باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی به ایمیلتان اینطور جواب داده شد:
31223- باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. امری نیست که به راحتی بتوان در آن نظر داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه در عبودیت خود عمیقتر شویم، در هویت تعلّقی خود، خود را عمیقتر احساس میکنیم. عمده آن است که به خود و به عالَم نگاهی وجودی پیدا کنیم. عرایضی تحت عنوان «معنای حضور در جهان بین دو جهان و انسان آخرالزمانی» در کانال «مطالب ویژه» شده است. خوب است نظری به آن مطلب داشته باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه فرصتی جهت این امر برای بنده نیست. شاید بتوان گفت به جهت تجربیاتی که در مسئولیت های اداری داشته ام در جریان باشم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه بخواهیم و چه نخواهیم آیندهی ما، حضور در جهانی است بین دو جهان. و مدیرانی که در چنین جهانی حاضر نباشند، یا شیفتهی غرب میشوند و یا در نوعی گذشتهگرایی متوقف میگردند. انقلاب اسلامی با روح تاریخی خود به هر حال مدیرانی در ترازِ خود را به ظهور میآورد هرچند این امری است فرآیندی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چنین کاری از عهدهی بنده خارج است. مگر آنکه جنابعالی نکتهی خاصی را از آن کتاب، کتباً مرقوم بفرمایید اگر بنده بتوانم در آن رابطه نظر خود را عرض خواهم کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! کتابِ انسان، خودِ انسان است و لذا خداوند در قیامت میفرماید: «اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا» (إسراء/۱۴) کتاب خود را بخوان و خودت کافی هستی در این روز بر اینکه خود را محاسبه کنی و اندازه ی خود را معلوم نمایی، ولی انعکاس امامِ انسانها در شخصیت انسان هم یک نحوه نامهی اعمال محسوب میشود که چه اندازه او در صفحهی شخصیت امام حاضر است. آری! آنهایی که در کلیّت مشرکند و هیچ جهتی به سوی حضرت حق ندارند، اگر اهل ظلم و تجاوز نباشند به اندازهای که رعایت انسانیت انسانها را کرده باشند، با خودشان در جهنم در سختیِ کمتری هستند. ولی چون به هر حال جهتی به سوی حضرت ربّ العالمین نداشتند مأوایی برای خود در آن عالَم شکل ندادهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کدام یادداشت؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اخوی،کدام متن؟!!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به روح هم علم داریم ولی با خودِ روح، و به صورت علمِ حضوری. و در اینجاست که مغایرت مدرِک و مدرَک پیش نمیآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده آنچه ما در حال وقوع آن هستیم و عرایضی در همین رابطه در جواب سؤالات قبلی شده، جهشی است که در یک فرآیندِ تاریخی با انقلاب اسلامی در حالِ وقوع است و آن آزادشدن از مسیری است که به غرب ختم میشد. بحمداللّه طوری شده که آنهایی هم که امیدوار به غرب بودند متوجهی ناکارآمدی و زمینگیری غرب شدهاند. و اینجا است که پشتکار ما را جهت هرچه بیشتر در این حضور تاریخی طلب میکند. زیرا همهچیز حکایت از آن دارد که خداوند اراده کرده است تاریخی غیر از تاریخ مدرن به وقوع بپیوندد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به بحثهای «گوشسپردن به ندایِ بیصدای انقلاب اسلامی» باید رجوع شود. در ضمن سری هم به سؤال و جواب ۲۵۷۳۲ بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. حتی جناب ملاصدرا واژهی «ابداع» را به کار میبرند زیرا خلق، به معنای «اَلَّفَ» یعنی جمعآوری است و در عالم معنا، جمعآوری معنا نمیدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل، تکویناً و بر اساس ساختارِ وجودیاش به حضرت حق برگشت دارد، بر عکسِ جهل. