بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
38889
متن پرسش

سلام استاد: ناظر به پرسش قبلی این متن را هم تقدیم می کنم و ما را از نظر مبارک تان مستفیض بفرمایید. ✍ عنوان: جایگاه تاریخیِ انقلاب اسلامی و آینده ی توحیدی و تمدنی آن 🔹اسلام به خاطر توحید همه جانبه و عمیق و حکمت دقیقی که دارد، در مواجهه با پدیده های تاریخی که عقبه ی صد ها ساله و هزاران ساله دارند و در تار و پود زندگی و تاریخ جوامع تنیده شده اند، رویکردی خاص را اتخاذ می کند‌. نمونه اش پدیده های برده داری و چند همسری. 🔸اسلام چون گشودگی دارد و معاصریت را می شناسد و سخت از بی خردی و بی تاریخی و تحجر و دگماتیسم فاصله دارد، در ابتدای کار هیچ وقت با این پدیده ها برخورد حذفی نکرد و حتی خودش را هم از جامعه حذف نکرد و غار نشینی پیشه نکرد. 🔹 بلکه با حضوری حکیمانه و سترگ آن ها را اصلاح کرد و به آن ها جهتی توحیدی و انسانی داد. به تعبیر دیگر با نفوذی خاص از بنیاد این پدیده ها تجلی کرد و مهارشان را در کف گرفت و به سمت و سویی قدسی و انسانی هدایت کرد. (جالب است امروز کسانی که دم از آزادی و ضدیت با تحجر و دگماتیسم می زنند، به اسلام اعتراض می کنند که چرا برده داری و...را به یکباره حذف و حرام نکرد!!) 🔸امروز هم انقلاب اسلامی که قطار توحیدی است که از آدم علیه السلام شروع شده و در ذات خودش تجلی توحید در این زمانه و تاریخ است، با جهان مدرن و پدیده های تاریخ تجدد رو در رو است. به این معنا انقلاب اسلامی یک پدیده ی مدرن است. ولی به قول جناب دکتر داوری اردکانی: «انقلاب اسلامی در وضع خاصی واقع شده و در همین وضع باید مورد نظر قرار گیرد؛ به شرط آنکه گمان نشود که انقلاب معلول و حاصل این وضع است»! مسأله ای که برخی گرفتار شدند و پنداشتند که انقلاب اسلامی بسط مدرنیته است. 🔹 لذا انقلاب همچون عقابی که در حال فرود آمدن به زمین است و بال های خودش را گشوده، با پدیده هایی در زمین و زمان و جهان کنونی روبرو است. 🔸 حال پرسش سترگ این است که پدیده توحیدیِ انقلاب اسلامی که در حال نزول و فرود آمدن است، می خواهد با جهان مدرن چه کند؟ و چگونه توحید را در جهان کنونی محقق کند؟! با دموکراسی، تکنولوژی، علوم تجربی، ساختارهای مدرن و...چه خواهد کرد؟ 🔹 انقلاب نه به فکر حذف پدیده‌های جهان مدرن است و نه به فکر حذف خودش از این جهان و خالی کردن میدان. چون نه ممکن است و نه معقول. 🔸 انقلاب به دنبال اصلاح جهان مدرن است. و می خواهد با تجلیِ خاصی از بنیاد این پدیده ها، جهت آن ها را در کف گرفته و به سمت و سویی الهی اصلاح و هدایت کند. این است «جایگاه تاریخی» انقلاب اسلامی. تا کنون چه اتفاقاتی افتاده؟ 🔹 دموکراسی غربی شد جمهوری اسلامی و مردم سالاری دینی. یعنی نه نقش مردم حذف شد و نه امیال مردم تماماً میدان دار شد! (اگر روزی دیدید روشنفکرانی در این کشور، از غم و غصه ی این پدیده دق مرگ شدند تعجب نکنید!) 🔸 لذا استکبار و روشنفکران غرب پرست حیران و سرگردان مانده اند که با این پدیده ی جمهوری اسلامی چه کنند. چون جمهوریتش مانع شده که او را متهم به دیکتاتوری و استبداد کند، و اسلامیتش مانع شده که کفر و شرک و استکبار و نیهیلیسم او به تمامه در ایران جاری شود! 💥 حال پرسش این است که در ادامه انقلاب اسلامی، تحقق توحید و ایجاد سبک زندگی موحدانه چگونه امکان پذیر است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است که می‌فرمایید که از یک طرف ما در جهان جدید با نظمی روبرو هستیم که همراه است با توسعه یافتگی و از طرفی نظام دانایی جهان آمریکایی محتاج اندیشه فلسفی دیگری است که از یک طرف در آن نظم حاضر باشیم و از طرف دیگر در آن نظام فلسفی که ابعاد قدسی انسان را مد نظر دارد انسان خود را معنا کند. نظام داناییِ دوره‌ای که باید در آن باشیم نمی‌تواند از علم  و فناوری غفلت کند، در عین آنکه این انسان باید در احساس بودن خود به عنوان بودنی تاریخی علم و فناوری را مد نظر داشته باشد، تا نه از نظم بشر جدید و جهان مدرن بیرون باشد و نه گرفتار جهان بی روح آمریکایی گردد، اینجاست که باز آینده و باز حضوری دیگر.
به نظر بنده هر اندازه نسبت به جهان مدرن و روح آمریکایی به عنوان نهایت جهان مدرن، بیندیشیم نتیجه خواهیم گرفت. به گفته فوکو باید آنچه آمریکا را آمریکا کرده است تبارشناسی شود. در آن صورت است که ما می‌توانیم خود را در این جهان در عین هویت و حضور آخرالزمانی حاضر کنیم و ادامه دهیم، هرچند با کسانی روبرو هستیم که به معنی حضوری غیر از حضور ایرانی دلبسته‌اند، نظم جهان جدید برایشان معنا ندارد و نمی‌توانند نسبتی با مردم غزه و فلسطین و لبنان به عنوان بودنی که بودن ما است برقرار کنند ولی این ما هستیم و سبکی که از طریق انقلاب اسلامی در این تاریخ پیش آمده.
با توجه به آنچه می‌فرمایید آری! اگر مدرنیته وضعی است تاریخی و جهانی، و از این جهت امکان عبور از آن نیست؛ پس باید متوجه باشیم که می‌توانیم آن وضع تاریخی را از آنِ خود کنیم ولی در بستر وضعیت تاریخی خود، بدون آن‌که لازم باشد وابسته به جهان مدرن باشیم و استقلال خود را از دست بدهیم. و این با نظر به آرمان‌گراییِ انقلاب اسلامی و با نظر به افقی که آن انقلاب مقابل ما می‌گشاید ممکن است، از آن جهت آن «حضور» در واقع حضور در تاریخی است که موجب تجدید عهد ما با سنت تاریخی‌مان می‌شود ولی با خلق زبانی جدید و در بستر گفتمان و دیالوگ. موفق باشید        
 

