سلام استاد ببخشید یه سوال شما نظرتون راجب اخبار گردی چیه واقعا دارم به این نتیجه میرسم که وقت حروم کردنه یعنی همون زمان رو بزاریم برای یه کار مفید برا مطالعه یعنی حتی حتی همون وقت رو ادم بزاره برا دیدن یه مستند یا فیلم آموزش امادگی برای شرایط سخت برای جهاد تبیین هرکاری که در راستای عمل به وظیفش باشه برای شناخت وظیفمون و عمل بهش نظر شما در این مورد چیه استاد اخبار گردی و ... کنار گذاشته بشه یا لازمه یا کم بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا انسان باید اصول محکمی از معارف الهی و قرآنی را دارا باشد و بر مبنای آن اشکال ندارد که جایگاه خبرها را مشخص کند وگرنه اگر تنها بخواهد در دل اخبارها به دنبال مطلبی از حقیقت باشد، سرگردان میشود. این جا است که تدبّر در قرآن بسیار لازم می آید تا انسان هر خبری و هر حادثه ای را در نسبت با سنت های لایتغیّر عالم هستی معنا کند و جایگاه فردای آن را مدّ نظر قرار دهد. موفق باشید
به نام خدا سلام بگذارید از عاشقانه هایم که با مرگ از انانیت_ ولنگاری جهنم ساز و از تولد و زندگی در اراده_حضور در تقدیرات و سنت های لایتغیر الهی است بگویم که عشق است؛ همه تقوا در آن ممکن است و بالاخره حضوری است شخصیت پیدا کن! که آدم را از جهنم نجات میدهد تصور اینکه میتوان خداوند را با خلاصی از گناهان گوناگونمان که اختیاری هم نیستند راضی کنیم من را میکشد و چنان مستم میکند که مدهوش میشوم. در این صورت مقاومت به کمال شکوفایی میرسد و حتی برزخی را برپا میکند که توحیدی تقوایی است در این صورت انسان آدمی قوی میشود که هیچ اضمحلالی ندارد مگر آنکه بهتر و پاینده تر میشود. اگر بگویم مثل حوانان عاشق پیشه اشعارشان را در خطاب به آن مرگ زیبا میخوانم و اشک میریزم حتماً باعث تعجب میشود مثلا در خطاب برای بیشتر حاضر شدن درش بعد از ادعیه و قرآن و اذکار که اصل شریعت ما هستند تفکر خود را با این اشعار به نظاره میشینم. مثلاً میگویم: به کسی حواسم نیست آخه اینقدر خوبی که هیچی نیازم نیست! کی جای امن قلبشو اینجوری داده من! کی با چشماش فقط با تو بودن را خواهش کرد؟ تو هستی از هرکی باشه بهتر. این حالت مرگ البته ابتداعی است هرچند مرگ مقدسی است اما پس از مدتی آن را مرگ نمیخوانی آن را تولد و زندگی میخوانی و این سیر زیبای انسان خودش یک دلربایی خاصی دارد. هرچه بگویی در این روش نهفته است و عبور از همه غم هایی لست مردمان را سوزانده این درواقع همان کتاب جدید حضرتعالی است با عنوان عبور از دوگانگی زندگی و مقاومت. انشاءالله زنده و سلامت و محفوظ باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که هر مرگی در هر حال یک نوع زندگی را در مقابل انسان میگشاید و مرگی که عبور از تعلّقات دنیایی باشد در همین دنیا جهانی در مقابل ما میگشاید با حضوری بس اصیل. مهم آن است که در آن میدانهای گشوده، متوجۀ انسانهای بزرگی باشیم که ما را بیش از پیش به خود میآورند و در خود، گشودهتر میکنند و در این رابطه میتوان به شفاعت اولیای الهی و چگونگی آن فکر کرد. امری که امروز با نظر به شخصیت قدسی رهبر شهید انقلاب میتوانیم بیش از پیش به خود آییم در جهان گشوده ای که آن مرد الهی با شخصیت خود بدان اشاره کرد. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم حضور رهبری سید مجتبی؛ اشاره ای بر بازگشت به عهد امام عسکری علیه اسلام. غیبت و امامت غیبی امام زمان عجّل الله نحوه ای از امامت را پیش آورد که قله نحو حضور دینی_ انسانی ای بود بر اساس اراده الهی از خلقت مقرر گشته. اما عهد امام عسکری علیه اسلام_که گویی هنوز عهد آن بزرگوار به بلوغ و تکامل خود نرسیده تا امام بعد از ایشان خلافت را ادامه دهند_ عهدیست که بزرگترین مسئولیت را _در برابر دیگر امامان_ نسبت به آمادگی خلافت غیبی دارد؛ امامی که با واسطه، به صورت غیر مستقیم و از پس پرده با مأمومین خود مرتبط بود. و امروز رهبری خامنه ای جوان بازگشت به همان عهد عسکری علیه السلام است؛ رهبری ای که در باطن تمامی نا امنی ها و قضایای اجتماعی و زدوبند های سیاسی، اراده الهی را محقق میسازد، و آن همان تقویت رجوع غیبی و معنوی خلائق به امام خویش است. آری! نباید در ظاهر متوقف گشت و بازی های سیاسی مارا از حقیقت درحال ظهور و ارادات الهی درحال پیشروی مارا غافل کند که در اینصورت جایگاه انسانی از دست خواهد رفت و جهنم بی مکانی مارا خواهد سوزاند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و این نسبتی که در حال حاضر بین مردم با رهبر خود و بین رهبر با مردم شکل گرفته، در جای خود بسیار عجیب است به طوری که هم مردم در باطن خود آماده هستند سخنانی را بشنوند که باید نسبت به آن سخنان بسیار فکر کرد و گویا دارند با آن سخنان باطن خود را احساس میکنند؛ و هم رهبر عزیز گویا با آگاهی تمام با ابعاد باطنی ما با ما سخن از عمق حضور در تاریخی که در آن قرار داریم، سخن میگویند. کافی است متوجۀ افقی باشیم که بدان اشاره میکنند و با تعبیر «فراراهبردی به مسئلهی فرهنگ، تعلیم و تربیت» ما را متذکر نکات ظریف تمدنی کردهاند که البته لازم است به جای جایِ آن پیام و سخنان اشارتگونه، با دقت تمام و با نظر به حضور تاریخیِ خود در این زمانه که به تعبیر ایشان «ایرانِ هرچه قویتر» است؛ توجه لازم بشود. موفق باشید
