بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31696
متن پرسش
سلام استاد گرامی روزتون بخیر، ان شاءالله که خوب و سلامت هستین؟ استاد اینکه گفته میشه ما دعا هم بکنیم خدا هر جور خودش صلاح میدونه عمل میکنه و خواست ما مهم نیست خوب پس دیگه چرا اصلا دعا کنیم که بعدش جواب نبینیم و سرخورده و ناامید شیم و به دعا بدبین؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً این‌طور نیست که دعا، سرنوشت انسان را تغییر ندهد! انسان با دعا، جایگاه او در هستی تغییر می‌کند و خداوند بر اساس جایگاه جدیدی که او پیدا کرده است با او برخورد می‌نماید در آن حدّ که در روایت داریم: «الدُّعَاءُ يَرُدُّ الْقَضَاءَ الْمُبْرَم‏» دعا، قضای مُبرمی که بناست محقق شود نیز تغییر می‌دهد. موفق باشید

31695
متن پرسش
سلام علیکم: جناب استاد گرانقدر آقای طاهرزاده اینجانب مردی ۴۰ ساله دارای مدرک فوق دکتری در علوم پزشکی هستم که بیش از ۱۰ سال خارج از ایران زندگی می کنم. شخصا به عرفان عملی اسلامی گرایش دارم و مطالبی از اساتیدی نظیر علامه حسن زاده آملی و دیگر بزرگان را دنبال می کنم. اخیرا فردی نام حضرتعالی را به من معرفی کرد. غرض از اینکه مصدع اوقات می شوم اینکه اگر صلاح می دانید دستورالعمل سلوکی و یا چهله ای که متناسب برای یک فرد مبتدی باشد، برایم ارائه فرمائید. و من الله توفیق. بسیار سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه بنده به رفقا پیشنهاد می‌کنم مطالب معرفتی مثل «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» در ابتدای امر و سپس انس با مباحث قرآنی است که مطالب روی سایت هست. موفق باشید

31693
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید. خدا خیر کثیر نصیبتون کنه، استاد در رابطه با سوال ۳۱۶۷۱ فرمودین که اراده تشریعی در حوزه اختیار انسان است، سوال بنده دقیقا مبتنی بر همین اختیار بود، که آیا نفس میتونه طبق این اراده تشریعی بر جسم و تنش اثر داشته باشد یا فقط از طریق اراده تکوینی میتونه بر تن اثر و تسلط داشته باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور طبیعی نفس ناطقه در مقام تکوینی‌اش بدن را تدبیر می‌کند ولی شاید بتوان گفت بعضی افراد در حوزه اراده خود بتوانند نحوه‌ای از اعمال تکوینی نفس را نیز در اختیار بگیرند. مثل آن‌که دیده شده بعضی از افراد ضربان قلب خود را در اختیار خود می‌آورند. موفق باشید

31692
متن پرسش
سلام استاد: به نظر شما کتاب آداب الصلوة با شرح صوتی شما برای ارائه به نوجوانان ۱۴ - ۱۵ ساله مناسب است؟ البته این نوجوانان شدیدا پیگیر زندگی نامه عرَفاء بوده و بسیار راغب اند راه حقیقی سلوک و عرفان را بیاموزند
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید باید مطالب مربوط به آن کتاب را با زبان ساده‌تری که اصطلاحات در آن غلبه نداشته باشد، با نوجوانان در میان گذاشت. موفق باشید

31691
متن پرسش
سلام استاد عزیز خدا قوت! سوالی که از محضر حضرتعالی دارم اینکه آیا ما چگونه می توانیم با مردم تحت تاثیر غرب صحبت کنیم؟ آیا به کمک صدرا راهی باز می شود؟ و یا اینکه به زبان هایدگر و گادامر باید جلو رویم؟ تشکر بسیار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید هر سه نفر که می‌فرمایید نیاز می‌باشد. موفق باشید