38375

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: در بحث عالم داشتن و عالم دینی و... سوال پیش می آید که چگونه می‌شود وارد عالم دینی شد؟ اینجا هست که بحث ناارادگی و انس و انتظار و وارستگی مطرح می‌شود در جزوه انقلاب اسلامی انتظار و وارستگی این بحث را به میان آورده اید ولی احساس می‌کنم بحث وارستگی و ناارادگی بیشتر از این ها جای کار دارد لطفا راهنمایی بکنید چطور می‌شود در این مبحث قدمی برداشت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید عرایضی که در شرح غزل اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی پیش آمد، راه‌گشا باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/17543. موفق باشید

36089

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز: دلمان هوای غزه کرده و کمک به مجاهدین اسلام. آیا راهی دارد برای رفتن و اگر راهی نیست چه کنیم؟ ضمنا حداقل می توانیم کمک مالی نماییم به صورت زیر: (سلام امروز روزیه که باید دست ولی مقتدر خدا رو پرکنیم جنگ پول لازم داره توی سایت آقا قسمت وجوهات https://www.leader.ir/fa/monies توی عنوان کمک ها رو انتخاب کنید و زیر عنوان کمک به غزه رو انتخاب کنید هرچقدر توان دارید پول بریزید، شده هزارتومن امروز باید سطل آبو بریزیم روی اسرائیل ساده نگذرید از ماجرا)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد خوبی است. شایسته است که رفقا مدّ نظر قرار دهند. موفق باشید

35981

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و قبولی طاعات و عباداتتان. استاد می‌خواستم نظرتان را در مورد قمر در عقرب و سعد و نحس ایام بپرسم با توجه به دو یاداشت زیر که اولی از قول علامه حسن زاده می‌فرمایند و دومی استاد شریفی از قول حضرت علی می‌خواستم بدانم چقدر صحت دارد و واقعا اگه کسی رعایت نکند برایش اتفاقی می‌افتد؟ #تقویم_قمر_در_عقرب_١۴٠٢: طبق نظر علامه حسن زاده رحمت الله علیه، نظر بهتر و موثق تر، محاسبه قمر در عقرب بر اساس صورت فلکی عقرب است (عکس سمت چپ) و نه برج عقرب. اگر چه که بهتر است در هر دو مدت (یعنی هم بر اساس صورت فلکی عقرب و هم برج عقرب) برای انجام امور مهم احتیاط شود و انجام نگیرند و در صورت ضرورت، با راهکارهایی که در پادکست بالا بیان شده است به آنها پرداخته شود. @Aminikhaah(یاداشت اول) قمر در عقرب در منابع اسلامی 🖊احمدحسین شریفی . بخش دوم: مواجهة امیرمؤمنان با قمر در عقرب: ابن ابی‌الحدید می‌گوید در یکی از جنگ‌ها، منجمی به نزد امیرمؤمنان آمد و عرض کرد که: «لا تحاربهم اليوم فإن القمر في العقرب؛ امروز به جنگ نرو؛ زیرا قمر در عقرب است!» آن حضرت در پاسخ فرمود: «قمرنا أم قمرهم؛ قمر ما در عقرب است یا قمر آنها؟!» یعنی اگر جنگ به هنگام قمر در عقرب شوم است و موجب شکست می‌شود، طبیعتاً هر دو گروه متخاصم که شکست نمی‌خورند، شکست یکی مساوی پیروزی دیگری است. حال اینکه می‌گویی قمر در عقرب است و جنگ سرنوشت خوبی ندارد، این قمر در عقرب بودن برای ما عاقبت خوبی ندارد یا برای آنها؟ یا اینکه قمر ما در عقرب است! و قمر آنها در منزلی دیگر؟!! «و قيل لعلي ع لا تحاربهم اليوم فإن القمر في العقرب فقال قمرنا أم قمرهم.» این برخورد حضرت نشان می‌دهد که اموری مثل قمر در عقرب یا هیچ ارتباطی با تصمیمات و انتخاب‌های ما ندارند یا اگر هم احیاناً تأثیری داشته باشند، آنقدر دور و ضعیف است که قابل اعتنا نیست. و نهایتاً همانطور که معصومان علیهم السلام فرموده‌اند، اگر کسی تحت تأثیر فرهنگ عمومی، تبلیغات یا هر چیز دیگری از نظر روحی و ذهنی احتمال چنین تأثیری را می‌دهد، با صدقه‌ دادن و توسل و توکل، نگرانی ذهنی خود را برطرف کند و کاری را که تصمیم به انجامش گرفته است را بدون هیچ نگرانی و دل‌شوره‌ای انجام دهد.  @Ahmadhoseinsharifi 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکته خوبی در رابطه با سخن حضرت علی «علیه‌السلام» اشاره فرمودید. مرحوم شهید مطهری نیز همین موضوع را به میان می‌آورند و عملاً قضیه ورود در این نوع مباحث در علم نجوم را نفی می‌کنند و روایات مربوط به آن را نیز ضعیف می‌دانند و نتیجه‌گیری آخری که شده است، نتیجه‌گیری خوبی است. موفق باشید

