بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41758

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد بزرگوار: چند روز پیش یک سخنرانی از حاج آقا عالی گوش دادم. ایشون اسم یه کتاب رو آوردند و فرمودند: علامه ی طباطبایی فرمودند: من از اول این کتاب تا آخرش رو گشتم پنج شش تا حدیث فقهی بیشتر از امام حسین علیه السلام پیدا نکردم. حاج آقا عالی فرمودند: این بخاطر اینه که تا زمان حیات امام حسین علیه السلام جامعه محبت آنچنانی نسبت به امام اول تا سوم عليهم السلام نداشت و جامعة بعد از شهادت امام حسین علیه السلام تا دید سرهای فرزندان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روی نیزه هست شک برش وارد شد و کم کم محبتها برگشت به سمت این بزرگواران. چند شب پیش پای سخنرانی حاج آقا دانشمند بودم. ایشون عرض کردند تا قبل از شهادت امام حسین علیه السلام سربریدن بود اما سر رو نیزه کردن نبود. سر رو نیزه کردن از جریان کربلا شروع شد. اگر این خبر جعلی نیست چه شد که این موجود دو پا تصمیم به سر رو نیزه کردن گرفت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است که عزیزان فرموده‌اند و علت آنکه سرهای مبارک را به نیزه کردند؛ خواستند با مانور قدرت، بقیۀ جریان‌ها را مرعوب کنند. موفق باشید

41677
متن پرسش

سلام علیکم: «بِكَ عَرَفْتُكَ وَ أَنْتَ دَلَلْتَنِى عَلَيْكَ وَ دَعَوْتَنِي إلَيْكَ ...» درود خدا بر همه مربیان و عزیزانی که با درایت تمام، بنده و جوانان امثال بنده را یاد دادند تا نظام اسلامی را به واسطه دولت ها و حتی اجزای مختلف حاکمیت نشناسیم همانطور که اسلام را نه به واسطه مسلمانش؛ و به لطف الهی توانستیم در شاکله فکری خود، حساب ها را از هم تفکیک کنیم تا امروز با دیدن برخی ناکارآمدی ها، نور پرفروغ دُر درخشان انقلاب اسلامی در دیدگانمان زنگار نگیرد. و از همین جا خواهش دارم این مد نظر همه مربیان باشد که بس مهم است. بعثت و دو بال مبارزه و تغییر: بنده عقیده ندارم صرف بعثت مردم و حضور در خیابان، خود رافع مشکلات است که هر بعثتی رنج و تعب و تلاش فراوان برای مبارزه و تغییرات است. در پس هر بعثتی تغییرات و مبارزه بوده و هست، تغییر در ساختارهای منحرف شده داخلی، و مبارزه با دشمن خارجی. اصلا بعثت رخ نمی‌دهد مگر برای مبارزه و تغییر. مبارزه با دشمن خارجی و تغییر در سیاست های غلط داخلی. سیاست های اقتصادی از بیخ و بن اشتباه و وحشتناک دولت در این برهه حساس زمانی یکی از آن هاست که این بعثت باید تغییر دهنده آن باشد. جنگ بد است اما همیشه لطف خفی الهی بوده است وگرنه شاید رها کردن کشور با سیاست های خطرناک اقتصادی دولت نتیجه ای بس بهتر و بیشتر برای دشمنان داشت کما اینکه اتفاقات دی ماه این را عیان کرده بود، اما لطف خدا شامل حال این کشور شد تا امروز مردم بجای قیام بر علیه حکومت، برای بقایش فریاد بزنند. مخلص کلام آنست که اگر بعثت به مبارزه و تغییر توأمان نینجامد گویا نبوده و دیر یا زود بی حاصل و اتفاقی در حاشیه می‌شود. نباید ترسید و ترساند؛ آنانی که با محافظه‌کاری و بستن دهان ها نگذراند این بعثت، در کنار مبارزات، تغییرات را فریاد بزنند و مسیر مطالبات را به شعار مرگ بر آمریکا محدود کنند، در پیشگاه الهی مسئولیت دارند. زیرا تغییر سیاست های داخلی در این بعثت که تغییراتی درون حاکمیتیست قطعا با مسالمت و آرامش قابل حصول است و بخش مبارزات در این بعثت متوجه دشمن خارجیست! جوی در کشور ما درست شده است که عده ای هر انتقاد و مطالبه از دولت را نقض وحدت می بینند و این بسیار بسیار امری اشتباه است زیرا شکستن یکی از بال های بعثت است. ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه عالمانه و حکیمانه از نسبت بین «بعثتِ پیش‌آمده» و «عبور از اقتصاد نئولیبرالیسم» سخن گفتید و حقیقتاً همچنان‌‌که می‌فرمایید حضور مردم در این شب‌ها، اگر در عین عبور سیاسی از استکبار جهانی را مهم می‌دانیم، عبور از اقتصاد استکباری نیز باید مدّ نظرها باشد با بعثتی که اگر در این مورد در میدان نیاید، شورشی پیش می‌آید در مقابل انقلاب اسلامی و نظام اسلامی. و از این جهت وظیفۀ ما می‌باشد که در دل همین بعثتِ پیش‌آمده از این نوع اقتصاد عبور کنیم و این باید یکی از اهداف حضور ما در این شب‌ها باشد ولی نه آن‌طور که منجر به تقابل ملت با دولت شود که رهبر عزیز ما، ما را از آن حذر می‌دهند بلکه با عنوان مطالبه‌ای بس عمیق تا جهت کلی اقتصاد تغییر کند وگرنه باز به نحوی دیگر فارغ التحصیلان دانشگاه‌ شیکاگو ولی با چفیه. جناب آقای احسان فرزانه در مصاحبه‌ای که با آقای علیزاده در جدال داشتند، به خوبی متذکر این نکته شدند. https://eitaa.com/jedaaltv/5723 به گفتۀ ایشان همان‌طور که جنگ ایران با آمریکا آرایش جهانی را تغییر داد، می‌تواند آرایش داخلی را هم از نظر اقتصادی و سیاسی ذیل انقلاب اسلامی تغییر دهد تا موازنه به نفع عدالت‌خواهان باشد، البته به نظر بنده این مهم، باید از طریق نیروهای انقلابی و حکیم و کاردان انجام گیرد که به جای مدارا، گرفتار غیر ستیزی نشویم وگرنه با کسانی که دشمن ما نیستند، ولی مانند ما فکر نمی‌کنند؛ درگیر می‌شویم. موفق باشید                        

41623

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد محترم: کتاب ادب خیال را خواندم ولی ی مشکلی که دارم. نمی دانم چرا گاهی مثلا یه کلاسی که در گذشته می رفتم را، به جای هزار خاطره خوب. یک خاطره بدش، حال مرا به شدت بد می کند. و یا حتی گاهی نسبت به یک شخص اینطورم!

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به حکم آن‌که شیطان با وسوسه‌هایش همواره در صراط مستقیمی که انسان قرار می‌گیرد؛ به سراغ انسان می‌آید، این نوع وسوسه‌ها و خطورات را به فال نیک بگیرید و با تذکر به نور توحیدی که خداوند مقابل شما گشوده است، راه را ادامه دهید و امیدوار باشید. موفق باشید

41576

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و وقت بخیر؛خیلی از کسایی که به دین اهمیت و نمیدن و اعتقادات خیلی ضعیفی دارن، به نظرم ۲ سوال اساسی دارن: ۱_ چرا باید به خدا اعتقاد داشته باشیم؟ چه نیازی به خدا داریم؟ بود و نبود خدا چه فرقی میکنه ۲_ چرا باید دین داشته باشیم خب آقای طاهرزاده چطوری به این سوالات جواب بدیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «آشتی با خدا... » در رابطه با سؤالات این‌چنینی تنظیم شده است. صوت آن کتاب برای ابتدای کار خوب است. https://lobolmizan.ir/sound/642?mark=%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C  موفق باشید

41497

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
 

سلام و وقت به خیر من مدتها پیش میتوانستم خودم را مسلمان بدانم. اما الان دیگر نمیتوانم. شاید اصلی ترین دلیلش این بود فهمیدم هیچ کس خاصی نیستم. من نه شاعرم و زبان و قریحه هنری دارم. نه توانستم علی رغم تلاشهایم در عرفان به جایی برسم نه هرچقدر کتاب خواندم توانستم از فلسفه و جایگاه تاریخی و این قبیل موضوعات سردربیاورم. من حتی عقل معاش هم ندارم تا لااقل بتوانم پول خوبی دربیاورم و از این راه به بقیه کمک کنم. اقای طاهرزاده من خدا را قبول دارم. اما از او بدم می اید. چون در تقدیر من حقارت را نهادینه کرد. از اینکه من را میان مایه افرید خوشم نمی اید. از اینکه در این دنیا هیچ کس به من توجه نمیکند بیزارم. هر وقت میشنوم فلان فرد در پنج سالگی کل قرآن را حفظ کرده و به قول شما ایتی از ایات الهی است حالم به هم میخورد که چرا من با این همه تلاش وعلاقه هیچ گاه به جایی نمیرم و کسی باید از بچگی انقدر استعداد داشته باشد که آیتی از ایات الهی باشد. بگذریم. این نوشته را برای شما میفرستم تا بگویم من همیشه زندگی ام را در تاریکی بودم. زیرسایه امام و عراف و فیلسوف و هنرمند و بقیه این القاب مسخره و هیچ گاه نوری در زندگی ام نتابید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که خارج از این حرف‌ها و مقایسه‌ها متوجۀ کوره راهی باشیم که می‌توانیم با قدم‌گذاشتن در آن راه، نسبتی با خداوند برقرار کنیم. نسبتی مانند انسان‌های گمنامی که حضرت امام محمد باقر«علیه‌السلام» در وصف آن‌ها با جناب یزید جعفی سخن‌ها داشتند https://lobolmizan.ir/sound/1376?mark=%D8%AC%D8%B9%D9%81%DB%8C . موفق باشید

41495
متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی بارها جنابعالی اشاره فرمودید که براساس آیاتی که خداوند فرموده اند نصرت خود را از محل هایی نصیب مومنین میفرماید که خودشان تصور نمی کنند و یا در نقطه مقابل خطاب به جبهه کفر فرموده است از محل هایی ضربه می خورند که خیال آن را نداشته اند که از نمونه های آن در دوران اخیر می توان به مقاومت یمن در مقابل عربستان و معجزه 7 اکتبر اشاره نمود. من فکر میکنم یکی دیگر از این موارد خاص در دو جنگ اخیر ما با جبهه صهیونی- آمریکایی رخ داد، شاید جبهه انقلاب در خواب هم تصور نمی کرد روزی ما با دولت اصلاحات به جنگ تمام عیار با آمریکا و اسراییل برویم و نه تنها مقاومت کنیم بلکه به نحو احسن آنها را شکست دهیم و این به نظر من یکی از مصادیق عجیب نصرت الهی از محلی است که برای ما اصلا متصور نبود. نکته بعدی انشالله با یاری خداوند و پیروزی به دست آمده در میدان و انشالله پیروزی در میدان مذاکره، قله ای را که رهبر شهیدمان قول آن را داده بودند تحقق خواهد یافت و ایران با تبدیل شدن به ابرقدرت جهانی و تسلط بر تنگه هرمز و خاورمیانه و بیرون راندن آمریکا از منطقه نه تنها طبق گفته رهبر شهیدمان انتقام خون حاج قاسم را گرفته بلکه با گشایش اقتصادی که اتفاق خواهد افتاد قلعه را فتح خواهیم نمود انشالله.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. حقیقتاً خداوند چنین زمینه‌هایی را فراهم نموده. در این رابطه عرایضی تحت عنوان: «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است»https://eitaa.com/matalebevijeh/22244 شده است که خوب است به آن بحث توجه شود. البته این حضور، ماورای موضوع دولت اصلاحات است، وجدان تاریخیِ این ملت است که با الهامات حضرت روح الله و آن رهبر شهید«رضوان‌الله‌علیهما» و مقاومت شهدای عزیز به ظهور آمد و البته همچنان‌که رهبر انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای فرمودند دولت آقای پزشکیان همراهی کردند. ولی ما برای ادامۀ این راه البته به عزم‌های شدیدتری نیاز داریم که خداوند برای ما ذخیره کرده است. به سنت الهی نظر کنید که چگونه آینده‌ای بس قدسی و جهانی مقابل ما گشوده است. چه کسی این دل‌ها را ماورای رسانه‌های دشمن در این میدان‌های شهر هدایت می‌کند؟ مردمی که در جای خود نقش اسلحه‌ها را انجام می‌دهند و با این حضور می‌دانند که در حال تغییر نقشۀ منطقه هستند. حضور مردمی چه معجزه‌هایی پیش آورده و در پیش دارد، امری که امامین انقلاب متوجه آن بودند. موفق باشید

