باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که برای از بینبردن مشکلات باید کار فرهنگی انجام داد و انقلاب اسلامی به نظر بنده تنها بستری است که اگر در متن جامعه مستقر شود چنین امکان تاریخی را فراهم میکند و رهبری انقلاب نیز تلاش میکنند تا انقلاب اسلامی و تمدن اسلامی به جای تمدن غربی به تاریخ ما برگردد تا بتوانیم از این ضعفهای تاریخی رها شویم. آیا دوست شما راه دیگری میشناسند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان به جایی میتواند برسد که جنبهی حقانی همهچیز را بیابد و جز حق نبیند و حتی خود را بر اساس جنبهی حقانیاش بنگرد که خواجه عبداللّه انصاری در منازل السائرین در قسمت «نهایات» یعنی از منزل 90 تا 100 بهخوبی آن را تبیین میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بسیاری موارد حضرت علی«علیهالسلام» همانی است که در این تابلو ترسیم شده، مگر آنکه فراموش نشود وقتی فتنهگرانی چون طلحه و زبیر رو در روی نظام اسلامی ایستادهاند، پس از نصیحت و تذکر بهشدت با آنها جنگید زیرا در آن موقعیت اصل نظام اسلامی را نشانه رفته بودند و دیگر در مورد توطئهی خوارج در متن جنگ با معاویه بود که این آزاداندیشی نیست که به اجازهی علی«علیهالسلام» چنین میدانی به آنها داده شده بود بلکه نقشهی عمروعاص بود و بازیخوردنِ خوارج، و بعد هم فریبی که عمروعاص به ابن عباس داد مورد پذیرش امیرالمؤمنین«علیهالسلام» قرار نگرفت. چرا نویسندهی محترم فرمودهاند: علی«علیهالسلام» «باز رأی بر حق خود را بر مردمش تحمیل نکرد» این حرف عجیبی است مگر خوارج مردمِ علی«علیهالسلام» بودند، پس جای مالک اشتر و محمدبن ابابکرها کجاست؟ متن تاریخ چیز دیگری را میگوید، گویا نویسندهی محترم تلاش نکردهاند همهی علی«علیهالسلام» را ببینند! حداقل به اندازهی مولوی که ادعای تشیع آن حضرت را ندارد، باید علی«علیهالسلام» را میدیدند که در وصف آن حضرت میگوید: «در شجاعت شیر ربانیستی / در مروت، خود که داند کیستی». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید اینکه حضرت حق به حضرت موسی و هارون «علیهماالسلام» فرمودند با اینکه فرعون طغیانگر است با او رفتار نرم و لیّن داشته باشید؛ دو وجه دارد: یکی وجهی که مرحوم شهید مطهری در تفسیر آن آیه متذکر هستند بدین معنا که شاید بر اساس فطرت انسانیاش به خود آید وقتی اینچنین نرم و دلسوزانه با او برخورد شود؛ و وجه دیگر میتواند این باشد که آن دو بزرگوار نشان دهند فرهنگ ایمانی چه فرهنگی است تا درباریان که بعضاً آمادگی لازم را داشتند، به خود آیند. مثل مؤمن آل فرعون یا همسر خود فرعون. در ضمن از روایات خوبی که در رابطه با تواضع در مقابل اهل ایمان و تکبر در مقابل متکبرین فرستادید، تشکر میکنم. آری! تکبر در مقابل متکبر وقتی معنا میدهد که حق برای او روشن شده باشد و او به جهت خودخواهیاش آن را نپذیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای زرشناس در این مورد تحقیقات خوبی دارند. مختصر نظر ایشان را در کتاب «امام خمینی - رضواناللّهتعالیعلیه - و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» در صفحهی 179 به بعد آوردهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حضرت آقا در یکی از خطبههای نماز جمعه در زمان ریاست جمهوریشان در آبانماه