بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11789
متن پرسش
سلام: با تشکر به پاسخ سوال قبلی ام یعنی شماره 11778. ولی استاد محترم، شما که از بدو انقلاب تا کنون در تمامی انتخابات اظهار نظر فرموده اید از طرفی آقا دقیقا در مورد ورود در انتخابات جبهه ی فرهنگی انقلاب را نهی فرمودند. بله، اگر بگوییم بعضی معرفی ها مثل معرفی دکتر جلیلی قضیه ی خاصی داشت می توان پذیرفت (کما این که آقای میرباقری که در هیچ انتخاباتی اظهار نظر نمی کردند در مورد دکتر جلیلی اظهار نظر کرده و حتی سخنرانی نمودند) ولی عملکرد شما منحصر به یک مورد نیست پس چطور فرمایش آقا را در مورد رهبری خودتان در باب جبهه ی فرهنگی امتثال فرموده اید؟ شما که خود معتقدید فضا غبار آلود است (و اصلا شاید نهی رهبری هم به همین خاطر باشد) و معتقدید کلام در این فضا اثر ندارد خب چرا ورود می کنید؟ و اما سوالی که از شما می پرسم و دوست دارم به عنوان یک استاد، نه رهبر جبهه ی فرهنگی که آقا می فرمایند ورود در امور سیاسی نکنید بپرسم این است (لازم به ذکر است که اگر صلاح می دانید این سوال را خصوصی پاسخ دهید تا بنده زمینه ی ورود شما در مباحث سیاسی را در سطح سایت ایجاد نکرده باشم) 1ـ اگر بپذیریم مبنای این توافق عبارت است از الف: امید به رفع تحریم ها. ب: معلق کردن حل مشکلات بر رفع تحریم ها ج: اعتماد داشتن به طاغوت (امثال آژانس). خب حال سوال این است که آیا این هر سه مخالف مبانی شما و نظر آقا نیست؟ اگر بفرمایید نیست خواهم گفت در جملات آقا صریحا این سه مبنا تخطئه شده است و بارها مثلا فرموده اند حتی اگر تمامی خواسته هایی که به شما دیکته می کنند را انجام دهید تحریم ها رفع نخواهد شد و یا فرموده اند این نگاه اشتباه است که به بیرون از مرز ها جهت حل مشکل چشم بدوزید و مانند آن. اگر بفرمایید هست خواهم گفت پس چرا باید از بیانیه ای که مبنای باطلی دارد دفاع بفرمایید؟ (البته عرض نمی کنم که بیایید مثل آقای شریعتمداری هم که نقدهای 93 ایشان هیچ تفاوتی با نقد های 94 نکرده و گویا چیزی به نام همدلی و هم زبانی را نشنیده اند، شما هم نقد تند کنید. بلکه عرض بنده این است که خیلی نرم همان طور که قبلا گفتم یک جوری قضیه را بپیچانید) بله، ممکن است آثار خوبی دیده باشید و آن را سلب بهانه از دست دشمن بنامید که باید گفت اولا: خود آقا بارها فرموده اند بهانه جویی آن ها تمام نمی شود و ثانیا: مگر رفع بهانه ای که بیرون از مبانی به دست آید مفید است؟ آیا جلوه های زیبا که از طریقی غیر از طریق ولایت الله که مظهرش امروزه ولایت فقیه است به دست آید مفید است؟ وقتی مبنای انقلاب ما عدم ارزش دادن به ولایت طاغوت است، آیا توافقی که ظاهر زیبا دارد ولی با اصالت دادن به ولایت طاغوت بسته شده است (اشاره به این دارم که مذاکره کرده ایم تا آمریکا حق ما را به رسمیت بشناسد و من این را غیر از اصالت دادن به حکومت طاغوت نمی فهمم) زیبا و پایدار است؟ 2ـ اگر موضع گیری شما در مورد آقای جلیلی در مسیر تحقق اهداف رهبری و نظام بود، پس نظرتان این است که ریاست جمهوری ایشان انقلاب را بیشتر به اهدافش نزدیک می کرد. خب حالا سوال این است که با توجه به این که ریاست جمهوری آقای جلیلی مسیر پرونده ی هسته ای را قطعا با تفاوت فاحش نسبت به این وضع موجود دنبال می کرد، علی القاعده با توجه به موضع گیری تان در دفاع از آقای جلیلی که می فرمایید از باب نزدیک کردن انقلاب به اهدافش بود، باید بفرمایید روش آقای جلیلی در مسیر پرونده درست است و این قطعا با شکل موجود نا سازگار است. (البته عرض بنده منافاتی با همدلی و هم زبانی ندارد چون همان طور که گفتم می شود ظاهر قضیه را بپیچانید ولی مشکل این است که از کلماتتان احساس می شود شما نیز همین وضع موجود را کاملا پسندیده اید) 3ـ چیزی که ذهن بنده را مشغول کرده این است که اگر شما مبانی آقای احمدی نژاد را در مورد سیاست خارجی می پسندید (که ظاهرا آقا هم همین نظر را داشتند و در بیانایت که در تأییددولت نهم داشتند متجلی بود) چطور شده الآن گویا کاملا برگشته اید؟ پاسخ شما به سوالاتی که در مورد بیانیه ی لوزان است خبر از پذیرش مبنا می دهد نه صرف یک همزبانی. آیا این چنین است؟ یعنی آیا من درست فهمیده ام که مبانی تان تغییر کرده است؟ یا این که همزبانی است و بس؟ اگر هم زبانی است باید گفت من به عنوان یک مخاطب چیز دیگری می فهمم. قربانتان فدایتان ببخشید وقتتون رو گرفتم ای عزیز تر از جان یاعلی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اصل مطالب بیانیه‌ی لوزان خارج از ریز مواد آن که قابل تأمل است، شبیه صلح حدیبیه است که موجب حضور فرهنگی ما در صحنه‌ی سیاسی جهان شد در عین اصالت‌دادن به ارزش‌های استقلالی انقلاب اسلامی، به همین جهت امثال سید حسن نصراللّه بیانیه‌ی لوزان را کاری ارزشمند می‌دانند و بنده از جهت جایگاه بیانیه‌ی لوزان به موضوع نگاه می‌کنم که این مربوط به ذات انقلاب اسلامی است. آری اگر با روحیه‌ی آقای جلیلی کار جلو می‌رفت شاید ما امتیاز کمتری به طرف مقابل می‌دادیم ولی عمده حضور انقلاب اسلامی است با هویت انقلاب اسلامی، و این ربطی به پذیرش نگاه دولت آقای روحانی ندارد که گمان شود بنده از مواضع قبلی‌ام برگشته‌ام. فکر می‌کنم جواب سؤال شماره‌ی  11688 روشن می‌کند که وظیفه‌ی ما با توجه به رهنمودهای مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» در همدلی و همزبانی با دولت به چه معنا است. در آن‌جا بحث شده که اگر می‌خواهیم مسیر انقلاب را به سوی اهدافی سیر دهیم که این دولت خیلی بر آن‌ها تأکید ندارد، باید با جدّیت تمام کارهای فرهنگی خود را جلو ببریم به همان شکلی که در آن‌جا عرض شد و از این جهت نظر آیت الله مکارم را نیز متذکر می شوم که می فرمایند: «امام راحل با انقلابی که به کمک این مردم کرد عزت و آبرویی برای مردم این کشور فراهم کرد و این عزت به حدی رسیده است که شش وزیر خارجه ابرقدرت جهان در یک طرف و وزیر خارجه ما یک طرف می‌نشینند و ماه‌ها با هم مذاکره می‌کنند که این مساله عزتی است که برای ما فراهم شده است… امروز در دنیا همه رسانه‌ها خبری از ایران دارند که این مساله نشانه عزیز بودن و آبرومند بودن ماست؛ امیدواریم نتیجه این مذاکرات به جای خوبی برسد ولی منهای این مساله، بحث عزت ماست که نباید این عزت را از دست بدهیم». موفق باشید

