بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15512
متن پرسش
با سلام و تحیت خدمت استاد طاهر زاده: بابت راهنمایی که کردید ممنون و کاملا درست می فرمایید که باید به مطالعه عرفان نظری به طور تفصیلی البته زیر نظر استاد خبیر پرداخت تا این مسایل به طور کلی واضح و فهمیده شود ولی بنده در وضعیتی و شرایطی هستم که امکان خواندن عرفان نظری ندارم ولی قصد دارم که در یکی دو سال آینده زیر نظر استاد شروع به خواندن عرفان کنم. ولی از شما خواهشمندم فقط به این دو سه سوال من تا جایی که امکان دارد به صورت مفصل پاسخ دهید و من هم دیگر در این مورد سوالی نمی کنم تا ان شاءالله خداوند توفیق بده در تحت اشراف یک استاد شروع به خواندن عرفان کنم. 1. در جایی خواندم. ان اولیا الهی که علاوه بر جنبه سلوکی، عالم و درس خوانده هم باشند، وقتی که به کمال می رسند در عالم بقا که عرفا بر اساس سعه وجودی مقام دارند و هر که سعه بالاتری داشته باشد، در عالم بقا مقام بالاتری دارد؛ نسبت به اولیا الهی که درس خوانده نیستند و فقط به ضروریات دینی اکتفا کرده اند، اولیا درس خوانده در عالم بقا مقام بالاتری دارند. خواستم از شما بپرسم که آیا طبق این حرف، در عالم بقا سعه عرضی هم تاثیر زیادی دارد و آنهایی که با کسب علوم زیادی، سعه عرضی خود را زیاد کرده اند، مقام بالاتری دارند؟ 2. آیا سعه ذاتی همانند سعه عرضی، تغیر می کند و یا زیاد می شود؟ 3. مقام عرفا در عالم بقا بر اساس سعه ذاتی است یا سعه عرضی یا هر دو با هم تاثیر دارند؟ 4. آیا خداوند سعه وجودی و عین ثابت افراد را بر اساس حکمت و علم خود تعین کرده که مثلا یکی سعه وجودی بالایی دارد ولی دیگر سعه کمی؟ یا اینکه خود شخص در همان عالم الست و عالم قبل از دنیا، سعه و عین ثابت خود را تعین کرده که مثلا من در دنیا سعه بالایی دارم و دیگری سعه پایینی انتخاب کرده؟ یا اصلا هیچکدام نیست و اینطور است که امکان ذاتی هر انسانی فقط در یک عین ثابت مشخصی می تواند لباس وجود را به تن کند و به دنیا بیاید و در غیر آن سعه و عین ثابت نمی تواند به این دنیا بیاید و لباس وجود به تن کند؟ کدام یک از این تقریر ها درست است؟ 5. اگر افراد با کسب علوم می توانند سعه عرضی خود را زیاد کنند و در عالم بقا مقام بالاتری داشته باشند، خواستم از شما بپرسم مگر نه علوم بی نهایت هستند پس یعنی شخص می تواند همینطور سعه وجودی خود را زیاد کند؟ مگر عین ثابت محدود کننده سعه وجودی نیست که اجازه می دهد سعه انسان تا حدی رشد کند. پس چگونه است؟ در دفعه قبل به این سوال آخر جواب دادید ولی مقداری مبهم بود. لطفا اگه ممکنه مقداری مفصل تر مطلب را باز کنید. با تشکر. خواهش می کنم اگر می شود از جواب دادن سوالات دریغ نفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- علم واقعی که نظر به حقیقت دارد، مسلّم انسان را در دنیا و آخرت وسعت می‌دهد و با جان انسان متحد می‌گردد و لذا دیگر عرضی و ذاتی در میان نمی‌ماند. بر عکس اطلاعات، که همه‌ی این‌ها تا دم برزخ هست و از آن به بعد، مائیم و عقاید و اراده‌های ما 2- انسان‌ها در قیامت با چیزهایی روبه‌رو می‌شوند که فکرش را هم نمی‌کردند و به یک معنا برایشان رفع حجاب می‌شود و با تجلیّات جدیدی روبه‌رو می‌گردند به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ» (47/ زمر) برای آن‌ها از طرف خدا چیزهایی آشکار می‌شود که حسابش را هم نمی‌کردند. 3- هر دو موجب تجلیّات جدید می‌شود 4- امکان ذاتی هر شخص مشخص است و در آن محدوده می‌تواند سیر کند. مثل این‌که یک زن در محدوده‌ی زن‌بودن خود به کمالات عالیه‌اش دست پیدا می‌کند، ولی نمی‌تواند مرد شود و برعکس 5- عرض شد قلب انسان، ظرفیت گرفتن بی‌نهایت تجلیّات الهی را جهت قرب دارد و محدودبودن عین ثابته، در رابطه با سیر إلی اللّه نیست؛ این راه برای هرکس باز است. موفق باشید

