بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
37150
متن پرسش

سلام: در آستانه ماه مبارک رمضان حدیثی پیشکش حضور عزیزان. درتفسیر المیزان علامه طباطبایی رحمت الله علیه در بحث روایتی در معنای (حق تلاوت قرآن) آورده اند: در ارشاد دیلمی از امام صادق علیه السلام روایت کرده که در ذیل آیه «الذین اتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته» (۱۲۱ بقره) فرموده : آن را شمرده شمرده می خوانند، و در معنای آن تدبر نموده، به احکامش عمل می کنند، وبه وعده هایش امید می بندند، و از تهدیدهایش می هراسند، و از داستانهایش عبرت می گیرند، اوامرش را بکار بسته، نواهیش را اجتتاب می کنند و بخدا سوگند، معنای حق تلاوت این است. نه اینکه تنها آیاتش را حفظ کنند، و حروفش را درس بگیرند و سوره هایش را بخوانند و بندبند آن را بشناسند که مثلا فلان سوره ده یکش چند آیه و پنج یکش چند است. و بسیار کسانی که حروف آن را کاملا از مخرج ادا می کنند، ولی حدود آن را ضایع می گذارند، بلکه تلاوت به معنای تدبر در آیات آن، و عمل به احکام آن است همچنانکه خدای تعالی فرموده: «کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبروا آیاته» کتابی است مبارک که به تو نازل کردیم، تا در آیاتش تدبر کنند. التماس دعا از استاد عزیز وهمه بزرگواران.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معنای تلاوت قرآن در فضای «حقّ تلاوته» حدّاقل به این معنا می باشد که متوجه باشیم آیات قرآن چه افقی و چه حضوری را در مقابل پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» - آن کامل‌ترین انسان- گشود تا عالَمی خاص برای آن حضرت پیش آمد. ما نیز آن حضور و آن عالَم را در مواجهه با قرآن می‌توانیم مدّ نظر قرار دهیم و به «لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ» فکر کنیم که چگونه می‌توان به امری و حضوری عمیق‌تر از معنای ظاهریِ قرآن اندیشه کرد، امری که در این ماه مبارک رمضان، جوابگویِ نیاز امروزین ما باشد. موفق باشید  

36365

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: حضرت زین العابدین سلام الله علیه در قسمتی از دعای ۵۴ صحیفه سجادیه به خدای متعال عرضه می دارند: «وَ اقْطَعْ مِنَ الدُّنْيَا حَاجَتِي». لطفاً این قسمت را قدری برای مان شرح دهید. با تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت با توجه به توهّماتی که آرزوهای دنیایی برای انسان پیش می‌آورد و انسان را از حضور ابدی و حاجت‌های متعالی باز می‌دارد، از پروردگار خود درخواست می‌کنند حاجت‌های دنیایی‌ام که همان امیال توهّمی است را قطع فرما. و در ادامه تقاضا می‌کنند حاجت‌های ابدی‌ام را فراوان گردان تا در دنیا در واقع، گرفتار دنیا نگردند. موفق باشید

36080

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود: آیا در قران آیاتی داریم (به احادیث کاری ندارم) که ثابت کند تمام قران و یا حداقل تمام احکام آن حقیقت نهایی است؟ (چون ارتباط با خدا گاه الهام است که طبق منطق قرآن آن هم نوعی وحی است مثل زنبور عسل ولی این نوع ابدا حقیقت نهایی را بیان نمی کند)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: «وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا ۚ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ ۚ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» (انعام/۱۱۵) بدین معنا که هر آنچه پروردگارت در راستای صدق و عدل بنا بود با بشریت در میان گذارد، با این قرآن به تمامیت رساند به طوری که هیچ سخنی نمی‌تواند جایگزین آن شود و اوست که صدای نیاز جان‌ها را می‌شنود و دانا به این امر است که چه چیزی رفع نیاز آن‌ها را می‌کند. موفق باشید

36020

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و خسته نباشید به شما استاد عزیز و همه ی گروه لب المیزان: استاد امروز یک مطلبی در نقد شما می‌خواندم که در کنار زحمات و تلاش های بی وقفه ی شما در راستای بسط نظام فکری اسلام و انقلاب و.... اما ۳ عیب هم از شما استاد انقلابی و مخلص گرفته بود که محضرتان عرض می‌کنم ۱. در سخنرانی ها و نوشته ها استاد این امر را به خواننده القا می کند که نویسنده نوعی شیفتگی مفرط به فلان نحوه تفکر دارد ۲. راهی که شاگردان وی می‎‌‌پیمایند بیش‎ترین خطر را در ساختن ایدئولوژی از مباحث استاد می‌‎دانم. ارائه مباحث فکری وی به مثابه یک بسته ایدئولوژیک به مخاطبان و چشم پوشیدن از نواقص و خلاهایی که دارد، و نیز بی‌توجهی به این موضوع که این فکر باید راهی دراز را بپیماید تا به پختگی برسد، می‌‎تواند آن را کم اثر و کم فروغ نماید. از منظر برخی شاگردان، استاد طاهرزاده تکلیف همه چیز را معلوم نموده است و همین امر باعث شده است خود و نیز دیگران را صرفا به کتب وی دعوت نموده و از مطالعات دیگر احساس بی‌نیازی کنند. حداکثر آن است که به مطالعاتی می‎‌پردازند که هم راستا با نظرات استاد است مانند کتب داوری و فردید و نصر ۳. اشکال دیگری که در فعالیت‎های مجموعه استاد طاهرزاده می‌‎بینم عدم فعالیت تشکیلاتی و منظم برای بسط این تفکر در جامعه است. روشنفکران ایرانی در برهه‎ هایی توانسته‎ اند تفکراتی بی‎‌مایه را با نظم تشکیلاتی، جذابیت‎هایی که در عرصه نشر ایجاد کرده‌اند، و بهره‌گیری مناسب از رسانه، در جامعه نشر دهند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره معلوم است که بنده بی‌اشکال نیستم. تلاش بنده آن است که همه متذکر انقلاب اسلامی به عنوان روحِ دینداری در این زمانه باشیم، بدون آن‌که نیاز به گروه یا تشکیلات خاصی داشته باشیم. ذیل نظام اسلامی و ولایت فقیه، به خودی خود نوعی تشکیلات نامرئی است بدون آن‌که آفات تشکیلات مرسوم در آن باشد و البته باید مواظب باشیم در این مسیر، نفی دیگر نظرات که متذکر دینداری می‌باشند؛ نشود. موفق باشید 