35389
متن پرسش

باسلام .
توجه به تشکیک درابعاد شخصیت «شهید» قاسم سلیمانی، با سردار قاسم سلیمانی (زمان حیاتشان)
 در تورق متون اهل اندیشه و حقیقت جویان تمام اعصار تاریخ متوجه می‌شویم هرکسی در تلاش و جان کندن در بیان چیزی است، بسی آشکار و اما به غایت پنهان! شاید اگر، این تجربه اشراقی در نزد هر انسان در خصوص این «گمگشته، آشکار» نبود، در حـــوزه تحلیل عقل جزوی، تا به امروز بحکم ارتفاع نقیضین، رد شده بود، اما آنچه شاهد آنیم از این حکایت می‌کند که وجه اشتراک امروزه در میان تمام انسان ها از کودک و بزرگ و از عام و خاص و از بازاری و دانشگاهی! از انقلابی و ضد انقلابی اش! همه و همه.... به نوعی این است، ما بدنبال چیزی هستیم، و آن چیزی پنهان است، اما مگر پنهان را می‌شود جست؟ همین سودای جستن است که آشکاری اش را آشکار می‌کند، گویی هر چیز که در طلب آنیم فی مدت معلوم، هنر سرپوش گذاشتن بر این طلــــبِ «آشکارِ ناپیدا» را دارد، گویی کودکم نیز از جُستن وسیله برای بازی کودکانه اش و آنچه یافته برای مدت کوتاهی راضی می‌شود، حس عدم رضایت از این سخن می‌گویم. اما من نیز نمی‌دانم که گفتنم در بیان آنچه می‌خواهم بگویم کافی است؟ بشخصه به نوشته و گفته های مدتی قبل خود رجوع می‌کنم و چون می‌خوانم به شنونده و خواننده خود حق می‌دهم نفهمد! من خود نیز بعد مدتی با گفته و نوشته خود بیگانه ام، گویی این نوسان پنهانی و آشکاری، چنین حکمی دارد. آنچه برای من در بطن و پوشیدگی است، برای امام عصر، آشکار است، گویی برای ایشان بطن معنی ندارد، هرچیز با باطن در نزد ایشان ظاهر و آشکار است، به دغدغه طاهرزاده ها و داوری ها می‌نگرم، دغدغه‌ معاصر سازی فلسفه، به عینی سازی دین، به حضور امام همچو خورشید پنهان در پشت ابرها، به فعالیت های فرهنگی که پوچ نشده، به نیچه فکرمی‌کنم که به هرکسی که این آشکار را پنهان تر می‌کند یورش می‌برد به مولانا در غزل ۵۸ دیوان شمس به زیبایی سخنش. «رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را /  فروبرید ساعدها برای خوب کنعان را» به زنانی که بر زلیخا ایراد می‌کردند، گویا توهم داشتند که وجه پنهان یوسف را آشکار دیده اند چیزی نیست! و زلیخا در این مهمانی، طرح مسأله از نو دارد. گویی مدعان آشکاری، نیز چونان زنان مصراند و زلیخا، نماد مبین این وضعیت متضاد. آیا ما نیز ساعد و دست خود را از محو جمال پنهان یوسفی بریده ایم؟ یا هنوز در حال ایرادگیری بر زلیخاییم؟ «هــلایاران کــه بـخت آمد گه ایثار رَخت آمد» «سلیمانی به تخت آمد برای عزل شیطان را» «بِـجَه از جـا چه می‌آیی؟ چرا بی‌دست و بی‌پایی؟» «نمی‌دانی؟ ز هدهد جُو، ره قصر سلیمان را». می‌گوید منتظر چه هستی؟ اگر نمی‌دانی چرا از هدهد، نمی‌پرسی؟ کجا می‌شود سلیمان را، حقیقت را، شکست شیطان را «با ظاهریت، در عین پنهایت» اش، یافت؟ کجا می‌شود شیطان معاصر، را دید؟ کجا می‌شود یوسف را دید؟ گویا در این عصر آخرالزمانی «پوشیدگی و آشکاری» در هم تنیده اند! پس چه کنیم؟ که را بنگریم؟ این مراحل کجا با مصداقش آشکار می‌شود؟ مصداق حقیقت چیست؟ کیست؟ هدهد معاصر کیست؟ چه می‌گوید؟ می‌گوید أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ، من به چیزی احاطه دارم که شما بدان احاطه ندارید!! معاصران غرب و شرق امروز سجده می‌کنند اما به شمس سجده دارند! به چیزی نورانی که همه چیزها از آن ارتزاق ظاهری دارد، گزافه نیست بگویم اگر ظهور اسلام نبود اکنون انسان خورشید پرست بود! و گزافه نیست اگر بگویم امروز بشر خورشید پرست است. انسانی که تا دندان خود را مستأصل انرژی کرده البته به خورشید و شمس اینگونه نگاهی دارد حال چه گفت سلیمانی ما در حیاتش؟ راه مبارزه با آمریکا (غرب و شرق و ظلمات و خورشید پرستی) و حمایت از جمهوری اسلامی و مسلمانان تحت ستم استکبار، تحت پرچم «ولیّ‌فقیه» است. من با عقل ناقص خود می‌دیدم برخی خنّاسان سعی داشتند و دارند که مراجع و علما مؤثر در جامعه را با سخنان خود و حالت حق به جانبی به سکوت و ملاحظه بکشانند و گفت «برادران و خواهرانم! جهان اسلام پیوسته نیازمند رهبری است؛ رهبری متصل و منصوب شرعی و فقهی به معصوم. خوب می‌دانید منزّه‌ترین عالِم دین که جهان را تکان داد و اسلام را احیا کرد، یعنی خمینی بزرگ و پاک ما، ولایت فقیه را تنها نسخه نجات بخش این امت قرار داد؛ لذا چه شما که به عنوان شیعه به آن اعتقاد دینی دارید و چه شما که به عنوان سنّی اعتقاد عقلی دارید، بدانید [باید] به دور از هرگونه اختلاف، برای نجات اسلام خیمه ولایت را رها نکنید. خیمه، خیمه رسول الله است. اساس دشمنی جهان با جمهوری اسلامی، آتش زدن و ویران کردن این خیمه است. دور آن بچرخید. والله والله والله این خیمه اگر آسیب دید، بیت الله الحرام و مدینه حرم رسول الله و نجف، کربلا، کاظمین، سامرا و مشهد باقی نمی ماند؛ قرآن آسیب می بیند.» بله مصداق سادهء این حیرت پیچ در پیچ که هیچ کس نتوانست بگوید را حاج قاسم ها نشان دادند! الگو این است، آنچه ما احاطه نداریم و او دارد، آنکس که قبل‌تر از ماها متوجه خورشید پرستان‌اند. شما سخن بگویید جناب طاهرزاده! شما که زبانتان بحول و خواست الهی قدرت بیان این سهل ممتنع را دارد، شما که ارزش سلیمانی‌ها را گفتید! شما که با فراهم سازی مهمانی «لب المیزان» باعث بریدن دست ما از ظهور این جمال شدید.