13558
متن پرسش
سلام علیکم: در مورد سوال 13546 که فرمودید عین سخنان نیچه و هایدگر را ذکر کنم به آن دسترسی ندارم ولی آقای داوری در کتاب فلسفه ایدیولوژی و دروغ چنین می گویند: «در طی دو هزار و پانصد سال در فلسفه سخن این بوده است که نظر تکلیف عمل را روشن می کند. از نیچه به بعد فیلسوفان مخصوصا درباره این نسبت تامل کرده اند. هیدگر بر این قضیه روشنایی بسیار افکند و شاگرد او هانا ارنت به صراحت تقدم عمل را اثبات کرد» و در جایی می فرماید: «غرب از ابتدای تاریخ جدیدش دو وضع داشته است در هر دو وضع عمل بر نظر تقدم دارد. اگر در تاریخ فلسفه از زمان سقراط تا دوره جدید علم مقدم بر عمل بود در تفکر جدید غربی اراده بر عمل مقدم انگاشته شد.» و یا: «برای پاسخ دادن به این پرسش ها باید در معنای نظر و عمل و نسبت آنها با یکدیگر بیشتر تامل کرد. شاید ما در طرح مساله مرتکب اشتباهی شده باشیم ما از کجا می دانیم که آدمی صاحب دو قوه و توانایی نظری و عملی است؟... پس بیاییم نظر و عمل را از هم جدا ندانیم و فکرکنیم که نظر و عمل گرچه دو جلوه ی متفاوتند دو امر مستقل و منفک از یکدیگر نیستند یعنی عمل بدون نظر و نظر بدون عمل معنی ندارد. ولی باز وقتی به نظر و عمل می اندیشیم ناگزیر دوبین هستیم اگر نظر در برابر عمل قرار گرفت با سعی در به هم پیوستن شان دوگانگی منتفی نمی شود.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده عرض کردم این حرف درستی است که در نگاه نیچه و هایدگر، عمل بر نظر مقدم است، ولی در فضای فلسفه‌ای که آن‌ها در آن قرار دارند، نه آن‌که بتوانیم آن نگاه را در فلسفه‌ی اسلامی جستجو کنیم. فضای فلسفه‌ی آن‌ها با عقل دیگری جلو می‌رود. به همین جهت عرض شد باید با متون خود آن‌ها حرف آن‌ها را فهمید نه با نگاه انتزاعی خودمان. موفق باشید

13230
متن پرسش
سلام خدا بر شما استاد عزیز: سوال اول: در خصوص اجنه فرموده اید در ساحت و مرتبه دیگری از عالم زندگی می کنند، آیا منظور از مرتبه دیگر، عالم مثال است یا همین عالم ماده، و اگر در عالم ماده زندگی می کنند بدن آنها از عناصر اربعه تشکیل شده است یا فقط از آتش بوجود آمده اند؟ سوال دوم: نحوه جابجایی اشیا توسط اجنه به چه نحوی صورت می گیرد، آیا با قوانین فیزیک، قابل توجیه می باشد (در صورت امکان توضیح بفرمایید) و آیا این عمل، یعنی جابجایی اشیاء را مستقلا انجام می دهند یا وقتی در تسخیر انسان قرار بگیرند. ممنون از حوصله ای که فرمودید، التماس دعا
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً باید مرتبه‌ی اجنه را مرتبه‌ی مادونِ عالم مثال دانست و قرآن نیز جنس آن‌ها را از مارجی از آتش می‌داند نه خود آتش که تعبیر شهید مطهری آن است که آن‌ها از جنس انرژی باشند. و در مورد جابجایی اشیاء، کارشان شبیه کاری است که مرتاض‌ها با تمرکز قطاری را متوقف می‌کنند، یعنی با جنبه‌ی روحی بر اجسام و بر افراد اثر می‌گذارند. موفق باشید

13206

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و طول عمر با عزت برای استاد: بنده چون به حول و قوه الهی تا چند ماه دیگر صاحب اولاد ذکور دیگری می شوم و با توجه به اینکه برای نامگذاری بچه ها الگویم را حضرت امام (ره) قرار دادم لذا بچه اولم را مصطفی نامیدم و دومی را به تبعیت از ایشان می خواهم احمد بگذارم. اما برایم سوال شد که چرا امامی که در بیست و پنج سالگی به ملکوتشان رسیدند و آانقدر شیفته اهل البیت بودند و همچنین رهبر معظم انقلاب از اسامی مستقیم اهل البیت مثل محمد و علی و...استفاده نکردند و از القاب حضرات مثل مصطفی و احمد استفاده نمودند؟ لطفا فلسفه آن را بگویید. متشکرم. ضمنا استاد چندی است که چون در مباحث وجود شما پیشرفتی نداشتم به سایت استاد پناهیان مراجعه و از بسته تنها مسیر ایشان و اصول تزکیه استفاده می نمایم. نظر حضرتعالی در این خصوص چیست؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کلهم نورٌ واحد، یکی از یکی بهتر است. شما هم ببینید با کدام نور از ائمه‌ی معصومین بیشتر می‌توانید روحِ فرزند خود را تطبیق دهید و در مورد رجوع به سایت استاد بزرگوار جناب آقای حجت‌الاسلام و المسلمین آقای پناهیان کار خوبی کرده‌اید زیرا ممکن است خداوند عطش شما را با چشمه‌ای که در شخصیت ایشان جاری کرده است، سیراب کند. موفق باشید