35720

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد: ببخشید من مادرم حدود سه ساعت قبل از اذان صبح بیدار میشن برای عبادت ذکر قرائت قرآن و... و سعی میکنن بین الطلوعین هم بیدار باشن، وقت صبح که خانواده می‌خواهند روز خودشون شروع کنن، مثلا کنار هم صبحانه بخورن مادر به خاطر شب زنده داری که داشتن، یا خواب هستن یا بی حوصله و بی انرژی، سوالم از جناب عالی این است آیا این عبادت در راستای رضای الهی است ، که خانواده این بی توجهی را ببینن هر وقت هم شکایت می‌کنیم میگن شما هم باید ابن سبک زندگی کنین اگر مثل من بیدار بشید با من هم بخوابید مشکلی پیش نمیاد. اگر واقعا این سبک زندگی درسته که ما قبول کنیم با ابن مسئله کنار بیاییم توقع خودمون از مادر خانواده برداریم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید شرایط فرق کرده است نسبت به زمانی که بنا به توصیه‌های دینی بعد از نماز عشاء بیداری نداشته‌ایم و به جهت تغییر شرایط عروس حضرت امام در جایی می‌فرمایند حضرت امام کمی قبل از طلوع فجر جهت نماز شب بیدار می‌شدند و پس از اقامه نماز صبح و تعقیبات لازم می‌خوابیدند و رجوع مکرر ایشان به قرآن در روز بود. موفق باشید

35615
متن پرسش

سلام و عرض ادب: سوالی داشتم من باب این موضوع که اینکه چگونه علت محرومیت از توفیقاتی که قبلا قسمتان می‌شد و الان از آن محروم می‌شویم را بفهمیم. اینکه قبلا گویا خیلی وصل بودیم به خدا و ائمه (ع) و الان انگار همه آن حب و توفیق گرفته شده. علت های معمول آن چه می‌تواند باشد چطور دوباره به آن حالت وصل برسیم و توفیقات را شامل حالمان کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن ایمان، مربوط به آن زمان بود و آن شرایط، و آن معارفی که به نور آن ایمان و آن شرایط توانستید انقلاب را تا اینجاها حفظ کنید. ولی باید متوجه باشید که هرچه حقیقت بیشتر جلوه کند، ظلمات نیز بیشتر از پیش ابعادِ ظلمانی خود را به میان می‌آورد تا ما باز با رجوع به اسلام با ایمانی عمیق‌تر خود را به صحنه آوریم. این‌جا است که ملاحظه کردید چرا حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در آخر سال‌های عمر خود در تفسیر سوره حمد ما را متذکر ایمانی عرفانی و حِکمی نمود.
باور کنیم که برهوت در حال گسترش است، حال باید از خود پرسید آن ایمان، چه ایمانی است که در مقابل چنین برهوتی تاب مقاومت دارد؟ جز همان ایمانی است که حضرت امام خمینی خیلی زود در آثاری مانند «مصباح الهدایه» و «شرح دعای سحر» متذکر آن شدند. وقتی امری چون انقلاب اسلامی در اوج ایمان و عرفان در این تاریخ به ظهور آید، ایمانی باید در صحنه جان‌ها طلوع کند که متوجه حقیقت این رخداد توحیدی باشد وگرنه انسان گرفتار ریزش‌هایی همچون مهدی نصیری‌ها خواهد شد. موفق باشید   

 