سلام خدمت استاد: آخر این مفهومی ذهنی خدا مرا خواهد کشت در واقع دیگر از خداوند مفهومی خسته شده و راه ارتباط گیری با اهلبیت را هم بلد نیستم در واقع باز هم دچار مفهوم ذهنی اهلبیت هستم. نه راه بازگشتی دارم که به سکر طبیعت برگردم نه راه برای ادامه هرچه فکر کردم دیدم اولین قدم من برای حل مشکل ترک محرمات و دومین قدم من کنار گذاشتن منیت است تا زمانی که منی در کار باشد جواب خدا لن ترانی خواهد بود دیدم من که توانی ندارم باید گدایی در خانه خدا کنم اما گدایی در خانه اهلبیت مفهومی؟! کتاب ادب خیال عقل و قلب که بخاطر مشکلات ADHD و ادبیات سنگینی که کتاب داره سخت قابل درکه. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین راهی که انتخاب کردهاید بهترین راه است و تبعیت از دستورات شرع مقدس به همان معنای انجام واجبات و ترک محرمات، خود به خود نور انس با خداوند را به همراه دارد. موفق باشید
سلام علیکم: در رابطه با پرسش و پاسخ ۴۲۱۶۴ در رابطه با رفاقت و یگانگی معلم با دانش آموزان و تأثیر محبت و وسعت وجودی معلم در نسبت با دانش آموزان و به طور کلی شأن و نقش معلمی به شدت موافق هستم و بحثی در آن نیست که لازمه و جوهره معلمی است. اما نکاتی هم وجود دارد که عدم توجه به آن موجب فرسودگی هر چه بیشتر معلم، ملامت، خودسرزنش گری و دمیدن در حس پوچی و بی معنایی و بی اثری می شود. به اختصار برخی از نکات و ملاحظات: علم دیگر معنا و فضیلت سابق را ندارد. معلم دیگر مرجعیت سابق را ندارد. جایگاه معلم و مدرسه در جهان و به تبع آن در جامعه ما مورد خدشه قرار گرفته است. عاملیت و سوژگی معلمان محدود شده است. منطق فهم انسان ها - خصوصاً نسل جدید- از علم، تربیت، موفقیت عوض شده است. معضلات و مشکلات اجتماعی و تکثر آنها که بازتاب آن در مدرسه و کلاس درس منعکس می شود بسیار زیاد شده و معلم به تنهایی از پس آن بر نمی آید. حتی مزیتی که در پاسخ استاد مورد اشاره قرار گرفته - وقت خالی اعم از تابستان و عید و...- دیگر وجود ندارد. به دلیل شرایط بد اقتصادی حقوق معلمی واقعاً کفاف دخل و خرج زندگی را نمیدهد. یعنی دیگر بحث ساده زیستی مطرح نیست. اگر معلم در کنار کار معلمی کار دیگری انجام ندهد به فقر و خدایی نکرده دریوزگی می افتد. شرایط کنونی اعم از جنگ و بی برقی و آلودگی و در نتیجه کلاس های مجازی و تعطیلی مدارس بر بی حاصلی و بی انگیزگی می دمد. در نتیجه توجه به سیر تطورات هویت معلمی، علم، درک از موفقیت، تربیت، دگرگونی های جامعه، فضای مجازی، شرایط اقتصادی و عوامل دیگر موجب می شود به راحتی نتوان قضاوت یا تجویز کرد. معلمی که خود انسانی خسته و فرسوده است- و البته تا حد زیادی هم حق دارد- چگونه میتواند همچنان معلم و مولد بماند، معنا بیافریند و رشد کند و رشد بدهد. غرض بنده سیاهنمایی وایجاد ناامیدی نیست. حرف این است که ابتدا باید فهم عمیق و اصیل از موقعیت انسان مورد نظر- در اینجا- معلم داشته باشیم. انسانی که خود در معرض فروپاشی و بی معنایی است. به نظر بنده بدون در نظر گرفتن این ابعاد ممکن است حتی معلمین دغدغهمند را هم دچار عذاب وجدان و خودآزاری و بی معنایی هر چه بیشتر کنیم. به این معنا که نکند من معلم بدی هستم، نکند من مهارت تدریس و هنر کلاس داری ندارم، نکند من انسان ضعیفی هستم که خودم هم در کار خودم مانده ام چه برسد بخواهم دستگیری کنم از شخص دیگری، نکند من تربیت نشده یا ایمان و صبر و رواداری لازم را ندارم و قس علی هذا
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر که با انسانهای فهمیدهای همچون جنابعالی مرتبط هستم و اساساً معلمی یعنی آن کسی که در عین اینهمه طوفان و سختی، باز متوجۀ جایگاه معلمی هست و این ما هستیم که در چنین میدانی با هزاران مشکل که مشکلسازان آن هنوز آشکار و پنهان در صحنه هستند، امیدوار به آیندهای هستیم که در دل جنگی که به لطف الهی آغاز شده؛ نهتنها از نظر نظامی از شرّ آمریکا و آمریکاییها راحت میشویم، از آن مهمتر باید در دل همین جنگ، ایران از آنِ مردمی شود که بنای زندگی شرافتمدانه دارند بدون اینهمه تضاد طبقاتی. و این مسلّماً از طریق دولتمردانی انجام میشود که با قاطعیت تمام در مقابل زمینخواران و رانتخواران بایستند و این کار، نباید دیر شود و مطالبات مردم بیش از همه باید در این رابطه باشد تا انقلاب اسلامی اگر در جنگ با آمریکا پیروز شد در موضوع اقتصاد و سیاست مناسب ایران بزرگ نیز پیروز گردد و حضور ما در خیابانها و میدانها بدون هرگونه افراط و تفریط و بدون ایجاد اختلاف، با احترام تمام باید چنین باشد وگرنه فرزندان انقلاب عملاً در این میدان مظلوم و مظلومتر واقع میشوند. موفق باشید