 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و باز همچنان با هزاران راهِ نرفته روبرو هستیم تا آرام‌آرام بیابیم ظاهرگرایی به هر شکلی که باشد نوعی توقف و درجازدن است، چه ظاهرگراییِ مقدسان نادان که در دیروزشان متوقف‌اند و چه ظاهرگراییِ غرب‌زدگان که «اکنون‌زده‌اند» و در امروزشان متوقف می‌باشند؛ هر دویِ آن‌ها نفهمیدند که نمی‌توان دل به زیباییِ یوسف نبست. یوسفی که همه زندگی را زیبا می‌کند و جهان ظاهر را به باطن و جهان باطن را به ظاهر پیوند می‌دهد و این همان «ولایت فقیه» به معنی واقعی آن، که دوست‌داشتنی‌ترین حضور را به ما در این تاریخ عطا می‌کند تا با حضور در«جهانی بین دو جهان» بنا به اشاره جنابعالی، متوجه باشیم «سلیمانی به تخت آمد برای عزل شیطان را». و شهید سلیمانیِ ما این را به خوبی متوجه شد و سلطان دل‌ها گشت.
 دوست‌داشتنی‌ترین حضور در دشتی که همچنان باید رفت تا هر لحظه شدیّتِ وجود خود را احساس کنیم، و باز همچنان باید رفت تا معنای حضور در آینده مقدسی که با انقلاب اسلامی پیش آمده است را بیش از پیش احساس نماییم. موفق باشید    

 

35025
متن پرسش

سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد مطالعه کتابهای دکتر داوری و مواجه شدن با دردِ پوچی زمانه و توسعه‌نیافتگی، به شدت ما را رنجور و خسته کرده. جوان‌های باصفایی که با این نگرش مواجه می‌شوند، گویی خود را در بن‌بستی بی‌فرار می‌یابند، آزرده می‌شوند و حتی متوقف می‌شوند. در جلسه سوم «دیدار آوینی» که تشریف آوردید فرمودید همان طور که همه‌ی شما حاج قاسم هستید، همه‌ی شما یک نیچه در وجود خود دارید. لطفا کمک کنید که چگونه از درد پوچی که نیچه با آن روبرو شد به افق پرامید حاج قاسم برسیم؟ در ادامه متنی که در مواجهه با این درد به قلمم جاری شد، خدمتتان ارسال می‌کنم. لطفاً ما را راهنمایی کنید.

 پوچی، درد فراگیر زمانه است اما مواجهه با این درد، این رنج جانکاه، همیشه یکسان نیست؛ بیشترِ مردم آن را همچون مشکلی لاینحل و عمومی می‌نگرند، از آن گریزی نمی‌بینند و همچون بیماری که پزشکان از درمان او اعلام عجز کرده‌اند، تلاش می‌کنند. چند روز باقی‌مانده از حیاتشان را در غفلت از بیماری‌ در خوشی بگذرانند، به «روزمرّگی» و «روز- مرگی» رضایت می‌دهند. اما کسانی هم هستند که به دنبال شفایافتن‌اند، نه تنها برای خود که برای زمانه‌ی خود، گویی می‌خواهند و امیددارند که نه به نحوی صرفاً فردی، به نحوی تاریخی، با اپیدمی پوچی مبارزه کنند و خود را در قامت مصلحان بزرگ تاریخ تعریف می‌کنند، می‌شود ذیل گام بزرگی که امام خمینی در مبارزه با روحِ به نیستی رضایت‌داده‌ی زمانه قدم برداشت، سلوک کرد. می‌شود در دشت وسیعی که او برای ما راه به سوی او گشوده، قدم برداشت و افق روشن عصر ظهور را در آن ترسیم کرد. آری! اگر خمینی نیستم، بی‌خمینی هم نیستم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعاً قضیه چنین است که بخواهیم و یا نخواهیم ما در این تاریخ، انسانی هستیم که تنها خود را در خود جستجو می‌کنیم و این آغاز طوفانی است که نه می‌توان از آن رهایی یافت و نه می‌توان آن را آرام کرد. تنها و تنها می‌توان خود را در ابعادی بسی متعالی، ولی در درون خود جستجو نمود و نگهبانِ «وجودِ» خود شد، آن‌هم وجودی که نسبتی با وجود مطلق دارد و وجود مطلقی که در صحنه‌های تاریخی به سراغ ما می‌آید، و این تازه اول ماجرا است. زیرا در موقعیتی قرار می‌گیریم که معلوم نیست چه موقعیتی است و هیچ تعریفی از آن نمی‌توانیم داشته باشیم از آن جهت که «وجود»، چیزی نیست که انسان بتواند در کنار آن قرار گیرد و چیزی نیست کنار چیزها. و این‌جا است که با جناب حافظ همراه می‌شویم که ندا سر داد: «چو بید بر سر ایمان خویش می‌لرزم». به این نکته نیز خوب است فکر کنیم که فرموده‌اند: «در همه سنت‌های حکمی فلسفی گونه‌ای جهت‌گیری به سوی درک واقعیت ناب که اغلب  نامِ «حقیقت» بر آن نهاده‌اند، وجود دارد. اما بر اساس موقف نیهیلیسم، اگر این جهت‌گیری نام و تعریف و توصیفی نهایی پیدا کرد، دیگر «حقیقت» نیست.» و باز: «چو بید بر سر ایمان خویش می‌لرزم». آیا این همان گزارشی نیست که رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در مناجات با حضرت ربّ العالمین به میان آوردند و عرضه داشتند: «ما عرفناک حقّ معرفتک»؟! و این به همان معناست که فرمودند: «اگر این جهت‌گیری نام و تعریف و توصیفی نهایی پیدا کرد، دیگر «حقیقت» نیست.» موفق باشید   

34901

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

حضرت استاد سلام الله علیکم: طاعات و عبادات تان قبول. با تشکر و سپاس، من پاسخ پرسش شماره 34886 را در این بخش از فرمایش حضرتعالی یافتم که بیان فرمودید: «هرگز ربوبیت حضرت حق بدون فاتحة الکتاب نمی‌شود. از آن جهت که عبد با ظهور عبودیت خود در نماز، انوار خلیفه اللهی خدا را به نمایش می‌گذارد، تا خداوند در درک حضور خود در جامعیت باشد. هم درک حضور خود در خود، و هم درک حضور خود در اسماء و انوار تفصیلی اش.» و از اینکه دریچه دیگری را در موضوع «فقیر الی الله»، به رویم گشودید، سپاسگزارم. «هیچ اگر سایه پذیرد منم آن سایه هیچ» التماس دعای فراوان در سحرهای خاص دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله به گفته جناب مولوی با توجه به آن‌که فرموده‌اید:

عاشق شده ای، ای دل سودات مبارک باد... از جا و مکان رستی، آنجات مبارک باد

از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور.... تا مُلک و مَلَک گویند، تنهات مبارک باد

ای پیشرو مردی، امروز تو برخوردی.... ای زاهد فردایی فردات مبارک باد

کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد.... حلوا شده ای کلی حلوات مبارک باد

در خانقه سینه غوغاست فقیران را.... ای سینه بی‌کینه غوغات مبارک باد

این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد.... دریاش همی‌ گوید دریات مبارک باد

ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد.... ای طالب بالایی بالات مبارک باد

ای جان پسندیده جوییده و کوشیده.... پرهات بروییده پرهات مبارک باد

خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی.... کالای عجب بردی کالات مبارک باد