10603
متن پرسش
سلام خدمت استاد گرانقدر: چرا حضرت عالی آینده را در فلسفه‌ی صدرا (ره) می‌بینید اما نه در عرفان محی الدین(رضی الله عنه). مگر قرار نیست ما از حجاب حصولی فلسفه رها شویم؟ سوال دوم اینکه چرا دکتر داوری اردکانی که چهره ماندگار فلسفه هستند بر خلاف شما آینده را در فلسفه نمی‌بینند، تفاوت نگاه شما و ایشان در چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: (1- فلسفه‌ی صدرایی با تأکید بر اصالت وجود، به قول خود ملاصدرا؛ یک نحوه شرح و تبیین عرفانی محی‌الدین است و فلسفه‌ی حکمت متعالیه از علم حصولی نردبانی جهت رجوع به حقیقت، با رویکردی وجودی دارد 2- به‌راحتی نمی‌توان این را پای آقای دکتر داوری گذاشت، یا حدّاقل بنده چنین برداشتی از آقای دکتر داوری ندارم. موفق باشید
11537

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: می خواستم نظر شما را در مورد قانون علت و معلول و جایگاه خداوند در این قانون را بدانم. با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال شماره‌ی 11504 عرایضی در این مورد داشتم. موفق باشید

10984
متن پرسش
با عرض سلام و قبولی زیارت اربعین حسینی: استاد در پی سوالی دائر به خودسازی در کنار خودشناسی از جنابعالی و پیگیری مطلب پیرو شعر «خود راه بگویدت که چون باید رفت» توسط یکی از دوستان با سایت بیان معنوی از استاد پناهیان آشنا شدم که اتفاقا در بسته ای از سخنرانی ایشان بنام «تنها مسیر» که بالغ بر 60 جلسه سخنرانی می باشد محوربحث ایشان مبارزه با هوای نفس می باشد و اصلا هدف از خلقت را مبارزه با هوای نفس و در برابر ذات پروردگار بی نفس بودن را می دانند مطرح شده است می خواستم نظر حضرتعالی را در این خصوص و کلا شخصیت آقای پناهیان بدانم. با تشکر فراوان
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: جای شما در پیاده‌روی اربعین بسیار خالی بود همان‌طور که جای همه‌ی آن‌هایی که دغدغه‌ی عبور از فرهنگ ظلمانی دوران را دارند و می‌خواهند با عقلی غیر از عقل غربی با سایر انسان‌ها مأنوس شوند، خالی بود. جناب استاد پناهیان یکی از معدود افرادی هستند که تلاش می‌کنند انسان طراز انقلاب اسلامی را به صحنه‌ی تاریخ ما بیاورند تا انقلاب اسلامی توسط سربازی آن‌ها ادامه یابد. موفق باشید
11557
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی حفظکم الله استاد من حدود یک سال و چند ماهیست که مباحث شما رو دنبال می کنم الانم برهان صدیقینم. برای من جوان 23 ساله مراقبه در جهت کنترل خطورات و تنوع غذاها و زبان در چه حدی باید باشد که این سیر نه کند یا بی فایده باشد و نه ملال آور و دل زدگی؟ راستش ما قبلا یه خورده رفیق باز بودیم، رفیقامونم بیشتر تخریب کننده بودن تا سازنده، چون دور و ورم آدم درست و حسابی برا رفاقت پیدا نمی کنم بعضی وقتا دلمون برای جمعای قدیمی کششی داره... خواستم بپرسم آیا این کشش ضعیف میشه؟ راستش من می ترسم به علت خلوتهای بیشتر نسبت به گذشته و عدم رفاقت دل زدگی نسبت به معنویت پیدا کنم. البته صله رحم دارم خدا خیرتون بده دعاگوتونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد خطورات در کنار بحث‌ها، کتاب‌ «ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه فرمایید و در مورد غذا دستورات سلوکی آیت اللّه بهجت«رحمة‌اللّه‌علیه» خوب است که به خودتان سهم بدهید، خیلی هم کم نباشد، ولی بعد که سهم خود را خوردید، خوردن را تمام کنید. در مورد صورت‌های خیالی اُنس با رفقا، اگر کمی مقاومت کنید به‌خوبی از آن صورت‌های خیالی آزاد می‌شوید. موفق باشید

3285
متن پرسش
با سلام نظرتان در مورد موضع گیری های علی مطهری مخصوصا نامه ایشان به حاج آقا پناهیان چیست. ایا ایشان را مصداق ابوموسی اشعری میدانید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به سخنان برادر عزیزمان حاج‌آقا پناهیان بچسب و فکرت را مشغول این حرف‌ها نکن. موفق باشید.
28362
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: لطفا اول متن ذیل را مطالعه بفرمایید : به نظر هانا آرنت فیلسوف آلمانی، نظام‌های توتالیتر در طول حیات خود سه فاز دارند. در فاز اول اکثریت مردم سرمست از ایدئولوژی به دنبال رهبران خود راه می‌افتند، انگار بهشت گمشده خود را یافته‌اند. ایدئولوژی را دربست می‌پذیرند و خواهان کوچکترین تغییری در آن نیستند. در فاز دوم واقعیات چهره خود را نشان داده و هیچ کدام از وعده‌های فریبنده رهبران تحقق نیافته است. مردم از نظام دلزده و مایوس می‌شوند. در این فاز گروهی به فکر اصلاحات می‌افتند ولی به دلایل متعدد از جمله این که اصول ایدئولوژی را نمی‌توان تغییر داد، اصلاحات راه به جایی نمی‌برد. فاز سوم، فاز نهایی نظام‌های توتالیتر است. در این فاز متولیان تمامیت خواه سعی می‌کنند از خشونت عریان استفاده کنند. از بین همفکران سابق، هر کس با آن‌ها کوچکترین زاویه‌ای داشته باشد را از دایره خودی‌ها می‌رانند. تصفیه‌های گسترده شروع می‌شود و دایره خودی‌ها کوچک و کوچکتر و ناکارآمدی‌ها عمیق‌تر و تعداد مخالفین بیشتر و بیشتر می‌شود و نهایتاً سیل اعتراضات می‌آید و همه چیز را با خود می‌برد. جمهوری اسلامی در این فاز قرار دارد. کاوه کامرانیان خرداد ۱۳۹۹ ----------------------------------------------------------------------------------------- سوال من از جنابعالی این است که چرا یک فیلسوف احتمالا غیر معتقد اینقدر روند انقلاب اسلامی را واضح می بیند و حتی برای این گونه حکومت ها نظریه ارائه می کند، اما افرادی مثل جنابعالی که توضیحاتشان در دروس آیت الله شجاعی بسیار قابل استفاده است، واقعیات عیان در جامعه را نمی بینند؟ متشکرم
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سخن خانم نظر هانا آرنت، سخن بسیار دقیقی است. ولی قضیه‌ی انقلاب اسلامی با نگاهی که عارف سالکی مثل حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» نسبت به حقیقت دارد و با نظر به روح تشیع، با یک نظام ایدئولوژیک که عموماً گرفتار سوبژه‌کردن هرچیز می‌باشد و متافیزیکی همه‌چیز را می‌بیند؛ تفاوت اساسی دارد. با نگاه شهدا باید انقلاب اسلامی را دید و راه آینده را در پیش گرفت که البته راهِ آسانی نیست و از خیلی چیزها از جمله همان چیزهایی که خانم هانا آرنت می‌فرمایند، باید عبور کرد. فکر می‌کنم کتاب «سلوک، ذیل شخصیت امام خمینی» در این مورد متذکر نکاتی باشد. موفق باشید 

