استاد طاهرزاده عزیز سلام: من در کانال شما با آقای محمدی آشنا شدم در عین این که ایشون را دلسوز می دانم اما ایرادات اساسی به ایشان دارم یکی از آن ها را در پیام زیر برایتان می فرستم که اگر اشکال از بنده است شما برطرف بفرمائید این روزها آقای مهدی محمدی در صوت هایی که می گذاره ضمن تحلیل هاش حرف هایی از دیگران که قبول نداره را به عنوان #دروغ در مجازی و در بین مردم نام گذاری می کنه. جدا از این که من ندیدم ایشون این حرف ها را توضیح بدهد و بگوید کجاش دروغه اما ادامه این مدل حرف زدن از مشاور مسئول ارشد مذاکرات این انگاره را زنده می کند که مسئولان و مشاورانشان گوشی برای شنیدن حرفی غیر از حرف خودشان ندارند در حدی که حرف های ناخوشایند با فکر خودشان را با چوب دروغ می رانند. به طور مثال این دفعه آخر بعد از سخنان جناب نبویان آقای محمدی حرف های فضای مجازی را با لحن شدیدتری دروغ خواند. این در حالیست که نبویان داره بر مبنای متن تحلیل ارائه می دهد. تحلیل یک فکر است نهایت شما می توانی بگویی تحلیل فلانی غلط است و کجای آن غلط است. نه این که دروغ است. اگر کسی هم بگوید حرف های محمدی ناظر به حرف های نبویان نیست بنده می گویم به وضوح سخن و فکر آقای نبویان با فکر آقای محمدی تضاد دارد. فکر یک نفر نفی کننده نتیجه مثبت مذاکرات و فکر دیگری تایید کننده آن است و غیر ممکن است به آقای محمدی حرف های نبویان نرسیده باشد. جناب محمدی کاش یه میز مذاکره و مفاهمه و گفت و گو هم با مردم داشتید و خود را عقل کل نمی دانستید. من دوباره یاد سخنان رهبری در مورد تلاش دشمن بر تاثیر بر محاسبات مسئولین افتادم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً همۀ حرف در آن متنی است که آقای نبویان روی آن تأکید دارند و آقای احمد برزگر بفرویی، از کارشناسان مسائل سیاسی نیز همین سؤال را داشتند که آقای نبویان این متن را از کجا آوردهاند؟ https://eitaa.com/barzegar1359/4012 که مبنای سخن خود در آن سخنرانی قرار دادهاند؟ و سؤال آقای محمدی نیز همین است که آنچه آقای نبویان مطرح کردهاند واقعیت ندارد. و اینجا است که ما باید با دقت بیشتر نسبت به سخن افراد و مبنای آن سخن فکر کنیم و لااقل آقای نبویان تا مطمئن به آن مطالب نبودند نباید چیزی که به گفتۀ آقای محمدی هیچ مبنایی ندارد را در بین مردم رسانهای کنند که مسلّم اثر بسیار بد و منفی داشته است. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم: سید مجتبی خامنه ای حفظه الله تعالی در مقایسه با رهبران الهی قبل از وی در زمانه ای به رهبری منصوب گشت که ظرفیتی بیش از پیش به ظهور آمده بود که این مهم بی شک بیگانه از شخصیت ایشان نبود؛ تاریخ سید مجتبی تاریخی بسیار گشوده تر از سید علی و سید روح الله رحمهما الله است. همچنان که دکتر حداد عادل چندی پیش در برنامه «پدر امت» متذکر گشت که ساده زیستی رهبر انقلاب خیلی بیشتر از امام شهید بود. ساده زیستی نیز همچون وعائیست که از طرفی نمایانگر ظرفیت بیشتر است و از طرف دیگر جامعیت علمی عملی بیشتری را ایجاد می نماید؛ همچنان که در دورانه سه ماهه رهبری ایشان معلوم و مشهود است ژرف نگری ایشان. حال با این اوصاف چگونه است که با اینکه وظیفه خبرگان رهبری شناخت اصلح است، سید مجتبی را در دوارن امام شهید به رهبری منصوب نکرد؟ آیا این با وظیفه الهی این مجلس همسوست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: از قبل هم زمرمۀ آن بود در حدّی که آقای میرحسین موسوی چندسال پیش مطالبی را رسانهای کرد که میخواهند با مطرح کردن آقا مجتبی، ولایت را موروثی کنند. و شاید به همین جهت خبرگان مستقیماً ورود نکردند، ولی بسیاری میدانستند که آیت الله سید مجتبی خامنهای استعداد رهبریِ انقلاب را به خوبی دارند و به همین دلیل میتوان گفت خداوند اراده کرده است به طور خاص این انقلاب در مسیری کاملاً حساب شده جلو و جلوتر برود و همچنان که در https://eitaa.com/matalebevijeh/22800 عرض شد حضرت علی «علیهالسلام» یعنی تحمّل آنچه قابل تحمّل است و نباید بر سر آن اختلاف کرد و عدم تحمّل آنچه قابل تحمّل نیست که در این زمان آنچه قابل تحمّل نیست و نباید کوتاه آمد؛ مقابلۀ ما با استکبار و رژیم اسرائیل میباشد و آنچه قابل تحمل است دامن نزدن به اختلافات داخلی که حکایت سیرۀ مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» است با نظر به آیندۀ درخشانی که نباید با دامن زدن به آن اختلافات، آن آینده و تاریخ حضور تاریخیِ عبور از آمریکا به تأخیر بیفتد، حضوری که همچون خورشید در افق امروزین ما در حال درخشش است و رهبر معظم انقلاب با نظر به آن آیندۀ بزرگ، ما را از اختلافها برحذر میدارند. و این است بصیرت حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای. موفق باشید
سلام استاد عزیز: خدا قوت: ممنونم از شرح برهان صدیقین که انصافا بنده هر دفعه که مباحث رو مرور می کنم باب تازه ای از معرفت به روی عقل و قلبم باز میشه و تشویق میشم که بار دیگر هم این مباحث رو مرور کنم. در جلسه هشتم شما یک موضوعی رو مطرح کردید که برای بنده خیلی جالب است. در مورد اینکه همه ی موجودات عالم در هر سطحی از هستی و کمال که هستند، به همان اندازه جلوه صفات خداوند می باشند. یعنی مثلا درخت وجودی است که حکایت از سطح نازله ای از علم و حیات و قدرت خداوند می باشد. بنده از این مباحث برداشت های مختلفی هم برای خودم به دست آوردم. یکی از برداشت هایی که دارم رو میخوام با شما به اشتراک بذارم که در صورت صحیح بودن تایید بفرمایید و در صورت غلط بودن اصلاح بفرمایید. بنده مثال حضرت میکائیل را میزنم. با توجه به موضوعی که فرمودید حضرت میکائیل هم در سطح خودش جلوه ی حیات و علم و قدرت خداست. اما به جز این یک ظهور دیگری هم دارد. و آن ظهور صفت روزی دهندگی خداوند است. یعنی ایشان علاوه بر اینکه صفات ذاتی خداوند را در سطح خودشان دارند، یک صفت غیرذاتی و به تعبیری یک صفت فعلی هم دارند که روزی دهندگی است. درست متوجه شدم. با این تفاسیر در مورد انسان قضیه از این هم بالاتر میرود. انسان صرف بودنش نشانه و مظهر علم و حیات و قدرت خداست و همچنین به میزانی که به خدا نزدیک و نزدیک تر شود تمام صفات ذاتی و فعلی خداوند را در مرتبه اعلی نمایانگر می شود. یعنی هم علم و حیات و قدرت خداوند را در سطح اعلی نشان می دهد و هم صفاتی مثل ستار بودن، رحمان بودن، رحیم بودن، بخشندگی و ... درست متوجه شدم؟ ممنونم از شما و لطفی که در حق ما می کنید. خدا بهتون خوشبختی دنیا و آخرت رو عنایت کنه 🤲🌹
