بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
4249
متن پرسش
سلام استاد خلاصه میکنم-من جزوه وبرخی کتابهای شما را خوانده ام-استاد من سال گذشته مدتی کوتاه خدا داشته ام..میدانید منظورم چیست-من در مطالب شما مشکلم را یافتم- مدتهاست با سر زدن به آثار اساتید یا شنیدن سخنانشان به امید دوباره بازگشتن به روزهای خوبی که تک تک لحظاتم با یاد خدا ومراقبت میگذشت فقط به خدادانی پرداخته ام! استاد هیچ ادعا یا عرفان بازی در کار نبود-نمیدانم چرا خدا این حال را نشانم داد-واقعا تمام دنیا وخیالاتش برایم بی اهمیت شده بودند-ناگفته نماند همان دوران یک دوره ده روزه پیش استادی راجع به انسان شناسی مطالبی آموختم-شاید مرتبط بود-نمیدانم-خدا را یافته بودم ولی نتوانستم ارتباطم را با او حفظ کنم-شاید هم نخواستم-و حال در برزخ سختی به سر می برم-هرکاری میکنم آن روزها بر نمی گردند...کمکم کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره در مسیر رجوع به خدا بعضی مواقع قلب در حالت بسط است و در بعضی موارد در حال قبض. سعی کنید با تأمل بر معارف الهیه قلب خود را آماده کنید تا از تجلی انوار الهی محروم نگردد. موفق باشید
2881

غریزه وفطرتبازدید:

متن پرسش
با سلام تفاوت غریزه وفطرت چیست؟آیا غریزه جزیی از فطرت می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: فطرت و غریزه دو نوع گرایش‌اند در انسان که انسان در وجود آن‌ها نقشی ندارد و به همین جهت به آن‌ها فطری یا غریزی می‌گویند. منتها جهت گرایش‌های فطری به سوی موضوعات روحی و پایدار است ولی گرایش‌های غریزی به سوی موضوعات جسمانی است. وظیفه‌ی ما است که گرایش‌های فطری و غریزی خود را از طریق شریعت الهی جهت‌دهی کنیم. موفق باشید
1872

