سلام و خدا قوت عرض میکنم: چرا در کانال منتسب به استاد، مطالب ویژه، فایلهای آقای مهدی محمدی که پر از خطای محاسباتیست بازنشر میشه؟ فهم بیانات و اوامر امام خامنه ای سخت نیست و اینکه صحبتهای آقای مهدی محمدی همسو نیست همیشه با امام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً آقای مهدی محمدی به جهت اشرافی که دارند و با توجه به تخصص ایشان در جای خود نکاتی را میفرمایند که کمک میکند به موضوعات مطرح در این شرایط، فکر کنیم و البته این به معنای این نیست که ایشان بیاشکال باشند و یا بخواهیم مرید ایشان شویم. آری! باید در این موارد به نگاههای مختلف بیندیشیم و از آن مهمتر همدیگر را بفهمیم. https://eitaa.com/matalebevijeh/23076 موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم 🌟 سلام علیکم: وقت بخیر با عرض تسلیت ایام من... هستم ☺️، کسی که با دیستروفی عضلانی مبارزه میکنه و با هر گامی که برداشتم، به یاد خداوند مهربان و اهل بیت علیهم السلام بودهام. این بیماری که به مرور عضلات را ضعیف میکند، باعث شد که من کم کم از پاها، کمر، گردن و اکنون دستهایم تواناییهای خود را از دست بدهم. 😔 الان تایپ کردن خیلی برام سخت شده و بیشتر از تایپ صوتی استفاده میکنم. 🥴 اما با ایمان به خدا و درسهایی که از قرآن و کلام اهل بیت علیهم السلام گرفتم، هیچ وقت تسلیم نشدم! 💪💥 هر روز به خودم یادآوری میکنم که هیچ محدودیتی برای کسانی که قلبشان به خدا و اهل بیت علیهم السلام وصل است، وجود ندارد. 🙌✨ چراکه راهگشای هر سختی هستند.❤️ با همین ایمان و حمایتهای بیپایان خانواده و دوستان، تونستم تا مقطع دکتری پیش برم و در دانشگاه الکترونیکی تدریس کنم! 🎓📚 در کنار تدریس، در زمینه طراحی سایت، فتوشاپ و مشاوره فنی و فرهنگی هم فعال بودم! 🎨💻 اما داستان من اینجا تموم نمیشود! 🚀 با مطالعه قرآن کریم، کلام اهل بیت علیهم السلام و همچنین کتابهای برون دینی و درون دینی، توسعه فردی، موفقیت، برنامهریزی و رشد فردی، به این باور رسیدم که هیچ چیزی در زندگی تصادفی نیست و همه سختی ها فرصتی است برای رشد و تعالی. اما در درون خلأهای بسیاری دارم چون هیچ کاریم رو نمیتوانم خودم انجام دهم وقتی دیگران انجام میدهند مخصوصاً پدر و مادرم که با نیت خالص این کار را میکنند بسیار عذاب وجدان میگیرم همچنین بعضی مواقع احساس میکنم که هیچ کارایی مفیدی در این دنیا ندارم و سربار دیگران هستم. آیات و روایات بسیاری در این رابطه دیدهام اما چطوری خود را از درون اقناع کنم. از شما استاد محترم میخواهم که چند راهکار به من بدهید هم برای این مورد هم برای اینکه بتوانم از زندان تن نجات پیدا کنم و برایم دغدغه نباشند بتوانم راههای عرفانی را طی کنم و از وهمیات در بیایم چرا با این سختیها حجابها کنار نمیرود و من نتوانستم راهی به جایی ببرم مسئولیت من در این دنیا چیست؟ من در تمام عمرم سعی کردم که خوب زندگی کنم چون خداوند میخواهد انسان زندگی کند اما نمیخواهم آن دنیا نیز مدیون حضرت زهرا باشم که هیچ کاری نکردم و به آن چیزی که باید میرسیدم نرسیدم. خواهش میکنم اگر امکان دارد خود استاد طاهرزاده پاسخ گویند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده یعنی طاهرزاده همۀ سؤالات سایت را جواب میدهم. ماشاءالله به این همّت و این روحیه، تا بقیه بدانند یک انسان با اینهمه ناتوانی جسمی چه اندازه نهتنها میدود که میپَرَد!! آری! جمع بین علم جدید با همین روشی که ادامه میدهید با معنویت و با قرآن، کار بسیار ارزشمندی میباشد. مهم آن است که از درون به این تقدیری که برایتان رقم زده شده است، راضی باشید که این در جای خود جهانی را مقابل شما میگشاید تا روحتان راحتتر، بدنتان را تدبیر کند. موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله جسارتا می خواستم نگاهی انتقادی به زاویه دید حضرتعالی مطرح کنم، به نظر می رسد اعتقاد به نوعی جبرگرایی تاریخی(احتمالا تحت تاثیر مآثر هایدگر و پیروانش) در تحلیل هایتان مشهود است ، چرا که تحت تاثیر دیدگاه تاریخی ، بسیاری از رخدادها را همانگونه که به وقوع میپیوندند میپذیرید و توجیه می کنید، نظیر رخداد جنگ اخیر و بعد از آن آتش بس و مذاکره و تفاهم، و نیز تحت تاثیر همین دیدگاه به سراغ افرادی رفته اید که در جنگ اخیر مدافع و توجیه کننده وضع موجود بودند نظیر آقای طائب و آقای محمدی(که هیچ کس غیر از حضرتعالی ایشان را استاد خطاب نمی کند و الان مشخص شد بسیاری از ادعاهای ایشان نادرست بوده است)، نگاه تاریخی و تمدنی داشتن بسیار عالی و لازم، ولی خطر افراط در آن تا رسیدن به مرزهای جبرگرایی هم قابل توجه است ، چرا که از خود شما یاد گرفته ایم که خداوند با هیچ قومی عقد اخوت نبسته است، سرنوشت هر قومی دست خودش است و اگر قومی خدا را یاری نکنند جایگزین خواهند شد، عذرخواهی بابت اسائه ادب
باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه تاریخی یعنی در حادثهها متوجه ارادهی الهی باشیم که چگونه حادثهها را تدبیر و جلو میبرد تا سرنوشت افراد مشخص شود. در این تاریخ نگاه تاریخی حکایت از آینده بزرگی برای مردم ما در میان است و این غیر از جبر گرایی است زیرا اراده الهی در نسبت با طلب انسانها به ظهور میآید به حکم آن که فرمود «یسئله من فی السماوات والارض» هر آن کس که در آسمان و زمین است از او تقاضا میکند «کل یوم هو فی شأن» و او بر اساس طلب مخلوقات مطابق زمانه شأنی از شئون خود را به ظهور میآورد. حال ماییم و توجه به ایرانی قدرتمند که این چنین دلها را به خود جلب کرده تا انسانیت خود را در این میدان احساس کنند. https://eitaa.com/arshiv3133/122 آیا این ملت ها با این همه تعلق به ایران اگر بدانند ما در داخل خود این اندازه تحمل همدیگر را نداریم این امید بزرگ آنها به یأس تبدیل نمیشود؟ خداوندا چگونه اراده کرده ای که این ملتها تنها به جهت آنکه بازیکنان ایرانی را پیدا کردهاند پرچم به دست تقاضای امضا دارند؟ آیا این حکایت از آن ندارد که خداوند اراده کردهاست بشریت امروز از طریق ایران متوجه حقایق زمینی و زندگی خود شود؟ https://eitaa.com/arshiv3133/132 موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: در ص ۱۷۰ کتاب «فرزندم این چنین باید بود.» از امام خمینی ذکر یک مطلبی را کرده اید به این بیان: «در زمان رضاخان که عمامه ها را از سر روحانيون برمي داشتند، رفتم نان بخرم ديدم يک آخوندي که مجبور شده عمامه اش را بر دارد تکه ناني خريده و دارد آن را خالي مي خورد. رو به من کرد و گفت فعلاً که سير شديم، گفته اند عمامه ها را بر داريد، دادم به يک زن يتيم دار براي بچه هايش پيراهن کند. تا ظهر هم خدا بزرگ است. امام خميني «ره» به فرزندشان احمد آقارحمه الله علیه مي گويند احمد جان! خدا مي داند من حسرت احوالات آن مرد را مي خورم. چون کسي که اين دنيا را تا اين اندازه کوچک و موقت بداند خيلي بيناست و واقعاً حسرت خوردن دارد.» با توجه به این پاورقی هم نداشت، میخواستم سند این مطلب را بفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم در نوشتهای که تحت عنوان «ای احمد!» داشتند، آن مطلب را دیدم. موفق باشید
سلام علیکم و عرض ادب خدمت استاد گرامی: اینکه بعضی گفته اند مرگ آخرین امکان انسان هست رو بعضی می گویند پس از دیدگاه هایدگر انسان با مرگ تموم میشه. میخواستم ببینم معنای به سوی مرگ و آخرین امکان بودن مرگ به چه معناست؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: این از نکات بسیار دقیق جناب هایدگر در رابطه با معنای مرگ به آن شکلی که او مطرح میکند، میباشد. زیرا او مرگ را به معنای رفتن از این دنیا به آن دنیا معنا نمیکند، که بحث آن جدا میباشد. بلکه او مرگ را به انتها رسیدن امکاناتی میداند که نظام هستی در مقابل انسان گشوده است و از این جهت به نیهیلیسم میپردازد که چگونه سراغ انسان میآید. موفق باشید
سلام و ارادت استاد عزیز: نظرتان را درباره شعری که بمناسبت حال و هوای بعثت مردمی سرودم، میخواستم. حال و هوای مردمی که با ذره ذره وجود خود تمنای حضور در همه آینده را دارند. ✍ علی جلالی
مرا نَبُرده کجا میروی تَهَمتن من؟! اگر نحیفم و زارم، سِپر کُن از تن من. اگر که سنگ نماندهاست منجنیقت را / به تیغِ تیز جدا کن سری ز گردن من. شبِ نَبرد اگر اذنِ بازگشت دهی / مگر به خواب ببینی خیالِ رفتن من. مرا ز خانه آسایشم به میدان بَر/ به رهگذارِ گُدازه بساز مسکن من. اگر که خواهی دودی به چشمِ خصم کنی / بیا بیا و بسوزان تمامِ خرمن من. بسوز شاخه خشکیده حیاتم را / و پر گشودنِ ققنوس بین ز مدفن من. دلاوریِ تو را تا رجز کنم، بگشا / به کیمیای شهادت، زبانِ الکن من. نه من، که هر که در این شهر هست میگوید: / مرا نَبُرده کجا میروی تهمتن من؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عالی است! خدا قوت. امید است که نه او رفته باشد و نه ما را به عنوان سپر رها کرده باشد. حال، مائیم و او و جهانی که با شهادتش گشوده شد تا همۀ جهان، او باشد و همۀ او، ما. موفق باشید
سلام استاد عزیز وقتتان به خیر: عذرخواهی از مزاحمت دو سؤال حدمتتان داشتم: سوال ۱. نظرتون را در مورد این جمله که این روزها در تجمّعات به صورت دست نوشته هایی در منظر عموم قرا گرفته برایم بیان فرمایید: « اگر آن هایی که با اجازهٔ امامشان، کربلا را ترک کردند، عاقبت به خیر شدند، ما هم با اجازهٔ اماممان به مذاکره عاقبت به خیر می شویم.» سؤال ۲: آیا این جمله درست است که: «ممکن است امام معصوم اجازه به انجام کاری بدهند امّا از آن کار راضی نباشند.» و با توجًه به این مطلب، آیا امام حسین «علیه السّلام» که بنا بر نقل، شب عاشورا فرمودند بیعتم را برداشتم از تاریکی شب کمک بگیرید و بروید، امام «علیه السّلام» که جازهٔ رفتن دادند، آیا از رفتنشان هم راضی بودند یا نه؟ ممنونم استاد. خداوند از باب اسم «عظیم الرّجا یش» شما استاد عزیز را به بهترین و بالاترین آرزوهایتان در دنیا و آخرت برساند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با آرزوی توفیق برای جنابعالی. اساساً طرح این نوع مسائل، درست نیست و شاید موجب فتنه شود همه حرف در همین نکته است که رهبر عزیز انقلاب میفرمایند: « «تضعیف» یا «توهین» به دولت یا سایر مسئولانی که هریک عهدهدار مأموریتهای حساسی هستند، بهویژه در زمان جنگ، خط قرمز امام شهید و امام حاضر محسوب میشود و البته این امر منطقی و عقلانی، هیچ منافاتی با نقد دلسوزانه ندارد.» موفق باشید.
