حضور بانو امین در فردای ما و نظر به کتاب «نفحات الرّحمانیه»
باسمه تعالی
قبل از هر سخن، خوب است به حکم آنکه پرسش، نوعی پروا در تفکر محسوب میشود؛ پرسشی چند در رابطه با شخصیت فکری و تاریخیِ بانو امین با هم داشته باشیم:
۱- آیا جایگاه تاریخی این نشست میتواند عاملی باشد برای درک فلسفۀ اسلامی جهت عبور بشر جدید از بحرانی که در آن قرار گرفته است؟ نکتهای که بانو امین سخت متوجۀ آن بودند و کتاب شریف «نفحات الرّحمانیه» گواه بر این ادعا میباشد.
۲- آیا ما به حضور در آیندهای که اکنونِ ما را معنا میکند و حیات میبخشد، فکر کردهایم؟ آیندهای که عرصۀ ظهور مواقفِ «وجود» است و شخصیت بانو مجتهدۀ امین را میتوان یکی از نمونههای ظهور «وجود» در این تاریخ دانست.
۳- آیا میتوان هوشیاریِ بانو مجتهدۀ امین را در درک تاریخی دانست که با آن تاریخ در زمانۀ خود مواجه شدند و اساساً تفاوت بین اندیشه و جمع اطلاعات را در درک زمانه و عدم درک زمانه دانست؟
۴- آیا مواظب هستیم تا آن بانو را به «دیروز» نبریم، در حالیکه در زمانۀ خود، متوجۀ «فرداهای» زمانۀ خود بودند، با نظر به حضوری قدسی در آن فرداها؟
۵- آن بانو سرگشتۀ چه موضوعی بود که با ما کتابهایی مانند «مخزن اللئالی» در فضائل علی«علیهالسلام» و «سیر و سلوک» و «مخزن العرفان» و «نفحات الرّحمانیه» را در میان میگذارند؟
۶- آیا متوجۀ این امر هستیم که در مورد شخصیتهای تاریخی، به عنوان مبدءِ یک سیره یا یک تفکر، نباید آنها را تنها در دوردستهایی که گذشته است، مدّ نظر داشت؟ زیرا آنان مبدئی هستند از تاریخی که ما را در برگرفته و آن تاریخ بسی به ما نزدیک است، در عین حضور در بیکرانهها.
۷- آیا آثار و شخصیت بانو مجتهدۀ امین را میتوان به عنوان شخصیتی مدّ نظر داشت که متوجۀ تاریخی شدند که آن تاریخ نه ادامۀ دیروزشان بود و نه همچون متجددینِ سکولار، از دیروزِ معنویشان منقطع بودند؟ و این یعنی حضور در زمانه، در عین هویت قدسی، و از این جهت بانو مجتهدۀ امین نوعی آغاز هستند که همچنان باید ما در ادامۀ خود با ایشان و آثارشان زندگی کنیم.
۸- آیا میتوان به این نکته فکر کرد که در آثار و مکتوبات حاجیه خانم امین با مواجهۀ ایشان با مسائل زمانۀ خود و با انسان جدیدی که به نحوی در زمانۀ ایشان مطرح بوده است، روبهرو هستیم؟ و گویا در کتاب شریف «نفحات الرّحمانیه» میخواهند به انسان جدید بفرمایند چگونه میتواند در غوغای تجدد مآبی در نسبت با خود، خود را معنا کند و زندگی قدسی داشته باشد تا از بحران هویتی که گرفتار آن است، رهایی یابد.
۹- آیا میتوان ادعا کرد آن نوع مواجههای که بانو امین از یک طرف با نظراتِ مطرح شده توسط جریان تجدد در آثار خود داشتهاند و از طرف دیگر در جواب به آنها با طرح معارف الهی و قرآنی، در اکنونِ خود از ایشان بینیاز هستیم؟
اینجاست که بیشتر به جایگاه تاریخی آثار ایشان باید فکر کرد. تا به جای آنکه خود را در مقابل آنچه غرب با روحیۀ سکولاریته برای بشر آورده ببازیم ؛ برعکس انسان های غرب زده، متوجۀ حضوری شویم بسی گستردهتر از آنچه جهان غرب برای انسان پیش آورده و از آنچه در دیروز قرون وسطایی او مطرح بوده است. و عجیب است در تعلّق و توجه بانو امین به نقشِ «حکمت صدرایی» در مواجهه با امروز و فردای بشر در هر موضوعی که ایشان با ما در میان میگذارند. از این جهت نباید بانو مجتهدۀ امین را دانشمندی در محدودۀ دانشمندان گذشته به حساب آورد و دغدغههای خاص ایشان برای ادامۀ دینداری در این زمانه را نادیده گرفت.