31690
متن پرسش
با عرض سلام: در قصیده مرحوم لبید عامری دو نکته به نظرم رسید یک تعبیر «الا کل شی ما خلا الله باطل» که می دانید از حیث عرفانی در عرش است ما را در اینکه نمی توان مثل قرآن آورد به تردید انداخت. آیا این مثل قرآن و حتی فوق نیست چون در قرآن تعبیر «کل شی هالک الا وجهه» است اما باز بنظر می‌رسد تعبیر لبید چیز دیگریست چون از هالک بذهن متبادر می‌شود که هر چیزی می میرد ولی تعبیر لبید فصیح مشخص است چه می گوید و از این حیث برتری دارد و اگر هالک را به این معنی بگیریم همین الان هر چیزی جز خدا در هلاکت است باز کافی نیست چون هالک یعنی یک چیزی بود بعد نابود شد بر خلاف باطل که از ابتدا سالبه به انتفاء موضوع می‌کند مثال بزنم خدایان هالکند یعنی خدایانی بودند که بعد الان در حال هلاکتند اما خدایان باطلند یعنی خدایانی در کار نیست وحده لا اله الا هو فصاحت بیت لبید بنظر می‌رسد بالاتر است و عامری تعبیر الله را آورده که هم از وجهه روشن تر است هم الله را می‌توان الله ذاتی در نظر گرفت که فوق العاده عمق می یابد بر خلاف وجهه که تازه در روایات فکر کنم به معصومین اطلاق می‌شود بنابرین نهایت به انسان کامل یا قول بعض محققین را بپذیریم تعین اول اما الله را می‌توان تا ژرفترین ژرفنای حق هم سرایت داد اما سوال دوم در قصیده عامری آمده است «وَكُلُّ اِمرِئٍ يَوماً سَيَعلَمُ سَعيَهُ» در قرآن کریم هم به این مضمون آمده است «أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُري» حال سوال اینست که عامری که قبل از قرآن همین را گفته بود امکان دارد اقتباس صورت گرفته باشد چون سابق خوانده بودم که اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ از امرو القیس است گویا ایشان می فرمایند دنت الساعه و انشق القمر من غزال صاد قلبی و نفر محبت کنید در مورد اقتباس های قرآن توضیح دهید. اما لینک آن قصیده غرای مرحوم عامری رضوان الله تعالی علیه واقعا هر چه فکر می‌کنم فوق آن مصرعش امکان ندارد کلامی گفته شود و هر چه آیت الحق ابن عربی اعلی الله مقامه الشریف را با اندک دانشم مورد مداقه قرار می‌دهم باز احساس می‌کنم جز بسط آن کلام عرشی چیز دیگری نیست. https://www.aldiwan.net/poem21189.html
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید آنچه قرآن به عنوان معجزه و کلام خدا مطرح می‌کند، سوره‌های قرآن است با آن نوع انسجامِ خاصی که سازمان فکری انسان را شکل می‌دهد و لذا می‌فرماید: «وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ» وگرنه جملات و اشعار خوب در هر فرهنگی می‌توان پیدا کرد. آیا جناب کنفسیوس چنین جملاتی حکیمانه کم دارند؟! موفق باشید

31689
متن پرسش
سلام و عرض ادب. در موضوع اربعین حسینی: صعه صدری که در این تاریخ خود را نشان می‌دهد در زبان مردم عادی با جمله (کسی را قضاوت نکنید به سادگی) خود را نشان می‌دهد، در زبان مذهبیون هم جور دیگر. این صعه صدر که در ادامه آن آیه شریفه که نشان می‌داد به مردم هم در راستای وحی پیامبر وحی می‌شود، نشان می‌دهد به موقع مردم بعضی مسائل را زیاد تکرار می‌کنند و نباید به سادگی از کنار این صحبتهای مردم گذشت. حال سوال این است، جایگاه این صعه صدر و ارتباط آن با مسئله اربعین و ظهور حکمت خسروانی کجاست؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که جناب پروفسور هانری کربن معتقد است ایرانیان با حکمت خسروانی رسالتی را برای حضور در جهان به عهده دارند در آن حدّ که دار مستتر، ایران‌شناس فرانسوی گفته است که اسکندر می‌خواست ایران را یونانی کند، یونان را ایرانی کرد. و یا میشل فوکو معتقد است ایران، روحی است در جهان بی‌روح. موفق باشید  

31688
متن پرسش
سلام و عرض ادب و ابراز اشتیاق دیدار. در ادامه مبحث اربعین، مخاطبین روی این کلمه حکمت خسروانی، کمی از حضرتعالی انتظار کمک دارد، میخواهیم این حکمت خسروانی و ارتباطش را با موضوع اربعین کمی به تفصیل بیاورید، ممنون میشویم. با تشکر از حضرتعالی. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. همین اندازه می‌توان شماره ۵۰ «بنیان‌های حکمت حضور جهان بین دو جهان» خدمتتان ارسال کنم تا فتح بابی در این مورد باشد. موفق باشید

۵۰. برای گشوده‌شدن قرآن و درک اولیای الهی، نباید مانند مشرکینِ حجاز دست‌هایمان از معانی قدسی خالی باشد و نسبت به تذکراتی که وَحی الهی می‌دهد بیگانه باشیم. در حالی‌که وقتی ایرانی‌ها با وَحی الهی از طریق اسلام روبه‌رو شدند، نسبت به آن خالی‌الذهن نبودند و حضور رهبر روحانی جهت نظام بشری را می‌شناختند و حاصل مواجهه‌ حکمت خسروانی با اسلام، فارابی می‌شود و تذکر به مدینه فاضله. جناب سلمان فارسی حاصل مواجهه‌ حکمت خسروانی با نبوت نبوی است و بدین لحاظ در زمره‌ خانواده‌ پیامبر (ص) قرار می‌گیرد، ولی ابوجهل یعنی عموی پیامبر (ص) از خانواده‌ پیامبر خارج است.

مواجهه‌ روح خسروانی در بستر دیانت نبوی، در دوران جدید موجب ظهور سلسله صفویه شد و حاصل آن میرفندرسکی و ملاصدرا گشت، در حالی‌که در بستر حاکمیت عثمانی هرگز میرفندرسکی و ملاصدرا ظهور نخواهد کرد.