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «وجود» در ذات خود تشکیکی است و در هر مرتبه، همۀ صفات کمالیه را در همان محدوده و مرتبه دارا است و آن کمالات، در صحنه است. منتهی بحث در امکانِ ذاتی مخلوق است که هر مخلوقی در ذات خود امکانِ خاصی دارد و به حکم «ربنا الذی اعطی کل شیئ خلقه» خداوند به هر شیئ خلقت او را به او میدهد و به همین جهت هم به زنان، خلقتِ زن بودنشان را و به مردها خلقت مردبودنشان را میدهد. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد کسانی که در قیامت حسرت میخورند دو دسته اند: ۱. کافران: که دو دسته اند: ۱. منافقین ۲. کسانی که هم در ظاهر و هم در باطن مشرکند، ۲. نیکوکاران غیر از چهارده معصوم. ۱. آیا نیکوکاران (غیر از چهارده معصوم) حسرت شان از بین می رود؟ اگر آری کی، کجا و چگونه از بین می رود؟ ۲. آیا پیامبران هم حسرت میخورند؟ ۳. آیا اگر انسانی که تا الآن گناه کرده بخواهد کاری کند که در قیامت اصلا حسرت نخورد، میتواند این کار را بکند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آنگاه که انصراف از حقیقت توحید در میان باشد چه در مشرک و چه در منافق، هیچ نسبتی در هیچ جهانی بین او و حضرت توحید در میان نیست. ولی آن کس را که جانش نظر به توحید ربوبی دارد، اگر در میدان «یوم الفصل» که به خود میآیند مییابد که کوتاهیهایی کرده است ولی کلیّت شخصیت او از جنس بندگی پروردگار است؛ همینکه به لطف الهی وارد بهشت شد، حضرت محبوب به فرشتگان دستور میدهند آن احساس پشیمانی را از ذهن و جان او بزدایند که البته بحث در این مورد مفصل است و معلوم است که اولیای الهی و پیامبران ربّانی که تمام جانشان توحید است را، حسرتی نیست. موفق باشید
سلام علیکم و رحمة الله: با عرض ارادت خدمت استاد عزیز و بزرگوارم (حضرت استاد طاهر زاده). بنده تا به امروز بیش از ده جلد از کتب شما رو دقیق مطالعه و نسبت به اونها تفکر کردم و نسبت به فلسفه اسلامی چند سال هست مطالعه دارم ولی این چند سال موضوعی که بسیار بسیار ذهن بنده رو مشغول کرده و نسبت به اون به نتیجه یقینی عقلی نرسیده ام بحث (فقیر بودن عالم طبیعت و ماده است) یا (واجب الوجود بالذات نبودن عالم ماده است) چرا که تعداد براهینی که در کتب مختلف فلسفی و کتب شما و دیگران و اسفار دیده ام بسیار بسیار ذهنی میباشد و احساس می کنم راه به خارج باز نمیکند. به عبارتی نمیتونم اونها رو قبول کنم مثلا کتاب (از عرفان تا برهان) که چند برهان برای اثبات وجود فقری عالم طبیعت آوردید. و شرح دادید اشکال وارد هست و یا باز بعضی هاشون ادعا هستن و نیازمند اثباتند که چون مثلا این سنگ اینجا هست ولی اونجا نیست این یعنی محدودیت و فقیر هست عین الوجود نیست خب این یه مقدار ذهنی و خیالی نیست؟ بقیه براهین هم تقریبا در کتب مختلف اومده همینقدر خیالی و ذهنی به سختی راه به خارج باز میکنن به طور مثال شرح منظومه حضرت امام در اثبات برهان فقری فرموده چون ذره قابل تقسیمه و هر جزئی از دیگری بی خبر هست و خبر نداره فلذا نیازمند هست و یا کتاب دروس معرفت نفس علامه حسن زاده باز هم مطالعه میکنم بعضی براهین ادعا هستن و نیازمند اثباتند و یا مغالطه شده و یا اشکالاتی وارد هست و نیازمند به جواب و دفاع میباشد علی ای حال اگر راهنمایی کنید و بفرمایید اشکال بنده از کجاست و از چه راهی و شیوه ای پیش برم که نسبت به این براهین به یقین عقلی برسم دعا گوی و مدیون شما هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این انسان است و عقلی که باید به میان آید و نسبت به حقایق عالم و بودن و نبودن آنها نظر دهد و هر کلامی را اگر تصدیق کرد، ما کلام واقعی می دانیم. آری! و پس از آن این قلب است که باید آنچه عقل بدان خبر داد را در وجود خود احساس و تصدیق کند به همین جهت فرموده اند: «عقل می گفت که دل منزل و مأوای من است / عشق خندید که یا جای تو یا جای من است» حاکی از آنکه به هر حال ما تنها با عقل انتزاعی و استدلالی نمیتوانیم تا آخر، خود را ادامه دهیم مگر آنچه آن عقل از آن خبر داد، دل یا قلب آن را احساس کند. موفق باشید
سلام علیکم: ممنون از حوصله ای که برای پاسخ به سوالات خرج میکنید. اما جسارتا عارضم با اینکه سوالات درباره مذاکرات و جنگ بسیار شفاف و مستدل هستند متاسفانه جوابها کلی و مبهم هستند در نتیجه برای مخاطب پرسشها و اشکالات مطرح شده همچنان بقوت خودش باقی می ماند. آقای طاهرزاده دائما به صحبت های آقای مهدی محمدی ارجاع میدهند در صورتیکه ایشان هم در برنامه من ایرانم همینطور کلی و مبهم جواب سوالات رو دادن. خلاصه آنکه حجت شرعی مذاکرات همچنان جای سوال و تردید خیلی از مردم است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در صحبتهای حاج آقا طائب، https://eitaa.com/matalebevijeh/22490 جایگاه آن وجه از مذاکره را با نظر به آیات قرآن روشن میکنند که البته اجازۀ رهبر معظم انقلاب نیز برای ورود در آن مذاکره جای خود را دارد. پس بحث در مذاکره همراه با اقتدار و یا عدم مذاکره است که به نظر بنده هر دو در جای خود قابل فکر است به همان معنایی که در https://eitaa.com/sot_enghelabi/22233 توانسته جایگاه منطقی و غیر منطقیِ مذاکره را بیان نماید. موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر: بعد از شروع جنگ رمضان شهرستان ما خب خیلی مورد اصابت قرار گرفت و متاسفانه یکی از این اصابت ها در روز ۲۲ اسفند بر خانه ما بود و هفت نفر از اعضای خانواده ام به شهادت رسیدند هنوز چهلم شهدا نشده بود که پسر ۱۸ ساله برادرم هم به رحمت خدا رفت. حالا ۶ ماه از این موضوع میگذره با اینکه پدرم خیلی اهل قرآن هست آیات رو دائم میخونه اما خیلی خودش رو اذیت میکنه خیلی گریه میکنه من بارها براش صحبت میکنم اما خب فایده نداره میشه یه راهی به من معرفی کنید تا آرام بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: گریه برای انس بیشتر با شهدا و احساس وسعتی که آنان در بین ما برایمان پیش میآورند؛ گریۀ شکست و مصیبت نیست. بنابراین در این شهادتها به عظمت ایرانِ شیعه فکر کنند و توجهاتی که انسانها در کل جهان به فرهنگ شیعه و اهل البیت «علیهمالسلام» انداختهاند. تذکر به «صبر» و برکات آن در این موارد لازم است. موفق باشید