در رابطه با شخصیت جامع بانو امین مشهور به «بانوی ایرانی»، خوب است نظری اجمالی به کتاب «نفحات الرّحمانیه» ایشان بیندازیم:
۱- در رابطه با جایگاه کتاب شریف «نفحات الرّحمانیه» که نشاندهندۀ اوج شخصیت آن بانوی بزرگ است در معارف توحیدی همراه با رسالت تاریخی که احساس کردهاند؛ میتوان گفت گزارشات مطرح شده در آن کتاب، گزارش استقرار و حضوری بوده از آنچه آن بانوی متفکر در آن حاضر بودهاند و به یک معنا آری! کتابِ مذکور مصداق همان روایتی است که میفرماید: «اِنَّ لِرَبِّکُم فی اَیّامِ دهرِکُم نَفَحات، الّا فَتَعَرّضُوا لَها» نسیمهای رحمت الهی گاه بگاه میوزد، خبر نمیکند که کی و چه ساعتی میآیم، هوشیار باشید که از آن نسیمها استفاده کنید.
۲- کتاب «نفحات الرّحمانیه» کتابی است با محتوای اشراقی که عقل و قلب در آن جمع شده است و این امتیاز خاصی برای آن کتاب میباشد.
۳- روح مادرانهای که در این کتاب حاکم است، همراه با حکمتی است عمیق و از این جهت انسان را به حیرت میاندازد و این است حضور در تاریخ آخرالزمانی که بشر جدید میتواند در آن حاضر شود و بانو امین به خوبی آن را درک کردهاند.
۴- در کتاب شریف «نفحات الرّحمانیه» ارادهای برای طرح معارف لطیف «عقلی قلبی» که همان حضور در «اصالت وجود» صدرایی است، به خوبی در میان میباشد.
۵- در نفحه اول عملاً مخاطب را دعوت میکنند به توجه در تفکرِ توحیدی نسبت به علم خداوند به اشیا با نگاهی ظریف که حقیقتاً به زیباییِ تمام به آن پرداختهاند.
۶- در نفحۀ سوم به درک جایگاه «ممکن» و «واجب» میپردازند، امری که حقیقتاً هر متفکری نیاز دارد نسبت به آن بیندیشد.
۷- در رابطه با کتاب شریف «نفحات الرّحمانیه» میتوان گفت آن کتاب یک دوره عرفان در مسیر جمع بین عقل و قلب را برای خواننده در میان میگذارد، با نظر به حضوری که هر انسان موحدی در زمانهای که زمانۀ آخرالزمانی است بدان نیاز دارد.
۸- روحیۀ بشر جدید نسبت به آنچه در ابتدا پذیرفته بود، روحیۀ پرسش و پرسشگری است و این حالت در کتاب «نفحات الرّحمانیه» به خوبی مشاهده میشود که چگونه ایشان خودشان با خودشان در رابطه با آن مسائل در گفتگو هستند.
۹- مسیر توحیدیِ نفحاتی که بر بانو امین پیش آمده است برای بسیاری از اهل ایمان قابل توجه میباشد و از این جهت خوب است اهل تفکر و توحید با آن حضور از طریق آن کتاب مانوس شوند.
۱۰- برای هر انسانی که در توحید مستقر گردد نفحات الهی مطابق ذوق و روحیهاش پیش میآید، حال یا در احساس روحی و روحانیاش، مانند بانو امین که حضوری است قلبی همراه با تعقل و یا آن حضوری اشراقی خواهد بود که در زبان به ظهور میآید، از آن جهت که «زبان، خانۀ وجود» است، مانند آنچه در شخصیتهایی چون جناب مولوی و حافظ و یا برای شهید آوینی پیش آمده. عمده آن است که انسان از طریق آنها، بودن گسترده و متعالی قدسی خود را به صورتهای مختلف احساس میکند.
۱۱- رسالت بانو امین در نگارش کتاب شریف «نفحات الرّحمانیه» رسالتی است حساس و مهم. به نظر میآید این رسالت در این کتاب غیر از آن نوع رسالت و وظایفی است که در دیگر آثارشان به چشم میخورد، از آن جهت که معمولاً اهل سلوک خودشان مامور به نوشتن نفحات خود نیستند. گویا بانو امین متوجه شدهاند زمانه، ظرفیتِ فهمِ آن نفحات را داشته است که ایشان مأمور به نوشتن آنها شدهاند، هرچند به زبان عربی، و این است معنای «شخصیت تاریخی بانو امین و حضور قدسی در عین جهانیبودن».
