بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
32804

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد بزرگوار: بنده از شاگردان شما در تربیت معلم بودم، بعد از بیست سال معلمی در درس حرفه و فن، امسال شرایطی پیش آمد که معاونت مدرسه ای به من داده شد، بنده با این فکر این پیشنهاد را قبول کردم که احتمالا بتوانم به امید خدا دانش آموزانی را شناسایی کنم و مباحث خداشناسی و معاد و... را با آنها کار کنم، برای این کار هم خیلی از خدا خواستم که اگر به صلاحم هست معاونت برایم درست شود، الان ۲ ماهه که درست شده ولی چون مدرسه ی ما از مدارس حاشیه شهر می‌باشد و مشکلات زیادی دارد و دانش آموزان هم مشکلات انضباطی زیادی دارند، فعلا متاسفانه طبق برنامه ام نتوانستم کار کنم البته بعد از عید من به این مدرسه رفته ام، آیا الان به نظر شما ادامه دهم یا فکرم اشتباه بوده، من قبلا معلم حرفه و فن بوده ام الان گفتم شاید بتوانم از این فرصت استفاده کنم، از کتاب ها و جزوه های شما هم در این سال‌ها برای خودم استفاده کرده ام، و در کلاس های تدریسم اگر وقت بوده در هدایت دانش آموزان استفاده کرده ام، لطفا راهنماییم کنید. ان شا ء الله موفق و سلامت باشید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عجله نکنید. إن‌شاءالله خیر در همین است که پیش آمده است. با دلسوزی و محبّت با همین دانش‌آموزان با همه ضعف‌هایی که دارند، مدارا کنید. همین نحوه برخورد شما برای خودتان نوعی سلوک و برای دانش‌آموزان راهی است جهت هدایت. موفق باشید

32509

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد گرامی سلام: امروز در مسیر دیدم که تعداد زیادی از تابلوهای خیابان ها با زدن ترقه تخریب شده. همچنین در اخبار گاها شنیده می شود نوجوانی حساب مردم را از طریق هک کردن حساب ها خالی کرده است و مواردی دیگر که در جوانان و نوجوانان به اصطلاح آینده ساز کشور مشاهده می شود. سؤالم اینست بعد از ۴۳ سال از وقوع انقلاب و قرار گرفتن در زمان بلوغ انقلاب ( با توجه به عدد ۴۰) و پوچ شدن فعالیت های فرهنگی در این ۴۳ سال، اکنون با این حد از توحش که نمونه آن را عرض کردم و ذهن هایی که حرام و حلال نمی شناسند و کوچکترین ارزشی برای بیت المال قائل نیستند حضرتعالی چگونه به آینده انقلاب امیدوارید؟ التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر جز این است که همه این مشکلات به جهت دوری از آرمان‌های انقلاب و غرب‌زدگی پیش می‌اید؟ آیا بهترین راه همین نیست که همچنان با تأکید بر آرمان‌های انقلاب و جبران کوتاهی‌ها و ضعف‌ها، از این نوع مشکلات عبور کنیم؟ و به راهی بیندیشیم که شهدای عزیز همچون حاج قاسم‌ها مقابل ما قرار دادند و فرمودند جمهوری اسلامی حرم است. موفق باشید

32386

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد گرامی سلام: ۱. در خصوص آیه مبارکه که می فرماید «وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا» ﴿الإسراء: ٣٦﴾ اولا کمی توضیح بفرمایید و ۲.  چرا نامی از زبان برده نشده با آنکه زبان منشا و مسئول بسیاری گناهان و فسادهاست؟ خدا شما را حفظ بفرماید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در آیه فوق در آن است ادعای چیزی را که از آن آگاهی و علم نداریم، نکنیم. زیرا بنا به فرمایش علامه طباطبایی در این صورت به زودی از گوش و چشم و قلب که وسایل تحصیل علم‌اند، بازخواست می‌‌شود. می‌پرسند در آنچه به کار بستی، علمی به دست آوردی یا نه؟ و اگر به دست آوردی، پیروی نمودی یا نه؟ و «فؤاد» همان است که انسان هرچه را ادراک می‌کند به وسیله آن درک می‌نماید. و این از عجیب‌ترین مطالبی است که انسان از آیات راجع به محشر استفاده می‌کند که حدّ انتقال نفس انسانیِ انسان را مورد بازخواست قرار می‌دهد و از او آنچه که در زندگیِ دنیا درک نموده می‌پرسد و آن عضو، علیه انسان که همان خودِ او است، شهادت می‌دهد. البته این نکات نفی نقش زبان را نمی کند موضوع را در مبانی می برد که زبان نیز بر آن اساس سخن می گوید.  موفق باشید

