بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11762
متن پرسش
با سلام: سوالی خدمتتان داشتم به نظر بنده تیم مذاکراتی حداقل 6 تا از خطوط قرمز رهبری را رد کرده است؟ آیا هم دلی و هم زبانی ایجاب می کند که بنده از این توافق حمایت کنم؟ آیا نقد محترمانه و منصفانه دولت و ناراحت بودن از عبور دولت از خطوط قرمز رهبری ایراد دارد؟ آیا باید به عبور دولت از خطوط قرمز رهبری خوشبین بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گله‌ی بنده از آن آقایانی است که تصور خود از عبور دولت از خطوط قرمز های رهبری را منطقی می‌دانند، در حالی‌که بنده نتوانستم ادعاهای آقایان را نسبت به عبور دولت از خط قرمزها بپذیرم. گویا به جای همدلی و همزبانی با دولت، برعکس آن عمل می کنند و محذورات دولت و انقلاب را در نظر نمی گیرند و این یکی از ضعف‌های عمده‌ی جریان اصول‌گرایی است که معتقد است «هرکس با ما نیست، بر ما است» و عملاً جریان اصول‌گرای ما به جای آن‌که جبهه‌ای جهت تقویت مبانی انقلاب باشد، به یک حزب تبدل می‌شود. موفق باشید

8635

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام. لطفا بفرمایید علت این همه توهین به دولت قبل و آقای احمدی نژاد چیست؟ چرا بعد از گذشت یک سال هنوز علیه او می نویسند و میگویند؟ علت این همه کینه چیست؟ چرا صدا و سیما که حاضر نیست حتی توافق نامه ژنو را نقد کند در برنامه های مختلف مثل شناسنامه یک نفر را می آورند تا علیه احمدی نژاد حرف بزند آیا اینها خلاف شرع و اخلاق نیست؟ چرا دولت مورد تایید رهبری را آنقدر می کوبند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اگر این کار را نمی‌کردند امید می‌رفت این‌ها هم وجهی دیگر از انقلاب باشند. ولی با این کار نشان می‌دهند بعضی از دولتی ها غریبه‌هایی هستند که فعلاً جای خودی‌ها نشسته‌اند. هرگز صاحبان اصلی انقلاب در سلیقه‌های مختلف این‌طور به یاران به حق انقلاب نمی‌پرند. موفق باشید.
8375

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . استاد در زمینه ی فقهی و مسائل شرعی شما آیت الله جوادی آملی را اعلم تر میدانید یا آیت الله وحید خراسانی را ؟در ضمن به مسائل سیاسی اشان هم هیچ کاری ندارم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: نظردادن در این مورد برای من مشکل است، کسی باید نظر دهد که درس هر دو بزرگوار را رفته باشد و جوانب موضوعات فقهی را می‌شناسد. موفق باشید
7602
متن پرسش
سلام فرق عصمت انبیا با عصمت اهل بیت(14 معصوم ) در چیست؟؟ در کتاب"مبانی نظری امامت و نبوت" نوشته شده بود که هردو موهبتی است. خودتون گفتید که عصمت درجه دارد.میخوام بدونم درچه عصمت اهل بیت با دیگر انبیا چه فرقی دارد؟؟ 2-آیا جریان آتش زدن خانه حضرت زهرا(س) بعد از ایراد خطبه ایشان در مسجد مدینه است؟؟ آیا سقیفه درست در روز دوشنبه که پیامبر رحلت کرد،تشکیل شد یا فردای آن روز سه شنبه؟؟؟ آیا جمله حضرت زینب در عصر عاشورا که همه را متوجه روز دوشنبه میکند،مربوط به رحلت پیامبر است یا تشکیل سقیفه؟؟ ممنون یاعلی مدد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- درجه ی عصمت انبیاء به درجه ی توحیدی است که در کتاب آسمانی آن‌ها هست و از آن جایی که قرآن عالی‌ترین درجه ی توحید را داراست و قلب مبارک ائمه منطبق بر قرآن است عصمت ائمه از عصمت همه ی انبیاء شدیدتر است 2- بلی 3- هنوز رسول خدا (ص) را دفن نکرده بودند و علی(علیه السلام) مشغول غسل حضرت بودند که عازبن براء خبر آورد که ابابکر خلیفه شد. در حالی که عصر روز سه شنبه یعنی روز بعد از رحلت و غسل رسول اللَه (ص) آن حضرت را دفن کردند. 4- معلوم است که اشاره ی حضرت زینب(س) به روز دوشنبه است که سقیفه کار خود را کرد. موفق باشید
7401

