باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر اعمال مستحبی ما را از وظایف اجتماعی خود باز دارد و یا صرفاً عادت شود، چیز خوبی نیست. ولی از آن طرف هم تأکید اولیای الهی آن است که با انجام مستحبات، نقصِ اعمال واجب خود را جبران کنید. به هر حال در هیچ چیزی افراط و تفریط خوب نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در قسمت دوم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرایضی در رابطه با «نحوهی مطالعه» شده است. لذا چنانچه مبانی خود را با مباحثی مثل «معرفت نفس» محکم کنید در هر موضوعی که جهت مطالعه وارد شوید در افق آن مبانی، آن موضوعات را درک میکنید و این، انسجام خوبی جهت تفکر میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشفرضنداشتن برای فهمِ سخنان آسمانی، غیر از گرایشنداشتن نسبت به آن سخنان است. یادداشتهایی که در مورد «زبان قرآن» اخیراً تایپ شده است، قسمتی از آن را خدمتتان ارسال میدارم: موفق باشید
۱. قرآن از یک حقیقت واحدی صادر شده و به همین جهت تمام آیات آن دارای پیوستگی هستند. مشکل آن هایی که در قلب هایشان زیغ است آن است که[1] کلام خدا را با کلام مردم عادی مقایسه میکنند.
۲. آن «اللّه» که جامع کمالات است در قرآن با ما سخن میگوید و در سخنان خود، خود را به ما نشان میدهد. اگر او را بشناسیم میتوانیم به سخن او گوش فرا دهیم. قرآن، قرآن خدایی است که به سخن آمده و با ما در کتابش آشکار میگردد. باید بتوانیم از طریق قرآن در حضور خدایی قرار بگیریم که با ما سخن میگوید. امام صادق«علیهالسلام» در همین رابطه میفرمایند: «لَقَدْ تَجَلَّی اللَّهُ لِخَلْقِهِ فِي كَلَامِهِ وَ لَكِنَّهُمْ لَا يُبْصِرُون» (بحارالأنوار، ج ۸۹، ص ۱۰۷.) بدرستى كه خداوند در كلام خود براى بندگان خود تجلّى كرده است و ليكن آن ها نمی بینند.
۳. قرآن اسرار حضور خداوند در عالم را بر روی ما باز میکند از آن جهت که هماهنگ تکوین عالم است. یعنی از یک جهت حضور خدا در عالم و دیگر حضور خدا در کلام او به میان آمده است و اگر هرکس در کلامش حاضر میشود، خداوند در قرآن ظاهر شده آنهم در عین همزبانی با انسانها. قدرت درستدیدن را به انسانها هدیه میکند.
۴. قرآن همان بودن خدا در عالم است، به همان اندازه که برای دین خدا در مظاهر باید «وجودبین» شد و از محدودهی ماهیات عبور کرد، به همان اندازه باید با تدبّر در قرآن و نگاهِ وحدتنگریعنی تمامیتیِ معنادار، خدا را در قرآن دید.
۵. برای شنیدن کلامی اینچنین گسترده که خدا را مینمایاند باید گشودگیِ لازم را در خود ایجاد کنیم و از تنگناهای سوءِ فهم و سوءِاخلاق خود را آزاد نماییم وگرنه سخن گستردهی خدا را در شخصیت تنگ خود اسیر میکنیم، و این است معنای تفسیر به رأی.
۶. برای گوشسپردن به سخن خدا لازم است ابتدا به «خود» گوش فرا دهیم تا بیابیم فطرت ما چهچیزی را طلب میکند و با این گشایشِ اولیه میتوان به سراغ خدا رفت و از ضیقِ قلبی آزاد شد. شنیدن سخن خدا با گوشِ فطرت ممکن است و آن تنها گوشی است که همواره در مقابل سخن خدا گشوده است. مگر نه آن است که تنها کسی که میفهمد گوش فرا دهد؟
۷. زبان واقعی که سطحی و همراه با پراکندهگویی نباشد، حتماً زبانی است که تأویلبردار است، زیرا بیبنیاد و بیریشه نیست. و زبان قرآن، زبانی است که به عالیترین شکل میخواهد حقیقت را ظاهر کند. لذا به همان اندازه وجوهِ مستور و تأویلی دارد در عین آنکه دریچهای به سوی حقیقت است و هنر قرآن به ظهورآوردنِ حقایقی است که مستورند و این غیر از گزارشکردنِ حقایق است و به همین جهت حقیقت را در متن حادثههای تاریخی نشان میدهد و هر آنچه هست را با زبان اشاره نشان میدهد.
