سلام و رحمهالله: إن شا الله توفیقتون روز افزون، یک سوال خدمتتان داشتم، یک زمان هایی هست عزممون جزم میشه برای کار درست و خدایی کردن وهمه آنچه که میدانیم درست هست، یک مدتی هم میریم جلو با انرژی اما بعد از مدت کوتاهی خسته میشیم، یک حالتی بر ما رخ میده که یک فشار سنگین روانی در فکر و خیالمون به شدت ما رو منصرف و خسته از ادامه راه میکند! بعد دوباره برمیگردیم به همون حالت قبل که اون انرژی و عزم نیست و کوتاهی هست و بیخیالی و روزمرگی و... ما از طرفی میدونیم اون حالت اول درست هست و باید انجام بدیم اما از طرفی احساس میکنم عادت پیدا کردیم به حالت دوم چه باید کرد که ثابت قدم شد؟ و قلباً راضی و عاشق به حالت اول بود. ممنون خدا شما رو خیر بده بی زحمت بنده را راهنمایی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال قصه آدمها از همین نوع است. عمده روحیه صبر و شکیبایی و مقاومت است تا اگر قبضی هم به سراغ انسان آمد، همچنان در انجام وظایف فردی و اجتماعیاش کوشا باشد تا شامل این وعده الهی بگردد که میفرمایند: «وَالَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولَٰئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ» آنهایی که در طلب رضای خدا راه صبر پیش میگیرند و نماز به پا میدارند و از آنچه نصیبشان کردیم پنهان و آشکار انفاق میکنند و در عوضِ بدیهای مردم نیکی میکنند، اینان هستند که عاقبت منزلگاه نیکو یابند. موفق باشید
سلام علیکم استاد عزیزم: ۱. در ذیل آیات سوره مبارکه نمل از آیات ۱۸ الی ۲۶ از موجوداتی (نمله و هدهد) صبحت میشود که نسبت به پیامبران دارای علومی هستند که پیامبران (در ظاهر متن قرآن) نداشته اند؟ آیا علم پیامبر احاطه اش فقط در حیط رسالتش بوده و نیازی به دانستن آنچه آنها می دانستن نبوده یا اینکه می دانستن ولی مامور به ظاهر بوده اند ولی آگاه به این علوم بوده اند؟ ۲. اگر در فرض بالا جواب قسمت دوم درست است. ظاهر قرآن که می فرماید «لا یشعرون و لم تحط به» چگونه با می دانستن در باطن و عمل به آنچه که امر شدن در ظاهر هم خوانی دارد؟ ۳. اگر به سوالات بالا جواب دهیم حالا در داستان حضرت یونس علیه السلام ترک اولی یا هرچیز دیگر که باعث گرفتار شدن در دل ماهی شد را چگونه با دانستن این ماجر می توانیم یکی بدانیم؟ در همین آیات واژه ظن را چگونه بررسی کنیم؟ و خطاب های سنگینی که در صورت نگفتن این ذکر بیان شده است. همان طور که میدانید علم عصمت آوراست. یعنی اگر همان طور که هست اهل البیت و پیامبران می دانند حقیقت و باطن گناه را به هیچ وجه انجام نمی دهند پس این ابتلائات پیامبران از عدم علم بوده است؟ از طولانی شدن سوال عذر خواهم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به آنچه در جواب سؤال شماره 34190 عرض شد پیامبران علم ذاتی ندارند تا آن حدّ که در قرآن داریم: «قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلاَّ نَذيرٌ وَ بَشيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» (188/ اعراف) بگو: «من مالك سود و زيان خويش نيستم، مگر آنچه را خدا بخواهد؛ (و از غيب و اسرار نهان نيز خبر ندارم، مگر آنچه خداوند اراده كند؛) و اگر از غيب با خبر بودم، سود فراوانى براى خود فراهم مى كردم، و هيچ بدى (و زيانى) به من نمىرسيد؛ من فقط بيم دهنده و بشارت دهنده ام براى گروهى كه ايمان مى آورند! (و آماده پذيرش حق اند). آری! حتی حضرت یونس «علیهالسلام» گمان نمیکردند ترککردنِ قومشان منجر به آن سختگیریها میشود و به همین جهت که با بصیرتِ پیامبرانه خود متوجه شدند قرار گرفتن در شکم ماهی نوعی تنبیه الهی است؛ ندا سر دادند: «سبحانک إنّی کنتُ من الظالمین». موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر: سخنرانی میگفتند کسانی که از صراط رد میشوند اندکند و بعد صراط مقام محمود است که همان شفاعت هست. درسته؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با شفاعت اولیای الهی، انسانهای اهل توحید بهتر و سریعتر از صراط عبور میکنند. مثل صراط دنیا که شهدای عزیز با نور ولایت، سریعاً عبور کردهاند و ننگ به شهادت رساندن آنها بر پیشانی قاتلانشان گذاشته شد. در حالیکه همان قاتلان به آنها کمک کردند تا سریعتر راهی که باید طی کنند طی نمایند و با دستانی هرچه گشودهتر به مدد اسلام و انقلاب وارد شوند. موفق باشید
