باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بخواهید مطالب کامل در ذهن شما بماند بهتر است همهی نظرات را مطالعه کنید تا در تضارب آراء، مطالب بهتر در ذهن بماند. به نظر بنده طلبه در حین درس خارج خوب است یک دوره اسفار بخواند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دلِ زلال این مرد الهی از هزارهزار کتاب معرفت النفس زلالتر بود. خداوند ما را از چنین عالِمانِ باللّهی هرگز جدا نکند. بر سر مزار مبارک ایشان و زیر سایهی ایشان به خداوند توسل جویید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با اختیار و مقابله با وساوس شیطان، باید این اطمینان را حفظ کرد و طبق وظیفه و بدون حرص، در امر طلب رزق تلاش نمود. و در مورد گرفتن حق در حدّ معقول باید اقدام نمود و بقیه را به خدا واگذار کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به تعبیر جناب شیخ الرئیس ابنسینا: حضرت حق عاشق کمال است و چون خود او عین کمال است عاشق خودش است و هرکس به اندازهای که کمالات واقعی داشته باشد و به یک معنا به او نزدیک باشد به او عشق میورزد 2- عشقهایی که در مسیر حرام محقق شود به گفتهی مولوی: «عشقهایی کز پی رنگی بود/ عشق نبود عاقبت ننگی بود» و تنها با توبه و رویگرداندن از آن لذّاتِ وَهمی، حقیقت نور خود را بر ما مینمایاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کتاب «شرح طهارت» رویهمرفته نکات خوبی دارد و از همان ابتدا باید بعضی از تذکرات آن را رعایت کرد. صوت بحث کتاب «بدایة الحکمه» به صورت درسی از بنده موجود نیست ولی مباحث کتاب «از برهان تا عرفان» در اختیار عزیزان میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مرحوم شهید آوینی در کتاب «حکمت سینما» میفرماید ما باید با عقاید خودمان روح دوربین را در اختیار بگیریم چیزی که شما در فیلم «شیار 143» ملاحظه کردید، دیدید چگونه فرهنگ شهادت و صبر مادر شهید جایی برای خودنمایی هیچکس نمیگذاشت. حتی خانم زارعی نیز خود را تماماً در اختیار نقشی که داشت قرار داده بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده فیلم را دیدم و به رفقا عرض کردم هیچ محتوایی نداشت و به هیچ نکتهی مهمی اشاره نمیکرد، ولی داستان را خیلی خوب سر هم کرده بود و در مقایسه با بازیگرانی که ما در فیلمهای خود داریم، هر سه شخصیت فیلم خیلی خوب بازی کرده بودند. از آن مهمتر آن خانم به شوهرش متذکر میشد که همهی تقصیرها را به گردن آن پیرمرد هوسباز نباید انداخت. آن پیرمرد با خانم قبلی مرتبط بوده و در عین حال به آنها هم کمک میکرده و برای فرزند آن خانم دوچرخه هم خریده. حالا سراغ آن خانم آمده و زنگ میزند و در باز میشود و بعد هم در حمام برایش باز میشود. اینجا است که با منظرهی به قول خودش که منجر به وسوسهاش شد روبهرو میشود. و این اندازه انحراف ما را به این نتیجه نمیرساند که آقای فرهادی بنا است قبح عفاف و معصومیت را در جامعه بریزد.
فکر میکنم با توجه به سؤال بعدیتان و درگیریای که با برادرتان داشتهاید، جنابعالی جایی برای فکر بقیه باز نمیکنید. همیشه باید متوجه باشیم اندازهی بدیها چقدر است؟ آیا بدی آن پیر مرد هوسباز در ابتدای امر به اندازهی یک مرد متجاوز به یک زن عفیف بوده؟ و یا به قول خودش وقتی در مقابل چنین صحنهای واقع میشود؛ وسوسه میگردد؟ آقای اصغر فرهادی یک حادثه در مقابل بیننده میگذارد که به نظر بنده محتوایی که پیامی برای زندگی او باشد، از طریق این هنر هفتم ظهور نمیکند هرچند در فرهنگ غربی که بیشتر در فضای سوبژه بهسر میبرد، هر سه بازیگر اصلی بهخوبی نقش خود را بازی کردهاند و از نظر آنها موضوع مهمی را متذکر انسانها شدهاند که در جنایتها، عوامل بیرون از تصمیم جنایتکاران از نظرها پنهان نماند. و از این جهت شأن چنین فیلمی خارج از معادلات سیاسی استحقاق داشتن یک اسکار را دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: میفرمایند دو نوع علم داریم: یکی علمی که به ما آگاهیهایی در محدودهی بدن میدهد و دیگر علمی که غیر از علم اولی است و ادیان الهی ما را متوجه آن میکنند. این روایت نمیخواهد این دو علم را در عرض هم قرار دهد و از عظمت علمِ ادیان بکاهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این سخن درستی است که حضور در عالم مادون مثل عالم مثال، حضور وجودی در عالمِ بالاتر است به صورت اجمال 2- درک حقایق و متأثرشدن از آنها به عوامل گوناگونی بستگی دارد از جمله عواملی که شما فرمودهاید به اضافهی ارادهی الهی جهت تغییردادن و جهتدادن به تاریخ 3- زنان در تعریفی که نسبت به وظایف خود کردهاند، عموماً کوتاهی نمیکنند؛ بلکه نیازی نمیبینند در تعریفی که مردان برای زندگی فردی خود کردهاند، وارد شوند. مادرانِ متدین، روحانیت لازم را جهت عبور از شبهات به فرزندان خود میدهند و این غیر از باسوادبودن و یا بیسوادبودن آنها است؛ بلکه با تعهدی که نسبت به تاریخ خود دارند میتوانند بهترین فرزندان را تحویل جامعه دهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً نمیدانم از معلّمی چه میتوان گفت وقتی همهی بشریت در قامت بلند خود، وامدارِ معلّمانِ حقیقی تاریخ خود میباشند. معلّمی بیش از آنکه تعلیمِ علم باشد، معنایِ عطوفت و محبت است که باید آن را پاسداشت تا محبت و عدالت به خانهها و به شهر برگردد وگرنه همه در ظلماتِ تسلط بر همدیگر، همدیگر را از پای در میآورند.
اگر معلّمی یعنی عطوفت و محبت و آزادی و عدالت، بمیرد همهچیز میمیرد. و اگر معلّمی گرفتار نیازهای روزمرهگی گردد، معلّمی خواهد مرد. معلّمی؛ نیازهای عنانگسیخته نیست. معلّمی قناعت است و سادگی، ولی وای اگر به چنین نیازی پشتِ پا زده شود.
با آن تپانچهای که آن معلّم بزرگ یعنی شهید مطهری، شهید شد، او شهید نشد، همهی ما یعنی همهی آنهایی که در عشقِ به انسانیت، شعلهور بودند شهید شدند. و این است که ما سالها است در خون خود میغلطیم.
وقتی تعصب جای آزادی نشست و فطرتها و عقلها کور شد، حتماً به اسم دین، دین کُشته میشود! و اینجاست که باید بیش از آنکه به ظاهر دین بپردازیم، باید دین را وسیلهی شکوفایی عقل و فطرت نماییم. در این حالت است که باید به شکوفایی وطن دلگرم بود. خوشا به حال مردی که شکوفایی وطنش، همهی شادی و دلگرمی اوست که معلّمی جز این نیست، حال! هرکس در هرجایی و به هرشکلی که در شکوفایی عقلها و فطرتها بکوشد؛ او معلّم است و او قدر و ارزش شریعت را که بهترین بستر برای چنین امری است، بهخوبی میداند. موفق باشید