17693
متن پرسش
با سلام و احترام: لطفا جواب دقیق و فارغ از تعصب به اشکال زیر؟ با تشکر فراوان اگر نسل های جدید و فرزندان ما می خواهند بدانند ما و پدران و مادرانشان جگونه رهبری امام خمینی را پذیرفتیم و شاه و نظام شاهنشاهی را سرنگون کردیم. لطفا متن ذیل را بخوانند و بیاندیشند اگر جای ما بودند و این سخنان را از یک مرجع تقلید مبارز و عالیقدر و عارف می شنیدند و فساد نظام ستمشاهی را با چشمان خود می دیدند چه عکس العملی از خود نشان می دادند؟ سخنان حصرت امام خمینی در نوفل لوشاتو فرانسه قبل از پیزوری انقلاب و بازگشتشان به ایران: —------- «بشر در اظهار نظر خودش آزاد است.» «اولین چیزی که برای انسان هست آزادی بیان است.» «مطبوعات در نشر همه‌ی حقایق و واقعیات آزادند.» «در جمهوری اسلامی کمونیست‌ها نیز در بیان عقاید خود آزادند.» «در حکومت اسلامی اگر کسی از شخص اول مملکت شکایتی داشته باشد، پیش قاضی می‌رود و قاضی او را احضار می‌کند و او هم حاضر می‌شود.» «یکی از بنیان‌های اسلام آزادی است… بنیاد دیگر اسلام اصل استقلال ملی است.» «حکومت اسلامی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی است.» «دولت اسلامی یک دولت دمکراتیک به معنای واقعی است و اما من هیچ فعالیت در داخل دولت ندارم و به همین نحو که الآن هستم، وقتی دولت اسلامی تشکیل شود، نقش هدایت را دارم.» «حکومت جمهوری است مثل سایر جمهوری‌ها و احکام اسلام هم احکام مترقی و مبتنی بر دموکراسی و پیشرفته» «عزل مقامات جمهوری اسلامی به دست مردم است. برخلاف نظام سلطنتی مقامات مادام‌العمر نیست، طول مسئولیت هر یك از مقامات محدود و موقت است. یعنی مقامات ادواری است، هر چند سال عوض می‌شود. اگر هم هر مقامی یكی از شرایطش را از دست داد، ساقط می‌شود.» «اختیارات شاه را نخواهم داشت.» «من هیچ سمت دولتی را نخواهم پذیرفت.» «من در آینده (پس از پیروزی انقلاب) همین نقشی که الآن دارم خواهم داشت. نقش هدایت و راهنمایی، و در صورتی که مصلحتی در کار باشد اعلام می‌کنم… لکن من در خود دولت نقشی ندارم.» «علما خود حكومت نخواهند كرد. آنان ناظر و هادی مجریان امور می‌باشند. این حكومت در همه‌ مراتب خود متكی به آرای مردم و تحتِ نظارت و ارزیابی و انتقاد عمومی خواهد بود.» «من نمی‌خواهم ریاست دولت را داشته باشم. طرز حكومت، حكومت جمهوری است و تكیه بر آرای ملت» «من چنین چیزی نگفته‌ام كه روحانیون متكفل حكومت خواهند شد. روحانیون شغل شان چیز دیگری است.» «من و سایر روحانیون در حكومت پستی را اشغال نمی‌كنیم. وظیفۀ روحانیون ارشاد دولت‌ها است. من در حكومت آینده نقش هدایت را دارم.» «باید اختیارات دست مردم باشد. این یك مسئله عقلی است. هر عاقلی این مطلب را قبول دارد كه مقدرات هركسی باید دست خودش باشد.» «حكومت اسلامی بر حقوقِ بشر و ملاحظه‌ی آن است. هیچ سازمانی و حكومتی به‌اندازه‌ی اسلام ملاحظه‌ی حقوق بشر را نكرده است. آزادی و دموكراسی به‌تمام معنا در حكومت اسلامی است، شخص اوّل حكومت اسلامی با آخرین فرد مساوی است در امور.» «اسلام، هم حقوق بشر را محترم می شمارد و هم عمل می كند. حقّى را از هیچ‌كس نمی گیرد. حق آزادى را از هیچ‌كس نمی گیرد. اجازه نمی دهد كه كسانى بر او سلطه پیدا كنند كه حقّ آزادى را به اسم آزادى از آنها سلب كند.» «ما که می‌‌گوییم حکومت اسلامی می‌خواهیم جلوی این هرزه‌ها گرفته شود، نه‌اینکه برگردیم به 1400 سال پیش. ما می‌خواهیم به عدالت 1400 سال پیشش برگردیم. همۀ مظاهر تمدن را هم با آغوش باز قبول داریم.» «دولت استبدادی را نمی‌توان حکومت اسلامی خواند… رژیم اسلامی با استبداد جمع نمی‌شود.» «ما حکومتی را می‌خواهیم که برای اینکه یک دسته می‌گویند مرگ بر فلان کس، آنها را نکشند.» «تمام اقلیت‌های مذهبی در حکومت اسلامی می‌توانند به کلیه فرائض مذهبی خود آزادانه عمل نمایند و حکومت اسلامی موظف است از حقوق آنها به بهترین وجه دفاع کند.» «جامعۀ آیندۀ ما جامعۀ آزادی خواهد بود. همۀ نهادهای فشار و اختناق و همچنین استثمار از میان خواهد رفت.» «ما یک حاکمی می‌خواهیم که توی مسجد وقتی آمد نشست بیایند دورش بنشینند و با او صحبت کنند و اشکال‌هایشان را بگویند. نه اینکه از سایه او هم بترسند.» «زنان در انتخاب، فعالیت و سرنوشت و همچنین پوشش خود با رعایت موازین اسلامی آزادند.» «زن‌ها در حكومتِ اسلامی آزادند حقوق آنان مثل حقوق مردها. اسلام زن را از اسارت مردها بیرون آورد و آنها را هم ردیف مردها قرار داده است، تبلیغاتی كه علیه ما می‌شود برای انحراف مردم است. اسلام همۀ حقوق و امور بشر را تضمین كرده است.» رأی ملت متَّبع است، ولو به ضرر خودشان باشد!
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همان فساد شاه از یک طرف و نوعِ نگاه امام در ایجاد نظام اسلامی از طرف دیگر موجب اراده‌ی مردم برای تحقق انقلاب شد و هنوز هم نظام اسلامی در کلیت تاریخیِ آن، همانی است که انقلابیون اراده کرده‌اند، نباید که آفاتِ پیش‌آمده، ما را از توجه به درخت تنومند انقلاب اسلامی غافل کند. موفق باشید