سلام استاد گرامی: وقت شما بخیر. مطلبی درباره پرهیز از نگاه امنیتی و آزادی رسانه خدمتتون ارسال کردم، متن از بی بی سی بود حضرتعالی گفتین نباید از دشمنی دشمنان که از در نصیحت با ما در اومدن غفلت کرد، و به آیه قرآن اشاره فرمودین و فریب خوردن حضرت آدم و حوا از شیطان و علتش رو غفت آنها از دشمنی شیطان بیان کردین. داشتم مطالب مختلف رو می دیدیم که این قسمت از صبحت های آیت الله علوی بروجردی دقیقا با اونچه که در ذهن داشتم تطابق داشت، دیگه روی این نمی شه اسم دشمنی در قالب نصیحت گذاشت. خواستم نظر حضرتعالی رو جویا شوم:(ذهنیت و نظر من این است این رسانه های خارجی در سایه بگیر ببیند و فضای امنیتی و مگوهای فراوان و ... اعتبار پیدا کرده اند و بهشون مراجعه میشه، چرا نباید رسانه صدا و سیما ملی باشه و چرا حرف همه اونجا زده نشه) حضرتعالی می فرمایید امام خمینی اون زمان به شاه گفت رادیو رو روزی نیمساعت به ما بدهید چنین و چنان می کنیم الان خود جمهوری اسلامی آیا نیم ساعت فضای آزاد در بین ۵۰ شبکه رادیو تلویزیونی به مراجع می دهد؟ به بقیه تفکرات می دهد؟ اجازه بحث و گفتگو می دهد؟ قسمتهایی از صحبت های آیت الله علوی بروجردی که مد نظر من بود: (امیدوارم فرمت متنی که شما مشاهده می فرمایید مانند فرمت متنی که در صورت پرسش و پاسخ نشان داده می شه نباشه - و مشکل عدم تفکیک خطوط فقط در نمایش باشه ) .................................................................................................... به دشمنان فرصت بهرهبرداری ندهیم! ما منکر این نیستیم که خارجیها در مسائل ما دخالت دارند. در این موضوع شکی نیست. خارجیها اگر خودشان هم فتنه ایجاد نکرده باشند، از هر فتنه ای در داخل کشور ما حمایت و از آن بهرهبرداری میکنند. اما ما نباید اجازه بدهیم که بهرهبرداری کنند. این بچهها در مدارس ما هستند. چرا به صداوسیمای خودمان توجه نکنند؟ چرا ساخته و پرداختۀ صدا و سیمای عربستان یا آمریکا و انگلیس را ببینند و بشنوند؟! چرا؟! آیا ما نباید به این مسائل دقت کنیم؟! اگر ما اجازه میدادیم همۀ این افکار و همۀ این بحثها از طریق صدا و سیمای خودمان مطرح شود، شاید وضعیت اینگونه نمیشد؟ وزارت کشور برای انتقاد و اعتراض فضایی فراهم کند من جداً از همه مسئولان کشور و بهویژه مقام معظم رهبری حفظه الله تقاضایی دارم و آن اینکه برای این جوانان، این دانشگاهیان که حرف دارندـ حالا حرف درست یا غلطـ جایی را در نظر بگیرید که بتوانند حرفشان را بزنند. چرا به اغتشاش کشیده شود؟! کسی به سراغ این جوانان و دانشجویان برود و حرف آنها را بشود. این جزء قانون اساسی کشور ماست که وزارت کشور اجازه بدهد مردم و احزاب در جایی با حفاظت خود وزارت کشور جمع بشوند و حرف خود را بزنند تا تجمعات به اغتشاش کشیده نشود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که فرمودهاند. بنده نیز از زاویهای که مربوط به اطلاعات خودم میباشد از روحی که در صدا و سیما جاری است؛ گلهمندم که وقتی هم حتی مناظرهای گذاشته میشود مناظره متفکرانهای نیست و به تعبیر رهبر معظم انقلاب، بیشتر جدال است. در حالیکه در مناظره متفکرانه، اهل فکر در دل گفتگویی عالمانه، زوایای مختلف مسئلهای را بررسی میکنند. تصور بنده آن است که هنوز در این سطح از گفتگو، ما نتوانستیم حاضر شویم. عموماً در این گفتگوها هر طرف حرف خود را میزند بدون اینکه در فضای سخن طرف مقابل حاضر شود. امید است جریانهای اخیر، ما را به فکر فرو ببرد تا در موضوعات پیشآمده در فضایی متفکرانه، فکر کنیم و صدا و سیما با جدیت بیشتر نسبت به مسائل پیشآمده متفکران را دعوت به گفتگو کند. موفق باشید