سلام عرض ادب و احترام و خدا قوت: استاد عزیز سوالی از حضورتون داشتم، با توجه به جو بی حجابی من خیلی دوست دارم که دخترهایم که یازده و نه ساله هستن با یکسری دختر با حجاب آشنا و در رفت و آمد باشند تا خودشان را در رعایت حجاب تنها نبینند و با معاشرت با اینها به حجاب و ایمانشان افزوده شود. چون در آشنایان دیده ام که دختران خانواده های مذهبی در اثر دوستی با همسالان بی حجابشان بی حجاب یا کم حجاب شده اند. اخیرا با یک گروه سرود در جامعه القران آشنا شده ایم که دختران همسن شان با هم سرود های مذهبی و انقلابی را با پوشش چادر در تجمعات و مراسم مذهبی می خوانند دختر بزرگم روحیه ی رفیق باز دارد و بسیار علاقه به دوست و وابستگی به دوست دارد و من خوشحالم چون احساس میکنم ارضا می شود، برای تولد پیامبر اعظم (ص) اجرای خیابانی داشتن یعنی در پارک پاساژ ها و ... شعرهایی در مدح رسول مکرم و رهبر شهید قرار بود اجرا کنند پدرشان که آنها را به پارک برد گفت نه و چرا باید در پارک یا کنار خیابان مراسم داشته باشند و مناسب دختر به سن تکلیف رسیده نیست و کلا دیگر سرود نروند ولی بنظر من با این حجم بی حجابی حضور دختر بچه ها با چادر زیبا و سرودهای ارزشی بسیار خوب و اثر گذار هست پدرشان ناراحت شده و می گوید کلا سرود نروند می گویم حداقل اجازه بده بروند و اجرا در مکان ها و تجمعات مذهبی را حضور داشته باشند و اجرای خیابانی را نروند (هر چند بنظر من مشکلی ندارد) قبول نمی کند. با توجه به ارادت و حرف شنوی از شما خواستم نظرتان را بدانم
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره دختران ما با این حضور که با حجاب و به صورت گروه سرود در این میادین حاضر میشوند؛ برای خود شخصیتی میگردند که عملاً روی دیگران هم مؤثر خواهند بود. زمانه، زمانهای نیست که بتوانیم دختران خود را که میتوانند با حضوری مثل حضور در گروه سرود در محافل اجتماعی حاضر شوند، آنان را منزوی کنیم. موفق باشید
سلام و عرض ادب: ان شاءالله در پناه خداوند باشید. خواستم ببینم نظر استاد طاهرزاده در مورد تفسیر اشعار مولانا در برنامه گنج حضور یا تفسیر اشعار مولانا سعید قویدل چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: از فعالیت آقای سعید قویدل اطلاع ندارم. همین اندازه نسبت به حساسیت اشارات جناب مولوی باید حساس بود که حتی حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» تفسیری که آقای دکتر سروش از مثنوی مولوی داشتند و در تلویزیون پخش میشد، دستور به حذف آن دادند و به گفتۀ مرحوم آقای حسینیان فرموده باشند آنچه آقای سروش میگوید مولوی و مثنوی نیست. تا این اندازه عظمت اشارات مثنوی بلند است که هرکس را توان ارتباط با آن قلۀ بلند نیست. رهبر شهید در جلسه اى كه با شعرا داشتند فرمودند: مثنوى همان طور كه مولوى مىگويد: «هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين» است و گفتند مرحوم مطهرى هم با من هم عقيده بود. موفق باشید
سلام استاد عزیز وقتتون بخیر به عنوان معلم یا استاد وقتی میخواهیم از حقیقت ضرورت درسی برای دانشآموزان صحبت کنیم، انگار در مواجهه با آنها و حتی در مواجهه با خودمان تا دیروز با لکنتی مواجه بودیم که این درس و به خصوص به این شکل چه ضرورتی در حیات شما دارد. اما با مطالعه بیانات دیروز رهبر انقلاب احساس کردم شاید این معنا باید در دل نظر به همان افق ایران هرچه قویتر مطرح شود تا معنای خود را بیابد؛ اینکه شما دانشآموز و خود ما معلمین، هر کدام از این درسها را به خوبی و قویتر بیاموزید در راستای حضور تاریخی چنین ایرانی و در ذیل اراده الهی قرار گرفتهاید لذا در هرلحظه با همین دانشآموزی خود در نهاییترین حضور این تاریخ حاضر هستید... نمیدانم این فکر بجاست یا نه و تجربه معلمی شما چه با ما در میان میگذارد هنگام صحبت با دانشآموزان نسبت به موضوع ضرورت مدرسه، درس خواندن و اهمیت بودنشان. خدا شما را حفظ کند ممنونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه باشیم انسان به حکم «عین ربطبودن» با خدا در نسبتهای خود، خود را احساس میکند و هر اندازه آن نسبتها اصیل باشد و جایگاه آن نسبتها بیرابطه با خداوند نباشد؛ در حضوری که با نسبتها باید خود را بیابد، اصیلتر حاضر میشود و در نسبت با «ایران هرچه قویتر» حکایت حضوری را تجربه میکند که حضوری است تاریخی در تولدی که با همۀ جهان در نسبت با این ایران برای انسان پیش میآید ذیل ارادۀ الهی، که بنا دارد ایران را به عنوان یک ایده برای بشریت به میان آورد و این ایران است که همچون آتشفشان در حال گسترش است تا سردی و مُردگی را بزداید. امری که آقای شهید ایران خیلی زود متوجۀ آن شدند و به حاج محمود کریمی در شب عاشورا! فرمودند از ایران بخوان. زیرا به خوبی یافته بودند این ایران، مأوای تاریخ بشریت است تا سلمانهای تاریخِ امروزین بشر بیمأوا نباشند. و اینجا است که معلم و دانشآموز و دانشجو مییابند که زندگی در این ایران با هویت معلمی و دانشآموزی چه معنایی برای آنهاپیش میآورد تا در همین جهان که جهان علم و فنآوری است با هویت دانشبنیانش وجه قدسی خود را دنبال کند و احساس نماید و رشد دهد تا همچون جناب ذویالقرنین تا سرزمینهای دور به کمک انسانهایی برویم که در نهایت عقبافتادگی و سادگی بودند و مورد آزار یأجوج و مأجوج با آن همه فنآوری. و حال مائیم با روح توحیدیِ جناب ذویالقرنین با دو شاخ علم و ایمان و حضور در جهان حتی در دورترین نقاط. مهم آن است که به «ایران هرچه قویتر» بیندیشیم تا خود را در وسعت خود در جهان تجربه کنیم. موفق باشید