31885

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و احترام: ضمن تشکر فراوان چند روز قبل در مسجد کلاسی با موضوع جلسه اول آن (روشهای تربیتی در محیط متضاد) بهمراه کارگاه آموزشی برگزار شد. در کارگاه بصورت دوطرفه حول سه داستان با سوالات مشترک مطرح و گفت گو می‌شد مشکل ام با متن و نتیجه گیری (روش تربیتی جو گیری) سوال سوم هست؟! مطالبی از کتاب کربلا مبارزه با پوچی ها از شما استاد ارجمند نیز وجود دارد مثل پاراگراف: «جوان امروز ما از طرفي به ياد فرهنگ بسيجيان و امام و شهداء است و دل در هواي آنان دارد، و از طرفي بعضي از مسؤولانِ پرتجمّل و كساني را مي بيند كه به اسم انقلاب، ثروت هاي بادآوردة دولتي دست و پا كرده اند، و در اين ميان سرگردان مي شود و اگر از اين نسل، حسين (ع) را نگيريم، به يزيد وغرب نزديك نمي شود و نه تنها سرگردان نمي ماند، بلكه صداي بلند اعتراضي مي شود بر آنهايي كه دارند جامعه را از عهد امام و بسيجيان جدا مي كنند و از همين طريق است كه جامعه اصلاح مي شود و زندگي اين جوانان معناي واقعي به خود مي گيرد. عمده آن است كه بدانيم بايد توجّه خود را به فرهنگي جلب كنيم كه بتواند امروز ما را درست تحليل نمايد، تا بدانيم چه تفكّري است كه مي خواهد عهد الهي جامعه را به غفلت بكشاند.» لطفا در صورت امکان راهنمائی بفرمائید، با تشکر. داستان اول راجع به روش تربیتی مادر سخت گیر بود. داستان دوم راجع روش تربیتی محبت افراطی بود. و از داستان سوم که متن آن در ادامه آورده شده نتیجه گرفتن که روش تربیتی آن جو زدگی و شعاری است. متن داستان سوم باید بچه را از بچگی با این فضا ها آشنا کرد. بچه باید از بچگی خاک هئیت بخوره. هر کاری هست تو هیئت باید بکنه. البته این را بگما این کارها رو با عشق باید بکنه. اول برای شروع باید یه پری بدی دست بچه که واسته جلو هیئت و این پر رو تکون بده و به اینهایی که میان هیئت خوش آمد بگه، همین میتونه شروع خوبی باشه برای عشق دادن به بچه، بعد که یخورده عشقش زیاد شد باید بهش بگی کفش جفت کنه، شایدم کیسه کفش بده دست مردم خیلی فرقی نداره مهم اینه بدونه با علاقه و عشق داره این کار را میکنه. حالا این بچه بعد از دو سال شیفته چایی دادن میشه البته باید مواظب بود، چایی خونه هیئت خط قرمز ما بچه هیئتی هاست، هر کسی را نمیتونم توش راه بدیم . بچه ایی که عاشقونه نتونه پر تکون بده و کیسه کفش بده دست مردم نمیتونه استکان چایی جمع ‌کنه. حالا کوووو تا برسه به چایی دادن. حالا فک کن این بچه با اینهمه شور و عشق بخواد تو دسته کار کنه، میدونی چقدر بهش حال میده و با این کار صفا میکنه، تو دیگه میتونی اونو از هیئت جداش کنی؟ هیئت میره تو خون و پوستش. البته همیشه با کار دادن نمیشه بچه ها رو عاشق کرد، بعضی وقتها باید بعد از خستگی شور زدن و شام پخش کردن بشینی و برا بچه ها حرف بزنی از حسین بگی که آقای آقاهاست، از حسین بگی که جونشم برای خدا داد از عباس بگی که تا آخرش پای قول و قرارش موند و دم از بی وفایی نزد. باید بچه رو با شور و عشق بزرگ کنی باید جونشو برای این کار بده، حالا دو تا قطره خون که از سینه زدن روی سینه اش مونده که چیزی نیست. ببین همچین بچه ایی را باید حتما با شهدا هم آشناش کنی، ما یک هفته توی محلمون هفته شهدا داریم، محلمون ۲۳ تا شهید داره که یکی از یکی کارشون درست تر بود. خدا رحمتشون کنه. یادمه مرتضی روزهای آخر که می‌خواست بره خیلی به حفظ حجاب دختر های محل توصیه کرد. اما حیف، عکس شهدا را می‌بینیم و عکسشون عمل می کنیم. آخه ما روز قیومت میتونیم جواب اینها را بدیم؟ میتونی هر شب چند تا خاطره از شهدا توی هیئت براشون بگی، این خاطرات را با اون حرفها که گره بزنی و چهار تا مداحی هم بذاری کنارش یه اشکی از این بچه ها میگیری که بیا و ببین، اصلا میدونی چیه؟ اون هیئتی خوبه که بیشتر از همه بتونه اشک از بچه ها در بیاره دیگه چی میخوایم؟ ما می‌خواستیم بچه از هیئت جدا نشه که با این کارا قطعا جدا نمیشه. (و سوالات مشترک هر سه داستان) با توجه به داستان به سوالات زیر پاسخ دهید: ۱- روش تربیتی در این داستان چیست؟ ۲-آن کسانی که با این روش تربیت می‌کنند فکر می‌کنید چه منطقی پشت کارشان است؟ و در این روش چه مزایایی می‌بینند؟ ۳- با توجه به محیط امروز، چه اشکالاتی به این روش است؟ و من الله التوفیق