سلام علیکم: بنده دانشجو هستم و در دانشگاه شاهد فضای عجیبی هستم. اینجا دانشجویانیی هستند که ندای حق طلبی شان در هیاهوی مخالفان نظام گم شده. کسانی را میبینم که میدانند اینها حق نیستند ولی چون صدایشان به جایی نمیرسد با آنها فریاد میزنند زن زندگی آزادی! خواسته هایی دارند که با اعتقاداتشان تضاد دارد؛ گم شده اند؛ نور را در تاریکی جست و جو میکنند و در مقابل وقتی برخورد مرگ بر فتنه گر را از طرف دانشگاه و بسیج میشنوند بیشتر به هم میریزند و آشفته میشوند. اگر میشه پیشنهادی برای واکنش ما به این گروه بدین و برای ما دعا کنید که این جوانان از همه نسل ها بیشتر محتاج دعایند. یا علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این جوانان از همه نسل ها بیشتر محتاج دعایند. زیرا ظرفیت گستردهای دارند تا در دل انقلاب اسلامی گمشده خود را بیابند. ولی دشمنان انسانیت آنها را گرفتار دستکاریِ ذهنی و بعضاً ویرانی شخصیت کرده است. عجله نکنید. با برخوردهای حکیمانه با آنها، آنها به خود میآیند. مطمئن باشید در این رابطه باز این انقلاب اسلامی و نظام اسلامی است که با داشتن دشمنانی این اندازه جاهل و نادان، عظمت خود را مینمایاند. موفق باشید
با عرض سلام و خدا قوت: پیرو پرسش شماره ۳۳۶۸۶؛ دانشگاه فرهنگیان ۱. طلبه، شخصی که طالب وصال یار است خواهان آیینه شدن را دارد که وصلت پریطلعتان را می طلبد. خلیفة الأرض، انسان کاملی است که جز حضور حق را در جمادات و نباتات و حیوانات نمیبیند و زمان آن فرا میرسد که زمین را با عشق در آغوش بگیرد. از آن جهت که در حضور حضرت رب العالمین غرق است همه چیز و خودْ نیز خودی از خود ندارد. ۲. به یاد دارم که استاد طاهرزاده میفرمود: دوره آخر الزمانی، دوره فرزندانی است که وقتی از آنها پرسیده شود که میخواهی چکاره شوی، پاسخ به هیچ کاره شدن میدهند. خاطرم هست که هر زمانی که در جست و جوی مسیر آینده و موقعیت شغلی بودم، هیچگاه راضی نبودم و همیشه به دنبال مسیری بودم که یکی نباشد بلکه در عین حال همه باشد و همه جا باشد، راحتتر بگویم اصلا تصور اینکه محدودْ به فرض مثال منسب دکتری یا مهندسی باشم، خاطرم را آزرده میکرد. ۳. پیروعرایضی که در موضوعٍ تحت عنوان « پیدا کردن معلوم زنده» داشتم، (البته مردد هستم اما) از ظاهر شدن به شکل مردمانی که دم از دین میزنند اما دنبال خود پرستی هستند، بیزارم. حرکت های توحیدی اخیرِ سلام فرمانده و خیابان ولی عصردر روز ولادت امام زمان و پیاده روی اربعین که با عنوان موضع سیاسی به آن مینگرند، جوش و خورشی را در وجودم به ظهور میرساند که عیناً یدالله مع الجماعة دیده میشود. متأسفانه به دلیل دوری فضای آخوندی با عامه مردم که حتی سلام کردنمان نیز با مردم عادی متفاوت است (البته اشتباه برداشت نشود که منظورم همین سلام کردن است) و میشود اینطور برداشت نمود که یک امرِ خشک و نامأنوسی برایشان است، که ارتباط گیری بسیار ضعیف یک شخص معمم با عامهی مردمم باعث این ضعف شده است ۴. گمانم اینست یا به تعبیر بهتر میتوانم بگویم که خواهان زندگی با عموم مردم با حفظ تمام مراتب و شؤنات انسانی هستم، چرا که رشد و تعالی ام را در این مسیر با سعه صدری که به دنبال دارد، میبینم ۵. پیروعرایضْ تحت عنوان «موقعیت درآمد زایی و شرافت طلبگی» و صفات اخلاقی بسیار ویژه خودم از کسب در آمد، در راه طلبگی و فکر در رابطهء کسبِ مالْ در راه طلبگی بسیار بیزارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال آنچه مهم است قدمگذاشتن درست و صحیح در راهی است که مقابل انسان گشوده میشود. اگر آن راه با تقوای لازم طی شود و حتی از امور لغو پرهیز گردد، آنچه میخواهید مثل «زندگی با عموم با حفظ مراتب و شئونات» پیش میآید. موفق باشید