۱۲- آخرین نفحۀ کتاب «نفحات الرّحمانیه»، نفحۀ 56 میباشد در بیان معاد جسمانی و روحانی که ظاهراً بلندترین نفحه است با رموزی دقیق تا حجت را در این رابطه یعنی در رابطه با معاد جسمانی و روحانی تمام کرده باشند.
۱۳- اینکه میفرمایند: «مبادا چنین فکر کنی آنچه بر زبان میگویم در قلبم نیست» حکایت سلوک توحیدی است که اگر کسی در آن مستقر شود به نحوی آن سلوک برای او پیش میآید که به گفتۀ خودشان مبتنی بر امور نظری نیست و این نکتۀ مهمی است و از این جهت این کتاب حجّت است بر این قاعده که بانو مجتهدۀ امین در نزد خود حاضر شدهاند و از خود گزارش میدهند.
۱۴- در راستای حضور وجودی که برای انسان پیش میآید، خوب است به این جملۀ ایشان فکر کنید که میفرمایند: «و ما اشرقَ علی قلبی فی الاوائل کان کاالعلوم النظریه...» آنچه در اوایل بر قلب من تابید مانند علوم نظری بود، یا از صور قیاسیِ مرکب از صغری و کبری، اما مسبوق به فکر و نظر بر نحوه متعارف، یا تعلیم و تعلّم و یا نحوی دیگر، با الهام از خدای تعالی... پس از آن متذکر میشوند نباید گمان کرد کلمات ذکر شده در کتاب نفحات اقتباس از کلمات حکما و فلاسفه و عرفا است که به خود نسبت دادهام «انتسبها الی نفسی من دون خبرۀ و وجدان منی بها» بدون اطلاع و وجود آنها در خودم. این یعنی گزارش از حضوری که پس از سلوک برای انسان به طور خاص و مطابق روحیۀ او پیش میآید.
۱۵- با توجه به نکتۀ فوق باید متوجه جایگاه بانو مجتهدۀ امین شد و حضوری که ایشان از آن گزارش میدهند، به عنوان گزارش از جهانی که برای ایشان گشوده شده با وسعتی اینچنینی که در کتاب «نفحات الرّحمانیه» از آن حضور گزارش میدهند و با تعبیر «عین الیقینبودن» از آن نفحات، بقیه را دعوت به چنین حضوری مینمایند و میفرمایند: «هذا لیس فی استعباد کیف و ینبغی لکل مؤمن ان یجد و یجهد کی یصیر معارفه علی حدّ یصل الی «عین الیقین» و لکل احدٍ استعداد لذلک» و در چگونگی آن استعبادی نیست و شایسته است هر مؤمنی جدّ و جهد نماید تا اینکه معارفش به عین الیقین برسد و استعداد آن در هر فردی موجود است.
۱۶- آنچه با دقت بر نفحاتی که برای بانو امین پیش آمده میتوان یافت، توجه حضوری ایشان است بر «اصالت وجود» و با چنین توجهی بعضاً معارفی سراغ ایشان میآید مانند درک قیمومیت خداوند با هر موجودی و درک این نکته که علم خداوند به اشیاء عین وجود عینی آنها است که همان حضور وجود معلوم نزد عالم است که در نفحۀ دوم برای ایشان پیش آمده و یا نفحاتی که مستقیماً بر جان ایشان وزیده است و همراه بوده با آگاهیهای توحیدی که از نفحه ۱۲ به مرور پیش آمده و بعضی از آنها به جای نفحه، «تذکره» است مانند تذکرۀ ۲۵ و خطوراتی که آن خطورات ایشان را نسبت به امکان توهّمات در ذهن متذکر میشوند و سپس با الهامات قلبی، ولی با هویتی حِکمی که از «اصالت وجود» حاصل میشود، مییابند چون صفاتِ خداوند عین ذات اوست، پس به جای طلب دلیل برای حقیقت او، از آن جهت که وجود او برای خودش در میان است، به همان معنای «دَلَّ عَلَى ذَاتِهِ بِذَاتِهِ» میباشد و خوب است به آن «تذکره» به عنوان حضوری که برای انسان در نزد انسان پیش میآید نظر شود، به جای طلب دلیل برای جوابگویی به آن خطورات. امید است رفقای متعمّق که به دنبال ایمان بزرگ در مقابل کفر بزرگ هستند با تدبّر در کتاب شریف «نفحات الرّحمانیه» معنای ایمان و کفرِ آخرالزمانی را تجربه نمایند، ایمانی فوق باورهای انتزاعی.
والسلام