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حزنِ دوری از محبوب، صفای روحانی را به همراه دارد زیرا تلاش هرچه بیشتر است برای نفی خود. ولی حزنی که نوعی به اعتراض تقدیر الهی باشد، روح را خراب میکند. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: ضمن تبریک به مناسبت بعثت پیامبر خدا «صلوات الله علیه و آله». استاد حقیقتش از یک طرف متوجه عظمت پدیده بعثت حضرت رسول «صلواتاللهعلیهوآله» هستم و از طرف دیگر نمیدانم چه نسبتی باید با این پدیده پیدا کنم تا بین خودم و دیگران گفتگویی صورت بگیرد که حاصل آن گفتگو، نزدیکی هرچه بیشتر به شریعت الهی باشد و آن را برای خود یک طراحی بزرگ الهی احساس کنم؟ این روزها احساس میکنم باید موضوع رسالت را با بازخوانیِ جدیدی مدّ نظر قرار دهم. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: «جانا سخن از زبان ما میگویی». به نظر بنده شرایط، شرایطی است که اتفاقاً باید مطابق همین شرایط، باز به رسالت نبیّ نظر کرد و همانطور که میفرمایید با نگاهی «پدیدارشناسانه» پدیده را ارزیابی کرد. رهبر معظم انقلاب در روز مبعث در همین رابطه نکات ارزشمندی را نسبت به توحید و تزکیه و تعلیم کتاب و تعلیم استقامت و قسط و عدالت و شدیّت و سختبودن و غیر قابل نفوذبودن در مقابل دشمنان، به میان آوردند که جای تفکر دارد. و بنده نیز اخیراً مطابق همین نگاه و همین دغدغه عرایضی تحت عنوان «ما و نیاز امروزینِ ما به پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» در ۱۴ شماره تنظیم شد و محور سخنان روز شنبه ۲۹ بهمن قرار گرفت که ذیلاً متن آن سخنان همراه با فایل صوتی تقدیم میشود. موفق باشید .
بسم الله الرّحمن الرّحیم
السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا السِّرَاجُ الْمُنِیرُ السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا السَّفِیرُ بَیْنَ اللهِ وَ بَیْنَ خَلْقِهِ، یا رسول الله
2- آیا در این روزها و با نظر به رسالت نبی اکرم «صلوات الله علیه وآله» به آن نوع حضور که سبک زندگی ما را متوجه جهانی کند که محور آن نه غرب باشد و نه زندگی غربی و نه انسان غربی باشد و به انسانیت انسان ها و به عدالتی که با آن حضور پیش می آید فکر کرده ایم؟ در حالی که در آن کتاب که بر رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» نازل شده، نوعی ورود در راهی است که هنوز برای بشر این دوران طی نشده و طوری باید در آن ورود کرد که حضور خداوند را در آن مسیر احساس کنیم.
3- با توجه به این امر، یعنی با توجه به حضور خداوند در زندگی، آیا انقلاب اسلامی ادامه نبوت رسول خدا «صلوات الله علیه و آله» و بعثت آن حضرت نیست؟
4- پیامبران همواره متذکر خطر بی دینی در انسان ها بوده و هستند، خطری که انسان را همیشه نه تنها با خود بیگانه می کند حتی با خود درگیر مینماید و آن درگیری در ابدیت به صورت جهنم، انسان را از درون و از بیرون در بر می گیرد.
5- کسی معنای شریعت الهی را درست می یابد و به آن دستورات مقید می شود که خطر بی دینی را درست احساس کند، در آن صورت تلاش می کند در تمام ابعادِ انسانی، چه در ابعاد فردی و چه در ابعاد اجتماعی، انسان متدینی باشد. امری که حقیقتاً در این زمانه، آخرین پیامبر«صلوات الله علیه و آله» از طریق قرآن به خوبی با ما در میان می گذارد.