موفق باشید

34879

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز. بنده حدود ۴ سالی هست که طلبه شده ام هنوز مشکلی احساس نمی کنم لکن می بینم که طلاب دچار رخوت شده اند برخی از اساتید معتقدند اینها اهل هدف و تلاش نبوده اند لکن چه بسیار طلابی بوده اند که بسیار پرشور و تلاش و هدف بوده اند اما به تدریج دیگر حوصله ی این دروس را ندارند تا اینکه مطلع گشتم که عیب از بودن در عالمی غیر از عالم اسلام است و مشکلات پیشرو از این مسئله نشات گرفته است و تا این صفحه تغییر نکند بسیاری از سوالات پیش می آید حقیر جزوه (عالم طلبگی) شما را خوانده ام اما هنوز به برنامه ای روشن و دست یافتی برای خروج از عالم غیر دینی نرسیده ام قدم هایی که متاسب با ما باشد و قابل حصول فکر می‌کنم رفع مشکل مذکور اهمیت بیشتری دارد تا پرداختن به دروس حوزوی. حداقل با لحاظ تقدم رتبی راهی که در ذهن حقیر است بودن و انس با آثار جنابعالی است اگر این راه را تایید می کنید چه موضوعاتی از آثار شما برای این راه کمک کننده تر است و آثار چه شخصیت های دیگری را توصیه می کنید؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طلاب عزیز باید متوجه باشند ابعادی از انسان و بخصوص نسل جدید در میان است که تنها از طریق دین خدا وقتی به صورت حضوری با آن‌ها در میان گذارده شود، می‌توانند جان خود را ارضاء کنند. حال اگر در این رابطه، خود را رشد دهند می‌بینند که چه اندازه می‌توانند مفید باشند. لذا در کنار دروس رسمی حوزه، با رویکرد رسیدن به فهم عمیق قرآن و روایت، شخصیت خود را شکل می‌دهند. مباحثی مانند «معرفت نفس» را باید جدّی گرفت زیرا بشر جدید نیاز دارد تا نسبت به خود بازاندیشی کند. موفق باشید

34874

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: طاعات قبول. استاد داستان خلقت های بی نتیجه چیه؟ بارداری ناموفقی داشتم. هفت هفته دلم به جنینی خوش بود که گفتن جز کیسه آب چیزی نبوده!! ولی موقع سقط خودم دیدم تکه هایی که در رحم من خلق شده بود و بدون رسیدن به نتیجه دفع شد. هدف از خلقت این ها چیه؟ چه ایرادی به من مادر وارده؟ دلم می‌خواست از دید شما به قضیه نگاه کنم. خدا حفظتون کنه همیشه یاری گرم بودین بلطف الله

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست متأسفانه شرایط زندگی طبیعی نیست و طبیعت آن‌طور که شایسته است متعادل نمی‌باشد و همین است علتِ این نوع مشکلات. لذا حدّاقل باید تا می‌توانیم در زندگی از مسیر طبیعی آن کم‌تر فاصله بگیریم و البته با پیش‌آمدنِ چنین مشکلاتی خود را نبازیم و زندگی را همچنان ادامه دهیم. موفق باشید

34859

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیزم: استاد یک دسته از اقوام نزدیک ما کلا بی حجاب و بی اعتقاد هستن و اخیرا هم بیشتر این بی حیایی ها را نشان می‌دهند. مثال سیزده به در رسماً همه را برای ناهار دعوت کرده بودند باغ و اگه کسی روزه باشه یا حجاب داشته باشه بش گیر میدن که چرا هنوز تو حجاب داری و شعار زن آزادی را میدن و از این صحبتا. من واقعا دلتنگ این اقواممون هستم و دوست داشتم میدیدمشون اما با این اوصاف واقعا نمی‌دونم کار درست چیه؟ وقتی کسی به مقدسات ما توهین کنه و احکام خدا را به مسخره بگیره رفت آمد با آن اشخاص چه حکمی دارد؟ لطفا راهنماییم کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به هر حال نباید در جایی که گناهِ علنی صورت می‌گیرد، حاضر شد و در عین حال، قطع رابطه هم نباید کرد. موفق باشید

34586

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر شما که خداوند آدمی را جاودان آفرید در سرایی که نیاز به بقایش اهمیت دارد و انسان را از خاکی پاک آفرید سپس برایش نپسندید و او را در جسم روحانیِ باقی دوست داشت زیرا از همه نظر برای خانواده، دوستان و کسانی که با او کار دارند بهتر است و هم برای خود او و رحلت از دنیا را در اصل و اساس رحلتِ خروجِ بی نیازی در دنیا آفرید هرچند بسیاری بگونه های غیر اصیل از دنیا می‌روند. آنچه از رحلت از دنیا برای عموم فهم شده موت را نوعی نابودی می‌دانند! خیر انتقال است... و یا آن‌را جدایی می‌دانند که قطع به یقین جدایی نیست بلکه بیشتر بودن است اگر دنیا را اصل قرار ندهیم بلکه اصالتمان که سرای باقی است اصل قرار دهیم در این صورت موت یعنی بیشتر بودن. اگر بخواهید این مسئله را در مورد خودتان برای ما توضیح دهید تا ما بتوانیم ملموس تر آن را بفهمیم چگونه می شود؟ مثلا خب ما به شما علاقه داریم اما به هر حال همه ازین سرا خواهیم رفت منتهی شاید اگر شما جملاتی بفرمایید به ما و خودتان بلطف خدا کمک شده تا بالاخره بدانیم رابطه تمام نمی شود و زندگی ادامه دارد مگر می شود جلسات قرآن و غیره ای که دائما در قیامت تا برزخ و در نهایت به مسجد النبیاء می رسید که امری از جنس بقاست تمام شود زمانی که جلسه ای نورانی است؟! آن همه شنبه ها گرد هم آمدیم که جاودان تر شود و در همه روابط دیگر نیز...