35162

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

جهان غرب به من آموخت آدمی میتونه هر طور که بخواد باشه، اما نه تا وقتی که مستکبرینی هستند چون دقیقا همینجاست که آزادی برابر با ظلم میشه و نه اونطور که از عالم غیب منقطع باشم چون ظالم یا مظلوم بی ارزش یا گمراه میشم، جامعه مذهبیونِ ادیان و خانواده ها هم نشون دادن نمیتونن آزادی آدما رو درک کنند و از دور خارج شدند جامعه جهانی هم نشون داد تو سری خور تصمیمات اجتماعیه حتی اگه اون تصمیمات انسانیتشونو درک نکنه. خودبنیادی منو بهم نمیدن تا آزاد باشم پس هرکی خودبنیادی منو ازم میگیره خدا لعنتش کنه چه خودم باشم چه شیوخ باشند و چه مستکبرین و چه دلسوزین. خدا لعنتشون کنه که منو عمیقا اذیت کردند واقعا بد ترین مردمند. به خدا زمانی که بتونم متکی به خود بشم و اون خود خودی توحیدی باشه انتقام خواهم گرفت چه اسرائیل باشه چه در لباس دوستان. چه طور آدمیم من این چه طرز زندگی کردنه خاک بر سرم اگه پی آزادیم نباشم که اگه آزاد نباشم هیچ سگی نیستم پس انتخاب کنم آیا دوست دارم زندگی داشته باشم بر اساس ارباب و برده تا همواره بنده دیگری باشم یا زندگی بر پایه انسانیت؟ تا کدام به ما احساس آزادی و زندگی و ارزشمند بودنو میده؟ بخدا لقمه نونی که میخوریم کاملا بستگی به این مسئله داره پس نفهمیه اگه بگن مشکلات مردمو نمبینند و همش ازینطور حرفا میزنند. خودمونو دوست داشته باشیم تا پی خودمون و ارزشامون راه بیفتیم. من بلد نیستم الان حرف بزنم چون اینقدر احساس زندانی بودن میکنم که حرف زدنمم فراموش کردم پس به امثال من نگاه کنید که ای آدم ها تصمیات شما چقدر روی دیگران تاثیر مستقیم داره. من قوی بودم قوی تر از خیلیا ولی امروز از پس و پیش مورد حمله قرار میگیرم و مرگی هم برام نیست جز زجر و این تقصیر آدماییه که آزادی انسانیت خودشونو از خودشون صلب می کنند. آدما یه نگاه بندازید ببینید با دنیا چیکار کردید اگر دنیا اینطوریه کاملا تقصیر تک تک خود شماست که پی آزادی خودتون نرفتید. من بیش از این هم توان رنج کشیدن دارم اما جسم خاکی من فرسوده خواهد و من از کنار شما روزی خواهم رفت، آرزو می کنم کسی باشد تا با هر سختی در هر کجا از آزادی خود حرفی بزند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که مولایمان إمام علي عليه السلام می‌فرمایند: «لا تَكُن عَبدَ غَيرِكَ وَقَد جَعَلَكَ اللّه ُ حُرّا» بنده ديگرى مباش كه خداوند، تو را آزاد آفريد. و در این رابطه به گفته جنابعالی باید این آزادی را در بستر توحید به فعلیت رساند و در فضای انتخاب‌های بزرگ قدم گذارد. و این غیر از شعار آزادی است که لیبرال‌ها و نئولیبرال‌ها به میان می‌آورند تا فضای قدسی جامعه را از بین ببرند. موفق باشید

35132

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام عليكم استاد عزیز: می خواستم بدونم برای شروع عرفان عملی مقالات استاد شجاعی رو بخونم یا منازل السائرین رو یا کتاب دیگه ای باید بخونم یعنی کدوم بهتره؟ و اینکه آیا قبلش به عرفان نظری یا چیز دیگری نیاز هست؟ سوم اینکه برای اینکه بتوانم در طی مراحل عرفان موفق شوم و مثل بسیاری از سالکین در جا نزنم چکار باید بکنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوبیِ مقالات آیت الله شجاعی آن است که جلد اول مقالات در واقع نوعی عرفان نظری است و کمک می‌کند برای حضور بیشتر در اعمال عرفانی. و چنانچه درسیر عرفانی ما نوعی از حضور تاریخی که با انقلاب اسلامی و با نظر به شهداهست پیش نیاید؛ معلوم است که آن نتیجه حقیقی و آن شور و شعف لازم را پیش نمی آورد. موفق باشید

34934

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: لطفا به من راز شهید احمد کاظمی را نشان بدهید؛ حرف، حرف خیلی سنگینی بوده که شهید سلیمانی بگوید حاضرم همه ی عمرم را بدهم یکبار دیگر «صدای احمد» را بشنوم! احمد کیست؟ راهش از کدام طرف است؟ احمد ذخیره ی کدام حرف ها و کدام رازهاست؟ نگذارید احمد از دستم برود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله، مسئله ساده‌ای نیست. به فتوح حقیقت نسبت به شهدا فکر کنید در رجوع به انقلاب اسلامی می‌توان متوجه فتوحِ وجودِ حقیقت، مطابق این زمانه شد و در فتوحِ رازآمیز آن همچون شهدا سُکنی گزید. انقلاب اسلامی مجال آن را پدید آورده تا همه‌ چیز را معنای قدسی ببخشد، حتی تحریم‌هایی که موجب سختی زندگی شده و یا دیگر محرومیت‌هایی که دختران و پسران ما با آن روبه‌رویند. در همه شئون انقلاب، عالَمی متجلی است که موجب فتوح و گشایش جهان است و کیفیت بخشیدن به آن.

همین‌که انقلاب اسلامی توانسته است برای عده‌ای فتوحِ حقیقت باشد، تأییدی است بر این‌که دارای آیدوس و مُثُلی است ماورای آنچه فعلاً از آن در این مرحله ظاهر شده و در مواجهه با آن افق و مُثُلی که مدّ نظر است، عالَم ما و فهمی که از خود داریم وسعت می‌یابد و هستی ما معنای برتری پیدا می‌کند و نسبت خاصی با مرگ پیدا می‌کنیم، آزاد از روزمرّگی‌ها و بی‌نظمی‌ها؛ به خودآمدنی است برای حاضرشدن در فرصتی که پیش آمده، به طوری که انسان می‌فهمد اگر از آن نسبت که با مرگ می‌توانیم برقرار کنیم، غفلت شود، فرصت پیش‌آمده از صحنه می‌رود و ما را به خود وامی‌گذارد.[1] و با نظر به چنین سنتی فرموده‌اند: «الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ» (بحار الانوار، ج68، ص 337) فرصت‌ها به سرعت رفتنی هستند، مانند رفتن ابرها. موفق باشید