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خواستم بدانم که آیا نام مستقیم از امیرالمومنین علیه السلام در قرآن آمده است یا نه؟ و اگر نه چرا؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- تاریخ گواه است که در زمان نزول قرآن، اختلاف قومی و قبیلگی به قدری قوی است که همه چیز حتی دین را تحتالشعاع قرار داده است و با اندک بهانهای اختلافها سر بر میآورد. 2- اکثریت مردم هنوز ایمانی که در برابر توحید و حکم خدا تسلیم شوند را بهدست نیاوردهاند تا تنها به آنچه حکم خدا است تسلیم باشند که نمونهی آن را قبلاً در مورد نضربن حرث و اعتراضی که به انتصاب حضرت علی«علیه السلام» کرد ملاحظه فرمودید. 3- حضرت علی«علیه السلام» با اکثر تازه مسلمانان آن روز ، یعنی سرکردههای شرک دیروز جنگیدهاست و چندین و چند از پدران و برادران آنها را کشتهاست و ایمان این تازه مسلمانان آنچنان قوی نشده که از شرک پدرانشان متنفر باشند ، بلکه از علی«علیه السلام» ناراحتاند و عظمت علی«علیه السلام» هم به همین رعایت نکردن میل و رضای سران شرک بوده و هست. به طوری که طبق اسناد تاریخی نصف کشتههای بدر به دست علی«علیه السلام» بوده است. 4- روش سخنگفتن قرآن و هر مکتب تربیتی که بخواهد بشر را در طول تاریخ هدایت کند آن است که اصول کلی را مطرح کند تا بشریت براساس شرایط تاریخی خود ازآن اصول و قواعد کلی استفاده کند و با تفکر خود، تکلیف مخصوص به زمان خود را بیابد تا تفکر در دین تعطیل نشود و تحجر جای آن را نگیرد. در نتیجه: اگر نام علی«علیه السلام» در قرآن برده شده بود، با توجه به آنهمه تعصب، دیگر دو دسته مسلمان نداشتیم به نام شیعه و سنی، بلکه گروه کثیری از تازه مسلمانان مقابل اصل دین میایستادند و در چنان شرایطی ادامهی اصل اسلام به خطر میافتاد به همین جهت کاری نشد که لجاجت و استکبار آنها برانگیخته شود. امام صادق«علیه السلام» فرمودند : تعداد نمازها هم در قرآن نیست، مثل «بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْه» که معلوم نیست خداوند چهچیزی به پیامبر ابلاغ کرده و به عهدهی پیامبر است که آن را روشن کنند، زکات را هم قرآن نگفت به چه چیزهایی تعلق میگیرد و پیامبر(ص) روشن کردند، همچنان که گفت حج بهجا آورید، ولی کیفیت را نگفت، جایگاه پیامبر تبیین آیات است. آیا جریانات بعدی از جمله کشتن شیعیان حضرت علی«علیه السلام» به صِرف شیعهبودن و حتی کشتن فرزند حضرت فاطمهزهرا(س) در صحرای کربلا، نشان نداد که عدهای بودند که در عین لباس اسلامیت به هرقیمتی حاضر به پذیرفتن خط زلال اسلام در مسیر اهل البیت)علیهم السلام) نبودند؟ و لذا اگر نام علی«علیه السلام» در قرآن آمده بود براساس کینه با آن بزرگوار با اصل قرآن مقابله میکردند و حریم قرآن را میشکستند. و خداوند با عدم طرح نام علی«علیه السلام» قرآن را از چنین تجاوزاتی حفظ کرد. از طرفی پیامبرخدا(ص) با تایید علی«علیه السلام» در موارد مختلف، حجت را بر مردم تمام فرمودند. پیامبر(ص) میفرمایند: «اَنَا مَدینَةُ الْعِلْم وَ عَلیٌ بابُها، فَمَن اَرادَ الْعِلْمَ فَلْیَأْتِ الْبابَ» ( الغدیر، ج 6، ص 114) من شهر علم میباشم و علی درازهی آن شهر است، پس کسی که طالب علم است باید از دروازه بیاید تا به علم برسد. روایت فوق در متون علماء اهل سنت مورد پذیرش انها است و قبول دارند که از پیامبر(ص) صادر شده به طوری که احمد حنبل از هشت طریق آن را روایت کرده. این روایات میرساند که همة امت باید به امیرالمؤمنین«علیه السلام» رجوع کنند و وصول به علم پیامبر(ص) از ناحیهی علی«علیه السلام» ممکن است و میرساند که علی«علیه السلام» اَعلَم جمیع امت است و مسلم چنین کسی باید بعد از پیامبر(ص) ولایت جامعهی اسلامی را به عهده داشته باشد تا امت را در جمیع امور به هدایت برساند. نکته: آیا نیامدن نام علی«علیه السلام» در قرآن موجب میشود که نتوان به یقین در امامت و جانشینی آن حضرت رسید؟ یا با اندکی تفکر در قرآن و توجه به فرمایشات پیامبر(ص) به راحتی روشن میشودکه عالیترین مصداق بعد از رسولالله(ص) ، برای ادامهی ولایت دینی برمسلمانان ، علی«علیه السلام» است. آیا راه تاریک است، یا چشمها نسبت به واقعیت بسته شده است؟ آیا آنها که علی«علیه السلام» را پس زدند اسلام را در مسیری بهتر قرار دادند؟ به گفتهی مورخان اهل سنت، آن چند سالی که حضرت علی«علیه السلام» برسرکار آمد، مردم دوباره اسلام زمان پیامبر(ص) را به یاد آوردند؟ پس از جنگ جمل بعد از 25 سال که صحابهی پیامبر(ص) از علی«علیه السلام» فاصله گرفتهاند، به امامت آن حضرت نماز میخوانند. عمرانبنحصین از صحابهی پیامبر(ص) میگوید: «صَلّی عَلیُّ عَلَیْنا بِالْبَصْرةِ فَقال: ذَکَّرَنا هذا الرّجل صَلاةً کُلُّنا نُصَلِّیها مَعَ رَسولالله(ص) » با علی«علیه السلام» در بصره نماز خواندیم، نماز او طوری بود که یادمان آمد نمازی که با رسولخدا(ص) میخواندیم.( صحیح بخاری، ج1 ، ص200، حدیث 784)چون در این مدتی که گذشته بود نماز هم به آن معنی واقعیاش از صحنهی زندگی مردم خارج و به فراموشی سپرده شده بود، به طوری که شهابالدّینزهری از علماء اهل سنت و از تابعین میگوید: «دخلتُ علی اَنَسِبنمالک بدمشق وَ هُوَ وَحْدَة یَبْکی»؛ پرسیدم چرا گریه میکنی؟ گفت: «لا اعرفُ شَیْئاً مِمّا کانَ علی عهدالنّبی(ص) الاّ الصّلاة وَ قد ضُیِّعَت» از آثار رسولخدا(ص) چیزی جز نماز نمیدیدم که آن را هم از بین بردند.( موطأ مالک، ج1، ص93) یعنی؛ نمازی که امروزه خوانده میشود سنخیتی با نماز پیامبر(ص) ندارد. محمدبنادریسشافعی از وهببنکیسان نقل میکند که میگوید: «کُل سُنَّةٍ مِنْ سُنَنِ رَسُولالله قَد خُیِّلت حَتَّی الصَّلاة» در طول دوران خلفا، تمام سنتهای پیغمبر دستخوش تغییر شد، حتی نماز. آنچنان همه چیز تغییر کرد که وقتی امیرالمؤمنین«علیه السلام» در هنگام خلافت، امام حسن«علیه السلام» را میفرستند که مردم را متذکر کند، نماز تراویح که به جماعت میخوانید بدعت است و ریشه در کتاب و سنت ندارد، مردم فریاد میکنند: «وا سُنّتا عمرا، وا سُنّتا عمرا» حضرت علی«علیه السلام» امام حسن«علیه السلام» را میخوانند که رها کن.
1197

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی چند سوال محضرتان داشتم : 1)با توجه به تاکید شما به عمقی شدن در مباحث قرآن واستفاده از تفسیر المیزان با سیر سوری شما ؛بنده مشتاق شدم که این مباحث را دنبال نمایم ولی وقتی این موضوع زا از یکی از اساتید قرآنم پرسیدم ایشان این تفسیر را برای بنده وکسانی که اولین بار به این تفسیر مراجعه می کنند سنگین دانسته وحتی خوشان اذعان داشتند که خودم در فهم آن گیر کرده ام از شما می خواستم جوابی قانع کننده برای این کار بدهید . 2)چند وقتی است خدا توفیقی داده و3کتاب گرانقدر رساله وچهل حدیث وکتب شهید مطهری را باسیر خودش شروع کرده ام وبه توفیقات او موفق بوده ام اما دلم می خواست از کتب شما را بهره ی کافی نیز ببرم اما پیشبرد 4تاب باهم برایم سخت است من باب مشورت می خواستم بفرمائید کدام یک از این دو کار بهتر است :اول اینکه بعد از اتمام یکی از کتاب ها به عنوان جایگزین کتب شما را قراردهم یا اینکه 4کتاب را یا حجم مطالعه ی کمتر پیش ببرم . ممنون من ا... توفیق
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- به روشی که بنده در جزوه‌ی «روش کار با المیزان» عرض کرده‌ام إن‌شاءالله می‌توانید از المیزان استفاده کنید. 2- جواب قسمت دوم سؤالتان را در شماره‌ی 1194 می‌توانید بگیرید. موفق باشید
1173

