باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم همانطور که اکثر شیعیان مقصد روایت فوق را درست متوجه نشدهاند، جنابعالی نیز همان مشکل را پیدا کردهاید. اجازه دهید بنده برداشت خود را عرض میکنم تا خودتان هرطور صلاح دانستید در مورد آن فکر کنید. در قرآن داريم: «ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ الّا لِيَعْبُدُونَ»[1] يعنى؛ هدف خلقتِ جن و انس، عبادت و بندگى خدا است. و از طرفى حضرت حق در حديث قدسى مىفرمايد: «يا احْمَد! لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الْافْلاكَ، وَ لَوْلا عَلِيٌّ لَما خَلَقْتُكَ، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما»[2] اى احمد! اگر تو نبودى آسمان و زمين را نمىآفريدم و اگر على نبود، تو را نمىآفريدم و اگر فاطمه نبود، شما دو نفر را نمىآفريدم. ممكن است در برخورد اول تصور كنيم كه مقام حضرت فاطمه (س) از مقام پيامبر خدا (ص) و على (ع) برتر است در حالىكه اگر توجه بفرماييد ملاحظه خواهيد كرد اين روايت نظر به نبوت حضرت محمّد (ص) و امامت حضرت على (ع) دارد و اينكه هدف نبوت و امامت، ظهور عبوديت انسانها است و به اعتبار نبوت حضرت محمد (ص) و امامتِ حضرت على (ع)، هدف از خلقتِ حضرت محمّد و حضرت على «عليهماالسلام»، حضرت فاطمه (س) است، آنهم به عنوان مظهر بندگى كامل خدا. يعنى حال كه هدف خلقت انسانها، بندگى خداست و از طرفى هدف از خلق نبى (ص)- به اعتبار نبوتش - و هدف از خلق امام - به اعتبار امامتش - همه و همه، ظهور آن بندگى است كه خداوند هدف خلقت انسانها قرار داده است، و حال كه فاطمهزهرا (س) مظهر بالفعل آن بندگى است كه نبوت و امامت براى ظهور آن پديد آمدهاند، پس اگر نظر به فعليت كامل بندگى كه همان فاطمهزهرا (س) است نبود، اصلًا خداوند نبوّت و امامتى را اراده نمىكرد و لذا است كه مىتوان نتيجه گرفت فاطمهزهرا (س) مظهر كامل بندگى است. بايد توجّه داشت كه اين روايت نمىخواهد مقام عبوديت پيامبر و على (ع) را نفى كند، زيرا خداوند در توصيف رسولالله (ص) صفت «عَبْدُهُ» را بر صفت «رَسُولُهُ» مقدم مىدارد و در واقع عبوديت محض رسولالله (ص) را تأييد كردهاست، ولى در پيامبرخدا (ص) عبوديت و نبوت و در على (ع) عبوديت و امامت جمع است و چون خداوند در خلقت انسان، نظر به عبوديت او دارد و فاطمهزهرا (س) نمونهى صريح و روشن آن عبوديت است، روايت مىفرمايد: مقصد خلقتِ نبوّت و امامت، خلقت فاطمهزهرا (س) است و در واقع فاطمه (س) مظهر همان عبوديت پيامبر خدا (ص) است و محبت شديد پيامبر خدا (ص) به فاطمهزهرا (س) در همين راستا است كه در آينهى وجود فاطمه (س) عبوديت خود را مىيابد و درعبوديت او مظهرى از حقايق را مىبيند و لذا پيامبر (ص) مىفرمايد: «فَاطِمَةُ حَوراءُ انْسِيَّةٌ، فَكُلَّما اشْتَقْتُ الي رائِحَةِالْجَنَّةِ، شَمَمْتُ رائِحَةَ ابْنَتي فاطِمَةَ»[3] فاطمه حوريهاى بشرگونه است، هر زمان مشتاق بوى بهشت مىشوم، دخترم فاطمه را مىبويم. در حديث ديگرى مىفرمايند: «فَما قَبَّلْتُها قَطُّ الّا وَجَدْتُ رائِحَةَ شَجَرَةِ طُوبي مِنْها»[4] هرگز فاطمه را نمىبوسم، مگر اينكه بوى درخت طوبى را از او استشمام مىكنم. پس فاطمهزهرا (س) مظهر جامعيت بهشت است و حضرت پيامبر (ص) وقتى مىخواهند به بهشت و شجرهى طوبى منتقل شوند و از آن حقايق غيبى بهره گيرند، به فاطمه (س) نظر مىكنند و او را مىبويند و ارادت به مقام فاطمهزهرا (س) و توجّه به مقام آن حضرت، قدرت چنين انتقالى را براى ما نيز به همراه خواهد داشت، البته در حدّ خودمان. توجه به اينگونه مقاماتِ حضرتزهرا (س) مقدمه براى معرفت به آن حضرت خواهد شد و زمينهى درك شب قدر مىشود. موفق باشید
[1] ( 1)- سورهى ذاريات، آيهى 56.
[2] ( 2)-« جنةالعاصمه»، ص 168، به نقل از كشفاللئالى.
[3] ( 1)- بحارالانوار، ج 43، ص 4.
[4] ( 2)- بحارالانوار، ج 43، ص 6.
سلام علیکم
با عرض معذرت اطلاعی ندارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیرهی زندگی امثال مرحوم آیت اللّه مرحوم انصاری همدانی تحت عنوان «سوخته» کمک میکند.