41434
متن پرسش

سلام بر استاد عزیز متن زیر تقدیم نگاهتان میشود: در باب زبانِ گشایش و ضرورت عبور از تبیین‌های علّی هر رخدادی که در تاریخ رخ می‌نماید، بسته به ماهیت وجودیِ خود، نحوه‌ی خاصی از سخن گفتن را طلب می‌کند. از همین رو، مواجهه با انقلاب اسلامی ایران، پیش از آنکه نیازمندِ تحلیل‌های علّیِ مرسوم باشد، مستلزم پرسش از «زبانِ» متناسب با آن است: آیا می‌توان با همان دستگاه مفاهیمی که برای تبیین پدیده‌های عادی تاریخی به کار می‌رود، به کنه این حقیقت دست یافت؟ یا اینکه این رخداد از سنخی است که زبان را وامی‌دارد تا از کارکردِ صرفاً ابزاریِ خود فراتر رود و به «محلِّ ظهور» حقیقت تبدیل شود؟ انقلاب اسلامی، از همان آغاز، خود را به مثابه امری «گشوده» و در عین حال «ناگشوده» نشان داد. از یک سو، حقیقتی را مقابل انسان می‌گشاید که سرشار از نور امید است و حیاتی تازه را در جان‌ها شکوفا می‌سازد. از سوی دیگر، این حقیقت چنان مبهم و غیرقابل احاطه می‌نماید که هر زبانی در برابر آن به عجز اعتراف می‌کند. این دوگانگی نشانه‌ی اصالتِ رخداد است. هر چه حقیقت اصیل‌تر باشد، زبانِ عادی را از کار می‌اندازد تا خود، زبانِ تازه‌ای را متولد کند. برای درک این مسئله، باید از چارچوب رایجی که پدیده‌ها را به مجموعه‌ای از علل و عوامل فرو می‌کاهد، عبور کرد. نگاهِ علّی-تبیینی که میراث علوم انسانیِ متأثر از اثبات‌گرایی (پوزیتیویسم) است، همواره پدیده را به امری «موجود» و «قابل تملک» توسط عقلِ محاسبه‌گر تبدیل می‌کند. اما حقیقت انقلاب اسلامی، از این سنخ تحلیل‌ها می‌گریزد. یک اثر هنریِ بزرگ، صرفاً منتقل‌کننده‌ی یک مفهوم یا پیام نیست؛ بلکه «جهانی» را می‌گشاید که مخاطب را در خود سکنی می‌دهد. تماشاگر یک تابلوی اصیل، پیش از آنکه به تحلیل تکنیک‌های آن بپردازد، در فضای آن اثر سیر می‌کند و نحوه‌ی وجودش توسط آن دگرگون می‌شود. انقلاب اسلامی نیز از همین جنس است. جهانی را می‌گشاید که در آن، انسان نه با مفاهیم انتزاعی، که با خودِ حقیقتِ در حال ظهور، روبه‌رو می‌شود. تنها کسانی در این جهان حاضر می‌شوند که ندای وجود را در آن شنیده باشند؛ کسانی که از جستجوی عللِ دم‌دستی دست شسته و خود را در معرضِ گشایشِ حقیقت قرار داده‌اند. جهانِ مدرن، با حاکمیتِ عقلِ ابزاری و فروکاستنِ همه‌چیز به محاسبه‌ی منفعت و قدرت، انسان را در ورطه‌ی عمیق‌ترین شکلِ نیهیلیسم فرو برده است. انسانِ مدرن، گرفتارِ روزمرگی‌ای است که در آن، هیچ‌چیز جز تکرارِ مناسباتِ مبتذل، مجالِ ظهور نمی‌یابد. در چنین وضعیتی، بازگشت به کربلا -نه به مثابه یک واقعه‌ی تاریخی، که به مثابه «رخدادی از جنس زبان»- می‌تواند راهگشا باشد. زبانِ کربلا، زبانی است که از چنگِ مفاهیمِ عادی می‌رهاند و انسان را در افقی قرار می‌دهد که در آن، مرگ و زندگی، پیروزی و شکست، معنایی دیگر می‌یابند. این زبان، به تعبیری، «زبانِ روضه» است. روضه، در عمیق‌ترین معنای خود، گزارشی از یک واقعه نیست؛ بلکه «عرصه‌ای برای حضور» است. «روضه» زبانی در وصف شهادت شهادت، در سنت اسلامی، هرگز به معنای پایانِ یک حیات نبوده است؛ بلکه همواره به مثابه «آغازِ نحوه‌ای دیگر از حضور» تلقی شده است. این حضورِ تازه، از جنسِ بقایِ جسمانی یا تداومِ یادِ تاریخی نیست، بلکه از سنخِ «گشایشِ افقی تازه» است که در آن، انسان با حقیقتی روبه‌رو می‌شود که پیشتر از دیدگانش پوشیده بود. شهادت، به تعبیری، «رخدادی از جنس زبان» است: زبانی را می‌گشاید که پیش از آن، امکانِ جاری شدن نداشت و جهانی را می‌آفریند که پیش از آن، افقِ آن بر انسان بسته بود. شهادتِ رهبر انقلاب اسلامی، صرفاً یک رویدادِ سیاسی یا فقدانی عاطفی نیست؛ بلکه «رخدادی زبانی» است که نسبتِ انسانِ ایرانی را با انقلاب اسلامی، با تاریخ و با خودِ هستی، دگرگون می‌سازد. آنچه در این شهادت گشوده می‌شود، امکانی تازه برای «حضور» در متنِ حقیقتِ انقلاب است؛ حضوری که پیش از این، یا در غبارِ روزمرگی پنهان مانده بود، یا با زبانِ عادی و مشهوراتِ مفهومی، قابل بیان نمی‌نمود. انقلاب اسلامی، از آغازِ پیروزی تاکنون، همواره با دو نوع زبان روایت شده است: «زبانِ تبیین» که در پی فروکاستنِ آن به مجموعه‌ای از عللِ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است، و «زبانِ روایت» که می‌کوشد تا آن را در افقِ حقیقتِ وجودی‌اش بازنماید. زبانِ تبیین، که میراثِ علومِ انسانیِ مدرن و نگاهِ اثبات‌گرایانه است، هرچند در مواردی سودمند می‌نماید، اما از درکِ آنچه انقلاب را از سایرِ تحولاتِ تاریخی متمایز می‌سازد، ناتوان است. انقلاب اسلامی، از منظرِ این زبان، صرفاً یک «حادثه» در میان حوادثِ دیگر است که می‌توان آن را با همان دستگاهِ مفاهیمِ تحلیلِ سیاسی، فهمید و تبیین کرد. اما شهادتِ رهبری، امکانِ عبور از این زبان را فراهم می‌آورد. در این رخداد، آن چنان که بارها در تاریخِ تشیع مشاهده شده است، زبانِ روایت جای زبانِ تبیین را می‌گیرد. مردم، در مواجهه با این شهادت، نه در پی یافتنِ علل و عواملِ آن، که در جستجوی «حضور» در متنِ این حقیقت برمی‌آیند. زبانی که به جای تحلیل، «می‌گشاید» و به جای توضیح، «حضور» را ممکن می‌سازد. شهادتِ رهبری، انقلاب اسلامی را در افقی تازه قرار می‌دهد که می‌توان آن را «افقِ روضه» نامید. روضه، در فرهنگِ شیعی، تنها یک مجلسِ عزا و سوگواری نیست؛ بلکه «عرصه‌ای برای حضور» است که در آن، حقیقتِ کربلا (که سرّ هستی است) برای مؤمنان گشوده می‌شود. با شهادت رهبری، ایران نیز در چنین افقی قرار می‌گیرد. پیش از این، انقلاب اسلامی به مثابه یک «دستاورد» یا یک «نظام» تلقی می‌شد؛ چیزی که در گذشته تحقق یافته و اکنون باید از آن پاسداری کرد. اما در افقِ روضه، انقلاب اسلامی از قامتِ یک «حادثه‌ی گذشته» خارج می‌شود و به «حقیقتی حاضر» بدل می‌گردد. این دگرگونی، نه از طریقِ تحلیل‌های سیاسی، که از طریقِ «زبانِ روایت» امکان‌پذیر می‌شود؛ زبانی که شهادت را نه پایان، که آغازِ نحوه‌ای دیگر از حضور می‌داند. جهانِ معاصر، گرفتارِ بحرانی عمیق است که می‌توان آن را «نیهیلیسمِ روایی» نامید. در این جهان، روایت‌های بزرگ که زمانی به زندگی معنا می‌بخشیدند، فروپاشیده‌اند و انسان در انبوهی از داده‌ها و اطلاعاتِ پراکنده، سرگشته و حیران مانده است. رسانه‌های جمعی، با انباشتنِ بی‌وقفه‌ی اخبار و رویدادها، از یک سو، حسِ «حضور» را از انسان سلب می‌کنند و از سوی دیگر، هر رویدادی را به امری عادی و گذرا فرو می‌کاهند. در چنین وضعیتی، شهادتِ رهبری و گشایشِ زبانِ روایت در انقلاب اسلامی، می‌تواند پاسخی به این بحران باشد. این زبان، روایت‌هایی را بازمی‌گشاید که از جنس «حضور» هستند، نه از جنس «اطلاع». زبانِ روایت، مخاطب را از جایگاهِ ناظرِ بیرونی به در می‌آورد و او را در متنِ حقیقت، سکنی می‌دهد. در این سکونت‌گاهِ تازه، دیگر پرسش از «چرایی» و «علت» موضوعیت ندارد؛ آنچه اهمیت می‌یابد، «چگونگیِ بودن» در این حقیقت است. زبان روایت و آینده انقلاب اسلامی یکی از مهم‌ترین پرسش‌هایی که در مواجهه با شهادت رهبری پیش می‌آید، پرسش از «نحوه‌ی انتقال» این حقیقت به نسل‌های آینده است. اگر زبانِ تبیین و تحلیلِ علّی، نتواند حقیقتِ انقلاب اسلامی را به درستی روایت کند، آنگاه با چه زبانی می‌توان این میراثِ عظیم را به آیندگان سپرد؟ آیا صرفاً با بازگوییِ تاریخِ سیاسیِ انقلاب، می‌توان نسلِ جوان را با آنچه در این مسیر رخ داده است، آشنا ساخت؟ انتقالِ حقیقتِ انقلاب اسلامی، تنها از طریقِ «زبانِ روایت» امکان‌پذیر است؛ زبانی که به جای آموزشِ مفاهیم، «حضور» را ممکن می‌سازد. نسلِ آینده، نه با شنیدنِ گزاره‌هایی درباره‌ی استبدادِ شاه یا دستاوردهای اقتصادیِ انقلاب، که با «حضور» در جهانی که انقلاب گشوده است، می‌توانند با این حقیقت نسبتِ اصیل بیابند. این حضور، از طریقِ روایت‌هایی ممکن می‌شود که شنونده را از جایگاهِ ناظرِ بیرونی خارج می‌کند و در متنِ حادثه سکنی می‌دهد. در اینجا هنر نقشی بی‌بدیل دارد. هنرِ اصیل، دقیقاً از همین جنسِ زبان است. جهانی می‌گشاید و مخاطب را در آن سکنی می‌دهد. شهید آوینی، که خود از پیشگامانِ این نگاه بود، همواره بر این نکته تأکید می‌ورزید که روایتِ دفاع مقدس باید از جنسِ روایتِ عاشورا باشد؛ روایتی که به جای تحلیل، «حضور» را به مخاطب می‌بخشد. شهادت رهبری، از این حیث، فرصتی است برای بازگشت به این نگاه و بازاندیشی در شیوه‌های روایتِ انقلاب اسلامی. باید توجه داشت که زبانِ روایت، به محض آنکه به نظامِ مفاهیم بدل شود، از کارکردِ اصیل خود تهی می‌گردد. این زبان، از جنسِ «روش» یا «متدولوژی» نیست که بتوان آن را به دیگران آموخت. از جنسِ «حضور» است که تنها از طریقِ «بودن» در متنِ حقیقت، قابل انتقال است. شهادت رهبر انقلاب «آینه‌ای» است که حقیقتِ انقلاب اسلامی را به ما بازمی‌نمایاند. در این آینه، ما خود را نه به عنوانِ ناظرانی بیرونی، که به عنوان «حاضرانی در متنِ حقیقت» می‌یابیم. این حضور، تکلیفی بر دوشِ ما می‌نهد و آن یافتن زبانی در وصف این رخداد است. روایتی که به جای تحلیل، بگشاید؛ به جای تبیین، حاضر کند؛ به جای فروکاستن، اوج بخشد. روایتی از جنسِ روضه‌ی کربلا، که هزار و چهارصد سال است جان‌های تشنه را سیراب می‌کند و هیچ‌گاه از طراوت نمی‌افتد. آینده‌ی انقلاب اسلامی، در گروِ همین زبان است. اگر توانستیم این زبان را بگشاییم و خود را در آن حاضر کنیم، آنگاه انقلاب اسلامی نه یک دوره‌ی تاریخی، که «افقِ همیشه حاضر» خواهد ماند؛ افقی که هر نسل می‌تواند خود را در آن بیابد و از آن، حیاتی تازه کسب کند. و اگر از این زبان غافل بمانیم و به زبانِ عادیِ مشهورات و تحلیل‌های دم‌دستی بازگردیم، آنگاه حقیقتِ انقلاب را از کف خواهیم داد، هرچند که نهادها و ساختارهای آن همچنان پابرجا باشند. ✍🏻سید علی روح الامین چهارم فروردین ۱۴۰۵ (بیست و پنجمین روز شهادت رهبر انقلاب)