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با عرض معذرت، این نوع موارد، مواردی نیست که در حدّ یک سؤال و جواب بگنجد و بنده که باید هر روز چندین و چند سؤال را جواب بدهم چنین فرصتی را در اختیار ندارم. اساساً این موارد را باید با مطالعه کتاب‌های مفصل و حضور در جلسات ممتد دنبال بفرمایید. موفق باشید

30287

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در فص یوسفی ابن عربی جرم خورشید را ۱۶۰ برابر زمین می داند لکن ظاهرا طبق علوم جدید جرم خورشید ۳۳۰ هزار برابر زمین است این اشتباه فاحش ابن عربی با آن همه کشف و شهود ناشی از چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت ابن‌عربی در این موارد از علوم رسمی زمان خود شاهد آورده، زیرا این موارد، مواردی نیست که با شهود به‌دست آید و اساساً اصل سخن او با ضعف این شواهد خدشه‌دار نمی‌شود. موفق باشید

28928

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد جان در پاسخ سوال ۲۸۸۶۶ اشاره به سوال سوال کننده ۲۸۸۶۵ کردید، در عرایض قبلی ام عرض کردم که انسان باید به همه ی ابعاد بپردازد، خب اگر اینطور که می فرمایید است، داریم که بعضی ها با اینکه اهل تفکر هستند ولی هیئت می روند اشک ندارند، حال نه فقط عدم اشک بلکه در ابعاد دیگر هم دچار ضعف هستند، به نظر می رسد اصل باید طاعت باشد، اگر طاعت اصل باشد ابعاد مختلف انسان ظهور می کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. موفق باشید

28746

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ۱. در میان آثار حضرت عالی، کدامشان باعث می‌شود انسان شکرگزار شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم! موفق باشید

27228
متن پرسش
سلام خدمت عزیزان سایت یک مشکل اساسی قسمت پرسش و پاسخ دارد و آن اینکه نمی توان سریع به یک سوال با شماره خاص رسید مثلا اگر بخواهیم به سوال 13200 برسیم با فرض اینکه هر صفحه 100 سوال را نشان دهد باید بیش از 150 بار کلیک کنیم تا شاید برسیم. این خصوصا برای مواقعی که استاد به یک سوال قبلی ارجاع می دهند بسیار مورد نیاز هست اما معمولا با این اوضاع بی خیال می شیم. اگر لطف کنید امکانی فراهم نمایید که بتوان شماره سوال را بنویسیم و به ان سوال برسیم و علاوه بر ان سوالات قبل و بعد ان را هم نشان دهد. مثلا محدود سوالات 2000 تا 3000 را نشان دهد. می دانم طول می کشه . ولی دنبال کنید. خدا خیرتان بدهد. سلام به استاد هم برسانید. التماس دعا در این این ایام نورانی و مناجاتی و صلواتی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:میتوانید به قسمت دانلودها مراجعه نموده وسوال وجواب ها را که بصورت 5000 تایی آماده دانلود میباشند دانلود نموده و از آنها استفاده نمایید.