[1] - دغدغه‌ای که برای شهید حاج قاسم سلیمانی پیش آمد و در این رابطه به دخترش نامه نوشت: «فاطمه عزیزم! این چند صفحه را برای تو می‌نویسم، چون می‌دانم مقدسانه مرا دوست داری؛ نمی‌دانم چرا این حرف‌ها را برایت می‌نویسم، اما احساس می‌کنم در این تنهایی و غربتِ عمرم نیاز دارم با کسی عقده دل باز کنم. آه! مرگ خونین من! عزیز من! زیبای من! کجایی؟ مشتاق دیدارت هستم... وقتی بوسه انفجار تو، تمام وجود مرا در خود محو می‌کند، دود می‌کند و می‌سوزاند. چقدر این لحظه را دوست دارم. آه... چقدر این منظره زیباست. چقدر این لحظه را دوست دارم. در راه عشق جان دادن خیلی زیباست... خدایا! ۳۰ سال برای این لحظه تلاش کردم. برای این لحظه با تمام رقبای عشق در افتاده‌ام. زخم‌ها برداشته‌ام، واسطه‌ها فرستاده‌ام. چقدر این منظره زیباست! چقدر این لحظه را دوست دارم».

34903

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: چرا اجنهٔ کافر با آن خباثتی که دارند به طور معمول با انسان کاری ندارند و آسیبی نمی رسانند؟ آیا اجنه شیعه دست به آسیب زدن و مزاحمت برای انسان می زنند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اجنه کافر به اعتبار آن‌که ذرّیه شیطان هستند و شیطان، دشمن مؤمنین است با انسان‌ها دشمنی می‌کنند و معلوم است با رجوع به حضرت ربّ العالمین، وسوسه‌ها و تأثیرات شیطان و شیاطین به حکم «ان کید الشیطان کان ضعیفا» بی‌ثمر خواهد شد. موفق باشید

34632

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

میگن اسم شخص با اسم مادر تنظیم بشه از طریق حروف ابجد و اگر تنظیم نباشه و در یه مدار قرار نگیرد حادثه آفرین است و برای خود و اطرافیان ضرر ده هست. آیا چنین مطلبی در دین اسلام آمده یا مورد تایید دین اسلام هست یا نه؟ یه لطفی کن جواب جامع باشد، خدا خیرتون بده. با تشکر از لطف شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» در رابطه با بی‌مبنابودنِ این سخنان شده است. خوب است به آن کتاب که روی سایت هست، رجوع شود. موفق باشید

34568

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

خدمت استاد عزیز سلام عرض می‌کنم. خواستم بگم حرفهایی که برای حمایت از افزایش جمعیت گفته میشه بعضی هاشون در حد شعار هست و عملا حمایت از افزایش جمعیت نمیشه! من چهار تا بچه دارم و همسرم نیز خانه داراست. مشکل اصلی این که مستاجر نیز هستم. هر خونه که گرفتیم دو سه سال بیشتر ما رو تحمل نکردن. وقتی دنبال خونه می‌گردیم همین که میگیم چهار تا بچه دارم کسی حاضر نمیشه به ما خونه بده. گفتن به بیت رهبری نامه بنویس حتمآ حمایت میکنن. نامه نوشتم اما حتی جواب هم ندادن! الآن در یک خانه کلنگی که شاید ۵۰ سال یا بیشتر قدمت داره با ۱۸۰ میلیون پول پیش که ۴۵ میلیون اون رو قرض گرفتم زندگی می کنم. و از حالا نگرانم که سال دیگه صاحب خانه چقدر پول پیش رو اضافه خواهد کرد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این مواردی است که همه ما گله‌مندیم و امیدواریم که دولت هرچه زودتر فکری برای این مشکل بکند. ولی عنایت دارید که این ها مواردی نیست که این سایت با توجه به رویکرد فکری و فرهنگی‌اش بتواند کاری و اقدامی بکند. موفق باشید

34159

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و رحمة الله خدمت شما. اگه کسی حدود ۳ سال طلبگی بخونه موردی نداره اگه کسی ازش خواست براش استخاره با قرآن بگیره براش؟ یا اینکه حتما شرایط های کامل دیگه رو هم می خواد؟ و بهترین ذکر قبل استخاره چیه؟ تشکر و خدا قوت

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در انجام استخاره عمده آن است که آن کسی که بنا دارد استخاره کند باید درک جایگاه آیاتی که در استخاره پیش می‌آید را، در کلّ قرآن بشناسد. موفق باشید

34150

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در مقدمه کتاب گوش سپردن به ندای بی صدای انقلاب اسلامی آمده است که متن این کتاب فقط ۱۵ جلسه از جلسات را شامل می‌شود. ظاهرا صوت بقیه جلسات هم در سایت نیست یا لااقل تحت این عنوان نیست. چطور می‌شود به متن یا صوت جلسات ۱۶ به بعد دسترسی پیدا کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طی چهل و هفت جلسه در کانال اشارت می توانید مباحث را دنبال بفرمایید.https://eitaa.com/tashakole_esharatnv   موفق باشید