12963
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر و عزیز: بنده به تازگی با سایت و آثار پربار شما آشنا شده ام و قصد دارم به زودی سیر مطالعاتی که جنابعالی پیشنهاد دادید را با کمک خداوند آغاز کنم. سوالم این است که تفسیر سوره های قرآن را از چه کتاب تفسیری استفاده کنیم؟ آیا تفسیر خاصی مد نظر شماست؟ با تشکر فراوان و آرزوی طول عمر با عزت و عاقبت بخیری برای شما و تمام خدمتگزاران اسلام و شیعه یاوری
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: محور عرایض بنده در مباحث قرآنی، تفسیر قیّم المیزان است. پیشنهاد می‌کنم اگر از قبل با المیزان آشنایی ندارید، ابتدا صوت چند سوره را استماع فرمایید تا با نگاه المیزان آشنا شوید و سپس به آن رجوع کنید. موفق باشید

10825
متن پرسش
سلام: شرمنده از سوال و تصدی وقت. چرا من با اینکه می دانم امری گناه است و چه عذاب ها و چه ... دارد باز هم نسبت به آن حب دارم؟ چکار باید کرد که این از بین برود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا ما در کنار فطرت الهی دارای نفس امّاره هم هستیم و در مسیر مقابله با نفس امّاره شخصیت الهی خود را باز می‌یابیم. بالاخره تا آخر این درگیری هست، سعی کنید مزه‌ی پیروزی بر نفس امّاره را بر جان خود بچشانید. موفق باشید
9840
متن پرسش
باعرض سلام خدمت استاد عزیز: سوالی که از خدمت جنابعالی داشتم این است که در طول یک سالی که با آثار شما مانوس می باشم در حال حاضر حالتی بر من عارض شده است که اگر روزی دو سه ساعت از مجموعه آثار شما را مطالعه نکنم دچار رخوت معنوی و احساس کم شدن روحیه عرفانی می کنم و حتی به ذهنم می رسد که اگه زمانی منابع تمام شود چه کار کنم؟ به نظر حضرتعالی این احساس نوعی وابستگی و حصولی بودن معنویت و تک بعدی بودن بنده نمی باشد؟ راهنمایی بفرمایید. 2) با توجه به اینکه مباحث را تنهایی دنبال می کنم و با وجود اینکه در آثارتان صراحتا برنامه مشخصی برای خودسازی جدای خودشناسی ارائه نفرموده اید و با توجه به رساله جهاد اکبر امام (ره) مبارزه با نفس اماره را با مراقبت در خوردن و آشامیدن و خوابیدن و مراقبه اعضا چشم و گوش و زبان و اقامه نماز اول وقت به جماعت و جمعه و تا حدودی ذکر طول روز و خواندن بعضی ادعیه درطول هفته را سعی بر مداومت در انجام دارم برای به حضور آوردن قلب چنانچه برنامه دیگری به نظر حضرتعالی می رسد به عنوان راهبر تبین بفرمایید تا رهروی نماییم بلکه به مقصد نهایی که لقاءالله است برسیم. ان شاء الله
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به لطف الهی در عین رعایت حقوق اطرافیان کاری را که شروع کرده‌اید ادامه دهید. از رساله‌ی «جهاد اکبر» حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» نهایت استفاده را ببرید. نامه‌ی 31 نهج‌البلاغه نیز در این رابطه کارساز است. موفق باشید
9626
متن پرسش
سلام استاد معظم: امروز مصداق دشمنان اصلی و متفکرین شاخص که مقابل اسلام ناب محمدی (ص) وجود دارد چه کسانی هستند؟ 1. آیا دشمنان اصلی دولت آمریکا می باشد پس در این صورت چرا صهیونیستها بدنبال سلطه بر جهان می باشند در عرصه های مختلف اقتصادی و تبلیغی و فرهنگ یهودی و غیره؟ 2. آیا دشمنان اصلی، دولت و مردم اسرائیل هستند، در این صورت پس چرا آقا آنها را سگ پاسبان آمریکا می داند؟ و 3. آیا دشمنان اصلی گروهی پشت پرده و در سایه می باشند که آنها این دو دولت را پشتیبانی می کنند این افراد چه تفکری دارند؟ دقیقا آیا فراماسونر یا یهودی و یا دارای چه تفکری هستند که این مذاهب دیگر را لفظا یدک می کشند؟ و در صورت سوم چرا امام و آقا آمریکا را راس دشمنان می دانند؟ خواهشمندیم کتب مربوط به سوالات را چه از آثار خودتان و چه دیگران ذکر بفرمایید. لطفا به این سوالات واحد سیاست گروه عمّاران کریم اهل بیت پاسخ بفرمایید؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: استکبار با صورت‌های مختلف در مقابل انقلاب اسلامی که صدای توحیدی این زمان است ایستاده. پیشنهاد می‌کنم کتاب‌های «انقلاب اسلامی و بازگشت به عهد قدسی» و «جایگاه تاریخی امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را مطالعه کنید. موفق باشید
9596
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم استاد گرامی: بنده نرم افزار آثار جنابعالی را خریده ام و قبلا ظاهرا از فرمایشات شما اینگونه برداشت کرده بودم که کپی کردن و استفاده دیگران اشکالی ندارد لذا در اختیار دوستان قرار دادم تا رایت یا کپی کنند. اما در پاسخ یکی از سئوالها مشاهده کردم که گویا مرکز کامپیوتری نور چنین اجازه ای نمی دهد. آیا این صحیح است؟ در این صورت تکلیف بنده در این مورد چیست؟ و با مواردی که دوستان استفاده کرده اند چه باید کرد؟ ببخشید از اینکه وقتتان گرفته می شود.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مرکز کامپیوتری نور طوری آن را ساخته که نمی توانیم روی سایت لب المیزان نصب کنیم، ولی چون گروه فرهنگی المیزان پول تهیه‌ی آن را به آن مرکز داده، این حق را دارد که بگوید هرکس خواست آن سی‌دی را تکثیر کند. مثل آن است که المیزان آن سی‌دی را هدیه داده باشد. موفق باشید
8881
متن پرسش
سلام علیکم با توجه به عدم رعایت قوانین و برخورد سلیقه ای با افراد و فسادی که گریبان گیر اکثر سیسم های اداری جمهوری اسلامی ایران شده است، چرا رئیس قوه قضاییه دست از تسامح و شعار بر نمیدارد؟ به این دلیل این سوال را پرسیدم که در بیشتر محافلی که حضور داریم حضرت آقا را مقصر این قضیه می دانند که چرا آیت الله لاریجانی را بعنوان رئیس قوا انتخاب نمود؟ و شما در پاسخ چه جوابی دارید؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: موضوع را باید عمیق‌تر بررسی کرد و آن غفلت از تربیت نسلی است که امروز در اداره‌های ما هستند و به نظرم ریشه‌ی این غفلت در دولت سازندگی شکل گرفت و هنوز هم به صورتی جدّی بیدار نشده‌ایم که کارگزاران نظام اسلامی حدّاقل باید با روح قرآن، آن‌هم با نگاهی که علامه متذکر آن هستند آشنا باشند. موفق باشید
8040
متن پرسش
باسلام باتوجه به اینکه شدت جایگاه برزخی و قیامتی وجود مبارک رسول الله ص با بقیه فرق میکند ، همنشینی با ایشان در اثر انجام برخی اعمال که در بعضی روایات آمده چگونه معنا میشود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مثل رابطه‌ی نور بی‌رنگ پائینی است با نور بی‌رنگ بالایی. موفق باشید
7821

