سلام و عرض ادب خدمت استاد گرانقدر: استاد بزرگوار، بنده پس از مطالعه کتاب ارزشمند «ادب خیال، عقل و قلب» سوالی برایم پیش آمده است. قوه خیال در من شدت بروز بسیار زیادی دارد (که گاهی نیز صورت این بروز، محصول خوشایندی مانند شعر است و گاهی هم محصولات نامطلوبی مثل خلاقیت در شوخیهایی که پس از بروز حس پشیمانی بابت بروزشان ایجاد میشود و یا بذلهگوییهای ناپسند) و بنا بر توصیههای حضرتعالی، لازم است تا تحت کنترل و مدیریت قرار گیرد و آن هم زمانی اتفاق میافتد که عقل بر خیال سیطره پیدا کند. در خصوص حاکمیت عقل نیز فرمودید مطالعه آثار اندیشمندانی که مبنای صحبتشان استدلال است. حال درخواست من این است که می شود در خصوص قوت بخشیدن به عقل بیشتر توضیح دهید؟ احساس میکنم نگاه تحلیلگری و استدلالی ضعیفی به همه موضوعات و اتفاقات دارم. آیا علم منطق یا نیز کمک کننده هست؟ در کل چه علوم و چه کتبی میتوانند ابزار مناسبی برای تقویت قوه عاقله باشند؟ سپاس از وقتی که برای تعالی ما یابندگان مسیر رشد قرار می دهید. اجرتان با ابی عبدالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: تأمّل و تدبّر در قرآن به کمک تفسیر «المیزان» با نظر به جزوۀ «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» https://lobolmizan.ir/leaflet/182?mark=%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86 راه خوبی در این رابطه میتواند باشد و علاوه بر آن، تأمّل در روایات از طریق کتابهایی مثل «اصول کافی» و «تحفالعقول» مؤثر میباشد. موفق باشید
سلام و درود بر شما: من طلبہ پاکستان ھستم. علاقہ بہ مباحث فلسفی دارم. چون در دانشگاہ ھای ما تھاجم از الحاد و تفکر غربی دارند میخواھم در اینجا مدافع مثل چون شھید مطھری و شھید بھشتی شما عنایت بفرمایید فلسفہ را چطور بخوانم کہ در جامعہ پیادہ کنیم و یک جریان حکمت اسلامی را راہ اندازی کنیم و از کجا تا کجا بخوانیم کہ تخصص پیدا کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از دنبال کردن مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن، که روی سایت هست. برای آشناشدن به زبان فلسفه؛ خوب است که به سراغ کتاب «بدایة الحکمة» از علامه طباطبایی بروید که شرح آقای امینینژاد در این رابطه میتواند کمککار باشد. موفق باشید
سلام: به لحاظ ساختار ادبیاتی عبد در حدیث «العبد اذا اختاره الله...» نکره بوده و الف و لام عهد ذکری است یعنی همان عبدی که در سطور قبل در موردش سخن گفتیم و جملات قبل انحصاری امام بود نه کل کسانی که زمام امور مسلمین را دارند. (عبد جنس نیست که ال را استغراق بگیریم مانند الانسان). اگر هم بپپذیریم ال استغراق است و سخن در مورد هر عبدی است که امور عباد را به عهده بگیرد سیاق روایت انحصار در معصوم را می رساند به قرینه جملات بعد و قبل. فلم یعی بجواب: درمانده نمی شود در پاسخ دادن یعنی نیاز به فکر و طرح و مشاور و ...ندارد و چنین چیزی برای غیر معصوم مصداق نداشته و ندارد و حق چنین تعمیمی بر اساس قواعد هیچیک از علما ندارید و با این مبانی ناقص و اشتباهی که دارید خدا به خیر کند. بعد هم حضرت دلیل دارند که چرا معصوم این ویژگی ها را دارد؟/ به دو دلیل. ۱. لیکون حجته علی عباده و ۲. شاهده علی خلقه که همه می دانند شاهد خلق بودن چه به معنای شاهد خلقت قبل از تولد آدم باشد و چه به معنای شاهد اعمال مخلوقات از غیر معصوم برنمی آید. ثانیا استنادی که به تشکیک وجود کردید هم شاید از مبتدیان فلسفه بشود نادیده گرفت اما کسی که دو سال فلسفه خوانده باشد متوجه مغالطات متعدد حضرتعالی میشود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است در این رابطه به سؤال و جواب شماره 39179 رجوع فرمایید. موفق باشید