سلام به استاد عزیز: استاد کمی از امام حسن عسگری «علیهالسلام» برایمان بگویید که از یک طرف حضور آن حضرت تا آنجاها بوده است که قلب مبارک حضرت نرگس خاتون «سلاماللهعلیها» از آن دور دورها، جذب آن حضرت میشودhttps://eitaa.com/matalebevijeh/23532 و از طرف دیگر آنچنان در محاصره هستند که حتی شیعیانشان نمیتوانند با آن حضرت تماس داشته باشند، ولی با اینهمه شیعیان از پیامها و نظرات آن حضرت بیبهره نبودند. از آن نزدیکی و از آن دوری برایمان بگویید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: سلام بر امامی که غدارترین دشمنان حقیقت ایشان و پدر بزرگوارشان را یعنی حضرت هادی «علیهمالسلام» را در سامرا تبعید نمود، به امید آنکه آن حضور را که حکایت حضور آخرالزمانی بشر بود از صحنه تاریخ خارج کنند و اتفاقاً حضوری در همان زمان از حضرت امام حسن عسکری «علیهالسلام» به میان آمد که اگر از یک طرف به ظاهر در صحنه نبودند، ولی اتفاقاً با حضور مکتوبات و پیامهای خود، عمیقترین معارف را با مردم و با شیعیان در میان گذاشتند و به همین جهت آثار و ادعیهای که از ناحیۀ مقدسه یعنی سامرا به ما رسیده عمیقترین معارف را در بر دارد؛ اعم از زیارت «جامعه کبیره» از امام هادی «علیهالسلام» و دعای مشهور مربوط به ماه رجب که در آن داریم: «اللهُمَّ إنّى أسألُك بِمَعانى جَميعِ ما يدعوك بِهِ وُلاةُ أمرِك» تحت عنوان توقیع شریف در ماه رجب و بنده شرح مختصری برای آن دعای جلیل القدر داشتهام. https://lobolmizan.ir/sound/649 اینکه میفرمایند آن دعا از ناحیۀ مقدسه صادر شده احتمالاً میتواند از حضرت امام عسکری «علیهالسلام» باشد. مهم نظر به نوع خاصی از «غیبت» و نوعی خاص از «حضور» از طریق آن حضرت در میان است که میتوان آن شرایط را با شرایط امروزین خود تطبیق داد که از یک طرف رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای در نوعی غیبت به سر میبرند و از طرف دیگر با پیامهای فوقالعاده عمیق و دقیق خود در صحنۀ امروزین تاریخ ما حاضرند. موفق باشید
سلام استاد: شخصی سالم، زیبا و پولدار بخواد ازدواج کند هیچ مشکلی ندارد اصلا کاری هم به خدا وائمه و هیچ توسلی هم نداشته باشد به زودی و راحتی کارش انجام می شد اما شخص اگر یکی ازاین مشکل ها را داشته باشد هرچقدر هم توسل و نذر و دعا کارش درست نمی شد پس خدا این بین چه کاره است و چگونه انسان ناامید نشود. و دل مرده و بی روح نشود؟ممنون. ببخشید مزاحم وقت شما شدم. التماس دعا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همۀ این احوال ملاحظه می کنید که به هر حال میدان، میدانِ ابتلاء و امتحان است. آنچه از دستمان می آید به حکم وظیفه انجام می دهیم ولی باید مواظب باشیم ما برای خداوند، تکلیف معلوم نکنیم در دل همین صبرِ بر بلاها و سختی ها، یک مرتبه با ایرانی روبرو می شوید که جهان، چشمِ خود را به عظمت آن دوخته است. در حالی که چه شهدای بزرگی را از دست دادیم و چه همسران شهدایی که تنها شدند ولی امروز می یابند که چه اندازه نتیجۀ کار آنها بزرگ بود. در این موارد فردی هم باید متوجۀ این سنت و قاعده بود. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: «اَللَّهُمَّ اخْرِجْنِي مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ وَ اَكْرِمْنِي بِنُورِ الْفَهْمِ اَللَّهُمَّ افْتَحْ عَلَيْنا اَبْوابَ رَحْمَتِكَ وَانْشُرْعَلَيْنا خَزائِنَ عُلُومِكَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ» خدايا مرا بيرون آور از تاريكي هاي وهم، و به نور فهم گرامي ام بدار، خدايا درهاي رحمتت را به روي ما بگشا، و خزانه هاي علومت را بر ما باز كن به مهرباني ات اي مهربان ترين مهربانان.» این دعا دعای پیش از مطالعست. سر این که بعضی دعا ها مثل این اوّل حالت فردی هستند ولی در ادامشون میشن جمعی چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از خود و با نظر به نیازهای خود شروع میکنیم و سپس خود را در دیگران وسعت میدهیم و این زیباترین حضوری است که انسانها برای انس با دیگرانسانها در خود شکل میدهند. موفق باشید