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تحیت. استاد گرامی نظرحضرتعالی در خصوص بانو فاطیما که در سال 1917 در منطقه فاطیمای پرتغال مشاهده شده چیست؟ آیا همان حضرت زهرا سلام الله علیه و علی آبائه و بعله و اولاده آلاف تحیت و السلام بوده اند؟این ماجرا را چگونه می بینید؟سپاس
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: امکان این را می‌دهم که حضرت نظر رحمتی به آن دو بانوی راهبه کرده باشند. موفق باشید
7226

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام دربحث محرم نامحرم دچار وسواس شده ام احساس میکنم شیطان قوه واهمه ی مرا دراختیارش گرفته و دچار افراط شده ام به خاطر این مباحث محرم نامحرم ارتباطم خیلی محدود شده بانامحرم طوری که اطرافیانم با اینکه متدین هستنددراین زمینه مرا نرمال نمیدانند ..یعنی به نامحرم تامی توانم نگاه نمیکنم سرکلاس های مفید که استادانش مرد جوان ویا حتی غیرجوان هستند نمی روم.. باعث شده خودم ازخودم بدم بیایداحساس میکنم شیطان مرادربحث محرم نامحرم، به بازی گرفته نشان به ان نشان که من وسواس هم دارم متاسفانه به خاطرهمین حدس میزنم پای شیطان درمیان است ..ادب خیال وقلب راخوانده ام اما درست نشده ام چگونه باید واهمه ام را از دست شیطان نجات دهم؟؟؟؟.التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیر نظر مرجع تقلیدتان طبق دستور فقیه باید عمل کنید و از نظر عملی آدم‌های متدین را نمونه‌ی کار برای خود بگیرید. موفق باشید
6529
متن پرسش
آیا کمالاتی که به انسان نازل میشود به تدریج از عین ثابت او نازل میشود و به او میرسد یا همه کمالات او (تا آخر عمر) به مراتب عقلی و مثالی نازل میشود و به تدریج از مثال به انسان میرسد؟ تفاوت این دو، در شهودات مثالی است، که به فرض دوم انسان میتواند از عین ثابته خودش به نحو مثالی و نازله آگاهی یابد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه باشیم حقیقت کلّیِ هر موجود، مقام عین ثابته‌ی اوست به هر نحوی که ما در سیر ترتیبی با انوار وجود روبه‌رو شویم مطابق عین ثابته‌ی خود بر ما تجلی کرده و در صورتی که آن تجلیات حجاب سالک نگردد و او را به مرتبه‌ای بالاتر منتقل کند توانسته است به عین ثابته‌ی خود از وجهی نظر کند. موفق باشید
5864
متن پرسش
سلام علیکم.ببخشید استاد مزاحم اوقات شریف می شوم.سوالی دغدغه ذهنی ام شده است.می خواستم ببینم موضوع معرفت النفس چه زمانی در شیعه به عنوان یک روش سلوکی مطمون و منسجم توسط علما مورد عمل و دقت قرار گرفت؟ علامه طهرانی از قول علامه طباطبایی در کتاب رساله سیر و سلوک اولو الالباب موضوع شروع استفاده از روش های معرفت النفس در تمرکز و دفع خیالات را به زمان آیت الله شوشتری و آن جولا مربوط می داند.آیا کل معرفت النفس به عنوان یک روش سلوکی نه به عنوان یک علم از آن زمان مورد عمل قرار گرفت یا صرفا از زمان آیت الله شوشتری فقط تمرکز توسط معرفت النفس توسط آن جولا یاد داده شده است؟یا طریق معرفت النفس برای رسیدن به مقام ولایت که علامه در ولایت نامه ذکر می کند همیشه مورد توجه بوده است؟ آیا با وجود این که در روایات معرفت النفس مورد تاکید بی نهایتی قرار گرفته است باز هم علمای شیعه قبل از ورود این جولا به معرفت النفس به عنوان یک روش سلوکی نمی نگرسته اند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: یقیناً توجه به معرفت نفس همیشه مدّ نظر بوده. با منسجم‌شدن حوزه‌ها علماء نیز آن را به صورت منسجم‌تر در آوردند و حالت کاربردی‌تر به آن دادند تا دیگر به صورت پراکنده نباشد. موفق باشید
5713
متن پرسش