33654

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: ممنون مي شم جمله ي زير را با سه خوانش اسلام سكولار و نظر یا نظریه امام موسي صدر به طور خيلي اجمال توضيح دهيد. با تشكر و آروزي سلامتي «دين براي انسان است،‌ انسان براي دين نيست یا دین در خدمت انسان است نه برعکس.»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! دین الهی آمده است تا انسان‌ها را در ابعاد فطری‌شان از حالت بالقوه به حالت بالفعل درآورد و به همین جهت دین خدا را با وصف «ذکر» خوانده‌اند یعنی تذکر به ابعادی که نزد انسان هست و از آن غفلت می‌کند. این آن چیزی بود که بنده در جریان آن هستم ولی نظر خاص جناب امام موسی صدر را نمی‌دانم. ظاهراً بحثی نیست که بتوان به عنوان نظر خاص برای فرد خاصی به میان آورد. موفق باشید

39947

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد خداقوت: استاد واقعا تکلیف روحی که انقدر کمالگراست که هیچ پله و راه رفته‌ای راضیش نمیکنه و مدام خودش رو با بزرگان همیشه در بسطی مثل حضرت‌عالی قیاس میکنه و ناامیدی رو تجربه میکنه، چیه؟ خسته کنندس واقعا حالی که دارم... از نرسیدن و ناکامی و زمین‌خوردن نفسم واقعا در عذابم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بشر جدید آخرالزمانی وسعتی دارد بسی بیکران. مهم آن است که در راهی قرار گیرد که جوابگوی آن ظرفیت‌ها باشد راهی که افق‌ها مقابلش بگشاید. از طریق قرآن و با تدبّر در کلام الهی و از طریق حکمت تا نظر به اصالت وجود، و از طریق حضور در انسانیتِ انسان‌ها با دفاع از مظلوم و مقابله با ظالم. در این مورد خوب است ورودی به بحث «انقلاب اسلامی ، انتظار ، وارستگی» https://lobolmizan.ir/sound/1096?mark=%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C که همراهی با نگاه هایدگر است برای حضور در این تاریخ و همراهی با این انسان؛ داشته باشید. موفق باشید

38986
متن پرسش

«السَّلٰامُ عَلَیکَ یٰا عَلی ابنِ موسَی الرّضٰا المُرتَضٰی» سلام استاد: عذرخواهم. ۱. خاطرم هست که حضرتعالی می فرمودید وقتی به زیارت اولیای معصوم «علیهم السلام» مشرف میشید، قبلش قلب خودتون رو با وصیتنامه های شهدا آماده می‌کنید. استاد ولی من وقتی به لطف خدا میرم زیارت، با مطالعه کتاب حقیقت نوری، مخصوصاً چند جلسه آخرش قلبم رو آماده و هموار می کنم. اشکالی نداره؟ ۲. استاد یادم هست که وقتی کتاب های «حقیقت نوری» و «امام و مقام تعلیم به ملائکه» و «امام و امامت در تکوین و تشریع» و «مبانی نظری و عملی حب اهل البیت» رو‌ منتشر کردید، هر کاری می کردم نمی‌تونستم به این کتاب ها ورود کنم. از بس که افق شون بلند بود. ولی تقریباً همه این کتاب ها رو در حرم حضرت رضا علیه السلام به آسانی مطالعه کردم و نیوشیدم. استاد چرا من تونستم توی حرم این کتاب ها رو راحت مطالعه کنم؟ چرا؟ ۳. عازم مشهد و حرم حضرت رضا علیه‌السلام هستم و التماس دعا دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله که در زیارت امام رئوف با اذنی که آن حضرت نصیب زائران خود می‌کنند؛ که افضل اذن برای زوّار باشد، راه‌های حضور در مقام فوق‌العاده متعالی آن حضرات گشوده شود و این‌جا است که: «آن‌که عمری در پی او می‌دویدم کو به کو / ناگهانش یافتم با دل نشسته روبه‌رو» و آن نورِ امامی بود که با زیارت او انوار همه اولیاء قابل درک می‌شود و انسان به کمال انسانی خود آگاه می‌گردد. آیا زیارت اولیای معصوم جز برای آن است که ما خود را در اصیل‌ترین حضور احساس کنیم و بیابیم چه اندازه آن عزیزان «ما» هستند؟ و آیندۀ حضور خود را در زیارت آن‌ها بیش از پیش احساس کنیم؟ حضوری که باز ما را به شدتِ حضوری بیشتر دعوت می‌کند، زیرا برکه‌ای به زیارت اقیانوس رفته است. موفق باشید