جناب استاد! اگر سید حسن نصرالله از اثر خون شهید و... سخن میگوید، در میان میدان ست و در حال جنگ شهادت را تفسیر میکند، همزمان نیز از خطر عدم انتقام درخور برای خون سلیمانی هم میگوید، اما ظاهراً امثال حضرتعالی صحبت های به حق راجع به شهید را همچون سها و... پشت میز و بین وعده های غذا و جلسات پوچ و بی معنی تخدیری کرده و با آن راضی شده و ارضا میکنید. والسلام
باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه منظور جنابعالی نشدم. خوب است به سؤال و جواب شماره 38794 رجوع فرمایید. موفق باشید
با عرض سلام ادب و احترام: آقای سروش اخیرا در مورد لبنان و قبلا در مورد فلسطین موضع گیری خوبی داشت. حتی لزوم منجی را از دید احتمالا فلسفی را اقرار می کند. سوال بنده این است که کسانی چون آقای احمدی نژاد و آقای داوری اردکانی و .... همچنان خموشند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: علت اینکه آقایان در این مورد سکوت اختیار کردهاند را نمیدانم. در مورد آقای دکتر داوری خبر دارم که با آن کهولت سن، سخت بیمار و بستری هستند. و در مورد آقای دکتر سروش باید سؤال کرد این نوع توصیههای اخلاقی و امید به آمدن منجی در بستر حضور در تاریخ دیگری است غیر از تاریخ مدرن؟ امری که انقلاب اسلامی پیش آورده؟ و یا باز همان تاریخ و در عین حال توجه به توصیههای اخلاقی. جناب حاج آقا نجاتبخش در این مورد در مدرسه صاحب الزمان نکته خوبی را به میان آوردهاند. اگر بشود آدرس آن را از آقای افقری بگیرید خوب است @Kheyrkasir110 . موفق باشید
آیا با مانتوهای الان که کوتاه و گشاده (شبیه بلیزای گشاد در قدیمه) میشه با حجاب بود؟ که الان ۹۰ درصد جمعیت بانوان در تهران پوشیدن.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال فقهای محترم آن پوششی را پوشش کامل می دانند که علاوه بر پوشیدن موی سر، عرف جامعه نیز آن لباس را پوششی مناسب شأن زن بدانند و آن پوشش موجب تبرج و خودنمایی های ظاهر زن نگردد. موفق باشید
سلام علیکم: طبق سوال 38569 ، تمام مطالبی که من در این سایت (مانند: برهان صدیقین, ده نکته در معرفت نفس، تفاسیر سوره های قرآن، نهج البلاغه ) را که ما میخوانم، تبدیل به علم حضوری میشوند؟ آیا درست فهمیدم؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به لطف الهی اگر آن امور به صورت علم درآیند و تنها حالت حفظی نداشته باشند، همه آن علوم موجب شدت یافتن نفس می شود و این یعنی حضور آن علم در نزد نفس. موفق باشید
سلام علیکم خدمت استاد: واقعا سران حزبالله چه گوهرهایی بوده اند که کسی چون حاج شیخ جعفر ناصری (که عرفای نحله نجف را درک کرده اند) در وصف آنان این گونه دست به قلم شده اند: «آه، شیخ نبیل و ما ادریک بسماحه الشیخ و ساحت الشیخ عالم، مجاهد، کلامی، قرآنی، طوبی له وحسن ماب، که عاشق شهادت بود و متحیرم چگونه ما در حوزه ها ی علمیه شیعی، جای خالی آنان را پر کنیم. همت آنان، سعی وتلاش آنان، استقامتشان و خلاصه اخلاصشان مخصوص به خودشان بود و هیهات که شناخته نشدند. شبها به قرآن مشغول بود و روزها به کسب علم و کار جهادی خدمت به مسلمانا و فقرا و مستضعفین. یا دهر! اف لک من خلیلی وای بر تو ای دنیا که بهترین ها را صید می کنی. یک نفر بود اما به قدر یک ملت برای ایتام آل محمد مفید بود. سینه ام تنگی می کند و به خود می گویم بقیه عمر را به حسرت و غم بگذران که هم سید مقاومت وهم شیخ نبیل قاووق رفتند و به خود جواب می دهم: «بل احیاء عند ربهم یرزقون.» خلاصه: نشسته پشت دو پلکم هزار اقیانوس رها کنید مرا تا وسیع گریه کنم @nasery_ir