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه مایۀ مسرت اول است که انقلاب اسلامی تا این جاها خود را مدّ نظر اصحاب اندیشه قرار داده که عزیزانی مانند شما برای اشاره به حضور تاریخی آن رخداد عظیم، بر خود لازم دیده‌اید این‌گونه سخن بگویید که زبان اشاره به حقیقتی است که در مقابل جان‌ها گشوده شده تا آن حقیقت، گرفتار زبان‌های روزمرّه و زبان‌های سیاسیون نگردد و به حجاب رود.
خدا را باید شکر کرد که در معنای «شهادت» متذکر این امر هستید که شهادت، رخدادی از جنس «زبان» است و زبان را می‌گشاید که در جان ما پنهان بود و این را در زبان مردم خود در این شب‌ها بخصوص در زبانِ نرمِ بانوان سلحشور خود می‌یابیم بدون تبرّجی که غرب در زنان ایجاد کرده بود. با زبانی حیرت‌انگیز، زبانِ بانوان ما اشارات تاریخی دقیقی را به میان آورده‌اند بدون آن‌که خودشان بخواهند چنین گفتنی‌ها را به ظهور آورند بلکه تنها حکایت حضور مردمی را – اعم از زن و مرد- گزارش می‌دهند تا حقیقت گرفتار روزمرّه‌گی نشود. این همان زبانِ روایت است که جنابعالی به خوبی در این متن از آن سخن گفتید که با معجزۀ شهادت رهبر بزرگ ما ظهور کرده و ما را به حضوری دیگر حاضر می‌کند ماورای زبان تحلیل سیاسیون که عملاً از حضوری که ما از نظر تاریخی در آینده خواهیم داشت، در غفلت است.
از جایگاه «زبانِ» هستی در این رابطه سخن گفتید و چه اندازه خوب است رفقا نسبت به آن فکر کنند. ای کاش رفقای عزیز چندین و چندین مرتبه این متن را بخوانند و به گفتگویی که جنابعالی با جناب آقای صادق بهرامی در نسبت با حضور تاریخی انقلاب اسلامی و نظر به سرآغازبودنِ انقلاب داشتید؛ توجه کنند تا معلوم شود انقلاب اسلامی یک «رخداد تاریخی است» و ما را به سوی وارستگی و انتظاری اصیل رهنمون می‌کند اگر و اگر با زبانی که بتواند به آن رخداد اشاره کند، موضوع را در میان بگذارد تا معلوم شود به گفتۀ جنابعالی انقلاب اسلامی جهانی را در مقابل انسان‌ها می‌گشاید که برای درک آن مفاهیم انتزاعی ظرفیت اشاره به آن را ندارد. @varastegi_ir «وارستگی – بعثت مردم به مثابه ارایگنیس»
امید است خوانندگان عزیز متن جناب آقای حجت الاسلام دکتر روح الأمین را چندین و چندین مرتبه مطالعه فرمایند به امید آن‌که افقی در راستای اظهار زبانی گشوده شود و از آینده‌ای که بسی بزرگ‌تر از آینده‌ای است که سیاسیون مدّ نظرها می‌آورند؛ آگاه شویم. موفق باشید          
 

41421

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض احترام حقیر دیداری با همسر یکی از شهدای جنگ رمضان داشتم. خانم جوان ۲۴ ساله که فقط دو سال از ازدواجشان می گذشته! سوالی پرسیدند که برای پاسخگویی اطلاعات کافی ندارم. ان شاءالله با عنايت شما استاد بزرگوار و پاسخی که لطف کرده و به سوال میدهید دغدغه ذهنی ایشان برطرف شود. متن سوال: راستش من و همسر شهید احمدآبادی برامون یه سوال پیش اومده! همسران ما که در این سن به شهادت رسیدن جزو مقدراتشون بوده و به مرگ حتمیه رسیدن؟ یا اینکه بعد از ظهور رجعت میکنند و درزمان ظهور امام زمان با همسراشون به ادامه زندگی میپردازند تا اینکه مرگ واقعی شون برسه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: با نظر به آیۀ 22 سورۀ حدید که می‌فرماید: «مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا ۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ» هیچ گزند و آسیبی در زمین و در وجود خودتان روی نمی دهد مگر پیش از آنکه آن در کتابی [چون لوح محفوظ] ثبت است، بی تردید این بر خدا آسان است. باید متوجه بود این‌طور نیست که این‌گونه شهادت‌ها و مرگ‌ها اتفاقی باشد. ثانیاً: به نظر می‌آید اکثر این جوانان عزیز رجعت می‌کنند تا با حضور بیشتری خود را تجربه کنند و از این جهت هم اکنون هم می‌توانیم به صورتی خاص از حضور آن‌ها بهره‌مند گردیم. توصیه می‌شود از مباحث «معرفت نفس» غفلت نشود. https://eitaa.com/tafakorism/3776 و https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87 موفق باشید

41355

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد طاهرزاده عزیز طاعات و عبادات تان قبول. امیدوارم همیشه در صحت و سلامت باشید. در ادامه فراگیری معارف عرفانی از آموزه‌های حضرتعالی ، هفته‌ای است که با تمرکز بر عبارت «بسم الله الرحمن الرحیم » با اعتقاد به اینکه «ظهر الوجود به بسم الله الرحمن الرحیم » ، حس عجیبی پیدا می‌کنم با توجه به اسماء الله ، رحمن ، رحیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح سورۀ «حمد» امام خمینی نکات ظریفی را در این رابطه با ما در میان گذاشته‌اند که خوب است بدان توجه شود. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/sound/645?mark=%D8%AD%D9%85%D8%AF%20%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85

41348
متن پرسش

به نام خدای خامنه‌ای آنچه ایران امروز است ایران خامنه ای رضوان الله تعالی علیه هست. هشتاد میلیون آدم در شخصیت ایشان حاضرند بدون آنکه درگیر باشند و حتی خم می‌شوند تا دیگران پا روی کمر آن‌ها گذارند و رد شوند و جانفشانی برای دیگری می‌کنند. ای بشریت عالَم! ای مردم آمریکا چین و کل شرق اروپا و غرب و آفریقا، ببینید بالآخره آنچه که راه نجات بود ظهور کرد، ای کودکان جوانان راه نجات و تمام شدن تمام غم های سوزنده نیهیلیزم مدرن، پیدا شد و جای کسی تنگ نمی‌شود با پیوستن. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی ما با نظر به آن مرد الهی یعنی امامِ شهیدمان، زندگی و دینداری را باید دوباره شروع کنیم با این نظرگاه که آنچه آن مرد الهی را تا این حدّ عظیم و متعالی کرد؛ همۀ آن چیزی است که انسان‌های آزاده به دنبال آن هستند. بنابراین از این به بعد ما با خامنه‌ایِ شهید زندگی می‌کنیم و سعی می‌کنیم قرآنی بخوانیم که او می‌خواند و نمازی بر پا داریم که او بر پا می‌کرد. و این یعنی زندگی با امام خامنه‌ای شهید. https://eitaa.com/matalebevijeh/21982  موفق باشید 