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم شروح دکتر ابراهیمی دینانی بر اشعار حافظ و ... را چگونه ارزیابی میکنید آیا وقت بگذاریم روی آنها ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آقای دکتر دینانی زحمت کشیده‌اند و انسان مفیدی در این امور هستند. موفق باشید
7083
متن پرسش
سلام استادچندماهی است توی این دوتامشکل بدگیرکردم چه کارکنیم که جایگاه خودمون رو توی این دنیایی که خیلی وضعیتش خیلی بهم ریختس بدونیم کجاست تا بعدنشویم هرسخنرانی وهرکسی ادعایی میکنددرباره تحصیل و کار وآینده من سریع فکرمیکنم آهان باید همین کارو بکنم ومدام پوپی روی پوچی و ایجاد وظایف وهمی؟ ساکن تهرانم وضعییت بیرون اصلاجالب نیس چه کارکنم بااین حرف که مگه چه اشکالی داره بی حجابی ونگاه عادی شده افرادبه نامحرماین بدترمیشه وقتی همین وضع توی فامیل وتلویزیون و..هم هست یاجمله رییس جمهورمون مهم عفت است درسته شایدبی حجاب باشند؟! باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید مباحثی که در مدرسه‌ی معصومیه‌ی قم عرض شد و صوت آن روی سایت هست کمک کند. آن‌جا روشن شد بخواهیم و نخواهیم تاریخی با حضور امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در این عصر شروع شده که آن تاریخ رجوع به معنویت و بندگی خدا است حال اگر کسی خود را وارد این تقدیر بزرگ الهی نکند گرفتار رنج بی‌تاریخی می‌شود و پوچی تا عمق استخوانش نفوذ می‌کند. موفق باشید
5119
متن پرسش
سلام علیکم.آقای استاد چرا گفته می شود فرهنگ مدرنیته قتلگاه حقیقت صمدی انسان هست؟مگر انسان چیست که این همه بالا می برید او را و می گوید حقیقت صمدی؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور این باشد که انسان با روح خلیفه‌اللهی خود و با سعه‌ی وجودی که دارد باید تمام مناسبات را در همان اساس معنی کند در حالی که مدرنیته صرفا با بعد نفس اماره‌ی انسان، انسان را در مناسبات عالم وارد می‌کند. موفق باشید
3545
متن پرسش
سلام. استاد بزرگوار؛ در روایاتی خوانده ام اگر کودکی صدای نفس والدین را در حین مسایل جنسی بشنود، حتما در زندگیش زنا می شود؛ متاسفانه در کودکی به علت اینکه خانه ما کوچک بود گاهی اصواتی به گوش ما بچه ها میخورد، حالا باید چه خاکی به سرمان بریزیم. ما یعنی آخرش در زندگی به زنا دچار می شویم؟اگر به خدا توکل کرده و از او بخواهیم این طور نشودچه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این‌ها بالإقتضاء است و نه علت حقیقی و لذا به نور الهی آثارش مرتفع می‌شود. موفق باشید
3082

عفاف و حجاببازدید:

متن پرسش
باسلام و خسته نباشید. به نظر شما اگر قرار باشد بحث عفاف و حجاب را با جمعی که خیلی در فضای مباحث دینی نیستند مطرح کنیم ، چگونه باید به بحث ورود پیدا کرد که هم پذیرش بیشتری داشته باشد و هم دچار آسیب های رایج در این بحث و دلزدگی هایی که به خاطر بیان اشتباه بوده ؛ نشویم؟آیا امکان یک جلسه حضوری برای بحث در این زمینه درحد یک جمع پنج ، شش نفره ی هسته مرکزی این کار را دارید؟با تشکر از راهنمایی شما.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده نمی‌توانم به شکل حضوری در خدمتتان باشم. شاید بحث «عالَم عفاف» در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» مفید واقع شود. می‌توانید آن قسمت را از کتاب از طریق سایت کپی کنید. موفق باشید
2577
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید من در دانشگاه ازاد اسلامی واحد دزفول درس میخوانم اولا اینجا محیط مختلط است دوما حجاب افتضاح است خوب چه لزومی دارد محیط مختلط باشد که مسئولینش به عذاب قبر به حق امام زمان دچار شوند سوما من با قرار گرفتن در همچنین محیطی حس و حال معنوی ام از دست میرود ونفسم جمعیت خاطر را از دست میدهد ؟/ سوال دوم ایا ان دنیا هم دست ادمیزاد اداره میشود یا خداوند بزرگ جهان پس از مرگ /چرا رهبری در مورد این قضیه اقدامی نمیکنند ؟خداوند نابود کند انسانهای که فقط به فکر مادیات هستند با این دانشگاه ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: وقتی انسان چاره‌ای از حضور در این مراکز نداشته باشد باید مواظب بود نگاهی به این افراد نیندازد که در حافظه و خاطره‌ اش بماند. مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» وظیفه دارند رهنمودهای اصلی را بدهند و مسئولین هستند که باید آن‌ها را به قانون در آورند و اجرایی کنند. موفق باشید
22474
متن پرسش
سلام علیکم: حوصله ام از مقدمه ها به سر آمده پس بر من خُرده مگیرید این گونه پا برهنه دویدن در شروع را. بارها پیش از این تقلا کردیم صدایمان به گوش پیرمردی که در گوشمان می خواند «جوان شدن سر پیری را» برسانیم اما نه! هنوز هم نمی دانم او از کدام جوان شدن سر پیری گفت آنجا که ندانست ما دیگر امید به یکدلی را در سر هم نمی پرورانیم. خوب می دانیم پای انتظار مان نباید از گلیم انصاف تعدی کند و انتظار کوبیدن و از نو ساختن اندیشه ای سالخورده انتظاری بیخود و خارج از عدل است اما آیا آن پیر ِ جوان می داند امروز از شاخه های درخت اندیشه اش چه میوه ای به بار نشسته که ناامیدی مان از فردایی مشترک را به همراه داشته است؟ و آیا می داند این شاخه ها امروز دست و پای فهم مریدان و پیروانش را در هر ماجرایی بسته است؟ اندیشه کهنه اش خوش است اما قدمتی که نو را نشناسد، پیراهن در کدام وادی پاره کرده است که جدیدی که شبیه به کهنگی اش نباشد را به جا هم نمی آورد؟ نه. آن پیر ِ جوان خیال شنیدن صدای مان را ندارد. او با پاسخی مسجل با ما سخن می گوید و از سکوت و تردید و بازخوانی چندباره ابا دارد و گویی پیرمان که سر پیری خیال جوانی داشت در دروازه ای ایستاده است که از گل نخوردن های زبان انقلاب بیشتر دلهره به دل راه داده است تا پیش رفتن و شکافتن. امید است پیر جوان مان بداند ما در تلاش محض مفاهمه و تقلا برای پیدا کردن نقطه ای مشترک و یا کوبیدن سنگ بنای یک گفتگو، سخن آغاز نکرده ایم، که در خبری محض خبر با او خواهیم گفت: آنچه او دیروز کاشته است، آنطور پیش می رود که نقطه نگاه ها به فردا را مُکَدر ساخته است. امروز شاخه های اندیشه ی ساحت تان می شناسد و یا می داند خبر را؟ تکفیر و یا جدال خاصیت نشناختن و ندیدن است. آیا آن پیر جوان از آفت تکفیر و جدالی که در پستوی درخت کهنه اش به بار نشسته است، مطلع است؟ ما دست تنبیه به سوی شما دراز می کنیم که درشت گویی هایم را پشت دستی بزنید اما رسوا شدنمان می ارزد اگر آن پیر جوان بداند امروز آن درخت از دور چگونه می نماید و چرا اکنون در سینه مان هم دیگر با طاهرزاده ای که روزی مأمن تازه نفسانی گریخته و آواره بود، سخن نمی گوییم و تنها به نگاهی از دور بسنده می کنیم و با خویش زمزمه می کنیم گذار و هجرت را. ما از سایه ی پر مِهر آن درخت کهنه هجرت کردیم، مرثیه ی وداع مان را سرودیم و حالا یادداشتی را در پناه کَرم میزبان جا می گذاریم تا شاید بداند چرا ما این چنین کوتاه در سایه ی بزرگی اش سکنی گزیدیم. بدرود پیر جوان مهربان مان.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: صدای وداع جنابعالی از این حقیر را شنیدم. آری! «کز سنگ ناله خیزد روزِ وداعِ یاران» و این در حالی است که اصیل‌ترین همسُخنی در این تاریخ در بستر انقلاب اسلامی و اشارت‌های آن به ظهور می‌آید. آیا در سخنان اینجانب نظر به آن ذات نشده است؟ و یا آن ذات، ذات اصیلی نیست؟ می‌دانید که در طریقت امثال این حقیر، وداع با اشخاص مهم نیست، اما مهم آن است که بگویی با چه وداع کرده‌ای که این‌چنین زیبا، این وداع را به زبان آوردی و به زیبایی قصه‌ی وداعِ خود را سرودی. سرودِ وداع تو، هرچند وداع با من است؛ سرودِ زیبایی است. این بلبل‌زبانی، دل‌کندن از چیست که این‌چنین با طراوات است؟ می‌پذیرم که به قول حافظ:

میلِ من سوی وصال و قصدِ او سوی فراق

ترکِ کام خود گرفتم تا بر آید کامِ دوست

از این جهت من به این وداع راضی هستم. وقتی در این جنگل تاریک، تو راهی به سوی روشنی‌گاه بیابی و رهسپارِ آن شوی، ولی:

خوش خرامان می‌روی ای جان جان بی‌من مرو

ای حیات دوستان در بوستان بی‌من مرو

چون حریف شاه باشی ای طرب بی‌من منوش

چون به بام شه روی ای پاسبان بی‌من مرو

لااقل وقتی با روزنه‌هایی از حقیقت آشنا شدی، اگر هم ما را شایسته‌ی همراهیِ با خود نمی‌دیدی لااقل گزارشی و خبری از آن‌چه یافته‌ای به ما هم می‌دادی! موفق باشید 

19870
متن پرسش
با سلام: در تفسیر سوره ی احزاب پیرامون آیه ی تطهیر سوالم اینجاست که درست است که عصمت به صورت یک فضای معنوی اولیه به ائمه اهل البیت علیهم السلام در عین اختیار داده شده و آنها باید با اختیار خود آن را حفظ می کردند اما سوال اینجاست که همین عصمت اولیه یک موهبت خاص و ویژه است که به بقیه داده نشده؟ حب چرا به بقیه داده نشده؟ اگر بفرمایید خب خداوند به هر کس استعداد و موهبتی داده و این اختلافات عین عدل است می گویم این موهبت عصمت چیزی ورای استعداد های معمول خدادادی است. سوال دیگر اینکه می فرمایید شدت علم باعث عدم گناه آنان می شود خب برای غیر ایشان هم شدت علم به قبح گناه باعث عدم گناه می شود پس چرا به دیگران این علم زیاد داده نشده تا بتوانند از گناه دوری کنند؟ این مطلب چگونه با عدالت می سازد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند می‌داند اهل‌البیت «علیهم‌السلام» آمادگی پذیرش آن عصمتِ موهبی را جهت هدایت مردم دارند. لذا از قبل آن‌ها را جهت این امر تربیت می‌کند. در رابطه با مددهایی که به پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌شود داریم:

 1- «مددهاي قبل از بعثت: مددهاي قبل از بعثت موجب مي‌شود تا اولاً: با حفظ رسول خدا - از هرگونه لغزشي که عرف جامعه از پيامبر خدا انتظار ندارند - در قبل از بعثت، كارنامه‌ي نبي جهت انجام مأموريتش از هرگونه ضعفي پاك باشد و در مأموريتي كه بناست به عهده‌ي آن حضرت گذاشته شود به بهترين نحو موفق شود. و چون خدا مي‌داند اين شخص با پاي خود و با انتخاب خود - در عين اين که مسير ولايت را طي مي‌كند - شايسته‌ي ابلاغ دين مي‌گردد، مواظبت‌هايي را قبل از بعثت نسبت به او اِعمال مي‌کند تا در تحقق نبوتش به كارش آيد و موانع راه از قبل برطرف شده باشد. ثانياً: از طريق آن مددها که قبل از بعثت به پيامبر خدا مي‌شود، نفس آن حضرت ظرفيت پذيرش حقايق عظيم موجود در وَحي را پيدا مي‌كند تا وَحي را كامل بگيرد و کامل برساند. در همين رابطه حضرت علي (ع) مي‌فرمايند: «...وَ لَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ مِنْ لَدُنْ اَنْ كانَ فَطيماً اَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَريقَ الْمَكارِم و مَحاسِنَ اخلاقِ العالَمِ، لَيْلَهُ وَ نهارَهُ»[1] از همان لحظه‌اي كه پيامبر (ص) را از شير گرفتند، خداوند بزرگ‌ترين فرشته‌ي خود را مأمور تربيت آن حضرت كرد تا شب و روز، او را به راه‌هاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيكو راهنمايي كند.