همان پیوستگی که بین حکمت خسروانی و سیره‌ نبوی شکل گرفت، در این تاریخ موجب می‌شود در مواجهه با خرد مدرن به طلوع جهانیِ بین دو جهان فکر کنیم که در عین تشیع با هویت حکمت خسروانی، خود را از خرد مدرن بیرون نداند.

مصریان در شرایطی بودند که یا باید اسلام را می‌پذیرفتند و زبان مخصوص اسلام را و یا بر همان عصر طاغوتیِ خود باقی می‌ماندند، زیرا زبان طاغوت‌زده‌ آن‌ها ظرفیت رابطه با اشارات قرآن را نداشت ولی در ایران شرایط متفاوت بود و امروز نیز ما در مواجهه با خرد مدرن شرایط مخصوص به خود را دارا هستیم.

از آن‌جایی احساس خود به عنوان حضوری در اکنون، امری است الهامی، ضرورت رهبریِ روحانی در تأسیس یک نظام حقیقی که مبتنی بر معرفت ذاتی انسان باشد پیش می‌آید، تا بتوانیم حضور در اکنون تاریخی خود را در یک نظام بنا کنیم زیرا یکی از شرایط بنیادین برای به خودآمدن انسان، حضور در جهانی است تاریخی، تاریخی که آینده حضور بیکرانه انسان را به صورتی اصیل مدّ نظر آورد. ساختن چنین تاریخی، ضرورتاً به تحقق نظامی منجر می‌شود که مبتنی بر رهبری و هدایت رهبری باشد تاریخ‌ساز، تا با شخصیت و رهنمودهای خود، امکان عبور از آشفتگی‌ها و درماندگی‌ها را فراهم آورد وگرنه صاحب منصبانِ تنگ‌نظر، آن تاریخ را به یک رژیم دیوان‌سالار تبدیل می‌کنند. این جا است که ضرورت انسان‌های قدسی به عنوان به ظهورآوردن «وجود» در تاریخ، ضروری خواهد بود تا آغازگر باشند. این همان برخورداری از معانی قدسی است در نظر به سیره اولیای الهی تا انسان برای رجوع به هویت قدسی خود، نمودی متعیّن در پیش رو داشته باشد و وجود چنین نمادی با تاریخ‌سازیِ خود می‌تواند نقش‌آفرینی کند، امری که حجاز در صدر اسلام از آن غفلت کرد ولی در ایران بنیان‌های تاریخی آن از قبل فراهم بود و اسلام نوری بود که به آن بنیان‌ها تابید و آن‌ها را به صورتی اصیل‌تر به ظهور آورد و غفلت از حضور رهبری که نماد حضور ما در ساحت قدس باشد ما را گرفتار محافظه‌کاری صاحب‌منصبان می‌کند.

31687
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما استاد گرانقدر با توجه به سؤال 31662 و پاسخ جنابعالی: ما نباید دولت سیزدهم را مورد انتقاد قرار دهیم؟! آیا این درست است که به بهانه اعتماد به جناب آقای رئیسی مقابل کج روی ها سکوت کنیم؟! با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آموزه‌های دینی به ما فرموده‌اند تا آن‌جا که ممکن است به افراد اعتماد کنید مگر آن‌که عکس آن ثابت شود. موفق باشید

31686
متن پرسش
به نام حق سلام استاد وقت بخیر: دختری دارم که تازه وارد هشت سالگی شده چند وقتیه که دچار مشکل شدیم. اول با گریه پیشم اومد و گفت تو دلم به امامان فحش می دم منم سعی کردم آرومش کنم، اما بعد گفت به خدا هم توهین می کنم بعد پدرش و من و فامیل هم اضافه شد. تو اینترنت جست و جو کردم کلیپی از استاد رائفی پور دیدم که فرمودن این مسئله رایج هست و کار شیطان هست و باید بی محلی کرد به این فکرها. ولی دخترم میگه نمی تونم بهش فکر نکنم به پهنای صورت اشک می ریزه میگه شیطان کجا بود من خودم تو دلم این حرف ها رو می زنم میگه نگرانم خدا از دستم ناراحت بشه و منو نبخشه خیلی بی قراره، داره مریض میشه میگه وقتی تو دلم فحش می دم بی حال میشم نمی تونم هیچ کاری بکنم فحش های خیلی بد میدم، داره هلاک میشه. قرآن می خونه پدرم گفتن استغفار و اعوذ بالله بگه وضو بگیره انجام می ده ولی میگه اثر نداره. استاد خودم رو سرزنش می کنم که شاید زود بوده که در مورد شهادت امام حسین و یارانشون یا خانم فاطمه زهرا و امام زمان و یا دشمنی شیطان و... براش قصه گفتم و شاید دلیل این حالاتش من باشم. لطفاً بگید چیکار کنم زندگیمون به هم ریخته. خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در این موارد پیشنهاد آقای رائفی‌پور خوب باشد. حضور در مجامع دینی و زیارات امامان و امامزاده‌ها را هم امتحان کنید خوب است. موفق باشید