42085
متن پرسش

الحمد لله رب العالمين، والصلاة والسلام على سيدنا محمد، خاتم الأنبياء والمرسلين، وعلى آله وصحبه أجمعين. سلام خدمت شیخ اصغر طاهرزاده. حوادث طوفان الاقصی، اسباب ضیق صدر من شد و مسیر من را در رشته‌ی جامعه‌شناسی به مطالعه‌ی علوم شرعی تغییر داد. در این مدت خداوند توفیق و فراغت عنایت فرمود تا مطالعه‌ی کتاب خار و میخک شهید یحیی سنوار رحمت الله میسر شود. در بررسی عمیق درباره‌ی یحیی سنوار با متنی از شما مواجه شدم که بدون اشاره به اختلاف مذهبی شهید سنوار را در کنار شهید نصرالله قرار داده بودید. خداوند مرا به این نظر هدایت کرد که آیا می‌توان بسیط تر به سیاست شرعی اندیشید. به خصوص که امروز نشانه‌های غلبه‌ی جمهوری اسلامی بر کفار حاضر در منطقه و صهیونیست آشکار شده است و دور نیست که با قضا و قدرالهی، ظهور اسلام واقع شود. تردیدی نیست که مسئله امامت عظمی، از بنیادی‌ترین مباحث فقهی است. هیچ‌یک از ائمه جماعت، حکومت را نهادی صرفاً عرفی یا قراردادی ندانسته‌اند، بلکه همگی بر این باور بوده‌اند که بقای دین، اجرای احکام الهی، حفظ جماعت مسلمانان و صیانت از امنیت امت، بدون وجود امامی که زمام امور مسلمانان را در دست گیرد، با مخاطره جدی روبه‌رو خواهد شد. از همین رو، جمهور علما، نصب امام را از واجبات کفایی امت دانسته‌اند؛ واجبی که ترک آن، امت اسلامی را در معرض اختلاف، فتنه و از هم گسیختگی قرار می‌دهد. امام ابوالحسن ماوردی در اثر ماندگار خود، الأحكام السلطانية، تعریفی ارائه کرده است که می‌توان آن را جامع‌ترین تعریف خلافت در فقه دانست: «الإمامة موضوعة لخلافة النبوة في حراسة الدين وسياسة الدنيا.» این عبارت کوتاه، حقیقت امامت را به روشنی آشکار می‌سازد. از نگاه امام ماوردی، خلافت نه صرفاً جانشینی سیاسی پیامبر اکرم ﷺ، بلکه استمرار مسئولیتی است که پیامبر در اداره جامعه اسلامی بر عهده داشت؛ با این تفاوت که پس از ختم نبوت، امام وظیفه دریافت وحی ندارد، بلکه مکلف است شریعت نازل‌شده را حفظ کرده و جامعه را بر اساس آن اداره کند. بنابراین، دو رکن اساسی خلافت، «حراست از دین» و «سیاست دنیا بر پایه دین» است و هر حکومتی که از این دو هدف فاصله بگیرد، از فلسفه وجودی امامت نیز فاصله گرفته است. همین معنا را امام الحرمین جوینی در غياث الأمم با بیانی دیگر مطرح می‌کند و تشکیل حکومت را لازمه حفظ نظام امت می‌داند. همچنین علامه ابن‌خلدون در المقدمة، خلافت را «نیابت از صاحب شریعت در حفظ دین و تدبیر امور دنیا» معرفی می‌کند. این هم‌سویی در آثار متقدمان نشان می‌دهد که اگرچه درباره برخی شرایط امام اختلاف‌هایی وجود داشته، اما در اصل ضرورت حکومت اسلامی و نقش آن در پاسداری از دین، میان جمهور علما اختلاف قابل توجهی دیده نمی‌شود. اساس این نگرش، پیش از هر چیز، بر نصوص صحیح نبوی استوار است. در صحیح مسلم، از حضرت حذیفه بن یمان رضی الله عنه روایت شده است که رسول خدا ﷺ فرمود:«تلزم جماعة المسلمين وإمامهم.» یعنی مسلمان موظف است همراه جماعت مسلمانان و امام آنان باشد. امام نووی در شرح این حدیث می‌نویسد که مقصود، حفظ وحدت امت و جلوگیری از پراکندگی مسلمانان است؛ زیرا تفرقه، راه نفوذ فتنه را می‌گشاید و امنیت جامعه اسلامی را از میان می‌برد. همچنین در صحیح بخاری و صحیح مسلم، حضرت عبادة بن صامت رضی الله عنه نقل می‌کند که صحابه با رسول خدا ﷺ بر شنیدن و اطاعت کردن در سختی و آسانی بیعت کردند و آن حضرت فرمود:«إلا أن تروا كفراً بواحاً عندكم من الله فيه برهان.» فقهای بزرگ از جمله امام نووی، حافظ ابن حجر عسقلانی و قاضی عیاض، این حدیث را از مهم‌ترین ادله لزوم حفظ نظم عمومی دانسته‌اند. آنان تصریح می‌کنند که شارع مقدس، هرگونه اختلاف یا نارضایتی را مجوز برهم زدن وحدت امت قرار نداده است؛ زیرا فساد ناشی از جنگ داخلی و فروپاشی نظم عمومی، غالباً از فساد ناشی از خطاهای فردی حاکمان بزرگ‌تر خواهد بود. بر همین اساس، حفظ جماعت مسلمانان، یکی از مقاصد قطعی شریعت در باب سیاست شرعی به شمار می‌آید. این اصل، نه تنها در احادیث نبوی، بلکه در سیره خلفای راشدین نیز به خوبی آشکار است و از همین رو، ائمه اهل سنت همواره میان «اصلاح حکومت» و «فروپاشی حکومت» تفاوت قائل شده‌اند. در کنار این مبانی، جمهور فقها شرایطی را برای امام برشمرده‌اند که مهم‌ترین آن‌ها عبارت است از اسلام، عدالت، کفایت، قدرت بر اداره امور، سلامت عقل و توانایی اجرای احکام شریعت. همچنین بر پایه حدیث مشهور «الأئمة من قريش» که در صحیح بخاری و صحیح مسلم روایت شده است، بیشتر فقهای متقدم قریشی بودن را نیز از شرایط خلافت دانسته‌اند. با این حال، آنان این شرط را در منظومه‌ای از شرایط بررسی کرده‌اند و آن را جدا از مسئولیت‌های سنگین امام در حفظ دین، اقامه عدل و پاسداری از مصالح امت ندانسته‌اند. از این رو، به نظر می‌رسد اگر بخواهیم اندیشه سیاسی اسلام را به درستی فهم کنیم، نباید تنها به فهرست شرایط امام بسنده کنیم، بلکه باید به حقیقتی توجه نماییم که همه ائمه جماعت بر آن اتفاق دارند و آن اینکه امامت، پیش از آنکه عنوانی تشریفاتی یا صرفاً تاریخی باشد، نهادی شرعی برای تحقق مقاصد بزرگ شریعت است. از همین نقطه، می‌توان پرسش‌های نوینی را درباره نسبت میان مقاصد ثابت شریعت و تحولات متغیر تاریخ مطرح کرد؛ پرسش‌هایی که در قرون اخیر، به دلیل دگرگونی ساختارهای سیاسی جهان اسلام، اهمیت بیشتری یافته است و زمینه گفت‌وگوهای جدید در اسلام را فراهم ساخته است. برای فهم صحیح امامت، نمی‌توان از بستر تاریخی شکل‌گیری آن چشم پوشید. فقه، هرچند بر نصوص شرعی استوار است، اما همواره در مواجهه با واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی رشد کرده و بسیاری از مباحث آن در پاسخ به مسائل عینی زمانه شکل گرفته است. از همین رو، فهم قول جمهور درباره امامت، بدون شناخت شرایط تاریخی سده‌های نخست، فهمی ناقص خواهد بود. پس از رحلت رسول خدا ﷺ، مسئله جانشینی آن حضرت، نخستین مسئله بزرگ سیاسی جهان اسلام شد. خلافت ابوبکر صدیق رضی‌الله‌عنه با بیعت اهل حل و عقد آغاز گردید و پس از آن، خلافت عمر، عثمان و علی رضی‌الله‌عنهم استمرار یافت که نزدیک‌ترین الگو به سیره نبوی بود؛ زیرا در این دوره، مشروعیت حکومت با بیعت، شورا و پذیرش عمومی مسلمانان پیوندی نزدیک داشت. اما از نیمه دوم خلافت حضرت عثمان و سپس در دوران خلافت حضرت علی رضی‌الله‌عنه، جامعه اسلامی وارد مرحله‌ای شد که بعدها از آن با عنوان «فتنه کبری» یاد شد. جنگ جمل، صفین و نهروان، تنها منازعات نظامی نبودند، بلکه سرآغاز شکل‌گیری اختلافات سیاسی و کلامی عمیقی شدند که آثار آن تا قرن‌ها در اندیشه اسلامی باقی ماند. در چنین فضایی، حفظ وحدت امت به یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‌های جمهور علما تبدیل شد. آنان تجربه کرده بودند که نزاع بر سر حکومت، چگونه می‌تواند به خون‌ریزی گسترده، تضعیف اقتدار مسلمانان و گسترش شکاف‌های اجتماعی بینجامد. از همین رو، در بسیاری از متون فقهی، اصل «لزوم جماعت» و پرهیز از خروج بر امام، جایگاهی برجسته یافت. این موضع را باید در پرتو تجربه تاریخی آن عصر فهمید، نه صرفاً به‌عنوان یک گزاره انتزاعی. هم‌زمان، با تثبیت حکومت اموی و سپس عباسی، نهاد امامت نیز صورتی متفاوت از دوره خلفای راشدین پیدا کرد. بسیاری از فقها، ضمن آگاهی از تفاوت میان وضع موجود و الگوی آرمانی، کوشیدند قواعدی فقهی تدوین کنند که از یک سو با نصوص شرعی سازگار باشد و از سوی دیگر، از فروپاشی نظم عمومی جلوگیری کند. به همین دلیل، مباحثی مانند شرایط امام، بیعت، اطاعت، اهل حل و عقد و احکام بغی، در آثار فقهی گسترش یافت. در همین دوران، دولت‌های شیعی مانند آل‌بویه و سپس فاطمیان نیز در بخش‌هایی از جهان اسلام قدرت سیاسی یافتند. این واقعیت تاریخی سبب شد که مسئله مشروعیت حکومت، بیش از پیش با اختلافات کلامی درهم‌آمیزد. از این رو، بسیاری از فقها هنگام بحث از امامت، افزون بر مباحث فقهی، به دغدغه‌های اعتقادی و حفظ هویت مذهبی نیز توجه داشتند به طوری که باعث عدم مشروعیت خلافت فاطمی شد. از منظر تاریخ اندیشه، این امر نشان می‌دهد که صورت‌بندی امامت تنها محصول استنباط از نصوص نبود، بلکه تجربه‌های سیاسی عصر نیز در نحوه طرح مسائل و اولویت‌بندی آن‌ها نقش داشت. با گذر زمان و ورود جهان اسلام به دوران جدید، شرایط سیاسی دگرگون شد. پایان خلافت عثمانی، پیدایش دولت‌های مستقل، تدوین قانون‌های اساسی و شکل‌گیری نهادهای حکومتی مدرن، موضوع بسیاری از مباحث را تغییر داد. ازاین‌رو، شماری از پژوهشگران معاصر این پرسش را مطرح کردند که آیا همه مباحثی که فقهای متقدم در چارچوب نظام خلافت مطرح کرده‌اند، بدون تغییر موضوع، بر ساختارهای سیاسی جدید نیز قابل تطبیق است، یا آنکه برخی از آن‌ها نیازمند بازخوانی اجتهادی در پرتو اصول ثابت شریعت هستند. آنچه در این میان اهمیت دارد، وفاداری به اجتهاد است. این روش، هم به نصوص شرعی پایبند است و هم در تطبیق آن‌ها بر واقعیت‌های نوپدید، از ابزارهایی چون تحقیق مناط، اعتبار مصالح و توجه به مقاصد شریعت بهره می‌گیرد. از همین رو، بررسی نسبت میان میراث امامت و تحولات سیاسی معاصر، تنها زمانی ارزش خواهد داشت که با همین روش و بدون نسبت دادن آرای اثبات‌نشده به فقهای گذشته انجام شود. فقه سیاسی همچون دیگر ابواب فقه، در طول تاریخ همواره در تعامل با تحولات اجتماعی و سیاسی بوده است. اگرچه اصول کلی شریعت ثابت است اما موضوعاتی که فقیه با آن‌ها مواجه می‌شود، در هر عصر دگرگون می‌گردد و همین امر، ضرورت اجتهاد را پدید می‌آورد. این حقیقت را بسیاری از ائمه جماعت پذیرفته‌اند و بر آن تأکید کرده‌اند که فهم صحیح نصوص، بدون شناخت واقعیت‌های