باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد تخصص خاصی ندارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به راحتی نمیتوان نسبت به ایشان نظر داد. بعضی از دغدغههای ایشان خوب است مثل همان بحث جهل مقدس. ولی تصور بنده آن است که ایشان متوجهی حضور لطیف روح انقلاب اسلامی در این تاریخ نیستند که بحث آن مفصل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی اینطور جواب داده شد:
۲۸۳۹۸- باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده با توجه به شرایطی که دارید، نباید به خود سختگیری کنید. منتها در حین روز اگر فرصت داشته باشید قضای نافلههای شب را بهجا آورید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد بنده نمیتوانم ورود کنم. همین نکته در جواب سؤال شمارهی ۲۳۷۸۶ عرض شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه حضوری خواهد بود در ساحتی برتر، و مفید است. موفق باشید
سلام: استاد تکلیف ما با هدیه ها چیه؟ استاد قبل خواب چه آیه یا سوره ایی بخونیم بهتره؟ استاد من هر وقت میام که به سمت سیر مطالعاتی یا کتابای خوبی که شما معرفی کردید برم یه طوری میشه که نتونم. میخوام ولی همزمان نمیتونم، مثلاعاشق کتاب خوندنم اینقدر که دوستدارم مدام جلوی چشم باشن، در عین حال اصلا کتاب نمیخونم و همیشه آرزوی خوندنش رو دارم! استاد چطور از نادانی گفت و گوها دربیام؟ استاد برای دست پیدا کردن کوتاه مدت به ثبات شخصیت راهکاری که بشه روش مداومت داشت هست؟ استاد برام دعا کن آدم بشم از دست خودم خستم، ببخشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. قبول هدیه به خودی خود اشکال ندارد. ۲. حداقل خوب است سوره واقعه و آیه آخر سوره کهف خوانده شود. ۳. سعی کنید با یادداشتبرداریِ نکات مهم کتابها و انتخاب نکات مهم متوجه هدف و مقصد نویسنده بشوید. ۴. صبر و سکوت. موفق باشید
عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار و ارجمند: حقیر، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته نهج البلاغه هستم. موضوع پایان نامه بنده «برون داد نگاه توحیدی در ساحت تمدنی از منظر نهج البلاغه» هست. مدنظرم هست، موضوع توحید رو در مباحث سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، با رویکردی جدید که در خور تمدن نوین اسلامی ست، بررسی کنم. معتقدم امروز نیاز ما بازگشت به توحید از منظر جدید و در عرصه های اجتماعی ست و اگر این خلا تئوریک برطرف نشود، در ساخت تمدن نوین، با مشکلاتی مواجه خواهیم بود که تا به امروز... لطفا بنده رو در پیدا کردن منابع مطالعاتی از میان تالیفات جنابعالی و همچنین تالیفات سایر اساتید، در صورت امکان، راهنمایی بفرمایید. سپاسگزارم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در شرح خطبههای ۱ و ۱۸۶ و ۱۶۳ و ۱۱۴ نهجالبلاغه شده است. موفق باشید
https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AE%D8%B7%D8%A8%D9%87&tab=sounds
با سلام خدمت استاد محترم: با عرض معذرت، به این دلیل که وقت شما رو میگیرم، در پاسخ پرسش قبل فرمودید که، سوال ها رو نگاه کردید و درست بوده، حضرت امام خراباتی بودند و آیت الله ملکی تبریزی مناجاتی، ولی در چند سوال دیگه مثل سوال ۲۷۲۸۳، فرمودید که امام مناجاتی بودند و آیت الله ملکی تبریزی خراباتی... و در توضیحاتی در سوال دیگر می فرمایید که، «مناجاتی یعنی با معارف الهی پیش می روند.... و خراباتی احساس قلبی و جذبه ها علاقه دارد ...» البته علت اینکه این سوال واسه من پیش اومد این بود که در درس سر الصلاه ما می رسیم به صفحه ای که توضیح می دهد «اهل معرفت بر اساس هیبت و تعظیم خدا را عبادت می کنند و اهل جذبه بر اساس شوق، واسم سوال شد که چه تفاوتی بین اهل معرفت و اهل جذبه وجود دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد «خرابات و خراباتی» خوب است به نکاتی که جناب شیخ شبستری در این مورد مطرح میکنند، رجوع فرمایید که میفرماید:
خراباتى شدن از خود رهاييست خودى كفر است اگر خود پارساييست
نشانى داده اندت از خرابات كه «التوحيد اسقاط الاضافات»
خرابات از جهان بى مثاليست مقام عاشقان لااباليست
خراباتى خراب اندر خراب است كه در صحراى او عالم سراب است
شراب بيخودي در سر گرفته به ترک جمله خير و شر گرفته
شرابي خورده هر يک بي لب و کام فراغت يافته از ننگ و از نام
حديث و ماجراي شطح و طامات خيال خلوت و نور کرامات
به بوي درديي از دست داده ز ذوق نيستي مست اوفتاده
عصا و رکوه و تسبيح و مسواک گرو کرده به دردي جمله را پاک
آری! «عصا و رکوه و تسبيح و مسواک» که به نوعی نشانه متوقفشدن در ظاهر دین است را، در کنار خود دارد، برعکسِ مناجاتی که از طریق رعایت کامل همین ظواهر، سیر خود را ادامه میدهند. و البته خراباتی نیز به ظاهر مقیّد است ولی نوعی خود را نشان میدهد که مانند سلوک مناجاتی نیست. موفق باشید
با سلام و تشکر: ۱. اینکه انسان خودش انتخاب کرده که در این دنیا چه جور زندگی کند درسته؟ این را چه جوری بفهمیم درسته؟ ۲. اینکه بگیم فرد مریض خودش انتخاب کرده که در دنیا مریض باشه تا کفاره گناهانش باشه و در حقیقت یک راه میانبر رشد را انتخاب کرده، درسته؟ ۳. آیا مریض شدن فرد از نقشه های نفس اماره مکاره است یا چیز دیگر؟ ۴. سیر رشد روح در عوالم بعدی چگونه است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! کلیات زندگی و حضور در این دنیا مربوط به انتخاب مبنایی و ابتدایی انسان است. ولی حواشی زندگی مثل بیماریها به جهت سهلانگاری انسان میباشد مگر آن نوع بیماریها که نیز تقدیری است در راستای همان حضور اولیه انتخاب ما. موفق باشید
با سلام: ان شاءالله امسال عازم حج هستم و سوالاتی داشتم که خدمتتان تقدیم می کنم ۱. در متون و سخنرانی های جنابعالی بحثی حول حج داشته اید؟ ۲. در حج چه خبر است و به دنبال چه باید بود؟ ۳. لطفا منبعی برای مطالعه معرفی نمایید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که به جزوات «حقیقت حج بیت الله الحرام» https://lobolmizan.ir/leaflet/177?mark=%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA%20%D8%AD%D8%AC و
«وظیفه حجاج پس از برگشت» https://lobolmizan.ir/quest/24482?mark=%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%AC رجوع فرمایید. موفق باشید
ضمن سلام و عرض ادب و احترام. رابطه قوههایی از جمله عقلیه، قضبیه، شهویه و یا وهمیه با روح انسان (من انسان) چگونه است و به چه شکل است؟ آیا اینها جزیی از من هستند یا نه؟ ارتباطشان گونه ی دیگری دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً نفس انسان در مراحل مختلف دارای چنین قوایی می باشد که به صورتهای متفاوت ظهور میکنند. عرایضی در این رابطه در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» شده است. کتاب رروی سایت هست. موفق باشید