31685
متن پرسش
سلام استاد: حتی نمیدونم ارسال این سوال دردی رو دوا میکنه یا نه. استاد به یه نقطه ای رسیدیم که هیچ جا هیچ ارامشی وجود نداره. خانواده به نحوی، جامعه به نحوی با آدم جنگ دارن و درون خود آدم به نحوی جنگ به پاست. جنگی هایی که دائم درش شکست می‌خوریم و هیچ راه نجاتی هم پیدا نمیشه. زندگی همه هم همینطوره و هیچ کس راضی نیست چون داریم از همه طرف زخم می‌خوریم. دیگه نه اعتقاداتمون برامون کارایی دارن نه قدرت بدنی و فکرمون. خانواده مدام دارن سر جزیی ترین چیز حمله میکنن و تمام قدرت روحی آدم رو به افسردگی و خوددرگیری میکشونن. خانواده هایی که حقوق بگیر نیستن دائم توش دعواست چون حتی اگر سر کار هم برن باز احساس امنیت روانی ندارن که پول بهشون میرسه. چیزی که تو خانواده های کارمند دیده نمیشه غالبا. جامعه فقط برای افراد خلاق جای پیشرفت داره و برای افراد ساده هیچ جایی نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! می‌توانستیم راهی را در پیش گیریم که جهان کیفی و افق کیفیت‌ها مقابل‌مان گشوده شود و از آن غفلت کردیم و راه‌کارِ عبور از این مشکلات، جز همان برگشت به جهان کیفیت‌ها نیست. نکاتی که در کتاب «با دعا در آغوش خدا» مطرح شده. موفق باشید

31684
متن پرسش
سلام علیکم: در حکمت ۲۷۰ نهج البلاغه موقعی که خلیفه عمر می‌خواسته زیور های کعبه رو در راه مجهز سازی سپاه مسلمانان خرج کنه، حضرت علی (ع) اجازه این کار رو ندادند و فرمودند هنگامی که قرآن بر پیامبر (ص) نازل شد در مورد زیور های داخل کعبه هیچ صحبتی نکرد و باقی گذاشت البته این باقی گذاشتن به خاطر فراموشی نیوده و کلا سکوت شده. حالا سوال بنده این هست که آیا تفسیری راجع به این موضوع وجود داره؟ دلیل اینکه زیور های داخل کعبه باید دست نخورده باشه و در راه اسلام خرج نشه چی بوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان این امر نیستم. موفق باشید

31683
متن پرسش
سلام: ۱. اربعین امسال با توجه به مشکلات و محدودیت ها خیلی ها نمیتونن برن کربلا من جگرم داره آتیش میگره که نمیتونم برم. آیا امام حسین علیه السلام جواب این جگر سوخته من رو خواهد داد؟ ۲. دوست دارم زندگی توحیدی داشته باشم چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله جواب جگر سوخته شما همان زندگی توحیدی است که به دنبال آن هستید و با نور حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» شراب توحیدی مقربین را بر شما، نه آن‌که بچشانند، بلکه می‌نوشانند تا در مستی و هستی، خود را احساس کنید. موفق باشید

31682
متن پرسش
با سلام و عرض ادب، سوالی داشتم خدمتتان آیا استاد شرحی بر دعای کمیل دارند؟ یا تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه، متأسفانه چنین توفیقی پیش نیامده. موفق باشید