26794
متن پرسش
سلام علیکم: چطور ممکن است درد از آن جهت که درد است، ممدوح باشد؟ مگر همه انسانها فطرتا از درد گریزان نمی باشند پس چرا برخی ویژه عرفا و سالکان دردمندی را امر مطلوبی می دانند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دردی که در سلوک مطرح است با نظر به جایگاهی است که آن درد، در راستایِ امتحان الهی برای سالک پیش می‌آید لذا می‌گوید: «در بلا هم می‌چشم الطاف او». موفق باشید

26427

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام: سوال بنده این است که با توجه به وجود بعد ماده و معنا در انسان، نزدیکترین عضو مادی انسان به بعد معنوی کدام عضو است؟ آیا می توان برای کالبد انسان همچون زمین، کعبه ای تعریف کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید به طور مشخص نتوان جای عضوی از بدن را نزدیک به بُعدِ معنوی انسان یعنی نفس ناطقه‌اش تعیین کرد ولی می‌توان به این نکته فکر کرد که نورن‌های عصبی رابطِ بین تصمیم انسان و اعضای انسان می‌باشد. از یک طرف گویا قلبِ صنوبری درون سینه، بهتر احساسات را درک می‌کند. موفق باشید

24170

بدون عنوان:بازدید:

متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید. ۱.متاسفانه همسرم نسبت به انقلاب بدبین شده و اصل انقلاب را زیر سوال می برد و از طرفی بنده را تحت فشار قرار داده و می گوید من راضی نیستم شما در این شغل باشید و دلایلش را علاوه بر بی ثمر بودن این کارها ،ارتباط من با نامحرم مطرح می کند(همسرم در بحث زنان قایل به نظریه سنتی است که زن باید در خانه بماند و هیچ نامحرمی او را نبیند)همچنین مساله تربیت فرزندمان را مطرح می کند و می گوید وظیفه بنده فقط این است ک او را تربیت کنم. با توجه به اینکه بنده هنگام استخدام با موافقت خود ایشان تعهد به حداقل شش سال کار داده ام ایشان می گوید اگرچه من ظاهرا مانع نمی شوم ولی قلبا راضی نیستم و می گویند اینکه شما می روید و برای امور انقلاب و کار فرهنگی با مردان دیگر در یک جلسه شرکت می کنید انگار تیغ به قلب من فرو می برید و در حال حاضر هم زندگی ما بسیار سرد شده و همسرم از بنده فاصله گرفته و حتی مساله ی خواب و خوراکشان را جدا کرده اند و.... با این شرایط تکلیف من چیست؟البته بنده و همسرم از قبل مشکلاتی داشتیم چون همسرم یک شخصیت درونگرا و بدبین دارند و دچار بیماری وسواس هم هستند از طرفی الان قایل به نظریه سکولاریسم هستند و می گویند امام اشتباه کرد که انقلاب کرد و از این حرفها...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر فرض اگر کارتان را رها کنید، چه اطمینانی دارید کسی که می‌گوید انقلاب اشتباه است، زندگی با شما را ادامه دهد؟ کار، اصل نیست، ولی در این موارد سعی کنید همسرتان را درمان کنید، نه این‌که کار را ترک کنید. موفق باشید

34840

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد، کتاب نامه های خط خطی از خانم عرفان نظرآهاری را برای فردی امانت گرفتم، خودم هنوز نخوانده بودم ولی آنقدر او را جذب کرد که حتی آن را خریداری کرد و مرا هم کنجکاو آن کتاب! فردی که حقیقتا دل پدر و مادرش را شاد می کند و به آنها خدمت می کند اما هنوز خدا و خواسته های خدا برایش گویا توجیه کامل نشده... آنقدر این کتاب جذبش کرد که خواستم از شما راهنمایی بگیرم اگر می توانید کتابهایی در این سبک و زمینه معرفی کنید تا به ایشان پیشنهاد بدهم. نخل و نارنج را هم خواند ولی نامه های خط خطی دلش را خیلی درگیر کرد. نمی توانم بفهمم الآن هوای دلش چه حالی دارد و چه کتابهایی می تواند آرام و مشتاق خدا کندش. لطفا هم خیلی خیلی دعایش کنید و هم راهنمایی، ممنون از شما

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آن کتاب را مطالعه نکرده‌ام ولی همان‌طور که می‌دانید بشر امروز شدیداً نیاز به احساسی از خود دارد که خود را در سیره انسان‌های بزرگ جستجو کند و به همین جهت و با این رویکرد اگر به سیره شهدا و کتاب‌هایی که در این مورد نوشته شده است، رجوع کنیم نتایج فوق‌العاده‌ای نصیب ما می‌شود. به عنوان نمونه مطالعه کتاب «گلستان یازدهم» و یا کتاب «سرباز کوچک امام خمینی» را می‌توانید دنبال بفرمایید. موفق باشید