۸. قرآن، عامل اظهارِ حقایقی است که در هستی پنهاناند و از این جهت خداست که سخن میگوید و نه انسان. خداوند خود سخن میگوید و تجلیِ آن حقیقت، صورتِ گفتار میشود و اولین کسی که از آن گفتار بهرهمند میگردد، رسول خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» میباشند. این معجزه نیست که خدا سخن میگوید؟
۹. با نظر به قرآن، «بودنِ» ما برای ما روشن میشود و احساسی به وسعت حضور در همهی عوالم به سراغ ما میآید.
۱۰. اندیشیدن به سخن خدا در قرآن، یک نوع گوشدادن به ندای خداوند است و این مهمترین و سختترین کاری است که انسان باید برای شخصیت خود شکل دهد از آن جهت که خداوند در عین آشکاری در کلام قرآن، خود را در همان کلام مخفی نگه داشته و در صورتی انسان میتواند این دو نحوه نگاه را در خود بپروراند که به توحید جمعِ اضداد برسد، توحیدی که حضرت حق در عین اولبودن، آخر است.
[1] - اشاره است به آیهی ۷ سورهی آلعمران که میفرماید: «أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ» اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه انگيزى كنند و به دنبال تاویل آن هستیند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل، قربِ الهی است و نیّت اصلی در هر حال باید قرب الهی باشد. موفق باشید
سلام استاد خسته نباشید: استاد در مورد صدای گوساله سامری از آقای پناهیان عزیز شنیدم که امام باقر علیه السلام فرمودند: حضرت موسی علیه السلام از صدای گوساله از خداوند سوال پرسیدن خداوند در جواب فرمودند: این صدا فتنه من بود برای... در موردش تحقیق کردم در تفاسیر متفاوت حتی از علامه طباطبایی بزرگوار هم تفاسیری خوندم ولی واسم مشخص نشد که جریان صدا واقعن چی بود. از طرفی راستش بخواین به شخصه من به فتنه های خدا واسه عیار سنجی و الگو کردن اجتماع اعتقاد دارم. ولی خواستم بدونم نظر شما در مورد این حدیث امام باقر علیه السلام چی هست و آیا معتبر هست یا خیر؟ خدا شما را حفظ کنه🙏
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیبایی کلام مولایمان حضرت باقر«علیهالسلام» در همین است که متذکر حقیقت صدای آن گوساله هستند که کارش فتنهای بود که در بنیاسرائیل ایجاد کند. آری! ظرائف معارف اهل بیت در همین جا است که ما را به جایگاه واقعهها سوق میدهد و امروز ما در فضای مجازی صدای خُوارِ گوسالههایی را میشنویم که به ظاهر، شبیه موجودات زنده سخن میگویند ولی چیزی جز گوسالههای فریبکاری که توسط سامریها به صدا در آمدهاند، نیستند. موفق باشید
سلام: در پوچ ترین حالت ممکن زندگیم براتون مینویسم چون هنوز همه ی امیدم ناامید نشده کل عمرم خودخواه بودم پدر و مادرم و برادر کوچکترم، دوستانم و اطرافیانم، همه را آزرده ام. آنقدر بد بودم و هستم و مغرور و خودخواه، که حالم از خودم بهم میخوره. خیلی وقته که نماز هم نمیخونم. از وقتی هم که ازدواج کردم همسرم رو عاصی کردم هیچ کس رو جز خودم نمیبینم کاری کردم تو این ۲ سال و نیم کل عشقش از بین بره مگه من مخلوق خدا نیستم؟ چرا از اول زندگیم انقد بد بودم؟ چرا نمیتونم خوب باشم؟ کاش خودکشی گناه کبیره نبود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: درست در همینجا است که باید وارد محبت به دیگران و تواضع نسبت به آنها بود تا متوجه شویم جهان بس بزرگتر از آن جهان تاریک و تنگ دیروز در مقابل ما گشوده میشود. موفق باشید