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
دلم خیلی برای خودم و همه مردمی که از یادخدا غافل هستند میسوزه وقتی به درگاه خدا گریه میکنم از خدا میخواهم که سر تقصیرات همه بندگانش بگذره و هیچ کسی رو عذاب نکنه آیا این دعای من مستجاب میشه؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی شما دعا کنید تا ثواب چنین دعایی نصیب شما شود و روح شما از خود خوهی آزاد گردد ولی راضی باشید به آن‌‌چه حکمت الهی اقتضاء می‌کند. موفق باشید
1112

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام اینجانب حدود سه سال است که ازدواج کردام ولی با همسرم تفاهم علمی نداریم عالم یک دیگر را درک نمیکنیم واز طرف دیگر ایشان محبتشان را ظاهر نمیکنند واز نظر جنسی سرد مزاج هستند ووابستگی شدیدی به پدر ومادرشان دارند وزندگی ما بدون انها از حیات می افتد وقتی به ایشان میگویم به زندگی خودت برس وپش من باش میگوید نمیتوانم وقهر میکند ومیگوید ای کاش اول با تو شرط کرده بودم که تو اذیت نمیشدی هیچ انگیزه ای برای زندگی مستقل ندارد خیلی با او صحبت کرده ام او قبول میکند ولی میگوید نمیتوانم من به لطف خدا برای خدا صبر کرده ام ولی کم کم دارم به گناه کشیده میشوم ونیاز به یک هم صحبت دارم ازجنس زن شما مرا راهنمایی کنید که چکار کنم از شبطان رهایی یابم وفکرم آزاد وبه سلوکم برسم (من تمام سوالهای قبلی را خوانده ام وخواهش میکنم مرا حواله به روانشناس ندهید شما بگویید چه کار کنم نمیدانم صبر یااصلا مهم نیست این مسائل
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی اولاً: با محبت به او نظر او را به خودتان برگردانید. ثانیاً: در فضایی محبت‌آمیز بحث «ازدواج تولدی دیگر» را که در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» مطرح شده با او در میان بگذارید و تشویقشان کنید که خودشان هم بخوانند. إن‌شاءالله مشکل حل می‌شود. موفق باشید
14300
متن پرسش
باسلام: این حقیر از شاگردان شما مشورتی درخواست کردم در راستای جو فرهنگی و جهت گیری فرهنگی که آیا در این زمانه باید چه کرد پس از صحبتهایی به بنده عرض شد این زمانه (زمانه ی قفل تاریخ است) این جمله را متوجه نشدم و می خواستم شما حقیر را در فهم این جمله راهنمایی فرمایید. و آیا واقعا نگاه رهبری به فرهنگ و کار فرهنگی در سطح جامعه اینگونه است؟ پس چرا ایشان در نامگذاری خودشان برای سالها در زمینه ی فرهنگ وارد می شوند؟ و اگر این جمله ی قفل تاریخی صحیح باشد وظیفه ی ما چیست؟ نشستن و نگاه و نظاره؟!!! یا حرکت کردن؟ با چه ابزار و جهت گیری؟ با تشکر از توجه شما استاد بزرگوار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست زمانه طوری است که مخاطب شما دغدغه‌ی فکرکردن ندارد. ولی همه‌ی تلاش ما آن است که راه‌های تفکر را به جامعه و تاریخ خود برگردانیم که به نظر بنده تدبّر در قرآن و روایات در این کار کمک شایانی خواهد کرد. موفق باشید

13863
متن پرسش
با سلام: استاد می خواستم نظرتون رو درباره این علوم روانشناسی که تحت عنوان علوم موفقیت شخصی هستند بدانم. در این علوم مطالبی که گفته می شود که انسان را به موفقیت و ثروت می رساند و مدرسان این جور دوره ها در مورد قدرت خلق کردن مغز انسان صحبت می کنند که انسان می تواند با استفاده از مغزش یک زندگی عالی برای خودش خلق کند ولی بحث من سر این است: 1. انسان موفقیتش دست خودش است یا دست خدا؟ اگر در مورد ضمیر ناخودآگاه اطلاعاتی دارید لطفا بگوئید. 2. ضمیر ناخودآگاه چنین قدرتی تحت عنوان خلق موفقیت دارد یا نه؟ 3. و اینکه آیا به نظر شما خلق موفقیت های شغلی و درسی در این دنیای فانی که هدف لقاءالله است و نظام آن «انا لله و انا الیه راجعون» است مهم است یا انسان فقط باید به آخرتش فکر کند؟ استاد نظر شما برای من خیلی ارزشمند است لطفا جوابم را سریع تر بدهید. اگر امکان دارد جواب سوال 3 را خیلی کامل بدهید که یک سری مسائل برایم روشن شود و اگر کتابی در این زمینه دارید معرفی کنید با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» تا حدّی جایگاه سوبژکتیویته تبیین شد و این‌که انسان در این نگاه، به جای رجوع به حق و متصل شدن به منبع لایزال کمال مطلق، گرفتار یک‌نوع خودشارژی می‌شود و این عملاً یک‌نوع توهّم‌زدگی است، حال چه تحت عنوان ضمیر ناخودآگاه از آن یاد کنیم یا به آن نام  قدرت خلق‌کردن مغز بدهیم. موفق باشید