سلام علیکم: ایام اربعین حسینی را تسلیت عرض مینمایم. داشتم فکر میکردم کل این سال ها که توفیق آشنایی با شما را داشتم به اندازه این چند ماه آتش بس و توافق آقایان برای شما سوال ارسال نکرده ام! البته جواب های درخوری هم متأسفانه نگرفتم و مدام ارجاعات به سخنان آقای مهدی محمدی بوده یا کاملا بی مربوط به سوال بنده! در هر روی سوال من این است که توافقی که روزی سند شکست دشمن و مایه افتخار ما بود و باید لذتش رو میبردیم با نقض های مکرر دشمن و اعلام خروج از آن تفاهم و از سرگیری حملات به یکباره شد عملیات فریب و شما هم آن کلیپ مربوطه را که بله از اساس این تفاهم عملیات فریب بود را در کانال منتشر کردید با استدلال های مختلف هم از جمله حکم قصاص طرف های مقابل مذاکره و بی اعتباری امضای رئیس جمهور نحس آمریکا قبول کردید جایگاه مذاکره دیگری وجود ندارد اما حالا چه شده که همان تفاهم فریب شده مرکز ثقل سیاست خارجه ما؟ و دوباره درخواست مذاکره شده است؟ استاد گرامی کار تا کجا همراه این به تعبیر امام شهید آویزه شدگان به غرب پیش بروید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانیم به ایران بزرگ بیندیشیم و به انسانهایی که به نحوی تلاش برای حضور در این ایرانِ بزرگ دارند؛ بهکلّی نگاهمان تغییر میکند و بنده عظمت بصیرت فوق العادۀ رهبر معظم انقلاب در عدم اختلاف و درک جایگاه هر کدام از عزیزان را در این رابطه درک میکنم که چگونه این مرد الهی متوجه شدهاند که برای ایران بزرگ در عین قدسیبودن، باید از این نوع تکنگاههایی که یکی گمان کند در صحت کامل و دیگری در انحراف کامل است؛ عبور نماید و خدا میداند چه اندازه این سخنان، بزرگتر از فهم کوتولههای سیاسیِ ما میباشد. اخیراً در رابطه با «ایرانِ دیگر و اربعینی دیگر» https://eitaa.com/matalebevijeh/23446 عرایضی شد که خوب است نظری به آن بیندازید. موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی که توضیحات شون در مورد پیام اخیر رهبر معظم، برای بنده بسیار راهگشا بود. دو تا سوال دارم. آیا قبول آتش بسی که همچین دشمن رذل و خونخواری درخواست کرده، نظر رهبری و بطور کلی نظر اسلام هست یا خیر؟ یا اینجوری بپرسم آیا اگر دشمن به هر دلیلی و هدفی گفت غلط کردم دیگه نزن، باید زدن رو ادامه بدیم یا متوقف کنیم؟ و مورد بعدی اینکه شکی در رذل بودن اسرائیل و آمریکا و تلاش برای نابودی ریشه ای شون نیست ولی آیا توی این برهه از زمان که ان شاءلله به ظهور نزدیک هستیم، و باید هدف اصلی جامعه ی ایمانی این باشه که دل های تمام مردم دنیا اومدن امام زمان رو تمنا کنن، آیا نباید با انجام کارهایی مثل قبول آتش بس و قبول مذاکرات از موضع قدرت (هرچند اگر نتیجه نداد) برای شناساندن چهره ی واقعی دین، خودمون رو به دنیا صلح دوست نشون بدیم؟! تا دنیا فکر نکنه که تا الان آمریکا قلدر و ابرقدرت بود، حالا ایرانه که ابرقدرته و قلدر؟ ممنون میشم توضیحات جامع بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر میآید صحبت آقای حاج آقا مهدی طائب بتواند جواب این قسمت از سؤال جنابعالی باشد https://eitaa.com/matalebevijeh/22490 ۲. در مورد قبول آتشبس میتوان آن نکته را که میفرمایید مدّ نظر قرار داد که البته با جنایتی که اسرائیل در غزه انجام داد، نگاه مردم جهان نسبت به آن بسیار تغییر کرد. مهم نحوۀ مذاکره است که آری! میتوان با اقتدار جلو رفت و یا بدانچه در نظر رهبر معظم انقلاب بود، ورود میکردیم که گویا دولت اصرار به مذاکره داشته و رهبر معظم انقلاب اذن خود را منوط به نظر شعام کردهاند که آن نظر مورد پذیرش رهبری قرار گرفت. موفق باشید
سلام و احترام استاد عزیز: سال تحصیلی ۹۱-۹۰ در طرح ولایت دانشجویی استان اصفهان همه ی اساتید منتسب به شما و از شاگردان و گویا فرزندان شما بودند و برای ما دائما در رابطه با خطای تحلیل ما در رابطه با آقای احمدی نژاد صحبت میکردند و پیش از انتخابات سال ۹۲ همین بزرگواران سی دی های سخنرانی آقای مشایی را به ما میدادند که گوش کنید ایشان از تاریخی میگویند که ما کمتر آن را میفهمیم، در آن برهه دانشجوهای سال دومی بودیم که چند باری با اساتید بحث کردیم و متهم به این شدم که باید حضور تاریخی احمدی نژاد و مشایی را درک کنیم ولی هر چه تلاش کردم موفق به درک آن نشدیم تا روزی که دوباره محضر آقایان رسیدیم و فرمودند ما از آن تحلیل ها به واسطه مواضع دقیق نظام و رهبری دست کشیدیم آنجا بود که گفتم درود بر شرفشان چه انسان های آزادهای سوال من این است که این روزها هم این تحلیل های شاگردان استاد در حمایت بی چند و چون از فرآیندهای طی شده در مذاکرات ممکن است از همین جنس باشد؟ خدایی ناکرده سوال بنده حمل بر بی ادبی و جسارت به استاد نباشد که این روزها بیشتر از هر استاد دیگری سر کلاس شما استاد عزیز حاضر بوده و هستم. پیشا پیش ممنون از تکات ارزشمند شما.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ عرض بنده آن است که نیروهای انقلاب مواظب باشند که کارها به نوعی اختلاف کشیده نشود به طوری که اگر مخالف مذاکره هستند به رئیس جمهور و طرفداران مذاکره توهین نشود که در این صورت «تقوا» به حاشیه میرود. امری که سعی شد در جواب سؤال شمارۀ 41879 خدمت رفقا عرض شود. موفق باشید