38732
متن پرسش

مرگ روشن‌گر. بسیاری از عارفان معاصر «توجه به مرگ» و «تفکر دربارۀ مرگ» را آغاز راه‌یابی به سلوک می‌دانند. «مرگ» حقیقتی است حتمی، ناگهانی و همه‌شمول و تفکر دربارۀ آن، موجب طرح سؤالات بنیادین می‌شود. انسان دورۀ قاجار برای وصول به عالم معنا چاره‌ای جز «تحت سرپرستی استاد قرارگرفتن» و تبعیت از دستورات او نداشت. اما با ظهور انقلاب اسلامی، چارچوب‌های عرفانی هم دچار تحول معنایی شد. «ولایت فقیه» جای «استاد» را گرفت و «جهاد برای تحقق منویات رهبر» جای «ذکر و ورد» نشست* و «شهادت» نقطۀ پایانی وصول به حق در چنین دستگاهی است. انسان انقلاب اسلامی به دنبال چنین پایانی است. حضور مردم در تشییع شهدا هم تجدید عهد و یادآوری «چنین مرگی» است. مرگی که با حماسه و ایثار درهم‌آمیخته و «ترس از مرگ» را کنار زده است. مرگی که بر اثر مواجهه با تاریکی محض و کفر خالص رخ می‌دهد و موجب روشن‌گری هرچه بیشتر نفوسِ عمومی می‌شود. مرگی که همچون شهاب‌سنگی نورانی صحنۀ تاریک جهان امروز را لحظاتی روشن می‌کند و لرزه بر پایه‌های سترگ کاخِ درون آدمی می‌اندازد. در نظر مردم «شهید» نقطۀ آرمانی نوعی از زندگی دنیایی است که در آن، آدمی خود را بازیچۀ دنیا نکرده است و به آخرت (به‌عنوان مهم‌ترین بخش از حیات آدمی) توجهی ویژه داشته است. در این دستگاه عرفانی تحقق هرچه بیشتر اسلام و به قول بنیان‌گذار آن «اهتزاز پرچم لا إله إلا الله» مهم‌ترین «خیری» است که افراد برای رسیدن به آن رقابت می‌کنند. وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ (آیۀ ۱۴۸ سورۀ مبارکۀ بقره) این تازه شروع ماجراست. غایت عرفانِ انقلاب اسلامی ظهور جامعه‌ای از «انسان‌های قرآنی» است. پی‌نوشت: * این به معنای منسوخ‌شدن اذکار نیست بلکه اذکار محور چنین عرفانی نیست. ** منظور از «انسان قرآنی» جلوه‌گری قرآن در وجود انسان است. ۲۷ مهر ۱۴۰۳

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه کورچشمند آنانی که متوجه چنین امری در آخرین دوران بشر نیستند که به گفته جنابعالی مواجهه نور محض با ظلمات محض است، و آن کسی که در چنین شرایطی این جبهه را مدیریت می‌کند شهید است تا معلوم شود انسان‌هایی در این آخرین دوران به میدان آمده‌اند که به گفته شهید یحیی سنوار: «مذاکره در کار نیست؛ یا پیروز می‌شویم یا کربلا رخ می‌دهد»، به همان معنای مدیریت صحنه، حتی تا مرز شهادت. و این یعنی آغازی که جبهه کفر به تعبیر رهبر معظم انقلاب همچون یخ در حال ذوب‌شدن است زیرا برای اثبات خود مجبور است جنایت را به هر بهانه‌ای به اوج برساند در حالیکه جهان هستی ظرفیت قبول چنان جنایاتی را ندارد و از این جهت می‌توان در پیشانی جبهه صهیونیست جنایتکار بر خلاف تصوری که دارد، نابودی آن را ملاحظه کرد. بیچاره گمان می‌کند با هرچه عمیق‌ترکردنِ جنایت، پایه‌های بقای خود را محکم می‌کند، غافل از این‌که در مقابل او فرهنگی است که شهادت را به جای خواری و خفت و ترس به میان آورده. و این راز نابودی استکبار در جلوه جنایات اسرائیل است. موفق باشید    

37594

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در خصوص آنکه در مثال منفصل، آنچه در عالم عقل هست، در مثال منفصل ظاهر می‌شود. سوال آیا آنچه در عالم عقل است، در مثال متصل تجلی می‌کند؟ سوال دوم آنچه که خیال بافی نامیده می‌شود، آیا ابتدا در عالم عقل بوده است یا نه؟ اگر جواب خیر است، چگونه ممکن است که حقیقتی بدون اینکه در عالم عقل باشد، در عالم مثال متصل ظاهر شود؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! حقایقِ عقلی در خیال منفصل، صورتِ مناسب عالم عقلی را به ظهور می‌آورد. ۲. خیال متصل اگر تحت تأثیر خیال منفصل باشد؛ صورت‌های جزئی متعالی در آن به ظهور می‌آید و چنانچه تحت تأثیر حس و محسوسات باشد؛ صورت‌های جزئیِ مخلوط به وهم در آن شکل می‌گیرد. موفق باشید

37493

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد طاهرزاده: با توجه به اینکه جهان امروز جهان سیطره مدرنیته و فرهنگ منحط غربی است و گناهان و ظلمات همواره در حال گسترش یافتن است، به نظر حضرتعالی طرح و برنامه خدای متعال برای اینکه به صورتی اساسی ترمز بشر مدرن را بکشد چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما با پایداری در راهی که خداوند مقابل‌مان قرار داده می‌توانیم به لطف الهی با بشر این زمانه گفتگو کنیم تا او عزم دیگری به میان آورد. موفق باشید

36150

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: مرحوم آیت‌الله شجاعی در مقالات فقط می‌خواستند برخی منازل عرفانی رو توضیح بدن؟ قدم یقظه و توبه و طلب و مجاهده و مراقبه؟ خب چرا فقط این‌ها؟ در کتاب کیمیای وصال کل منازل سلوک رو از اول تا آخر فرموده‌اند یا اونم گزینشی بوده؟ اگر گزینشی بوده چرا این ترتیب بندی رو اتخاذ فرمودند؟ متشکرم از شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت الله محمد شجاعی «رحمت‌الله‌علیه» در کتاب شریف «مقالات» راهی را گشوده اند که اگر انسان با حوصله و با شروع از اولین جلد آن راه را طی کند، به خوبی احساس حضور در ملکوت برایش حاصل می‌شود و مهم این است که انسان بتواند در حضوری قرار بگیرد که چندین و چند منزل را با یک قدم طی کند. موفق باشید

