ما و برکات «یگانگی» و خطر تقابل بزرگ
باسمه تعالی
1- رسالت شیعه و تشیّع نشاندادن برادری نهتنها با اهل سنت است که به ظاهر نوعی دوگانگی با ما دارند، آن دوگانگی منتفی میباشد؛ بلکه رسالت شیعه و تشیّع «ایجاد یگانگی» با انسانیت همۀ انسانها میباشد و این غیر از تاریخ قبیلهای شیعیان است در ایرانی که در واقع آن ایران، یک دهکده بود.
2- اگر ما از دور، دودِ برخاسته از کویتِ آمریکا زده را میبینیم و خوشحال هستیم باید بدانیم این خوشحالی موقت است مگر آنکه از دودی که ممکن است در بین نیروهای انقلاب زبانه بکشد عبور کرده باشیم؛ نکتهای که رهبر معظم انقلاب برای عبور از آن دود تحت عنوان «اتحاد مقدس» به میان آوردند و آقای شهیدمان فتوایشان را که در مورد «عدم توهین به بزرگان اهل سنت» بود دستور دادند روی کفنشان بنویسند تا متذکر آن «یگانگی» باشند که باید در میان آید.
۳- اینکه هنوز دلسوزانِ دیانت به منبر میروند تا خود را در جای منجی مردم قرار دهند، به امید آنکه مردم را از انحرافات فکری و اخلاقی نجات دهند؛ بدانند زمانه آن گذشته است و رهبر معظم انقلاب با توجه به این امر مردم را متوجه حضور خودِ مردم در نسبت با خودشان قرار میدهند و این غیر از نصیحتهای عادی میباشد. میفرمایند: « لازم است به شما مردم باوفا و سرافراز ایران عرض شود که از جمله اصولیترین امور در این برهه، اصرار بر وحدت کلمه و اتحاد مقدّس در همهی سطوح مردم و مسئولان و در تمام عرصهها برای تحقّق آرمانهای بلند انقلاب اسلامی و تأمین عزّت و استقلال ایران عزیز خصوصاً در برابر دشمن جنایتکار و حیلهگر امریکایی است.»
4- آری! تلاش مردم دنیا برای هرچه دیدن ایران شروع شده است، از آن جهت که متوجۀ رازی میباشند که ایران در این تاریخ متذکر آن است و آن راز توجه به توحید الهی و شرافت انسانی میباشد، امری که رهبر شهید ایران با وصیتنامه خود و رهبر انقلاب با بیانیۀ «تبیین مسائل مهم کشور» متذکر آن شدند تا موجب نفیِ یکی و اثبات دیگری نباشیم، بلکه حضوری پیش آید تا ما در حضورِ تمدنی خود در جایگاهی قرار بگیریم تا به نام مذهب از خطر تقابل با همدیگر عبور کنیم. تفکر در این زمانه یعنی توجه به خطری که به جای مواجهۀ اندیشهها، تقابل اندیشهها پیش آید و بسیار باید تلاش کرد تا چنین نشود. در حالیکه جنگ جهانی اول و دوم در دل همان اروپایی که اندیشهها به میان آمدند، ظهور کرد و حدود80 میلیون از آن مردم، خودشان را به دلایلی که از نظر خودشان موجه بود، به قتل رساندند. حال، این مائیم و آینده ای دیگر تا بتوانیم ذیل اسلام و انقلاب اسلامی به وسعتی که آقای شهیدمان نسبت به انسانها داشتند؛ خود را ادامه دهیم. اگر تشییع آقای شهید ایران، در نسبت بین روح آن مرد بزرگ با مردم، ما را حیران کرد این وصیتنامه برای ما حیرت در حیرت شده است.
