باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا این شعر را که آیت اللّه حسنزاده زیاد تکرار میکنند را، جمع این دو نکته نمیدانید؟ که میفرمایند: «بُوَد مرد تمامي آن كه از تنها نشد تنها ولكن به تنهايي بود تنها، و با تنها بود تنها» موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید آنطور که عرض شد اگر راضی به تقدیر خود میبود از همان ابتدا که با آن روبهرو میگشت، آن را میپذیرفت و کارش به اینجاها نمیکشید و یا شاید از ابتدا با همان که تقدیر اوست ازدواج کرده است، ولی چون راضی به تقدیرش نیست، کارش به طلاق کشید. سخن آقای پناهیان در سؤال شمارهی 16169 نکتهی خوبی دارد. موفق باشید
جواب: سلام علیکم :
باسمه تعالی
فکر میکنم کسانی که فقه اللغت کار کردهاند بهتر میتوانند جواب جنابعالی را بدهند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامهی طباطبایی فرموده بودند بین یکسوم تا یکچهارم، خواب در 24 ساعت طبیعی است و سلوک را مختل نمیکند. ظاهراً خواب کمتر از 6 ساعت بهخصوص اگر زیادتر از معمول این کار انجام گیرد، قوهی واهمه را قدرت میدهد و خیالات بر انسان غلبه میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤالهای شمارهی 17230 و 17231 داده شد که میتواند فضای جواب به این سؤال را تا حدّی روشن کند. در عین آنکه نمیدانم آیا حقیقتاً برجام در همان بستر تاریخیِ صلح حدیبیه واقع شده است و یا بر عکس است؟ در فضای تاریخی صلح حدیبیه مسلمانان شرایط حضور سال آینده را در مجمع حج فراهم نمودند و به یک معنا با آن حضور، همهی هیبت استکبار ابوسفیانی ذوب گردید و عملاً فتح قلعهی استکبار به صورت فکری و فرهنگی شروع شد. در حالیکه با بیطاقتیِ دولتمردانِ ما گویا این ماییم که در حال ذوبشدن قرار میگیریم و تنها قرارگاهِ هیبت انقلاب که توسط مقام معظم رهبری مدیریت میشود؛ ما را و دولتمردان را از این ذوبشدن تا حدّی رهانید. در زمانی که میرفت تا با اندکمقاومتِ ما در مقابل استکبار، نهتنها معنای تحریم از بین برود، بلکه معنایِ حضور استکباری غرب از صحنهی این تاریخ بهشدت کاهش یابد. آری! تحریمها دریچهای بود که خداوند برای طیکردنِ ره صدساله در یکشبه در مقابل ما قرار داد، ولی ما این راه را به جهت روحیهی اشرافیگریِ بعضی از مردممان نتوانستیم طی کنیم. پس باید در جدّیتِ کار فرهنگی بیش از این کوشا باشیم، وگرنه باز تحریم و باز بیقراریِ طیف خاکستری و باز متوقفشدن در راه بزرگی که باید طی کرد!!!! ما در شعب ابیطالب به جهت مقاومتی که داشتیم، توانستیم خود را معنا کنیم و در این جا بود که خداوند مستقیمتر از هر مستقیمی به کمک ما آمد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع آزادی موضوعی است بس خطیر و بزرگ، که اگر امکان آن را داشتم تا آنچه در مافیالضمیر دارم را با کلمات مناسب اظهار کنم؛ مطمئن باشید بیشتر از 1000 صفحه سخن برای گفتن بود. خداوند با دادن اختیار به انسانها بزرگترین هدیهی خود را که آزادی است به بشریت داده است تا او خود، انتخاب کند و حتی به پیامبر خود میفرماید: تو تنها، حقیقت را به انسانها متذکر باش ولی مصیطر نباش و چیزی را به آنها تحمیل نکن، آنها خود مسئول انتخابهای خود میباشند. پاسداشتنِ آزادی یعنی آنکه انسانها از سر ترس و اجبار زندگی نکنند. یعنی حق داشته باشند که بهجای آنکه «من باشند یا شما باشند، خودشان باشند». مردمان شایستهی داشتنِ زندگی آزادند. برای زندگی آزاد بیش از آنکه به قانونِ خوب، نیاز باشد به مردم خوب نیاز است. آدمی جویای حق است و فرزانگی به آن است که به او امکان دهیم خودش حق را انتخاب کند. هر چیزی که آزادیِ انسان را از او بگیرد، او را دفن کرده است. و مسلّم انسانِ آزاده انسانی نیست که با آزادی خود، آزادی دیگران را نابود کند. امروز تنها داعشیها نیستند که خود را به نام دین به بقیهی انسانها تحمیل میکنند؛ آن کارمند اداری هم که حقوق شهروندی ما را رعایت نمیکند، صورت دیگر همان داعشی است و آن مردی که به اسمِ دین و در راستای اختیاراتی که دین به او داده است، حقِ همسر خود را زیر پا میگذارد او نیز داعشی است. وقتی به همسر خود بگوید من اجازه نمیدهم به مادر و برادرت سر بزنی و بخواهد برای او تصمیم بگیرد، همان داعشیِ پنهانشده در زیر حقوقی است که خداوند برای تنظیم نظام خانواده به او داده است. مثل آن کارمندی که بنا است از قدرتِ قوانین جامعه، امور شهروندان را رعایت کند، نه آنکه خود را بر شهروندان تحمیل نماید. آری! هزاران هزار چهرهی داعشیگری اطراف ما را پر کرده است، حال شما از ترجیح عدالت بر آزادی سخن میگویید؟!! تا وقتی ما زیباییِ آزادی را با جانِ خود و با رگ و پوست خود احساس نکنیم و تا وقتی آزادی را حقِ همهی انسانها ندانیم؛ مسلّم عدالت نه معنا میدهد و نه رُخ مینمایاند. توانِ ادامهی سخن در بنده نیست، ولی چه ظلماتی به جهت ندیدنِ جایگاه آزادی همهی عالَم را فرا گرفته است. چگونه میتوان تنفسِ آزاد داشت وقتی به آزادی عشق نمیورزیم؟!! موفق باشید
- باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه متوجهاید نسبت حضرت حق با مخلوقات تامّ و تمام است و بنا به ظرفیت امکانی هر مخلوق بر آن مخلوق تجلی فرموده است. ولی در رابطه با نسبت انسانها و مختاربودنِ آنها موضوع چیز دیگری است که هرکس باید بهجای نظر به محدودیت امکانی خود به حقیقت وجودی خود و عینالربط بودن خود نظر کند و تمام تلاش انسانها اعم از امامان معصوم و سایر انسانها بر آن است که نهایت انقطاع از ماسویاللّه و ارتباط با اللّه را در خود به فعلیت برسانند. نگاه ما به اهلالبیت نگاه به انسانهایی است که در این مسیر به بهترین شکل عمل کردهاند و در اینجا دیگر بحث ماهیات مطرح نیست بلکه بحث راههای رجوع به حضرت حق در میان است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمیکند نفس ناطقه بعضاً که آمادگی پرواز دارد هم عقل بهتر مطالب را درک میکند و هم قلب، اگر قلب در صحنه باشد قلب در بسط قرار میگیرد و اگر عقل در صحنه باشد و موضوع مورد نظر عقلی باشد، عقل در بسط قرار میگیرد. هراندازه خود را گرفتار آرزوهای دنیایی نکنیم و پرحرفی را کنار بگذاریم، عقل و قلب منوّر به بسط میشوند. موفق باشید