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. واقعاً وقتی فرد و یا جریانی در بستر توحید، مقابل دشمنان اسلام و انسانیت تا آن اندازه بایستد، حقیقتاً ره صد ساله را یک شبه طی می کند و تا این اندازه میدان تعالی انسان در این تاریخ گشوده است. موفق باشید
با سلام: حضرت علی (ع) می فرمایند: ما رایت شیئا الا.... حضرت علی خدا را قبل و بعد اشیا الله را میبیند. شما در صوت جنود عقل و جهل میگید: علی (ع) در قیامت الله را بدون اشیاء مشاهده میکند. و در جای دیگر گفتید که اسماء الله بدون مظاهر معنی نمیدهد. این دو سخن چگونه با هم جمع میشود؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال رؤیت حضرت حق در مظاهر ممکن است. آری! می توان در همان مظاهر با قطع نظر به آن مظاهر به حضرت حق نظر کرد ولی ذات به صرف ذات قابل رؤیت نیست. موفق باشید
سلام استاد: فرمودید انسان کامل قدرت ایجاد بدن هم دارد مثل امام زمان که میتواند برای خود بدن ایجاد کند بعد توجه را بردارد. آیا امام زمان همیشه به یک شکل بدن ایجاد میکنند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. عمده همان حضور واسطه فیضبودنِ آن حضرت است و نسبتی که خداوند از طریق آن حضرت با دیگران دارند. موفق باشید
سلام علیکم: در بحث تغسیر سوره حمد امام خمینی (ره) به نتایج زیر رسیدم: حس من در جهان کثرت میبیند. عقل من وحدت میبیند. من باید بر اساس عقل خودم نگاه کنم. تا کمکم وحدتی را که عقلم قبول کرده است، تبدیل به باور دلم شود. آیا درست فهمیدم؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همینطور است. ۲. هر وقت علمی واقعی و نه اعتباری باشد به نور اسم علیم است. ۳. مگر میتوان به ذات، نگاه کرد؟! در این موارد خوب است به کتاب شریف «چهل حدیث» حضرت امام خمینی بخصوص حدیث ۱۲ توجه شود. موفق باشید
در عباراتی نظیر لیس فی جبتی الا الله، سبحانی ما اعظم شانی و... ، اگر منظورشان ذات حق بوده که هیچ، اگر منظورشان اسم الله بوده، نبی خدا صلی الله علیه و آله و ائمه ی معصوم به چنین ادبیاتی سخن نگفتند بلکه در مجازات قائلین به این جملات و اجرای حدود بر آنها چرا حضرات تفکیکی میان ذات و اسم نکردند؟ و چرا صوفیه اصرار دارند اینگونه شطح بگویند و چرا عده ای اصرار دارند این ادبیات را در جامعه ترویج دهند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً این نوع سخن گفتنِ عرفا که جنبه اشاراتی دارد، باید با فکر و فرهنگ خودشان فهمیده شود و به اصطلاح به جنبه تأویلی آن سخنان نظر کرد از آن جهت که بعضاً واژهها وسعت خود را به جهت روزمرّهگیها از دست میدهند. و به همین جهت جناب حافظ در گزارش احوالات معنوی واژه «میّ» را انتخاب میکند. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: منافقین به چه نوع خبرهایی معتقد نیستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: منافقین به اصل حضور پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» به عنوان راهی توحیدی در مقابل بشر معتقد نیستند. موفق باشید
با سلام: آیا می شود که نفس انسان یا همان من بدون گوش و چشم باشد؟ (منظورم چشم و گوش جسمانی نیست) لطفاً توضیح دهید!