482

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد.اگر در هنگام تشرف به حرم امام رضا برای خواندن نماز به صحنی برویم که مکبر نماز جماعت آن صدای دلنشینی دارد و از آن صدا برای استفاده ی بیشتر از نماز استفاده کنیم آیا این کار اشکال دارد و یا اینکه به مرتبه ی ایمان فرد بستگی دارد؟ از خداوند رحیم ترقی هرچه بیشتر شما را در مسیر کمال خواستارم.
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی از آن‌جایی که رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ جَمِیلٌ یُحِبُّ الْجَمَال‏» پس نفس زیبایی خوب است مگر آن‌که به جای متذکر خداشدن ما را به خودش مشغول کند، حال اگر مکبّر با صوت حَسَن الفاظ دینی را اداء کند، بهتر ما را به خدای جمیل منتقل می‌کند. موفق باشید
19139
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیزم: شاید سوالم نامربوط با مباحث معرفتی باشد. اگر جواب ندادید هم ناراحت نمی شوم. طلبه پایه چهارم هستم. روحیه ی خاصی دارم که برخی دوستانم آن را مذمت می کنند. می خواستم به شما بگویم که آیا این روحیه ای که دارم اگر مشکل اخلاقی محسوب می شود، که آن را اصلاح کنم، اگر نه، که خیالم راحت باشد و به حرف آنها گوش ندهم. زیرا برخی از افراد مدام مرا سرزنش می کنند که این روحیه ات را تغییر بده و فلان و فلان. بسیار بسیار کم حرف هستم و مقداری گوشه گیر. روابط اجتماعی ام خیلی پایین است. کم غذا هم هستم. البته فکر نکنید که اخمو و ترش رو هستم. هرگز! بلکه در اکثر اوقات مخصوصا در هنگام سلام کردن و صحبت با دیگران، لبخند بر لب دارم و خوشرو هستم. آیا من مشکل دارم یا دیگران؟ مثلا رفیقم که طلبه هم هست به من می گوید تو با این روحیه ات در آینده با مشکل مواجه می شوی، چرا در جمع نیستی و نمی گویی و نمی خندی و فلان و فلان... البته خنده و صحبتی که او می گوید، به گمانم منظورش قهقه زدن و حرف مفت زدن است! می گوید که: روایت است مومن خیلی شوخی می کند و اهل مزاح است. ولی من زیاد استعداد شوخی کردن را ندارم، دست خودم هم نیست بلکه روحیه ام اینطور است. کم حرفی ام هم همینطور. چه در خانواده، چه حوزه، خیلی به من می گویند که چرا تو اینقدر کم حرفی؟ استاد به نظر شما این روحیات، نقص محسوب می شود؟ آیا داشتن روابط اجتماعی بالا و شوخی کردنی که در روایات آمده از ملزومات مومن بودن، محسوب می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر کنم بنده‌ی حقیر هم همین‌طور هستم. البته اگر کسی سؤال کند جواب می‌دهم، ولی به ظاهر در تنهایی خودم بیشتر معنای زندگی را درک می‌کنم و به این نتیجه نرسیده‌ام که این خلاف سیره‌ی مؤمنین باشد. به قول مشهور: «حال من بد نیست در تنهاییم / با خودم در خلوتم تنها نِیَم». موفق باشید

3487

خواستگاریبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام خدمت شمااستادگرامی.من سه ماهه درگیرخواستگاری است که ازنظرعقلی کاملاموردقبولم است اماهیچ حس وتمایلی به ایشان ندارم پیش استادبهادرخان برای مشاوره رفتم ایشون گفتن بایدحسی به اون داشته باشم وکلاسهای مهارتی روبایدبیای تابتونی تصمیم قطعی بگیری من علاقه کس دیگه ای رودردل ندارم فقط محبتش به دلم ننشسته خواهش میکنم راهنماییم کنیدازطرفی نمیخوام ازدستش بدم وازطرفی علاقه ای بهش ندارم میترسم بعدازدواج خدای نکرده کارمون به جدایی بکشه دعایاذکری هست که منوکمک کنه تواین روزاخیلی متوسل شدم امانگرانیم ازبین نمیره.باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ایمیلی نداده بودید تا فقط برای خودتان ایمیل شود.در روایت داریم لاأقل نباید از او بدتان بیاید. خداوند إن‌شاءالها بقیه‌اش را حل می‌کند. موفق باشید
11524

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. شما در بخشی از پاسخ به سوالی که درباره اشتغال زنان و فعالیت اجتماعی شان پرسیده شده بود فرموده بودید که: (زنان باید متوجه حفظ عالَمی که برای تربیت فرزند و حفظ فضای توحیدی خانه نیاز است، باشند و این را در فضای زندگی امروزی تعریف کنند و نه در فضای زندگی چهارصد سال گذشته) می خواستم درباره این فرمایشتان بیشتر توضیح دهید. زنان چگونه می توانند این عالم را حفظ کنند؟ یا برای حفظ و یا ایجاد این عالم چگونه باید عمل کنند؟ دقیقا باید حواسشان به رعایت چه نکاتی باشد؟ در فضای زندگی امروز چگونه باید تعریف کرد؟ لطفا روشن توضیح دهید. استاد گرامی از زحمات جنابعالی بی نهایت متشکرم خداوند شما را حفظ نماید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده یک کتاب در توضیح این عرایض‌ام نوشته‌ام. به کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» مراجعه فرمایید. موفق باشید