سلام بر استاد بزرگوار: بنده از شاگردان شما در تربیت معلم بودم، بعد از بیست سال معلمی در درس حرفه و فن، امسال شرایطی پیش آمد که معاونت مدرسه ای به من داده شد، بنده با این فکر این پیشنهاد را قبول کردم که احتمالا بتوانم به امید خدا دانش آموزانی را شناسایی کنم و مباحث خداشناسی و معاد و... را با آنها کار کنم، برای این کار هم خیلی از خدا خواستم که اگر به صلاحم هست معاونت برایم درست شود، الان ۲ ماهه که درست شده ولی چون مدرسه ی ما از مدارس حاشیه شهر میباشد و مشکلات زیادی دارد و دانش آموزان هم مشکلات انضباطی زیادی دارند، فعلا متاسفانه طبق برنامه ام نتوانستم کار کنم البته بعد از عید من به این مدرسه رفته ام، آیا الان به نظر شما ادامه دهم یا فکرم اشتباه بوده، من قبلا معلم حرفه و فن بوده ام الان گفتم شاید بتوانم از این فرصت استفاده کنم، از کتاب ها و جزوه های شما هم در این سالها برای خودم استفاده کرده ام، و در کلاس های تدریسم اگر وقت بوده در هدایت دانش آموزان استفاده کرده ام، لطفا راهنماییم کنید. ان شا ء الله موفق و سلامت باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عجله نکنید. إنشاءالله خیر در همین است که پیش آمده است. با دلسوزی و محبّت با همین دانشآموزان با همه ضعفهایی که دارند، مدارا کنید. همین نحوه برخورد شما برای خودتان نوعی سلوک و برای دانشآموزان راهی است جهت هدایت. موفق باشید
با سلام: خوبید؟ چطورید؟ سوالاتی داشتم ۱. آیا نماز شب آدم رو به جنت ذات میتونه ببره یا تنها کاربرد نماز شب در نهایت جنت افعاله؟ ۲. اگر شاکله وجودمون خراب شده باشه آیا برای پاک کردن شاکله چه راهکاری باید انجام بدیم و دستورالعمل جامعی بهم بدید. ممنون میشم
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نمیدانم نماز شب انسان را به جنت ذات میرساند یا به جنت افعال. ولی همین اندازه میدانم که راهی است برای اُنس با حضرت محبوب و رفع حجابهایی که ما را در امنیت حضور در آغوش خودش مفتخر میکند. ۲. هر آنچه که حضرت محبوب فرمودهاند اعم از صدق و ایثار و دوری از بخل و تواضع نسبت به خلق، همه و همه راههای پاکشدن شاکلههای انسان است تا در راه نماند. موفق باشید
استاد ارجمندم سلام و عرض ادب: در فرمایشات گرانقدرتان فرمودید که با سعه صدر، تفکر در جهانی بین دو جهان، نظر به مبانی انسانیِ انسان جدید و تاریخ انقلاب اسلامی باید کارها را جلو برد، در جلسات سها هم بحث بسیار جدید و دقیقی در مورد عقل تکنیک مطرح میشود ولی بعضا آدمِ امروز را به انفعال می کشاند و اصولا بحثها در بستر فکر کردنِ محض مطرح میشود، بنظر میرسد باید راهی برای نقطه شروع ارائه داد، راهی که مشکل گشا باشد و اثرات آن را در جامعه حس کرد، راهی که بشود مشکلاتی که بطور خلاصه و مثال آورده ام را درمان کرد، راهی که با آن جامعه ای درست شود که حضرت حجت عجل الله تعالی در آن حضور پیدا کنند. در حوزه فرهنگ در صدا و سیما مسئله حیا و غیرت به مسخره گرفته میشود، دائم تبلیغات مسخره می کنند و مردم را برای خرید به ولع می اندازند، سبک زندگی غلط و توسعه هوس را پرورش میدهند، شخصیت میدهند به افرادِ بی شخصیتی همچون بعضی از سلبریتی های سگ و گربه باز که از افسردگی نمی دانند چکار کنند و اکثرا در دام اعتیاد و گرفتاری های اخلاقی هستند، هزینه کردن وقت و پول مردم برای برنامه خندوانه ای که خنده دارد ولی آنقدر جای شادی واقعی در آن خالی است که انیماتور و برنامه ریز جوانش به بد ترین شکل خودکشی میکند! در فرهنگ ارشاد اسلامی! فیلمها وسریال هایی تولید میشود که یک ساعتش زحماتِ یک عمر کار فرهنگی دلسوزان در مجموعه های فرهنگی را به باد میدهد، به دولتی که نوکر جد و اباءش هستیم و معتقدیم هدیه الهی به مردم است و متاسفانه وزیر انقلابیش آقای رستم قاسمی به مردم قول میدهد که مازاد پرداخت هزینه بلیط اربعین به حساب زائران واریز میشود و بعد از چند ماه هیچ خبری نمیشود، به امام جمعه شهرم که میگوید رهبری درس خوانده است و من هم درس خوانده ام و نمیداند که مراجع هم در امور مملکت مقلد ولی امر هستند، به امام زادگان محترمی که تولیتشان افتاده دست کارتل های اقتصادی مثل اسنوا، ظریف مصور و... به معماری بیمار و توهم انگیز شهر که آسمان شهر را از مردم گرفته، آسمانی که نگاه کردن به آن قلب را آرام میکند، و خیلی از مشکلات دیگر که در مجال مکاتبه نیست و قطعا خود حضرتعالی هم بابتش خون دل میخورید. آیا شهید عزیز آوینی فقط به مشکلات فرهنگی فکر کرد؟ آیا شهید عزیز سلیمانی سلام الله، به مسئله داعش، فقط فکر کرد؟ آیا داعش فقط در سوریه و عراق بود؟ آیا داعش به فرهنگ، اقتصاد و باور جامعه ما حمله نکرده؟ استاد ارجمندم، بنظر باید راه حلی قابل اجرا برای پیگیری و اعتراض، در جهت اقامه حق و توسعه تمدن اسلامی پیدا کرد. (به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل اگر مراد نیابم بقدر وسع بکوشم) گروهی در فتنه ها آسودند و گروهی دیگر دست به حمله و پیکار با فسادگران زدند و با شکیبایی که داشتند بر خدا منت ننهادند و جان دادن در راه خدا را بزرگ نشمردند، شمشیرها در راه خدا کشیدند و بینش خود را بر شمشیرها نشاندند و جهاد کردند و از کسانی هستند که در چشم متکبران خوار و در روی زمین گمنام و در آسمان ها معروف اند. نهج البلاغه خطبه ۱۵۱ التماس دعا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مائیم و همین مشکلاتی که فرمودید و بستری به نام انقلاب اسلامی که تاریخی است برای عبور از این مشکلات. و به همین جهت همه تلاش بنده با تجربههای اجرایی که داشتهام، آن است که متوجه حضور تاریخی خود باشیم. زیرا تنها و تنها در چنین حضوری است که میتوانیم در این تاریخ، از این تنگناها عبور کنیم. و بنده حضور تاریخی انقلاب اسلامی را عطای الهی برای عبور از این مشکلات میدانم. به همین جهت در متنی که در رابطه با حاج قاسم عرض شد، نوشتم:
حضور در تاریخی که حاج قاسمها میسازد
او در این تاریخ و بر روی این زمین هیچ دلیلی برای ماندن در زندگیِ معمولی نداشت. حاج قاسم چندان که میتوانست مهر میورزید، او از میان غوغا برآمده بود و از غوغا هراسی نداشت و از اینکه دشمنانِ انسانیت او را دوست نمیداشتند، خشمگین نمیشد. آن مهرِ بزرگ، طالب مهرهای فریب و زهدهای دروغین نبود، زاهدانی که به زندگی با بدخواهی مینگرند.
آنهایی که در راهی قدم میزنند که انقلاب اسلامی مقابل انسان گشوده است، صاحب گامهایی خواهند بودکه هرگز نه سُست میشود و نه باز میایستد، گرچه در میانه راه، کوههای بلند و محنتهای بزرگ باشد. آن کس که سبکپای است آنچنان کوهها و مردابها را طی میکند که گویا در حال رقصیدن است.
هان! ای حاج قاسمها! باید دلهای خویش را در تاریخی که میتواند حاج قاسم بسازد، برکشید و پای بر فرق هر آن چیزی بگذارید که مانع رفتن شما است. دلهای شما پاک و مقدس است، هیچکس را امروز که روز حاج قاسمها است کوچک نباید شمرد. حاج قاسمِ امیدوار و سبُکبار که با افشاندن بالهایش آماده پرواز بود و به پرندگان -آن یاران شهیدش- اشاره میکرد، حقیقیترین سخنان را بر زبان داشت و از جمهوری اسلامی که حرم است، گفت و از راز عاقبت بهخیری در ارادت به مقام معظم رهبری«حفظهاللهتعالی».[1]
موفق باشید
[1] - میفرماید: برادران، رزمندگان، یادگاران جنگ؛ یکی از شئون عاقبت به خیری «نسبت شما با جمهوری اسلامی و انقلاب» است. والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت به خیری همین است. والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت به خیری، رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد. در قیامت خواهیم دید، مهمترین محور محاسبه این است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر حرکت تاریخی طیّ فرآیندی از تاریخ گذشته عبور میکند. خوب است که در این مورد سری به جزوهی «نقش فرآیندی انقلاب اسلامی در این