10978

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهر زاده: من کتاب آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین شما را خواندم ولی در صفحه 193 و 194 که داستان زید ابن حارثه را بیان فرمودید دچار یک سرگردانی شدم که آیا این زید همان زید بن حارثه ای بود که ماجرایش در قرآن آمده و زینب را طلاق داده؟ (چون می خواستم به این نتیجه برسم که آیا یک انسان باتقوا زنش را طلاق می دهد یا نه؟) پس از پرسش از دو روحانی باز این سرگردانی من حل نشد چون یکی می گفت خودش است و دیگری می گفت این اشتباه است آن که چشم برزخی داشت حارث بن زید است نه زید ابن حارثه. و می دونم که این مربوط به علم رجال است. بالاخره استاد حقیقت چیست؟؟؟ ممنون میشم جواب بدید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نام اصلی آن شخصی که در آن کتاب آمده حَارِثَةَ بْنَ مَالِک‏ است و همان سال‌های اول که اسلام در مدینه آمد شهید می‌شود و این غیر از زیدی است که در سوره‌ی احزاب از آن نام برده شده. البته این هم مرد فرهیخته‌ای بوده و جریان طلاق زینب بنت جحش حکمتی دارد که در بحث سوره‌ی احزاب عرض کرده‌ام. موفق باشید
10114
متن پرسش
با عرض سلام و وقت بخیر: همسر بنده طلبه است و در زندگی دچار یک مشکل اعتقادی اخلاقی شده ام. می خواستم اگر امکان دارد زمانی را بفرمایید تا حضورا خدمت برسم و در این زمینه از جنابعالی مشورت بگیرم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه بنده نتوانسته‌ام در تکالیفی که برای خود شکل داده‌ام فرصتی جهت این امور بگذارم. عزیزان دیگری هستند که در این موارد کمک می‌کنند. موفق باشید
10082