3512
متن پرسش
سلام علیکم! روایتی داریم بدین شرح: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ ع قَالَ: لِلزَّانِی‏ سِتُّ خِصَالٍ ثَلَاثٌ فِی الدُّنْیَا وَ ثَلَاثٌ فِی الْآخِرَةِ أَمَّا الَّتِی فِی الدُّنْیَا فَیَذْهَبُ بِنُورِ الْوَجْهِ وَ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ یُعَجِّلُ الْفَنَاءَ وَ أَمَّا الَّتِی فِی الْآخِرَةِ فَسَخَطُ الرَّبِّ وَ سُوءُ الْحِسَابِ وَ الْخُلُودُ فِی النَّار»(الکافی ج5 ص541) حال سوالم در مورد عواقب دنیائی زنا هست که هر کدام از موارد ذکر شده(رفتن نور وجه و تعجیل در فنا) دقیقاً یعنی چه؟!!! و اینکه چرا زنا باعث تعجیل در فنا می شود؟! و سوال بعد اینکه چه فرقی هست بین زنا و آمیزش حلال؟! البته فرقش به لحاظ روانشناسی و فیزیولوژیکی را می خواهم شما ذکر کنید.لطفاً یک جواب کامل و جامع بدهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: معنای رفتن نورِ وجه همان بی‌آبروشدن و لاابالی‌شدن است و تعجیل در فنا به معنای آن است که این انسان نگران از بین‌رفتن خودش نیست، به‌راحتی به کارهایی دست می‌زند که از بین می‌رود. انسان در آمیزش حلال در ذیل ولایت الهی قرار دارد و با روحی آرام زندگی می‌کند ولی در زنا تحت تأثیر نفس امّاره قرار دارد که انسان را تا هلاکت و نابودی جلو می‌برد. موفق باشید
11688
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گران مایه: لطف بفرمایید و توضیح دهید که از منظر شما چگونه و با رعایت چه ظرافت هایی باید شعار امسال را با نسبت خود با دولت 11 جمع نماییم؟ در حالی که ما می دانیم بسیاری از رویه های دولت چه در عرصه اقتصاد و چه در عرصه بین الملل خیلی با مبانی انقلاب اسلامی سازگاری ندارد. چگونه با چیزی که قلبا و عقلا قبول نداریم همدل شویم؟ و به تبع آن چگونه با رویه های غلط دولت هم زبان شویم؟ حال انکه در مواردی وظیفه ما انتقاد از دولت است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده آن است که رهبر معظم انقلاب«حفظه‌اللّه» بنا دارند چند قدم تاریخ ملت ما را جلو ببرند و در عین به رسمیت‌شناختن جریان‌های فکری معتقد به اصل انقلاب با سلایق مختلف هرکدام از این جریان‌های فکری متوجه جایگاه جریان مقابلِ خود در انقلاب بشوند. امثال بنده انقلاب را طوری تعریف کرده و اهدافی را برای انقلاب مدّ نظر دارد که با تعریفی که امثال آقای دکتر روحانی و دکتر نوبخت و دکتر جهانگیری کرده‌اند یکسان نیست و از نظر امثال بنده آنچه که این افراد برای انقلاب اسلامی در نظر گرفته‌اند و سعی می‌کنند آن را به فعلیت برسانند، انقلاب اسلامی را از شور انقلابیِ مقابله با استکبار فرو می‌نشاند و رسالت انقلاب اسلامی را که به نظر بنده «نفی استکبار» است تا حدّی به حاشیه می‌برد و عملاً انقلاب اسلامی یک نوع هویت سیاسی فکری فرهنگی می‌شود در کنار فرهنگ غربی و فرهنگ سکولار کشورهایی مثل ترکیه. و لذا این آقایان قبول ندارند اهداف انقلاب آن چیزی است که ما برای انقلاب اسلامی تعریف کرده‌ایم. عمده آن است که ما حرف آقایان را اولاً: بفهمیم و متوجه باشیم این افراد نیز به یک معنا خود را فرزند انقلاب می‌دانند و مطابق تعریفی که از انقلاب اسلامی دارند تلاش می‌کنند  به انقلاب و مردم خدمت کنند و از این جهت می‌توان با آن‌ها همدلی داشت و خدمت آن‌ها را نادیده نگرفت. ثانیاً: از آن جهت که برای انقلاب اسلامی یک هویت مستقل قائل‌اند و بنا ندارند هویت اسلامی انقلابی ما را در ذیل غرب قرار دهند - هرچند ما را در کنار آن‌ها تعریف کرده‌اند – می‌توان با آن‌ها همزبانی داشت و در عین حال دلایل خود را در ضعف این تعریف نسبت به انقلاب به صورت علمی به مردم عرضه داشت و یکی از موضوعات محافل علمی ما باید نقد علمی و عقلی نگاهی باشد که افراد فوق‌الذکر بدان معتقدند، در عین فهم اندیشه‌ی آنان. این‌ آن «آزاداندیشی» مهمی است که ما در این تاریخ بسیار به آن نیاز داریم تا چند قدمی در تاریخ خود جلوتر بیابیم. چرا ما اندیشه‌ی این افراد را جدّی نمی‌گیریم و بر روی آن فکر نمی‌کنیم و انگیزه‌های آن‌ها را که می‌خواهند در راستای انقلاب باشند، درک نمی‌کنیم. با اندک ضعفی که از آن‌ها می‌بینیم به‌کلّی آن‌ها را نفی می‌کنیم. باید جای «نفی» را با «نقد» عوض کرد و خود را مجهز به معارف عالیه‌ای نمود که معلوم شود نگاه آقایان فوق‌الذکر ما را به اهداف مقدس نظام اسلامی نمی‌رساند تا از این طریق آن‌ها در نگاه خود بازاندیشی کنند و از آن مهم‌تر جداً در نوع برخورد خود با منتقدین خود تجدید نظر نمایند. این‌ها گمان می‌کنند منتقدین‌شان هیچ طرحی برای مدیریت نظام ندارند و فکر می‌کنند تنها روش مقابله با استکبار همین روشی است که آقایان پیشه کرده‌اند. آری! ما با همدلی و همزبانی نشان می‌دهیم می‌توان به افکار همدیگر نظر داشت و لااقل همدیگر را بفهمیم و نه این‌که حتماً باید مثل هم فکر کنیم و مثل هم عمل نمائیم و سال‌های سال طول می‌کشد تا این شعور تاریخی در جامعه‌ی ما نهادینه شود. آری اگر چنین فضایی در تاریخ ما به‌وجود آید دیگر نقد دیدگاه‌ها به میان می‌آید به جای نقد اشخاص. در آن فضا ما می‌توانیم دیدگاه دولت آقای روحانی را که در فضای امیدواری به فرهنگ غربی ، نقد نماییم و آرام‌آرام جامعه‌ی خود را به این غنای فرهنگی برسانیم که برای ادامه‌ی حیات انقلاب اسلامی باید آزاد از آنچه که غرب برای بشر پیشنهاد می‌کند تصمیم بگیرد و معنای همدلی و همزبانی برای ایجاد چنین فضایی است که اولاً بفهمیم انگیزه‌ی دولت در رابطه با تعامل با غرب به چه معنا است و چرا تصور می‌کند ما مجبوریم برای ادامه‌ی انقلاب ، غرب را نیز در نظر بگیریم؟ و ثانیاً با انتقادهای دلسوزانه عزمِ جریانی که تصور می‌کند دنیای مدرن دارای اصالت و آینده است، به امیدواری نسبت به آینده‌ی انقلاب توحیدی خود معطوف داریم و با همدلی و همزبانی سعی کنیم خطر دوقطبی‌شدن بین نیروهای وفادار به انقلاب را از سر انقلاب رد نماییم کاری که مقام معظم رهبری با تذکرات دلسوزانه پیشه کرده‌اند. موفق باشید     