6- «نبوت» و «نبی» در کنار آموزشهای دینی، نیایش با خدا را به معنای اصیل آن به انسانها متذکر میشود تا انسانها خود را در جهانی بسیار گستردهتر و لطیفتر و آرامشبخش، احساس کنند. آیا جهان انسان هایی که اهل نیایش اند را میتوان با جهان تاریک آنهایی که راه نیایش با خدا را از طریق فرهنگ نبوتِ پیامبران نمی شناسند، مقایسه کرد؟ آیا در همین رابطه متوجه ضرورت ارسال پیامبران برای بشریت از طریق حضرت رب العالمین و ضرورت وجود پیوندی که با نیایش، میتوانیم با پروردگار عالم برقرار کنیم، نمی شویم ؟
7- اگر دیانتی که «عقل» پشتیبان آن باشد و «قلب» آن را احساس کند، نیاز اصلی بشر نبود ، پدیده پوچی در جهان مدرن چرا به سراغ بشری آمد که خود را در نهایت رفاه احساس میکرد و امروزه احساس پوچی به عنوان اصلیترین مشکل زمانه، هرکس را به نوعی به خود مشغول کرده و برای نادیده گرفتن آن و یا عبور از آن، به هر کاری و تلاشی دست میزند. یکی با انواع سرگرمی ها - در عین آن که می داند کارش بیفایده است ولی کار دیگری را نمی شناسد- و دیگری با اتصال به عرفان های کاذب، تا در فرار از پوچی، خود را فریب دهد، زیرا متوجه نبوت به عنوان عطای رب العالمین که رب انسانها نیز هست، نیستند و اینجاست که جایگاه و حساسیت و ضرورت نبوت، بیش از پیش در جوانِ این زمانه خود را نشان می دهد و ما در این زمانه بیش از پیش باید جایگاه «نبوت» را برای این نسل به عنوان «جهاد تبیین» هرچه بیشتر روشن کنیم.
8- آیا جز این است که هر روز بیش از پیش انسان ها متوجه رازهایی در نزد خود می شوند که تنها و تنها از طریق آموزههای انبیا میتوان با آن رازها در وجود خود کنار آمد و از این همه ابعاد پنهانی که در درون انسان ها هست حیرت کرد و تنها با تبعیت از شریعت الهی میتوان در کنار آن رازها و همراه آنها زندگی کرد؟
9- از رازهایی که بین انسان و خدا هست بگیرید، تا رازهایی که بین زن و مرد و یا بین انسان و جهان در صحنه است، تنها می توان از طریق آموزه ها و راهکار انبیا در کنار آن رازها زندگی کرد، بدون آنکه متوجه حقیقت آنها بود. اگر گفتهاند زندگی سراسر راز است و تنها خالق جهان و خالق انسان از آن آگاه است، در نسبت بین دستورات شریعت الهی و نتایجی که بیش می آید بیشتر روشن میشود که مثلاً چگونه میتوان بین صداقت و جهانی که مقابل انسان قرار می گیرد رابطه برقرار کرد؟ زیرا رازی در میان است که ما تنها با رعایت دستورات شریعت الهی در کنار آن رازها قرار میگیریم، وگرنه اصلِ آن رازها بسی مهمتر از ظاهر این دستورات است که ما را دعوت به انجام آن کردهاند.