زمانه، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. در سده اخیر، با پایان خلافت عثمانی و پیدایش نظام جدید جهانی، پرسش از «امامت» بار دیگر در محافل علمی مطرح شد. برخلاف تصور برخی، اندیشمندان معاصر پاسخ واحدی به این مسئله نداده‌اند. گروهی بر احیای نهاد خلافت تأکید کرده‌اند، گروهی دیگر بر همکاری و همگرایی دولت‌های اسلامی، و گروهی نیز کوشیده‌اند با تکیه بر مقاصد شریعت، الگوهای جدید حکومت را ارزیابی کنند. در میان این اندیشمندان، علامه شیخ یوسف قرضاوی جایگاه ویژه‌ای دارد. وی، ضمن تأکید بر ضرورت وحدت امت اسلامی، بارها تصریح می‌کند که مقصود شریعت، تحقق عدالت، شورا، حفظ کرامت انسان و اجرای احکام الهی است. از نگاه او، نباید میان اهداف ثابت شریعت و قالب‌های تاریخی حکومت خلط کرد. به همین دلیل، وی بر این باور است که فقه سیاسی نیازمند اجتهادی مستمر است تا بتواند پاسخگوی مسائل جهان معاصر باشد. همچنین علامه احمد الریسونی، مقاصد شریعت، بر این نکته تأکید می‌کند که فقیه باید میان «ثابت» و «متغیر» تمایز قائل شود. از دیدگاه او، اصولی همچون عدالت، حفظ دین، حفظ جان، شورا و مصالح امت، از مقاصد ثابت شریعت‌اند؛ اما شیوه تحقق این مقاصد، ممکن است با تغییر شرایط اجتماعی و سیاسی، صورت‌های متفاوتی پیدا کند. در همین راستا، علامه وهبه زحیلی نیز در آثار فقهی خود، ضمن پایبندی به مبانی، بر نقش شورا، قانون، مسئولیت حاکمان و رعایت مصالح عمومی تأکید می‌کند. او نشان می‌دهد که فقه اسلامی، ظرفیت پاسخ‌گویی به مسائل نوپدید را دارد، مشروط بر آنکه اجتهاد بر پایه نصوص، قواعد اصولی و مقاصد شریعت صورت گیرد. این رویکردها، ریشه در میراث اصولی دارد. امام شاطبی در الموافقات، مقاصد شریعت را معیار فهم بسیاری از احکام معرفی می‌کند و معتقد است که شارع، در همه احکام، مصالح بندگان را در نظر داشته است. همچنین امام ابن‌قیم جوزیه در إعلام الموقعين یادآور می‌شود که مقصود شریعت، تحقق عدالت، رحمت و مصلحت است و فقیه باید در تطبیق احکام، واقعیت‌های زمان و مکان را نیز بشناسد. البته این بدان معنا نیست که اندیشمندان معاصر، شرایط امامت را کنار گذاشته‌اند. بلکه پرسش اصلی آنان این است که آیا همه آن شرایط، به یک میزان، جنبه تعبدی دارند یا برخی از آن‌ها در پیوند با شرایط تاریخی عصر نخست اسلام قابل فهم‌اند. این پرسش، همچنان محل گفت‌وگو است و پاسخ‌های گوناگونی درباره آن ارائه شده است. از منظر نگارنده، اهمیت این مباحث در آن است که نشان می‌دهد سنت فقهی، سنتی ایستا نیست، بلکه ظرفیت بازخوانی در چارچوب اصول خود را دارد. اگر مقاصد شریعت، حفظ دین، عدالت، امنیت، وحدت امت و اجرای احکام الهی باشد، طبیعی است که هر پژوهشگری بتواند درباره نسبت این مقاصد با ساختارهای سیاسی معاصر پرسش کند. چنین پرسشی، مادامی که بر پایه منابع معتبر و قواعد اصول فقه طرح شود، نه خروج از سنت، بلکه ادامه سنت اجتهادی خواهد بود. از همین نقطه، زمینه‌ای فراهم می‌شود؛ تا بدون نادیده گرفتن تفاوت‌های اعتقادی و تاریخی، می‌کوشد نسبت میان نهاد امامت و برخی دیدگاه‌های معاصر حکومت اسلامی را از منظر اهداف و کارکردها بررسی کند. از مباحثی که در دهه‌های اخیر بیش از گذشته مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته، نسبت میان «امامت عظمی» و «وحدت امت اسلامی» است. هرچند فقهای متقدم غالباً مباحث امامت را در چارچوب خلافت تاریخی اسلام بررسی کرده‌اند، اما بسیاری از پژوهشگران معاصر بر این باورند که نباید میان حقیقت امامت و صورت تاریخی آن خلط نمود. به تعبیر دیگر، آنچه در نصوص شرعی و آثار ائمه جماعت اصالت دارد، تحقق مقاصد امامت است و قالب‌های سیاسی، همواره در بستر شرایط تاریخی شکل گرفته‌اند. در قرآن کریم، امت اسلامی با عنوان «امت واحده» معرفی شده است: ﴿إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ﴾ (انبیاء: ۹۲). همچنین خداوند متعال می‌فرماید: ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ﴾ (حجرات: ۱۰). جمهور فقها این آیات را دال بر پیوند ایمانی مسلمانان دانسته‌اند؛ پیوندی که فراتر از قومیت، زبان و جغرافیا است و یکی از مهم‌ترین مقاصد شریعت در عرصه اجتماع، حفظ همین اخوت و وحدت به شمار می‌رود. علامه شیخ یوسف قرضاوی، در آثار خود درباره فقه دولت و امت، بارها بر این نکته تأکید می‌کند که امت اسلامی، حقیقتی فراتر از تقسیمات سیاسی معاصر است و همبستگی دینی مسلمانان، نباید در مرزهای جغرافیایی محدود گردد. او در عین پذیرش واقعیت‌های موجود، بر این باور است که آرمان وحدت امت همچنان از مقاصد اساسی شریعت است و هرگونه اجتهاد در فقه سیاسی باید این مقصد را در نظر داشته باشد. همچنین علامه احمد الریسونی، با تکیه بر نظریه مقاصد شریعت، یادآور می‌شود که مقصود شارع از تشریع امامت، تحقق مصالح امت است؛ از جمله حفظ دین، اقامه عدالت، جلوگیری از تفرقه و صیانت از کیان مسلمانان. از نگاه او، فقیه باید همواره میان نصوص ثابت و موضوعات متغیر تفکیک کند و در تحلیل مسائل سیاسی، به مقاصد کلی شریعت نیز توجه داشته باشد. این رویکرد، ریشه در میراث اصولی دارد. امام شاطبی در الموافقات، حفظ دین و حفظ جماعت را از مهم‌ترین مصالح شریعت می‌شمارد و تصریح می‌کند که فهم احکام بدون توجه به مقاصد، فهمی ناقص خواهد بود. امام ابن‌قیم جوزیه نیز در إعلام الموقعين بر این نکته تأکید می‌کند که شریعت در همه احکام خود، عدالت، رحمت و مصلحت بندگان را دنبال می‌کند. بر همین اساس با توجه به دیدگاه برخی از پژوهشگران معاصر میان «صورت تاریخی خلافت» و «حقیقت امامت» تفکیک کرده‌اند. به اعتقاد آنان، اگرچه شکل حکومت‌ها در طول تاریخ دگرگون شده است، اما وظایف اساسی امام همچنان ثابت باقی مانده است؛ وظایفی مانند پاسداری از دین، حفظ امنیت مسلمانان، اقامه عدالت، دفاع از امت و جلوگیری از تفرقه. از این منظر، ارزیابی هر تجربه سیاسی، پیش از آنکه بر اساس نام یا ساختار آن باشد، باید با توجه به میزان تحقق این مقاصد صورت گیرد. با توجه به اینکه جمهور فقها ، امامت عظمی را صرفاً نهادی برای اداره یک سرزمین معین ندانسته‌اند، بلکه آن را نهادی برای حفظ شوکت مسلمین ، صیانت از امت و دفاع از دارالاسلام تلقی کرده‌اند. از همین رو، در بسیاری از متون ، مباحث امامت در کنار مباحث جهاد، دارالاسلام و روابط مسلمانان با سرزمین‌های غیرمسلمان بررسی شده است. این هم‌جواری نشان می‌دهد که فقهای متقدم، امامت را در پیوندی وثیق با حفظ موجودیت امت اسلامی می‌فهمیدند. امام ابوالحسن ماوردی، هنگامی که وظایف امام را برمی‌شمارد، تنها به اقامه حدود و اجرای احکام بسنده نمی‌کند، بلکه از حفظ شوکت اسلام، دفاع از مرزهای مسلمانان، تجهیز سپاه و حمایت از مسلمانان نیز سخن می‌گوید. همین معنا در آثار قاضی ابویعلی، امام الحرمین جوینی و دیگر فقها نیز دیده می‌شود. تقسیم سرزمین‌ها به دارالاسلام و دارالکفر، بیش از آنکه یک بحث جغرافیایی باشد، ناظر به قلمرو نفوذ احکام و امنیت مسلمانان بود. ازاین‌رو، فقهای مذاهب مختلف درباره معیارهای این تقسیم اختلاف داشتند. فقهای حنفی، مانند امام سرخسی و امام کاسانی، امنیت مسلمانان و غلبه احکام را از مهم‌ترین معیارها دانسته‌اند، در حالی که برخی فقهای شافعی و حنبلی بر جنبه‌های دیگری نیز تأکید کرده‌اند. همین اختلاف نشان می‌دهد که موضوع، از آغاز نیز محل اجتهاد بوده است. با این حال، آنچه در میان جمهور فقها کمتر مورد اختلاف است، این است که فلسفه وجودی امامت عظمی، حفظ دین، صیانت از جماعت مسلمانان و دفاع از مصالح عمومی امت است. به همین دلیل، فقها در شمار وظایف امام، همواره از دفاع در برابر تجاوز، حمایت از مسلمانان و حفظ امنیت سرزمین‌های اسلامی یاد کرده‌اند. علامه ابن‌خلدون نیز در المقدمة، امامت را نیابت از صاحب شریعت در حفظ دین و سیاست دنیا معرفی می‌کند و بدین وسیله، پیوند میان رهبری سیاسی و صیانت از امت را تبیین می‌نماید. از همین رو به نظر می‌رسد، اهل علم باید از منظری تازه به نظم جدیدی که در جهان در حال شکل‌گیری است نگاه کنند و براساس این نظم جدید که به نظر می‌رسد، تقدیرالهی غلبه‌ی مسلمین بر کفار به دست جمهوری اسلامی ایران است، در چارچوب این وضعیت جدید به فقه و مباحث امت اسلامی نگاه کنند و از نگاه‌های فرقه‌ای و اختلافات مذهبی عبور کرد. به نظر من تاکید زعیم جمهوری اسلامی سید مجتبی خامنه‌ای، بر حفظ شوکت و عزت مسلمین در برابر کفار و با توجه به نسب قریشی محکم و مسلمی که دارد؛ امروزه می‌توان به احیای خلافت اسلامی درعالم کنونی در گستره‌ی امت اسلامی اندیشید تا به خواست خداوند موجب تجدید حیات مذاهب مختلف اسلامی و احیای نقش تمدنی مسلمین در آینده نه چندان دور گردد. وصلى الله على نبينا محمد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت. نکات بسیار حکیمانه و محقّقانه‌ای را در راستای تأکید بر امّت اسلامی مطرح فرموده‌اید تا آن‌جایی که عنایت دارید آقای شهیدمان فتوای‌شان را که در مورد «عدم توهین به بزرگان اهل سنت» بود دستور دادند روی کفن‌شان بنویسند تا متذکر آن «یگانگی» باشند که باید در میان آید. تا آن‌جایی که نه‌تنها تشیّع امری مقابل تسنن به حساب نیاید، بلکه تشیّع وسیله‌ای باشد برای عبور از دوگانگی‌هایی که عده‌ای بین اهل سنت و شیعیان دامن می‌زنند. پیشنهاد جدّی بنده آن است که بیانات رهبر شهید را در دیدار جمعی از علما و بزرگان اهل سنت کشور دنبال بفرماییدhttps://khl.ink/f/57542 که می‌فرمایند: «مسئله‌ی اساسی بنده، مسئله‌ی «امّت اسلامی» است. من سالها است که بر روی واژه‌ی «امّت اسلامی»، بالخصوص متعمّداً تکیه می‌کنم تا ما فراموش نکنیم که یک امّتیم.» و این است معنای اسلام و مسلمانی که به انسانیت انسان‌ها نظر دارد. موفق باشید    