3796

ابن عربیبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد. امام خمینی چه مقدار تحت تأثیر ابن عربی بوده اند و آیا کسانی از علما وقت با ایشان بر سر این موضوع مشکلی داشته اند و آیا تعطیلی تفسیر سوره ی حمد امام علتی اینچنینی داشته است. نظر آیت الله خوشوقت راجع به ابن عربی چیست!!!؟ و همچنین آقای مصباح چطور؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: امام شدیداً کتب عرفانی و اخلاقی خود را بر مبنای عرفان ابن‌عربی تنظیم کرده‌اند و در نامه‌شان به گورباچف نشان دادند برای تفکر محی‌الدین جایگاه تمدن‌ساز قائل‌اند. آیت الله مصباح مؤید ابن‌عربی‌اند ولی آیت الله خوشوقت را نمی‌دانم. موفق باشید
6230
متن پرسش
سلام. در ابتدا بشدت التماس دعا دارم در این ایام غمناک. استاد گرانقدر! ظاهرا در مورد پدیده احمدی نژاد به چیزی رسیده اید که شاگردان ریز و درشت به هیچ وجه قادر به درک و همدلی و هم ساحتی در آن نیستند. اولا از شما خواهش میکنم که تاملی بفرمایید ؛ بالاخره این شاگردان با تفکر و عالم دینی شما بزرگ شده اند و اکنون قریب به اتفاق آنها نظری مخالف با نظر شما در این زمینه دارند. آیا این احتمال را نمیدهید که شاید نظرات اخیرتان ، به این شدت صحیح نبوده و شما اشتباهاتی داشته اید؟ کدام مبنا است که شما را در مقابل اکثر شاگردان تربیت شده خودتان قرار داده است و به هیچ وجه ذره ای از آن کوتاه نمی آیید؟ و اما سوال دوم ؛ تمنا میکنم که تحلیلی هم از آن طرف ماجرا ارائه دهید ، یعنی جبهه پایداری! شما می فرمایید آن احمدی نژادی که در دولت نهم نیروهای انقلاب را جمع کرده و نماد کار انقلابی بود ، با نزدیکی به جناب مشایی همه را از دور خود فراری داد و عملا با جدا شدن از طیف وسیعی از انقلابی ها ، دیگر نتوانست نسبتی با ارزش ها و آرمانهای متعالی امام برقرار کند. استادعزیز! چرا از آن طرف به ماجرا نگاه نمی کنید؟ همین آقایان فتاح ، لنکرانی ، محصولی و ... که شما بسیار به آنها استناد میکنید ، جملگی اذعان داشته اند که پیشنهاد همکاری احمدی نژاد را برای همکاری در دولت دهم رد کرده اند!! من هم قبول دارم که نزدیکی احمدی نژاد به مشایی افراطی بود ، ولی خواهشا کمی هم در باره این رفتار های زشت عزیزان پایداری صحبت کنید تا خدای ناکرده از جانب ناخودآگاه ما متهم به بی انصافی نشوید! آیا این رفتار برادران پایداری مصداق خیرخواهی بود که اینچنین دور احمدی نژاد را خالی کنند و شروع به تخریب شدید او (در شرایط تحریم های بی سابقه و کمرشکن) بکنند؟ قبول که کار احمدی نژاد اشتباه! آیا رفتار آنها و کنار کشیدن شان علی رغم پیشنهاد همکاری و مصاحبه های متعدد تخریبی و نیش دار ، شایسته بدترین تقاص ها نیست؟به فرض که تشخیص آقای مصباح کاملا درست بود ؛آیا سخنان ایشان با این ادبیات کوبنده و تخریبی ، واقعا کار را بهتر میکرد؟ دولتی که در مواجهه با شدیدترین و بی سابقه ترین حجم حمله استکبار جهانی بود و در هر فرصتی مورد تایید رهبر عزیز قرار میگرفت را با بدترین الفاظ و تهمت ها مورد حمله قرار میدادند و شما این را تشبیه میکنید به ناله های مادر سادات!!همه انتقادات شما از احمدی نژاد درست! ولی این لحن ملایم انتقاد به دوستان جبهه پایداری واقعا انصاف یا درک سیاسی شما را برای ما خدشه دار میکند. اگر قرار است برای آینده درس بگیریم ، مطمئنا زشتی و کم خردی کار پایداری ها و بزرگانشان ، شایسته تامل بسیار زیادی است! نه اینکه بگویم با آنها دشمنی کنیم ولی میگویم که بزرگی کار نادرست پایداری و علامه مصباح در مدیریت و مواجهه با اشتباهات مورد هجمه ترین رئیس جمهور کشور ، باید بسیار مورد نقد قرار بگیرد تا در آینده در دام چنین اشتباهاتی گرفتار نشویم. و در آخر ؛ همه این جسارت ها از جانب کسی بود که شرم دارد حتی نام شاگردی شما را بر خود بگذارد و در هر سفر زیارتی شکر و دعا میکند سید و استاد را خود که به لطف خدا بر سر راهش قرار داده شده.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم:سخن آن رفیق را که پیش‌نهاد کرده بودند ادامه‌ی این بحث کافی است را درست می دانم با این‌همه به امید آن‌که ماوراء بحث‌های گذشته بر آن عقلی که باید بیش از پیش رجوع کنیم عرایضی را خدمتتان مطرح می‌کنم. بنده وظیفه‌ی خود می‌دانم همین دوستانی که برشمردید را دعوت کنم جهت بازخوانی تاریخ گذشته برای حضوری عالمانه در تاریخ آینده. با این نوع نگاه که به دنبال مقصر باشیم تا دل‌تان بخواهد می‌توانیم مقصر پیدا کنیم، با این‌که اطلاعات بنده نسبت به آقایانی که در رابطه با جبهه‌ی پایداری نام بردید که آقای احمدی‌نژاد دعوت به همکاری کردند، غیر از آن چیزی است که شما می‌فرمایید. ولی بر فرضِ صحت سخن جنابعالی، در بازخوانی آنچه در جبهه‌ی خودی‌ها گذشت باید در نگاهمان تجدید نظر کنیم و حیف است که رفقا در کنار همدیگر بنشینند و تنها دلایل صحت نگاه خود را برجسته کنند. امیدوارم آرام‌آرام عرایض بنده را در کنار ذهن خود نگه دارید و به جای آن‌که سریعاً آن‌را مردود بشمارید به خودتان اجازه دهید کمی در این موارد تأمل شود. همه‌ی آنچه می‌فرمایید وجوهی برای صحت آن هست ولی کار بزرگ‌تری در پیش است که باید وجوه دیگری را نیز مدّ نظر قرار دهید. مکرر شنیده‌اید یک ملت به جهت تجربه‌ی صدساله‌ی خود در موضوعی، وجوهی از حقیقت را می‌یابد که سایر ملت‌ها نمی‌یابند. ما برای حضور در آینده‌ی تاریخ نیاز داریم وسیع‌تر بیندیشیم و عقل دیگری را در میان آوریم. وقتی با چیزی خلاف عقیده‌تان روبه‌رو شدید در حالی‌که در کلیت خود در مسیر حق حق قرار دارید این امکان را به خود بدهید تا برقی بر قلب شما تجلی کند و از جهتی به حقیقت مطلق که هیچ محدودیتی ندارد، نزدیک شوید. راستی اگر سخنی آن‌قدر معنا دارد که می‌توان در مورد آن فکر کرد توجه به آن سخن حضور در عالمی برتر نیست؟ باور نمی‌کنم شما از آن افرادی باشید که پیشاپیش سخنی که با تحلیل‌های قبلی شما نمی‌خواند را ردّ کنید. پس وسعتی که باید به آن نزدیک شوید را چگونه به‌دست می‌آورید؟ بنده هرگز شما را به یک نوع لیبرالیسم فکری و اخلاقی دعوت نمی‌کنم که با باطل همان‌طور برخورد کنید که با حق باید برخورد نمایید. برعکس؛ بنده دوستان را به یافتن چهره‌های دیگری از حقیقت دعوت می‌نمایم. همین‌طور که توصیه فرموده‌اید شاید نظرات اخیر من به این شدت که عرض کرده‌ام صحیح نباشد، به همین جهت شما را به تبعیت از خود دعوت نمی‌کنم ولی امیدوارم از پایگاهی بس عظیم‌تر از نگاه گروهی، که بنده انتظار دارم، به عرایض بنده نظر کنید و اندازه‌ی اشتباهات آن‌را دریابید در آن صورت هدیه‌ی ارزشمندی به بنده ارزانی داشته‌اید و در آن صورت برای بنده روشن می‌شود که مریدپروری نکرده‌ام بلکه عقل عزیزان را مخاطب قرار داده‌ام که همین سؤال شما گواه بر همین است که بحمداللّه نخواسته‌اید دربست عرایض بنده را بپذیرید. تعجب می‌کنم که می‌فرمایید بنده کمی از اعمال ناپسند جبهه‌ی پایداری صحبت کنم. مگر بنا بود بنده وارد چنین عرصه‌ای شوم؟ تمام تلاش بنده آن است که با وسعتی بیشتر گذشته را بازخوانی کنیم و جای هر جریان خودی را تعیین کنیم. مگر بحث تبرئه‌کردن یک جریان و متهم‌کردن یک جریان است؟ اگر بخواهیم یک روزی اشتباهات خودی‌ها را لیست کنیم برای هر کدام، مجموعه بزرگی خواهد شد. ولی بنا شد به تاریخ دیگری قدم بگذاریم و با نگاه دیگر و زاویه‌ی دیگری همدیگر را نگاه کنیم. باید در این عرصه‌ی طوفانی دریا شد، رودخانه‌ها را پذیرا گشت در حالی‌که گل و لای رودخانه را فرو می‌نشانیم تا رودخانه به دریا بپیوندد. می‌دانم به موضوع بس مشکل و تا اندازه‌ای مبهم شما را دعوت می‌کنم. روزی که مباحث نقد غرب را در این طبقه که شماها باشید شروع کردم باور نمی‌کردم با نسلی روبه‌رو هستیم که به‌خوبی آن مباحث را می‌پذیرد، دغدغه‌ی غرب‌زدگیِ دوران به ظاهر سخنانم را مبهم می‌نمایاند، ولی شماها ماوراء روح غرب‌زدگی، استقبال خوبی از عرایض بنده - که به نظرم روح نقد غرب حضرت روح‌اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بود- کردید و از عقل غربی آزاد شدید، در حالی‌که می‌شناسید اصول‌گرایانی را که همانند اصلاح‌طلبان نمی‌توانند از عقل تجربی آزاد شوند. امروز نیز شما را دعوت به عقلی می‌کنم که چند صد سال است آن را فراموش کرده‌ایم و در حالی بر آن پافشاری می‌کنم که نه به اصلاح‌طلبان یک امید دارم بفهمند و نه به اصول‌گرایان سنتی، با وجود آن‌که معتقدم چیزی را متذکر می شوم که خیلی بیان‌پذیر نیست ولی معتقدم معنادار است و کشف تاریخ جدید در گرو فهم معنای آن می‌باشد و نزدیکی به حضرت روح‌اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و رهبری عزیز«حفظه‌اللّه» در گرو فهم آن است. ظاهراً مشکلی در ساحت لفظ بنده هست که تصور فرموده‌اید انصاف در نقد آن‌هایی که با آقای احمدی‌نژاد خوب برخورد نکردند، دیده نمی‌شود. بنده شما را دعوت به جایی می‌کنم که در آن جا این مقایسه‌ها چندان ظهور ندارد. درست است که در طیف نوری هفت رنگ، زرد و سبز و آبی هرکدام غیر از دیگری هستند ولی برادر! نوری در درون آن‌ها هست که ماوراء زرد و سبز است. من شما را به ظلمت دعوت نکردم که در کنار نور آن را پذیرا باشید، بنده شما را به نوری دعوت کردم که در درون شکل‌های متکثر نور جاری است. این است معنای این‌که باید جایگاه تاریخی حادثه‌ها و اشخاص و افکار را در نظر گرفت. در ضمن با توجه به ارتباطی که با بعضی از رفقا دارم در این مسئله با شما هم‌نظر نیستم که رفقای ما «ریز و درشت» به هیچ وجه قادر به درک و همدلی و هم ساحتی در رابطه با نظر بنده نیستند. این نکته‌ی اخیر را به این جهت عرض کردم که حق این رفقا ضایع نگردد. موفق باشید
11129
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی: نظرتون درباره ی حدیث زیر و میزان اعتبار و نتیجه ای که ازش می گیرید چیه؟ از امام جعفر صادق (ع) روایت شده است که به مفضل فرمودند: «تصبح طهران قصورها کقصور الجنة، و نسوانها کالحورالعین، یتلبّس بلباس الکفار، و یتزیّین بزّی الجبابرة، یرکبن السروج، و لا یتمکن لازواجهنُ! … و لا تکفی مکاسب الازواج لهنّ! فرّوا منها الی قلة الجبال و من الجُحر الی الجُحر کالثعلب بُأشباله.» «بدان ای مفضل، در حوالی ری، کوه سیاهی است که در دامنۀ آن شهری بنا خواهد شد که آن را طهران می نامند، و آن دار الزوراء است که قصرهایش (خانه های مجلل) مثل خانه های بهشتی و زن هایش مثل حور العین است. بدان ای مفضل! آن زن ها لباس کفار می پوشند و خود را به شکل مستکبرانه ای در می آورند، بر زین ها سوار می شوند (مرکب های روز،…)، به همسران خود تمکین نمی کنند، درآمد شوهرشان کفاف مخارج آن ها را نمی دهد؛… اگر می خواهی دینت را حفظ کنی در این شهر سکونت نکن، از آن جا فرار کن و به قله کوه ها فرار کن، از سوراخی به سوراخ دیگر، مانند فرار روباه با بچه هایش….» (الزام الناصب، 183؛ منتخب التواریخ، ص875؛ مجمع النورین مرندی، ص139؛ بحارالانوار ج52، ص258؛ یوم الخلاص، ص464؛ منتخب الاثر، ص430 و…)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سند حدیث مذکور، روشن نیست و از احادیث ضعیف است. البته این معلوم است که حفظ دین در بعضی از شهرها مشکل است، مگر برای آن‌هایی که بنا دارند در آن مکان‌ها اقدامات بزرگ تمدن‌ساز داشته باشند. موفق باشید
2471
متن پرسش
با سلام.چندی پیش سوالی مطرح کرده بودم در مورد رشته ی فلسفه ی غرب در دانشگاهها.جنابعالی فرموده بودید برای اینکه به مشکل بر نخورم باید فلسفه ی اسلامی کار بکنم.حالا می خواهم بدانم باید چه سیری را دنبال کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: از معرفت نفس و برهان صدیقین و حرکت جوهری شروع بفرمایید و بعد بدایة الحکمه و نهایة الحکمه و در نهایت، الهیات بمعنا الاعم از اسفار ملاصدرا. موفق باشید
12311
متن پرسش
باسمه تعالی با عرض سلام و تبریک ایام الله شعبانیه محضر استاد. حقیر کتاب خویشتن پنهان حضرتعالی را خواندم و بهره های وافری بردم. منتها برداشت حقیر این بود که این کتاب بیشتر به تسلط نفس ناطقه بر بدن فیزیولوژیک و عالم اطراف خویش و نحوه اداره آن و مدیریت آن نظر دارد اما در مورد نحوه تاثیر اراده نفس ناطقه در صدور افعال و فرایند شکل گیری شاکله ها در نفس آدمی مطلبی مفصل در این کتاب نیافتم از محضر شما خواهانم محبت فرموده و به سوالات ذیل پاسخ دهید. 1. از منظر شما اصولا شاکله چیست و موطن آن کجاست؟ 2. جنس شاکله چیست آیا از مقوله شناخت است یا از جنس انگیزه؟ 3. آیا شاکله و یا ملکات اخلاقی از آثار و لوازم نفس آدمی است یا به حالت خاص (بُرشی خاص) از خود نفس ناطقه اطلاق می شود؟ 4. فرایند صدور یک فعل اخلاقی از ناحیه ملکه اخلاقی در نفس چیست؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان بعد از تعریفی که از خود و معنای زندگی می‌کند مطابق آن تعریفی که از خود کرده عمل می‌نماید و پس از چندی شخصیت خاصی به خود می‌گیرد و مطابق آن شخصیت اقدام می‌نماید که این حالت را شاکله می‌گویند و قرآن در همین رابطه می‌فرماید: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِه‏». موفق باشید