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: در سوال مربوط به شیخ فضل الله نوری به نظر شما این سنخ برخورد شما با مسئله درست است؟ در این حرف که با تغییر تصمیم سرنوشت هم تغییر می کند شکی نیست. اما آیا اینکه بگوییم تقدیر ما چنین بود و با اشتباه ما طور دیگری رقم خورد درست است؟ با عرض معذرت و ارادت
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند چند بار تقدیر این بود که حکومت به ما برگردد، ولی خطای شیعیان کار را عقب انداخت. این ادبیات در متون دینی ما مطرح است و حکایت از بصیرت خاصی دارد. موفق باشید
9880
متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله: استاد عزیزم 1. چطور می شود شاگرد روح خود را در اختیار استاد قرار دهد تا در مسیر عبودیت به سرعت حرکت کند تا ان شاءالله به مراتبی از اخلاص و عشق به حضرت الله نایل شود؟ 2. پس از چند سال که معمولا در جلسات حضور داشته ام اکنون می بینم که تقریبا جنس بنده سرشار از شیشه خرده و ظالم بودن و خودخواهی و تکبر و عجب بیجا و پستی های دیگر است و دین را جدی نگرفته ام (البته هنوز هم دین را آنطور که بایدجدی نمی گیرم) و خسران خود را احساس می کنم. آیا راه میان بر یا اولویت دار برای جبران این خسران هست و واقعا ایثار گرایانه وارد دین داری بشوم؟ مثلا ذکری یا مثلا نماز جناب جعفر طیار یا کتابی کمک به بنده می کند؟ بفریادم برسید جنس پلیدم باید عوض شود. (بیشتر خودم را فیلم کرده ام تا دینداری)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر که فهمیدید باید رجوعی دیگر داشت و با انگیزه‌ی دیگر به حضرت حق رجوع کرد. فکر می‌کنید چرا خداوند از حضرت ایوب«علیه‌السلام» خوشش آمد و تعریف او را در قرآن برای رسول خدا«صلی‌اللّه‌علیه‌وآله» کرد و گفت: «إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّاب‏» چه بنده‌ی خوبی بود در عین پایداری در دین، دائماً خود را بازخوانی می‌کرد و با انگیزه‌ای عمیق‌تر به سراغ من می‌آمد. همان روحی که می‌گوید با توحیدی دقیق‌تر به حضرت حق رجوع کنید، می‌تواند استادِ شما باشد. بعد از کتاب «اسماء حسنا؛ دریچه‌های رجوع به حق» صوت شرح خطبه‌ی 183 کمک می‌کند که پای صحبت مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» بنشینید. موفق باشید
7712
متن پرسش
باسلام وخدا قوت به شما برادر گرامی.باتوجه به اینکه درسیروسلوک عملی مزاج بدن نیز عامل تاثیرگذاری است وهرچه معتدل تر باشددریافت حقایق نیز بهترخواهد بود.حال چگونه مزاج خود را معتدل کنیم ؟آیافقط با اصلاح تغذیه ؟یا موارد دیگر نیز دخالت دارد؟مزاج من صفراوی است و27سال دارم .لطفادرصورت امکان در موردتغذیه هم برنامه ای ذکر بفرمایید. من الله توفیق
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این حرف درستی است که هرچه مزاج بدن متعادل‌تر باشد روح راحت‌تر می‌تواند به عوالم بالاتر سیر کند ولی فکر می‌کنم اگر با همان دستورات اولیه‌ی دین، مزاج خود را تربیت کنیم کافی باشد. مثل آن‌که فرموده‌اند تا گرسنه نیستید غذا نخورید و قبل از سیرشدن دست بکشید و چند نوع غذا نخورید و غذاهای ساده استفاده کنید و هر روز غذای گوشتی نخورید و در ماه حتی الامکان سه روز روزه بگیرید. در مورد انواع مزاج‌ها و تغذیه‌ی مناسب هر مزاج، بنده چیز زیادی نمی‌دانم. موفق باشید
7136
متن پرسش
با سلام شما در جواب سوال6943 فرمودید: چون فلسفه عین دین نیست که مشکل‌داشتن با آن مساوی مشکل‌داشتن با دین باشد... حال آنکه آیت الله جوادی آنچنان که در سایتشان هست فرمودند : مسئله وجود یا عدم وجودِ علم دینی را هیچ علمی به جز فلسفه نمی تواند مشخص کند، فقط فلسفه است که می تواند عهده‌دار این مسئله باشد چون فلسفه ثابت می‌کند که دین هست یا نیست؛ چون همه علوم هر کدام برابر ظرفیت خودشان سخن می‌گویند و تنها فلسفه است که جهان‌بینی دارد و درباره تمام جهان حرف می‌زند... این دو چگونه جمع می شود؟ و چگونه برخی بزرگان بدون فلسفه دین شناس شده اند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بگوییم چه می‌تواند جایگاه دین را معنا کند مسلّم نگاه فلسفی است که عهده‌دار چنین کاری است، ولی اگر بگوییم آیا برای دینداربودن باید فیلسوفی کرد مسلّم این‌طور نیست، زیرا متدینین بسیاری داریم که نگاه فلسفی به دین ندارند ولی با ایمان قلبی دین را پذیرفته‌اند. امروز که با صدها شبهه در رابطه با نفی دین روبه‌روئیم نه‌تنها فلسفه‌ی اسلامی نیاز است که توان جواب‌گویی به این شبهات را در ما رشد دهد، بلکه فلسفه‌ی اسلامی افق‌هایی از معرفت دینی را در جلو ما می‌گشاید که در عرصه‌ی امروز جهانی بتوانیم با قوت بیشتری دینداری کنیم. موفق باشید
6403
متن پرسش
سلام استاد. آیا دلیل روایی داریم مبنی بر اینکه در هرعصر تنها و تنها یک نفر وجود دارد که منتخب امام زمان است و همه ی مردم باید زیل آن سلوک کنند؟ یعنی اینکه دو نفر و یا بیشتر چرا نمی توانند از جانب معصوم انتخاب گردند؟ چرا نتوانیم بجای سلوک زیل امام خمینی، زیل علامه حسن زاده یا علامه طباطبایی سلوک کنیم؟ اصولا آیا بعد از فوت کسی که زیل آن جامعه باید سلوک کند، بلافاصله فرد دیگری از جانب معصوم انتخاب می شود و یا خیر؟ دلیل روایی و یا عقلی چیست؟ و چه دلیلی وجود دارد که هم مبانی فکری و هم مبانی عمل مان را از او بگیریم؟ چه دلیلی داریم که واژه ی "تقلید" در حیث "... ان یقلدوه.." تقلید در دو حوزه ی عمل و نظر می باشد؟ انشالله خداوند متعال عمری پر برکت به شما استاد بزرگوار عنایت کند و همیشه در پرتوی عنایات امام عصر قرار داشته باشید. والسلام
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولیاء خدا اعم از علامه طباطبایی و یا آیت‌اللّه حسن‌زاده با نوری که به قلب‌شان می‌رسد ما را در آن رابطه هدایت می‌کنند و مطابق دغدغه‌ای که دارند خداوند آن‌ها را مأمور دستگیری مردم می‌کند و همان‌طور که در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» عرض شد دغدغه‌ی حضرت امام نجات جامعه از کفر نظام شاهنشاهی و کفر ظلمات فرهنگ مدرنیته بود و بدین لحاظ خداوند نور انقلاب اسلامی را به قلب حضرت امام اشراق فرمود و همان‌طور که باید در ذیل اولیای خدایی چون علامه طباطبایی از برکات وجودی ایشان بهره‌مند شویم، اگر بخواهیم در این دوران از ظلمات فرهنگ غربی رها شویم و به تمدن اسلامی نایل گردیم باید در ذیل شخصیت اشراقی حضرت روح‌اللّه قرار گیریم و مصداق حدیث حضرت صادق«علیه‌السلام» را نیز بدین لحاظ می‌توان با شخصیت امام منطبق کرد که حضرت صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند: رسول خدا (ص) فرمودند:«یَحْمِلُ هَذَا الدِّینَ فِی کُلِّ قَرْنٍ‏ عُدُولٌ یَنْفُونَ عَنْهُ تَأْوِیلَ الْمُبْطِلِینَ وَ تَحْرِیفَ الْغَالِینَ وَ انْتِحَالَ الْجَاهِلِینَ کَمَا یَنْفِی الْکِیرُ خَبَثَ الْحَدِید» در هر قرن انسان‏هاى متعادل و عدولى هستند که این دین را حمل نموده و هرگونه تأویلِ اهل باطل و تحریف افراطیون، و ادعاهاى جاهلین را از آن دور مى‏گردانند، همان‏طور که کوره‏ى آهنگران پلیدى و چرکى آهن را پاک مى‏کند. و از آن‌جایی که با اشراقی که بر قلب امام شده تاریخ جدید ما شروع شده ادامه‌ی کار با ادامه‌ی راهی است که حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» گشوده‌اند. این چیزی است که رهبری عزیز متوجه شده‌اند و بر این اساس به بهترین نحو کشور را مدیریت می‌کنند. موفق باشید
5568
متن پرسش