با سلام و ادب محضر استاد گرامی: جناب طاهره زاده سوالی خدمتتان داشتم مبنی بر اینکه اخیرا پدرمان دار فانی را وداع گفته. از خصوصیات ایشان علاقه مندی به دنیا واموالش بود و بسیار به سلامتی و احوالات جسمانیش کوشا و ساعی بود با اینکه در سن نود و دو سالگی بود ولی منتظر مرگ نبود و ناگهانی از دنیا رفت. از شواهد رویاهای اقوام ایشان را دیدند که ناراحت بوده و اضطراب داشته و نگران. استاد آیا ایشان ممکن است هنوز مرگ را باور نکرده است و ما فرزندان چگونه می توانیم به ایشان کمک کنیم تا روح ایشان در عالم برزخ آرامش داشته باشد؟ ممنون میشویم ما را راهنمایی فرمایید. متشکرم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره وظیفه بازماندگان متوفی هست که در حد توانشان از صدقه و نماز غفلت نکنند و اگر امکان مالیاش اجازه میداد مقداری از اموال را در خیریه برای باقیات الصالحات ایشان قرار دهند. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: مطلبی رو خواستم با جنابعالی در میان بگذارم: در دانشگاه و کلاس درس دانش خانواده بحثی پیش آمد. همکلاسی های بنده اصلا انسانهایی مذهبی ای نیستند و چون چندباری احتمالا دیدند که من به مسجد دانشگاه رفتهام، مرا انسان مذهبی ای میدانند. سَرِ درس دانش خانواده یکی از دختران همکلاسی ام خواستار این شد که گفتگویی را با موضوع اهمیت پول در زندگی مشترک داشته باشیم و بنده قبول کردم و صحبت آغاز شد. ایشان لب کلامش این بود که جامعه مذهبی و سنتی تنها ملاکی که دارند پول است و بس و دوست داشتن و عشق و ... ملاک های بعدی میباشند. گفتم به ایشان که مثالی بزنند؛ ایشان به چند مورد از رفقای مذهبی ای که دارند اشاره کردند و به اینکه حاضر شدند با افرادی که ۱۰ یا ۱۵ سال بزرگتر از خودشان هستند ازدواج کنند ولی پولدار باشند. ادعای ایشان این بود که این موارد که اختلاف سنی خیلی بالاست و پسر پولدار می باید باشد در جماعت مذهبی خیلی شایع و زیاد است. من با اشاره به مواردی، گفتم که این مسئله ربطی به مذهبی بودن ندارد. چون مذهب بر قناعت تاکید دارد و اختلاف سنی اینچنینی را نیز توصیه نمیکند. اینها مواردی بسیار وابسته به شخصیت افراد است. ممکن است شخصی جانماز آب بکشد و شخصیت پول پرستی داشته باشد همانگونه که در جماعت غیرمذهبی مشاهده میکنیم. اصل مطلب همکلاسی ام این بود که خودش و کلا دختران غیر مذهبی خیلی بیشتر به دوست داشتن و ایثار و تجملاتی نبودن و قناعت اهمیت میدهند ولی در جامعه مذهبی چه دختر و چه پسر اینها رنگ باخته و فقط پول اهمیت پیدا کرده است. بنده سعی کردم نشان دهم که در جامعه مذهبی مواردی کاملا برعکس نیز هستند؛ دخترانی مؤمنه که حاضر شده اند با پسران دانشجو ازدواج کنند. اینها نه اختلاف سنی زیادی دارند و نه پسر پولدار است. متاسفانه همکلاسی ام پربیراه نمیگفت زیرا در فامیل پدری بنده ازدواج هایی عجیب غریب دیده شده با اینکه بسیار هم مذهبی اند. مثلا دختری ۱۷ ساله با مردی ۳۰ ساله ازدواج کرده که همه هم اذعان کرده اند که اگر مرد پول نداشت این ازدواج هیچگاه صورت نمیگرفت. خواستم بگویم اینها برای جامعه مذهبی زشت است. شرع اجازه داده که دختر ۹ ساله با پیرمرد ۹۰ ساله ازدواج کند ولی آیا عرف میپذیرد که چنین کنند؟ برای خودم هم اندکی نگران شدم. چون در این سن و سال که مهیای ازدواج میشوم هم میخواهم با دختری مذهبی ازدواج کنم و هم میخواهم که او پول پرست نباشد. بخواهم حقیقتش را بگویم خود بنده که ظاهری مذهبی دارم، علاقه ام به دختری که غیر مذهبی باشد و اهل قناعت و ایثار باشد خیلی بیشتر از دختری مذهبیست که مال دوست باشد. میدانید نمیخواهم بحث علمی ای بکنم. کاملا دلی و از روی دلتنگیست. در انتها خواستم بگویم که با دختری که غیر مذهبی باشد و مالدوست نباشد خیلی احساس راحتی و نزدیکی انسانی بیشتری دارم تا دختری مذهبی که بخاطر پول و... حاضر است با مردی بسیار بزرگتر از خود ازدواج کند. این احساس انسانی من است. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال همانطور که خودتان هم میفرمایید این دوگانهای که یا طرف، مذهبی و دوستدار پول است و یا غیر مذهبی و اهل صفا و عشق؛ هرگز همیشه اینچنین نیست و البته خطر غفلت از عدم تقیّد دختری که مرد متدیّن با او ازدواج کند، کم نیست، مگر آنکه امیدوار باشد او با وجدان انسانیاش به مرور به دستورات شرع که عالیترین راه برای حفظ خانواده و حفظ جامعه است، نزدیک و نزدیکتر شود و البته فراموش نکنید که عرف جوامع در طول تاریخ متفاوت بوده و نباید آنچه دیروز برای آن جامعه پذیرفتنی بوده است را با امروزمان مقایسه کنیم. موفق باشید
سلام: در فضای متاسفانه تا حدودی سمی مجازی، از پشت کردن ایران اسلامی به لبنان سخن سرائی میگردد و این در حالی است که رهبر بزرگوار حزبالله جناب حجتالاسلام شیخ نعیم قاسم در بیانیهای خطاب به آقای قالیباف با واژههائی زیبا از مسئولان نظام و در راس آن حضرت آیتالله سید مجتبی خامنه ای تقدیر نموده است. از حضرتعالی درخواست دارم در صورت صلاحدید اگر نظر خاصی در این مورد دارید به منظور تنویر بیشتر افکار عمومی دارید اعلام نمایید. عاقبت بخیر باشید!
