاء عبور از غرب را هنوز به خوبی درک نکرده اند. از خود نمی پرسیم چرا تذکراتی که دین الهی می دهد تاثیر لازم را در مخاطبان ما به وجود نمی آورد؟ غافل از اینکه مخاطبان ما هنوز در عالم غربی به سر می برند و ما ابتدا باید آن ها را از عالم غربی آزاد کنیم تا جای دستورات دین و معانی آن فهمیده شود.) تو این بخش منظور از جدا کردن از عالم غربی چیه؟ و چه راهکار هایی داره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی انسان بتواند خود را و کمال خود را در عبودیت حضرت ربّ العالمین تعریف کند و متوجه شود آنچه او را به هدف اصیلش می‌رساند، در بستر زندگی توحیدی است و نه در گردونه‌ی توهّمات زندگی غربی. موفق باشید

25650
متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به تفسیر آیه ۸ سوره منافقون «...لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ...» چگونه یک ملت می تواند عزت خود را حفظ و تقویت نماید؟ ملاک عزت فرد و جامعه طبق این آیه شریفه ویژه برای جوامع اسلامی علی الخصوص ایران، چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فقط با متعهدبودن بر آموزه‌های دینی در راستای محبت به خلق و صدق و عدل، انسان‌ها به عزّت لازم می‌رسند. موفق باشید

25464

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با سلام خدمت استاد گرانقدر و آرزوی توفیق: استاد نظر شما درباره مباحث و کتب خانم دکتر پیراوی ونک ویژه در حوزه فلسفه هایدگر چیست و چه افقی رو میتونه روبروی مخاطب باز کنه؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در فهم فلسفه‌ی غرب به‌خصوص هایدگر و مرلوپونتی نکات خوبی از ایشان هست و بنده استفاده کردم. موفق باشید

24976

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوارم: وقتتون بخیر. اولیاء الهی که مصایب دنیا آنها را دگرگون نمی کند، مظهر چه اسمی هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نورِ «اسم یا حق» که همان مقام ثبات است، کارساز می باشد. موفق باشید

24900

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام: با توجه به سوال ۲۴۸۹۴ چرا هیوم که به داده حسی تکیه می کند، در جایی به این نتیجه می‌رسد که طبیعت خود به گونه ایست که مجبوریم به خارجیت آن یقین کنیم، خب این حرف هیوم یعنی رسیدن به خارجیت طبیعت و اشیا و اینکه با این حرف اعتراف می کند واقعیت خارج یا طبیعت، مستقل از ذهن است و خود مستقلاً خارجیتش را می‌نمایاند چه بخواهیم چه نخواهیم، چگونه هیوم که به داده حسی تکیه می کند به این درک وجدانی می‌رسد و به آن اعتراف می کند. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود هیوم هم می‌گوید در زندگی‌اش مقیّد به آن‌چه که فلسفه‌ی آمپریست به او می‌رساند، نیست. عرایضی در همین رابطه در جزوه‌ی «تاریخ فلسفه‌ی غرب» شده است. موفق باشید

24347

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب. استاد عزیز در رابطه با فرمایش شما مبنی بر اینکه در راه کسب معرفت خیلی سوال نکنیم یه تشبیهی به ذهنم رسید لطفا ملاحظه بفرمایید: استاد عزیز مکرر می فرمایند سوال نکنید. سوال حجاب است و «اسرار طریقت نشود حل به سوال».. به ذهنم رسید انسانی که می خواهد شنا را بیاموزد وقتی در آب پرتاب می شود اگر دست و پا بزند فرو می رود و راه به جایی نمی برد. قدم اول در آموختن شنا و حرکت در آب آرام بودن و دراز کشیدن و حتی نفس نکشیدن است تا با حبس نفس و سکون اعضا خود را روی سطح آب نگهدارد و سپس به آرامی با حرکات مناسب به راه بیفتد انسان هم باید در وادی معرفت در مقابل نور معارف بی حرکت و آرام بنشیند و دست و پای الکی نزند تا به فضل الهی او را در مسیر مناسب خودش و به طریق مناسب خودش به راه بیاندازند و در دریای مواج معارف موفق به شنا شود و الا به محض افتادن در آب غرق می شود. التماس دعا
متن پاسخ

24347- باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم همین‌طور است. البته در صورتی که انسان در مسیر شریعت قرار داشته باشد و معارف اولیه‌ را کسب کرده باشد. آری! در آن صورت «خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید

33580

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: با توجه به سوال ۳۳۵۶۶ لطفا درخواست بنده را دقیق تر اجابت کنید. من از کجا بدانم که با شرح کتاب مقالات می توانم انس بگیرم؟ بنده پرسیدم آیا همان آثار امام خمینی (ره) که جنابعالی شرح کردید کافیه یا نه؟ شما حواله به روحیه داشتن انس با کتاب مقالات می کنید تازه اون هم مشروط که اگر روحیه اش را دارید. خوب من چکار کنم ببخشید اگر بی ادبی شد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌دانید این نوع مسائل با تجربه پیش می‌آید و با انس اولیه‌ای که با کتاب می‌گیرید و چند وقتی با آن به‌سر می‌برید، می‌یابید که آیا جوابگوی طلب و مسائل شما هست یا نه؟ و از این جهت عرض شد باید با انس با کتاب مذکور به روحیه خود رجوع کنید و با تجربه‌ای که برایتان پیش می‌آید تصمیم بگیرید. و در همین رابطه گفته می‌شود هر کتاب خوبی برای هر انسان خوبی نمی‌تواند مفید باشد. موفق باشید

33517

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: شما یک جا الله را مظهر می دانید در حالیکه در جای دیگر می فرمایید: الله به اضافه صفت خاص می‌شود اسم. این تناقض نیست که یکجا الله مظهر و جای دیگر ذات است!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه حرف آن است که ذات، به صفت خاص می‌شود اسم. از جمله اسم «الله» که ذات است با جامعیتِ صفات. به همین جهت عرض می‌شود نمی‌توان این نوع معارف را به صِرف سؤال و جواب آموخت. پیشنهاد بنده آن است که اگر استعداد ادامه معارف حِکمی و عرفانی را در خود می‌یابید، مباحث مربوط به «اسفار» جناب صدرا و فصوص «ابن عربی» را دنبال بفرمایید. موفق باشید

32829

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و خدا قوت: چگونه ممکن است ابن عربی با اون عظمت و آن مرتبه از عرفان دچار به عشق و یا محبت فردی از خلایق خدا بشه و مثلا ترجمان الاشواق رو تالیف کنه؟ برام مقداری سخته که کسی که میاد فتوحات و فصوص رو می‌نویسه شاید به عبارتی مبتلا به محبوب دنیوی هم بشه و میاد براش شعر میگه و ... چگونه مقام و عظمت ابن عربی و عرفانش با علاقه ای که به نظام یا عین الشمس دارد قابل جمع است؟ اصلا واقعا ابن عربی دلداده عین الشمس بود یا خیر؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که به یاد دارم بعداً که به جناب ابن‌عربی اشکال می‌کنند و او جواب می‌دهد؛ مشخص می‌شود که اساساً او وجهی از وجوهِ توحیدی را مدّ نظر دارد. موفق باشید

نمایش چاپی