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید با حضور در جلساتی که جان ما را از نظر معارف و معنویت فربه و فربه‌تر می‌کند، بعد از این دنیا حضورمان بیشتر می‌شود و با حضور بیشتر به شعفی جانانه و گسترده نایل می‌شویم به همان معنایی که فرمودند: «الدّنیا مزرعة الاخرة». موفق باشید

34583

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: کدام یک از دو بیان زیر صحیح یا صحیح تر هستند؟ ۱. مقام نوری معصومین علیهم السلام، روح العظمه که در روایتهای مربوط به مراتب قلب معصوم، عالی ترین مرتبه قلب معصوم شمرده شده است و مثل اعلای خداوند ( که در دو مورد در قرآن کریم آمده است) و باطن خلیفه الله الاعظم همگی یک حقیقت واحد هستند که به لحاظ مختلف اسامی گوناگون بر آن اطلاق شده است. ۲. مقام نوری انسان کامل، مرتبه عالیه همه اینهاست و بقیّه، شوون مختلف مقام نوری انسان کامل هستند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که از این دو جمله می‌فهمم نباید بین آن‌ها تفاوت قائل شد، زیرا نور عظمت که مقام موهبی حضرت حق به آن بزرگواران است، بنیان و اصل و اساس مقام آن ذوات مقدس می‌باشد تا مبنای هدایت‌شان برای خلق عالی‌ترین مبنا باشد. موفق باشید

34527

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. با عرض سلام و خدا قوت. در رابطه با شهید آوینی می شود ایشان را وامدار فیسلوفان غربی دانست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان این‌طور گفت که شهید آوینی با فهم اندیشه و اشارات متفکران غربی مانند هگل و هایدگر که به بشر جدید داشته‌اند، متوجه شخصیت تاریخی حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» شد و به گفته همسر شهید آوینی، او همه آنچه که می‌خواست در حضرت امام یافت. موفق باشید

34503

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد عزیز و بزرگوار بنده هر روز صبح ساعت ۶ از خانه خارج میشم و تا برسم منزل ساعت ۶ یا ۷ بعد از ظهر میشه، چند فرزند هم دارم. اما متاسفانه شبها بدلیل نبودنم طول روز مجبورم تا ۱۱ شب بخاطر بچه ها بیدار باشم و خیلی وقته از روضه ها و نماز شب بی نصیب شدم عاجزانه خواهش می‌کنم دعا کنید خدا مسیر زندگی بنده را تغییر دهد و مرا در مسیر اهل بیت قرار دهد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله خداوند برای جنابعالی شرایط حضور در جوانب دیگر زندگی را نیز فراهم کند. موفق باشید

34456

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: بنده سواد کلاسیک دینی ندارم. اما مدتهاست به یک باوری رسیده ام که خواستم نظر جنابعالی را در این زمینه جویا شوم. به ما گفته شده که پیامبر مکرم اسلام (ص) خاتم پیامبران است و بنده هم این را باور دارم اما بنده فکر می‌کنم که دینی که ما اکنون به صورت رسمی به آن پایبندیم آخرین دین نیست در واقع پیامبر اکرم غیر از این دین رسمی دین دیگری را هم برای بشریت آورده اند و اما دلایل این سخن ۱. گفته شده که سلمان عقایدی دارد که اگر به ابوذر عرضه کند ابوذر وی را تکفیر خواهد کرد ( پس این می‌طلبد که ما از دو دین صحبت کنیم) ۲. شنیده‌ام که یکی از اصحاب امام محمد باقر (ع) گفته است امام علیه السلام هزاران حدیث به من فرموده‌اند که من اجازه نقل عمومی را نداده‌اند (پس این می‌تواند دلیلی باشد که حداقل دین دیگری با پیروان دیگری وجود داشته باشد) ۳. ما شخصیتی داریم مثل ابن عربی که برخی وی را تکفیر و برخی وی را تقدیس می‌کنند که در هر دو گروه هم علمای بزرگی وجود دارند (و این می‌تواند نشانه‌ای از وجود دو دین باشد) ۴. همینطور شخصیتی مثل مولوی _ مثل ملاصدرا_ مثل علامه طباطبایی _ مثل سید علی قاضی و... که چنان اختلافات در موردشان شدید است که گویی ما با بیش از یک دین طرفیم. البته بنده گمانم می‌کنم پیامبر اکرم دو دین آورده‌اند که لازم و ملزوم یکدیگرند ولی مخالف هم نیستند آیا واقعاً اینگونه است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همان‌طور که می‌فرمایید حقیقتاً شریعت محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» ظاهری دارد و باطنی، و اتفاقاً در این زمانه آنچه نیاز بشر جدید است حاضرشدن در ظاهر و باطن شریعت است تا انسان ابعاد متعالی و درونی خود را باز یابد. باید توجه کرد که مشغول‌شدن به امور محسوس، حجاب درک بیشتر حقیقتِ خود می‌شود، حقیقتی که همواره در معرض الهام فجور و تقوای خود می‌باشد تا در مراقبه‌ای حضوری و زنده، حق را از باطل تشخیص دهد و بیش از پیش به خودش و بنیادش نزدیک گردد. این‌جا است که جایگاه تذکرات دینی برای دوری از حُبّ دنیا معلوم می‌شود، زیرا با حبّ دنیا انسان از حقیقت خود فاصله می‌گیرد. موفق باشید

34363

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: ۱. با توجه به موقعیتی که در آینده داریم و در آینده ای نزدیک قرار است که در نظم نوین جهانی (در کلام حضرت آقا) نقش آفرینی کنیم؛ با توجه به موقعیت آخرالزمانی ما و با توجه به سعه وجودی انسان آخرالزمانی، چه ویژگی ها و چه مهارتهایی را باید در خود نهادینه کنیم تا به وقتِ عمل از آن استفاده کنیم؟ ۲. باید چگونه برای این مهارت ها برنامه ریزی کرد؟ ۳. از الان باید منضبط و عالی عمل کرد تا به تعالی برسیم؛ رازِ اینگونه عملکرد چیست؟ با تشکر 🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه عرض بنده آن است که حضور در تاریخ انقلاب اسلامی با رعایت دستورات الهی به امید گشوده‌شدن هرچه بیشتر افقی که در پیش است، خود به خود آنچه را باید در آن قرار گیریم، پیش می‌آید. ما به انقلاب اسلامی و گشودگی و انتظار و وارستگی بسیار باید حساس باشیم. موفق باشید.

34321

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و خدا قوت: چرا هر زمانی که میخوایم شروع کنیم و قدم بهتر و موثرتری به خصوص در جهت کسب معارف برداریم، همیشه اتفاقی میوفته و ما رو از ادامه مسیر مایوس میکنه؟ برای من این اتفاق همیشه میوفته. خسته شدم از این همه زمین خوردن و بلند شدن. تا تصمیم جدیدی می‌گیرم و برنامه جدید می‌ریزم و میخوام شروع کنم به خوندن، اتفاقات زندگی نمیذاره و همیشه ذهنم درگیر مسائل دیگه میشه... چرا اینطوریه و چه کنم؟ نزدیک ۴۰ سالمه و همیشه این مشکل رو داشتم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره «دوست دارد یار این آشفتگی/ کوشش بیهوده بِه از خفتگی». با همین افتان و خیزان‌ها و لنگان‌لنگان‌رفتن‌ها إن‌شاءالله به مقصد خواهید رسید. نه مأیوس باشید و نه به خود سخت‌گیری کنید. موفق باشید