سلام آقای طاهرزاده: برای ترک همه گناهان چه کار باید بکنم و ترک همه گناهان چقدر طول میکشه؟ برای ترک همه گناهان چند تا کتاب لازمه؟ لطفا نام ببرید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که با نظر به حضرت حق در بستر شریعت محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» قدم بگذارید و کار را شروع کنید و به لطف الهی در این مسیر همچنان نورانی و نورانیتر شوید و این یعنی: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس». موفق باشید
سلام و ادب و تبریک روز معلم خدمت شما: آیا امر به معروف و نهی از منکر در مورد حجاب در زمان حال باعث دوقطبی در جامعه میشود و پیگری حجاب در حال حاضر به ضرر جامعه است با توجه به اینگه الان دیگر از بی حجابی به بی حیایی رسیده ایم واقعا نمیدانیم چکار درست است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله بسیار حساس است. از یک طرف نسبت به آنهایی که با دلسوزی نسبت به ایران عزیز و شهادت رهبر بزرگوارمان در عین عدم رعایت کامل حجاب، به نظام نزدیک شدهاند؛ که فعلاً میتوان نسبت به ظاهر آنها اغماض کرد و از طرف دیگر با کسانی روبرو هستیم که گویا مأمور تظاهر به بیحجابی هستند، که بالاخره بعد از این جنگ و با پیروزیِ قاطع نظام اسلامی و تحقیر هرچه بیشتر نظام استکباری باید این افراد، تکلیف خود را با این نظام و این مردم که میخواهند کشورشان کشوری مستقل و آزاد باشد؛ تعیین کنند. موفق باشید
سلام برای اینکه گناهان رو بشناسم و ترکشون کنم، چه کتابایی بخونم؟ من الان کتابای: جامع السعادات، معراج السعاده، گناهان کبیره، قلب سلیم، چهل حدیث، شرح حدیث جنود عقل و جهل، قلب سلیم دستغیب، مقالات آیت الله شجاعی، گناه شناسی استاد قرائتی و کتاب واجبات و محرمات در شرع اسلام اثر آیت الله مشکینی رو خریدم؛ آیا به غیر از اینها برای گناه شناسی کتابای دیگه ای هم لازم هست؟ مبتدی هستم لطفا سیر این کتاب هایی که نام بردم رو از آسون به سخت برام بگین🙏
باسمه تعالی: سلام علیکم: از هرکدام که شروع بفرمایید خوب است و متذکر آن نکتهای که میخواهید، میشوید. «شرح حدیث عقل و جهل» که صوت شرح آن در سایت هست، اگر مشکل بود به کتاب «جامع السعادات» که شرح آن نیز روی سایت هست، میتوانید رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز استاد خواستم نظرتان را در مورد این متن را که در وصف امام شهید نوشتم، بفرمائید: «به یقین در آسمانها و زمین برای مؤمنان نشانههایی ست»؛ و تو، آیت و نشانهای از آیات خدا بودی که در بیستونهم فروردین سالِ هزاروسیصدوهجده، نازل شدی بر دامنِ زنی که عقبهاش به نجف برمیگشت. شاعر اهل قلم بود و خوشسروزبان. وسکوت و سربهمهریِ همسرش را برای دلِ مشتاق و بازیگوشِ کودکانش جبران میکرد. تو تمامِ آن روزها که در تبریز، نجف و مشهد راه میرفتی و قد میکشیدی، نشانهٔ خدا بودی. جوانه میزدی و هر جوانه را یکجا میگذاشتی تا روزی نهال بشود و از قِبَلِ سایهاش، دلها آرام بگیرند در طریقِ هشیاری. نشانهٔ خدا بودی آنگاه که هیچچیز جلودارِ مبارزه و خیزشِ تو نمیشد و حتی زندان هم نمیتوانست روحِ روندهات را متوقف کند. تو نشانهٔ خدا بودی و پیوسته در حالِ جلو رفتن؛ چراکه تو جاری بودی. دریایِ آرامِ متواضعی که آمده بود تا اللهاکبر بگوید و انقلاب را تا همیشه سبز نگه دارد. آیتِ خدا بودی، نه فقط در این سیوهفتسالی که صدایت میزدیم «امام!»؛ آیت خدا بودی از همان دم که آفریده شدی و از ذر به رحمِ مادر رسیدی. تو نشانهٔ خدا بودی برای قلوبِ جهانیان؛ برای همهٔ آزادیخواهان و آزادگان. برای هرکسی که از ذلت و زیرِ سایهٔ سیاهِ ظالمین بودن خسته است و پیِ عزت میگردد. برای هرکسی که دلش برای نوایِ مظلوم آب میشود و میخواهد در مسیر مبارزه با ستم، ماندگار بماند. نشانهٔ خدا بودی! تو را فرستاده بود تا نگاهت کنیم و مسرور باشیم. تا محبوبِ ما باشی و دوست بداریمت. تا یاد بگیریم از تو! نشانهٔ خدا بودی؛ که حبّت نازل شد توی دلهامان و با هیچچیز پاک نشد. فقط ریشه کرد و ولایت یادمان داد. نشانهٔ خدابودی تو! تو که تکیه میدادی به صندلی سادهات و فرشِ زیرِ پایت، گلیمی سادهتر بود. تو که آستینِ نخریشِ لباست، تا مدتها پشتِ پلکهایمان بود. تو که بچهها در مقابلت مبهوت میماندند و زبانِ عشقشان، دُرِّ غلتان در چشم بود و دستی که لایِ محاسنت میچرخید و صورتی که طلبِ بوسه داشت و سری که تقاضای نوازشی پدرانه میکرد. تو که وقتی حرف میزدی، قلب به جای سینه در تمام تن میتپید و چشم حظ میبُرد که دارد نگاهت میکند و گوش… لبریزِ عشق بود که صدایت را میشنود. آمدی بیدار و هشیار و مبعوثمان کردی و رفتی. تو نشانهٔ خدا بودی؛ در راهِ خدا زندگی و جهاد کردی، برای خدا جان دادی و به خدا بازگشتی! نشانهٔ خدا، آقا وسیدِ محبوبِ ما؛ تولدت مبارک.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همانطور که به خوبی مطرح فرمودهاید آن رهبر شهید پروریدهشدۀ خاصِ خداوند بود و شایستگی آن را داشت تا خداوند از طریق آن مرد الهی در این تاریخ، راهی مقابل بشر امروز بگشاید به همان معنایی که . در همين رابطه حضرت علي«علیهالسلام» ميفرمايند: «...وَ لَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ«صلواتاللهعلیهوآله» مِنْ لَدُنْ اَنْ كانَ فَطيماً اَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَريقَ الْمَكارِم و مَحاسِنَ اخلاقِ العالَمِ، لَيْلَهُ وَ نهارَهُ» از همان لحظهاي كه پيامبر«صلواتاللهعلیهوآله» را از شير گرفتند، خداوند بزرگترين فرشتهي خود را مأمور تربيت آن حضرت كرد تا شب و روز، او را به راههاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيكو راهنمايي كند.