42013

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد بزرگوار: این پیام در فضای مجازی دست به دست می‌شود لطفا بفرمایید این پیام صحت دارد؟ خیلی متشکر ❌❌❌🚨توجه توجه توجه. مطلب مهم زیر را تا آخر بخوانبد و سپس نشر دهید. فتنه مرداد ماه پروژه «لیبی‌سازی ایران»؛ کالبد شکافی فتنه محتمل ۱۴۰۵ (از مرداد تا دی ماه) بنیامین نتانیاهو صراحتاً اعلام کرد: «پروژه لیبی‌سازی ایران در پیش است.» اما این استراتژی چگونه بومی‌سازی شده و قرار است از چه زمانی کلید بخورد؟ «تکرار فتنه دیماه ۱۴۰۴» + ترکیب تصمیمات غلط اقتصادی + مذاکرات بی ثمر + اختلاف مردم و مسولین + کودتاچیان داخلی 👈 اینبار از مرداد و شهریور تا دی ماه تکه‌های پازل نشان می‌دهد ممکن هست دشمن برای بازه زمانی ۲۰ تیر تا اواسط مرداد یک کلان‌سناریوی امنیتی طراحی کرده باشد: ▪️حجم نیروهای آمریکا در منطقه به طرز عجیبی در حال افزایش هست. ▪️رسانه های معاند به شدت در حال تلاش برای اختلاف افکنی میان نیروهای داخلی جبهه انقلاب و مسولین هستند. تبدیل فضای نقدمنصفانه به فضای تقابل خصمانه در هر دو طرف. مرحله اول: تخلیه خیابان از بدنه انقلابی و آغاز آنارشی (۲۰ تیرماه به بعد) خطر تعطیلی موکب های مردمی و اجتماعات شبانه مردم مبعوث شده... مکانیسم: با پایان تشییع باشکوه رهبری، موکب‌های وحدت‌آفرین جمع می‌شوند و بدنه اصلی نیروهای مؤمن و عملیاتی از ۲۰ تیرماه برای حماسه اربعین راهی عراق می‌شوند. خطر امنیتی: خیابان عملاً از حضور «لنگرگاه‌های آرامش‌بخش» (موکب‌ها) و نیروهای مهارکننده تخلیه می‌شود. این یعنی ایجاد خلأ استراتژیک در کف خیابان برای آغاز تجمع‌های هنجارشکن و سازمان‌نیافته. مرحله دوم: شلیک به تاب‌آوری جامعه با تصمیمات غلط اقتصادی و سیاسی کاتالیزور اقتصادی: تکرار خطای دی‌ماه این‌بار در حوزه انرژی (مانند بردن برق به بورس، گرانی ناگهانی گاز و سوخت) دوقطبی «مردم - مسئولین» را کلید می‌زند. کاتالیزور سیاسی: اصرار برخی مسئولین بر مذاکره به هر قیمت همزمان با بدعهدی آمریکا و حملات بی‌امان اسرائیل به جنوب، جریان انقلابی را به نقطه جوش می‌رساند. *نتیجه: همگرایی بی‌سابقه قشر خاکستری (معترض اقتصادی)، متدینین (معترض سیاسی) و مخالفین علیه کارگزاران. مرحله سوم: فاز ترور و پیراهن عثمان (اوج فتنه در ایام اربعین - ۱۳ مرداد) در غیاب نیروهای انقلابی (که درگیر اربعین هستند)، پروژه ترور مسئولین پرحاشیه (تصمیم‌سازان حوزه انرژی و مذاکره) آغاز می‌شود. تکنیک جنگ روانی: دشمن این ترورها را به بدنه انقلابی یا توده‌های مردم منتسب می‌کند تا یک «جنگ داخلی و تقابل فیزیکی» شکل بگیرد. مرحله چهارم: ضربه نهایی نظامی (پروژه لیبی‌سازی) کشوری که انسجام داخلی‌اش متلاشی شد، آماده ضربه خارجی است. دشمن تا پایان جام جهانی (اوایل مرداد) مقدمات را چیده است؛ هدف بعدی: حملات گسترده به زیرساخت‌ها (برای فلج کردن زندگی مردم) و ترور زنجیره‌ای لایه تصمیم‌ساز حاکمیت. 📚 مستندات تاریخی: مدل لیبی چطور اجرا شد؟ در سال ۲۰۱۱ در لیبی، ابتدا رسانه‌های غربی دوقطبی شدیدی میان مردم و بدنه حاکمیت ایجاد کردند. سپس با ایجاد درگیری‌های مسلحانه داخلی و مقصرنمایی حاکمیت، مشروعیت داخلی را از بین بردند. به محض قفل شدن دست دستگاه‌های امنیتی در داخل، ناتو وارد شد، زیرساخت‌های انرژی را منهدم کرد، قذافی را حذف کرد و لیبی امروز را به یک کشور چندتکه، بدون دولت مرکزی و غارت‌شده تبدیل کرد. دشمن همین مدل را برای ایران صراحتاً نام برده است. ➖➖➖ 🛡️ ۵ راهکار فوری و حیاتی برای عبور از دالان فتنه: ۱. خط قرمز قیمت انرژی: دولت باید فوراً از هرگونه تصمیم تنش‌زا در حوزه سوخت و برق عقب‌نشینی کند؛ این تصمیمات در این برهه، بازی در زمین دشمن است. ۲. حفظ پناهگاه‌های خیابانی: موکب‌های شهری نباید کاملاً جمع شوند؛ بخشی از آن‌ها باید به عنوان لنگرگاه‌های فرهنگی و امنیتی تا پایان مرداد حفظ شوند. ۳. انضباط کلامی جبهه انقلاب: نقدها به مسئولین و مذاکره‌کنندگان باید «عالمانه و ساختاری» باشد. ترویج شعارهای مرگ و تکفیر، قطعه اول پازل ترور دشمن است. ۴. مدیریت سفر اربعین: توجیه بدنه انقلابی برای حفظ لایه‌های مراقبتی و امنیتی در شهرهای بزرگ و عدم تخلیه کامل کشور. ۵. جهاد تبیین و جهاد امید: آماده‌سازی روانی جامعه برای یک نبرد و جهاد طولانی‌مدت و بالا بردن تاب‌آوری ملی در برابر تکانه‌های رسانه‌ای. ⚠️ جمع‌بندی: فتنه پیش‌رو، نه صرفاً یک اعتراض خیابانی، بلکه یک «عملیات مهندسی‌شده برای فروپاشی از درون و تهاجم از بیرون» است. هوشیاری، نقد منصفانه و صیانت از انسجام ملی، پادزهر این توطئه است. ✍ حوزه انقلابی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید با شهادت رهبر انقلاب، مردم با حضور شبانۀ خود در میادین و خیابان‌ها در مقابل پیشرفته‌ترین فناوری‌های دشمن، فناوری جدیدی را در این تاریخ  به میان آورده‌اند، تا با این حضور، حضور ایران در جهان و تمدن نوین اسلامی طلوع کند. و از این جهت ما در تاریخی قرار گرفته‌ایم که حضور در آن با همۀ جوانب آن ما را به آینده‌ای بس بزرگ رهنمون می‌شود و از این جهت نباید نگران این مسائل حاشیه‌ای بود و از آن افق بلند که با تشییع رهبر شهید مدّ نظرها آمد؛ غفلت کرد. همۀ تلاش ما باید متوجۀ آن افقی باشد که ملاحظه فرمودید مردم عراق چه اندازه در درک آن موفق بوده‌اند و تأکید بنده و جنابعالی باید نسبت به چنین حضوری باشد تا با درک انسان و موقعیت و حضور او در تاریخ، انسان‌ها از آنچه در آینه‌‌ی رسانه‌ها دیده می‌شوند بالاترند. این زاویه، زاویه‌ی اُنس است نه غلبه، نه رقابت و نه قضاوت. در این موقف شما بیرون از هیجان سیاست قرار می‌گیرید. پس جریان‌شناسی و تعیین تکلیف و برچسب‌زنی بی‌رنگ شده و تعطیل می‌شود. از این زاویه، حکمت و عقل قدسی آشکار و کینه‌توزی ناپدید می‌شود. یا نهضت‌های آیندۀ مردم دنیا با چنین حضوری که ایران اسلامی متذکر آن شده، به آن نتیجه‌ای که با نهضت‌های خود در مقابل استعمار قد عَلَم کرده‌اند؛ دست نمی‌یابند؟ موفق باشید

41994

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

دعای «اسئلک ان تکرمنی بهوان من شئت من خلقک» مقصود این است که اگر مشیت تو تعلق گرفته است که عده ای را پست بگردانی ما را از جمله آنان قرار نده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : حضرت به محضر حق عرضه می‌دارند: «خدایا از تو می‌خواهم دشمنان تو و دشمنان رسولت به دست من کشته شوند و از تو تقاضا داریم آن‌هایی را که می‌خواهی خوار بگردانی – از دشمنان خدا و رسول – با کرامت‌دادن به من در راستای شکست‌دادن آن‌ها، آن کار را انجام دهی و طوری نباشد که با درگیرشدن با دوستانت من خوار شوم. موفق باشید

41985

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب، عجب عالم جدیدی را به روی ما گشوده‌اید، خدا به شما و متعلقین شما خیر کثیر عنایت فرماید. مدتی‌ست روی مباحث شما خصوصا در مورد معنای درک حضور تاریخی اصحاب امام حسین (ع) کار می‌کردم، و در مسئله‌ی مقایسه‌ی «انتقام» خون امام حسین (ع) و خون رهبر شهید دچار سردرگمی شده بودم، چند وقت پیش در حرم امام رضا (ع) از حضرت خواستم که کمکم کنند تا مباحث عمیق شما رو بفهمم. الحمدلله امروز ۱۶ تیر، در برنامه‌ی به وقت ایران، فرمایشات آیت الله میر باقری در فهم فرمایشات شما خیلی بهم کمک کرد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت همه ما حکایت حضور در تاریخی است که با اسلام عزیز شروع شد و آنگاه که جبهه اموی خواست آن را به حاشیه ببرد این امام حسین علیه السلام می‌باشند  که به صحنه می‌آیند تا باز اسلام و اگر در دیروز جریان غرب زده رضاخانی خواست حضور توحیدی اسلام را به حاشیه ببرد باز اسلام و باز امام خمینی رضوان الله تعالی علیه و در همین بستر آن مرد الهی آن رهبر شهید به میان آمد تا باز اسلام در قامتی این چنینی که دل‌ها تمام جهت خود را متوجه او کردند. از آن جهت که اسلام در قامت عاشورایی و مقاومتش به میان آمد و دیدید که آن مرد الهی فرمود: «ما کوتاه نمی‌آییم» و «تسلیم نمی‌شویم» و این است که با حضور عاشورایی و درک معارفی که ما را در کربلا معنا می‌کنند می‌توانیم خود را ادامه دهیم، آری تنها در این مسیر می‌توانیم خود را ادامه دهیم. موفق باشید

41748
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز و گرانقدر: بنده یادداشتی درباره اینکه آیا در برجام و مذاکرات اخیر به رهبری تحمیل صورت گرفته! دارم که می‌خواستم اگر صلاح بدانید نظر ارزشمندتان را بفرمایید: یک سوال از منتقدان آتش‌بس و مذاکره 👈 چرا رهبر شهید بطور کاملاً صریح و شفاف در نامه برجام (هنگام تایید اولیه نه بعد از اجرای ناموفق آن) از نقاط منفی آن صحبت کرده‌اند اما رهبر حاضر انقلاب، هیچ نقطه منفی از آتش بس و مذاکرات نفرمودند؟ ایشان دو بار از مذاکرات نام بردند یک بار خطاب به مردم: مســّلماً فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات مؤثر است. و بار دیگر خطاب به امام زمان (عج): به دعای خــاص حضرتتان برای غلبه قاطع بر دشــمن چه در صحنــه مذاکرات و چه در میــدان نبرد دل بسته‌ایم. آیا رهبر حاضر در این موضوع به این مهمی تعارف کرده اند که نقطه ضعفی را ذکر نکرده اند؟ چرا رهبر حاضر از خطرات و عواقب انحراف به این بزرگی سخن نگفتند چنانکه رهبر شهید صریح و شفاف درباره برجام عواقب و نقاط ضعف را ذکر کردند؟ نتیجه گیری: مصوبه آتش‌بس، انحراف و نقطه ضعفی نداشته است و یک تصمیم بسیار صحیح، بدون تحمیل و خردمندانه بوده است. پ.ن: عین متن رهبر شهید در نامه تایید برجام: «محصول مذاکرات که در قالب برجام شکل گرفته است، دچار نقاط ابهام و ضعف‌های ساختاری و موارد متعدّدی است که در صورت فقدان مراقبت دقیق و لحظه‌به‌لحظه،‌ میتواند به خسارت‌های بزرگی برای حال و آینده‌ی کشور منتهی شود.» متن کامل نامه: https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=31168 ✍️ ناصر بهارلو، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی https://eitaa.com/N_Baharloo با تشکر از لطف شما