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! نفس، خود به خود در قوای خود ظاهر میشود زیرا قوای نفس ذاتیِ نفس است. موفق باشید
۱. کتاب درباره ی ازدواج ۲. سوال های دوباره ازدوج ۳. سوال های قبل ازداوج
باسمه تعالی: سلام علیکم: غیر از عرایضی که در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» در قسمتی که مربوط به «ازدواج» است، در موارد دیگر ورودی نداشتهام. موفق باشید
سلام و رحمت خدمت استاد. دوتا سوال دارم: اول اینکه من از یک کسی که ناراحت میشم بخاطر رفتار بدش باهام و حقم خورده میشه، حتی بعد از چندین ماه، گاهی به یاد شخص میفتم. و این یاد هم اذیت کننده هست. دلیلش چیه و چطور از شر این افکار آزاردهنده نجات پیدا کنم؟ دوم اینکه مبتلا به یک عملی هستم که شاید گناه نباشه اما خیر هم نیست. هرچه تلاش میکنم به تقوا یا به بستن راه تکرار اون عمل، مثل کسی که هیچ قدرتی به کنترل نداره میشم و تسلیم. فرض بفرمایید شبیه سیگار کشیدن که فرد میدونه آسیب میرسه به بدن خودش و بقیه و میخواد که ترک کنه اما یه عاملی مانع میشه. بنظر شما استاد عزیز، این مانع چیه؟ و چطور باید رفعش کنم تا از این کراهت روح خلاص بشم؟ روزه زیاد موثر نبوده. نمازها هم اول وقتند. سپاس بیکران
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این موارد با اغماض مرتفع میشود در آن حدّ که از حضرت علی (علیه السلام) داریم: «وَ إِنَّ الْعَاقِلَ نِصْفُهُ احْتِمَالٌ وَ نِصْفُهُ تَغَافُلٌ» به درستی که نیمی از رفتار عاقل تحمل و نیمی از رفتار او نادیدهگرفتن است و یا میفرمایند: «أشرَفُ أخلاقِ الكريمِ تَغافُلُهُ عَمّا يَعلَمُ» برترین اخلاقِ انسان بزرگوار، نادیدهگرفتن آن چیزی است که میداند. امری که در شهید حاج قاسم سلیمانی به وضوح ملاحظه میکردید و برای ادامه انقلاب اسلامی نیاز داریم این روحیه را در جامعه و در خود رشد دهیم به همان معنایی که اقیانوس، آبهای گِلآلود را در بر میگیرد و آلودگیهای آن را فرو میگذارد و آب را در آغوش میگیرد. ۲. در این رابطه خوب است به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام و درود خداوند بر استاد فرزانه و معزز: در کتاب معرفت نفس اولین نکته ای که میفرمایید: اینکه در خواب ما بدون بدن دارای ادراکات و کنشهایی هستیم که حاکی از حقیقت وجودی ما است. استاد عزیز ما در خواب علاوه بر خود خیلی چیزهای دیگر هم شاهدیم که ظاهرا حاصل فعالیت حافظه ذهنی ما که اتفاقا از تعلقات مادی بدن است، می باشد. اگر دیدن خود را در واقع مواجهه با حقیقت خود می پنداریم دیدن سایر چیزها چه می شود؟ آیا با حقیقت آنها مواجه شده ایم؟! چرا نگوییم که خواب اساسا حاصل بازسازی حافظه تصویری و ادراکی ذهن ماست که ربطی به حقیقت چیزی هم ندارد؟ از سوی دیگر ما در خواب نه تنها ادراکات خود را باز سازی می کنیم بلکه ادراکات سایر چیزها اعم از وسایل و بخصوص حیوانات را هم باز می سازیم. نسبت ما با این ادراکات چیست؟ مثلا حس غضب و درندگی در حیواناتی که در خواب می بینیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بسیاری موارد قضیه همینطور است مگر در رؤیاهای صادقه، که حکایتِ حضور نفس ما است در میدانی که هنوز جسم ما در آن حاضر نشده و این حکایتِ مجردبودنِ نفس است. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: بنده از شما پرسیدم تعهد جانی یعنی چی شما این جواب رو به بنده دادین: باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی نسبتی که انسان در نزد خود با حقیقت پیش میآورد مانند عهدی که ما از طریق نظر به مولایمان حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» در مقابله با ظلم و استکبار در خود حاضر میکنیم. جوابتون رو متوجه شدم ولی میشه باز تر بکنید جوابش رو؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در شرح این موضوع باید به کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» و شرح آن رجوع فرمایید. و به همین دلیل این سایت، بیشتر برای جوابگویی به سؤالات رفقایی است که مباحث را دنبال کرده باشند و در دل آن مباحث، سؤالات برایشان پیش آمده باشد. موفق باشید
با سلام: حضرت علی (ع) مظهر الله بود. چرا امثال معاویه و این ملحم آن حضرت را از میان برداشتند؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: مانند گُل که مظهر اسم جمیل است آنجه میماند اسم جمیل است و نه گل. نور مولایمان تا قیام قیامت حاضر است. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم و رحمت الله: با توجه به مسیری که پیموده ایم و افقی که شهید رئیسی در دولت اسلامی برای ما گشود و از سوی دیگر سرعت وقایع تاریخی، به نظر میرسد نمیتوان برای آینده دولت پزشکیان حسابی باز کرد. به نظر میآید چون توقع مردم از ریاست جمهوری بالا رفته است و به طور قطع آقای پزشکیان از آن جهت که استقلال شخصیتی در برابر اطرافیان ندارند، از عهده این مهم بر نمی آیند و ما با دولتی شبیه دولت اول انقلاب مواجه میشویم که در میانه راه بار را بر زمین میگذارد و در آن زمان است که تفکر اصلاحاتی با شکست ساختاری پیش آمده زائل میگردد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید منتظر ماند که آیا آقای پزشکیان میتوانند با موضعگیریهای انقلابی آن طور که با آقای سید حسن نصرالله و آقای بشار اسد، برخورد کردند، کارها را ادامه دهند یا نه؟ موفق باشید
«بسم رب الزهرا» زندگی و حیات ما در اقبال و ادبار غفلت و یاد امید و بی امیدی خوف و رجا رفتن و ماندن جنگ و صلح ظلالت و روشنایی بودن و نبودن… است که راه خود را در پیش میگیرد و گاه به جریان و سیلان می افتد تا مرز حضور خویش در صحنه های گوناگون حق را به یاد ما آورد و ما را به صداقت در عهد تاریخی مان دعوت کند. ما همه اهل فراموشی و روزمرگی و نسیانیم و خوب میدانیم چه زود توبه هایمان رنگ و بوی قداست از کف می دهد و در تیرگی وجودمان ناگهان با جرقه کوچک یاد و نشان و اشارتی به او، خود را در گمراهی میابیم آری گمراهی... نه آنکه در راه نیستیم بلکه مقصد و غایت و افق اجمالی راه را از یاد می بریم و اعمال و اهداف و کارها رنگ پوچی و بیهودگی میگیرند و تنها از آنها صورت و ظاهری به غایتِ اکنون می ماند. اثر و تاثیر غرض های مدنظر