36120
متن پرسش

سلام به استاد گرامی: در کانال «وارستگی»«https://eitaa.com/varastegi_ir» جمله‌ای از جناب آقای دکتر داوری آورده است که ایشان می‌فرمایند: «اگر در دهه‌های اخیر بعضی فلسفه‌های معاصر با نظر به فلسفه و عرفان اسلامی فهم شده‌است، این کوشش را التقاط و درهم آمیختن افکار و آراء متباین با یکدیگر نباید دانست. بلکه جهدی فکری برای درک گذشته و فهم زمان و تاریخ و نسبت ما با قدیم و جدید و جهان متجدد است. این معنی را کسانی که مستبصر نیستند و فلسفه و علوم انسانی را صرفاً امور آموختنی می‌دانند، درنمی‌یابند». «https://eitaa.com/varastegi_ir/585» حال سؤال بنده آن است که سخن ایشان را چطور معنا کنیم؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چنانچه ملاحظه می‌فرمایید ایشان ما را متذکر این امر مهم می‌نمایند که اگر فلسفه‌های معاصر بخصوص فلسفه‌های فیلسوفانی مانند دکارت و کانت و هگل و هایدگر و گادامر را مورد نظر قرار دهیم و متوجه جهانی بشویم که این فیلسوفان در آن قرار دارند؛ عملاً با مسائل و دغدغه‌های بشر جدید روبرو شده‌ایم و با متفکرانی به موضوعات می‌اندیشیم که موضوعات امروز ما است. و حال اگر با چنین دغدغه‌هایی به متون عرفانی و فلسفی خود بنگریم معلوم است که بهره‌های فراوانی از میراثِ عمیق و حکیمانه خود برای امروزمان به دست میآوریم. عمده آن است که در نظر به فلسفه این فیلسوفان بزرگ بنا را در فهم و همراهی با آنها قرار دهیم نه آنکه از ابتدا بنا را برای مقابله و نفی آنها بگذاریم . موفق باشید

36044

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام خدمت شما استاد گرامی: در یک کلام از همین ابتدا خسته تان نکنم صفای حاج قاسم و لبخند دلنشین و جانگداز پیر جماران، یاد امام و شهدا و آن حضرت دوستی که محبوبیتش در قلب آنچنان بود که نفس هایم یک در یک پی در پی به یاد او می آمدند و می رفتند، مانند یک تمدن بر باد رفته گریبانم را می‌گیرد! مانند عشقی که شکست خورده و حالا خاطراتش شب و روزهایم را نمی کند! معنا از طلوع و غروب هایم تا دور دست های دیده نشده فاصله می‌گیرند و این من پریشان حالا با تنها چندین حرف کنار هم زنده است و به امید آنکه باز هم روزی در ملاقات شب های عملیات و روزهای منور به حضرت یار را ببیند زنده می ماند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً این نوع احوالات را حکایتِ سیری بدانید که در این زمانه پیش می‌آید. غزل شماره ۱۲۷ متذکر همین امر است و یا در این رابطه سری به سؤال و جواب شماره  ۳۵۹۹۰  بزنید خوب است. موفق باشید

35991

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام. فرمودید: «آنان که حضور خداوند را در همه ي لایه هاي زندگی احساس نمی کنند چگونه می توانند به آرامشی برسند کـه در زیر سایه ي آن آرامش، عشق به خدا و به خلق خدا را تجربه کننـد؟» و نیز فرمودید: «خداوند "عمق وجود انسانها را متوجه خود می‌کند تـا عـشق بـه پروردگار را به انسانها هدیه کند.» ببخشید چند سوال دارم. اول اینکه چرا خداوند می خواهد همه انسان ها عاشق ایشون باشن؟ آیا عشق یه چیزیه که همه باید عاشق بشن؟ اینجوری بی ارزش نمیشه که خدا طوری جهان رو بچینه و سامان بده که همه عاشقش بشن؟ انگار دست کم از نظر شرایط رسیدن به عشق، یه اجباری هست که انسان نمیتونه بیرون از جهانی که خداوند برای هدیه ی عشق به انسان ها ساخته، اقدامی بکنن. این عشق رو بی ارزش نمی کنه؟ سوال دوم، اینکه آیا «نیاز به دوست داشته شدن» در انسان ها، ظهور و مرتبه پایین همین میشه که خداوند میخواد انسان ها رو عاشق خودش بکنه؟ و سوال سوم، عشق مادر به فرزند و عشق فرزند به مادر در شرایطی که فرمودید حضور خدا را در همه لایه های زندگی حس نکنن، یعنی این عشق نیست؟ من عاشق مادرم هستم می‌خواستم بدونم توهم زدم؟ احساسی که به صورت عشق در خودمون تجربه می‌کنیم ولی لزوما دینی نیست رو چطوری تحلیل کنیم؟ این باعث دلسردی انسان ها و خشک بودن اخلاق و رفتارشون نسبت به هم نمیشه؟ فکر می‌کنم اگه عشق رو فقط الهی تعریف کنیم رابطه انسان ها با هم خیلی بد میشه و فکر می‌کنند حتما باید کسی مثل ما بیاندیشه و دائما ایمانش رو ابراز کنه تا بهش عشق ورزیده بشه. عملا نظام خانواده ها از هم می پاشه مگه اینکه هی تظاهر کنن به دیندار بودن. اون هم از نوع خاصی از دینداری، چون هر کس دین رو یه طوری می فهمه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع عشق به خداوند موضوع مفصلی است که باید در لایه‌های مختلفش مورد بررسی قرار گیرد. همین اندازه خوب است روشن شود که خداوند عین کمال است و عشق به کمال مثل عشق به علم و حیات می‌باشد و اساساً بحث نیاز خداوند به این عشق، معنا نمی‌دهد. انسان است که در عشق به کمال مطلق با افقی روبرو می‌شود بسی متعالی و عبادات او زمینه هرچه بیشتر نزدیک‌شدن به آن افق بیکرانه را برای او فراهم می‌کند و البته این غیر از رابطه عاطفی و فطری است که مادر به فرزند و فرزند به مادر دارد. در رابطه با عشق به خدا و اولیاء الهی  می توانید به کتاب « مبانى نظرى و عملى حب اهل بيت (عليهم السلام)» رجوع فرمایید که روی سایت هست. موفق باشید