با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد گرانقدر. استاد بنده بیشتر علاقه مند به مطرح کردن مباحث معرفتی هستم تا مباحث دیگر ولی چون بحث حجاب یا پوشش در جامعه کنونی ما خیلی داغ است خواستم به عنوان کسی که شناخت خوبی نسبت به جامعه غرب و عملکرد غربیها در این مسائل دارد، به اندازه عقل و فهم خودم کمی به آسیب شناسی در این باب پرداخته باشم. برای همگان آشکار است که غرب سالهاست بوسیله ابزار رسانه و اخیراً فضای مجازی سبک زندگی غربی و الگوی زن غربی را در جوامع ما ترویج می کند. اگر با خود روراست باشیم و نگاهی به کف شهر بیاندازیم باید اقرار کنیم که در این چند سال غربیها در این شیطنت به زعم خودشان بسیار موفق عمل کرده اند. حال باید از خود بپرسیم غرب در جا انداختن سبک زندگی غربی و ترویج برهنگی چگونه عمل کرده است؟ چیزی که این حقیر به آن رسیده ام این است که راهبرد اصلی غرب روی تغییر ذهنیت ها نسبت به پدیده هاست!!! غرب هیچوقت در رسانه خود، کسی را جلوی دوربین نمی گذارد تا مردم را به بی حجابی و برهنگی نصیحت کند و مثلاً بگوید دخترم اگر میخواهی آزادی عمل داشته باشی و راحت تحرک داشته باشی برو بی حجاب شو؛ در عوض در فیلمها و حتی آگهی های تبلیغاتی دختران بی حجاب و برهنه را نشان می دهد که با آزادی عمل و شاد و سر و حال دارند از دنیا کامجویی می کنند و این در بیننده ایجاد یک ذهنیت می کند و آن ذهنیت این است که بی حجابی و برهنگی = آزادی و راحتی و لذت بردن از زندگی. یعنی غرب رسانه را ابزار قرار می دهد تا الگو و سبک زندگی خود را جا بیندازد و آنهم از طریق تغییر ذهنیت فرد بیننده! حال باید از خودمان بپرسیم چرا عملکرد ما در ترویج حجاب و الگوی زندگی ایرانی اسلامی آنقدر که باید موفق نبوده. به نظر بنده ما در ایجاد ذهنیت و در الگوسازی صحیح در جامعه کم کاری کرده ایم و از ابزار رسانه در این عرصه استفاده بجا و صحیح نکرده ایم. از شما پنهان نیست که در این دوران یک دختر بی حجاب را با نصیحت و ترس از جهنم دیگر نمی توان باحجاب کرد، چه رسد به بگیر و ببند و گشت ارشاد. ما باید در دختر بی حجاب ایجاد یک ذهنیت صحیح از حجاب و پوشش کنیم آنوقت است که خودش با دل و جان حجاب را بر می گزیند. شاید اگر از برکت وجود امثال شهید آوینی ها محروم نشده بودیم شاهد ساخت فیلم هایی بودیم که وقار و کرامت یک زن باحجاب مسلمان را در یک کشور غربی به تصویر بکشد و این به تصویر کشیدن است که ایجاد ذهنیت می کند طوری که بیننده می خواهد شبیه آن الگو شود و به سمت آن سبک زندگی حرکت کند. بگذارید یک مثال دیگر بیاورم. چرا گاهی شاهد آن بودیم که بخشی از جامعه وقتی رهبری صحبت می کردند اصلاً گوش نمیکردند و حتی کانال را عوض می کردند؟ آیا بخاطر آن بود که استدلالات رهبری را گوش کرده و با عقل آن را رد می کردند؟ خیر، چراکه اصلاً حاضر به گوش کردن نبودند، چرا؟ چون غرب بوسیله رسانه ذهنیت فرد را نسبت به رهبری تغییر داده بود و رهبر در ذهن و نگاه آن فرد یک دیکتاتور و مسبب مشکلات کشور دیده می شد. به طوری که آن فرد حاضر نبود حتی یک جمله رهبری را بشنود. لذا چیزی که عقل ناقص بنده به آن رسیده است این است که در مورد تغییر وضعیت حجاب در جامعه ما باید تمرکز را روی یک چیز بگذاریم و آن این است: تغییر ذهنیت، تغییر ذهنیت، تغییر ذهنیت. ما باید اسلحه غربیها را بگیریم و به سمت خود آنها شلیک کنیم و بدانیم که از این اسلحه باید استفاده کرد تا بتوان در عرصه فرهنگ موفق شد. جویای نظر استادمان در این خصوص هستیم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ اصلی در جهان غرب که انسان خود را گُم کرده است و به دنبال کسی میگردد که آن را معنا کند، حقیقتاً همان است که فرمودید که انسان گمشده از خود و در خود، فردی را که تبلیغات برای او به نمایش میآورد به عنوان نمونهای برای بودن خود انتخاب میکند و ملاحظه میکنید که به گفتۀ صاحبنظران غربی، غرب نسبت به جایگاه متعالی انسان بهکلّی غفلت کرده و معلوم است که از طریق مانکنها و سلبریتیها، دختران را به سویی میبرند که عین بیآیندگی و پوچی است. و حال این ما هستیم که اولاً: بیرون از جهان غرب نمیباشیم و ثانیاً: نمیخواهیم غرب باشیم. همانطور که میفرمایید باید در نسبت با دخترانمان، شخصیتهایی را برایشان آشنا و آشکار کنیم که بتوانند در انتخاب خود که زندگی را جز آزادی و انتخاب نمیدانند؛ کسانی را انتخاب کنند که ابعاد متعالی آنان را با آنها در میان گذارد آن هم با زبان فاخری که آوینیها به میان آوردند. در یک کلمه مائیم و روایت از الگوهایی که آن الگوها در منظر آنها صفای انسانیت را به ظهور آورد، ولی نه با زبان تکلیف و از ترس جهنّم، بلکه نسل جدید در اوج انسانیت و آزادی احساس کند آن شخصیتی که به دنبال او بود مثلاً خانم سحر امامی میباشد که چگونه در آن طوفان حمله به ایستگاه صدا و سیما آنچنان موضعگیری کرد که هنوز برای روایتکردن کار او آوینیها دست به کار نشدهاند https://eitaa.com/matalebevijeh/19654. پس باز باید در نسبت با این نسل، روایت زنانی را به میان آورد که به قول عمّان سامانی مردانه در میدان هستند و این یعنی باز زینب و باز فاطمه زهرا«سلاماللهعلیهما» وقتی درست روایت شود و از دیروزین بودن آنها به امروزینبودنشان هجرت کنند و این یعنی همسر شهید مصطفی عارف و نامهای که به سید مجید موسوی نوشت. https://eitaa.com/matalebevijeh/23723 در این رابطه است که به سخن امام شهید ایران فکر کنید که فرمودند: «... به هر حال، این مسئله قطعاً حل خواهد شد» https://eitaa.com/arshiv3133/411 . وقتی روایت کنیم آنچه را که باید روایت کرد. وقتی از زنان و دختران حماسهساز و سلحشور روایت کنیم که چگونه دختران و زنان ما در اوج معرفت و زبانشناسی یافتهاند چگونه باید جهانی باشند به وسعت همه انسانیت انسانها تا گرفتار آن نوع بی بندوباریها نگردند و با دختران فریب خورده به گفت و گو بنشینند تا آنها متوجه شوند خود را باید در جایی بسی گستردهتر از حضوری که جهان غرب برای زنان و دختران مطرح کرده دنبال کنند و جایگاه پوشش را ابتدا در جان انسانی خود کشف نمایند و سپس راه خود را به سوی خدا بگشایند.https://eitaa.com/matalebevijeh/23578 اخیرا در محضر رفقا بحثی تحت عنوان«تمدن اسلامی و عبور از کشف حجاب و عریانی» https://eitaa.com/matalebevijeh/23735 مطرح شد که امید است بتوانیم در موضوع عریانی پیش آمده با تفکر تمدنی و با نظر به آینده پیش رو بیندیشیم. موفق باشید.
عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی: پیرو سوال ۴۲۱۷۰ یک موردی را خواستم از شما بپرسم. در دوران جدید و تغییر محسوس سبک زندگی نوجوان و جوان امروزی، بنده به عنوان یک معلم که هم سن و سال جوانان این نسل هستم گاهی سر کلاس درس دانش آموزی پیدا می شود که به هیچ هنجاری و ادبی پایبند نیست و مدام سعی بر بی نظمی و بی ادبی و ایجاد اختلال در کلاس درس می باشد. خواستم از شما بپرسم که در چنین وضعیتی چه باید کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که مکرراً عرض شدهhttps://lobolmizan.ir/get-file/5977/?item=0 به هر حال ما با نسلی روبرو هستیم که باید به نحوی متوجه شوند بنا نداریم همچنان حرفهای دیروزین را با آنان در میان بگذاریم که از معنای امروزینشان غافل باشند. در این رابطه به هر حال به هر زبانی باید موضوع معرفت نفس با وسعت جهانیِ آن با آنان در میان گذارده شود تا حیثیت تاریخی خود را مانند مهدی طحانیان آن جوان ۱۳ ساله در اسارت، درک کنندhttps://eitaa.com/arshiv3133/387 حقیقتاً همۀ جوانان ما در این شرایط اگر متوجۀ رسالت تاریخی خود بشوند، مهدی طحانیان هستند. موفق باشید
سلام خدمت استاد: از وقتی که توبه کردم و تصمیم به ترک گناه به مدت چهل روز گرفتم با مدد الهی تونستم ۴ روز بدون معصیت تموم کنم. شبی نشده که من از حزن عدم وصال خدا اشک نریزم. من با نفسم رفق و مدار کرد حتا مستحبات هم انجام ندادم و فقط ترک معصیت و انجام واجبات که وظیفه من هست بسنده کردم. احساس میکنم هیچ وقت رنگ و بوی معرفت و محبت خدا را نمیچشم. شاید خود این طلب کردن خداوند یک حجاب اعظم باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست به این نحوه از حضور که از طریق توبه نزد خود و خدا پیش میآید، نظر کنید که از طریق رعایت دستورات شرع مقدس که یکی از ابعاد آن ترک گناه است، افقی در مقابل انسان نسبت به خدای بینهایت خوبیها گشوده میشود که در واقع جهانِ انسان است در انس با خدا. در این رابطه خوب است کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست را مطالعه فرمایید. موفق باشید
https://eitaa.com/ch1405/24378 سلام: اینکه نام شما به عنوان جاده صاف کن جریان غربگرا داره در تاریخ ثبت میشه خیلی آزارم میده جناب استاد. ناامیدانه این چند صوت از دکتر جمشیدی براتون فرستادم امیدوارم، خواهشمندم حتما گوش کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که بنده از سالهای قبل ارادت خاصی به جناب آقای دکتر جمشیدی داشتهام هرچند فرصت آن را ندارم که آن صوتها را بشنوم. ولی مطمئن هستم دلسوزانه سخن گفتهاند و همۀ عرض بنده نکاتی است که در جواب سؤال شمارۀ 41849 عرض شد و آن اینکه عزیزان اهل تفکر برای حضور در آیندۀ تمدنیِ ایرانِ اسلامی باید بیش از پیش همدیگر را «فهم» کنند به همان معنای «فهمِ دیگری» که آقای دکتر مصلح متذکر آن هستند https://lobolmizan.ir/leaflet/1435?mark=%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C موفق باشید
سلام استاد خدا قوت: می خواستم در مورد مسئله ای با شما مشورت کنم وضعیت شغلی من به صورتی هست که حقوق خوبی دارم و وضع مالی متوسط حدود ۳۷ سال سن دارم و اگر در همین شغل بمانم احتمال زیاد تا ۵ سال دیگر بخاطر سختی کار بازنشسته می شوم و در شغل فعلی که هستم بیشتر از حد خودم فعالیت دارم و چون شرکت دولتی هست از جهت حلال بودن حقوقم مطمئن تر هستم حالا مدتی هست که می خواهند ارتقا شغلی به من بدهند خوب از لحاظ حقوق و مزایا شرایط من بهتر می شود ولی چون ۱. سرپرست می شوم خودم ناراضی هستم که نکنه نتوانم عدالت را بین پرسنل رعایت کنم و حق الناس گردنم بافته ۲. شاید نتوانم وظیفه خود را در اون حد که باید انجام دهم. ۳. دلم می خواد زودتر باز نشسته شوم که بیشتر وقت داشته باشم و بتوانم تحقیق و مطالعه بهتر داشته باشم حالا اگه شد هم یه شغل در زمان بازنشستگی داشته باشم. لازم به ذکر است اگر ارتقا شغلی بگیرم حداقل ۱۳ سال دیگر می توانم بازنشسته شوم. نظر شما راجع به این مسئله چیه با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به روحیۀ خودتان دارد که اگر میتوانید با وسعت بیشتر در کار حاضر شوید، نباید خود را به عقب برانید. چه خوب است که انسان بتواند هر امری را در جای خود داشته باشد و در عین فعّالبودن در شغل، فرصتهای زندگی را برای تعالی معرفتی و تعالی معنوی از دست ندهد. موفق باشید
سلام علیکم: «فاقتلوهم حیث ثقفتموهم» «واقتلوهم حیث وجدتموهم» «فان قاتلوکم فاقتلوهم» ... نصرت الهی در جنگ زمانی نازل می شود که دستورات جنگی باری تعالی اجرایی شود و ترس یا محافظه کاری در جنگ مانع نصرت الهی هست. اگر دشمن رهبر ما را ترور کرده است و ناو دنای ما را زده است؛ احتیاط در زدن ناو دشمن و صرفا فراری دادنش با پهپاد و تیرهای اخطار به جهت عصبانی نشدن او از کشته های زیاد و عدم گسترش جنگ، خلاف نص دستور الهیست. چرا دشمن باید روی جان تک تک سربازان خویش اینگونه حساس باشد و ما تعدد کشته های خویش را هضم می کنیم؟ گویا بین فرهنگ شهادت و ارزش گذاری و حساسیت بر جان ها خلط کرده ایم که خود جای بحث مفصل دارد، حال آنکه دو مقوله مثبت ولی جدا از همند. دستور الهی می گوید وقتی دشمن ضربه ای میزند باید او را دنبال کرد و همان ضربه و یا دردناک تر از آن را به او وارد کرد. رهبر شهید فرمود خطرناک تر از ناو آن سلاحی است که آن را به اعماق دریا میفرستد؛ تازه آنکه آن زمان ناوی از ما زده نشده بود چه رسد به الان ... آیا تمرد از دستور الهی و تصمیم بر اساس حساب کتاب های روی کاغذ اگر غضب الهی را به همراه نداشته باشد حداقل نصرت او را مانع نخواهد شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این نکته که قرآن عزیز میفرماید، بحثی نیست. بحث در آن است که اگر با همۀ جنایتکاری اظهار آتش بس کرد برای مذاکره، و حیلهگرانه هم چنین پیشنهادی را مطرح کرد، باید بپذیریم و نشان دهیم توان احقاق حق حتی در مذاکره در عین اقتدار را داریم و یا نباید مذاکره کرد. این است تفاوت دو جریانی که یک جریان، موافق مذاکره است با آن ده شرطی که ذیل نظر رهبر معظم انقلاب ما گذاشتیم و عدهای که مخالف آن هستند. که البته باید بدون اتهام به هر کدام و بدون اختلاف، به هر دو نظر فکر کرد. امری که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید دارند. موفق باشید