که سالگرد رحلت حضرت علامه بود این جمله را فرمودند 2- نظرتان در مورد روحیهی استکبارستیزیِ عارفان بزرگ نهتنها درست که «ماه» است 3- عارف باللّه نهتنها حجابهای بین خود و خدا را که در اثر خودبینی و تکبر پیش میآید، رفع میکنند؛ با حجابهای ظهور حق در جامعه که توسط استکبار در شکلهای مختلف ظهور میکند، مقابله مینماید منتها مطابق شرایط تاریخیِ خودش. از این جهت است که ممکن است روش آنها چون به روشِ معمولی که فرهنگ مدرنیته بهعنوان انسان اجتماعی تعریف کرده باشد، گوشهگیری قلمداد شود، ولی حضورِ نرمِ این بزرگان و کینهای که در شاگردان اینان نسبت به استکبار بهوجود میآید؛ حکایت از آن دارد که در جامعهی خود به صورت فعّال ولی به صورت روش خاص خودشان حاضرند و این است همان سیاست در عین دیانت که غیر از سیاسیکاریها و به قول معروف «پدرسوختگیها»یی است که دنیای استکبار نام سیاست به آن نامیده است 4- در سیاستفهمی و اجتماعیبودن و شعور تاریخیداشتنِ حضرت آیت اللّهالعظمی حسنزاده«حفظهاللّه» همین بس که در عصر چهارشنبهای در زمان دفاع مقدس که در خدمتشان بودیم، فرمودند: (بنده هر وقت شهداء را به قم میآورند در عین تشییع آنها در گوشهای میایستم و خطاب به آنها عرضه میدارم: «السلام علیکم یا اولیاءاللّه»). نمیدانم این مرد بصیر در این جوانانِ نورسی که از نظر ظاهر هیچ منزلی از منازل سلوک را طی نکرده بودند، چه میدیدند که تعبیر اولیاء الهی که اهل عرفان به کم کسی اطلاق میکنند، به شهداء اطلاق میکردند. همین بس که متوجه بودند این انقلاب، آن اندازه خالص و خدایی است که فدائیان آن در مقام فنای فی اللّه حاضر شدهاند. آیا این ظریفترین و لطیفترین و نرمترین سیاستمداری نیست؟!! و آیا موتور یک جامعهی فعّال این نوع نگاه روحانی نمیباشد از آن جهت که باید در وصفشان گفت: «گر نبودند به جهان گوشهنشینانی چند / نه در افلاک سخن بود و نه در کَوْن و مکان». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در موضوع معرفت نفس و احساسِ خودْ ماوراء تن، و حضورِ ابدی آن سخن بسیار رفته است و همانطور که مرقوم فرمودهاید انسان به خوبی خود را بدون تن میتواند احساس کند و به حکم آنکه عالِم غیر معلوم است آنکسی که به تنِ خود علم دارد مسلّم تنِ خودش نیست و چون علم از مقولهی مجردات است، پس بنابراین کسی که علم به خود دارد موجودی مجرد است و موجود مجرد، فرسایشپذیر و «میرا» نیست. و این کمترین علم به خودمان میباشد در آن حدّ که خود را به عنوان یک موجودِ مجرد مییابیم. و بنده در این رابطه عرایضی در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» با شرح صوتی آن و در کتاب «خویشتن پنهان» داشتهام. میماند این نفس چه وسعتی دارد در آن حدّ که مولایمان علی«علیهالسلام» میفرمایند:
|
اتَزْعَمُ انَّكَ جِرْمٌ صَغيرٌ |
وَ فيِكَ انْطَوَى الْعالَمُ الاكْبَرُ |
|
تو مى پندارى كه همين جسم كوچك هستى، در حالى كه جهان بزرگى در نهاد تو پنهان است. زیرا انسان وسعتی تا همهی افلاکِ سماوی دارد در آن حدّ که فرمود: «دو سر هر دو حلقهی هستی / به حقیقتْ به هم تو پیوستی». در رابطه با وسعت انسان و اینکه سلوک زیادی نیاز است تا انسان همهی ابعاد خود را در حدّ ممکن بیابد، کتاب «چگونگی فعلیتیافتنِ باورها» با شما سخنها دارد. و باز در این رابطه در روايت داريم كه راوي از حضرتامام رضا (ع) ميپرسد: مرا از بهشت و جهنم خبر دهيد، آيا هم اكنون آنها خلق شدهاند؟ حضرت فرمودند: بلي، و رسولالله (ص) وقتي به معراج رفتند داخل بهشت شدند و آتش را ديدند. راوي ميگويد: عدهاي از مسلمانان ميگويند بهشت و جهنم مقدر شدهاند ولي خلق نشدهاند. حضرت فرمودند: آنها از ما نيستند و ما هم از آنها نيستيم:
«مَنْ اَنْكَرَ خَلْقَ الْجَنَّةِ وَالنّار كَذَّبَ النَّبِيَّ (ص) وَ كَذَّبَنا وَ لا مِنْ وِلايَتِنا علي شَيْئٍ وَ يَخْلُدُ في نارِ جَهَنَّم. قالالله: هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتي يُكَذِّبُ بِهَاالْمُجْرِمُونَ يَطُوفُونَ بَيْنَها وَ بَيْنَ حَميمٍ آنٍ».
پس كسي كه منكر خلقت فعلي بهشت و جهنم شود، پيامبر و ما را تكذيب كرده است و از دوستان ما نيست و براي هميشه در آتش است. خداوند در آيه 44 سوره الرحمن فرمود: اين است جهنمي كه گناهكاران انكار ميكردند و هم اكنون گناهكاران بين آن جهنم و آبجوشان در حال طوافاند.[1]
و نيز در روايت داريم که: «رسول خدا (ص) فرمودند: در آن هنگامي كه مرا در آسمان معراج دادند من داخل بهشت شدم، ديدم در آنجا زمينهاي بسياري را كه سفيد و روشن افتاده و هيچ در آنها نيست، وليكن فرشتگاني را ديدم كه بناء ميسازند، يك خشت از طلا و يك خشت از نقره، و چه بسا دست از ساختن برميدارند. من به آن فرشتگان گفتم: به چه علّت شما گاهي مشغول ساختن ميشويد و گاهي دست برميداريد؟ فرشتگان گفتند: وقتي كه نفقة ما برسد ما ميسازيم و وقتيكه نفقهاي نميرسد دست بر ميداريم و صبر ميكنيم تا آنكه نفقه برسد. رسولخدا (ص) به آن فرشتگان گفتند: نفقة شما چيست؟ گفتند: نفقة ما گفتار مؤمناست در دنيا، كه بگويد: سُبْحَانَ اللَهِ وَ الْحَمْدُلِلَّهِ وَ لاَ إلَهَ إلاَّ اللَهُ وَ اللَهُ أَكْبَرُ.[2]
پس چنانچه ملاحظه ميفرماييد حضرت در سفر معراجي خود با بهشت و جهنم روبهرو شدند و اين ميرساند که هم اکنون بهشت و جهنم موجود است. 3- ما تنها نسبت خود با خدا را مییابیم و نه نسبت خدا به عالَم را 4- فلسفه، خبر از وجود حقایق میدهد و عرفان، مقام اُنس با آن حقایق است. موفق باشید
[1] - قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَاu: يَابْنَ رَسُولِ اللَهِ! أَخْبِرْنِيعَنِ الْجَنَّةِ وَالنَّارِ، أَهُمَا الْيَوْمَ مَخْلُوقَتَانِ؟! فَقَالَ: نَعَمْ، وَ إِنَّ رَسُولَ اللَهِf قَدْ دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَ رَأَيالنَّارَ لَمَّا عُرِجَ بِهِ إلَيالسَّمَآءِ. قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: فَإنَّ قَوْمًا يَقُولُونَ: إنَّهُمَا الْيَوْمَ مُقَدَّرَتَانِ غَيْرُ مَخْلُوقَتَيْنِ! فَقَالَu: مَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ لاَ نَحْنُ مِنْهُمْ. مَنْ أَنْكَرَ خَلْقَ الْجَنَّةِ وَالنَّارِ فَقَدْ كَذَّبَ النَّبِيَّ f وَ كَذَّبَنَا وَ لَيْسَ مِنْ وَلاَيَتِنَا عَلَيشَيْءٍ وَ خُلِّدَ فِينَارِ جَهَنَّمَ! قَالَ اللَهُ عَزَّوَجَلَّ: هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِييُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ * يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَ بَيْنَ حَمِيمٍ ءَانٍ. (توحيد صدوق، باب ما جاء فيالرُّؤْيَه، حديث 21 ص 118).