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای حجت الاسلام  مهندس وطن فداء در کانال «راجعون (بازگشت به خویشتن)  https://eitaa.com/bazgasht_be_khishtan  نکات خوبی را فرموده‌اند که عیناً آن نکات خدمتتان ارسال می‌شود.
 درباره این موضوع باید یادداشت مفصلی نوشت، اما پیش از آن به این بیندیشیم؛ مذاکرات ایران با اروپا، امریکا و سازمان ملل تاریخچه ای به درازای عمر انقلاب دارد اما آیا این مذاکرات در برهه‌ها و دولت‌های گوناگون معناهای یکسانی داشته است یا اینکه سیری طی شده و این معنا دوره به دوره تغییر کرده است؟ 
در نگاهی ساده مذاکره، مذاکره است چه فرقی دارد؟ اما در نگاهی عمیق تر و تاریخی تر به نظر می‌رسد ذات قویم و اصیل انقلاب توانسته است مذاکره با غرب، که در دهه هفتاد و در دوران جناب خاتمی به سان یک #ایدئولوژی دنبال می‌شد را به مرور به تراز یک #استراتژی در دوران جناب روحانی فروکاسته و اکنون نیز در دوران اخیر آن را در حد یک #تاکتیک میان تاکتیک های گوناگون عرصه نبرد تنزل دهد. یا اینکه مذاکره با امریکا در دولت موقت یا دولت اصلاحات که ذیل پارادایم #تسلیم به غرب تعریف می‌شد را به مذاکره ذیل چارچوب #منفعت و #چاره‌جویی در دولت تدبیر و امید بدل ساخته و اکنون مذاکره را ذیل گفتمان عمومی #مقاومت جایابی کند.
اینکه اکنون اصل مذاکره مصلحت است یا مفسده، خدمت است یا خیانت، وجیه است یا بی وجه موضوعی قابل بررسی است و شاید با مطلوبیت های نگاه خالص انقلابی فاصله داشته باشد اما اینکه در سیر مذاکرات در دولت‌های پس از انقلاب، امروز، اولا ذیل گفتمان مقاومت و ثانیا صرفا در تراز یک تاکتیک نبرد در کنار سایر تاکتیک‌ها دارد دنبال می‌شود، نه به عنوان یک ایده آل یا حتی یک استراتژی، پیروزی بزرگی است در مسیر دولت سازی انقلاب و زمینه‌ی مهمی است برای رفتار انقلابی‌تر دولت‌های بعد و البته محصول زحمات ۴۷ ساله رهبران و نخبگان انقلابی و همراهی توده‌ی مردم که باید مورد توجه قرار گیرد. من حس میکنم ما از مسیری که امده ایم غافلیم لذا نقد ما نسبت به مذاکرات یک عقب ماندگی تاریخی دارد و در فضای دوره ی تاریخی اصلاحات یا روحانی دارد مشابه سازی میشود ، لذا حامل نحوی تحجر می‌شود.
بنده در مواجهه با متن جناب آقای حاج آقا وطن پناه اینطور نوشتنم: با سلام. بنده خدا را شکر می‌کنم که این چنین دقیق یادداشت خود را تحت عنوان «مذاکره با امریکا؛ از ایدئولوژی تا استراتژی از استراتژی تا تاکتیک» با مخاطبان در میان گذاشته‌اید. بسیار نکات دقیقی را به میان آورده‌اید . توجه به تاریخی که نه تاریخ آمریکا می‌باشد بلکه تاریخی است که با ایران آغاز شده، بسیار مهم است و اینجاست که ما به هر دلیلی وارد تاریخی شده‌ایم که حتی با این معنا از مذاکره حرف دیگری داریم  غیر از حرف‌هایی که تاکنون تحت عنوان مذاکره در بین ما و آمریکا یا در بین ملل دیگر با همدیگر پیش می‌آمده . ای کاش رفقای عزیز ما در این مورد بسیار بیندیشند.
تصور این‌که هنوز از نظر دیپلماسی در تاریخِ جنگ قبل از رمضان قرار داریم، نوعی غفلت از تاریخی می‌باشد که با نفی ابرقدرتی آمریکا آغاز شده و لذا نباید تصور شود این نوع مذاکرات که بعد از جنگ رمضان در میان است از جنس مذاکرات قبلی می‌باشد، در حالی‌که «دولت و ملتِ» ایران در تاریخ دیگری قرار گرفته است و اگر گمان می‌کنیم از موضع ضعف وارد مذاکره شده‌ایم به جهت آن است که هنوز خود را در تاریخ گذشته احساس می‌کنیم، غافل از این‌که حضوری بسیار بزرگ در نسبت ایران با آمریکا در دل «ملت و دولتِ» ایران پیش آمده و «ملت و دولت» در این حضورِ بزرگ حاضرند و پیام‌های رهبر عزیز انقلاب حکایت از این حضور دارد که به آیندۀ درخشانی که پیش روی ما می‌باشد تذکر می‌دهند
 موفق باشید                
 

41746

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و احترام: میشه کتابی در رابطه با فلسفه‌ی ظهور و امام زمان به من معرفی کنید که خیلی هم سنگین نباشد (برای یک جوان تازه کار باشد) و کتاب هایی هم برای درک روزهای خیلی مهم مانند شب های قدر و عاشورا و تاسوعا و روز عرفه و ... اخیرا کنجکاوی و علاقه زیادی در رابطه با شناخت امام زمان پیدا کردم ولی کتابی نمی یابم که بتواند پاسخگوی پرسش هایم باشد. سوال های خیلی زیادی دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع مهدویت، عرایضی شده است که می‌توانید بر اساس آمادگی و ذوق خود به آن مباحث رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/category/21?tab=posts&inner_tab=book  موفق باشید

41725

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد طاهرزاده عزیز: امیدوارم که در صحت و سلامت باشید و ما را از دعای خیرتان فراموش نفرمایید. حضرت امام خمینی در تأویل «فاخلع نعلیک» فرموده‌اند که در میعادگاه به حضرت موسی خطاب به قطع ریشه‌های محبت دنیا و مهمترین آنها زن و فرزند باشد، رسید. لکن به رسول ختمی مرتبت امر به حبِّ علی مرتضی شد. که در این سِرّ جذوه ای است که دم از او نزنم. سپاسگزار خواهم بود چنانچه حضرتعالی ما را از این سِرّ مطلع سازید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در مسیر اُنس با حضرت محبوب باید از هر آنچه در این راه حجابِ آن اُنس می‌شود منصرف شد و نسبت به هر آنچه مظهر آن راه می‌باشد، همچون مولایمان علی «علیه‌السلام» دل سپرد. و البته این به معنای نفی جایگاه زن و فرزند نیست آن‌ها در جای خود راه‌های اُنس با زندگی معنوی هستند. موفق باشید

41707
متن پرسش

سلام علیکم: راستش برای ما الان موقع انتخاب رشته در خارج از کشور است. البته سوالمون یک نوع انتخاب رشته ی کلاسیک متمایز از مشاوره های تحصیلی این موضوع است چون در نظر گرفتن جوانب خاص برای انتخاب یک مسئله از دیدگاه های گروه های فکری البته در یک راستا اون انتخاب رو قوی میکنه. داشتم پیام رهبرمان رو میخوندم که در قسمتی از پیام‌شون : «امروز برانگیختگی معجزه‌گون ملت ایران، منحصر در ده‌ها میلیون جان‌فدای مبارزه با صهیونیسم و امریکای خون‌ریز نمانده و پیشاپیش صفوف به هم پیوسته امّت مبعوث شده‌ی اسلامی؛ نود میلیون هموطن غیور و شریف ایرانی داخل و خارج از کشور، تمامی ظرفیت‌های هویتی، معنوی، انسانی، علمی، صنعتی و فناوری‌های پایه‌ای و نوین ـ از نانو و بیو تا هسته‌ای و موشکی ـ را سرمایه‌ی ‌‌ملی خود فرض کرده و همچون مرزهای آبی، خاکی و هوایی پاسدار آن خواهند بود.» راستش قصد داشتم از طریق رشته ی دندان پزشکی که به شدت در ایران و البته در خارج پول سازه از طریق پول این رشته قدم های محکمی در ظهور امام زمان (عج) برداریم، ولی در فرمایش آقا فناوری هایی که نام بردند برام جلب توجه کرد مخصوصا اینکه به طوری کلیدی فناوری هایی رو نام بردند و به شاخصه اشاره کردند البته هر رشته ایی به نوبه ی خودش کمک کننده است منتها آن کمکی که ستون یک اراده ی الهی باشد تا دیوارهای استوار بر آن ستون ها، قطعا مهم تر و البته ارزشمند تر خواهد بود، و رشته ایی که بشود در همه ی نکاتی که فرمودند (بیو و نانو و دو مورد دیگر که فرمودند) قدم محکم گذاشت و کسب علم کرد رشته‌ «مهندسی مواد» هست بسیار جامع است و تمام ۴ مورد فناوری و میان آن که ذکر کردند رو دارا است به این معنا که هر ۴ فناوری زیر شاخه های این رشته می‌شوند حتی رشته های بیوشیمی و هسته ای مختص کمی از فناوری هایی هست که ذکر کردند، بازار مالی خوبی در ایران نسبت به دندانپزشکی نداره ولی در خارج که البته در حد و اندازه ی رشته ی دندان پزشکی و حتی فراترش میتونه از نظر مالی واقع بشه و البته از نظر بار علمی هم که خیلی قوی تر و کلیدی تر هست باتوجه به اینکه در دانشگاه های برتر جهان ان شاءالله اگر خدا بخواد بشه تحصیل کرد نظرتون این هست در میان این دو رشته، مهندسی مواد رو برای تحصیل انتخاب کنم؟ برداشت درستی داشتم از صحبت های آقا یا خیر؟ آیا میتونم از فرمایش های ایشون این موضوع رو کدی خاص در نظر بگیرم چون فرمایشات آقا درواقع برای هر جوامع فکری دیدگاه هدفمندی رو باز میکنه البته در یک راستا احساس کردم منظورشون میتونه این باشه که این فناوری ها برای ما کلیدی تر هستند و مانور آقا روی این چهار فناوری چون به اسم نام بردند ولی بقیه ی موارد رو نه میتونه یک کد خاص باشه که البته واضح هم هست و همچنین از آنها با نام سرمایه ی ملی استفاده کردند به طور مثال فردی بگوید من از گروه یک و دو و گروه سه که البته دارای افراد به نام ایکس و وای و زِد هستند حمایت می‌کنم اینکه از بردن نام افراد در گروه سه کلی گویی نشده و نام برده شده نشان دهنده اهمیت برای شخص گوینده است. در نهایت از خدا که به دست شما و تمام افرادی که نور روشن گری های معنوی رو بر روی علمی اجتماعی و فرهنگی و سیاسی می‌تابند متشکرم. دست تک تک شما رو می‌بوسم و ان شاءالله بشود با یاری خدا و لطف امام زمان (عج) و دعاهای شما اهداف خاص تعریف شده برایمان را تا حد «بذلوا مهجهم» با ثبات پیشرفت گونه روبه بالا در ایمان و نه ثبات خط صاف و حتی فراترش پیش بیریم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از این‌که نسبت به رهنمودهای نایب امام که مسلّم منوّر به اشارات حضرت صاحب الأمر «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» می‌باشد؛ حساسیت و توجه دارید، باید خدا را شکر کرد. و در این‌که در این شرایط تاریخی که خداوند زندگی به معنای واقعی آن را از طریق حضور هرچه فعّال در تاریخی که با انقلاب اسلامی در مقابل ما گشوده شده است، باید حساس بود؛ امر بسیار مهمی می‌باشد در مقابل آن نوع زندگی که جهان مدرن در مقابل بشریت گشود و زندگی را به روزمرّگی و پوچی بدل کرد. حال، با نظر به این مبنا به نظر می‌آید سلسله بحث‌هایی که استاد حجت الاسلام جناب آقای نجات‌بخش تحت عنوان «اقتصاد مقاومتی» در بیانات رهبر شهید، مطرح فرموده‌اند، بسیار در معناکردن حضوری آنچنانی که جنابعالی نسبت به آن می‌اندیشید و دغدغه‌مند هستید؛ راه‌گشاست به همان معنایی که ما را دعوت به اندیشیدنی می‌کنند که در انتخاب راه‌های بزرگ که بحمدالله جنابعالی نسبت به آن دغدغه‌مند هستید، سرگردان نباشیدhttps://eitaa.com/soha_sima/5789 موفق باشید                  