به نامِ خُداوَندِ کِه اَوَّل اَست و آخِر، ظاهِر و باطِن اَست کِه مالِکِیَّت و فَرمانرواییِ آسِمانها و زَمین دَر سِیطَرِهیِ اوست. گَر گویَم آغازِ راهی اَست، آیا شَفَقِ اُفُق را دیدِهها میبینَد آن اِنسان کِه بِه تَوحید، آهَنِی اَست قَوی؟! مَرا تَهدیدی بِپِندارید، او پارِهای از جانِ مَن اَست... «مَگَر رَهَایَت کُنَم کِه تازِه تو را بازیافتِهام؟ ماهِ نِهان دَر دِلِ مَن اَست، پِیِ چِه میگَردَم؟ مَگَر دَست از تو بِشویَم کِه تازِه دارد بِه اوجِ زِیبایی میرِسَد؟! غِیابَت جان میطَلَبَد، شایِستِه اَست خُود را بِرسانی. از گیتی سَهمِ مَن تو باش، نِگینِ بیهَمتایِ گَنجینِهام. مَرگ دَر آغوشَم آرمیدِه اَست لیکِن، زِندِهتَرَم از هَر زَمان. اِضطِرابَم را از مَن بِربا، کِه دوریات روزگارَنَم را دَگَرگون میسازَد. از این دیدِهها خُون میچِکَد و عُمرَم را بِه جایِ اَشک فُرومیریزَد. بیقَراریام را از مَن بِسْتان. از یاد مَبَر کِه از آنِ مَنِی، هَر کُجا غایِب بودَم یادَم دَر آغوشِ توست. دار و نَدارَم را بِخواه، معَطَّل نَخواهَم کَرد.» آیا انقلاب اسلامی ادامه ندارد؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همۀ آینده، در پرتو انقلاب اسلامی آیندۀ واقعی خواهد بود که نظر به انسان کامل دارد، وگرنه بیمعنایی، بشر را هلاک میکند. جناب آقای دکتر یامینپور در سخنان اخیر خود در نسبت با جایگاه تاریخیمان نکات خوبی را فرمودهاند که خوب است بدان توجه شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/23596 موفق باشید
رجوع و تفأل به حضرت حافظ در روز ولات حضرت رسول و فرزندشان: غزل شماره ۱۲ ای فروغِ ماهِ حُسن، از روی رخشان شما آبِروی خوبی از چاه زَنَخدان شما عزم دیدار تو دارد جانِ بر لب آمده باز گردد یا برآید؟ چیست فرمان شما؟ کَس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت بِه که نفروشند مستوری به مستان شما بخت خوابآلود ما بیدار خواهد شد مگر زان که زد بر دیده آبی، روی رخشان شما با صبا همراه بفرست از رخت گل دستهای بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما عمرتان باد و مراد ای ساقیانِ بزمِ جم گرچه جام ما نشد پُر مِی به دوران شما دل خرابی میکند، دلدار را آگه کنید زینهار ای دوستان، جان من و جان شما کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند؟ خاطر مجموع ما، زلف پریشان شما دور دار از خاک و خون دامن، چو بر ما بگذری کَاندَر این ره کشته بسیارند، قربان شما میکند حافظ دعایی، بشنو، آمینی بگو روزی ما باد لعل شَکَّرافشان شما ای صبا با ساکنانِ شهرِ یزد از ما بگو کِای سر حقناشناسان گوی چوگان شما گرچه دوریم از بساط قُرب، همّت دور نیست بندهٔ شاه شماییم و ثناخوان شما ای شَهنشاه بلند اختر، خدا را همّتی تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شماص
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب حافظ فرمود:
1) ای فروغِ ماه حُسن از رویِ رخشانِ شما / آبِ رویِ خوبی از چاهِ زنخدانِ شما
آری! به این پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت ایّام ولادت وجود مبارک نیّر اعظم، اشرف خلائق، سراج منیر، برگزیدهی خداوند، شهر علم، حضرت رحمةٌللعالمین، رسول مکرّم اسلام صلّیالله علیه وآله وسلّم و فرزند پاک و پاکنهادش، حجّت بالغهی الهیّه، حضرت امام جعفر صادق صلواتالله وسلامهعلیه فکر کنید که در تبریک خود حقیقتاً واژههایی را بهکار بردند که نظر به حُسن رویِ رُخشان آنان بود و صفایی که در جمال آنها به ظهور آمد.
2) عزمِ دیدارِ تو دارد جانِ بر لب آمده / باز گردد یا برآید چیست فرمانِ شما
به گفتۀ رهبر معظم انقلاب در خطاب به نورانیترین انسان: «از آن وقتیکه خورشید وجود حضرت ختمیمرتبت در مکّهی مکرّمه طلوع نمود، چشمانداز سعادت بشر که رَهین کمال بندگی و اطاعت از حضرت حق جلّ و علا است، درخشش دیگری یافت؛ ارواح انبیاء و ملائکهی الهی و قدسیان، غرق در سرور گشته و شیاطین انس و جن، انگشت خشم و حسرت و غم گَزیدند. زیرا برترین خلق خداوند در همهی عوالم بیشمار خلقت، پا به عرصهی خاکی میگذاشت و بهزودی با خلعت نبوّت و خاتمیّت و با در دست داشتن قرآن عظیم و مأموریت هدایت همهجانبهی انسان میرفت تا حرکت کاروان عظیم بشریّت را بهسوی عبودیّت و تکامل الی الله رقم زند.» و این، همۀ حرف طلب حافظ بود که چگونه در چنین میدانی حاضر شود.
3) کس بدورِ نرگست طرفی نبست از عافیت / بِه که نفروشد مستُوریِ بستان شما
فرمودند: «زندگی آن حضرت و اوصیاء معصومین ایشان تماماً درس هدایت و بندگی، درس معرفت و محبّت، درس عقیده و جهاد، درس زندگی و اخلاق حسنهی فردی و اجتماعی، درس امانت و صداقت، درس عزّت و کرامت، درس علم و عمل، درس رحمت و قاطعیت، درس قسط و عدالت، و درس وحدت و برادری است. این درسها هرچه بهتر فراگرفته و به آن عمل شود، رسیدن به قلّههای سعادت و نیکبختی برای ابناء بشر میسّرتر می گردد.» و این یعنی ما در نسبت با آن انسانهای الهی باید متوجه باشیم پرهیزکاریهای معمولی کافی نیست، زیرا هرکس آن عزیزان را شناخت مستِ دیدار آنها شد. پس بهتر است که به چشمان شما پرهیزکاری و مستوری نفروشد.
4) بختِ خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر / زانکه زد بر دیده آبی رویِ رخشانِ شما
حقیقتاً به گفتۀ رهبر معظم انقلاب: «ما معتقدیم روح مطهّر پیامبر رحمت و همچنین ارواح طیّبهی اوصیاء و حجج طاهرین صلواتالله و سلامه علیه و علیهم اجمعین همواره مراقب و هدایتگر و مهربان بر احوال مسلمانان و جامعهی اسلامی هستند. آنگاه که خطایی از فرزندان این پدر مهربان و بزرگوار سر زند، خاطر ایشان رنجیده می شود و هرگاه که مسلمین به درسها و دستورات ایشان عمل نمایند، قلب مبارکشان مسرور می گردد.» این است معنای عبور از خوابآلودگیِ دیروزین و هوشیاری امروزین جهان اسلام از طریق وحدتی که انقلاب اسلامی پیشنهاد میکند.
با توجه به اینکه همواره عرض شده است حافظ عزیز سخنان فراتاریخی دارد، حال شمایید و بقیۀ ابیات و نظر به پیام ساغرگونۀ رهبر معظم انقلاب که دلهای خراب ما را که همچون زلف حضرت محبوب پریشان است، به توحیدِ یگانگی میبرد، هرچند که « کاندرین ره کشته بسیارند قربانِ شما» ما نیز همچون حافظ دعایی میکنیم به امید آنکه با لعلِ شکرافشانِ حضرت محبوب مأنوس باشیم. و این راهی است که با رهبری جدید شروع شده است.