سلام استاد: روزتون بخیر. استاد ما میدونیم که عمر سعد می دونست که کارش غلطه، گناهه، ناجوره، نامردیه و... ولی نتونست بیخیال ری بشه!!! شما برای عمر سعد چه حرفی دارید؟ چطوری میخواید با عمر سعد تو اون وضع حرف بزنید! من تو اون وضعم و کارام از عمر سعد هم بدتره و نمیدونم چه کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرایط عمرسعد با سیطره فرهنگ اموی طوری بود که در حقیقت، اسلام به شدت به حاشیه رفته بود و از این جهت او در افق حضور خود، حقیقتی را احساس نمیکرد که بخواهد از دنیا بگذرد. ولی ما در امروزِ تاریخ خود با نور شهدا نسبت به حقیقت بیگانه نیستیم و این است که در وجدان خود حاج قاسم و امثال او را تأیید میکنیم. موفق باشید
با سلام: در جواب سوال 33624، حکم الامثال (فیما یجوز و قیما لا یجوز واحد) که معنای آن (اشیاء همانند، دارای حکمی همانند خواهند بود، اعم از اینکه آن حکم مثبت باشد یا منفی. به عبارت دیگر حکم هر شی حکم مانند آن نیز هست) میباشد، شما چگونه در کتاب خویشتن پنهان، احکام نفس ناطقه را به خداوند تعمیم میدهید؟ مگر نفس ناطقه همانند خداوند است؟مگر قرآن نمیفرماید: لیس کمثله شیئ؟ لطفاً اگر ممکن است توضیح دهید! با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به وجوه مشترکی که نفس ناطقه انسان به اعتبار مجردبودنش با خدا دارد میتوان سخن رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» را فهمید که حضرت میفرمایند: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَه فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه». موفق باشید
استاد عرض ادب و خدا قوت: بابت موضوع اربعین، بنده توفیق حضور داشتم. سابقا اما الان با وجود فراهم بودن شرایط که بیام کربلا که مانعی نیست اما فکرم اجازه این رو نمیده که اربعین عادی و ساده و تکراری احیانا داشته باشم و از این نعمت عظیم و پر برکت در راستای تکلیف اون بهره واقعی رو نبرم و بدون تدبر و تفکر از این آیه مجسم خدا بگذرم، یک موقع هست یک کسی با درد و مسئله ها مهم چاره رو امام حسین میبینه و حرکت میکنه یه موقعی یک کسی به خاطر این که همه دارند میروند و این مسیر هم مسیر بدی نیست که خوبه خیلی هم خوبه و صرفا یک کاری خوبی هست ولی بدون هیچ برنامه و فکری پشتتش، این کارو انجام میده و بدون تکلیف و حالت روزمره با موضوع اربعین برخورد میکنه و البته آثار و برکاتی هم در زندگیش اضافه میشه و زمانی هم که برمیگرده اثر روحانی و معنوی دارد اما این موقت است و به مرور به حالت عادی برگشته که البته منکر عدم مراقبه فرد نیستم، اما این رویکرد با اولی به نظر فرق دارد برای یکی مثل حاج قاسم یا آقای خامنه ای عزیز این بزرگان تکلیف و در راستای تعهد و آرمان های اسلامی با امام حسین علیه السلام برخورد دارند نه صرفا یک کار خوب. به نظرم حتما نیاز و وجوبی این موضوع رو انجام میدن و تفاوتش هم مشهود هست به نظر.... گیر بنده این جاست استفاده میکنم حتما از نکات شما ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله رخداد اربعینی این سالها بسی بزرگتر از آن است که بتوان با یک تحلیل ساده از مطلب عبور کرد. به آخرین سخن رهبر معظم انقلاب «حفظهالله» در این مورد توجه فرمایید که می فرمایند:
اربعین امسال از همه سال، از همهی سالها، از همهی دوران تاریخ، باشکوهتر و معظّمتر انجام گرفت. حقّاً و انصافاً باید گفت حادثهی اربعین، این پیادهروی، این حضور همگانی مردم مسلمان، یک پدیدهی معجزهگون و معجزهآسا است. این یک چیز طبیعی نیست. با هیچ ترتیبی، با هیچ تدبیری، با هیچ دستی، با هیچ سیاستی امکان نداشت و امکان ندارد یک چنین حادثهای پیش بیاید؛ این فقط دست خدا است.