5- با توجه به نکتۀ فوق باید به نسلی فکر کرد که معنای زندگی را «مقاومت» و مقابله با آمریکا تعریف کردهاند - اعم از شیعه یا سنّی و دیگر آزادیخواهان- و این همان بصیرت و حساسیت جبهۀ مقاومت است نسبت به حضور آمریکا در منطقه ، حضوری که نه تنها تشیّع عامل دوگانگی بین شیعه و سنی نگردید بلکه عامل یگانگی امت اسلام شد و حتی به یگانگی انسانیت در همه انسانها نظر دارد و این است راز عبور از خطری که موجب جنگ جهانی در اروپا شد با حدود ۸۰ میلیون کشته از خودشان، وقتی به جای آنکه بخواهیم از موضع بالاتر بر بقیه را تحکّم کنیم، خود را در کنار مردم احساس نماییم، در کنار مردم در نسبت با همدیگر به سوی افق گشوده توحیدی، این است جایگاه سخنان رهبر معظم انقلاب که چگونه با مردم از وحدت و «اتحاد مقدس» به عنوان اصولیترین امور سخن میگویند و مردم را متذکر امری میکنند که در بعثت درونیشان برایشان پیش آمده. این است راز توجه به توحید الهی و شرافت انسانی که مدّ نظر تمدن نوین اسلامی میباشد.
6- رهبر معظم انقلاب در بخشی از پیام خود «بعضی» از منتقدین را از پیشروان بصیرت خواندند و از آنها خواستند تا اولاً: ظلمی به بیگناهی روا ندارند، و ثانیاً: موجب شکست در «وحدت» و «انسجام اجتماعی» نشوند. واژۀ «بعضی» در جای خود حکایت از آن دارد که هر منتقدی گمان نکند که با انتقاد خود ردای بصیرت پوشیده است، وقتی متوجۀ حضور تاریخی ما نباشد.
7- رهبر معظم انقلاب فرمودند پیشروان بصیرت باید مراقبت کنند که مرتکب نقد ظالمانه و یا به معنای دیگر، مرتکب سکوت ظالمانه نشوند. زیرا ممکن است ما به اشتباه چیزی را به فردی نسبت میدهیم و مرتکب ظلمی در حق ایشان شویم و یا گاهی حقیقتی را میدانیم و میتوانیم با روشنگری دربارۀ آن، هم آبروی مؤمنی را بخریم و هم آنکه باعث تقویت «وحدت» شویم، اما این کار را انجام نمیدهیم. هر دوی اینها ظلم است؛ هم در حق مسئولان، و هم در حق ملّتی که با بیان ما میتوانند در مسیر درست قرار بگیرند، اما با سکوتِ ما به بیراهه میروند!
8- آری! نقدی که در آن ظلم نباشد سرمایهای ارزشمند، و فی نفسه مطلوب است. رهبر معظم انقلاب در پیام خود به ملت یادآور شدند که اولاً: سران قوا دلسوز هستند، بر خلاف بعضی تهمتهای ناروا، و هدفشان اعتلای کشور است. ثانیاً: تلاش ایشان برای رفاه و سعادت ملت مشهود میباشد.
9- با اشاره به نقدهای منتقدین میفرمایند که آنها «باید مراقب باشند تا این رویکرد ظلمی را بر بیگناهی روا ندارد که آن خود منشأ محرومیّت از برکات و عنایات میگردد». زیرا محرومیت از برکات و عنایات الهی، نکتۀ بسیار مهمی میباشد که متذکر آن شدند و قطعاً مؤمنین واقعی بهتر از هر قشر دیگری آثارِ بی برکتی در اعمال و عدم عنایات خاصه را درک میکنند. در پیام خود فرمودهاند: انتقاد به عملکرد مسئولان نباید موجب «ظلم به بی گناهان» و شکست وحدت و انسجام اجتماعی شود.
10- فرمودند: «اعتماد به مسئولان صیانت از منافع ایران را تضمین میکند» که این نکتهای بسیار مهم میتواند باشد در راستای حضور در تاریخی که در آن قرار داریم.
11- فرمودند انتقاد به عملکرد مسئولان نباید موجب ظلم به بیگناهان و شکست وحدت و انسجام اجتماعی شود.
12- دشمن نباید هیچ علامت ضعفی و از جمله این ضعف را از ما دریافت کند؛ که هرگاه ما این مراقبتها را به طور کامل مراعات نماییم، او به ناچار رو به هزیمت خواهد گزارد. از اصولیترین امور، اصرار بر اتحاد مقدّس در همۀ سطوح است، پرهیز از تفرقه و تنازع وظیفۀ همگانی است.