33652

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد ارجمند سلام علیکم: دعا گوی حضرت عالی هستیم. ان شا الله شما هم حقیر را از دعا محروم نفرمایید. دکتر  روانپزشک  و فارغ التحصیل دانشگاه اصفهان هستم که چند سالی به اجبار ساکن شهرکرد شدم. مدتی رئیس بیمارستان بودم در حال حاضر هم روانپزشک شهرکرد هستم و احتمالا هیئت علمی شهرکرد بشوم. در زمان مسولیت اجرایی به نظر کمی احساس می کردم برای انقلاب کار انجام می دهم ولی فعلا این توفیق را ندارم. خود را مشغول نوشتن کتاب دینی، روانشناسی رایگان، ویزیت رایگان مناطق محروم و سخنرانی کرد ه ام. البته یک برنامه سیر و سلوکی با استادی سالهاست ادامه می دهم و اگر چه از خودم اصلا راضی نیستم ولی لنگان لنگان می شود گفت شاید متوقف نشده ام. بعد از حوادث اخیر در مورد حجاب و ... با خودم می گویم نکند کم کاری کرده که حتما کم کاری کرد ه ام و یا راه را غلط رفته باشم. از آنجایی که اکر خدا کمک کند مقلد رهبری و دوستار انقلاب و نظام بوده و هستم یک سوال داشتم. سوال حقیر: استاد وظیفه حقیر در این دوران چیست تا مدیون خون شهدا و امام نشوم و بتوانم خود را به کمک انقلاب ان شا الله به شهدا و شهادت نزدیک کنم. ببخشید استاد اذیت می شوید ولی خواهش می‌کنم با توجه به شرایط من کمی جزیی بفرمایید و خیلی کلی بیان نکنید. یا علی مدد. دعا بفرمایید. بسیار مشتاق دیدار. ممنون از بزرگواری حضرت عالی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره انقلاب اسلامی راه گشوده و آغازی است به سوی جهانی دیگر که بنده نام آن جهان را «جهان بین دو جهان» قرار داده‌ام. با حضور در آن جهان است که به گفته عطار همین‌که انسان در آن قدم گذاشت: «خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». پیشنهاد اولیه بنده مطالعه کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع بین دو جهان» است و در کنار آن، حضور در سایت «لُبّ المیزان» و کانال «مطالب ویژه». از آن جهت که فضای حضور در «جهان بین دو جهان» به صورت‌های مختلف در آن سایت و در آن کانال به میان آمده است. https://eitaa.com/matalebevijeh . موفق باشید

33622

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیز سلام علیکم و رحمت الله: یک سوال داشتم. عرفا و علما و معصومان گرانقدر تاکید بسیار زیاد روی «تفکر» دارن. اما سوال اینست که تفکر چطور حاصل میشه؟ برای منی که عمری با بی تفکری زندگی کردم و حالا بخوام یک زمان جدا از محیط یک گوشه ای وقتی رو برای تفکر بذارم، فکری پدید نمیاد الا همون خدعه های شیطان رجیم که این تنهایی رو برنمیتابه. سوال اینه که مثل منی در ابتدای راه، تفکر رو باید چطور با چه سوالی از کجا به چه شکلی شروع کنم؟ لطف می‌کنید اگه مبسوط و جزئی توضیحی ارائه بفرمایید و در ضمن آن کتابی یا نوشته ای یا دستورالعملی جهت چارچوب بندی تفکر ارائه بفرمایید. متشکرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با مطالعه کتاب‌هایی مثل «آشتی با خدا» و «ادب خیال و عقل و قلب» و «مبانی نظری نبوت و امامت» که هر سه روی سایت هست، إن‌شاءالله متوجه معنای تفکر خواهید شد. زیرا تفکر، تعریف‌کردنی نیست، چشیدنی است. سری هم به این صوت بزنید بد نیست https://eitaa.com/matalebevijeh/11694 موفق باشید

33405

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: تشکیک در وجود نظر نهایی حضرتعالی است؟ چون ظاهرا عرفا وجود را مشکک نمی دانند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جمع این دو مهم است که در یک نگاه متوجه تشکیک وجود باشیم و در نگاه دیگر متوجه تشکیک حضور. زیرا که «یار همین‌جاست همین‌جاست». موفق باشید

37412
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده:  بعد از مدتی تمام تدریس‌ها و مطالبتون حالت انتزاعی برای من پیدا کرده و شنیدن این مطالب اون لذت و حال خوش روزهای ابتدایی را ندارد. چاره و عیب کار چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر فرمودند: «اول قدم آن است که او را یابی / آخر قدم آن است که با او باشی»؛ بنابراین ما در قدم اول باید باورهای خود را نسبت به حقایق محکم کنیم و پس از آن با حضور در تاریخ توحیدی انقلاب و با نظر به ایمانی که ما را در میدان‌های مختلف حاضر و حاضرتر کند؛ باید راه را ادامه دهیم. بنابراین شاید بتوان گفت چند طاهرزاده در میدان است، طاهرزاده اول و کتاب «آشتی با خدا» و «مبانی نظری نبوت و امامت». و طاهرزاده دوم کتاب‌های «انقلاب اسلامی و بازگشت به عهد قدسی» و طاهرزاده سوم، کتاب‌هایی که با کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» شروع شد و طاهرزاده چهارم با کتاب‌هایی که تحت عنوان «انقلاب اسلامی جهانِ بین دو جهان» آغاز شد و طاهرزاده پنجم که هنوز در حال تولد است؛ مباحثی است که تحت عنوان «انسان؟!!!» و نسبت او با انسان کامل در حیات فعّال امروزین‌اش، در حال تدوین است. به هر حال شرطِ در صراط‌بودن آن است که قدم‌قدم جلو و جلوتر آییم و این‌جا است که باید از خود بپرسیم اکنون با کدام طاهرزاده هستیم که گویا مباحث حالت انتزاعی پیدا کرده است؟ در این مورد آخرین عرایضی که در اعتکاف ماه رمضان تحت عنوان «حقیقت ایمان در منظر امامان و عرفا» پیش آمد، می‌تواند میدان تفکر باشد. موفق باشید          

36746

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب استاد، امسال اعتکاف کجا تشریف دارین؟ آیا مرکز المیزان مراسم اعتکاف دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله مانند هرسال در مسجد امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» یعنی «پیر عنایت» قدیم هستم. موفق باشید