سلام استاد رشته علوم انسانی هستم به نظر شما اگربه جای حقیربودبد ونمیتوانستید به حوزه بروید(خانواده دوست ندارند)وباتوجه به وضعیت بد دانشگاه چه محیطی چه دروسی که ماهیت مادی وغیرتوحیدی دارد وباتوجه به تحول علوم انسانی وتمدن ساری ونقش افسران جوان جنگ نرم دادند امام مان دادندچکارباید کرد در این وادی وچه رشته ای را باید انتخاب کرد وخواند وباچه رویکردی باید گرفتارآن هانشویم؟ لطفا جواب کلی ندهید وسوال برای دونفراست 1.برای کسی که میخواهدتازه وارد کارشناسی میشود(مجبور به یکی ازرشته هاست) 2.کسی که برای ارشد دوسال دیگر میخواهد آماده شود وحتی حاضر است رشته ی خود را تغییردهد که فقه وحقوق است وفکرمبکند که مهم ترارآن وظیفه ای دیگر دارددرعلوم اجتماعی وفلسفه و...که کاری روی زمین مانده امانی دانید. گفتم درد دلم را به شما گفته باشم که دانشگاه خوندید ودرسته که علوم انسانی نخواندیدوحس میکنم عمرم بیهوده با این رشته های وسیستم دانشگاهی دارد میرود. باتشکرازشما.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرحال ما باید برای فهم و تبیین تفکر دینی از فلسفه و عرفان اسلامی از یک طرف و فلسفه‌ی غرب و آثار سوبژکتیویته‌ی آن غفلت نکنیم، هرچه در این مورد جدّی‌تر وارد شوید رسالت تاریخی خود را بهتر انجام خواهید داد. کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» می‌تواند برایتان راه‌گشا باشد. موفق باشید
4626
متن پرسش
سلام استادگرامی : شما در ده نکته معرفت سی دی شماره 8 فرق بین حضور و ظهور فرمودین که مخلوقات ظهور خدایند در آیات هم یا ظاهر و در جوشن کبیر ذکر یا ظاهر آمده ولی کلمه حاضر هزار نام خدا نیامد گر چه حاضر نام دیگر اون حق فرمودین ولی خود کلمه چه اشکالی داره که در جوشن نیاوردن دلیل داره؟ کلمه ی عربی ودر دعا نیاوردند؟ ممنون که وقت با ارزشتون را برامون می ذارین خدا خیرتون بده اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن در توصیف حضرت حق می‌فرماید خداوند « وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلیم‏ » است همه‌ی حرف را زده چون واسِعٌ عَلیم یعنی در همه‌ جا به صورت آگاهانه و عالمانه حاضر است. واژه‌ی «واسع علیم» کامل‌تر از واژه‌ی «حضور» است. ما حضور را در مقابل ظهور به‌کار برده‌ایم. موفق باشید
3295
متن پرسش
سلام استاد در کتاب "جن شیطان جادوگر " در صفحه 25 نوشتید: برای شیطان کار دشواری نیست که حتی عامل بهبودی شخصی از بیماری شود. چطور امکان داره خداوند سلامتی مارو در اختیار شیطان قرار بده؟ و سئوال مهمترم: آیا در فرادرمانی هم شیطان درمان انجام میده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در آیه‌ی 41 سوره‌ی ص داریم که خداوند به رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرماید: یاد آور بنده‌ی ما ایوب را که ندا داد پروردگارش را که شیطان مرا به رنج بیماری و عذاب انداخته. و همان‌طور که مستحضرید مدتی حضرت ایوب«علیه‌السلام» در همین رابطه بیمار بودند و این یکی از وجوه امتحان الهی است. بدین لحاظ عرض کردم گاهی شیطان ما را بیمار می‌کند و با وسوسه‌های خود تلاش می‌کند ما متوسل به اموری مثل جادوگر شویم و بعد ما را بهبود می‌بخشد. هنر ما آن است در همه‌ی این امتحانات به وسایلی که شریعت الهی حرام دانسته متوسل نشویم وگرنه از امتحان الهی سرافراز بیرون نیامده‌ایم. فرادرمانی اگر به معنای همان انرژی‌درمانی است که موضوع آن را در کتاب عرض کرده‌ام و اگر چیز دیگری است نمی‌دانم. موفق باشید
2882
متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی استاد من بر سر یک دو راهی مانده ام! من کتاب ادب خیال و عقل و قلب رو که می خوندم رسیدم به قسمتی که شما کتابهای امام رو معرفی کردید(آداب الصلوة و...). بنده طبق سیر مطالعاتی که گفتید کتابهای آشتی با خدا، ده نکته از معرفت النفس، از برهان تا عرفان و همچنین کتاب معاد را تا ترک 14 مطالعه و کوش داده ام. با توجه به توصیفاتی که شما در کتاب ادب خیال از امام خمینی و علامه طباطبایی و امثالهم بیان کرده اید می خواستم ازتون بپرسم که آیا میتونم از این به بعد کتابهایی که از امام معرفی کرده اید رو بخونم یا اینکه طبق سیر مطالعاتی پیش بروم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بعد از کتاب «معاد» إن‌شاءالله می‌توانید کتاب «آداب‌الصلواة» را کار کنید و بعد از آن کتاب «خویشتن پنهان» و کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» إن‌شاءالله می‌توانید تفسیر المیزان را کار کنید. موفق باشید
2533
متن پرسش
آقای طاهر زاده این خدا کیست؟ چیست؟ چرا دست از سر ما بر نمی دارد؟ باور کنید نه می‌تونم ازش فرار کنم، نه ولم می کنه، نه می شناسمش نه راهم میده، نه نشونم میده، باور کنید منو بیچاره کرده. بابا این خدا کیه؟ چکارس؟ چکارش کنیم؟ چرا مارو تو زمین و آسمون نگه داشته؟ خب یا بیاد پایین یا ما رو ببره بالا. بدون خدا نمیشه، نمی‌تونم. از اون ور، باهاش هم نمیشه بود. چی از جون ما میخواد؟ چرا کسی نیست جواب منو بده؟ همین که میفهمم هیچی نمیفهمم خودش یه دنیا دردسر و بدبختیه، وای به حال این‌که آدم یه چیزی هم بدونه.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نمی‌دانم دنبال چی هستی؟ اگر به دنبال خدای واقعی هستی و نه خدای ذهنی، شاخصه‌ی آن خدا این است که با اندیشه به‌دست نمی‌آید و باید بدانی «هرچه اندیشی پذیرای فناست... وانکه در اندیشه ناید آن خدا است» و اگر برایت روشن شد که برای رسیدن به او باید با او مأنوس شوی و مأنوس‌شدنِ با او مشروط به آن است که «خود» را نبینی زیرا به قول فیض کاشانی، توجه کن که می‌گوید: گفتم: که روی خوبت، از من چرا نهان است؟ ...گفتا: تو خود حجابی ، ورنه رخم عیان است ! گفتم: که از که پرسم ، جانا نشان کویت ؟ ...گفتا: نشان چه پرسی ، آن کوی بی نشان است ! گفتم: مرا غم تو خوشتر ز شادمانی ...گفتا: که در ره ما ، غم نیز شادمان است ! گفتم: که سوخت جانم، از آتشِ نهانم ...گفت: آنکه سوخت او را، کی ناله یا فغان است ! گفتم: فراق تا کی؟ گفتا : که تا «تو» هستی ...گفتم نفس همین است ؟ گفتا: سخن همان است ! گفتم: که حاجتی هست ، گفتا : بخواه از ما …گفتم: غمم بیفزا، گفتا که رایگان است ! گفتم: ز فیض بِپْذیر، این نیمه جان که دارد....گفتا : نگاه دارش، غم‌خانه‌ی تو جان است ! آری وقتی هنوز ما نظر به «هستِ» خود داریم جایی برای هستِ مطلق نمی‌ماند که بخواهیم با او مأنوس شویم. قصه‌ی او با ما، قصه‌ی آن پشه است که در محضر حضرت سلیمان از باد شکایت کرد که مانع زندگی اوست و حضرت خواست باد را احضار کند تا شاکی و متشاکی را در محکمه حاضر کرده باشد. بانگ زد آن شه که اى باد صبا.... پشه افغان کرد از ظلمت بیا+ هین مقابل شو تو و خصم و بگو.... پاسخ خصم و بکن دفع عدو+ باد چون بشنید آمد تیزِ تیز.... پشه بگرفت آن زمان راهِ گریز+ پس سلیمان گفت اى پشه کجا ... باش تا بر هر دو رانم من قضا+ گفت اى شه مرگ من از بود اوست.... خود سیاه این روز من از دود اوست‏+ او چو آمد من کجا یابم قرار.....کاو بر آرد از نهاد من دمار+ همچنین جویاى درگاه خدا .... چون خدا آمد شود جوینده لا+ گر چه آن وصلت بقا اندر بقاست .... لیک ز اول آن بقا اندر فناست‏+ سایه‏هایى که بود جویاى نور.... نیست گردد چون کند نورش ظهور+ هالک آید پیش وجهش هست و نیست .... هستى اندر نیستى خود طرفه‏اى است‏+ اندر این محضر خردها شد ز دست..... چون قلم اینجا رسیده شد شکست+ ملاحظه می‌کنید که مولوی می‌خواهد بگوید «همچنین جویاى درگاه خدا... چون خدا آمد شود جوینده لا» حالا از خود بپرسید به دنبال کدام خدا هستید؟ خدای واقعی را وقتی می‌یابید که خودتان را خودتان نبینید. همه‌ی دردسرها آن است که می‌خواهیم هم «ما» باشیم و هم «خدا». بگو: «ما که باشیم ای تو ما را جانِ جان... تا که ما باشیم با تو در میان». موفق باشید
2446