باعرض سلام خدمت شما استاد گرامی از اینکه این کاربر زیاد سوال میفرستد پوزش میطلبم . از این حیث که سوال زیاد است و هنگامی هم که مطالب و مباحث دینی را مدام دنبال میکنم سوالات متفاوتی برایم آشکار میشود که در نتیجه مزاحم شخص جنابعالی میشویم . وقتی می بینیم که سوال هایمان با آن حجم بالا را که در چند صفحه است میخوانید و جواب میدهید خودمان خجالت میکشیم . از این حیث ببخشید دیگر. اجرتان با مولانا حجت بن الحسن (ع). من خودم حوزوی نیستم اما مباحث دینی را بسیار علاقه دارم و خیلی دنبال میکنم . با یکی از دوستان حوزوی صحبت میکردم ایشان معتقد بود که تمام مطالب از اهل بیت به دست ما نرسیده است , میخواستم بپرسم این حرف ایشان چقدر صحت دارد ؟ و آیا ما حدیثی و یا اشاره ای از خود معصوم داریم که تلقی حرف ایشان باشد .حال این حرف دوستمان از یک طرف و حدیث حضرت حجت که می فرمایند : ..... (فارجعوا الی روات حدیثنا ) از سوی دیگر . من در ذهن خودم بررسی میکردم دیدم که اگر به حدیث حضرت بنگریم و در زمان غیبت به روایات کنندگان حدیث مراجعه کنیم باب اجتهاد بسته میشود و تکیه به قرآن و حدیث میگردد , و اگر به حرف دوست حوزوی امان بنگریم نتیجه اش گشوده شدن باب اجتهاد در ( فقه , اصول , کلام , فلسفه , تفسیر و....) باز میشود .حال شاید هم برداشت من اشتباه بوده است , میشود کمی توضیح بدهید ؟ و اگر شما با باز شدن باب اجتهاد موافق هستید در خصوص شیخ صدوق و مرحوم مجلسی میشود کمی توضیح بدهید که چرا این بزرگواران بیشتر به ثقلین اکتفا میکردند ؟ و آیا برداشت من از این دو بزرگوار صحیح است ؟
متن پاسخ
.باسمه تعالی‌: سلام علیکم: مسلّم است وقتی در محضر امام معصوم باشیم و یا برای موضوعی روایات روشنی داشته باشیم دیگر اجتهاد معنا ندارد، اجتهاد در موقعی است که امام معصوم حضور ندارند و در موضوعی نظر صریح از شریعت نیست. آری متأسفانه روایات زیادی به خاطر حوادثی از دست رفته ولی اگر آن روایات هم بود و به همان اندازه تکلیف ما روشن می‌گشت ولی به خاطر موضوعات جدید، باز در زمان غیبت امام معصوم ما نیاز به مجتهد و اجتهاد داریم. مسلّم مرحوم مجلسی و صدوق نیز مجبور بودند در موضوعات جدید اجتهاد کنند. موفق باشید
2768
متن پرسش
سلام.اینکه ائمه سلام الله علیهم قبل از آفرینش عالم خلق شده اند به چه معناست.بینید ما در احادیث داریم که نور آن ها خلق شده است نه خود آن ها(اعم از نفس یا جسم).من نمی دانم این نور چیست؟اما آیا آن ها از خود آگاهی داشته اند؟یعنی در مرتبه خودآگاهی و شعور نسبت به خود بوده اند؟آیا ادراک تعقل و تخیل داشته اند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نور عظمت ائمه«علیهم‌السلام» مثل نور فطرت ما است که در واقع فطرت هرکس حقیقت او‌ است، منتها آن‌ها آن نور فطری را بالفعل داشته‌اند و باید آن را حفظ می‌کردند، ما آن را بالقوه داریم و باید به آن برسیم و از این جهت می‌توان گفت وقتی آن‌ها با حقیقت خود باشند نسبت به تمام لوازم خود، خودآگاهی دارند و مراتب مادون خود را نیز احساس می‌کنند و از تعقل و تخیل لازم بهره‌منداند. موفق باشید
2449
متن پرسش
سلام و خسته نباشید اگر شیطان به انسان سجده میکرد /انوقت :1/دیگرما ازمایش نمیشدیم یا به این صورت ازمایش نمیشدیم/به نظر شما اگرما هم مثل یک ذزه گچ بودیم اصلا وجودنداشتیم بهتر نبود تا نه ازمایشم و بشیم بعدش هم حالا یا پاداش بگیریم یا تنبیه بشیم که چی بشه برای خدا که فرقی نداره/اگر ما نبودیم و یک ذره گچ بودیم بهتر نبود تا بعدا بمیریم و توی این دنیا که با پدر و مادرمان بودیم و با برادر و خواهرمان وبقیه بعدا ان دنیا از هم جدا بشیم سپس حسرت بخوریم که چی بشه اصل مگر برای عبادت به سوالم خوب توجه کنید ا اگر نبودیم بهتر نیبود یا یک ذره ارد بودیم بی احساس و اصلا راحت خواهش جواب فوق علمی بدید موفق باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: پیشنهاد می‌کنم به کتاب «آشتی با خدا» قسمت «چرا خدا ما را خلق کرد» رجوع فرمایید. موفق باشید
2074