ما می ماند و از یاد میبریم که منزلگه غایت ما نه در تاثیر و پیروزی و فتح است نه در شکست و به هدف رسیدن. ما تنها در صراط خود به مرگ فراخوانده میشویم. راهی که از بودن ها به نبودن ها میرویم تا دوباره بیابیم و خود را در گشودگی هستی و وجود خویش دوباره بیازماییم و جلوه کنیم و بتابیم و دوباره رنگ خاموشی بگیریم و در نبود نورِ راه و مقصد همه چیز را فراموش کنیم تا دوباره بی تاب و بی قرار و گمشده راه او باشیم. ما در هراس و ترس از دست رفتن داشته ها و تعلق هایمان به هر ریسمان پاک و ناپاکی دست می آویزیم و می خواهیم خود را نجات دهیم و امان که هر ریسمان بر فرورفتن بیشتر عمق چاه تاریکی و ترس ما بیفزاید و ما را بی پناه تر کند. آری پناهِ تعلق، عادت و روزمرگی و هرروزگی پناه هر هستی غیر از او… و اما او نه ناظر بیرون نشسته است نه غایب بر احوال ما. اوست که ما را دوباره به خویش فرامیخواند و در پناه خود کنام گرمی مهیای ما میکند و دوباره و چندباره با هجوم حوادث و ابتلائات گوناگون خانه خرابمان میکند تا در راه بودن مان را به یاد مان آورد و دوباره به یاد آوریم که «فَکَأنَّ اَلدُّنْیا لَمْ تَکُنْ وَ کَأنَّ اَلْآخِرَةَ لَمْ تَزَلْ» دنیا گویا هرگز نبوده است و آخرت و عاقبت... ما میرویم و میرویم تا به آنجا که خود خیال رسیدنش را داریم رسیم که ناگهان خود را گمشده و تنها و دور از پناه او میابیم و میبینیم او در بر ما نیست. ما او را هرگز در یک لباس و جای مشخص و معین تکراری نمی یابیم . ما به دنبال اوییم و او از ما خواهد گریخت و هرچه بیشتر بدویم او تند تر از ما خواهد گریخت آری تنها اوست که ما را فرا خواهد خواند به هر صورت و تجلی و وقت و اراده که خود بخواهد و بداند. ما در راهیم و از آن اوییم و در تاریکی ها و گمراهی ها نیز به سوی او می رویم و تنها چشم انتظاریم تا او بر اسم رحمان و رحیم و قادر و حی و قیوم… خود بر ما رخ بتاباند تا در راه، راه را از سر بگیریم و به سویش بازگردیم. او شنوا و بینای تک تک لحظات و بی قراری و آشفتگی ماست و ماییم که او را در صحنه و لباس صورت نو فراموش میکنیم. آری باید چشم بشوییم و دوباره او را در صورت و تجلی تازه خود بیابیم و از یاد مبریم که او هدایتگر و نویسنده قصه پر پیچ و خم ماست. و ماییم که باید چشم خواندن این قصه را در بند بند لحظات و ایام خود در این دفتر بیابیم که ما همه با هم از آن اوییم و در کثرت راه ها به سوی صراط مستقیم او باز خواهیم گشت چه در غفلت از این بازگشت چه در یاد و خود آگاهی از آن و شاید این گمشده، درکِ تقدیر توحیدی زمانه مان باشد. امید که تاب دل کندن از عطایا و داده هایمان را داشته باشیم تا او را در وسعت دوباره خودش بازیابیم و در گذر ایام و حوادث و صحنه های گوناگون صراط مستقیم انقلاب مان ایمان خود را نو به نو با او بیابیم و تازه کنیم و با ایمان و مناسبات مرده دیروزینمان هرگز به سوگ و عزا ننشینیم. یا حق انتخابات ایام الله انقلاب ما و انقلاب اسلامی
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یعنی ایمان، این یعنی در راهبودن، و راه را محل توقف ندانستن.