و این در مورد همۀ انسانهای بزرگ مصداق دارد و از این جهت بسیار شایسته است تا شخصیت آن رهبر شهید را آینه و اشاره و راهی بدانیم برای حضور هرچه بیشتر در زندگی اسلامی در این تاریخ. موفق باشید https://dl.jedaal.tv/voices/1405/01/e895.mp3
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده صلي الله علیک یا ابا عبدالله یا جعفر ابن محمد الصادق عليه السلام شهادت حضرت امام صادق علیه السلام را تسلیت عرض می کنم به همه امامت امام صادق علیه السلام از سال 114 هجری قمری شروع شد و به مدت 34 سال طول کشید. در این مدت ایشان هم مبارزه ی دینی، هم فرهنگی و هم سیاسی داشتند. عده ای می گفتند که ایشان در دوره ی امامت کاری به سیاست نداشتند. مگر می شود کسی امام باشد اما کاری به سیاست نداشته باشد؟ نه نمی شود. امام یعنی چی؟ امام يعني حاکم جامعه و کسی که امام جامعست و حاکمه باید سیاست داشته باشد وگرنه به قول امام خمینی رحمت الله عليه :اسلام بدون سیاست یعنی اسلام بدون اسلام والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به https://eitaa.com/matalebevijeh/22275 رجوع فرمایید. موفق باشید
با سلام دارم صوتهای مربوط به آیةالکرسی را گوش میدهم، اوایلش هستم، برام سوال شد که آیةالکرسی فقط همون یک آیهست، یا سه آیهست؟ آخه استاد یک آیه را خواندند. یعنی مثلا اینکه طبق روایت روزی ۲۱ بار باید آیةالکرسی بخوانیم، یک آیه بخوانیم یا سه آیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آیت الکرسی همان یک آیه است مگر اینکه در بعضی از توصیهها تأکید بر«هم فیها خالدون» شده باشد که منظور سه آیه است. موفق باشید
سلام استاد عزیز بنده نمیدانم وظیفه ام در شرایط کنونی جنگ تحمیلی و اعزام به حج تمتع در اردیبهشت ماه چگونه است؟ آیا میتوانم به تنهایی عازم شوم با اینکه استطاعت مالی دارم ولی در این شرایط همسر مخالف هستند و میگویند شرط عقل نیست که بروید و اسیر وهابیون عربستان شوید و لطمه به جنگ و احیانا باعث دادن فرجه به دشمن برای باز پس گیری اسرا شویم و خود را به تهلکه میاندازید چه کنم ؟ راهنماییم کنید استاد جان 😔 البته عجله هم دارم تا شنبه به کاروان باید اعلام کنم رفتن یا انصرافم را
باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی به ایمیلتان اینطور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مسئولان مربوطه نظرشان طوری است که مشکلی برای زائر پیش نمیآید و با توجه به واجب بودنِ حج برای جنابعالی، نباید به تأخیر انداخته شود. در امور واجب نظر همسر حجّت نیست. موفق باشید
سلام و عرض ادب! جناب استاد مگر نه اینکه مهم است انسان در دنیا چه طلبها و نیاتی داشته باشد؟! چون خدا پاسخ میدهد! من تا یاد دارم در طلب این بودم که آدم مفید و به درد بخوری باشم اما نمیدانم خدا نخواست یا کوتاهی خودم بود که در هیچ زمینه و عرصه و تخصصی به کار نیامدم. من یک انسان فوق العاده معمولی هستم که هیچ کاری از من برای بقیه برنمیآید. این ناکارآمدی را در این روزهای جنگ و بحران وقتی مثلا نیروهای هلال احمر را میبینم، بیشتر حس میکنم؛ من حتی به مصلحت خداوند از نعمت فرزند هم محروم شدهام که مثلا بگویم مأموریت و مسئولیت من پرورش و تجلی صفات خدا در این کودک است! پس اینهمه طلب چه میشود!!!!؟؟؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر کسی را استعداد و شرایط خاصی دادهاند. مهم آن است که متوجۀ همان کوره راهی که به ظاهر به چشم نمیآید و در مقابل ما گشوده شده است، باشیم و از همان جا شروع کنیم. موفق باشید
با سلام و عرض تسلیت به مناسبت شهادت عبد صالح الهی. پس از شهادت رهبری و خانواده مکرم ایشان و شهادت فرماندهان ارشد و نیز حملات گسترده دشمن به مواضع مسکونی، آموزشی، پزشکی و کلانتری ها و غیره مقداری احساس ضعف و نومیدی و شکست پیدا کرده ام. اینکه دشمن به راحتی میتواند مواضع حساس ما را بمباران کند و اینکه اف ۳۵ او را نمیتوانیم رهگیری کنیم، برایم بسیار سنگین است. سوال دیگر اینکه شهادت حضرت آقا چه پیامدهایی خواهد داشت؟ آیا کسی را در حد ایشان داریم که جایگزین شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال شمارۀ 41256 عرض شد که حکایت ما حکایت حضوری است که جهان استکبار با همۀ قدرت نظامیاش مجبور شد به جنگ مردِ ۸۶ سالهای بیاید که با حضور نرم خود معنای تاریخ آن تمدن را پوچ نمود و پیروزی آینده اینچنین است و نه از جنس اسلحههای مخوف. خوب است به عرایضی که تحت عنوان : «شهادت رهبر معظم انقلاب و حضورِ فعّال انقلاب اسلامی در جهان بشری» شده است، نظری بفرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/21872 موفق باشید
نظر حضرتعالی در مورد مطالعه آثار حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمدحسن وکیلی چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند به جناب حاج آقا شیخ محمد حسن وکیلی توفیق دهد که با دلسوزی تمام در تلاشند که فرهنگ محمد و آل محمد «صلواتاللهعلیهوآله» با تواضع فراوان در عین عمقِ فهم به جوانانمان بنمایانند. موفق باشید