31681
متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر باطراوت استاد سلام علیکم: کتاب جایگاه رزقتان را دو بار خوانده ام ولی متاسفانه حس می‌کنم این کتاب نیاز به بازنگری و ویرایش جدی و اساسی دارد امید است همانگونه که در کتاب فرزندم چنین باید بود بازنگری و ویرایش اساسی انجام شد این کتاب پر ابهام جایگاه رزق هم مورد عنایت مجدد استاد قرار بگیرد. باشد که در فضای روزی زدگی حاکم بر بشر امروز راهگشای انسانهای آزاده باشد. من برای تبیین ابهامات خود به سوالات سایت رجوع کردم اما متاسفانه در پاسخ های شما نوعی انفعال و تردید در موضوع رزق می‌بینم گویا خود شما نیز همچنان در این موضوع ابهاماتی دارید. با موشکافی دقیق به این ابهامات می‌پردازم و تمنا دارم استاد نیز با حوصله ای فراتر از سایر سوالات سایت تامل نموده و پاسخ فرمایید. تشکر ۱. شما مکررا جمله ای را می‌فرمایید که «در هر حال رزق مقسوم انسان به او می‌رسد» اما در جواب سوال ۳۰۷۹۹ در قسمتی از پاسخ فرموده اید: (البته در بعضی موارد عده ای رزق جوانان را می‌قاپند) جسارتا و واقعا اگر این در پاسخ های شما نوعی تناقض آشکار نیست پس چیست؟ بالاخره رزق مقسوم (در هر حال) می‌رسد یا عده ای می‌توانند آن را بقاپند؟ ۲. اگر ما در قرآن کریم آیه ای با این صراحت داریم که «اگر شکر کنید بر آن می افزاییم» و یا دستورات ائمه برای افزایش رزق را داریم پس چرا در جواب سوال ۲۸۷۳۱ می‌فرمایید: «بعضی را اگر زندگی همراه با رزق محدود بدهد، کافر می‌شوند و بعضی برعکس» چرا این گونه جواب می‌فرمایید که این فکر مسموم در ذهن برخی شکل بگیرد که فقرٰٰ مقدر الهی است و کاری برای رفع آن نمی‌توانند انجام دهند. آیا این گونه جملات شما به شکل گیری تفکر افراطی در موضوع جبر و اختیار دامن نمی‌زند؟ ۳. وقتی شما در پاسخ سوال ۲۹۵۶۹ صراحتا می فرمایید «ریشه‌ی هر قحطی، قحطی‌زدگی است و غفلت از سعه‌ی رحمت الهی» پس دیگر پاسخ شما در ۲۸۷۳۱ که می‌فرمایید: «بعضی را اگر زندگی همراه با رزق محدود بدهد، کافر می‌شوند و بعضی برعکس» چه معنا دارد؟ اگر ریشه قحطی را قحطی زدگی بشر می‌دانید پس دیگر وارد کردن مقدرات خداوند چه معنا دارد؟ ۴. شما در پاسخ به سوال ۲۲۵۶۹ که در رابطه با قحطی یکصد سال پیش ایران که ناشی از سیاست انگلستان و بی عرضگی شاهان بود جواب داده ایدکه «از طرف دیگر وسیله‌ای شده‌اند تا با مرگ خود آن‌هایی که باید از نظر بی‌مسئولیتی شناخته شوند، مشخص گردند» آیا این از عدل و حکمت خدای متعال به دور نیست تا عده ای با گرسنگی و اثرات ناشی از آن که مرگ است از نعمت حیات و به فعلیت رساندن استعداد های خود در این حیات زمینی محروم شوند تا صرفا عده ای ظالم شناخته شوند؟ آیا اساسا این جواب شما در فضای تفکر دینی مطرح شده یا برداشت شخص جنابتان است؟ ۵. از طرفی در پاسخ ۲۲۵۵۹ می‌فرمایید: «خالق عالم و خالق همه‌ی مخلوقات، خدایی است که هیچ‌چیزی مانع رزّاقیت آن نمی‌شود» از طرفی در پاسخ۱۹۸۳۶ می‌فرمایید: «به قول مرحوم دکتر علی شریعتی آری! خداوند رزق هرکس را تعیین کرده است ولی باید ببیند که چه کسی از او قاپیده است؟ و یا چه کسی می‌خواهد از او بقاپد؟» بالاخره هیچ چیز مانع رزاقیت خدا نمی‌شود یا انسانهای ظالم مانع رزاقیت خدا می‌شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله دقت خوبی در موضوع داشته‌اید. ولی عنایت بفرمایید که در رجوع به روایات، بعضاً امام با توجه به محدودیت سؤال‌کننده جواب داده‌اند و بعضاً مبنایی از سنت رزّاق بودن خداوند را در نظر دارند و در این رابطه خوب است که ما نیز به روایات رجوع داشته باشیم. آری! ۱. مقسوم‌بودن رزق به این معناست که هرکس تلاش عادی خود را انجام دهد به آن می‌رسد ولی به این معنا نیست که کسی نتواند در آن رزق تصرف کند و از آن طرف وقتی انسان متوجه باشد رزق، مقسوم است می‌داند که راهی برای برگرداندن رزق مقسوم‌شده هست و لذا تلاش می‌کند تا آن را برگرداند. ۲. رزق، مقدّر شده نه آن‌که فقر، مقدّر شده باشد. به آیه «اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» در این مورد توجه شود، خوب است که محدودکردن رزق در مقابل بسطِ آن، فقر به حساب نمی‌آید. ۳. قحطی‌زدگی که بعضی جوامع گرفتار آن می‌شوند به جهت آن است که نگرانند نکند رزق مقسوم به آن‌ها نرسد و تأکید بر مقسوم‌بودن رزق، چنین جوامعی را مدد می‌رساند. ۴. مگر تن به ظلم دادن که مذموم است، همین نیست که انسان راضی به محرومیت‌هایی که توسط ظالمان می‌شود، نگردد؟ ۵. آری! از طرف خدا رزق، مقدّر و مقسوم است ولی اگر بنده تن به ظلم بدهد و کسی رزق او را بقاپد، مقسوم‌بودن رزق منتفی نیست. با تشکر از دقت‌هایی که در این مورد داشتید. موفق باشید   

31680
متن پرسش
با سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز: با توجه به این روایت و روایاتی از این قبیل چگونه می‌توان این علم را یادگرفت و اصلا چنین کاری در این زمان ضروری هست یا خیر؟ «قال امیر المؤمنین (ع): سأل رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم: ما تفسیر ابجد؟ فقال: تعلموا تفسیر أبجد فإن فیه الاعاجیب کلها، ویل لعالم جهل تفسیره»؛ (امام علی علیه السلام می فرمایند: از رسول خدا در مورد حروف ابجد سؤال شد، آن حضرت فرمودند: تفسیر حروف ابجد را یاد بگیرید؛ چرا که همه آن شگفتی است، وای بر عالمی که از تفسیر آن جاهل باشد.)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علم ابجدی که در روایات هست هیچ ربطی به حروف ابجدی که بین آقایان مطرح است، ندارد و هرچه هست آن علم در نزد خود ائمه «علیهم‌السلام» می‌باشد. موفق باشید