تاریخ» بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم اشکال داشته باشد. در رابطه قسمت دوم سؤال، به قسمت دوم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. بیشتر این نوع مباحث را عزیزانی که مباحث قبلی را دنبال کردهاند، میشناسند. پیشنهاد میشود کتاب «عقل و ادب ادامهی انقلاب اسلامی در این تاریخ» را همراه با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باور بفرمایید عمرا در رابطه با موضوعات پایان نامه ورود نداشتهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید به طور مشخص نتوان جای عضوی از بدن را نزدیک به بُعدِ معنوی انسان یعنی نفس ناطقهاش تعیین کرد ولی میتوان به این نکته فکر کرد که نورنهای عصبی رابطِ بین تصمیم انسان و اعضای انسان میباشد. از یک طرف گویا قلبِ صنوبری درون سینه، بهتر احساسات را درک میکند. موفق باشید
سلام بر استاد عزیز: وقتتون بخیر. استاد جانم، شما هم احساس می کنید بخشی از این خانمها که بی حجاب شده اند، از سر لج کردن به عملکرد ما اینطور شدن؟ نحوه برخورد نادرست و سلیقه ای و فاقد کرامت بخشی از بدنه گشت ارشاد، عملکرد تبعیض آمیز آن، مثلا در سال ۸۴ تا ۸۸ من ساکن شهرک غرب تهران بودم در مناطق بالاشهر و پاساژها و مال ها، همان سالها حجاب افتضاح بود اما در این مکانها گشت ارشادی نبود، آیا ارشاد فقط برای مناطق متوسط و قشر متوسط است؟ خب مردم این تبعیض ها رو میفهمند و خشمگین می شن، یا مثلا جشنواره فیلم فجر که مرکز بی حجابی است چرا یک ماشین گشت ارشاد دم در جشنواره نمی گذاشتن که هر بازیگری با اون حجابهای وحشتناک خارج شد رو جهت ارشاد سوار ون کنند و ببرن؟ که اتفاقا سرچشمه خیلی از بیحجابی های جامعه ما همین حضرات بازیگرند. خب چطور در یک کشور قانون شامل حال یک عده میشه و شامل حال عده ای دیگر نمیشه؟ شامل حال مناطق پایین شهر میشه ولی شامل حال مناطق مرفه و بالاشهر نه؟ خب اگر ما واقعا قصدمان اجرای قانون بوده باید در خیابان فرشته و نیاوران و الهیه و.. هم به مرّ قانون عمل میکردیم، بدون ترس از عواقب، باید بازیگران متجاهر به بدحجابی رو هم میگرفتیم و ارشاد میکردیم بدون ترس از واکنشها، ولی این کار رو نکردیم! رفتیم مرکز شهر و پایین شهر چون صدای قشر متوسط به جایی نمیرسه! استاد قبول دارید که مردم می فهمند و نمیشه کلاه سرشون گذاشت؟ من خودم حزب الهی و انقلابی ام، اما قبول دارید یک سری عملکردها زبان ما رو الکن کرده و انقلاب رو در مظان اتهام برده؟ قبول دارید کسانی که با عملکردهای غلطشون به اسم گشت ارشاد دستی دستی مردم رو مقابل دین و حجاب قرار دادن باید استغفار جدی کنن چون به نظر من به نوعی در این ناآرامیها و خونهای به ناحق ریخته شده شهید عجمیان ها و آرمان ها و....ممکنه دخیل باشن؟ ما اون سعه لازم رو نداشتیم و با تنگ نظری های خودمون حقیقت دین رو به محاق بردیم. خدا ان شاالله از سر کوتاهی ها بگذره و خودش جبران مافات کنه
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه رهبر معظم انقلاب در بیانیه «گام دوم» فرمودند اگر ما متوجه چنین ضعفهایی در خودمان نباشیم و با خودآگاهی تاریخی نسبت به آنها آگاهی لازم را نداشته باشیم، عملاً بیش از آنکه از دشمنان ضربه بخوریم، از دوستان نادان خود ضربه میخوریم و انتقاد آنهایی که روی این ضعفها دست میگذارند را، وسیلهای قرار میدهیم تا کلیّت نظام مقدس اسلامی را ناکارآمد و نفی کند. آنچه موجب امیدواری است همین است که بحمدلله خِرد انقلاب طوری است که در هر مرحلهای خود را بازخوانی میکند، زیرا به گفته جناب نیچه، ماری که پوست نیندازد، میمیرد. باید با نظر به افق قدسی تاریخی که در پیش است، قدم به قدم از این تنگناهای تاریخی عبور کرد.