سلام استاد: سوالم در مورد ثواب خواندن سوره های قران است که خواندن مثلا سوره ی یوسف باعث زیبایی در قیامت و آخرت فرد میشود و دیگر سوره ها که برای آنها ثوابی مشخص شده است. چون در جایی دیدم که نوشته بود، اعلام اینگونه ثوابها برای قرائت قرآن، برای آن بوده که مردم به جای غیبت و بیهوده گویی روی به خواندن قرآن بیاورند و دلیل دیگری نداشته است. و پایه روایی صحیحی ندارد. آیا اصلا توضیحی عقلی برای این گونه روایات برای مقدار ثوابی که مطرح میشود وجود دارد؟ یا می شود این مساله ربطی به تجسم اعمال در آن دنیا داشته باشد؟ که مثلا فلان سوره تجسمی در آن دنیا دارد؟ و یا اصلا توضیحی در این باره نیست و فقط باید با ایمان قلبی قبول کرد و قران خواند به امید کسب اینگونه ثوابها؟ خیلی علاقه مندم بدانم ذکر، سوره یا چه عملی برای کسب زیبایی در آخرت، سفارش شده است که ان شاءلله با کسب اخلاق و تهذیب نفس، از آن ذکرها هم غافل نمانیم. با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلماً تدبّر در هر سورهای، احوالات خاصی را در جان انسان پیش میآورد که حاصل آن همان تجسم اعمالی است که در آن روایات به ما خبر دادهاند. موفق باشید
سلام استاد وقت بخیر: من در مورد خواستن دنیا خیلی اذیت شدم هم دنیا رو میخوام هم آخرت و هر دو رو میخوام به کمال برسونم هم دوست دارم بهترینهای دنیا رو داشته باشم هم آخرت ولی یک مدت طوری زندگی کردم که سعی کردم فقط آخرت رو بخوام و دنیا رو نخوام، این اتفاق کلا درونم رو داغون کرد و دیگه خودم نبودم و درواقع خواستههام رو سرکوب کردم و اینجوری از خود واقعیم عقب موندم و بعدش به طور افراطی درگیر خواستن دنیا شدم طوری که آخرتم رو فراموش کردم و نمیدونم کی به تعادلم میرسم ولی هیچ فکری ندارم که این طوری که دارم پیش میرم کجاش اشتباهه اینکه ظاهر زندگیت رو هم بخوای به کمال برسونی اشتباهه؟ اینکه بهترین چیزای دنیایی رو بخوای کجاش اشتباهه؟ چرا میگن زندگی لاکچری و تفکر کاخ نشینی بده؟ من این مدل زندگی اصلا انگار تو خونمه نمیتونم ازش جدا بشم و هیچ ایدهای برای جدا شدن ازش ندارم. لطفا راهنماییم کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث «معرفت نفس» روشن میشود انسان وسیع تر از حضور دنیاییاش در نزد خود حاضر است و دنیا مانند بدن انسان، بستر تعالیِ ابعاد روحانی او است و از این جهت دنیا و بدن زمینه آن تعالی هستند، نه آنکه خودشان هدف باشند. موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی: اینجانب چند سالی است که قرآن حفظ میکنم و استرس هام کاهش پیدا کرده حس آرامش، اطمینان و ترک معاصی برای من بعد از دوران حفظ پیش آمده، ولی بعضا با افرادی روبرو میشوم که توصیه میکنند حفظ قرآن توجه به ظاهر است و لازم نیست، بهتر است سعی کنم با حقیقت قرآن ارتباط برقرار کنم مگر حقیقت قرآن غیر از همین نورانیت و آرامش است؟ با توجه به اینکه افراد توصیه کننده اهل معرفت هستند میشه تفاوت ظاهر و باطن قرآن را بفرمایید؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همین کلمات با آهنگ آسمانیِ خود حقیقتاً به لطف خدا، جان را آسمانی میکند. ولی چرا در این کلمات آسمانی در کنار حفظ آنها در حدّ ممکن با رجوع به تفاسیر، تدبّر نکنیم؟! موفق باشید