10- آیا به این نکته فکر کرده ایم که در این زمانه تنها زندگی دینی می تواند ما را در همه ابعاد وجودیمان، به خود آورد و از خیانتی که می توانیم به خود و زندگی خود روا داریم نجات یابیم؟ آن نوع زندگی دینی کدام زندگی است که نه کَرَخیِ دینداران عادی را داشته باشد و نه پوچی زندگی بیدینان را؟ این یعنی با آغازی دیگر به سوی دینداری آمدن، یعنی «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذي نَزَّلَ عَلى رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذي أَنْزَلَ مِنْ قَبْل» (نساء/136)
11- آیا به ایمانی که حضرت محمد «صلوات الله علیه و آله» از طریق قرآن و با سیره خود برای ما آورده رسیدهایم؟ یا «هنوز نه!» ولی بنای همدلی با پیامبر خدا «صلوات الله علیه و آله» داریم؟ بخش هایی از وجود ما برای ما چه نوع برخوردی را با دین خدا به ما پیشنهاد میکند تا در عین دینداری، بخش اعظم وجودمان را تاریکی فرا نگیرد؟ آیا بخش اعظم وجود ما «بَشِّرِ الَّذينَ آمَنُوا» و «بَشِّرِ الصَّابِرين» و «بَشِّرِ الْمُؤْمِنين» را که حکایت پایداری در دینداری است، با همه مشکلی که به ظاهر در مسیر دینداری پیش میآید را شنیده است؟
12- اگر اختیار آدمی به معنای آن است که انسانها، مجبور در سیطره هوسها نمیباشند، پس اختیار آدمی تنها در پیوند با خداوند از طریق شریعت الهی به ظهور میآید و انسانها حقیقتاً در این رابطه اختیار خود را احساس میکنند و اینجا است که اشاره آیه «لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيّ» معنا مییابد. به این صورت که آنچه پیامبران آوردهاند در نسبت با انتخابِ خود انسانها معنا دارد تا بتوانند مسیر رشد و کمال را در مقابل مسیر گمراهی و بیثمری زندگی، خودشان انتخاب کنند تا شخصیت انتخابگریِ آنها به «فعلیت» برسد و در سیطره هوسهایشان نباشند.
13- وقتی متوجه باشیم گشودن قید و بند از پای نفس، برترین فرزانگی است و این کار بهترین و بیشترین بهره را برای انسان دارد؛ میفهمیم چگونه خداوند جایگاه رسول خود را اینچنین معرفی میکند: که او «يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتي كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (اعراف/157) انسان ها را از زنجیرهایی که بر پای خود بستهاند آزاد میکند، پس آنهایی که به او ایمان آورند و او را بزرگ دارند و یاری نمایند و از نوری که بر او نازل شده تبعیت کنند؛ آنانی میباشند که حقیقتاً شخصیت خود را رشد دادهاند.
14- تنها با درک حقیقت نبوت است، آنهم نبوتِ آخرین پیامبر که میتوان در مقابل ظلمات آخرالزمان مقاومت کرد. و این بود راز حضور مردم در 22 بهمنماه امسال، که به تعبیر رهبر معظم انقلاب «شنبهای بود تاریخی» و حماسهای بود که مردم با آمدن خود در صحنه حقایق زیادی را بیان کردند، زیرا همین که فهمیدند آمریکا نمیخواسته در این صحنه حاضر بشوند، به میدان آمدند. آیا این نوع حضور، همان حضوری نیست که پیامبر خدا مقابل انسانها گشودند تا نسبت به زمانه خود آگاه باشند و با سیره و آموزههای پیامبران، ماورای تبلیغات دشمنانِ انسانیت، خود را معنا کنند؟
و این است معنای اینکه امروز بیش از گذشته نیاز به وجود پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» داریم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
https://eitaa.com/matalebevijeh/13005