35317
متن پرسش

پی نان بدویدم یکی چند به تزویر... خدا داد غذایی که ز تزویر بجستم غزل۱۴۷۲ دیوان شمس
موضوع : حول و حوش واژه «تــزویر»: بعنوان آخرین مـرحله ماده و اولین باب ورود به «حرم».
 با سلام: با عنایت به نظرِ ارباب لغت در خصوص واژه تــزویر آنچه حاصل می‌شود اینست که تــزویر ریشه اش زَوْر _بمعنای زیارت کننده است و از آن جهت، تزویر یعنی نمایاندن چیزی به ظاهری که باطن اش آن نیست، شاید اگر به دغدغه «شرح صــــدر» جنابعالی توجه شود که درصدد درک حقیقی از نسل جدید، دل پاک اما غرب زده، است، بی ربط نباشد که به این موضوع بپردازیم که آیا «سنگ انقلاب و اسلام و ایران» را به سینه زدن تــزویر نیست؟ همان اعتراض و نیشی که احیانا این قسم از انسان ها آن‌را بسیار چشیده اند!؟ می‌شود گفت که بله تزویر است یعنی باید بپذیریم که انقلاب مطرح شده در چهل و چند سال اخیر هنوز به حرم و به باطن و درونی ترین وجه هایش نرسیده است، لذا اینکه تزویر بنمایاند، محال نیست بله آنچه انقلاب اسلامی در دلها، سودای اجراش را دارد هنوز نشده!! این ظاهر هنوز آن باطن را نمی‌نمایاند (جز در شهداء) توجه را به بیت ابتدایی ارجاع می‌دهدم: «پی نان بدویدم یکی چند به تزویر / خدا داد غذایی که ز تزویر بجستم» راهکار قرآنی می‌فرماید «فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَىٰ طَعَامِهِ» به طعام خود بنگرید اگر نبود باران، آب و.... طعام و غذایی نیز نبود! چه کسی و چه توانی را توان شکافتن زمین است برای بالا خواستن جوانه های طعام؟ به این حــــــرکت خطی نگاه کنیم، بظاهر، یک چرخه است، آب و ابر و باد و خورشید و حبه و نهایتا غذا! اما اگر نیک بنگریم این امر چرخه وار نیست، در توان اختیار طبیعت نیست، این حرکت خطی است، از مبدائی است تا غایتی! چشم حس ما هرچند آن‌را یک چرخه و سیکل می‌بیند اما خط است، خداوند غذایی معنوی چون انقلاب اسلامی را که در حرم حریم ایران به منصه ظهور آورد، نیز بار دیگر دعوت می‌کند ای انسان نیک بنگر و باز بنگر چگونه ممکن بود در میان این چرخه جهان لیل و سجیه و عادت و تاریکی و گمراهی، اینچنین نور به مصداق فجر بتابد؟ من با تزویر به انقلاب رو آوردم! نوراش دلم را کشانید اما هنوز که بذات آن نائل نشده ایم! باید بپذیریم که با تزویر به آن رسیدیم و ان‌شاءلله روزی به بطن آن برسیم، به حرم، به وطن، به بلد امین. «خمش باش خمش باش به تفصیل مگو بیش / ز تفسیر بگویم ز تف سِـیْر بجستم.»

 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین‌طور است که ما در ابتدا با تصورات خود وارد انقلاب شدیم که بعضی از آن تصورات، اصیل نبود. مانند برخوردی که اکثر مسلمانان در صدر اسلام داشتند که مطابق فضای تاریخیِ متأثر از شرک جاهلیت آن زمان بود، به اسلام رجوع کردند. ولی از آن‌جایی که ذات اسلام توحید بود آنانی که حضور در اسلامیت خود را با صداقت ادامه دادند، به لطف الهی به توحیدی که شایسته جان آنان بود، رسیدند. و همین امر در مورد انقلاب اسلامی در میان است که پایداری در آن، کار را به جایی می‌کشاند که آری! «خدا داد غذایی که به تزویر بجستیم» و آن احساسِ عالی‌ترین حضور در نزد خود در این تاریخ است. این‌جا است که چه خوب است مردم ما مانند شهدا و امام شهدا و رهبر معظم انقلاب متوجه این حضور بشوند که عطایی است الهی به آنهایی که تا آخر در کنار این انقلاب ایستاده‌اند. و حقیقتاً رهبر معظم انقلاب نکات ارزشمندی را در ۱۴ خرداد امسال در حرم حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در این رابطه مطرح کردند. خوب است به تذکراتی که در این رابطه پیش آمد نظری بشودhttps://eitaa.com/matalebevijeh/13918. موفق باشید.

نمایش چاپی