5) با صبا همراه بفرست از رخت گُلدستۀ / بو که بوئی بشنویم از خاکِ بستانِ شما
6) عُمرتان باد و مراد ای ساقیانِ بزمِ جم / گرچه جامِ ما نشد پُر می به دورانِ شما
7) دل خرابی می کند دلدار را آگه کنید / زینهار ای دوستان جانِ من و جانِ شما
8) کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند / خاطرِ مجموعِ ما ، زلفِ پریشانِ شما ؟
9) دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری / کاندرین ره کشته بسیارند قربانِ شما
10) می کند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو / روزی ما باد لعلِ شکرافشانِ شما
11) ای صبا با ساکنان شهرِ یزد از ما بگو / کای سرِ حق ناشناسان کُویِ چوگانِ شما
12) گرچه دوریم از بساطِ قرب همت دور نیست / بندۀ شاهِ شائیم و ثنا خوانِ شما
13) ای شهنشاه بلند اختر خدا را همتی / تا ببوسم همچو اختر خاکِ ایوانِ شما
موفق باشید
سلامی به گرمی محبت: دلم میسوزه که ما بعنوان یک ملت کم با هم درباره اختلاف نظرات صحبت میکنیم هرچند قرار نیست اختلافات بینمان با گفتگوهایی حل شوند که از دو سوی یک جوی و در کمال جدایی و درک نکردن ها صورت گیرد. که گاهی آنطرف جوی نمیرویم و کمی قدم نمیزنیم که کفش یکدیگر را نمیپوشیم و قضاوت میکنیم که عمیق ترین زندگی یعنی یگانگی ذیل محبت را بی دلیل رد میکنیم. در حالی که با دشمنی روبروییم که از پس کل کره زمین بر آمده و هر تمدن و روحی را شکست داده و حال ما باید بدانیم که او پیچیده و به تمام نقاط ضعف های مردمان آگاه و از همه ترفند ها استفاده میکند. موضوع صرفا بحث سر مذاکره کردن یا جنگ نظامی که امری گذراست نیست بلکه اصل فکر نکردن به این جداییهاست. هرچند با گفتن اینکه این مذاکره موضوعش تفاهم با دشمن نیست و در واقع ترفندی برای استقرار پیروزیهاییست که آن پیروزیها نیز صرفا نظامی نبوده بلکه مجاهدت ها و ذره ذره خون های مظلومان و جنگ های نرم توسط سربازان گمنام و مظلوم و صبر بر همه اینها و در سیطره سنت و امر پروردگارمان صورت گرفته. کسی این حرف ها را میزند که هزاران ساعت گفتگو را با مخالفان خود داشته و از کودکی هرگز توسط هیچ کسی درک نشده اما هیچ گاه دست از این عشق میان انسانها نکشیده و عمیق به این موضوع اندیشیده. قرار نیست که با قلدری در زمان زور داشتن بر کسی پیروز شویم مخصوصا اگر آن کسان همراهان راهی باشند که درش براه افتادیم و قرار نیست گول دشمن را خوریم یا قرار نیست مدت کوتاهی را با هم مدارا کنیم و در میادین زندگی تاریخیمان رشد نکرده باشیم. هرچه پیش آید درواقع میدانیست برای امتحان و امتحان میدانیست برای پرورش ما و پرورش ما همان اصل دین است و بخدا قسم دین و حقیقت ارثیه ما نیست و نه تحت کنترل یا اراده های نفسانیمان بلکه راهی است برای تسلیم تا رشد و در نهایت تغییر. اگر غیر این بود خدا همان روز اول دشمنان را نابود میکرد. چقدر عمیق قلب دوست دارد تا زندگی کند و زندگی به خدا قسم یعنی ادراک یکدیگر هرچند آن ادراک فضولی کردن یا دخول به قلب دیگری برای تجاوز و تحقیر نیست ولی بهشت هایی ایست که مهمان کوتاهشان میشویم و باید ادامه یابد. مردم دو نوعند عده ای تنها که پذیرفتند بی کس باشند و عده ای که به هر خیانتی از دیگران تن بدهند و با سیاست رابطه های میان انسانی را شکل دهند ولی ما غیر از این دو گونه ایم ما هم به تنهایی معنوی هر انسانی معتقدیم و هم به ارتباط میان انسانی که در عین محبت و احترام و یگانگی انسانی است. اگر این محقق شود دیگر هیچ فرزندی بد نمیشود هیچ والد و همسری بد نمیشود و تمام جرایم از زندگی محو خواهند شد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما از طریق اسلام عزیز، تاریخی را شروع کردهایم تا در میدان «تقوا» رشد کنیم. در میدان «تقوا»، تقوایی که به حکم: «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا» زمینۀ هرچه نزدیکیِ خداوند به انسان میشود تا مرز معیّت خدا با انسان و احساسی متعالی که در این معیّت سراغ انسان میآید و در چنین شرایطی یاران انقلاب و یاران رهبری سخت باید مواظب تقوای خود باشند و از هر سخنی که این تقوای عزیز را در ما ضعیف کند، پرهیز نماییم. موفق باشید
با سلام و عرض ارادت خدمت استاد گرامی. استاد بنده توفیق داشته ام که چند سال به صورت مدون سخنرانی های شما را گوش کنم؛ گاهی بارها و بارها یک سخنرانی جنابعالی را گوش کرده ام و در تمام این مدت یک سوال ذهن مرا به خود مشغول کرده است و آن سوال این است که «چرا سخنرانی های استاد برایم تکراری نمی شوند؟» استاد میدانم که از تمجید و تعریف گریزانید و بدون آنکه بخواهم به قصد تمجید و ستایش صرف، سخنی به میان آورده باشم، در سخنان شما متاعی یافت میشود که شاید در کلام کمتر کسی از دعوت کنندگان به دینداری در عصر امروزی میتوان یافت. پی بردن به عمق مطالب شما نه بوسیله عقل دکارتی و استدلال صرف ممکن است و نه علم کلام و فقه در این عرصه راهگشاست. تفکر است ولی نه تفکر از نوع تفکر محض فلسفی، که بیشتر نوعی تذکر و تدبر است و نوعی نگریستن در عمق وجود خویش در رابطه با پدیده هایی که در زندگی با آنها مواجه می شویم. مطالب شما گاهی به بیدار شدن یک عقل گمشده و پروراندن یک استعداد نهفته در وجود انسان منجر می شود؛ عقل گمشده و استعدادی در اعماق وجود انسان که چون در این دوران مدرن پرورش و رشد و نمو نیافته، به صورت نهفته و بالقوه باقی مانده و با تدبر و تفکر در سخنان شما این استعداد و این گوهر درونی بیدار میشود و انسان با چشمی دیگر به عالم و به خویشتن می نگرد. در این خصوص خواستم نظر خود استاد را جویا شوم که آیا این به علت نوع رویکرد شما در دعوت به دینداری ست که به نظر این حقیر همان نوع رویکرد قرآن است نسبت به دعوت به دینداری؟ چراکه عرایض جنابعالی یک نوع دعوت به تفکر از طریق تذکر است همانند تذکرات قرآنی و لذا با تکراری گوش کردن به هیچ وجه تکراری نمی شوند چراکه یک نوع شیوه ابلاغ و تذکر از نوع قرآنی ست. آیا شما به این اصل قائل هستید که مبلغین باید برای ترویج و تبلیغ دین از قرآن الگو بگیرند چون بهترین مبلغ دین، خود خداست و از طریق قرآن؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینجا حکایت، شخص طاهرزاده نیست؛ بحث در نگاهی است که در معارف عالیۀ دینی با ما در میان گذاشته میشود که آن معارف، اشاره به افقهای متعالی میباشد و معلوم است که آنگاه که با نظر به حقیقت، میدانهای مختلف را آینۀ ظهور حقیقت دانستیم، حال مائیم و دریایی از حقیقتی که تنها و تنها در افق زندگی به ظهور میآید بدون آنکه تصور کنیم که فردا، صاحب آن حقیقت میشویم و بدون آنکه گمان کنیم نسبت به آن حقیقت بیگانه هستیم. و این البته با حضور در تاریخی پیش میآید که تاریخ برگشت خدا به جامعه و برگشت انسان به خود است. آنچه به طور کامل و اکمل در مولایمان علی«علیهالسلام» یافتیم که چگونه حضرت به خوبی متوجه شدند با اسلام دو چیز در حال طلوع و تولد است. یکی «حقیقت» و دیگر «انسان»، و خود را با اُنس هرچه بیشتر به قرآن با رویکرد اُنس با اشارات کلام الهی و خود را به سجایای انسانی با رویکرد آنکه هر اندازه بزرگی از خود نشان دهند در واقع بیشتر به خود نزدیک شدهاند. و حال مائیم و نوعی از زندگی که باز روبهروشدن با افقی که با انقلاب اسلامی در مقابل ما برای نظر به «حقیقت» گشوده شد و مائیم و انسانیتی که بیش از پیش باید در خود و در دیگر انسانها تجربه کنیم. آیا این نوع حضور میتواند تکرارپذیر باشد؟ و آیا این نوع حضور میتواند منحصر به افراد عادی مانند امثال بنده باشد؟ موفق باشید