سلام و درود و رحمت الهی بر استاد محترم: استاد چرا بعضی دعاها مثل دعای عشرات یا ادعیه هر روز با بسمالله الرحمن الرحیم شروع میشه ولی بعضی دعاها مثل دعای کمیل بدون بسم الله شروع میشه؟؟ سوال دومم اینه که یکی از تعقیبات نمازها سلامی است که بعد از تسبیحات حضرت زهراست (اللهم انت السلام و منک السلام و لک السلام و الیک یعود السلام سبحان ربک رب العزة عما یصفون و سلام علی المرسلین....) «ضمیر کاف» در عبارت «سبحان ربک رب العزه عما یصفون» بهچهکسی برمیگردد؟ درست نیست که ضمیر کاف به الله برگردد. رب الله معنی ندارد. ولی مرجعش را هم متوجه نمیشوم کیست ممنونم، انشاءلله دعای خیر امام زمان (عج) شامل حال شما استاد عزیز و همه مومنین و بنده حقیر بشود، الهی آمین
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عنایت داشته باشید که «اللهمّ» در واقع خطاب به حضرت محبوب است و معنا نمیدهد که بسم الله گفته شود مگر رجاءً که میخواهیم کاری را شروع کنیم، وگرنه وقتی اصل دعا با «اللهم» شروع میشود، بسم الله نمیخواهد. ۲. اگر فرمود: «سبحان ربک رب العزة عما یصفون...» منظور آن است که پروردگارا! بسی منزه و بلندمرتبهای، پروردگاری هستی که ربّ عزت و بلند مایگی میباشی، آزاد از هر گونه وصفی. موفق باشید
سلام علیکم استاد: فرزندی دارم حدود ۱۳ سال الحمدلله رب العالمین به نماز مقید شده و فراتر از آن با خواندن زندگی نامه شیخ رجبعلی خیاط (کتاب کیمیای سعادت) به مسائل سلوکی هم علاقمند شده برای آشنایی با توحید چه کتابی پیشنهاد می دهید. کلاس ششم ابتدایی را تمام کرده و امسال وارد کلاس هفتم می شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود با کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و شرح استاد وحدتیفر شروع فرمایید https://eitaa.com/tafakorism/3776 و سپس با کتاب «آشتی با خدا» و کتاب «چه نیازی به نبی» کار را ادامه دهید. که اصل کتابها و صوت آن ها روی سایت هست. موفق باشید
استاد عزیز سلام و عرض ارادت الحمد الله که هستید، ... روانپزشک هستم دعا گوی شما هستم دعایمان بفرمایید.استاد عزیز بعد از شهادت رهبرمان بزرگترین سختی عمرم را چشیدم و هنوز در غم ایشان هستم و شاید جز ظهور حضرت چیزی دلم را ارام نکند .خدا را شکر خدا را شکر خدا را شکر همه ابعاد سعادت و افق های سعادتی که در ذهنم داشتم و به عقلم می رسید خدا برایم گشود و به نوعی حجت را برایم کاملا تمام کرد و دیگر این من هستم و متاسفانه کاهلی و سستی و تنبلی ها که امید دارم خدا کمک کند و ببخشد.الحمد الله هیات علمی هستیم و وظایف یک هیات علمی مذهبی را هم خودم هم همسرم در حد توان انجام می دهیم خدا را شکر باب جهاد و سیر وسلوک هم باز شده است و مثل کودکان کنار ساحل ادای شنا کردن در می اوریم.دو سوال دارم مدتی است نگران فسیل علمی شدن خود هستم و منطقا گرفتن فوق تخصص یا فلوشیپ تا هم به روز شوم و هم حرفی نو به عنوان مذهبی داشته باشم بین فلوشیپ ها مرددم می خواهم بفرمایید دقیقا جای من بودید دقیقا چکار می کردید .فلو نروسایکیاتری در لبه علم است ولی سختی تهران و....فلو اعتیاد خیلی به نفع جامعه و نیاز جامعه ولی به قولی ارتباط با این بیماران که همه دروغ می گویند روح انسان و روان را خسته می کند و البته کلاس کار را پایین می اورد فوق اطفال که راحت است میام اصفهان ولی خیلی علاقه ندارم و شروع جدی مباحث معرفت النفس و قرانی و در کنار ویزیت بیماران سخنرانی و مشاوره و...که در این اخری چون مجبور نیستم مثل دانشگاه نگران پشت گوش انداختن هستم .ممنون می شوم بفرمایید چه کنم همین فضایی که دارم بمانم یا ..... سوال دوم از مباحث حضرت عالی برداشتم این است برای حاضر شدن در جهان کنونی از بی حجابی و...غصه نخوریم و انسانیت انسانها را نشانه بگیریم یعنی استاد طاهرزاده عزیز در عمل کمی لیبرال شده است استادی که از ایشان امر به معروف های جدی البته به جا و عاقلانه را یاد گرفتیم حالا می فرمایند کوتاه بیایید .البته استاد خوب من روانپزشک هستم و درصدی از بیمارانم بدون روسری و.....هستند و هیچ وقت تذکر زبانی در محیط کارم نداده ام چرا که این دختر بچه را اگر من از خودکشی فرار و....نجات دهم به همه چیز می ارزد ولی در محیط دانشگاه و....چه کنیم برداشت من از صحبتهای حضرت عالی این است خیلی دیگه گیر ندهیم تفکرات حق خودمان را بیان کنیم و با انسانیت دیگران مواجه شویم و اگر در امر به معروف دعوا و اختلاف می خواهد بشود ما کوتاه بیایم ایا این برداشت از مباحث شما صحیح است
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به هر حال ماورای نظم موجود جهان مدرن باید حضوری را مدّ نظر داشته باشید که در سبک استادی خود در عین حفظ شخصیت علمی به عنوان یک ارزش، دانشجویان جنابعالی متذکر شخصیتی باشند که به انسانیت آنها اشاره دارد بزرگی هایی که متذکر ارزش یک ملت است و همواره اساتید برای دانشجویانی که به دنبال یک نمونه از بودن هستند؛ ماورای صدها کتاب میتواند مؤثر باشد. با توجه به این قاعده، خودتان بررسی بفرمایید که آیا در آن رشتۀ فلوشیپ، خود را باید ادامه دهید؟ یا در آن نوع تخصص دیگری که می فرمایید.