سلام استاد جانم: یک جلسه ای از دکتر رحیم پور ازغدی گوش میدادم با عنوان «گفت و گو در نسبت دین با عرفان و فلسفه»، حس کردم ایشون داره به عرفان و فلاسفه تیکه میندازه و با اینکه به هر دو جریان متقابل فلسفی-ضد فلسفی نقد میکنه اما گویا ایشون هم از همون دسته ی دومه و بسیار از ایشون دل چرکین شدم، چون ایشون رو حاضر در انقلاب اسلامی میدونستم، اما با اون حرفا خیلی خیلی براشون متاسف شدم. چون فهم نکردند حرف بزرگانی مثل شما رو.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده جناب آقای حسن رحیمپور مردی دانشمند و انقلابی هستند. شاید در مورد امری از عرفا برایشان مسئلهای باشد؛ ولی شخصیت و اندیشه ایشان ارزشمند و مفید است. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام: برای انتخاب استاد راهنماییم بفرمایید. سپاسگزارم
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد، ورودی ندارم. موفق باشید
سلام علیکم استاد: طاعات و عبادات قبول. استاد بنده ۲۲ ساله هستم اما متاسفانه زود عصبانی و غیرقابل کنترل میشوم و همین موضوع به ارتباط با خانواده به خصوص با والدین آسیب میزند. راهکار این مساله چیست؟ واقعا از خودم بدم میاد درگیر این غول هستم و توانایی مقابله با آن را ندارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار آسانی نیست. پیشنهاد میشود پس از مطالعه کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، به شرح کتاب «حدیث جنود عقل و جهل» رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/660?mark=%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%AF موفق باشید
استاد عزیزم سلام: من ظاهراً زندگی فردی خوبی دارم. ۲۶ سالهام، ازدواج خوبی کردهام، باردارم، در حال نوشتن پایاننامه ارشد در رشتهای که دوست دارم هستم، در حوزهای که مورد علاقه ام هست و مفید میدانم مشغول به کارم، از نوجوانی فعالیتهای فرهنگی و علمی داشتهام و... . اما در باطن، آدم پوچ شکستخوردهای هستم که هیچ چشماندازی مرا به ذوق نمیآورد. همهچیز دنیا مثل تیر در قلبم فرو میرود. سختی های این عالم را نمیتوانم تحمل کنم. دوست دارم بمیرم ولی دوست ندارم جهان بعد از مرگی باشد. از وجود داشتن خودم ناراحتم. چون میدانم حتی اگر بمیرم هم از رنج کشیدن راحت نمیشوم. بارها و بارها و بارها آرزو کردهام که کاش خاک بودهام! من نمیتوانم در این دنیا انسان باشم. من نمیتوانم بار امانت خدا را به دوش بکشم. من خستهام. جانی برای تلاش کردن ندارم. هیچ لذتی در این دنیا نیست که مرا سر شوق بیاورد. خوشیهایم لحظهای و سطحی است. مدتها برای امام زمان نامه مینوشتم و جواب میگرفتم و از لذت شنیده شدن سرمست بودم. اما حالا دیگر به آن دنیایی که سختی های اینجا را میشود به خاطر شیرینیهای آنجا تحمل کرد راهی ندارم. دیگر نامه نوشتن به امام هم به من حس شنیده شدن نمیدهد. استاد! من کسی بودم که آدمها وقتی بیانگیزه میشدند به من پناه میآوردند. من روزهای دبیرستانم را با نامه شهید بیضایی و سوختن در آتش خیال مطلع تحقق وعده آخرالزمانی ظهور میگذراندم.من توی سرمای زمستان لباس گرم نمیپوشیدم چون شنیده بودم سوریه خیلی سرد است و میخواستم از راه دور همدرد مجاهدان راه خدا باشم. من با شیخ زکزاکی گریه میکردم. من قید سهمیه استعداد درخشان برای ورود به ارشد را زدم و یک سال پشت کنکور ماندم چون فکر میکردم برای کمک به حکومت اسلامی باید در حوزه دیگری تخصص داشته باشم. من میخواستم شهید شوم و جز این عاقبت دیگری را برای خودم تصور نمیکردم. من... اما حالا برای صبحها بیدار شدن از خواب هم انگیزهای ندارم. من به دعای شما اعتقاد دارم. برای من دعا کنید و لطفا راهی به من نشان بدهید. ماندن در جهنم و پیدا نکردن راه خروج درد زیادی دارد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این تنها مشکل جنابعالی نیست. همان طور که در جواب یکی از کار بران محترم عرض