انس با قرانبازدید:

متن پرسش
بر این اساس، آیه (لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ) «و جز پاکان نمی‏توانند به آن دست زنند (دست یابند)»واقعه (56)، آیه 79 ترجمه تحت الفظی این آیه شریفه میگه که ناپاکان نمیتونن به قرآن دست بزنند اما ما میبینیم که بسیاری حتی کفار و ملحدان که نجس هم هستن دست می زنند و معنای تحت الفظی آیه رعایت نمیشه.این رو چه پاسخی براش هست؟ البته میدونم که معنای عمیق اون این میشه که جز پاکان از این قرآن کریم برداشت معرفتی نمی کنند.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: معنای تشریعی آیه آن است که وظیفه‌ی ما است با وضو دست به حروف قرآن بزنیم و معنای تکوینی آن آیه این است که قلب هرکس به اندازه‌ای که از گناه پاک است می‌تواند با حقیقت قرآن مأنوس شود. موفق باشید
1861
متن پرسش
بسم رب الحسین/با عرض سلام خدمت استاد عزیز آیا اینکه ما فلسفه ها را به درست و نادرست یا حق و باطل تقسیم بندی کنیم با آزاداندیشی-که از تاکیدات رهبری حکیم انقلاب هست-منافات ندارد؟ آیا این احتمال وجود ندارد که با تقسیم فلسفه ها به حق و باطل آزاد اندیشی دفن شود و ما در صدد تحمیل عقاید و ایدئولوژی خود به سایر اندیشه ها برآییم؟آیا این باعث نخواهد شد که ما در دام بنیادگرایی و طالبانیسم نظری اسیر شویم و تفکر را به اسارت ایدئولوژی در آوریم؟به نظر من اگر به آزاداندیشی آسیبی وارد آید این آسیب قطعا حجاب حقیقت اسلام خواهد شد و زمینه را برای رشد قارچ گونه نامحرمان سرای حق مساعدتر خواهد کرد و شاید این تقسیم بندی باعث زایش روز افزون خشونت-چه در نظر و چه در عمل- شود .آیا این که ما با پیش فرض های ذهنی و عقیدتی خودمان به ساحت تفکر وارد شویم اندیشه را عقیم و ابتر نخواهد کرد و حجاب حقیقت نخواهد شد؟ خواهان نظر حکیمانه شما استاد گرانقدر و عزیز هستم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: فلسفه به معنای واقعی آن عبارت است از جستجوی حقیقت منتها بعضاً دیده می‌شود که عده‌ای به نام فیلسوف ابزارهای خدادادی حقیقت را تعطیل می‌کنند و تنها به حسّ خود محدود می‌شوند. در این حالت است که می‌گوییم اینان به دنبال حقیقت نیستند زیرا حقایق بالاتر از آن است که تنها خود را در محدوده‌ی محسوسات ظاهر نماید، ما علاوه بر حسّ، برای رسیدن به حقیقت، عقل و قلب هم داریم و فلسفه‌ای حقیقتاً به جستجوی حقیقت است که برای رسیدن به حقیقت همه‌ی امکانات بشری را جهت یافتن حقیقت به‌کار گیرد. بنده معتقدم اگر حسّ و عقل و قلب را به‌درستی جلو ببریم به حکمت متعالیه‌ای می‌رسیم که بر اصالت وجود و تشکیکی‌بودن آن نظر دارد. موفق باشید
1837

کاربازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی-جناب استاد اینکه بیان شده کار جوهر مرد است آیا منظور کار یدی مثل کشاورزی منظور است یا نه منظور از کار چیست .آیا مطالعه دینی ومباحثه هم کار حساب میشود.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام شاید این اصطلاح در مورد کار یدی باشد ولی مطالعه‌ی دینی در جای خود ارزش خود را دارد عمده آن است که انسان یک‌بُعدی نشود. موفق باشید
1144

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد برای خدا دوست داشتن به چه معناست ؟ یعنی چگونه میتوان فرزند یا همسر و یا دوستان را برای خدا دوست داشت ؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی باید مقصد اصلی جان هر انسانی رجوع به حضرت حق باشد، حال هرچیزی که در این راستا قرار گیرد مطلوب است. همسر شما از آن‌جایی که وسیله‌ای است تا رجوع الی‌الله برای شما راحت باشد مورد علاقه‌ی شما باید باشد و فرزندان شما از آن‌جایی که وسیله‌اند تا شما سربازانی برای اسلام تربیت کنید مورد علاقه‌ی شما هستند. موفق باشید
958

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید با توجه به بحث انسان در خدمت دنیا یا دنیا در خدمت انسان برداشت من این بود که شما با استفاده از تکنلوژی و کشف اختراعات مخالفید. نظر شما اینه که با گسترش تکنولوژی انسان از یاده خدا غافل میشه؟ میشه توضیح بدین؟ 2.به نظر شما فرهنگ و مردم غرب را با یک چشم دیدن و همه را در خدمت شیطان دیدن درسته؟ در صوریتیکه خیلیها در دین خودشان متدین هستند و گناههایی که بعضی از ما به وفور انجام میدهیم مانند دروغ.تهمت.غیبت و بدگویی پرهیز میکنند ممنون
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی موضوع جایگاه فکری و فرهنگی تکنولوژی و رابطه‌ی آن با فرهنگ مدرنیته موضوعی است که احتیاج به مطالعه‌ی مباحث زیادی دارد پیشنهاد می‌کنم اگر مایلید وارد این بحث شوید ابتدا کتاب «توسعه و فرهنگ» از شهید آوینی را مطالعه فرمایید سپس چهار جلد کتابی که بنده در رابطه با فرهنگ غرب نوشته‌ام مطالعه شود. موفق باشید
نمایش چاپی