41610

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: استاد بنده در سیر معرفتی و خودشناسی مطالعات روزانه ای دارم می‌خواسم از محضرتان در رابطه با موضوعی که جوابش را از نگاه توحیدی پیدا نمی‌کنم بپرسم که وظیفه ی توحیدی و ولایی ما در زمانی که اشخاصی با انرژی های منفی و دنیوی (افرادی که با کلمات و حتی نگاهشان آدمی را رنج می‌دهند) که باعث کدورت خاطر می‌شوند و اصرار به رفت و آمد هم دارند چیست؟ آیا باید نفاق را کنار گذاشت و صریحا از پذیرش آنها جلوگیری کرد؟ و یا امتحان الهی است برای صیقل دادن روحمان و نشان دادن تاریکی های خودمان؟ باید از رفت و آمد با چنین افرادی که بعد از هر دیدار دچار تنگی نفس و پریشانی خیال و حالت منفی می‌شویم امتناع کنیم و وقتی می‌خواهند بیایند نگذاریم و ممانعت کنیم و یا خیر باید صبر پیشه کنیم و بپذیریم و رشدمان در این است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین آنکه نباید قطع رحم کرد و در عین آنکه باید با افرادِ ناآگاه مدارا نمود؛ آری! باید طوری با این افراد مواجه شد که فضا، فضای روزمرّگی ها نباشد و با طرح نکات معنوی و یا تعریف از انسانهای الهی، مجلس را به نوعی در اختیار گرفت به همان معنایی که رفت و آمدها نیز با این افراد، محدود باشد، به اصطلاح می فرمایند نباید با این افراد مخلوط شد. در هر حال باید طوری باشد که اگر به خود آمدند شماها را مأمن بدانند و ناامید نباشند از اُنس با شماها. موفق باشید  

41429

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد ابن عربی میگه هر کسی به غیر از خدای خودش را دوست ندارد. برداشت من از این سخن این است که هر کسی بر اساس فهم و سنجش موقعیت ها و فراز و فرود هایش در زندگی و گفته های دیگران تصوری از خداوند در ذهن خود می سازد بی آنکه متوجه باشد که خدا را محصور کرده است و برای خداوند دومی در نظر گرفته است و آن را پرستش و ستایش می کند و در نتیجه در جهل است که دارد همان خدای یکتا را ستایش می کند و این به تعبیر ابن عربی از تکیه به عقل منطقی نشأت می گیرد و نکته اش در اینجاست که همه سالک نمی شوند و نور عشق بر دل‌شان نمی تابد. شاید بسیاری از این گفته‌ی ایشان نوع ستایش خداوند را برداشت و تببین کنند اما من از منظر توحید فهم کردم خوشحالم نظر شما را هم دراین مورد بدانم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ابن عربی در این رابطه نکتۀ بسیار دقیقی فرموده‌اند با نظر به نسبت امکانِ وجودی هر موجود در رابطه با وجه خالقیتِ حضرت حق نسبت به آن موجود. شاید عرایضی که در بحث «شیثی» شده است در این مورد بابی را بگشاید. موفق باشید

41378

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم عید شما مبارک. برنامه جدال گفتگو با آقای دکتر زرشناس و سخنان ایشان بسیار قابل دفاع و ارزش هست. ایشان اقتصاد جمهوری اسلامی را خوب درک و حقیقتا ایشان یک استاد واقعی هستند. سخنان ایشان دقیقاً در مقابل خطرات بسیار مضری است که حتی در میان آخوند های معروف هم رخنه کرده. حقیقتا ایران ما بستر کاملا آماده ای است برای رفع تمام مشکلات حتی مشکل سکونت و زندگی عادلانه. در گذشته وقتی فرزندی ازدواج می‌کرد یک زمین از زمین های خدارا بر میداشتند و اهالی روستا با هم آنرا می‌ساختند و یا زمینی را برای کشت و معاش استفاده میکردند بدون اینکه حکومتی سرمایه داری بر آن حاکم باشد زیرا طبیعت مال خداست نه حتی مال کسی که سند بزند. چرا باید زمینی در توهمات و دروغ های سرمایه دارها بعنوان بالای شهر و زمینی پایین شهر قلمداد شود؟! مگر زمین با زمین فرق دارد! مگر زمین یا خانه آنجایی نیست که انسان در آن احساس آزادی و شور زندگی و ساخت داشته باشد و این همه زمین خدا داریم. ایران ظرف مدت بسیار کوتاهی میتواند به عدالت برسد فقط کافی است سرمایه داری را با زور حکومت که مردمی است مجازات و زندانی کنند تا هر آدمی زمینی به آن رایگان برسد و قیمت گزاریهای دروغین را یکشبه حذف کنند و نگذاریم سرمایه داری عدالت را و حقوق طبیعی مارا تحقیر کند، این ما هستیم که آنها تحقیر میکنیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همین‌طور است و هرکس باید در ابتدای زندگی که به عنوان یک خانواده تشکیل داده است، صاحب یک زمین باشد و این حداقل کمکی است که باید به او بشود و از این طریق نه تنها مشکل یک خانواده حل می‌شود بلکه از جریان زمین‌خواری که با این کار نبض اقتصاد را در دست گرفته‌اند عبور خواهیم کرد. موفق باشید

41366

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام مجدد در باره سوال 41364 ، توضیح دهم خشمی که دارم مخصوص این جنگ جاری است نسبت به آمریکا و اسرائیل هست ، بیش از حد خشمگینم کرده ، حتی نسبت به حرفهای خائنانه ای که گاهی در جامعه می‌شنوم یا حتی بعضی از اقوام ، چیزی نمیگویم ولی آنها را شریک در خون شهدا میبینم و اصلا دوست ندارم با آنها حرف بزنم ، و این خشم تاثیر زیادی روی من گذاشته ، سوالم اینه چطور این خشم را کنترل کنم ، احساس میکنم برای ذهنم که میخواستم متمرکز بر خدا باشد ، دارد تمرکزی غیره توحیدی ایجاد میکند ، و کنترل کردنش در رفتار آسان است ولی در درون سخت ، همواره خشم و تپش قلب دارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره به ما دستور داده‌اند باید همان‌طور که رهبر شهیدمان در این امور با متانت عمل می‌کردند؛ جلو برویم و خشم خود را با نظر به افق توحیدی که به لطف الهی در مقابل‌مان گشوده شده است، فرو ببریم. موفق باشید

41333

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وعرض ادب خدمت استاد گرامی: استاد من واقعا درک می‌کنم یه حضور تاریخی در جریانه و من باید زرنگ باشم که از این حضور تاریخی جا نمونم. معنای حق و باطل رو خیلی خوب فهمیدم ولی نمیتونم بیانش کنم وقتی بقیه در مورد سیاست حرف می‌زنن می‌دونم دارن اشتباه میگن ولی نمیتونم دفاع کنم و اصلا حوصله بحث و جدال ندارم باهاشون. به دلیل شغل همسرم که در این شرایط نمیتونن منزل باشن و باید برای مقابله با جبهه کفر وارد عمل بشن و این چند وقت در منزل تنها بودیم و منازل مون هم جای حساس و خطرناکی هست و اینکه واقعا از صدای جنگنده و بمب داشت قلبم می ایستاد اومدیم شهرستانی که هیچ خبری از حوادث جنگ نیست. استاد دلنگرانیم از نبودن همسر یک طرف و اینکه اینجا هستیم مرتب شبکه اینترنشنال روشنه. خانواده طرف جبهه کفر هستند و مادرم هم مجبوره یه بار طرف منو بگیره و یه بار طرف اونا بیشتر داره کلافم می‌کنه، پیش خودم می‌گفتم اگر همونجا زیر بمب و این صداها میموندم هزاران بار بهتر از این بود که بیام اینجا. پسرم هم مرتب میگه برگردیم. استاد موندم چیکار کنم. بین دلنگرانیم های مادرم و فشاری که روی من هست و از طرفی خیلی می‌ترسم. نمیدونم چرا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که به خوبی می‌توان گفت در چنین فضایی که به زیباییِ تمام حقّ در مقابل باطل ایستاده و جای هیچ ترسی نیست؛ حرفی نداریم و هرکس باید حتی تا مرز زیباترین زندگی و حضور که شهادت است، خود را بیابد و با توجه به این امر بررسی فرمایید در کجا می‌توانید با روحیۀ سلحشورانۀ خود نقش‌آفرینی کنید به همان معنای حضور نرمی که بانوان توانایی بیشتری دارند تا معنای مقاومت را نشان دهند. https://eitaa.com/matalebevijeh/21948  موفق باشید

41321
متن پرسش

سلام و رحمت: ببخشید استاد، ممکنه شیطان رو دید؟ در اینصورت باید تغییر رویه داد؟ یا باید ایستادگی کرد؟ بشخصه یکبار قبلا این حالت رو تجربه کردم و دچار وحشت شدم، با ایستادگی به وسیله ولی خدا حل شده بود، اولین بار بود این حالت رو داشتم و وحشت کرده بودم. ولی الان دیگه مطمئن نیستم این راه درستی باشه هر وقت دچار چنین وضعی میشم کمی عقب می نشینم تا برطرف بشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر صورت ما نباید در دیدن و یا ندیدنِ شیطان که عموماً با توهّمات همراه است، متوقف شویم. مهم توجه به خطوات شیطان است که قرآن در آیات مربوطه متذکر آن می‌شود که همان وسوسه‌های حبّ نفس و عدم تواضع نسبت به حقّ و حقیقت است که آیات قرآن هرکدام در جای خود به زیبایی تمام متذکر آن می‌باشد. ۲. نباید به آنچه برای کسانی که با تجربه‌های مرگ خود و یا حالت کما، برای‌شان پیش آمده با همۀ احترامی که برایشان قائل هستیم؛ اعتماد کنیم زیرا بالاخره آنچه برای این افراد پیش می‌آید مصون از صورت‌های خیالی نیست. در حالی‌که این ما هستیم و آیات قرآن و قواعد و سنت‌های لایتغیّر الهی که می‌توانیم با نظر به آن سنت‌ها و سیرۀ اولیای معصوم الهی زندگی کنیم. موفق باشید    

41242
متن پرسش

سلام و درود محضر استاد عزیز..بنده خانم ۴۸ساله ای هستم که سه تا دختر دارم و دختر سومم ۱۳سال و ۴ماه دارند و بنده مدتیست به لطف ویژه خداوندمشعول خودسازی شدم این دختر ۱۳ساله من متاسفانه با پسران زیادی چت عیراخلاقی میکنه و بنده هم هیچکاری از دستم بر نمیاد ومشاوره های زیادی میبرمش و ورزش و....اما دست بردار نیست و همین موصوع مرا دچار استرس و ناراحتی زیادی کرده که از یک طرف نگران عاقبت او هستم و از طرفی از خودم ناراحتم که بعنوان یه مادر بد پیش رفتم که این نتیجه اش است و با خودم میگویم که تو اگر میخواهی سلوک کنی باید طرفیت داشته باشی و با وجود خدا نگرانی بی دلیل است و از طرفی احساس میکنم توان این را ندارم ببینم دخترم داره به بیراه میره و من کاری برایش کنم و به بن بست رسیدم لطفا کمکم کنید چه اقدامی مفیداست چکار کنم؟ ارامش ندارم نگرانی همه زندگیم رو گرفته با خودم میگم تو اگر ایمانت قوی بود اینجوری نمیشدی و در همین چرخه گیرم .

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کنار کارِ سلوکی خود که پیش آمده، خوب است به طور ظریف مباحث معرفت نفس از جنس مباحث «جوان و انتخاب بزرگ»را با او در میان بگذارید. https://eitaa.com/tafakorism/3776 و با دقت کامل باید متذکر سنت‌های جاری در هستی شد. امری که فرزندان ما متوجه شوند قاعدۀ این عالَم را فضای مجازی تعیین نمی‌کند بلکه سنت‌های توحیدی در میان است که خداوند از آن طریق، ربوبیت خود را انجام می‌دهد. https://eitaa.com/matalebevijeh/21846 و https://eitaa.com/matalebevijeh/21547 . در مورد سنت‌ها زیاد و زیادتر باید با جوانان‌مان سخن بگوییم. به گفتۀ مرحوم شهید مطهری؛ سنت‌ها مانند قانون علیّت است و همان‌طور که نمی‌توان به میل خود از قوانین علیّت جدا شد و گمان کنیم هرچیزی را با هر علتی که بخواهیم می‌خواهیم ایجاد کنیم؛ در مورد دیگر عوامل هستی نیز با میل صاحبان رسانه و تبلیغات آنان، آنچه را بخواهند محقق نمی‌شود و در این مورد خداوند در قرآن کریم با ما سخن‌ها گفته است. موفق باشید    

نمایش چاپی