عرایضی تحت عنوان «زیست اربعینی» https://eitaa.com/matalebevijeh/11448 که حکایت از گشودگی تاریخی در این زمانه دارد با دوستان در میان گذاشته شد و در بحث : «حضور اربعینی و درک جانها در جهان آنها» https://eitaa.com/matalebevijeh/11519نیز متذکر پیشآمدن تاریخی شدیم که اگر در آن حاضر نشویم، عملاً گرفتار نوعی بیتاریخی و سرگردانی که سرنوشت محتوم جهان مدرن است، خواهیم شد. موفق باشید
سلام: استاد شرمنده. خیلی عصبی هستم و هرچه قدر دکر و قران و نماز می خونم تاثیری نداره. نمی دونم چکار کنم. لطفا راهنمایی کنید. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بفرمایید معارف توحیدی و الهی خود را رشد دهید. در این مورد مطالعه کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» و کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» که روی سایت هست پیشنهاد میشود. موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیزم: بنده و تعدادی از رفقای مذهبی و انقلابی شهرستان خمین با مباحث و آثار جنابعالی مأنوس و مرید و مشتاق دیدار حضوری و واقعی شما هستیم؛ لذا بدین وسیله از حضرتعالی دعوت بعمل می آوریم جهت بهره مندی خاص در زادگاه بنیان گذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی «ره» یعنی شهرستان خمین حاضر شوید. حتما استحضار دارید؛ شهرستان خمین از توابع استان مرکزی است و مسافت اصفهان تا خمین حداکثر ۳ ساعت است. واقعا خیلی خرسند و خوشحال میشویم که حداقل یک روز را در زادگاه امام خمینی «ره» حضور و خدمت گزار شما باشیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای شما شوم بالاخره سنّ بنده توانایی هر کاری بخصوص مسافرت را برایم مشکل کرده است و از آن طرف، کارهای زمینمانده اجازه نمیدهد تا آنها را رها کنم. بنا بر آن است که بر اساس سنوات قبلی سفری به گلپایگان داشته باشیم که البته زمان آن هنوز روشن نشده. امید است توفیق ملاقات عزیزان نیز برایم پیش آید. در این مورد خوب است که با جناب آقای دکتر نقدی به شماره 09133710835 صحبت بفرمایید تا ان شاءالله هماهنگ شویم. البته عجله نکنید. موفق باشید
بنده در تشکل بسیج دانشجویی دانشگاه شریف فعال هستم. در رابطه با دوراهی طرح ولایت و دورهی اسلام ناب به بعضی چالشها برخورد کردم و در حال حاضر نمیدانم کدام یک را بعنوان دوره انتخاب کنم. طرح ولایت با توجه به مدت زمان طولانی ای که دارد بنده را چهل روز از تشکل دور میکند و تقریبا تابستان بنده به دور از تشکیلات خواهد بود و قبول این مسئله با توجه به اجتماعی بودن من و اولویت بودن تشکل برای من سخت است و احساس میکنم نمیتوانم نقش آفرینی درستی در سال بعد تشکل داشته باشم. بنده سیر مطالعاتی و مطالعات گروهی همراه با حلقه و البته مطالعات فردی دارم و با کتاب و کتابخوانی غریبه نیستم و در کنار اجتماعی بودن و علاقه به مسائل اجرایی همیشه دغدغهی کار اجرایی با مبنا را داشته و دارم ولی نمیدانم که آیا اسلام ناب در کنار مطالعاتم آن مبنا را برای من میسازد یا خیر مسئله طرح ولایت بهتر است. بصورت کلی هم نقش زندگی آینده خودم را در کار صرف اندیشه ای و فکری نمیبینم و احساس میکنم کف صحنهی کشور هم نیازمند مسائل فکری و مبنایی است. خواستم در رابطه با این دوراهی از شما سوال داشته باشم
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به خودتان دارد که در کدام حضور، بیشتر احساس میکنید به عمق اهداف سلوکیِ انقلاب اسلامی حاضر میشوید. تصور میشود مباحث «انقلاب اسلامی و فهم امام خمینی از انسان و جهان مدرن» https://eitaa.com/matalebevijeh/10677 در این مورد بتواند جهت انتخاب بهتر به شما کمک کند. موفق باشید