پس نتيجه مي‌گيريم خداوند با علم به شايستگي‌هاي پيامبر (ص) از ابتدا پيامبر خود را پرورانده تا مستعد دريافت بزرگترين پيام براي بندگانش بشود و از طريق نفس مقدس آن حضرت ما بتوانيم به دين خدا دست يابيم.

2. مددهاي بعد از نبوت: مددهاي بعد از نبوت عبارت است از كمك‌هاي خاصي که به پيامبر مي‌شود جهت حفظ او و موفقيت او تا مردم از پيامبري پيامبر محروم نشوند. اگر این مددها نبود هدايت بشر مختل يا منقطع مي‌گشت و در همين راستا خداوند جان پيامبر (ص) را از خطرات حفظ مي‌كند و يا توطئه‌ها را خنثي و يا شايعات را به آن حضرت خبر مي‌دهد ولي در همه‌ي اين احوالات وظيفه‌اي را که به عهده‌ي مسلمانان و يا شخص پيامبر است به خود آن‌ها واگذار مي‌کند.

بر اساس همان مبنايي که خداوند براي انسان‌ها پيامبر مي‌فرستد، جهت تبيين و ادامه‌ي دين، امامان را مأمور مي‌کند، در اين حالت هم فقط کسي را که به مقام قرب الهي رسيده است براي امامت تجهيز مي‌نمايد. همین قیاس را برای امام نیز می‌توان در نظر گرفت. موفق باشید


[1]- نهج البلاغه، خطبه‌ي 193. (خطبه قاصعه - 234).

17490
متن پرسش
با سلام و عرض ارادت: از زمانی که متوجه شدم سن اباعبدالله در کربلا بالا بوده یعنی امام پیرمرد بودند سوز و آهم بیشتر شده، این قضیه آیا اشکالی دارد یا نه؟ برای کدام وجه کربلا وامام باید گریه کرد؟ مصیبت ها یا اینکه امام و مقامش را درک نمی کردند؟ ممنون از لطف شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سن مبارک حضرت حدود 60 سال بوده و این سنِ پیرمردی حساب نمی‌شود 2- در مورد موضوع اشک در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» در صفحه‌ی 228 و در کتاب «کربلامبارزه با پوچی‌ها» صفحه‌ی 158 و در کتاب «راز شادی امام حسین«علیه‌السلام» در قتلگاه» صفحه‌ی 121 عرایضی شده. موفق باشید

16713
متن پرسش
سلام استاد عزیز: پیرو سوال این حقیرکه پیرامون ورودبه حوزه بود، حضرتعالی فرمودید که روحانیت به ویژه وقتی که «ملبس» باشد می تواند «تاریخ و جامعه ساز» باشد. حال سوالم این است که آیا این فرمایش شما یک «سنتی» لا یتغیر است یعنی یک انسان کت و شلواری نمی تواند هم چون حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه تاریخ ساز شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لباس روحانیت به جهت ریشه‌ی تاریخی‌اش بارِ فرهنگیِ خاصی را به همراه دارد و موجب ایجاد رفتارهای معنوی در جامعه می‌شود، هرچند افرادِ غیر ملبسی مثل جناب آقای ازغدی هم در جای خود، در ارائه‌ی معارف اسلامی می‌توانند موفق باشند. ولی نقش ایجاد رفتارهای اجتماعی در حدّ گسترده‌ی آن از طریق روحانیون ممکن است. موفق باشید

16532

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با عرض پوزش. چطور در حدیث داریم که چهار زن برتر بهشت، آسیه (س) و مریم (س) و خدیجه (س) و حضرت زهرا (س) هستند. ولی اسمی از حضرت زینب (س) یا رقیه یا معصومه (س) نیامده با وجود اینکه شما گفتید امم گذشته از پیامبران گرفته تا ... همه مظهر یک یا چند اسم خاص خداوند جلت عظمته بوده اند ولی فقط امت پیامبر (ص) جامع همه اسماء الهی و مظهر اسم الله بوده اند. پس چطوری میشه قضیه بین حضرت آسیه (س) و مریم (س) با حضرت معصومه (س) و زینب (س) را حل کرد که چرا نباید حضرت معصومه (س) و زینب (س) جای حضرت مریم (س) و آسیه (س) باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب حضرت معصومه و حضرت زینب«سلام‌اللّه‌علیهما» ذیل نور حضرت زهرا«سلام‌اللّه‌علیها» قرار دارند و به نور آن حضرت، در این تاریخ که تاریخِ محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» است ظهور کردند. موفق باشید 