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این موارد متوجه باشیم بعضاً دشمنان انقلاب و اسلام، حکایتشان حکایت «کلمة حق یراد بها الباطل» میشود و هوشیاری ما را میطلبد که متوجه باشیم اهداف طرح این سخنان چه میباشد. در حالیکه وزیر امور خارجه یعنی جناب آقای عراقچی رسماً اعلام کردهاند که ایران و حزب الله یک طرف، و آمریکا و اسرائیل نیز یک طرف. یعنی تا این حدّ، ایران با حزب الله یگانه شدهاند. در این مورد همینطور که متذکر شدهاید خوب است که رفقا به پیام جناب شیخ نعیم قاسم به آقای دکتر قالیباف توجه فرمایند https://eitaa.com/arshiv3133/101 آقای احمد برزگر بفرویی در کانال https://eitaa.com/barzegar1359 در این مورد نکاتی را مطرح فرمودهاند که خوب است به آن کانال رجوع شود موفق باشید
سلام علیکم و عرض ادب: جناب دکتر داوری در بحث فلسفه مدنی فارابی در جلد اول مجموعه آثارشان بحثی را مطرح می کنند که چرا جناب فارابی از دین بحث کردن در فلسفه خودش و نسبت فلسفه با دین چیست؟ بعد می گویند قصد تطبیق و یکی کردن نداشتن بلکه فارابی یک فیلسوف بود و فهم و پرسشی که از موجود و متافیزیک داشتن ایشان را به این مسیر آورد بعد هم مثالی میزند که در یونان حقیقت به معنای انکشاف بود برای همین بحث عالم مطرح شد و در فلسفه اسلامی حقیقت به معنای مطابقت دانسته شد و خداوند هم حقیقت بود برای همین بحث علم خداوند و قضا و قدر مطرح شد. حال سوال من این است ما با جناب صدرا چه نسبتی با دین میگیریم آیا ذیل تاریخ متافیزیک قرار نمی گیریم؟ آیا فهم دین همیشه در بستر متفکران خواهد بود و از طریق عرفای شیعی و حقیقی خودمان نمیتوان دین را فهم کرد؟ ممنون از وقتی که میگذارید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در فلسفۀ حکمت متعالیه نیز نظر به حقیقت در میان است که همان وجود مطلق است. و از این جهت نام آن فلسفه را «حکمت متعالیه» گذارند. با این تفاوت که در «اصالت وجود» مسیر عبور از نگاه متافیزیکی و انتزاعی نظرکردن به حقیقت به سوی مواجهه با حقیقت به میان آمده، که بسیار مهم است. موفق باشید
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: در بحث کتاب انسان و باز انسان بحث حضور انسان نزد خودش و بی تفاوت نبودن به حقایق هستی و خودبنیاد نبودنش با عین الربط بودن و جناب صدرا و حضور تاریخی با انقلاب اسلامی مطرح هست. میخواستم بحثی را مطرح کنم که چه فقهی مدنظر هست برای انسان در این دوران؟ چگونه میشود فقه در این سه مسئله حضور نزد خود و خود بنیاد و بی تفاوت نبودن و حضور تاریخی ایفای نقش کند. آیا باید فقه و اصول که مقام معظم رهبری هم خیلی روی ان تاکید داشتند متحول شود؟ و سوال دیگرم این هست با چه رویکردی باید نظر داشت؟ مثلا مسئله اقتصاد را چگونه میتوان از دید فقهی مدنظر داشت که نه مانع حضور انسان نزد خودش شود و هم ضامن حضور تاریخی باشد هم نسبت به اسما و نظام عالم بی تفاوت نباشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید همانطور که در ابتدای هر رسالۀ عملیه که فقهای بزرگوار بر مبنای فقه نظر دادهاند مطرح است که هرکس خودش باید در عقاید حاضر باشد و نمیشود در عقاید مقلّد بود. و فقه در رابطه با احکام شرع با ما گفتگو دارد که مثلاً نماز خود را چگونه باید بخوانیم. و البته هر اندازه در معارف توحیدی عمیقتر باشیم، آن عمل وقتی مطابق آن احکام انجام شود، مؤثرتر خواهد بود. احکام اقتصادی هم به عنوان رعایت حقوق فرد و جامعه با زیربنای توحیدی عمیقتر رعایت میشود. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و عرض ادب و تبریک عید سعید غدیر 🌹. من مرد خانواده ام با حدود ۳۵ سال سن و وضعیت اقتصادی خانواده بگونه ایست که برای خرجی یکبار مسافرت در سال مثلاً به مشهد مقدس حتماً قرض و وام ضروری است. یعنی اگر قشر متوسط جامعه را ۵ قسمت کنیم ما در یک پنجم پایین هستیم برای برقراری تعادل دخل و خرج، هر کسی از عموم اهل جامعه به صورت یقینی میگوید شغل و درآمد دوم برای من لازم و قطعی است. اما من دچار رکود روحی شده ام و طبق شناخت خودم از خودم میدانم به غیراز مطالعه نظام مند و رشد و ارتقای علمی (منظورم تحصیلات حوزوی یا دانشگاهی) این افسردگی از بین نمیرود. چون این حالت حتی سر کار و مشغله نیز من را رها نمیکند. حالا سوالم این است وظیفه من یعنی وظیفه ای که خداوند از بنده اش دراین مواقع انتظار دارد چیست؟ آیا بروم سراغ شغل دوم که برای من میشود کار در اسنپ یا کار فست فود ها و رستوران ها در شیفت عصر تا نیمه شب؟ یا اینکه بروم سراغ تحصیل مثلاً در حوزه علمیه یا دانشگاه، به این امید که ان شاء الله علاوه بر طلب علم، خدا در رزق و روزی ما وسعتی قرار دهد چون در احادیث هست که خدا روزی اهل علم را تضمین کرده است. استاد عزیز بجز پاسخ سوال بالا لطفاً بفرمائید در دوراهی ها چگونه از سردرگمی در آییم وقتی ظاهراً از مشورت و توسل جواب نمیگیریم. ببخشید که متن طولانی شد. با تشکر فراوان.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این خوب است که روحیۀ مطالعه بخصوص در امور معرفتی و معنوی را محفوظ نگه دارید و در دل همین روحیه در صورتی که فعالیت اقتصادی به صورتی پیش بیاید که این روحیه محفوظ بماند، جا دارد. و در این موارد یعنی در دو راهیها میتوانید افرادی را مدّ نظر قرار دهید که از جهاتی به شخصیت شما نزدیکاند. موفق باشید
سلام علیکم استاد: الان شیعیان و برادران ما در لبنان دارند شهید می شوند. همان هایی که در جنگ به عهد خود پایبند بودند و به کمک ما برخواستند. پس چرا الان که اسرائیل در حال قتل عام آن عزیزان است، کشور و حکومت ما هیچ حرکتی انجام نمی دهد؟! چرا رهبری چیزی نمی گویند؟ اصلاً در این اوضاع برگزاری جشن و شادی برای غدیر، وقتی برادرانمان و خواهرانمان در لبنان در حال شهید شدن هستند، درست است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکایت اسرائیل وحشی یک چیز است اینکه گمان میکند حال که در میدان مقابله با ایران شکست خورده، میتواند با برخورد شدید با حزب الله، موضوع شکست را پنهان کند. لذا بیچاره دیروز هشدار تخلیه ضاحیه بیروت را صادر کرد که با تهدید قاطع ایران و ساخت معادله جدید قدرت، عقب نشست. سازمان رادیو و تلویزیون رژیم صهیونیستی به نقل از منبعی مطلع اعلام کرد که این رژیم برای انجام حمله بزرگ به ضاحیه جنوبی بیروت برنامهریزی کرده بود اما در لحظه آخر و به دنبال مداخله آمریکا این عملیات به تعویق افتاد.