مسیر رفع شکبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد استاد بنده از حدود سال 85 بحث برهان صدیقین را توفیق داشتم ودر خدمت شما کارکردم(بنده از همان وقت دوست داشتم تخصصی تر و فلسفی تر بحث توحید را دنبال کنم.)بنده دانشجو بودم وخب درس های دانشگاهیم هم بود اما بنده کم وبیش بعضی ازکتاب های شما را مطالعه کردم و بحث ده نکته ازمعرفت النفس را هم کامل با سیدی های شما کارکردم. استاد بنده مشکلی که دارم این است که بسیار دچارانکاروشک و تردید میشوم که انگارهیچی دستم نیست و خودم تعجب میکنم که این پیگیریها که کردم کجارفته.خواستم بنده را راهنمایی بفرمایید.والبته خودم حس میکنم که هنوز به قو ل شماعقلم ورزیده نشده ودوست دارم مبحث توحید را استدلالی تر و فلسفی تر دنبال کنم اما نمیدانم چه براهین یا کتبی را کار کنم.ممنون میشوم اگر بنده را راهنمایی کنید. استاد بنده با شوق بسیار وپس از دعای بسیار به زیارت اقا امام رضا (ع )مشرف شدم اما انجا هم این انکار دست ازسرمن برنداشت بنده سعی کردم تا ان جا که ممکن بود اعمال زیارت اقا را به جا اورم اما به دلیل این انکار وشک و تردید حال خوبی نداشتم واین احساس اون حسه معاشقه ی زیارت رااز من گرفت.یا مثلا در هنگام نماز خواندن یا زیارات ائمه فکرهای قبیح در ذهنم می اید یا قبل از ان در دوره ای توهین های بدی نسبت به حضرت حق در ذهنم می امد و این خودم را عصبانی میکرد و بدش حالم بد میشد. استاد لطف کنید و بنده را راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین‌که مباحث را دنبال کنید و مباحث معاد و خویشن پنهان را دنبال کنید و مسیر خود را به حب اهل بیت (علیهم‌السلام) برسانید به مرور جان شما با حقیقت مأنوس می‌شود و در آن حالت نه تنها شک و انکار از میان می‌رود بلکه نورٌ عَلی نُور خواهد شد و شیطان از ایجاد وسوسه مأیوس می‌شود. موفق باشید
1387
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید در مورد معجزه ای که در سال 1917 در شهر فاطیما پرتقال اتفاق افتاده در حال تحقیق هستم اما تمام اطلاعات موجود توسط مسیحیان نوشته و انتشار پیدا کرده و هیچ مدرک معتبر در این مورد که قابل اطمینان باشد وجود ندارد. حال سوال من از شما این است که به نظر شما این خانم که خود را بانوی تسبیح معرفی نموده حضرت زهرا بوده یا حضرت مریم ؟ نظر شخصی شما در این مورد جیست؟ اگر این خانم حضرت فاطمه بوده مستندات شما چیست؟ با تشکر در سال 1916 میلادى، یک سال قبل از دیدار با بانوى درخشنده، فرشته‏اى بر ما ظاهر شد، و 3 بار این گفته را تکرار کرد: من فرشته صلح هستم، خدایا من ایمان دارم، و باور دارم و عشق مى‏ورزم بتو، و من طلب استغفار مى‏کنم از آنان که باور ندارند، و عشق نمى‏ورزند، و ایمان ندارند. یک سال بعد بانوی تسبیح به بچه ها ظاهر می شود و می گوید از اهالی بهشت است و خود را بانوی تسبیح معرفی می کند و سه پیام مهم برای مردم قرن بیستم دارد . اول صحنه ای از جهنم را به بچه ها نشان می دهد که ارواح پلید در میان آتشی هولناک می سوزند و زجه می زندد. دوم اینکه بانو می فرماید خداوند به خاطر کفر گویی نوع بشر بسیار خشمگین است و در صدد است بشر را به خاطر گناهانش با جنگ و قحطی جزا دهد. و روسیه کمونیستی را منشا نشر افکار کفر آمیز دانسته و می خواهد که این کشور به قلب معصوم او تخصیص یابد. سوم پیشگویی ترور پاپ ژان پل دوم هست که می گوید مردی روحانی با لباسهای سپید گلوله باران می شود . فرشته 2 بار دیگر در تابستان و پائیز بر آنها ظاهر شد، و هر بار یک چیز را از آنان خواهش کرد: قربانى بدهند و استغفار کنند براى گناهکاران، و دعا کنند براى متحول شدن آنها، این 3 برخورد بود که بچه‏ها را براى دیدن بانوى صاحب تسبیح آماده کرد. و در تجلی آخر معجزه خورشید را جلوی دیدگان هفتاد هزار نفر نمایش می دهند .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده هم فیلم مربوطه را دیدم، دلیل محکمی بر آن نیست که شخص ملاقات‌شده حضرت صدیقه‌ی طاهره«سلام‌الله‌علیها» باشند، ولی مطابق شهود آن راهبه کسی که دختر پیامبرباشد و نام او نزدیک به فاطمه باشد غیر از حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیه» نداریم. در همین حدّ باید به آن توجه داشت و نه بیشتر، و معلوم است که در این شهود باورهای مسیحی آن خانم شهود او را تحت تأثیر قرار داده. موفق باشید
937