شد ،این قصه روح بشر جدید است که برای هرکس به نوعی ظهور میکند و در این رابطه بنده در سال اخیر بیشتر از قبل با رفقایی که در این نحوه از حضور وارد شدهاند، روبرو شدهام. نه! قصه، قصه دیگری است و آن اینکه بنا است در جهانی بسی گشودهتر با هستی خود روبرو شویم، وگرنه در دل حرکات مذهبی و فعالیتهای دینی به بودنی که وسعت ما را با انسانیت انسانها یگانه کند، نمیرسیم. در این رابطه پیشنهاد اولیه بنده آن است که عرایض مطرحشده در سوره «صف» را دنبال بفرمایید و این شروعی است برای درک انسانیت گسترده انسانها تا همان کس و کسانی که نزدیکترینها به شما هستند و دورشان میپنداریم، به نحوی دیگر نزدیکی و نزدیکتربودنشان را بیابید. ما در این مرحله از انقلاب در جهانی دیگر باید حاضر شویم و اینجا است که بیش از آنکه شرایط را تغییر دهیم، باید در خودِ دیگری خود را حاضر کنیم. پیشنهاد بنده آن است که قسمت دوم مصاحبهای که با مجله «سوره» شد را دنبال بفرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/12424
به نظر بنده اگر رفقا از طریق انقلاب اسلامی وارد روحیه آخرالزمانی خود نشوند، بالاخره نوعی نیستانگاری که مخصوص این تاریخ است، به سراغ آنها میآید. پیشنهاد میشود در ماه رمضان به کتاب «تفسير انفسی سوره مرسلات و اشارههای قدسی» همراه با شرح صوتی آن رجوع شود.
https://lobolmizan.ir/book/1095?mark=%D9%85%D8%B1%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AA
موفق باشید
سلام: وقت بخیر استاد! استاد داشتم خطبه فدکیه رو مطالعه میکردم رسیدم به آخر داستان که حضرت زهرا سلام الله علیها از مسجد برگشتن خانه و با امام علی علیه السلام گفتگو هایی داشتن راستش من کسی نیستم که بخوام ایراد بگیرم ولی هر جور فکر میکنم نمیتونم گفته های حضرت زهرا به امام علی رو بپذیرم چون کلماتی بکار برده شده در معنی خیلی تند و یه جورای طعنه زدن به امام و برداشت نوعی تعلل کردن از امام رو میرسونه اصل خطبه که کاملن مشخصه ولی همون آخرش رو اگه لطف کنید تبیین کنید. ممنون میشم خدا خیرتون بده.🌹
باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب خود تحت عنوان «زندگانی فاطمۀ زهرا «سلاماللهعلیها» دقیقاً همین اشکال را مطرح میکنند و میفرمایند این قسمت به احتمال زیاد، ساختگی باشد زیرا آن کسی که این قسمت را جعل کرده است متوجه نبوده حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» در خانه، خطبه نمیخوانند. در حالیکه جملاتی که از حضرت با همسرشان در خانه نقل شده است، همان حالت سجعگونه خطبهای را دارد که در مسجد مدینه نقل کردهاند. علاوه بر این اساساً فضای سخن، فضایی نیست که بتوان آن را به حضرت زهرای مرضیه «سلاماللهعلیها» نسبت داد. موفق باشید
با سلام و وقت بخیر: استاد عزیز! سالهاست که منتظر فرزندیم؛ مشکل اینجاست که به هیچ وجه نمیتوانم از این تصمیم خدا راضی باشم و از این نارضایتیِ خودم، سخت دلگیرم! میتوان گفت در برزخی هستم که هم از خودم و هم از خدا ناراحتم! تمام زندگی ام شده گله از خدا و بعد استغفار از او.... اوضاع بدیست، نه؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال فراموش نکنید زیباییِ زندگی به راضیبودن به تقدیر الهی است و اینکه متوجه باشیم اگر راهی را در مقابل خود گشوده نمییابیم، حضرت ربّ العالمین راههای دیگری را برای ما مقدّر کرده است؛ چرا بنا داریم ما بر خدا، خدایی کنیم؟ راههایی مثل خدمت به مردم و تعمق در معارف الهی و وارستگی و صبر و شکیبایی، راههای کمی نیست!! موفق باشید