با سلام: میخواستم نظر استاد را در مورد کتاب معجزه شکرگزاری بدونم. عده ای میگویند در این زمینه اغراق شده است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن کتاب را نخواندهام. ولی شاکربودن و نسبت به نعمتهای الهی و غفلتنداشتن از آن نعمتها به خصوص نعمت تاریخی انقلاب اسلامی در جای خود برای ادامۀ راه بندگی معجزۀ بزرگی در زندگی ما به وجود میآورد. موفق باشید
سلام و عرض ادب: حضور بنده در مهمانی منزل برادر شوهر که دخترشون بی حجاب هست و تذکر هم دادم ولی اثر نداره جایز است؟ اشکال شرعی دارد؟ همسر همراهی نمیکنند و میگن حرف بیجا میزنم و هر چقدر بنده اصرار دارم شما برید و من نمیام ایشون متوجه نیستند. تکلیف بنده چیست؟ اکر حرام است که دیگر اینجا ولایت پذیری معنا پیدا نمیکنه. درسته؟ اگر حرام است انجام نمیدهم و نهایت ایشون یه جاهایی کمه بنده میذاره و اشکالی نداره... فقط میخوام بدونم حرف خدا اینه یا نه تا با دل قرص و امن انشاءالله انجام بدم. بسیار ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا میشود قطع رحم نباید پیش بیاید بخصوص که برای شما به عنوان یک زن، زیرا عدم رعایت حجاب برای بانوان در چنین محفلهای که از آشنایان تشکیل میشود، برای بانوان مشکلی پیش نمی آورد در حالی که ترک رحم بسیار خطرناک است. چرا امثال شماها با سبکی که محبت و دلسوزی باشد آنان را متمایل به حجاب و عفاف ننمایید؟ موفق باشید
بسم الله. در بحث اخیر در موضوع هوش مصنوعی: اولا از جهان صحبت میکنیم. باید جهان و حضور در جهان و عالم داشتن را درک کنیم. یعنی کسی که درکی از جهان بودن خویش ندارد شاید جهانگونه با هوش مصنوعی برخورد نکند. مطلب بعدی اینکه چگونه میتوان جهانگونه اندیشید و آن طور که بحث شد چطور باید بحث هوش مصنوعی را دنبال کرد که از آن جهان او نشد؟ گویا به زبانی برای درک جهان خویش در عین داشتن جهان تکنیک نیاز داریم. خوب بنده و رفقایمان در مسائل فنی و تکنیک مشغول هستیم و در محافل گوناگون در پیشبرد اهداف ساخت و تولید ادوات تکنیک با هوش مصنوعی درگیر هستیم اما این درک که نیست_البته احساس بنده این است_ منظورم جهانگونه ایستادن. نگرانی بنده این است که شاید اگر این درک نباشد دچار روزمرگی بشویم و در نهایت فرهنگ مقاومت تبدیل به شعار بشود و نشود دیگر به معنای قرانی و اسلامی آن ادامه داد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که عرض شدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/23667 تأکید بر توجه به سنتهای الهی، اولین شرط است تا در مواجهه با رهنمودهای هوش مصنوعی آنها را با توجه به جهانی که با نظر به سنتهای الهی مدّ نظر داریم؛ مقایسه کنیم. شاید مباحثی که تحت عنوان «شهادت رهبر انقلاب و تقابل جهان سنت با جهان ساختگی رسانه در این بعثت تاریخی» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%20%D8%B3%D9%86%D8%AA&tab=sounds مطرح شده، در این مورد راهگشا باشد. موفق باشید
سلام بر حضرت استاد طاهرزاده غرض از ارسال آن لینک تصمیم دوستان حوزوی-انقلابی مشهد برای مقابله با فتنه جدید در دانشگاه با نقش افرینی یکی از مقامات وزارت علوم بود. ضمنا خوب است اشاره نمایم که با سقوط فاجعه بار علی الطاهر هم آیا هنوز میتوان به تحلیل های امثال آقای محمدی دل بست؟ ایشان اول سقوط علی الطاهر را انکار و بعد آن را پذیرفت و گفت چاره ای نبوده و باید با این شکست کنار بیاییم و اینکه اگر مجموعه نظام فکر میکرد با مداخله ایران میتواند ورق را برگرداند این کار را میکردند. این در حالی است که مجموعه نظام شامل دولت است که اخیرا رئیسش اظهار کرد با ادامه جنگ مخالف است. آیا به جای اعتماد تام به جریان وفاق نباید به فکر ایجاد گفتمان مبارزه بزرگ با اسرائیل و آمریکا وتذکر برکات پیروزی در این مبارزه برای ما و بشریت برآمد؟ عجالتا اشاره می نمایم که قرائن بر اینکه ترامپ لعین همان سفیانی موعود در روایات است جدی است! پس چرا نباید به جای همراهی با گفتمان مذبذب وفاق، آرمان نبرد بزرگ سرنوشت ساز با شیطان را تبیین کرد؟ بدیهی است تبیین چنین امر خطیری از عهده سیاسیون و اقای محمدی خارج است. علمای بصیر دین باید ورود نمایند به جای اینکه فقط بخواهند با جریانهای سیاسی به رغم خطاها و ضعف های جدی شان همراهی کنند. اگر مقام معظم رهبری هم بر اعتماد به مسئولان تاکید کردند این نافی خطاهای دولت یا کار تبیینی و معرفتی جدید در جبهه دین و انقلاب نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در دلسوزیِ عزیزان هیچ شک و شبههای نیست. آنچه بسیار مهم است توجه به آغاز بزرگی است که پیش آمده. و در همین راستا رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای«حفظهاللهتعالیعلیه» بر «ایرانِ هرچه قویتر» تأکید میفرمایند و لازمۀ آن تمدنی فکرکردن به موضوعات این ایران عزیز است که اخیراً در خدمت بعضی از اهل نظر عرایضی شد که خوب است نظری به آن مطالب بیندازید https://eitaa.com/matalebevijeh/23735 موفق باشید
سلام استاد عزیزم خدا حفظتان کند ۱_ استاد راز این مطلب چیست که علامه حسنزاده آملی عزیزم زیاد میفرمودند « قربان تان بروم فدای شما بشوم پدر قربان » چه سری در این امر نهفته است ؟ ۲_ اگر مقدور هست لینک چگونگی ارتباط با تفسیر المیزان را ارسال بفرمایید که نتوانستم پیدا کنم . ۳_ استاد حضوری که خدمتتان رسیدم عرض کردم من ده دوازده سال با دکتر روازاده پیگیر طب سنتی بوده ام و با حضرتعالی تا مصباح الهدایه فصوص و منازل آمده ام شما فرمودید حیف است که المیزان را نخوانم ۱۰ سال دیگر میفهمم المیزان چیست. و همچنین توصیه به کتاب معرفت نفس علامه حسنزاده آملی فرمودید این کتاب را خواندم چونکه در این کتاب مشاهدات و شکارهایی با عنوان واقعه از علامه موجود است فکر کردم شاید هدف تان ترغیب به شکار و حضور بیشتر است . استاد چرا به من این دو مطلب را فرمودید. ( اگر این سوال موجب رنجش خاطر عاطرتان میشود پاسخ نفرمایید) دست بوستان هستم. استاد از عمق دل دوستتان دارم
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حکایت صفای آن عزیز است که دلدادۀ هر آن کسی است که دلش آمادۀ نورانیت بوده است 2- «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» https://lobolmizan.ir/leaflet/182?mark=%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86 3- حقیقتاً علامۀ ذوالفنون در مباحث «معرفت نفس» انسان را در وسعتی حاضر میکنند که گویا خود را در اکنوناش، بیکرانه و جاودان احساس میکند به همان معنایی که قیامت خود را احساس مینماید. موفق باشید