ما به جهت غفلتهای تاریخی و غربزدگی، درد انباشته قرنها و دههها را در پشت خود احساس میکردیم و با حاکمیت رژیم پهلوی آن فشار به تدریج شدید و شدیدتر شد در آن حدّ که باید همراه جناب حافظ ندا سر میدادیم:
درونها تیره شد باشد که از غیب چراغی بر کَنَد خلوت نشینی
واقعاً دیگر در راستای اصلاح امور از دست هیچ سیاستمداری و هیچ روشنفکری هیچ کاری بر نمیآمد تا اینکه آن خلوتنشینِ سالک، آن پیرِ جهاندیده یعنی حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» به میان آمد و نشان داد: «آنچه در آینه جوان بیند/ پیر در خشت خام آن بیند!» ما را متذکر آینده و چشماندازی کرد که با همه موانعِ موجود، ولی راه بسی روشن است، به روشنیِ نگاهی که امروز نایب الإمام متذکر آن است و در توصیه خود به دانشجویان میفرمایند:
«توصیه اول من پرهیز از انفعال و ناامیدی است؛ مواظب باشید؛ یعنی مواظب خودتان باشید، مواظب دلتان باشید، مواظب باشید دچار انفعال نشوید، دچار ناامیدی نشوید. شما باید کانون تزریق امید به بخشهای دیگر باشید... مواظب باشید به افق پشت نکنید، به قلّه پشت نکنید، همیشه به سمت قلّه و به سمت افق روشن حرکت کنید.» (۱۴۰۱/۰۲/۱۱)
موفق باشید.
سلام استاد: وقتتون به خیر. سال هاست از کتاب ها و فایل های صوتی شما در مباحث استفاده می کنم و بسیار بسیار در مسیر زندگیم موثر بوده به خصوص مباحث اخلاقی در حدیث یابن جندب و ای اباذر که سال هاست بارها گوش کردم خواستم ازتون تشکر کنم، اجرتان با حضرت زهرا سلام الله علیها
باسمه تعالی: سلام علیکم: امید است با حضور در مسیری که اسلام عزیز و اولیای معصوم در مقابل ما می گشاید همچنان با صبر و شکیبایی و ایستادگی و ادامه آنچه یافته اید, به نتایجی برسیدکه حضرت حق در رابطه با آن فرموده اند: «أَعْدَدْتُ لِعِبَادِي مَا لاَ عَيْنٌ رَأَتْ وَ لاَ أُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لاَ خَطَرَ بِقَلْبِ بَشَر» براى بندگان خويش آماده كردم چيزى را كه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه بر قلب بشرى خطور كرده است. آیا حیف نیست وقتی سرمایه های دینی ما تا این اندازه میتواند انسان ساز باشد, انسان خود را گرفتار فضایی بکند که به راحتی در آن تهمت و فریب حاکم است بدون آنکه افراد متوجه فریبکاری آن فضا بشوند؟ موفق باشید
سلام و عرض احترام و وقت بخیر خدمت استاد بزرگوارم: سوالی که داشتم خدمتتون این هست که در جلسه اول معرفت النفس فرمودید: می شود از وادی معنی و ذهنی عبور کنیم و با خود واقعیت ارتباط بر قرار کنیم. می شود از معلوم مفهومی رها شویم و با خود معلوم ارتباط بر قرار کنیم. سوال اینجاست که استاد ما چطور باید از این وادی خیال یا همان وادی معنی و ذهنی عبور کنیم؟ در صورتی که خیال بر ما سلطنت دارد و گویا داریم با مفاهیم خیال خود زندگی می کنیم. و از ذهن فراتر نمی رویم. چه باید کرد که وارد وادی حقیقت شد؟ و از خیال عبور کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در تفسیر «معرفت نفس» ما خود را احساس میکنیم و این غیر از تخیّل خود میباشد. و در مسیر درک وجودِ خود است که نسبتی از طریق وجود خود با وجود خداوند مییابیم به همان معنایی که خود را، آری! خود را در آغوش خدا احساس میکنیم نه آنکه در مفهوم و تخیّل که امری است عارض بر خود، قرار داشته باشیم. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. محضر استاد طاهر زاده سلام علیکم و رحمة الله ببخشید، یکی از دوستان بنده در یزد میگوید دو سه سال پیش برای پیدا کردن یک شی با ارزش گمشده، برخلاف میل باطنی و اطلاع از خطرات احتمالی، به یک دعا نویس مراجعه کرده. و از عواقب آن مراجعه این بوده که طی این سه سال با اجنه درگیر شده. و علیرغم مراجعه به برخی اساتید و روحانیون برای درمان، این مشکل ریشه کن نشده، البته که کمتر شده. حالا بسیار پشیمان است و میگوید خیلی سخت است و اذیت میشود. ۱. توصیه و راهنمایی حضرتعالی درباره ایشان چیست؟ ۲. ما و سایرین برای پیشگیری چه کنیم که در مسیر معنویت درگیر آزارهایی از جمله تمثل و تجسم شیاطین نشویم؟ و لطفا ایشان و ما را از دعای خیرتان در این زمینه و همه زمینه ها محروم نسازید. قبلا از عنایات حضرتعالی بسیار متشکرم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با آرزوی توفیق برای همه عزیزان. در این موارد پیشنهاد میشود کتابهای «ادب خیال و عقل و قلب» و «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» مطالعه شود. موفق باشید
با سلام: سوالی ذهن من را مشغول کرده که میخواستم از شما راهنمایی بگیرم. خواهشا جواب سوال منا به سوال ها و مقاله های قبلی ارجاع ندهید. من فایل مناظره آقای علیزاده و همچنین فایل صوتی خود شما در مورد پیامبر اکرم و رافت داشتن در حین روحیه سلحشوری را گوش دادم و همچنین یادداشت تقابل آزادی و حجاب را مطالعه کردم. سوال بنده: چرا هرموقع مردم اعتراض به حقی دارند، روز دوم اعتراضات تبدیل به درگیری و اهانت میشود؟ در سالهای 88-96-98 و الان و همچنین تظاهرات کشاورزان اصفهانی همین رویه بوده است که در روزهای اول تظاهرات به صورت مسالمت آمیز انجام میشود ولی بعدا به اهانت و درگیری ختم میشود. آیا این اقدام حاکمیت نیست که بعد از بررسی ابعاد اعتراضات در روزهای نخست، افرادی را بین اعتراض کننده ها میفرستد تا اعتراضات را به وسیله آتش زدن و صدمه به بانک ها و اهانت به مقدسات، جامعه را دو قطبی (انقلابی و ضد انقلاب) کند؟ و بعد از دو قطبی کردن سریع بیانیه بدهند که مردم بعد از نماز جمعه در علیه اغتشاش گران تظاهرات کنند و اصلا خواسته اصلی مردم را در رسانه ها محو میکنند؟ این نظریه نه سوال من بلکه اعتقاد خیلی از مردم شده که من دارم از شما میپرسم. میگویند این سیاست حاکمیت است که با این کار جهت اعتراضات را به خشونت و از طرفی دو قطبی کردن بکشاند تا مردم از ترس کشته شدن و انگ ضد انقلابی از خواسته خود صرف نظر کنند. همچنین وقتی از طرف رسانه های غربی چندین بار بیانیه صادر شد که اهانت به مقدسات و صدمه زدن به اموال عمومی را نهی کردند و همچنین فیلمی از ایلام در فضای مجازی پخش شد که تمام اسباب و وسایل و مدارک بانکی را در شب خالی کردند و فردا همان بانک در آتش سوخت، ذهن ها را مشغول میکند که این ها کار حاکمیت است. در قضیه آتش زدن چادر کشاورزان در رودخانه هم با توجه به فیلمی که پخش شد معلوم بود کسانی که چادر کشاورزان را آتش زدند حرفه ای بودند. موضوعی دیگر هم که باید تامل کرد نکته ای بود که در مناظره آقای علیزاده بیان شد که مجری شبکه چهار را برای برنامه ای با موضوع گشت ارشاد از کار برکنار کردند و همچنین توییت استاد رایفی پور که گفته بودند رسانه ملی در حال دو قطبی کردن است. این یعنی خود رسانه ملی قصد ندارد موضوع اعتراضات به حق مردم را پخش کند و در حال ماله کشی است. حال سوال من این است که آیا این حرکات، سیاست حاکمیت است که اعتراضات را سرکوب کند؟ خواهشا جواب من را بدون ابهام بدید که اگر سیاست حاکمیت این نیست بتوانم در مقابل افکار جامعه و مردم دفاع کنم. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اساساً ذات نظام اسلامی، تفاوت اساسی با نظامهای سیاسی سکولارِ دنیا دارد. ممکن است نظامهای سیاسی دنیا از این حیلهها به کار ببرند ولی اگر کسی متوجه نظام اسلامی و روحی که بر آن حاکم است باشد، میداند که نظام اسلامی از چنین اتّهاماتی مبری است و هیچ دلیلی بر چنین حرفهایی و هیچ شاهدی بر چنین حرکاتی در میان نیست. معلوم است که نظام اسلامی دشمنان حیلهگر و بیتقوای فراوانی دارد که با نفوذ در جریانهای اعتراضی، تلاش میکند با انواع تخریبها و کشتهسازی ها، پرونده نظام اسلامی را که در ذات خود تا آنجا که ممکن است مدارا میباشد؛ مکدّر کند. ملاحظه کردید که حتی دادستان محترم کشور به دادستانهای استانها توصیه کردند افرادی که پرونده خاصی در رابطه با شرارت ندارند، برای آنها پروندهسازی نشود. زیرا ما آن جوانان را از خود میدانیم که به هر حال نهایتاً اعتراضی چه حق و چه باطل داشتهاند، ولی مرز آنها با آنانی که سعی کردند اعتراضات را به خشونت و تخریب بکشانند، جدا است. آیا اگر خشونت و تخریب از آنِ نظام است، چنین دستوری داده میشد؟ هنر ما آن است که با سواد رسانهای خود جایگاه شایعات را درست تعیین کنیم و متوجه باشیم نظام اسلامی بسیار بزرگتر و پایدارتر از آن است که مجبور به چنین کارهای سطحی باشد. موفق باشید
بنام خدا. استاد ارجمندم سلام علیکم: در محضر حضرتعالی و بیان شیوای شما در شرح روایات متعدد مبنی بر دوری از کثرت ها خصوصا جمع مال با تعبیر بسیار زیبای شما که میفرمائید: غنی شدن از چیزی بهتر از غنی شدنِ با آن چیز است به انتهای این باور رسیدم، تا جائی که ثروت مختصری که دارم وبال روح و جانم شده و همواره دنبال بهترین راه برای رها شدن از آن هستم، خود شما را هم دیده ام از ریسمان سیاه و سفید مسائل مالی دوری میکنید، بحث های حضرتعالی در این خصوص را هم در گعده های مختلف با دوستان در میان گذاشتم و اکثرا مورد استقبال قرار گرفت و به لطف الهی افق هایی باز شد، اخیر سخنرانی یکی از وعاظ محترم و عزیر در این شبها مبنی بر اینکه حضرت علی علیه السلام در مواجهه با طلحه و زبیر به عُمالشان فرمودند که پولهای نقد مرا بیاورید وقتی پولها را روی هم چیدند یک حجم بسیار قابل توجهی شد و.... خلاصه فرمودند که بچه حزب الهی باید پولدار باشه و.... می خواستم از محضر شما بپرسم چرا اینقدر تعارض در بیان روایات وجود دارد؟ از این که مصدع اوقات شریف حضرتعالی و اعضای کانال شدم عذر خواهم. التماس دعا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عزیزان بخصوص گویندگان محترم عنایت داشته باشند که اینطور نبوده که حضرت علی «علیهالسلام» به دنبال ثروتاندوزی باشند بلکه شرایط تاریخی طوری پیش آمد که سهمی از غنایم مربوط به صحابه میشد و در آن زمان حضرت سهم خود را که قرض داده بودند، به میان آوردند تا به رقبای خود نشان دهند که انسان فقیری نیستند، ولی به سخن امام حسن«علیهالسلام» پس از شهادت حضرت علی «علیهالسلام» نظر کنید که فرمودند: «پدر من از دنیا رفت نه درهمى باقى گذاشت و نه دینارى؛ لَا صَفْرَآءَ وَ لَا بَیْضَآءَ (نه زردى و نه سپیدى) جز هفتصد درهم». در ضمن خوب است در این مورد به سؤال و جواب شماره 33225 رجوع فرمایید. موفق باشید