سلام: آیا کشتن بی گناهان در سیستان و بلوچستان توسط نظام را تایید می کنید؟ درین صورت چگونه از نظامی که دستش به خون آلوده است دفاع می کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: جریان چیز دیگری است. باید مردم درسیستان و بلوچستان مواظب باشند عده ای آن ها را در جبهه اینترنشنال مقابل نظام مقدس اسلامی قرار ندهند و عده ای گمان کنند میتوانند علاوه بر تسخیر فرمانداری و آتشزدن آن، به کلانتری حمله کنند و اسلحهها را در اختیار بگیرند و کلانتری هم به آنها خوشآمد بگوید. البته طبیعی است که در این نوع اغتشاشات و دفاعی که نیروهای انتظامی ضرورتاً باید انجام دهند، ممکن است عدهای نیز بیگناه به جهت فضایی که اغتشاشگران و تجزیهطلبان ایجاد کردهاند؛ کشته شوند و سهل انگاری صورت گرفته باشد که در این رابطه مقام معظم رهبری به جناب آقای حاج علیاکبری مأموریت دادند موضوع بررسی شود و بیگناهان شهید به حساب آیند. موفق باشید
سلام علیکم آقای طاهرزاده: ای کاش پیام منو رو توی گروه نمیگذاشتید چون من فقط با شما خواستم در میان بگذارم، استاد خواهش میکنم بخاطر خدا برایم دعا کنید چشم و گوشم کر نماند. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءالله نتایج کامل از فعالیتهای خود بگیرید. وقتی کار بر محترم ایمیل خود را نداده چگونه جواب سؤال او را بدهیم؟ موفق باشید
المنه لله که در میکده باز است. بازخوانی هویت دینی و ملی. محضر طربناک استاد سلام و احترام: کدام اگزیستانسیالیسم؟ اگزیستانسیالیسم ژان پل سارتر یا اگزیستاسیالیسم جناب هایدگر؟ و اگر اگزیستانسیالیسم حقیقی تفکر جناب هایدگر است، پس چرا ایشان خود را یک رهرو اگزیستانسیالیسم نمیداند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا آقای ژانپلسارتر این عنوان را برای خود انتخاب کرده و مدعی بوده آن را از هایدگر گرفته. در حالیکه هایدگر معتقد است سارتر هیچ مطلبی از فلسفه هایدگر را متوجه نشده. و بدین لحاظ سعی دارد از سارتر فاصله بگیرد. موفق باشید
با سلام و عرض ادب استاد گرامی: استاد ارجمند سؤالی از محضرتان داشتم؛ ما که در زیارت جامعه عرضه می داریم: «وَ أَنَّ أَرْواحَكُمْ وَ نُورَكُمْ وَ طِينَتَكُمْ واحِدَةٌ، طابَتْ وَطَهُرَتْ بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ» اینکه بزرگان می فرمایند اصحاب خمسه علیهم السلام، افضل از دیگر ائمه علیهم السلام هستند، و غیر از اصحاب خمسه علیهم السلام، امام زمان (عج) افضل از اجداد مطهرینشان علیهم السلام هستند، می تواند معنای این فراز «طابَتْ وَطَهُرَتْ بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ» باشد؟ و اینکه افضلیتشان به چه وجهی اشاره دارد؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً همینطور است که ائمه «علیهمالسلام» در مواجهه با شرایط تاریخی که در آن حاضر بودند بعضاً امکان ظهور کمالات باطنی آنها بیشتر فراهم میشد و از این جهت بعضی نسبت به بعضی دیگر در رابطه با هدایت مردمان، فرصت راهنمایی بهتری داشتهاند وگرنه از نظر مقام غیبی، همه در نور واحد انسانیت مطلق هستند. موفق باشید
با عرض سلام خدمت شما استاد گرامی و عزیز: فرمایشات شما، چه کتابهای شما و چه صوتهای شما، حاوی نکات ارزنده ای میباشد. شما سعی کرده اید مطالب را به زبان ساده بیان بفرمایید. بنده مطالبی را که فرموده اید تا حدود بسیار زیادی برای من قابل فهم است. اما من مشکلی دارم و آن اینکه ذهن من نسبت به مسائلی که فرموده اید، سوالات زیادی پیش میآورد که مانع سلوک من میشود. از طرف دیگر من توانایی علم فلسفه را ندارم. به نظر شما من باید چکار کنم؟ لطفاً راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید مباحث قرآنی با آن نوع جامعیت و روحانیتی که دارد، زمینههای خوبی برای عقلمندی در عین قدسیبودن را به روح و جان انسان عطا میکند. امری که مرحوم علامه طباطبایی در این رابطه با ما در میان گذاشتهاند. پیشنهاد بنده آن است که با دنبالکردن صوت مباحثی که در رابطه با سورههای روم و عنکبوت و زمر و صافات و آلعمران است وإنشاءالله به نتایج خوبی خواهید رسید. موفق باشید