9768
متن پرسش
به نام خدا. با سلام: لطفا مقایسه ای تحلیلی بین اخلاق پروتستانی و اخلاق اسلامی را برایمان مطرح فرمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اخلاق پروتستانی انسان را جهت جامعه‌ای آماده می‌کند که انسان‌ها به بهترین شکل بتوانند از زندگی دنیایی در زیر سایه‌ی مدیریت سرمایه‌داری روزگار بگذرانند. ولی اخلاق اسلامی در عین آن‌که انسان را از زمین جدا نمی کند ولی سعی دارد وجه ملکوتی انسان را به فعلیت آورده تا شخصیت انسانها آماده‌ی تجلیات توحیدی گردد. موفق باشید
14304
متن پرسش
سلام. 1. شرح دعای سمات آقای قاضی رحمت الله را چگونه مطالعه می شود کرد؟ استاد و شرح می خواهد؟ 2. کتاب کیمیای وصال مرحوم شجاعی اعلی الله مقامه را برای بنده صلاح می دانید؟ الان تا مبحث معاد آماده ام در مباحثتان. 3. آیا کتاب کشف المحجوب را شرح خواهید کرد؟ چگونه کتابی است این کتاب؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر با ادبیات عرفانی تا حدّی آشنا باشید اشارات مرحوم قاضی در شرح دعای سمات نکات خوبی را متذکر می‌شود 2- در هر حال کتاب «کیمیای وصال» آن مرحوم مذَکِر خوبی در اصلاح روحانیت ما می‌باشد 3- به نظر بنده کتاب «کشف‌المحجوب» کتاب حفظ و توسعه‌ی عالَم سلوکی انسان است. اگر در شرایط مناسب به مدت دوسال با آن مأنوس باشید عالَم خوبی را برای شما منکشف می‌کند، عالمی که شیطان به‌راحتی نمی‌تواند وارد آن شود. موفق باشید

13145
متن پرسش
سلام: شما فرمودید «باید ببینیم که کدام کتاب عرفانی با روحیاتمان می خورد. و به ذوق و استعداد ما می خورد‌. بعد کتاب را بخوانیم و عمل کنیم.» استاد خواهشمندم این مطلب را برای بنده کم سواد توضیح بفرمایید که یعنی چه که به ذوق و استعدادمان بخورد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در قسمت اول جواب، تأکید بر آن بود که بعد از مطالعه‌ی عرفان نظری می‌توانید متوجه شوید که چه ذوق و استعدادی در مسیرهای مختلف سلوک دارید؟! پیشنهاد بنده رجوع به سه جلد کتاب «مقالات» آیت اللّه سید محمد شجاعی است. شرح صوتی آن را می‌توانید از قسمت پخش گروه فرهنگی المیزان به شماره‌ی 09136032342 جویا شوید. موفق باشید