عرض سلام و ادب دارم خدمت استاد عزیز: امیدوارم در سلامتی کامل باشین. بنده در شهر قم مشغول تحصیل در حوزه علمیه هستم. قصد دارم اگه خدا توفیق بده روضه هفتگی در منزلم برگزار کنم و تعدادی از رفقای طلبه که دغدغه حرکت تمدنی انقلاب اسلامی رو دارن دعوت کنم که در این مجلس شرکت کنند و میخوام استادی هم دعوت کنم که بحثی که ادامه دار باشه رو مطرح کنن به نظر شما چه موضوعی یا چه کتابی رو انتخاب کنم که با محوریت اون استاد انتخاب بشه و بحث شکل بگیره. بنده چند تا موضوع به ذهنم میرسه ولی نمیدونم خوبه یا نه یا موضوع بهتر و ریزتری هست یا نه، مثل غرب شناسی، تحلیل تاریخ معاصر، اخلاقی و سلوکی، روحانیت و تمدن اسلامی، مباحث معرفتی و... بهتره طبق یه متنی پیش بریم یا دست خود استاد باشه و استادش هم اگه میشه پیشنهاد بدید همچنین اگه توصیه دیگه ای در این زمینه دارید بیان بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت همه این نکات خوب است. فکر کنم اگر مباحث قرآنی با نظر به سخنان مقام معظم رهبری نسبت به انقلاب و آینده انقلاب در میان آید, جمع بین نگاه قرآنی و حاضرشدن در زمانه پیش آید. شاید کتاب «انقلاب اسلامی و تحقق آینده دینداری ما» که روی سایت هست, بتواند تذکراتی در این امر داشته باشد. موفق باشید
با سلام: استاد لطفا و در مورد مراحل سیر و سلوک کتابی ترتیب بدهید بسیار ساده و همه فهم. مثلا مقام فنا در عرفان اصولا بسیار پیچیده توضیح داده شده است که رسیدن به آن بدون فهمش واقعا کاری نشد است!! و خداوند کاری نشد را از انسانها خواسته است؟ چرا قابل فهم صحبت نمیشود واقعا عجیبه برام!!! یعنی ما عوام واقعا اینقدر عقل نداریم، یا شماها لفظ قلم حرف میزنید؟ اگر کمبود از ماست که بسی جای افسوس و ضرر است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله مرحوم آیت الله محمد شجاعی در سه جلد کتاب «مقالات» همانطور که جنابعالی به دنبال آن هستید، راهِ سلوکی خوبی را در مقابل ما گشودهاند و توسط بنده نیز آن کتابها شرح شده است که میتوانید صوت آن را از جناب حاج آقا نظری به شماره 09136032342 بگیرید. إنشاءالله استماع همان صوتها، راهگشا میباشد. موفق باشید
سلام استاد: خدا طول عمر بهتون عنایت کنه. استاد من وقتی مباحث عرفانی شما از جمله مصباح الهدایه و پیش مقدماتی که در خصوص این کتاب فرمودید رو مطالعه میکنم کاملا متوجه میشم و انگار گمشده ی خود رو پیدا کردم. اما دو سوالی دارم که عرفان به چه درد میخوره؟ آیا برای کسب مقامات معنویه؟ چونکه ازماهیات جداشدن و نظر به باطن یا ابطن درسته بسیار لذت بخش و آرزوی امثال من هست اما پس از مرگ که این سیر طی میشه و نیاز به این همه زحمت نیست. شاید برای تسریع در رسیدن به مقامات باشه. به هرحال اگر مقدوره منو راهنمایی کنید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیری که به صورت تکوینی طی شود، سیری که از آنِ ما باشد به حساب نمیآید. ما اگر در این دنیا حضور قیامتی خود را فعلیت بخشیم، در آن جهان، آن جهان برای ما غریبه نیست و از آنِ ما به حساب میآید وگرنه در آن جهان هستیم، ولی طالب دنیا و امیال دنیایی میباشیم و این است که حیات قیامتی را برای اهل دنیا سخت و آزاردهنده میکند. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام الله علیکم: خجسته میلاد پر میمنت دوازدهمین گوهر گنجینه امامت و ولایت، صاحب الامر، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مبارک باد. در حرم سید الکریم حضرت عبدالعظیم حسنی دعاگویتان هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با سلام. بنده نیز این ولادت عظیم را تبریک می گویم.آری! انتظار، نوعی فرار از اکنونزدگی و بیآیندگی میباشد از آن جهت که انسان متوجه میشود در افق زندگی، خورشیدی در حال طلوع است.
انتظار، با خودآگاهی نسبت به حقیقتِ تاریخیِ حضرت مهدی«عجلاللهتعالیفرجه» شروع میشود و به دلآگاهی که نوعی از شعور به سوی حقیقت و اُنسِ با ساحت وجود است؛ میرسد.
انتظار، موجب انفتاح ساحتِ وجود و نظر به گشایشی است در افق حیات بشری و ظرفیتی که انسانها در خود به صورت نهفته دارند.