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. نمی دانم از کتب یا کلاسهای موفقیت اطلاع دارید یا خیر. اصل کلیدی همه آنها بر روی موجودیتیست به نام "ضمیر ناخودآگاه". صحبت آنها اینست که ما دو ذهن در اختیار داریم: یکی خودآگاه که تدبیر روزمره ما را بطور ارادی در اختیار دارد و یکی ناخودآگاه که علاوه بر آنکه تدبیر مسائلی مانند ضربان قلب و ... را در اختیار دارد باعث جذب ثروت، معنویت، شکست، پیروزی یا هر آن چیزی که در آن به مرور زمان نهادینه شده را دارد. می گویند آن یک کودک قدرتمند است که در اثر تکرار و تلقین (حال چه به صورت ارادی و تکنیک های خاص و یا چه بصورت غیرارادی در طول زمان) آن چیزی را که در آن پروگرام کرده باشید برای شما از کائنات به ارمغان می آورند. (جذب می کند) 1- بنده صداهای معرفت نفس را گوش دادم. برداشت بنده آنست که آن چیزی که در اینجا به عنوان ضمیر ناخودآگاه از آن یاد می شود، شما به عنوان نفس از آن یاد می کنید. آیا این برداشت بنده صحیح است؟ (البته می دانم که اینها فقط یکی از 100 وجه نفس را معرفی می کنند) و در صورت مثبت بودن آیا مواردی که آنها در مورد ضمیر ناخودآگاه یا نفس می گویند صحیح است؟ 2- کلا احساس می کنم دست به دامن نفس یا ضمیر ناخودآگاه شدن برای بدست آوردن حوائج دنیوی و یا حتی معنوی نوعی شرکت به حساب می آید. از طرفی احساس می کنم خب این مورد یکی از قابلیتهای نفس بنده است که اگر مثلا می خواهم به خواسته یا هدفی برسم با تلقین به آن بتوانم بهتر و آسانتر به آن برسم. چرا از این نعمت خدادادی استفاده نکنم؟ آیا این وسوسه فریب شیطان است؟ یا اینکه ایرادی ندارد در کنار دعا و بقیه عبادات از تلقین به نفس هم برای حوائج دنیوی استفاده کنم؟ 3- در صورت درگیر کردن و متمرکز کردن نفس (یا ضمیر ناخودآگاه) بر روی هدف یا خواسته ای دنیوی روح بنده دچار مشکل نخواهد شد؟ 4- ردپای ابلیس را در این علوم موفقیت که چند سالیست به شدت مد شده احساس می کنم. از طرفی وقتی با دیگران در مورد گفتگو می کنم، نمی دانم از چی شروع کنم و چطور با آنها در این باب گفتگو کنم. نا گفته نماند که عده ای از اساتید داخلی افراد بسیار متشرعی هستند و در کلاسهای موفقیتشان اکثرا آموزش بندگی است همراه با آیات و روایات ولی خب موارد مربوط به ضمیر ناخودآگاه را هم به عنوان یک مبحث اصلی تدریس می کنند. ممنون می شوم راهنمایی مبسوطی به بنده بفرمایید تا به خواست خدا هم خود راهنمایی شوم و هم بتوانم دیگران را آگاه سازم.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بنده تا آن‌جایی که اطلاع دارم این مکاتب رجوعشان به قوه‌ی واهمه‌ی انسان است و نه به فطرت. و آنچه در معرفت نفس مورد توجه است غیر از آن چیزی است که این مکاتب تحت عنوان ضمیر ناخودآگاه مطرح می‌کنند، باید به خداوند رجوع کرد تا با بیداری فطرت عهد الهی ما به میان آید نه این‌که اندیشه‌ی خود را بر چیزهایی متمرکز کنیم که خیالی بیش نیست و به اندازه‌ی خیال هم پایدار است و لذا چند روزی بر آن تلقینات خیالی باقی می‌مانیم و باز به اول برمی‌گردیم. ولی اگر به خدا رجوع کنیم به واقعی‌ترین و کامل‌ترین حقیقت رجوع کرده‌ایم و در بهره‌هایی که در اثر رجوع الی‌الله نصیبمان می‌شود دنیا و آخرت خود را آباد کنیم. پیشنهاد می‌کنم کتاب «معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی» را مطالعه فرمایید تا معلوم شود این مکاتب چه اندازه از قافله عقب هستند. موفق باشید
17880
متن پرسش
با عرض سلام: خواهش می کنم که به کتاب یا مقاله ای ارجاع ندهید و بازم خواهش می کنم دو سوالم رو خودتون شخصا پاسخ بدید. واقعا ممنونتون میشم که این لطف را در حق بنده بکنید. 1) چرا کنیزها در اسلام حجاب نیاز ندارند؟ 2) آیا یک زن می تواند بدون رعایت حجاب، به خداوند نزدیک شود و بنده ی خدا شود؟ (درصورتیکه فکر خودش رو مشغول بدحجابی و جنس مخالف نکنه) منتظر پاسختون هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این حالت مربوط به کنیزها نیست. به طور کلی اقوام و قبیله‌هایی که هنوز عقل فهم احکام الهی را نیافته‌اند – مثل کولی‌ها – از این جهت با آن کنیزان که هنوز در فضای درک احکام شریعت نیستند، مشترکند. در حالی‌که بعضی از کنیزان با قرارگرفتن در زیر سایه‌ی اسلام به فهم بالای خارق‌العاده‌ای نسبت به درک احکام الهی رسیده‌اند، در آن حدّ که در مقام مادر امام قرار گرفته‌اند 2- وقتی انسان متوجه‌ی جایگاه احکام الهی بشود و عقل لازم را جهت این امر داشته باشد ولی به عقل و درک خود پشت کند، عملاً شخصیت خود را زیر پا گذارده و در این راستا گرفتار خواهد شد. موفق باشید