4843
متن پرسش
بنانم حق...باعرض سلام خدمت استاد عزیز...در مناظره اخر نگاه غلط اقای ولایتی و اقای رضایی به بحث هسته ای که مسئله تقابل با دنیای استکبار است کاملا روشن گردید...اما جناب اقی دکتر حداد عادل یه خوبی راجع به بحث مذاکرات( واینکه طرف های مذاکره همانند کسانی هستند که خود را به خواب زده اند) موضع گیری نمودند وبه نظرم در این مناظرات ایشان به خوبی به عنوان تریبون انقلاب عمل کردند وبحث هایی چون سبک زندگی اسلامی-اقتصاد مقاومتی-اصلاح الگوی مصرف- معماری اسلامی- ومهمتر ازهمه "مقاومت دربرابر فشار های بیگانگان" را مطرح کردند تا جایی که از طرف اقای رضایی متهم به "شعار زدگی"شدند..من تا به حال دلیل اصلح بودن اقای جلیلی نسبت به اقای حداد را در این می دانستم که گفتمان مقاومت در ایشان پررنگ تر است و همچنین ایشان جوان تر وشاداب تر بوده و احتمالا تیم قوی تری دراطراف ایشان حضور خواهند داشت...ولی جنابعالی سخنی فراتر به میان اوردید وان عدم درنظر گرفتن انقلاب در وسعت جهانی از طرف ایشان است...من تا به حال متوجه چنین مطلبی نبودم وچیزی دراین باره نمیدانستم...دلیل شما بر این مدعا چیست؟اگر سند و یا صحبت و یا موضع گیری خاصی از ایشان در این مورد دارید ارائه فرمایید(درصورت امکان در مورد هر سه عضو ائتلاف)...اجرکم عندالله...یا علی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم از قبل به آقای دکتر حداد ارادت دارم ولی راز ائتلاف 1+2 را خواستم عرض کنم. حال نگاه دکتر حداد به غرب چگونه است بحث دیگری است. همین اندازه بدانید که ایشان غرب را در کلیت رد نمی‌کنند بلکه در زمره‌ی متفکرانی هستند که معتقدند با غرب باید گزینشی عمل کرد چون قبول ندارد رابطه‌ای بین تکنیک غربی و فرهنگ غربی هست بلکه معتقدند ما می‌توانیم با هر فکر و فرهنگی از تکنیک غربی استفاده کنیم که این موضوع عرض عریضی دارد. موفق باشید
233

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد ارجمند،جناب اصغر طاهرزاده،ازمرزبانان و پناهان یتیمان آل محمد (ص) 1.بنده اکنون دانشجوی سال سوم دانشگاه هستم،و انشاء قصد ادامه مسیر در وادی علوم حوزوی دارم.چیزی که مرا وادار به سوال کرده سیر زیبا و جذابیست که از 7-8سال پیش تا کنون طی کرده ام. از زمان دبیرستان میدیدم، علیرغم فضای سنگین دروس که فقط اهداف اقتصادی و اهداف سطح چندم را القائ میکنند،من نمیتوانم از حضور بلند متبه و عظیمیز که در ورای آن دست به تدبیر زده است را فراموش کنم،بهمین جهت زمینه برای خود فراهم کردم تا از درس فقط نمره نگیرم بلکه به یقین برسم. 2.بعد از دانشگاه با جریانات دینی بسیاری آشنا شدم و سیرابی حقیقی جان و روحم را که در دبیرستان با "طبیعیات"-خلقت نازل-ارضا نشده بود را جویباری یافته ام از جنس خالقش است از آن جهت که شیوه و خلقتش جدای از دیگر مخلوقات است.و این محبوب "قرآن" بود. 3.خانواده من بشدت با احساسات مذهبی بنده با عناوین "ترس از آینده" و " خامی و ناپختگی" و "عدم مناسبت با علما و مکان حوزه" و "ترس از فقر" بنده را توبیخ و تا حدودی آق کرده اند. سوال:با توجه به کشش روحی فوق العاده و مطالعات دقیقی که داشتم(از جمله کتب فراوان:آداب الصلوه،صحیفه امام ج1و2و3و4-تفسیر المیزان ج1و2و5-بدایه الحکمه،شیعه در اسلام،کلیه کتب شهید استاد مطهری،برخی کتب شریعتی،برخی کتب حکیمی،کلیه کتب جنابعالی،کتب زیادی در مورد سستی فکرغرب،کتب اقتصادی،سیاسی،کتب آقای مصباح،کتب امام موسی صدر،مقالات آقای شجاعی ج1،و..)و از طرفی نارضایتی خانواده،خواهشمندم بنده را راهنمایی بفرمایید. التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی علیک السلام: امام صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند: « إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَیْراً فَقَّهَهُ فِی الدِّین» یعنی اگر خداوند خواست کسی را به خیری برساند، به او توفیق می‌دهد در دین تعمق کند. شما نباید این توفیق را ساده بگیرید، در هر صورت با حوصله کار را ادامه دهید و مطمئن باشید خداوند رزق اهل علم را ضمانت کرده است. موفق باشید
3638
متن پرسش
سلام علیکم! با تشکر از پاسخ شما به سوال بنده در مورد رزق در سوال به شماره 3591 اما شما گفتید زندگی مدرن باعث شده زندگی ها سخت بشود و ... . حال بله سبک زندگی مدرن باعث این مشکلات شده و این مشکلات هم تقصیر خودمان است نه خدا. اما بالاخره این سبک زندگی الان وجود دارد و ما نیز چه خوشمان بیاید چه بدمان بیاید فعلاً گریزی از این زندگی نداریم. در این دوره و زمانه فعلی نمی شود بدون اینترنت و موبایل و ماشین و خانه ای با فلان امکانات زندگی کرد. پس برای شرایط فعلی اگر همان جوان مذکور در سوال قبل با توجه به شرایطش گفت ازدواج نمی کنم آیا این جوان در همین شرایط فعلی نیز به خدا سوء ظن دارد یا او دارد زندگی خویش را تدبیر می کند؟! همچنین شما به سوال دوم بنده جواب ندادید که جهت یادآوری دوباره تکرار می کنم: 2- به نظر می رسد محتوای این حدیث با آیه: «وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یَجِدُونَ نِکاحاً حَتَّى یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه‏»(النور:33) در تضاد است. چون از طرفی حدیث می گوید اگر کسی به خاطر مشکلات مالی و ترس از فقر ازدواج نکند؛ به خدا سوء ظن دارد. اما این آیه می گوید کسی که مشکل دارد فعلاً صبر کند تا خدا مشکلش را برطرف کند. البته به نظر می رسد این آیه با آیه قبلش نیز در تضاد باشد. چون آیه قبل می گوید اگر فقیرند خدا غنیشان می کند. اما اینجا می گوید تا وقتی مشکل دارند صبر کنند. بالاخره مشکل دارد طبق آن حدیث و آیه قبل ازدواج بکند یا طبق این آیه صبر کند؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به آن جوان باید گفت تا آن‌جا که می‌تواند باید ماوراء آن‌چه دنیای مدرن بر او تحمیل کرده تصمیم بگیرد در آن صورت می‌بیند زندگی ان ‌قدر سخت نیست که تصور کند خداوند رعایت او را نکرده. عمده آن است که بدانیم خداوند در شرایط طبیعی زمینه‌ی برآورده‌شدن همه‌ی میل‌های منطقی ما را برآورده کرده است 2- برداشت من آن است که آن حدیث و آیات، نظر به آن جنبه‌ای دارند که انسان در حدّی هرچند ساده می‌تواند ازدواج کند و لذا نباید کوتاه بیاید. ولی آیه‌ی 33 سوره‌ی نور نظر به آن جنبه دارد که حتی چنان امکانی هم نیست. موفق باشید
نمایش چاپی