2- در این نکته که به گفتۀ جنابعالی طاهرزاده لیبرال شده یا با شهادت رهبر انقلاب با پدیدۀ عجیبی روبرو شده ایم که تصور آن را هم نمی کردیم که ما در چنین تاریخی وارد شویم که دختران ما در عین عدم تقیّد به ظاهر شرع به صورت غیر قابل تصوری به رهبری ِ شهید علاقه مند هستند که بنده این رخداد را یک امر تاریخی و آغازی می دانم که باید به آن فکر کنیم. آیا جز این است که ریشۀ این علاقه مندی توجه به شخصیت و انسانیت آن رهبر شهید است؟ که این بانوان که همواره سرگشتۀ انسانیت هستند در عین آزادی در آن رهبر شهید، احساس کردند؟ باید این نوع رخداد را که با شهادت آن مرد الهی پیش آمد به عنوان فتح باب حضور انسانی در نظر بگیریم که خود را ذیل رهبری احساس می کند و می خواهد خود را در این راستا انتخاب نماید. در اینجاست که ما وارد تاریخی می شویم که غرب با رنسانس و با محوریت انسان تحت عنوان اومانیسم وارد شد ولی با غلبۀ سکولاریسم از هویت قدسی انسان غافل گشت. در جلسه ای در روز جمعه در تاریخ 23 مرداد با آقای دکتر فلاح که از اساتید روان شناسی بودند در این مورد تا حدّی بحث شد https://eitaa.com/matalebevijeh/23508 که آیا این انسان که تنها در سوبژگی و جهان خود میخواهد خود را انتخاب کند تا چه اندازه امکان خود را در این زمانه دارد که یا با حضور در انسانیت خود در نسبت با انسانی متعالی، انسانیت خود را معنا بخشد؟ و یا گرفتار نیهیلیسم و پوچی شود.
و بحمدالله شخصیت آقای شهید ما در این زمانه الهام بخش انسانیت انسانها شد و در این بستر است که بانوان ما در گذرگاه انتخاب بی حجابی و بی بند و باری و یا حضور در انسانیت و پیرو آن رعایت شرع قرار گرفته اند تا در عین احساس آزادی، به حجاب و عفاف رو آورند. این نوع عرایض فتح بابی است که رفقا در این جهان اینستاگرامی در مورد این نسل بیندیشند. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار از کجا باید بفهمیم این چیزی که تو ذهنمون میاد فکر است یا توهم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ملاک درک حق و باطل، سیرۀ اولیای معصوم و تذکرات قرآنی میباشد که هر دو در شخصیت امامین انقلاب و رهبرمعظم انقلاب متعیّن و مشخص است و نباید به بهانههای واهی نسبت خود را با روح شخصیتیِ این بزرگان تقلیل داد. موفق باشید
سلام استاد. نظرتان را درباره متنی که نوشتم، میخواستم. 🔸گامِ مُحال. ✍علی جلالی اصفهانیهای قدیم اگر میدیدند کودکی دستش به طاقچه و بلندی نمیرسید که چیزی را بردار، از سر شوخی به او میگفتند: «سَرِت را بذار زیر پات، تا قَدِت بلند شه و دستِت برسه!» همین مضمونِ به ظاهر طنزآمیز ولی سراسر حکمت را سعدی چنین گفته است: سعدیا! کنگرهٔ وصل بلندست و هر آنک/ پای بر سر نَنِهد، دستِ وی آن جا نرسد آری وصال در مرتبه بالایی قرار دارد و دستِ کسی به راحتی به آنجا نمیرسد. باید قید سَر را زد و سر را زیر پا نهاد و یک پله بالاتر رفت تا به آنجا رسید. ظاهراً در شهادت چنین حکمتی است. مقامی است که جز با جانباختن در راه دوست به آن نمیتوان رسید. اما گاهی یک نفر سرش را زیر پای عزیزانش مینهد تا آنها بالا روند. به قول سعدی: سر که نه در پای عزیزان رَوَد/ بارِ گرانی است کشیدن به دوش شهادت رهبری هرچند جانسوز است اما ما را سرافکنده نکرد بلکه حس میکنم با این شهادت، همه ملت یک پله بالاتر رفتند. پلهای که هر چقدر همه میکوشیدیم نمیتوانستیم از آن بالا برویم. رهبر شهید مثل کوهنوردی باتجربه به ما میگفتند: «گام اول را برداشتید و حالا نوبت گام دوم انقلاب است. خطرات راه اینهاست و پرتگاهها آنجاست. به قله نزدیکیم و باید گامی بلند بردارید!» ولی انگار هر کار میکردیم نمیشد و نمیتوانستیم این قدم بعدی را برداریم. انگار این قله وصل خیلی بالاتر از قَدِ ما بود و ما در بُهت و درماندگی مانده بودیم و هاج و واج به هم نگاه میکردیم و برخی در دل و برخی به زبان حرفش را انکار میکردیم. او که مسیر و قله را میدید و ناتوانی ما را، سر در قدم ما عزیزانش نهاد تا قدمان بلند گردد و این پله بعدی را بتوانیم طی کنیم. تا به قله نزدیکتر شویم. او با شهادتش ما را از این راهِ محال عبور داد. پله بعدی که چشم انتظار ما بود، پله بعثت ما بود. ما باید مبعوث میشدیم و اکنون جهانیان ما را در پلهای دیگر میبینند. پلهای که باید بر فراز آن، رسالت تاریخی خود را به انجام برسانیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم : به نکات دقیق و ارزشمندی اشاره فرمودهاید. حقیقتاً همینطور است که شهادت آن مرد الهی ما را در جایگاهی از تاریخ مان قرار داد که بدون آن شهادت شاید سالها طول میکشید و معلوم نبود تا اینجاها قد بکشیم و به چنین بعثتی که این مردم تا مرز خونخواهی از خبیث ترین جبهه و شخص به میان آمده است برسیم ،به هر قیمت که باشد و این است آن حضور تاریخی عظیمی که پیش آمده و از خدا عاجزانه میخواهیم تا در درک آن و در حفظ آن ما را یاری بفرماید .