عنایت داشته باشید بعد از امام معصوم بايد مجارى امور به دست علماى الهى باشد كه حلال و حرام شريعت را مى شناسند. حضرت امام خمينى «رضوان الله تعالى عليه» مى فرمايند: من با تمام اين جناحهايى كه براى اسلام خدمت مى كنند، چه جناحهاى روحانى كه از اول تا حالا خدمت كرده اند و چه جناح هاى ديگر، از سياسيون، از روشنفكرها كه براى اسلام خدمت مى كنند، من به همه ى اينها علاقه دارم و از همه ى اينها هم گلايه دارم. اما علاقه دارم چون وقتى انسان ببيند گروه هايى در خدمت انسان هستند، در خدمت انسانيت هستند، در خدمت اسلام كه انسان ساز است هستند، چاره ندارد الّا اينكه علاقه داشته باشد به آن، از آن طرف گلايه هم هست براى اينكه مى بينم در بعضى نوشته هايشان، راجع به علماى اسلام، راجع به فقه اسلام، اينها يك قدرى زياده روى كرده اند، يك قدرى حرف هايى زده اند كه مناسب نبوده است. ما مى بينيم اين اسلام را در همه ى ابعادش روحانيون حفظ كرده اند، يعنى معارفش را روحانى حفظ كرده، فلسفه اش را روحانى حفظ كرده، اخلاقش را روحانى حفظ كرده، فقهش را روحانى حفظ كرده، احكام سياسى اش را روحانى حفظ كرده. از اول كه زمان پيغمبر بوده است و دنبالش زمان ائمه، اين علماى شيعه بودند كه جمع مى شدند دور ائمه (ع) و احكام را از آنها اخذ مى كردند و در اصولى كه چهار صد تا كتاب بوده است نوشته اند ... اينها همه با زحمت علماى شيعه، فقهاى شيعه درست شده است. تمام ابعادى كه اسلام دارد و قرآن دارد، آن مقدارى كه درخور فهم بشر است، تمام اينها را اين جماعت عمامه به سر - به قول اين آقايان، عمامه به سر و ريش دار - اينها درست كرده اند. تا اينجا اسلام را اينها رسانده اند، اسلام بى آخوند اصلًا نمى شود. پيغمبر هم آخوند بوده؛ يكى از آخوندهاى بزرگْ پيغمبر است. رأس همه ى علماء پيغمبر است. حضرت جعفر صادق (ع) هم يكى از علماى اسلام است.[1]
موفق باشید
[1] ( 1)- صحيفه ى امام، ج 3، ص 10. 234 آبان 1356.
باسمه تعالی: سلام علیکم: طرح خوبی است. در رابطه با تفصیل بیشتر فلسفهی صدرایی، آثار آیت اللّه جوادی و آیت اللّه مصباح کمک میکند. در ضمن از مباحث تفسیریِ آیت اللّه جوادی غفلت نشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مستلزم یک کار درازمدتِ سلوکی است و اینکه در هر مرحلهای به خود تذکر دهیم تا إنشاءاللّه بتوان همهچیز را به نور حق نگریست و درنتیجه، ارتباط با خلق خدا به صورت مستقل از منظر ما تبدیل شود به ارتباط با خدا در آینهی حادثهها و مخلوقات. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: درست میفرمایید و این به درجهی یقن افراد بستگی دارد، ولی سیرهی ائمهای که آن روایات را فرمودهاند، طوری است که اولاً به دنبال رزق بودهاند، ثانیاً: در نهج البلاغه هست که حضرت میفرمایند: إنّ اللّهَ سبحانَهُ فَرَضَ فی أموالِ الأغنیاءِ أقواتَ الفُقَراءِ، فما جاعَ فَقیرٌ إلّا بما مُتِّعَ بهِ غَنی، و اللّهُ تعالى سائلُهُم عن ذلک.[1] خداوند سبحان خوراک تهیدستان را در اموال توانگران قرار داده است. پس، هیچ تهیدستى گرسنه نماند، مگر به سبب این که ثروتمندى از حقّ او بهره مند شده است. و خداى بزرگ در این باره از آنان بازخواست مى کند. موفق باشید
[1] - نهج البلاغة، حکمت ۳۲۸؛
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابهای امثال مرحوم صفائی حائری نکات خوبی دارد. بد نیست سری هم به کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «چه نیازی به نبی» بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم از این شعر حضرت روح اللّه«رضواناللّهتعالیعلیه» چه میدانید که گفت: «طاعت نتوان کرد گناهی بکنیم / از مدرسه رو به خانقاهی بکنیم». حداقل بگذار اینجور بفهمیم که زنده باد گناهکاری که در گناهکاری خود، خود را به رسمیت نمیشناسد! کمحرفی، نداشتن آرزوهای بلند دنیایی، نداشتن کینه به خلق عالَم، و از همه مهمتر راضیبودن به آنچه خداوند عالَم برای ما مقدّر کرده، راههایی است که بهشت را در جلوی ما میگشاید. در آن حالت مگر میشود تنبلی و تسویف در زندگی ما میدانداری کند؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از راههایی که جریان مقابل ارزشهای انقلاب از دولت سازندگی تا حال در پیش گرفته احترام به رهبری بود و در عین حال کار خود را کردن، و لذا سعی میکرد با ابزارهایی که در اختیار داشتند صحبتهای مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» را نسبت به دولت آقای احمدینژاد نادیده بگیرند و از این جهت است که ما معتقدیم این جریانها برای خود نسبت به انقلاب برنامهای غیر از برنامهی ولیّ فقیه دارند هرچند برنامهی آنها خیانت به انقلاب نباشد و لذا باید آنها را درست دید و دقیق فهمید که در کجای انقلاب جای دارند. حیف که آقای احمدینژاد با آن یکشنبهی سیاه و طرح آن ویدئو خاطر رهبر عزیز را مکدر کرد و خودش بهانه به دست کسانی داد که مثل او دلسوز انقلاب نبودند و حیف که نیروهای اصولگرا متوجه نقش مفید آقای احمدینژاد برای انقلاب نبودند. موفق باشید