34448
متن پرسش

خدایا مرا به دریای جنون خودت ببر ولی آنجا دستم را نگیر، رهایم کن، بگذار در دریای جنونت غرق شوم، من اصلا درد دیوانگیِ تو را دارم، این جنون طعم دیگری دارد. خدایا همه اش فدای یک لبخند شیرینت، همه آسودگی ساحل امن عقلم فدای یک لبخندت. خدایا به کسی نگو بگذار بین خودمان بماند ولی من تو را خیلی دوستت دارم؛ نگاه نکن به سربه هوایی و بی‌توجهی‌ام، نگاه نکن به این همه گناه و بدی‌ام؛ به عزّت و جلالت قسم که تو را خیلی دوستت دارم، کاش هر صبح چشمم که باز می شد اول از همه خیره در چهره تو بود، خدایا بگذار بگویند کافرم، دیوانه ام ، مجنونم، ولی به خودت قسم که بارها گرمای وجودت را حس کرده ام، گرمی دستانت را! خدایا عقل و استدلال راست می گوید که تو جسم نداری اما قلبم بارها گرمی دستان تو را چشیده! بارها لبخند و دلجویی تو را دیده، این عقل، خودش انگار بیشتر آدم را دیوانه می‌کند. خدایا راستی یک سوالی داشتم، یعنی خیال می‌کنم که سوالی دارم چرا که تو خودت سوال منی و جواب سوالم هستی، یعنی شاید خودت را در کالبد سوالی مثل یک برقی، مثل شهابی از خاطرم عبور می‌دهی و می‌گذرانی، خدایا من که از خودم چیزی ندارم؛ اصلا خودم هم چیزی نیستم که چیزی داشته باشم و گویا همه‌ سوال‌ها در واقع تو هستند که جلوه می‌کنی؛ یا شاید همه نوشته‌ها، همه شعرها. خدایا اگر کسی به مقام ثبات برسد و در ساحت بهشت قرار بگیرد می گویند با حوریان دمساز است اما چگونه کسی که تو را داشته باشد حاضر می‌شود حضور تو را کنار نهد و سرگرم حوری شود!؟ چه معامله اندوهبار و زیان باری! نکند که حوری هم خودت هستی؟ حتی اگر تو حوری نباشی باید آن‌وقت آدم‌ها دیوانه باشند که حوری بطلبند! خدایا! ببین همین کارها را می‌کنی که می‌گویم به میدان آمده‌ای تا دیوانه‌ام کنی، قربان عهدت بروم خدا، حالا که به میدان آمده‌ای کار را تمام کن؛ یکسره مرا دیوانه خودت کن! همه جانم را، همه ایمانم را، همه سامانم را، خدایا رهایم نکن که می‌میرم. خدایا مدتی است خیلی گرفتار دنیا شده‌ام، دنیا مثل غذای متعفنی است که کلی اسانس و چاشنی به آن زده‌اند تا لذیذ به نظر آید، وقتی می‌چشیم هم انگار لذیذ است، ولی آخرش کار خودش را می‌کند، اگر نکُشد، دست کم مریضمان می‌کند. خدایا! خیلی ادعایم می‌شد سر خودم، آب نبود وگرنه شناگر ماهری بودم، اما آنقدر دریای دنیا عمیق و بی‌سر و تَه است که حتی ماهرترین شناگر هم که باشی آخرش توان جانت کم می‌شود، خسته می‌شوی و اگر پناهی پیدا نکنی غرق می‌شوی. خدایا! حیف نیست وقتی اینهمه جا در آسمان برایم گذاشته‌ای در دریا غرق شوم؟ خدایا وحشتم گرفته از این دنیای سیاه و گود و بی‌ساحل، التماست می‌کنم که مرا برکش، خدایا حیف نیست وقتی تو را داشته باشم با گناه‌آلودگی‌ام؛ تو باشی و من با تو نباشم، خدایا مرا تنهایم نگذار، خدایا دیگر کم آورده‌ام از فرط کوتاهی‌هایم، آه مردم مرا دعا بکنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه خوش است که حضرت محبوب آغوش می‌گشاید تا خود را به ما بشناساند و سپس رُخ برمی‌کشد تا ما را با سوز جدایی از او همچنان تنها بگذارد و در همین رابطه به ما گفته‌اند: «دلا بسوز که سوز تو کارها بکند».