16407
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: آیا این عدالت است که کسی چون صدام با آن خونریزیش بتواند در لحظه اعدام شهادتین بگوید، آن هم جند بار، اما ما که ادعای محبت اهل البیت (ع) را داریم در احوالات مختلف و در حادثه ها گاها حتی می ترسیم و چه بسا به عقاید شک کنیم؟ آیا از محبت به اهل بیت (ع) کار نمی آید؟ چرا ما در حوادث نمی توانیم تنبیهات توحیدی را به خود متذکر شویم و همیشه یک یا چند قدم عقبیم و همیشه باید بعدا نتیجه گیری خوب کنیم؟ صدام با شهادتین رفت ما با کفر نرویم عقیده صحیح پیشکش.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف‌ها چیست؟!! قصه‌ی حضور ما در محضر حق، مربوط به جهت‌گیری‌های روح و روان ما است که باید در دنیا و در اعمال خود آن را شکل دهیم. موفق باشید

13295

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: کامپیوتر که یکی از محصولات تکنولوژیک است نفی و انکار خودش را در ذات خود دارد(پارادوکسیکال)، یعنی چه؟ لطفا مفصل توضیح فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم نمی‌دانم این جمله به چه نکته‌ای از نکات کامپیوتر اشاره دارد! و روی‌همرفته در این موارد باید کتاب‌های مربوطه را مطالعه فرمایید مثل کتاب‌های مرحوم مددپور یا شهید آوینی و یا دکتر داوری. موفق باشید

12976

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز: استاد جان وام 2 میلیون تومانی با سود 4 درصد از طرف یکی از بانکها برای من فراهم شده است بنده طلبه هستم خواستم بدانم آیا این سود موجب شبهناک شدن این وام نمی شود؟ می دانم که از نظر فقهی گرفتن آن حرام نیست خواستم بدانم شبهناک نیز نیست؟ آیا شما خودتان از بانکها وام می گیرید؟ ممنون و تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که از نظر شرعی این وامی که می‌فرمایید جایزه است، در صورتی‌که نیاز داشته باشید وظیفه‌ی شما است که از آن استفاده نمایید. بنده بحمداللّه تا کنون نیاز به وام‌گرفتن از بانک‌ها را نداشتم. موفق باشید

نمایش چاپی