باید از شرایط موجود فهم درستی داشت تا خطای محاسباتی پیش نیاید و لازمه آن صبرو تابآوری و خسته نشدن است و با نظر به اهداف الهی. با مردمی در صحنه انقلاب هستیم که هر کدام در جای خود هسته مقاومت میباشند که روی پای خود ایستادهاند با شایستگی کامل و این است عامل امیدواری ما نسبت به آینده تمدنی که در پیش است، با ایرانی قدرتمند و قدسی که همدیگر را نیز میفهمیم . موفق باشید
استاد سلام: آیا بناست ما هر راه نرفتهای را برویم؟ هر اشتباه نکردهای را انجام دهیم؟ اجازه اعتراض نداریم و باید صبر کنیم تا بلکه مسئولین در تجربه اشتباهات مسیر را پیدا کنند؟ پس خاصیت گفت و گو چیست؟ پیام زیر را از یکی از کانال هایی که شما معرفی کردید برایتان می فرستم. متن پیام صرفا تایید و تکرار فیلم است بدون اندکی در مورد درستی یا نادرستی آن پیام https://eitaa.com/rahe_khamenei/51627 این حرف ها مصداق همان است که گفت: گفتند از دکتر پرسیدند عمل جراحی چی شد؟ گفت عمل موفقيت آمیز بود، سنگ را در آوردیم. گفتند چه خوب! حالا حال مریض چه طوره؟ دکتر گفت: مریض که مُرد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش به راحتی نمیتوان چنین نتیجههایی گرفت در فضایی که از یک طرف ترامپ در استیصال است و هوشیاری ما باید آن باشد که بر استیصال او سوار شویم و از طرف دیگر باید مواظب باشیم طرف مقابل با سیطرۀ رسانهای شکست خود را، پیروزی قلمداد نکند. موفق باشید
بیمقدمه نماز صبحم دوباره قضا شد. نمیدانم چرا؟ در مابقی نمازها هم که بعد از تمام شدنشان میگویم که کاش نماز نمیخواندم. چشمم که چند سال است بیچاره ام کرده و هر بار بعد از نگاههای بیجا در خیابان و این طرف و آن طرف اصلا نمیفهمم که چرا اینگونهام و چقدر برای کنترل تحت فشارم. خوردن و خوابیدن هم نه اینکه بگویم میخورم و می خوابم، نه! منتها اصلا سامان ندارد. تا کی باید خورد و خوابید؟ پس کی کار کردن؟ آشتی با خدا و برهان و عرفان و آنگاه که فعالیت فرهنگی پوچ میشود و غرب شناسی ها و سلوک و رجب و روزه و مراقبه که چندین سال است طلبشان میکنم و گویا گندم و در انبار موش دار میریزم. بعد چهل سال چرا احساس غنا که هیچ احساس ترقی معکوس میکنم. چقدر سلوک سخت است. چقدر مراقبه سخت است. سراغ کتاب خرد سیاسی در زمان توسعه نیافتگی میروم بدین احوال که باید این را در خود بشناسم تا عبور کنم. و حتی با صوتهای متنخوانی شما مطالعه اش کردم. در حین خواندن متوجه کتاب دیگری مثلا بحث نیست انگاری شما میشوم و نیچه و سراغ نیچه میروم. هنوز ۱۰۰ صفحه نخوانده_نه اینکه سرسری و بد بخوانم، نه_ سراغ کتاب دیگری میروم. از آوینی و داوری و رمان و طاهرزاده بگیر تا امام و رهبری، و باز به برزخی که داشتم برمیگردم. به نشدن و زمینگیری. در کار هم همینطور. بنده مهندسی خواندهام. و در جایی مشغول هستم. اما اینجا هم راهی را نمیتوانم طی کنم. از یک کتاب مهندسی به کتاب دیگر بدون هیچ خروجی ای و اینجا هم باز سرگردان و به نظرم بدون نتیجه. از مبحثی به مبحث دیگر و پیش خودم نمیابم آن جامعیت را. نه اینکه کاری نکنم و نشسته باشم اما سخت کارم پیش میرود. و رجوع میکنم به شما و داوری و مباحث عقل تکنیک و درباره علم و دانش بنیان و ... این چه تقدیری است و چه سرنوشتی است و این چه عالم و چه سرگردانی است که تمامی ندارد و آدم نمیداند چه کار کند؟ این بیعزمی و این طلب و این بیچارگی_که گاه در گوشهای نشستن و گریه کردن و گاه در عصبانیتها و بیاخلاقیهای بیجا خود را نشان میدهد_ کی و با چگونه رفتن تمام میشود و آدم خود را در راهی مییابد؟ متوهم شدهام؟ به خیال جنگلی میگویم که «درختان نمیگذارند جنگل را ببینم»؟ آدمها هر کدام تقدیری دارند؟ ما مصداق این بیت شدیم که «کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش / کی روی، ره زکه پرسی چه کنی چون باشی؟» به خدا میخواهیم پای به راه در نهیم و هیچ نپرسیم، اما کوریم. به ذهنم میآید خوب این چندسال چگونه زندگی کردی و چه عملکردی داشتی و به چه روزی افتادی که بعد از چندین سال هنوز همانی که هستی که بودی و حتی بدتر و شاید «میل به پابوس کردهای.» اما به قول آقای نجات بخش «این یک وضعیت و یک عالم است و تذکر به وضعی که داریم، طلب عالم جدیدتر و متعالی تر را پیش میآورد.» خداوند که ربّالعالمین است هر چه قدر ما بدی کنیم، باز این اشک و این طلب و این عاشق شهدا و حاج قاسم بودنمان را نمیبیند؟ گویا عذاب الهی است به خاطر بدیها و ظلمهایی که در حق همسر و دیگر آدمها و بیادبیهایی است که کردم. آری خیلی ظلم و بیادبی کردم. آدم بیعالم هم که باشد آخر باید حرمت دیگران را نگه دارد. خوب میگویید چه کنم؟ ظلمها و بدی هایی به خاطرم میآید که به خدا میگویم کاش هیچ وقت مرا نبخشی و تا ابد در آتش نگهم داری. نه دیگر میتوانم عبادت کنم نه مبارزه با نفس_که اصلا نمیدانم چیست_ نه میتوانم درست مطالعه کنم و نه کارم را که عمری است میخواهم جهادی کار کنم پیش ببرم. نه که نشسته باشم، نه! اما خودم نشدن را و بیثمری را میفهمم، سالهاست میفهمم. اکثر جلسات شما را پیگیرم. نه که بگویم در تلاشم اما یک چیزی هست که مرا متوجه این مباحث و این جنس فکر میکند. راهی که بچههای سها طی کردند و من نمیتوانم و زمینگیرم. حال ما و این بیسامانی عجیب و شما این فرزند جوانتان_البته به یک معنا پیر_ با این تقدیری که نمیدانم چیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً این حالت، حکایت همۀ آن افرادی است که بنده آنان را به عنوان مخاطبان خود مدّ نظر قرار دادهام، جدایِ از دیگرانی که یا به راحتی آنچه را به عنوان دین پذیرفتهاند، دنبال میکنند و ان شاءالله به نتایج لازم میرسند؛ و یا آنانی که به کلّی از این نوع زندگی که به سوی حق و حقیقت است منصرف شدهاند. حال این مائیم و شما، با همین نوع سرگردانی که جناب مولوی از آن در مورد خودش گزارش داد که: «من به هر جمعیّتی نالان شدم / جفت بدحالان و خوشحالان شدم. هر کسی از ظّن خود شد یار من / از درون من نجُست اسرار من» و این حکایت سادهای نیست که بتوان از آن ساده گذشت با همین حضور و با همین سرگردانی میتوانید به کمک تفسیر المیزان به قرآن رجوع کنید، ولی نه برای آنکه چیزی بیاموزید بلکه برای آنکه بدانید با این قرآن، جانِ پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» به چه حضوری نایل شد و چه نسبتی با این کلمات میتوان با خود و با خدا پیدا کرد. عرایض دوسالۀ اخیر در رابطه با قرآن و حضوری که در نسبت با رهبر شهید در کلمات اشارتگونه عرض شده بخصوص چند جلسهای که بعد از شهادت رهبر عزیز در مرکز «سُها» پیش آمد و یا اشارات ۷۲ گانۀ «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است»https://eitaa.com/bartarin_hozoor . امید است که باز اشاره و باز به سوی او و «دوست دارد یار این آشفتگی». موفق باشید
سلام استاد وقت شما بخیر: من امروز برای اولین بار توفیق زیارت شما رو از نزدیک داشتم. قبلش فکر میکردم ازتون بخوام برام دعا کنید یا با تاثیر گذاشتن بر روحم کاری کنید از گناهی که شاید هفتصد بار ازش توبه کردم دست بکشم. ولی وقتی به جلسه اومدم و حرفهاتونو شنیدم پشیمون شدم. فهمیدم باید عقلم رو به کار بندازم و به یه افق دیگه نگاه کنم. هرچند که نمیدونم کجا! شما امروز از رشد مردم در دوران جنگ میگفتید. من هیچ رشدی در خودم ندیدم. همون آدم سابق هستم. حتی شاید بدتر. نمیدونم. یا من از مردم نیستم که مبعوث نشدم، یا یه مشکلی دارم. امروز هم جواب هیچ کدوم از سوالاتم رو نگرفتم. فهمیدم یه مسلمان سکولار هستم. اما نفهمیدم برای آینده باید چی کار کنم. و نفهمیدم چطور میشه مسلمان تمدن ساز شد. و نفهمیدم چطور میشه در عین احترام به آزادی دیگران اونا رو به اسلام آورد. هیچی نفهمیدم. میشه توضیح بدید یا یه منبع معرفی کنید؟ ممنون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید این نوع جلسات که بیشتر حالت اشاره دارد برای جنابعالی مفید نیست، بیشتر سعی بفرمایید با مباحث «معرفت نفس» کار را جلو ببرید و در آن صورت است که إن شاءالله نهتنها جواب سؤالات خود را مییابید، بلکه برای خود شخصیتی میشوید در میدان بعثتی که برای خود و برای دیگران نقشآفرین است. خوب است در این مورد به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن که هر دو در سایت «لُب المیزان» هست، رجوع فرمایید و یا به کانال «معرفت نفس» https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh رجوع فرمایید. موفق باشید