هر کس با استقرار در وجود خویش و گشودگی که در این استقرار نسبت به دیگران برایش پیش میآید ، حکایت گشودگی وجود را در خود احساس میکند و او را به تفکر میخواند، تفکری که چیزی جز نظر به وجود در مظاهر مختلف نیست و این غیر از جمع آوری معلومات زیادی است که ما را در خود متوقف میکند، غافل از آنکه در تاریخی قرار داریم که تاریخ حضور در عالم و آدم است با وسعت دادن خود و یا درک وسعتی که در خود داریم. این است وظیفه امروزین ما و معنایی که باید از خود به میان آوریم. موفق باشید
سلام عرض می کنم خدمت استاد طاهرزاده حفظهالله: میخواستم بپرسم آیا شما رمان هفت جن نوشته امید کوره چی را مطالعه کرده اید؟ رمان ارجاعاتی به آیات قرآن و روایات داره و با فرمایشات شما هم مطابقت داره بجز موردی که قهرمان داستان با جن های خوب و فرشته ها ارتباط نزدیک داره و از اونها کمک میگیره، می خواستم نظر شما را بدونم و سوال دوم از محضر شما اینه که آیا حادثه شهادت رئیس جمهور را اتفاقی متعارف می بینید یا غیرعادی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آن کتاب را نخواندهام ولی بحمدالله معارف دینی نگاهی عمیق و دقیق و همه جانبه نسبت به این موضوعات دارد و کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» میتواند متذکر این امر باشد. ۲. بنده شهادت آن عزیزان را مصلحتی میدانم در راستای حضور هرچه بیشتر نیّاتِ متعالی آنها در بستر انقلاب اسلامی در این زمانه حساس. خوب است در این رابطه به جواب سؤال شماره 37743 نیز نظری بیندازید. موفق باشید
با سلام: «بسیط الحقیقه کل الاشیاء و...» در ظهور است یا در ذات؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ذات و مقام جامع او، همه اشیاء به جامعیت و نه مجموعیت حاضرند مانند حضور هفت رنگ در نور بی رنگ. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار: اسعدالله ایامکم. میگویند از خداوند جز خیر برای بنده صادر نمیشود. در مورد برخی افراد فاسق العمل خداوند به جبرائیل ندا میدهد من این بنده را دوست نمی دارم، تو نیز از او متنفر باش و این ندا توسط جبرئیل به سایر ملائکه نیز میرسد. سوال بنده این است قضا و قدر الهی که در همین حال جز خیر نیست چه بلا باشد و چه عافیت، شامل حال تمام بندگان است یا صرفا راجعبه مومنان است؟ با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلماً از خدا جز خیر صادر نمیشود ولی بعضیها با خودخواهیها و گناهان خود، خود را از معرض الطاف الهی خارج میکنند. به گفته جناب حافظ: «طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک / چو درد در تو نبیند که را دوا بکند». موفق باشید
سلام علیکم حاج آقا: حالتان خوب است؟ سلامتید؟ راستش را بخواهید شبهه ای هست که ذهنم را درگیر کرده و خواستم زود قضاوت نکنم و بیشتر پرس و جو کنم و خواهشم این است که عصبانی نشوید. شبهه این است که حس میکنم امامان شیعه و نایب فعلی آنها خلاف قرآن عمل میکنند و همین موجب شهادتشان شده است و اختلاف از همینجا آغاز شده است. برای مثال در قرآن خداوند میفرماید من برای شما سخت نگرفتم و آسان گرفتم ولی ببینید که زندگی ما چقد دشوار شده؟ یا اینکه خدا در قرآن میگوید مفسدین را دوست ندارد ولی ببینید که اوضاع فوق فاسد است؟ یا طبق شواهد ذوالقرنین کورش است ولی میگویند امام زمان است یا عده ای میگویند امام علی است و... تا اینجا قبول من میگویم حکومت اهل بیت این نبوده و حکومت امام زمان این نیست ولی میگویند تو تحریف میکنی. واقعا چه گلی به سر بگیریم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک، قرآن است و زیبایی زندگی توحیدی. در این صورت سختی و راحتی همه در راستای زندگی زیبای توحیدی معنای خود را دارد. لذا قرآن به پیامبر خود میفرماید: «الم نشرح لک صدرک * و وضعنا عنک وزرک * الذی انقض ظهرک * و رفعنا لک ذکرک * فان مع العسر یسرا * ان مع العسر یسرا * فاذا فرغت فانصب * و الی ربک فارغب» و بدین لحاظ اگر سختی هست، در دلِ آن آسانی پیش میآید و سپس دوباره تکرار میفرماید در دل سختی، آسانی نهفته است و این، سیرِ به سوی توحید است. به همین جهت در آخر سوره فرمود: « فاذا فرغت فانصب * و الی ربک فارغب» چون از امری در این مسیر راحت شدی، همچنان رو به سوی ادامه کار داشته باش هرچند که سخت باشد تا آنجایی که به سوی پروردگارت انس پیدا کنی. خوب است در این رابطه به بحثی که در رابطه با سوره انشراح شد، رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/1181?mark=%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D8%AD موفق باشید