قصه دل‌دادگی به حضرت محبوب، اتفاقاً بیشتر از دیروز قصه امروزینِ بشر جدید است با ظرفیت گسترده‌ای که دارد. بشری که جناب مولوی خیلی زودتر از امروز در فضای آن قرار گرفت و گفت:

آزمودم عقلِ دوراندیش را / بعد از آن دیوانه سازم خویش را

عقل، بندِ رهروان است ای پسر /  وان رها کن ره عیان است ای پسر

حال باز مائیم و جلوه او، و باز رُخ‌برکشیدنش، و ما و سوز حرمان او. این‌جا است که همراه جناب مولوی ندا سر می‌دهیم:

رحم کن برآن‌ که چون روی تو دید /  فرقت تلخ تو چون خواهد کشید

موفق باشید                        

34012

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد بعد از نفس کلیه الهیه چیه؟ مراتب پیدا میکنه؟ و آیا میشه آخرین خاصیت نفس کلیه را که تسلیم و رضا هست، وجود مرتبه از وجود مقدس امام رضا (ع) دانست؟ ۳. شهدای دفاع مقدس مشهد و شاید هم مردم ایران به سبب ارادت به وجود مقدس این امام جزو این دسته بودن و هستن؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌طور است و مقام همه ائمه «علیهم‌السلام» مقام نفس کلیه الهیه می‌باشد. ۲. آری! هرکس به اندازه‌ای که متوجه حقیقت وجودی اولیای الهی باشد از آن مقام بهره می‌برد. موفق باشید

33999

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض احترام و وقت بخیر خدمت استاد بزرگوارم: سوالی که داشتم خدمتتون این هست که در جلسه اول معرفت النفس فرمودید: می شود از وادی معنی و ذهنی عبور کنیم و با خود واقعیت ارتباط بر قرار کنیم. می شود از معلوم مفهومی رها شویم و با خود معلوم ارتباط بر قرار کنیم. سوال اینجاست که استاد ما چطور باید از این وادی خیال یا همان وادی معنی و ذهنی عبور کنیم؟ در صورتی که خیال بر ما سلطنت دارد و گویا داریم با مفاهیم خیال خود زندگی می کنیم. و از ذهن فراتر نمی رویم. چه باید کرد که وارد وادی حقیقت شد؟ و از خیال عبور کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در تفسیر «معرفت نفس» ما خود را احساس می‌کنیم و این غیر از تخیّل خود می‌باشد. و در مسیر درک وجودِ خود است که نسبتی از طریق وجود خود با وجود خداوند می‌یابیم به همان معنایی که خود را، آری! خود را در آغوش خدا احساس می‌کنیم نه آن‌که در مفهوم و تخیّل که امری است عارض بر خود، قرار داشته باشیم. موفق باشید

33857

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد عزیز: در رابطه با برنامه منظم سلوکی آیا نامه ۳۱ امیر المومنین کافیست یا باید احادیثی مثل یا بن جندب و ای اباذر را هم گوش دهیم وعمل کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید از جایی شروع کرد تا در ادامه، متوجه خلأهایی که باید پر شود، بشویم. این‌جا است که می‌توان گفت بعد از نامه ۳۱، می‌توان به سراغ دستورالعمل‌هایی مثل «حدیث یابن‌الجندب» شد. موفق باشید

33504

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا درست است که بگوییم که نفس عین شنیدن و دیدن است اما دیدن و شنیدن عین نفس نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! زیرا وجهی از عین حقیقت، عین آن حقیقت نیست. موفق باشید

33305

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود بر شما استاد گرامی: آیا برای کتب استاد مطهری رحمه الله علیه سیر مطالعاتی پیشنهادی دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم برای مطالعه آثار عمومی ایشان دیگر نیاز به سیر مطالعاتی نباشد، مگر مباحث فلسفی ایشان که استاد مربوطه خودشان تقدم و تأخّر آن را مشخص می‌کنند. موفق باشید