31679
متن پرسش
سلام به استاد گرامی: در جواب یکی از کاربران که موضوع ویروس کرونا را مطرح فرموده بود و آن سختی هایی که در بیماریش برای او پیش آمده بود، جنابعالی در عین انکار نکردن وجود آن ویروس و آن بیماری، موضوع تقدیری بودن آن را به میان کشیدید که به نظر می آید نکته مهمی است از آن جهت که گویا همچنان که فرمودید بنا است بشر این دوران آن را تجربه کند و تاریخی که تاریخ پساکرونا هست مطرح شد. چه اندازه باید در این رابطه فکر کرد؟ آیا توجه به این امر به بیماران گرفتار این ویروس کمکی می‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی ویروس کرونا به سراغ‌مان آمد و ما را در بر گرفت، آن‌هم همچون طوفانی، آیا بنا نیست که ما معنای حضور تقدیری این‌چنین را در عالَم تجربه کنیم؟ آیا می‌توانیم در عین حال در دل آن طوفان در عین بالا و پایین رفتن همچنان پا برجا باشیم و به عنوان تقدیری که پیش آمده به آن فکر کنیم؟

گویا در تاریخِ آخرالزمانی که انسان‌ها با درک چگونگی خود با طوفان‌های غیر قابل تصوری روبه‌رو می‌شوند باید برای نحوه حضور در آنچنان تاریخی و طوفانی، هراس به خود راه ندهند. ما برای درک چنین تقدیری باید به درک حضور بیکرانه خود و تعالیِ خلاّقانه‌ای که در پیش است، فکر کنیم. آیا می‌توانیم؟ موفق باشید  

31678
متن پرسش
بسم رب الشهدا و الصدیقین با عرض سلام و احترام ضمن تشکر از شما استاد گرانقدر. در پاسخ به پرسشهای چندی پیش مطرح نموده بودید جلسه ایی در مورد نحوه مواجهه با مساله حجاب با فعالین جبهه انقلاب داشته اید. مساله ایی که از دغدغه‌های امروز می باشد، اینکه اولویتهای امر به معروف و نهی از منکر در گام دوم انقلاب اسلامی چیست و چگونگی تحقق آن کدام است؟ حال در موضوع حجاب اولویت چیست و مدل و قائده صحیح و روشمند با توجه به مقتضیات آن کدام است تا دچار افراط و تفریط در روش امر به معروف و نهی از منکر نشویم و یا در پازل دشمن بازی نکنیم. لطفا در صورت امکان نتایج و یا راهنمایی در این زمینه بفرمایید تا ان شاءالله تکلیف خود را بهتر بشناسیم. با تشکر (در صورتی که محدودیتی در انتشار وجود دارد، لطفا به ایمیل ارسال شود)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی به یاد ندارم. شاید مباحثی که در رابطه با «زن» شده است و جزوات آن روی سایت هست، بتواند کمک کند. موفق باشید

31677
متن پرسش
سلام استاد عزیز: خدا قوت. در تفسیر المیزان در مورد آیه ۱۰۶ سوره مبارکه یونس آمده: دو تعبير شريف در اين آيه شريفه. در اين آيه دو تعبير لطيف آمده: يكى اينكه وقتى سخن از دعاء دارد، تعبير «ما لا ينفعك و لا يضرك» - ما: چيزى كه - را آورده و چون سخن از عبادت دارد، تعبير «الذين تعبدون من دون اللّه» - الذين : كسانى كه - را مى آورد، و لطف اين دو تعبير از اين جهت است كه عبادت به حسب طبع اقتضاء دارد كه معبود داراى عقل و شعور باشد، و معلوم است كه درباره چنين معبودى بايد تعبير «الذين» آورده شود، ولى دعا هر چند كه همواره و توأم با عبادت و خود نوعى عبادت است، ليكن وقتى مدعو متصف باشد به صفت «لا ينفع و لا يضر» ديگر جا ندارد تعبير الذين آورده شود، چون اين تعبير ذهن شنونده را دچار اشتباه مى سازد، و شنونده خيال مى كند كه هر موجودى كه مصداق تعبير «كسانيكه» باشد، يعنى صاحب علم و عقل مى تواند نافع و مضر باشد، بدين جهت به جاى آن تعبير، تعبير «چيزى» كه را آورد تا اشاره كند به اينكه اين خدايان كه شما دست به دعايشان بر مى داريد جمادند، و در حق جمادات كسى اين احتمال را نمى دهد كه روزى اراده نفع رساندن و يا ضرر زدن كنند. میشه لطفا واضح تر توضیح بدین. در حال حفظ هستم و رجوعی به تفسیر داشتم ولی متوجه عبارات فوق نشدم. سوال ۲: استاد گرامی دبیر کامپیوتر دوره متوسطه هستم. چگونه می توانم دانش آموزانم را از پوچی گرایی نجات دهم و دید آنها را نسبت به زندگی عوض کنم؟ کتابی یا سخنرانی یا ..؟ لطفا مرا راهنمایی کنید. سوال ۳: عاشق قرآن هستم و دوست دارم که بهتر بفهمم و از ظاهر قرآن فراتر بروم و علاوه بر حفظی که انجام میدم عمق هم پیدا کنم. آیا مثلا تحصیل در رشته قرآن و حدیث یا... می تونه کمک کنه؟ چه کنم؟ سوال ۴: لطفا منبعی کامل برای مطالعه تاریخ اسلام و وقایع آن معرفی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همچنان‌که علامه طباطبایی می‌فرمایند بحث در آن است که شرک، نفی شود و بیان می‌کنند که شرک، انسان را در زمره ظالمین وارد می‌نماید و آدمی مستحق مجازات‌هایی می‌شود که خداوند در کلام خود به ظالمین وعده داده است. لذا خداوند می‌فرماید: غیر از خداوند کسی را به عنوان منشأ اثر نخوانید، در حالی‌که نه برای شما توان ایجاد نفعی را دارد و نه توان دفع ضرری را. ۲. بقیه جواب سؤال خود را در جواب سؤال شماره 31672 دنبال بفرمایید. موفق باشید