[2] - «عن أبي عبد الله u قال، قال رسول الله f لما أسري بي إلى السماء دخلت الجنة فرأيت فيها قيعان يقق و رأيت فيها ملائكة يبنون لبنة من ذهب و لبنة من فضة و ربما أمسكوا فقلت لهم ما بالكم ربما بنيتم و ربما أمسكتم فقالوا حتى تجيئنا النفقة فقلت و ما نفقتكم فقالوا قول المؤمن في الدنيا سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلا الله و الله أكبر فإذا قال بنينا و إذا أمسك أمسكنا»(بحارالانوار، ج 18، ص 409، باب 3 – اثبات المعراج و معناه.)
باسمه تعالی: سلام علیکم: برنامهی ناقصی است، خیلی قابل استفاده نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته در اینکه جریان تصوف و صوفیگری از قرن دهم به بعد با نفوذ استعمار گرفتار اباحهگری شد و بیشتر در خدمت اهداف استعمار قرار گرفت، بحثی نیست. میماند که آیا آیت اللّه حاج ملا سلطان محمد گنابادی صاحب تفسیر «بیان السعادة» از تحصیلکردههای نجف اشرف و سامرا که مورد احترام امثال میرزای شیرازی بودهاند و سعی کردهاند با تأسیس فرقهی گنابادی از آن نقشههای استعماری عرفان را نجات دهند؛ هممصداقِ فرقه های انحرافی خواهند بود، یا نه؛ این قابل تأمل است. به خصوص که حضرت امام در تفسیر سورهی حمد خود از تفسیر مرحوم ملا محمد گنابادی یاد کردند. و رفقایی که تا حدّی بعضی از افراد این فرقه را میشناسند نظرشان آن است که نمیتوان با همان چوبی که سایر فرقهها را راند، اینها را نیز با همان چوب برانیم. زیرا علاوه بر آنکه مقیّد به دستورات شرع و فقه فقیهان میباشند؛ نسبت به انقلاب و رهبری و تقابل با استکبار همنوا با نظام هستند. حال اگر مثل همیشه افرادی به اسم عرفان حیلههای خود را إعمال میکنند بحث دیگری است. بنابراین نمیتوان به کاری که جناب آقای سید حسنآقا خمینی انجام دادهاند ایراد گرفت بهخصوص که از شرح «فصوصالحکم» که ایشان دارند، مشخص میشود در موضوع عرفان نظری بهخوبی صاحبنظر میباشند. سایت مربوط به ایشان، فایلهای صوتی فصوص را در معرض استفادهی کاربران قرار داده است. موفق باشید
عرض سلام و ادب خدمت استاد طاهرزاده: وقت شما بخیر و نور. آیه الله کشمیری که معروف بودند به «سید الذاکرین » فرمودند که زیارت عاشورا چوب دارد (سنگین است) منظور از این جمله چیست؟ نظر به اینکه در حکایت سید رشتی، حضرت مهدی (عج) تاکید بر جامعه کبیره و زیارت عاشورا و نافله داشتند آیا خواندن زیارت عاشورا به صورت روزانه، عوارض دارد؟ اگر با ۱۰۰ لعن و سلام باشد چطور؟ من راجع به چله برداشتن شنیده ام که باید زیر نظر استاد باشد، در غیر این صورت، بعد از پایان چله باید منتظر نزول بلا بود، علت بلا بعد از اربعینیات، گناه و پاک نشدن نفس هست، لذا نازل شدن بلا برای تطهیر است. نفس پاک کمتر آسیب میبیند، چله باعث میشود معایب بالا بیاید، وقتی چله میگیریم، در صورتی که روی طهارت نفس و برطرف کردن رذیله ها و ترک گناه کار نشود، بلا به سمتمان می آید مثل کربلا رفتن که وقتی برمیگردیم درونمان بهم میریزد، ابراهیم بت های درون را میشکند کلا انسان بر مبنای شاکله الهی خودش به سمت خدا میرود ولی متاسفانه با غفلت های زیاد مثل یک مرده زیر قبر غفلت شدیم که این مرده دارای بت های زیادی مثل حب دنیا و مقام و ثروت است و دل کندن روح از اینهمه تعلقات میسر نمیشود و هر دفعه بعد از بیداری دوباره بسمت عصیان میره و اینجا ابراهیم بت شکنی لازم است یا اسرافیلی که شیپور بیدار باش باید بزند که سرتا پا گوش و جان شوی تا لایق جانان شوی و بلا بهترین و سریع ترین کار رو انجام میده و انسان را از عقل جزیی که همش دنیا دنیا میگوید رها میکند و به عقل کلی که همش الله الله میگوید میرساند لذا استاد لازم است که شخص رو از خطرات و عوارض ذکر حفظ کند. صلوات و استغفار چون جزء ذکرهای عمومی هستند، آسیب و عوارض ندارند اگر هم بدون استاد چله برمیدارید، سعی کنید چله ها رو در جهت استغفار انجام بدید، که همون اولین منزل یعنی توبه هست. مثلاچله ذکر یونسیه یا استغفار یا نماز استغفار و... خیلی خوبه و عمومی هست، اما همون هم بهتر هست نیت چله نشود و زمان تعیین نشود، مداومت شود. ذکر باید با حالت روح تناسب داشته باشد لذا استاد لازم است که تعیین کند برای هر شخص، چه ذکری مناسب است و همانطور که هر قفلی، کلید خاص خود را دارد، هر حاجت و مشکلی، ذکر خاص خود را دارد، لذا نمیشود سرخود چله برداشت اینها مجموعه ای از شنیده ها بود ممنون میشوم در مورد درستی یا نادرستی مطالب پاسخ دهید🙏
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون بنده وارد این امور نشدهام نمیتوانم نظر بدهم. تصور بنده آن است که بیشتر باید در معارف حقه، مانند «معرفتِ نفس» و «معرفتِ حق» و «تدبّر در قرآن» وارد شد که برکات خاص خود را دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نیز در بحث «برهان صدیقین» روشن میشود. وقتی با نگاه وجودی به مخلوقات نگاه کنیم، بحث تجلی پیش میآید. و وقتی مخلوقات را آینهی نمایش اسماء الهی ببینیم، بحث ظهور پیش میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اگر به افکار هرکدام از عزیزانی که ذکر فرمودهاید با دقت توجه کنید همه به یک حقیقت اشاره دارند و آن اشاره به حقیقتی است که خداوند تحت عنوان شریعت اسلام به قلب مبارک حضرت محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» وَحی فرمود و همهی این کتابها برای اُنس بیشتر به دستورات شریعت اسلام است و لذا جای هیچ سردرگمی نیست. با قوت تمام به دستورات شریعت الهی عمل کنید تا به مرور با نور قلب مبارک حضرت محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» و اهلالبیت«علیهمالسلام» به اسلام نزدیک شوید و در آن فضا متوجه میشوید که در این تاریخ میتوانید سخن حق را از زبان حضرت آیتاللّه خامنهای«حفظهاللّه» بشنوید و تصدیق کنید. موفق باشید