33187

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

باعرض سلام: ۱. اگر برایمان مقدور نشد که به زیارت اهل قبور و... برویم، چه اعمالی را می‌توان جایگزین کرد؟ ۲. اینکه گفته شده که تا ۴۰ خانه همسایه ما هستند و... و باید احوال آنها را بپرسیم، آیا می‌شود به صورت غیر مستقیم اینکار را کرد یا نه؟ اینکه پیامبر جویای احوال بعضی افراد از دیگران می‌شدند آیا ما هم می‌توانیم؟ تا چه حد و سوالاتی؟ و آیا عکس آن صحیح است؟ ۳. غلبه بر بعضی عادات بسیار سخت است و در عین عذاب وجدان ، راه جایگزین برخی از آنها را نداریم، برای همین در تغییر کم می آوریم و ناامید و... می‌شویم، برای غلبه بر آنها راهکاری هست؟ ۴. چقدر باید روی خودسازی کار کنیم تا...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نماز و قرآن برای شادی روح اموات مفید است. ۲. با توجه به این‌که امروز شرایط جامعه به هم خورده است، این جامعه مصداق آن روایت نیست. ۳. در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» پیشنهاد آیت الله حسن‌زاده پیشنهاد خوبی است که می‌فرمایند: خود را با مطالب جدّی مشغول کردم تا خیالاتم مشغولم نکند. ۴. نظر به شهدا موجب عزمی می‌شود تا خود را در مسیری صحیح بپرورانیم. موفق باشید

33115

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد من برهان صدیقین، سی جلسه حمد و چندین دور مصباح الهدایه رو خدمتتون بودم و کتاب مصباح الهدایه اکثرا کنار منه در همه جا. استاد معنی اسم شریف مرید رو میشه برام توضیح بدید در ومیض ۶ هست. یعنی با رعایت همه ی موارد و نکاتی که در توحید باید رعایت بشه و پس از تنزیه، تقدیس و تحمید و تهلیل واقعا حضرت حق (جل جلاله و عظم شانه) مرید خواسته های موحدین هستند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! مگر در حدیث گرانقدر «قرب نوافل» نداریم که سالک در فنای خود تا آن‌جا جلو می‌رود که به لطف الهی حضرت معبود چشم و گوش او می‌شود و او به نور حق می‌بیند و می‌شنود؟ بدین معنا که سالک اراده کند همان می‌شود که حضرت حق اراده کرده است و یا حضرت حق اراده کند، عملاً سالک است که در خود چنین اراده‌ای را می‌یابد. امری که ما در این تاریخ در حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» یافتیم که چگونه به اراده الهی، آن کرد که حضرت ربّ اراده کرده است. موفق باشید

33019

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز و سپاس بابت وقتی که می گذارید: اگر امکان داشته باشد با مطالعه قسمت اول نوشته ام در مورد سوال شماره ۱ و ۲ نظرتون را بفرمایید. انسان دارای عالَم دینی که برای هر عمل در زندگی خود حدّگذاری بنام عالم دینی و وجدان دارد، وانسان بعدی گرفتار وجه افراطی و گشتلی زندگی دنیایی، که تکنولوژی افراطی او را دچار چندپارگی شخصیت کرده. اکثریت جامعه با انسان اول را با یک فتوا می توان به نظم آورد و جامعه با انسان دوم را نه، شاید با قانون و اجبار و زور. ما باید سالها قبل با تربیت انسان دارای عالَم دینی، انسانی در نظام اسلامی تربیت می کردیم که براساس عالم خود ابزار زندگیش را بسازد و یا با ورود سیل آسای تکنولوژی غربی آنچه که مزاحم عالم خود یافت پَس می زد. حال ما با دو موضوع طرف هستیم یکی انسان خارج از عالَم دینی و دیگری قشر دینی جامعه که شاید آنطور که باید با بیان توصیه و اخلاق و احکام کشش جذب نظم آوری فرد خارج شده از عالَم دینی را نداشته باشد مگر مواردی خاص. پس آنچه در اینجا از همه مهمتر است ساخت عالَم دینی برای انسانها نه صرف دانش و علم و ساخت انسان دارای عالَم دینی است که بوسیله ی آنها بتوان جامعه دینی ساخت نه با قانون و... ۱. آیا این بیان صحیح است؟(حال آنچه برایم سوال بزرگی است اینکه جدای از صحبت سبک زندگی قدیمی ها و اینکه ما دیگر نمی توانیم مثل آنها زندگی کنیم اما آن فضای گفتاری، رفتاری و زندگی آنها که شاید بتوان نامِ داشتن ملکه ی ترس از خدا را برایش گذاشت، باید ما در امروز مان داشته باشیم، اگر مراحلی در نظر بگیریم اول تربیت انسان دینی و دوم ساخت تمدن توسط این انسان، ساخت این انسان چگونه است؟ آیا می توان روال بیان شده داخل گیومه را برای ساخت انسان دینی بیان کرد؟ «سختی های آخر الزمانی امروزین ما همچون شاخصی تعیین کننده هر روز مقابل ما قرار گرفته و ما را مجبور به انتخاب می کند و انتخابی که ظرفیتهایی درون انسان برای برگشت به اصل ایجاد می کند، خداوند آگاه به این ظرفیتها هر از چند گاهی با تجلی بزرگی در جامعه مثل انقلاب اسلامی و... در ایام الله ها رخ نموده و ظرفیتهای ایجاد شده را جواب داده و نیکان روزگار آشکار شده، و تا رسیدن تعداد نیکان به حد نصاب در علم خدا پس سنت خداوند مبنی بر خداوند حال قومی را تغییر نمی دهد مگر اینکه خودشان تغییر کنند، جاری شده و خداوند می آید و با تحول درون انسانها، آنها خدا ترس می شوند (در سطح اجتماع)» ۲. در بحث دانش بنیان، اینکه ما نیاز داریم که مسئول ما، مخترع ما، کاشف ما، فن آور ما، انسانهای دارای عالَم دینی باشند که در موقع اجرا مسولیت و کارش آنچه از درون عالَم خود می یابد ظهور دهد، آیا برنامه امروز ما برای اینکه فرمایش رهبری مبنی بر دانش بنیان درست برداشت شود که بسط تمدن غربی نباشد و گرفتار گشتلها نشود چیست؟ در یک جمله دانشی که در دانش بنیان مطرح است، چگونه دانشی است؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالبی که می‌فرمایید نیاز به دنبال‌کردن نکات مفصلی دارد. در مورد مطلب اول، آری! به نظر بنده درست است و در رابطه با دیگر مطالب، پیشنهاد می‌شود اولاً: سری به جزوه https://lobolmizan.ir/leaflet/1005 تحت عنوان «انقلاب اسلامی و فهم امام خمینی از انسان و جهان مدرن» بزنید. ثانیاً: جواب سؤال شماره 32990 می‌تواند از جهاتی راهگشا باشد. موفق باشید