31676
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز و تشکر فراوان بخاظر بیانان روشنگر و راه گشای شما: در ادامه سوال 31660 علاقه داشتم بر توضیحاتتون بیافزایید به همین بهانه یک مورد که اخیرا دوباره مظرح شده بیانان امام جمعه قزوین و قضیه هفت سنگان بود (برای اینکه فضا تا حدودی مشابه بود) http://www.ensafnews.com/272957/%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9/ فرمودین: موضوع عدالتخواهی باید در بستری بس عمیق‌تر انجام گیرد روح نظام به سوی حضور در وجدان عمومی مردم است و هرچه بیشتر حساسیت‌ها را در کیفی‌کردن زندگی‌ها قرار دهیم، خود به خود حقارت طلب دنیا بیشتر روشن می‌شود و این، کار اساسی است و فرمودید: حرکت عدالت‌خواهانه اگر با عمق معرفتی و توجه به نظام تکوینیِ عالم انجام نشود، آن‌چنان سطحی می‌گردد که جریان عدالت‌خواهی را در مقابل کلیّت نظام می‌برد و همچنین یاد متن نکات برگزیده شما از کتاب اخلاق افتادم. اما آن اخلاق یعنی اخلاق سقراطی که دعوت به خیر است، این جهان را نمی تواند نجات دهد. ما که هر روز زندگی مان متحول می شود، اگر می خواهیم عدل و خویشتن داری و حکمت را رعایت کنیم و قول و فعل مان شجاعانه باشد، باید از خِردی برخوردار باشیم که اوضاع متغیرِ موقع و مقام را بشناسد و بگوید در آن مقام چه باید گفت و چه باید کرد. پس گفتن این که چه چیز فضیلت است، کافی نیست. به بهانه این موارد علاقمند بودم بر مواردی که در پاسخ سوال بیان کرده بودید بیافزایید. تشکر از شما - خداوند خیرتان دهد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد و باز تأکید می‌شود ما در فهم عدالت در تاریخ جدید و درک معنای شهر و شهروندی در این زمانه باید با عمق بیشتری وارد شویم و اساساً نوعی بازسازی در معنای حضور در شهر و رابطه آن با نهادهای دولتی باید پیش آید، وگرنه به صورت‌های مختلف این ماجراها دامنگیرِ ما خواهد شد. همچنان‌که شده است. شاید کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهان بین دو جهان» افق حضوری را متذکر شود که در دل آن اخلاقی به ظهور آید در حدّ رابطه ای که باید در این زمانه نسبت به همدیگر شکل دهیم. آری! تعریف اخلاق در آن حدّ که در آن تاریخ ارسطو فرموده است، برای حضور در اجتماعی که امروز بشر برای خود شکل داده، کفایت نمی‌کند وگرنه در جای خود غلط نیست. موفق باشید

31674
متن پرسش
به نام خدا. با اهدا سلام و تهیت محض استاد گرانقدر: سوالی پرسیده بودم ولی متاسفانه پاسخ آن را نه در ایمیل و نه در بین سوالات سایت نیافتم، بابت تکرار حقیر را ببخشید: در دوراهی بین مستحبات و عجب مانده ام. تا چه حد باید مستحبات را انجام داد؟ مدتی است از ترس عجب بسیاری از موانست حود با ادعیه و سایر مستحبات را از دست داده ام. البته از آن طرف هم می‌فهمیدم که این موانست عجب دارد. امّا از این طرف هم می‌ترسم، این ترس از عجب در حقیقت بهانه باشد برای تنبلی. استاد بزرگوار مرحمت فرمایید علاوه بر پاسخ سوال، بنده حقیر را در راه سلوک، دعا کنید. یا حق
متن پاسخ

اسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال شماره 31393 جواب داده شد. موفق باشید