با سلام: لفظ مجرد را آیا میتوان درباره غیب الغیوب اطلاق کرد یا نه؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر موجودی که محدودیت ماده را نداشته باشد در حیطه موجودات مجرد قرار میگیرد و البته چون تجرد، امری است وجودی، دارای شدت و ضعف است و حضرت حق در تجرد در مقام اطلاق قرار دارند. موفق باشید
سلام بر شما: ببخشید درباره موضوع «توفیق» سؤال داشتم. اگر خداوند متعال به انسان توفیق عمل خیری را ندهد، انسان نمیتواند آن خیر را انجام بدهد و اگر توفیق ترک پلیدی و عصیان را هم ندهد باز انسان موفق به ترک معصیت نمیشود. راجع به این سؤالاتی دارم: عمل کردن به علمی که انسان دارد به نظر بنده حقیر چیز بسیار مهمی ست همانگونه که از علما رسیده: «استادِ تو علم توست»؛ ولی عمل به این علم ناچیزی هم که دارم باز بسیار محال و دور از حال حاضر بنده است. واقعا انسان باید چه کاری انجام دهد تا توفیق عمل به علم را بدست آورد؟ بالاخره همه ما یکسری چیزها را میدانیم مثلا اینکه نماز اول وقت با شرایط بخوانیم و درس و مطالعه مفید داشته باشیم و در فضای انقلاب اسلامی فعالیت جهادی و ایثارمحور داشته باشیم و... اینها را میدانیم ولی اگر آن توفیق عمل باشد همه اینها را میتوانیم انجام بدهیم و اگر نباشد... گاهی اوقات حس میکنم که الان خیلی علاقه دارم به یک انسان ترازی در دینداری تبدیل بشوم و تا انتهای روز هم سعی میکنم تمام پارامتر هایی که میدانم را رعایت کنم اما باز فردا روز از نو... آیا برای این توفیق صبری زیاد لازم است یا نیت درست و صحیح باید داشته باشم و یا چیز دیگری که آن را نمیدانم. ممنون از راهنمایی تان با تشکر🌹
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه فرمود: «تو پای در راه نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». امیدواری به مدد الهی و توکل به مدیریت او، کمک میکند تا به لطف الهی توفیق عمل حاصل شود. موفق باشید
سلام و عرض ادب استاد گرامی: آیا کتاب درمان با عرفان وین دایر را مطالعه فرموده اید؟ نظرتان در مورد این شخص و این کتاب چیست؟ فارغ از ارجاع فوق، سوالم اینست ک چرا برخی افراد، به اشراقات معرفت النفس نزدیکتر هستند و حضور نفس خویش و معرفت به آن را بهتر از دیگر افراد، ادراک میکنند؟ فارغ از اینکه معارف شیعی نصیبشان شده باشد یا در آمریکا و بدون هیچ زمینه دینی، زندگی کنند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آن کتاب و آن شخص را نمیشناسم. ۲. حتماً میدانید که استعدادها مختلف است بعضی سالک مجذوباند یعنی باید راه بیفتند تا به نتایج عالیه در نهایت برسند بدین معنا که اول کوشش است و آنگاه کشش و بعضی مجذوب سالکاند، بدین معنا که از همان ابتدا صفایی در درون آنها هست و باید با عبادات و تلاشهای دینی سعی کنند آن را برای خود نگه دارند. یعنی اول کشش است و آنگاه کوشش. موفق باشید
سلام و احترام خدمت حضرت استاد: ببخشید میخواستم بدونم سیر مطالعاتی که پیشنهاد میدید و دارید شامل چه کتابهایی است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید سیر مطالعاتی که روی سایت هست برای شروع، خوب باشد https://lobolmizan.ir/page/seyr . موفق باشید
با سلام: منابع ما برای فراگیری علم هرمنوتیک چه چیزهایی باشد؟ با تشکر 🌹
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرمنوتیک، علم جدیدی است و با حساسیتی خاص میتوان از آن نسبت به متون تاریخی و رخدادهای تاریخی بهرهمند شد. در این مورد آثار گادامر آثار خوبی است. از جمله اساتیدی که در رابطه با هرمنوتیک مطالبی داشتهاند، جناب آقای دکتر محمود خاتمی میباشند که خوب است به صوت مباحث ایشان رجوع فرمایید. موفق باشید