با سلام: در دعای «اللهم نور ظاهری بطاعتک و باطنی به محبتک و قلبی به معرفتک و روحی بمشاهدتک...» چرا از کلمه ی نور استفاده شده؟ مثلا از اجعلنی یا ادخلنی بکار نرفته چرا مقام و یا جایگاه محبت را باطن میداند اما معرفت را قلب و در آخر مقام برای اتصال با حضرتش را سر آنهم مستقل میداند؟ ممنون میشم اگر توضیح دهید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: دعای ارزشمند فوق متذکر آن است که باید از حضرت حق تقاضا کنیم در همه ابعاد مورد عنایت الطاف او باشیم، هم در ظاهر منوّر به نور اطاعت او بشویم مانند خانمی که رعایت عفاف را میکند و هم در محبت و معرفت که امری است درونی از او تقاضا میکنیم که باطن ما را منوّر به محبت و معرفت خودش بگرداند و از آن مهمتر مقام روح است که فوق مقام قلب میباشد و طلب رؤیت حضرت حق را از او داریم. موفق باشید
با سلام خدمت شما: ضمن بیان تشکر و سپاس میخواستم در مورد روند توضیحات و تفسیر شما در باب غزلیات حافظ بپرسم. با لحاظ این مطلب که تا کنون به توضیح و شرح و بیان ۱۱۳ غزل پرداختید و از اونجا که علاقه مندی بسیاری به اشعار حافظ دارم و با نظر به اینکه شرح و تفسیر شما رو در باب این غزلیات بسیار زیبا یافتم بسیار مشتاق و در انتظار شرح ادامه غزلیات حافظ هستم سپاسگزار میشم لطف کنید و بفرمایید معمولا در چه بازه زمانی به شرح غزل جدیدتر میپردازید البته کاملا متوجه مشغولیت و دیگر دغدغه های شما هستم. با تشکر مجدد
باسمه تعالی: سلام علیکم: سالها پیش که بنده متوجه شدم متأسفانه در حق جناب حافظ چه جفاها که نمیشود؛ بنا آن شد که حدّاقل روشن شود آن مرد الهی چه اندازه بنا دارند انسان را در بستر شریعت الهی تا مراتب عالیه سیر دهند و از این جهت سعی میشود نمایی از هر غزلی در این نوع نوشتهها مطرح گردد. و شاید درسگفتاری باشد که اگر زمانی بنا شد روی آن غزلها بحث شود، آن درسگفتار کمک کند مثل کاری که در شرح غزل شماره ۱۱۲ شد. https://eitaa.com/matalebevijeh/10316 موفق باشید
سلام: آیا ابلیس هم مظهر تام اسمی از خدا است؟ اگر عرفا میگویند اری پس باید اکنون هم فرشته باشد ولی ظالم و جهنمی است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! او وجهی از اسم جلال حق است به این معنا که اسم جلال، هرکس را که شایسته قرب نیست، پس میزند. ولی لازم نیست که ابلیس از آن جهت که «کان من الجنّ» است؛ فرشته باشد. موفق باشید
سلام و عرض ادب: استاد عزیز در بحث حرکت جوهری درباب شبهه بقاء موضوع فرمودید: که موضوع همان عین حرکت است که در بستر حرکت حرکت میکند سوالم اینجاست که آیا بستر حرکت از نوع حرکت در مقولات است یا نوع دیگری است یا اساسا سوال اشتباه است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه باشیم حرکت نیز در ذات خود امری است وجودی، حال میتوان پذیرفت که ما با ذات حرکت روبهرو هستیم. بنابراین چیزی گم نمیشود تا گفته شود در حرکت از چیزی عبور میکنیم و به چیز دیگری میرسیم . زیرا آنچه که در صحنه است ذات حرکت یا حرکتی است که جوهری میباشد. از این جهت دیگر شبهه بقای موضوع معنا نمیدهد. موفق باشید
سلام علیکم: پیرامون پاسخی که به یکی از کاربران درباره شخص امید دانا عنوان فرمودید سوال دارم. در پاسختان هتاکی این شخص را به سنین جوانی و سالهای گذشته ایشان مرتبط دانسته اید. آیا شما برنامه های روزانه این شخص را دنبال میکنید؟ ایشان با زیرکی و ترفندی خاص در هر برنامه خود، بیننده را ترغیب به دیدن این ویدیوهای هتاکی کرده که نشان از خصومت مستمری با اسلام و اهل بیت دارد الفاظی چون خر مذهبی، و جملاتی چون (منکه از اسلام خارج شدم و دین ذرتشت را برگزیدم) مثالی هست که با تکرار در هر برنامه، قشر جوان و پرشور را به تمایل برای دیدن کلیپ های هتاکی گذشته خودش میکند ضمنا ایشان بارها از انجمن مخفی ذرتشتیان سخن به میان آورده که هدفی جز رخنه در مراکز قدرت ندارند در صورت قبول توضیحات بنده، ایشان صلاحیت تایید جنابعالی را دارند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که بنا نیست پشت سر آقای امید دانا نماز بخوانیم. بلکه بنا بر آن است که سعه صدر و گشودگی انقلاب اسلامی را مدّ نظر داشته باشیم و نسبت خود را با امثال ایشان معنا کنیم. چیزی که متأسفانه بعضی از مذهبیهای ما از آن غفلت کردهاند و موجب تنفر به اصل اسلام گشتهاند و این، فاجعه امروزِ ما است که موجب گسست بین ملتی شده است که با هر دین و آیینی بنا است نسبت به ایران احساس مأوا بکنند و این از خصوصیات انقلاب اسلامی میباشد و حاج قاسم سلیمانی «رضواناللهتعالیعلیه» نمادِ چنین سعه صدری بود. موفق باشید
با سلام و احترام: پسرم ۲۰ ساله و دانشجو نماز نمی خونه و اصلا اهل دین و دیانت نیست و ائمه را قبول نداره ما به عنوان والدین این فرزند علاوه بر ناراحتی و نگرانی از لحا ظ دینی تکلیفمون را در برخورد با این پسرنمیدانیم. رشته تحصیلی ایشون معارف اسلامی بوده و از سال آخر دبیرستان سرخورده شد و الان سال سوم رشته فلسفه غرب دانشگاه اصفهان می باشد. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: این افراد به دنبال قرائتی عمیقتر از دین هستند که جوابگوی بشر امروز باشد. و إنشاءالله مییابند و جلوتر از دینداریِ گذشته در صحنه میآیند و لذا نباید به آنها به عنوان افراد کافر و یا مرتد نگاه کرد. وظیفه شما مدارا با این افراد است. موفق باشید
سلام وعرص ادب: ببخشید من بین سوالم و پاسخ شما سنخیتی پیدا نکردم. امکانش هست توضیح بدهید. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه کردید آن جزوه متذکر حضور در تقدیری است که برای بعضی از خواهران متدیّن پیش میآید که اگر آن تقدیر را بشناسند، متوجه جهانی میشوند بس گشودهتر از آنچه خودشان به دنبال آن بودند. حدّاقل تذکرات آن جزوه آن نوع زندگی را مدّ نظر قرار میدهد تا گمان نکنند در شرایطی که هستند از الطاف الهی و آن نوع زندگی که خداوند برای انسانها اراده کرده است، بیرون افتادهاند. و پس از آن خوب است که به جزوه «هویت قدسی «زن» و حضور در جهان گستردهی امروز» که در لینک مرتبط با این پرسش میباشد مراجعه فرمایید. موفق باشید
سلام استاد خدا قوت: در رابطه با سوال 31931 این سوال دختر خانم ۱۶ ساله ایست که حافظ قران هستن و خیلی مذهبی واهل رعایت می باشند والان غیر از ایشان خیلی از افراد مذهبی این سوال رو دارند خصوصا دوستان طلبه که از این بابت رنج میبرند؛ لطفا دلیل این احساس تنهایی افراد مومن و خدایی و اینکه اقعا چکار کنند و چطور به این احساس جهت بدهند رو بیشتر و مفصل تر توضیح دهید. (اکثرا جز گریه و ناراحتی کاری نمیکنند) التماس دعا از شما استاد زحمت کش. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ راهی در این تاریخ برای عبور از احساس پوچی جز حضور در تاریخ انقلاب اسلامی به عنوان افق توحیدیِ آینده و نظر به شهدا از آن جهت که راهی هستند به سوی حضرت ربالعالمین؛ در مقابل ما نیست. نباید خود را مشغول امور فردی کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شمارهی تماس ایشان 09136032342 میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «خویشتن پنهان» بحث شده است که در هر صورت، نفسی که خود را متعلق به آن بدن بداند، در میان است و اطلاعات همه مربوط به نفس ناطقهی انسان است. موفق باشید