32976

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: چند وقتی هست که مخصوصا صبحها که برای نماز بیدار می شوم دلم بسیار «وحشت» دارد از من و حسابرسی ام ...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با معارفی مانند «معرفت نفس» و تأمّل در سوره‌های قرآن به لطف الهی از این مشکلات عبور خواهید کرد. موفق باشید

32902

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: در منابع تاریخی معتبر اول ذی القعده واقعا روز ولادت حضرت معصومه هست یا جهت گرامیداشت اون حضرت به این نام نامگذاری شده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده تحقیق خاصی در این مورد نداشته‌ام ولی بالاخره عزیزانی که اهل تحقیق در این مورد بوده‌اند به چنین نتیجه‌ای رسیده‌اند. موفق باشید

32889

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیزم سلام؛ راز و فلسفه عمیق تحقق عدالت اجتماعی که از اهداف عالیه انبیأ و اولیای الهی می باشد؛ چیست!؟ چه ارتباطی واقعا بین عدالت، تقرب و معنویت است‌!؟ بنده خیلی دارم تأمل می کنم در این موضوع اما هنوز به جواب متقن و دقیقی نرسیدم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این آیه فکر کنید که به رسول خود می‌فرماید غنایم را بین فقرا تقسیم کنید تا «لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُم‏» ثروت بین اغنیاء دست به دست نگردد و معنای عدالت همین است و نتیجه آن موجب می‌شود تا جامعه در بستری سالم و با آرامشی کامل مسیر قرب إلی الله را دنبال کند به جای آن‌که دغدغه افراد آن باشد که مواظب باشند کسی جیب آن‌ها را خالی نکند. موفق باشید

32849

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته: از نظر نظم و مدریت شخصی و گروهی، منبعی معرفی می‌کنید که راه کارهای نظری و عملی از جنبه اسلامی را بررسی کرده باشد؟ استاد لطفی بکنید و توضیح بدهید مطلب را... همانگونه که نقل می‌کنند سیر و سلوک جز با مدیریت نظم و زمان انجام پذیز نیست. بنده قصد دارم یک‌ جریان عظیمی در مدرسه علمیه راه اندازی کنم ذیل نظم و مدریت قربته الی الله. خدا خیرتون دهد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مباحث, مباحثی نیست که در دل یک سوال و جواب بگنجد. پیشنهاد می شود کتاب «امامت و رهبری» شهید مطهری را به عنوان شروع این نوع امور مد نظر داشته باشید. موفق باشید

نمایش چاپی