زیرا هشدار قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیاء (ص)؛ این بود که ساکنان سرزمینهای اشغالی منطقه را ترک کنند
با توجه به نقض مکرر آتشبس توسط رژیم، در صورت عملی شدن ترک ضاحیه فرمودند ساکنان بخشهای شمالی و شهرکهای نظامی در سرزمینهای اشغالی هشدار میدهیم اگر نمیخواهند آسیب ببینند، منطقه را ترک نمایند. و این راه جدیدی شد تا جبهۀ مقابله با اسرائیل در راستای دفاع از جبهۀ مقاومت معنای خوبی به خود بگیرد از آن جهت که عملاً با این پیام، ایران به آمریکا و اسرائیل هشدار داد که محورهای مقاومت از هم جدا نیستند. اینکه نقض آتشبس در هر جبهه، نقض آن در تمام جبهههاست، بدین معناست که هر اقدام اسرائیل تبعاتی فراتر از جغرافیای مورد حمله دارد. و ترامپ روز دوشنبه در شبکه تروث سوشال نوشت: من تماس تلفنی بسیار سازندهای با نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل داشتم و هیچ نیرویی به بیروت نخواهد رفت و هر نظامیای که در راه آن باشد، قبلاً بازگردانده شدهاند. و اینجا است که معنی گشوده شدن جبههای دیگر در مقابل اسرائیل، خود به خود پیش آمد. و این، اول کار است برای حضور در دفاع از جبهۀ مقاومت و معنای حضور ایران به طور مستقیم در آن منطقه. امری که نتانیاهو ابداً پیشبینی نکرده بود و گمان میکرد میتواند جنگ خود با حزب الله را از جنگ ما با آمریکا و اسرائیل جدا کند. و این را باید به فال نیک گرفت که وزارت امور خارجه در بیانیهای در پی نقض مستمر آتشبس توسط اسرائیل و آمریکا، نقض آتشبس در هر یک از جبههها را نقض آن در تمامی جبههها خواند و اعلام کرد: با تمام توان و با استفاده از همه ظرفیتها بر اساس حق ذاتی دفاع مشروع، از منافع خود در هر کجا که لازم بدانیم، دفاع میکنیم. این آن راهی است که به طور مستقیم شروع شده است. به امید آنکه حتی حزب الله بتواند برای اشغالگریهای اخیر اسرائیل در دل همین قاعده که باید اسرائیل به پشت رودخانۀ لیتانی برگردد، کار خود را ادامه دهد و اسرائیل نتواند تهدیدهایی از نوع تهدیدی که در مورد ضاحیه کرد، انجام دهد. در ضمن نکاتی که استاد مهدی محمدی در سخنان اخیرشان در رابطه با لبنان فرمودهاند میتواند برای فکر در مورد لبنان به ما کمک کندhttps://eitaa.com/matalebevijeh/22761 موفق باشید
سلام آیا شیعه می تونه ابرقدرت باشه و امامش آواره و رانده شده باشه؟ این تناقض رو برام حلش کنید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به نور همان امام عزیز حیّ حاضر است که شیعه به حضور جهانیِ آن مکتب میاندیشد و عملاً این حضور همان امام است که از این طریق، زمینۀ ظهورشان فراهم شده و در واقع، او حاضر است. باید مواظب بود ما غائب نباشیم! موفق باشید
باز با نام خدای خامنهای شهید حقیقتا قله ای که میفرمودند از بعد از رسول خداوند محقق نشده و میشود آیا همین جمهوری اسلامی نیست که با شهادت ایشان اتفاق افتاد و دارد میدرخد؟ که زمان رسول خدا صلوات الله و آله محقق شده بود و در این به سندیت سخن جنابعالی (تحقق وقت محمدی) باز محقق شد که خداوند در آن تحقق آیه شریفه «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ/ یقیناً پیامبری از جنس خودتان به سویتان آمد که به رنج و مشقت افتادنتان بر او دشوار است، اشتیاق شدیدی به شما دارد، و نسبت به مؤمنان رؤوف و مهربان است» را نازل کردند. اما فرزند عزیز و بزرگوار ایشان که بنده هنوز متحیر از ایشانم و هرچه به ایشان مینگرم چیزی جز قرآن ناطق نمیبینم، نفسی گرانقدر و عظیم با هزاران ابعاد بزرگ که شکوفا تر مشوند و حتی میتوانیم خودرابا نسل های جدید به ایشان نزدیک تر بیابییم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! میتوان، و در این رابطه آن رهبر شهید متذکر بعثتی شدند که در مردم به ظهور آمد و به یک معنا همۀ مردم با روح آن رهبر شهید، خود را تجربه میکنند. موفق باشید
سلام استاد، امروز داشتم به موضوعی فکر میکردم. شرح میدهم شما فرض کنید در مکانی دکان دارید که احتمال حمله هوایی بخاطر بودن در کنار اماکن نظامی زیاد باشد، در چنین شرایطی، چند موضوع برای بررسی در ذهنم پیش میآید، ۱. از اینکه نمیترسم که نمیترسم ولی وظیفه من چیست آیا باید مدتی در موقعیت خطر با احتمال بالا خود را قرار ندهم، که خب نه در صف جهاد هستم و نه در صف اجتماعات که کار جهادی ای هم باشد، ۲. اینکه آیا بحث خواست خدا در مرگ من دو شاخه میشود؟ یعنی اگر احتیاط کنم و از آن مکان دور باشم خداوند حکم مرگ مرا از من دور میکند؟ و اگر بمانم به فرض بدانم احتمال حمله خیلی زیاد است و توجه نکنم حکم مرگ من قطعی میشود؟ آیا انتخاب من هم میتواند زمان مرگم را تغییر دهد؟ یا مثلاً من با خود بگویم احتیاط را ول کن هرچه خدا حکم میکند میشود و در هر موقعیت خطر بی دلیل یا با دلیلی بدون در نظر گرفتن احتیاطی قرار بگیر اگر حکم مرگ تو صادر نشده باشد که نمیمیری صادر هم شده باشد که جای دیگه میمیری و، مثلاً انگار که رزمنده ای پناه نگیرد بگوید خدا اگر خواست من بمیرم میمیرم گر نخواست بمیرم نمیمیرم ، اگر میشود کمی استدلالی این بحث را پاسخ دهید، میدونم این روزها وقت زیاد ندارید ولی راه تفکر را هم برای ما بگشایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، در این شرایط آن است که بحمدالله مقابله با نهاییترین کفر آخرالزمانی پیش آمده. و این قرارگرفتن در موقعیتی است که نه خود را در معرض مرگ قرار دهیم و نه از آن فرار کنیم مانند آنکه با سپر به قلب دشمن حمله کنیم و از این جهت است که مردم از ترس حملههای هوایی از حضور در اجتماعات فرار نمیکنند و این یعنی مقابلۀ حضور نرم با دشمن، امری که حتی بانوان ما در این امر، پیشتاز هستند و دشمن را به چیزی نمیگیرند، در عین آنکه رزمندگانمان در آنچه باید انجام دهند، کوتاهی نمیکنند. موفق باشید
سلام استاد: عذر می خوام، اگه فرضاً با گسترش جنگ و قطعی برق و اینترنت، ارتباط مون با سایت لب المیزان قطع شد چه خاکی بر سر بریزیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطمئن باشید اگر این جنگ تا این حد که جناب عالی میفرمایید جلو رود به لطف الهی جهانی مقابل ما گشوده میشود هزار برابر وسیعتر و زندهتر از جهانی که استکبار بنا داشت آن را حفظ کند و بر این اساس رهبر معظم انقلاب بر «ایرانِ هرچه قویتر» با ما صحبت میکنند. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/243 موفق باشید
بسمه تعالی.سلام علیکم. ۱. حاج آقا جایگاه احساس و به معنی جامع تر، حبّ و بغض در عالم خلق و ماده چگونه است؟ اگر ما عوالم را طولی از امر به خلق و از غیب به ماده ببینیم. و اگر عالم ماده را دور ترین و ضعیفترین عالم _از حیث طولی_ از حضرت حق بدانیم، و اگر حب و بغص را از جنس فرا مادی_و شاید از جنس عالم خیال_ بدانیم، چگونه احساس در ماده حضور پیدا میکند و تا چه اندازه حضور دارد؟ و همچنین عقل به عنوان یک عالم عالی، چگونه در ماده حاضر است؟ ۲. اینکه آیه میفرماید «خلقنا فی احسن تقویم ثم رددنا فی اسفل سافلین» احسن تقویم اشاره به چیست؟ خلق به عنوان یک امر بسیار باواسطه از حضرت حق، چگونه در احسن تقویم شکل میگیرد؟ عالم خلق مگر یک عالم بسیار ضعیف از حیث وجودی نیست؟ و مراد از سافل چیست؟ اگر احسن تقویم اشاره به عالم امر و عقل و غیب دارد؟ چگونه خلق در آنجا ممکن شد؟ و اگر اسفل سافل اشاره به عالم خلق و ماده دارد چگونه «خلق» در آیه ردّ به دنیا شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نسبت نفس با عالم ماده، موجب میشود تا معناهایی که از عالم ماده مییابد را در خیال خود به صورتِ صورت خیالی و در عقل خود، به صورت معنای عقلی بیاورد. ۲. آری! انسان در احسن تقویم و بهترین قوام به ارادۀ الهی خلق میشود به همان معنای جمعشدن ابعادی در کنار هم که جمع قوای انسانی باشد و سپس همان شخصیت را متوجۀ عالم ماده میکند به همان معنای هبوطی که برای حضرت آدم «علیهالسلام» پیش آمد. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: گاهی دو ساعت برق و اینترنت قطع میشه ما سرگردان میشیم و نمیدونیم چیکار کنیم! اگه زیرساخت هامون رو بزنن یا در برزخ و قیامت که هیچ چیزِ مادی دم دست نداریم و در تنهایی محض هستیم چه کنیم؟!!!!
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وقتی زیرساختهای ما را بزنند، زیرساختهای شان را میزنیم و با عنایت الهی در آن دفاع، پیروز میشویم و این زیباترین زندگی میباشد با همۀ سختیها و تنگناها، زیرا خداوند ملتی که در مقابل استکبار قد علم کند را تنها نمیگذارد. ای کاش! جریانهای غربزده و روشنفکر ما متوجۀ این امر بودند. ۲. ما در برزخ و قیامت میهمان سفرۀ خودمان هستیم و با ارادۀ خودمان و بر اساس نیّتهایی که داریم جهان خود را میسازیم و هرچیزی را که خواستیم، خلق میکنیم مگر آنکه در سیطره و گرفتار گناهان خود باشیم که در آن صورت ارادههای فاسد بر انسان حکومت میکند. موفق باشید
سلام علیکم استاد عزیز: امروز متوجه شدم با حضور این همه استاد برجسته چرا رهبر شهید همیشه علامه مصباح یزدی را بعنوان استاد فکر معرفی میکردند؟ دلیلش بصیرت بود، نترسیدن از سرزنش، تعهد و غیرت دینی به اصول.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و بصیرت آیت الله مصباح با آن شخصیت علمی که داشتند و خواستند پای رهبری را ببوسند. راستی! آیت الله مصباح با آن وزنۀ علمیِ خاصشان چه چیزی در آن رهبر شهید دیده بودند که تا این حدّ خواستند در مقابل ایشان تواضع کنند؟!! موفق باشید