36215
متن پرسش

استاد گرامی جناب آقای طاهرزاده ضمن عرض سلام: چناتچه مستحضرید ما در انتشارات لیله‌القدر - ناشر اختصاصی آثار استاد علی صفایی حائری _ افتخار داشته ایم در چند سال اخیر دایره مخاطبین بیشتری را به‌واسطه اندیشه استاد صفایی حائری با معارف و مقاصد اسلامی آشنا نماییم. در همین راستا سعی در معرفی شخصیت و برجستگی‌های فکری ایشان از طریق اساتید و اسلام‌شناسان مطرح داریم. از این رو از حضرتعالی خواهشمندیم پاسخ سوالات زیر را در حد وقت و توان تا حد ممکن به صورت تفصیلی ایراد فرمایید: ۱. آشنایی حضرتعالی با مرحوم استاد از چه طریقیست و به نظر شما چه برجستگی‌های شخصیتی در ایشان مورد توجه می‌تواند باشد؟ ۲. با توجه به توصیه مکرر مخاطبین خود به مطالعه آثار استاد، اندیشه استاد چه مختصاتی داشته و احیانا چه نقاط قوتی نسبت به دیگر مباحث دینی دارند؟ ۳. در برخورد با آثار استاد، برای استفاده هرچه بیشتر از این اندیشه چه پیشنهادی دارید؟ آیا کمبودی در این اندیشه ملاحظه می‌فرمایید و در این صورت برای رفع آن چه راهی را در نظر دارید؟ ۴. روش و سبک برداشت ایشان از قرآن، روایات و ادعیه را چگونه ارزیابی می کنید؟ ۵. نظام مطرح شده در سلوک فردی و اجتماعی انسان در نگاه ایشان چه ویژگی‌هایی دارد و آیا این نگاه پاسخگوی انسان امروز می باشد؟ ممنون از اینکه وقت شریفتان را در اختیار ما گذاشتید. و من الله التوفیق انتشارات لیله القدر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آشنایی اولیه بنده از ایشان با مجله «رشد» بود. بحمدلله مرحوم استاد صفائی حائری در آن زمان به خوبی نسبت به روحیه جوانان آگاه بودند و با ابتکارات علمی و عملی خود سعی داشتند جواب طلب روحانی جوانان را بدهند.
۲. همچنان‌که عرض شد استاد صفائی به‌خوبی متوجه بودند نسل جدید چه دغدغه‌هایی دارند و با صفایی که حقیقتاً در شخصیت ایشان بود، با دغدغه‌های جوانان روبرو می‌شدند و می‌گفتند و می‌نوشتند آنچه را که غذای جان طالبان حقیقت بود.  
۳. مهم آن است که با آثار استاد صفائی حائری با دقت و با توجه برخورد بشود و متوجه انگیزه ایشان باشیم و این‌که سخن ایشان، سخن کسی است که بنا دارد ما را به سوی چشمه آرام‌بخش حقیقت رهنمون باشد.
۴. تا آن‌جا که در جریان هستم، بحمدلله روش مرحوم صفائی حائری همان روشی است که قرآن و روایت را به سخن می‌آورد به جای آن‌که بخواهیم آن متون مقدس را تبدیل به متون آموختنی صرف بکنیم.
۵. اتفاقاً به هر دلیلی آنچه شخصیت استاد صفائی را برجسته می‌کند، زمان‌شناسی ایشان بود و متوجه بودند چه مسائلی برای جوانان امروز و اهل فکر پیش آمده و راه حل آن‌ها چیست. و در این رابطه گفتند و نوشتند آنچه باید می‌گفتند و می‌نوشتند.
رحمت خدا بر او باد که: «عاشَ سعیداً و ماتَ سعیداً». متأسفانه زود از این دنیا سفر کردند و مشتاقان خود را در غم دوری‌شان عزادار نمودند. موفق باشید              

 

35738

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: من ائمه را مظهر اسما الله می دانم.اما چگونه؟ سیره، گفتار، رفتار، سخنان، بدن زنده مادی و قبر ملکوتی آنها همه، مرا متوجه حضرت الله می‌کند. آیا سخنان بالا تفسیر درستی از مظهر الله بودن ائمه می‌باشد؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! آیا نظر به شخصیت امام حسین «علیه‌السلام» نظر به همان انوار الهی نیست که به حکم «علّم آدم الاسماء کلّها» در جان خود او را می‌شناسیم؟ ملاحظه کنید چه اندازه مردم با ظاهرهای متفاوت با آن امام عزیز آشنا هستند. https://eitaa.com/matalebevijeh/14338 موفق باشید

35071
متن پرسش

«یا منجی الهالکین» سلام استاد بزرگوار: حضرتعالی در موضوع ازدواج بارها به این کلام مولی امیرالمؤمنین سلام الله علیه اشاره می فرمایید: «اگر می‌خواهی به سیره حبیبم عمل کنی، نکاح، سنت اوست و اگر می‌خواهی به سیره برادرم حضرت عیسی عمل کنی، می توانی ازدواج ننمایی» حال سؤال این هست که اولاً: فرض کنید اکثریت افراد یا همه بخواهند به سیره حضرت مسیح عمل کنند، آیا نسل بشر با خطر انقراض مواجه نمی شود؟! ثانیاً: این سیره حضرت مسیح در عدم ازدواج، چه فرقی با فروپاشی خانواده در فرهنگ مدرنیته دارد. سؤال سوم که از دو سوال قبل مهم تر هست، جنابعالی در کتاب زن آنگونه که باید باشد، در عنوان «خانواده؛ اولین واحد توحیدی» بحث بسیار عجیب و قابل تأملی را مطرح می کنید و می فرمایید: « از نظر دين؛ خانواده معني «وحدت در عين كثرت، وكثرت در عين وحدت» است. به‌طوري كه همة اعضاء در عين اين‌كه هركدام خودشان هستند، مستغرق در ديگري مي‌باشند و همه و همه مستغرق در روح حاكم بر خانواده‌.» سؤال این هست که اگر در یک خانواده ای یکی از اعضا، گرفتار انحراف از دین شد، آیا آثار منفی حاصل از انحرافات او، بر روی شخصیت دیگر اعضاء هم اثر می گذارد؟ اگر آری، راه نجات از این مشکل چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. روحیه بشر روی هم رفته میل ازدواج و انس با جنس مخالف دارد مگر افراد استثنائی. گویا آن فردی که آن سوال را ازحضرت علی «علیه السلام» کرده نسبت به ازدواج در خودش مسئله داشته و حضرت با توجه به روحیه او چنین پیشنهادی نموده اند. ۲. حقیقتاً خانواده در فرهنگ دینی، بسترِ بسط ابعاد انسانی انسان است و هرکس به هر بهانه ای نسبت به این امر غفلت کند، خود را از شرایط صفا و کمال و ایثار محروم کرده. و سایر اعضای خانواده در این موارد همچنان باید در اصالت های خانواده تأکید داشته باشند. موفق باشید

نمایش چاپی