31673
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: قبل از هر چیز تشکر کنم که حدود ۳ الی ۴ سال، به صورت پیاپی، مطالب شما رزق بنده شد و بسیار بهره بردم هر لحظه و هر ماه، بهترین و به جا ترین رزق علمی و معنوی بود. مساله دوم اینکه، من حدود ۴ سال پیش آزمایشی توی مسیرم قرار گرفت، که حب و عشق روحانی را خداوند از فردی، در دلم قرار داد و به گفته شما این علاقه نیروی عجیبی بود که سرعت دهد و جلو بیاورد و به حب اهل بیت برساند و از آن حب زمینی به حب روحی، معنوی برساند. توی این ۴ سال هم نتوانستم جدی به موارد خواستگارها فکر کنم، چون از حب قبلی عبور نکرده بودم. ولی حالا که جدی و عقلانی و با توکل بر خدا به موردی از خواستگارها فکر می کنم، اصلا باب حب و علاقه و دوست داشتن در این مدت باز نشده است. درست است که قلب باید علاقه به خدا را داشته باشد، ولی آیا می شود، بدون دوست داشتن، با فردی زندگی کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که قرآن می‌فرماید: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» اگر در ابتدای امر تمایل اولیه‌ای هرچند ضعیف باشد؛ خداوند می‌فرماید خودش مودّت و رحمت را در جان زوجین القاء می‌فرماید. موفق باشید

31672
متن پرسش
سلام استاد گرامی: خدا قوت. استاد لطفا یه منبع جامع و کامل برای مطالعه تاریخ اسلام و وقایع آن و آشنایی با اوضاع جامعه و آنچه که بر ائمه علیهم السلام گذشت معرفی بفرمایید. ۲. دبیر درس کامپیوتر دوره متوسطه هستم. چگونه می توانم دانش آموزانم را درباره هدف خلقت و رهایی از پوچی کمک کنم؟ از کجا و چه مباحثی و چه منابعی شروع کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب در این مورد بسیار است. فکر می‌کنم اگر با کتاب «فروغ ابدیت» از آیت الله سبحانی شروع کنید و کتاب «تحلیلی از تاریخ اسلام» از دکتر شهیدی را نیز دنبال بفرمایید و سپس با نوارهای استاد غنوی کار را ادامه دهید جهت مطالعه تاریخ ائمه و از کتاب «انسان 250 ساله» مقام معظم رهبری غفلت نکنید؛ إن‌شاءالله فضایی از حضور در تاریخ اسلام به دست خواهید آورید. ۲. به نظر می‌اید با کتاب «آشتی با خدا» که روی سایت هست شروع کنید، خوب است. موفق باشید

31671
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: خدا بهتون سلامتی و طول عمر بده. استاد اینکه فرمودین نفس بر تن تسلط تکوینی داره و خواست و اراده تکوینی دارد بر تن، آیا میتونه اراده و تسلط تشریعی هم داشته باشه؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اراده تشریعی در حوزه اختیار انسان است که خود ما باشیم. موفق باشیم. موفق باشید

31670
متن پرسش
سلام: پاسخ حضرتعالی به قضیه اعدام های سال ۶۷ که سابق می‌دیدم گویا اینطور فرموده بودید که قرار بوده از آن طرف آنها حمله کنند از این طرف اینها از زندان ملحق شوند در حالیکه بعید می‌دانم زندانیان از این مسئله خبر داشته باشند و چون زندانها سراسر کشور بود اینکه این مسئله مورد توافق سراسر زندانهای کشور قرار بگیرد و مسئولین امنیتی بویی نبرند و اصلا خود اینکه خبری ممکن باشد به زندان راه پیدا کند مورد تردید و بلکه بسیار دور از ذهن است واقعیت این است که این نقشه آنهایی بود که حمله کردند آنها قصدشان حمله و بعد آزاد کردن زندانیان و الحاق آنها به خود بود بنابرین آن زندانیان چون قبلا محاکمه شده بودند و حکم قاضی بر مثلا ۱۰ سال حبس آنها بوده و حکم قاضی قابل نقض نیست و همین که حکم اعدام نگرفتند مشخص می‌شود دست به قتل نزده بودند و بیشتر سمپات بودند و وقتی هم که قاضی حکم می‌داد می‌دانست سر موضع هستند و همچنان هوادار گروه خویش و محارب بودن آن گروه هم از همان اوایل دهه ۶۰ روشن بود و قبل از ۶۷ کنار دشمن بعث قرار گرفته بودند بنابرین دلیلی نمی‌ماند جز قصاص قبل از جنایت اگر اینها آزاد می‌شدند ممکن بود بعدا مشکل ایجاد کنند پس پاکسازی شدند از طرفی فقط آن گروه اعدام نشدند بلکه از گروه های دیگر نیز گویا اعدام شدند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جریان هستید حکم امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و با تشخیصی که پس از گزارشات دادند، آن بود که آن افراد محارب محسوب می‌شود و ایشان به عنوان فقیهی حاذق آنچه حکم خدا بود را اجرا نمودند و عاقلانه‌ترین کار برای یک مسلمان، اعتماد به چنین افرادی است و این غیر از آن است که با نگاه عقل غربی به چنین موضوعاتی نظر کرد. موفق باشید

نمایش چاپی