در انتظار، انسانها متوجهی ذات بشری میشوند که اصلِ اصلهای همهی بشریت و انسانیت است و در چنین انتظاری، انسانها از اکنونهای بی فردا آزاد خواهند شد و به توحید که بقایی است در مأمنِ حضور خداوند، نزدیک میشوند.
انتظار، باقیماندن در زندگی با حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» است که ماورای گذشته و آینده در واقعیترین بودن، انسانْ بودنِ خود را احساس و تجربه میکند و این است معنای حضورِ آخرالزمانیِ انسان. موفق باشید.
بسم الله. سلام علیکم: خدا قوت براتون قبلا پیام فرستادم و از مشکلاتم گفتم و شما هم محبت فرمودین جواب دادین و انشالا دعامون هم می کنید. یه مشکل...
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعاگو هستم. إنشاءالله با برخورد خوب با همسرتان و امیدوارکردنش نسبت به زندگی و احترام به او و نظراتش، وضع ایشان بهتر میشود. با طعنه و انتظار بیش از توانش، او را ناتوان نکنید تا همین امر بستر نزول رحمت الهی گردد. موفق باشید
سلام استاد عزیز و گرانقدر: اعیاد مبارک. استاد جان، در جایی شنیدم ذکر «یا موثر» به سکون واو، باعث کشف استعدادهای درونی می شود، درست است؟ در ثانی آیا ذکری هست که با مداومت بر آن، انسان دقیقا در جایگاهی قرار گیرد که می بایست؟ از لطف شما سپاسگزارم
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان این امور نیستم. پیشنهاد اصلی بنده تدبّر در قرآن است که به تعبیر قرآن، خود قرآن ذکر حکیم است. موفق باشید
سلام و ادب خدمت استاد گرامی: پرسشها را بعد از مدتی نگاه میکردم. یک پرسش قدیمی بود دوستی در اثر سفر به کربلا و عدم رعایت همراهان کورونای سختی گرفته بودند و بابت مصائب خصوصاً ریرش مو خیلی شاکی بودند گفتم عرض کنم شاید باز ببینند ریزش موی کرونا اغلب بعد از چند ماه جبران میشود و خوب میشود نگران نباشند خصوصاً اگر مواد مغذی بخورند زودتر بر میگردد. منم تابستان گرفتم الان موها تقریبا برگشته خوب شده. در مورد این قبیل اساتید دین و اخلاق هم چه عرض کنم. از عامی و عالم امر دین را سهل گرفتند و بنده که کلام جدید و قدیم و فلسفه قدیم و جدید را آشنام میبینم چه قدر فهم یقینی حقایق دینی و ارتباط ماده و معنا دشوار است و در عجبم از توهم همه چیز دانی قشر عامی و منبری و حرفهای ذوقی در ساخت علم و دین که دین و دنیای مردم را مثل جان این عزیز به بازی گرفته است. فکر میکنم امروز دین را باید از دست منبری ها و اساتید اخلاق ذوقی و بعضی امام جمعه ها هم نجات داد نه فقط منوتو و اینستاگرام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از تذکر و راهنمایی جنابعالی. توصیه شما را به آن کاربری که چنین مشکلی داشت، ارسال میداریم. موفق باشید
سلام و درود خدا بر مهدی عج و سلام و درود به شما استاد: حسب مطالعات و تاملاتی که در روایات و البته آثار شما و سایر بزرگواران داشته ام، نوعی نگاه به کل قرآن پیدا کرده ام که میتوان کل قرآن را در سوره حمد مادر قرآن دید و تفسیر کرد. و متناسب با انواع یافت هایی که از انسان داریم، خداوند را جواب و فیض بخش به آن نگاه انسان می یابیم. اگر انسان خودش را مخلوق یافت او خالق است اگر انسان خودش را مرزوق یافت او رازق است اگر انسان خودش را عاشق یافت او معشوق است و اگر انسان خودش را معشوق یافت او عاشق است. و بر همین اساس هر باری میتوان سوره حمد را به گونه ایی خواند. در متن زیر من انسان را فروشنده و خدا را خریدار میبینم اگر زحمتی نیست عنایت بفرمایید نظرتان را در مورد اینگونه برداشت از قرآن را مرقوم فرمایید. ممنون و متشکرم. یکی از نام های سوره حمد «م الکتاب» است یعنی مادر کتاب «مادر» به کسی میگویند که طفلی را میزاید و شیر میدهد. پس کل قرآن از سوره حمد زاییده میشود و شیر داده میشود. سوره حمد مادر است و باید همه سوره ها و از جمله سوره عصر از آن زاییده شود و شیر داده شود. پس با مفهوم گیری از سوره عصر که از فروشندگی انسان و خسران انسان و راههای خروج از خسران را توضیح میدهد میتوانیم سوره حمد را اینگونه بخوانیم و از چشمه جاری قران سیراب شویم : ۱- به نام خریدار بزرگی که سرمایه بخش عام به همه و سرمایه بخش خاص به مومنان است. ۲- به به و آفرین بر خریداری که پرورش دهنده همه فروشندگان است. ۳- خریدار بزرگی که سرمایه بخش به همه فروشندگان و خصوصا فروشندگانی که میخواهند خودشان را به او بفروشند. ۴- خریداری که صاحب بازار بزرگ قیامت است، بازاری که عمق خرید و فروش و ثمره آن را نشان میدهد. ۵- خدایا ما فروشندگان میخواهیم خودمان را فقط به تو بفروشیم و تنها تو خریدار سرمایه عظیم ما هستی، خدایا خودت میدانی که ما عاجزیم از آن که خودمان را به تو بفروشیم پس از تو و فقط از تو یاری میجوییم که تنها تو میتوانی ما را به خودت بفروشی ۶- خدایا ما را به راه راست و پر ثمر فروشندگی خودمان و سرمایه های عظیم و استعداد های بزرگ مان هدایت کن. ۷- راه کسانی که به آنها نعمت فروشندگی خودشان به خودت را داده ایی، نه راه کسانی که مورد غضب تو واقع شده اند و خودشان را به غیر تو و دشمن تو فروخته اند و در خسران هستند و نه راه کسانی که گیج و حیران هستند و نمیدانند چه کنند و خودشان را به چه چیزی بفروشند و در خسران اند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حقیقتاً خداوند به حکم «إِنَّ اللَّهَ اشتَرىٰ مِنَ المُؤمِنينَ أَنفُسَهُم وَأَموالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ ۚ» خریدار کالای عبودیت ما است و چه خوب خریداری است که بیش از آنچه ما به او عرضه میکنیم، کالای ما را میخرد و خودش را در این رابطه به ما میدهد. لذا در این رابطه میتوان گفت: «طالب هر چیز ای یار رشیدد/ جز همان چیزی که میجوید ندید». موفق باشید
سلام وقت بخیر استاد: شخصی از زمان گذشته و آینده و از کثرات دنیا فارغ شود و در زمان حال نفس ناطقه خود را هر روز مستمر چندین ساعت توجه اشخاصی زنده مثل امام زمان روحی فداه و یا شخصی اصلا ندیده و از دنیا رفته مثل صحابی پیامبر و فرشتگان مجرد توجه کند و فرد در عالم خیال مونده باشد و وارد عالم عقل نشود تجرد عقلی نداشته باشد می شود اتحاد نفس و روحی و ارتباط بین اشخاص زنده و فوت شده داشته باشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید مطمئن بود زیرا به ما فرمودهاند: «كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ» پس باید فکر خودمان در ایجاد شخصیت خود با رعایت دستورات شرع و معارف الهیه در میان آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله خیلی خوب متوجه موضوع شدهاید بخصوص که متوجه هستید امور تشریعی ریشه در تکوین دارد و یا به تعبیر علامه طباطبایی اعتباریات شرعی ریشه در نفسالأمر دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی خوب دقت کردهاید. آری! در آموزههای دینی ما هست که نباید نگران نظر مردم بود به همان معنایی که داریم: «ماشاءالله و لا ماشاء النّاس». ولی با دقت در فضای حدیث مذکور، به نظر میآید که حضرت به جابربن یزید جعفی بنا دارند متذکر شوند که به نوعی اخلاق اجتماعی فکر کند و سعی نماید نگاه سایرین را نسبت به مسیری که شروع کرده است، مثبت نماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با رشد معرفت الهی و تدبّر در قرآن إنشاءالله کار جلو میرود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. آری! وقتی انسان خدا را ماورای حجابها، نزدیک دید همه حوائج را از او میطلبد و به جهت امیدواری به او، آن حوائج برآورده میشود زیرا جز به خدا به امری دیگر اعتماد نکرده است. موفق باشید