16311

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خسته نباشید. همانطور که استاد فرمودند: بدون حکمت و عرفان مقصد روایات نمی تواند رخ بنمایاند، یا بسیار کم است. حال دو سوال از محضرتان داشتم: 1. احادیثی که در باب سبک زندگی است، مثل کتاب العشره اصول کافی، را می توان زودتر خواند، یا این احادیث هم نیاز به حکمت و عرفان دارند؟ 2. در مورد احادیث کلامی ای که در باب اثبات امامت امام علی علیه السلام در کتب مختلف مثل «اسرار آل رسول» و «الغدیر» و... وجود دارند، این احادیث هم نیاز به مطالب حکمی و نوریه عرفانی دارند؟ یا همین مقدار که هفتاد درصد آثار شما را کار کرده ایم و در حال کار کردن ۳۰ درصد باقیمانده هستیم برای دو مورد بالا کافی است؟ در ضمن آرام آرام در حال ورود به حکمت متعالیه هم هستیم. بحمدلله. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که تشخیص داده‌اید آن نوع روایات که تذکراتی است برای رابطه‌ی بهتر با همدیگر، و یا حتی همان روایات کلامی، در ابتدای امر نیاز به معارف عمیق‌تری ندارد، هرچند اگر با معارف عرفانی و حِکمی، همان موضوعات نیز دنبال شود، جنبه‌ی تبیین بر جنبه‌ی جدال ترجیح داده می‌شود. موفق باشید

16092
متن پرسش

با عرض سلام و احترام: لطفا سوالات با کدهای پیگیری 16062و کد 16053 رو پاسخ بدهید. در انتظار پاسخشان به سر می برم. هم چنین قسمت دوم سوالی جامونده به این شرح: «چرا همانطور که فیلم آوینی، یادآور عالَم برتر و حقایق هست، تصویر (فیلم) یک درخت، ما را با حقیقت آن درخت مرتبط نکند؟ مطالبی که در کتاب سلوک بیان فرمودید را خواندم و سوالم این است که چه چیزی فیلم شهید آوینی را متمایز می کند از آنچه که درباره ی نسبت تصویر یک درخت با خود آن درخت در کتاب سلوکتون فرمودید. و چه اتفاقی می افتد که فیلم آوینی، باعث ارتباط دو روح می شود (روح ما و روح انقلاب)؟» با تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از سؤالات جواب داده شد و سؤال دیگر هنوز برای جواب‌دادن، نیاز به فرصت دارد. در جواب به این نکته‌ی اخیر باید بدانید هراندازه که انسان از غلبه‌ی ماهیات بر ذهنش آزاد شود به همان اندازه مظاهرِ اسماء الهی انسان را به عهد قلبی‌اش با حضرت حق منتقل می‌کند. فیلم‌های شهید آوینی با نظر به عهد قدسی که شهداء به تاریخ آوردند؛ نقش بسزایی در این امر داشت و لذا می‌توان شهداء را مقدمه‌ی انتقال انسان به عهد قدسی دانست در حدّی که انسان به جایی برسد که در معراج خود، جبرائیل را پشت سر بگذارد و «آینه بشکست و رخ یار دید». موفق باشید

16053
متن پرسش
با عرض سلام و احترام: سوالی که در پیش رو داریم مسئله ای شخصی نیست، و به عنوان یک «پدیده» برایم سوال شده که ممنون می شوم با دقت آن را بخوانید: خداوند نظام احسن را آفرید، همه ی هستی را با اوصافی که در قرآن ذکر شده زوج آفرید. زن و مرد را از یک روح خلق کرد، زن را سرشار از نیازهای عاطفی و مرد را با نیازهای جنسی اش آفرید تا با وحدتشان هر دو به تکامل برسند. این وسط یک اتفاقی هم افتاد که همیشه مورد اذعان بشر بوده، مرد طوری خلق شد که نیاز عاطفی زن را درک نمی کند و زن طوری خلق شد که نیاز جنسی مرد را درست درک نکند. خدا مجبور شد (نه اجبار به معنای عرفی) تمکین را بر زن واجب کند تا درک نشدن مرد، آسیبی وارد نکند (صرف نظر از اینکه متعاقبا وجوبی برای مرد نگذاشت که زنش را درک کند...) هزاران سال می گذرد که زن و مرد محتاج هم هستند ولی درکی از هم ندارند. روانشناسان صدها کتاب نوشتند مثل زنان مریخی مردان ونوسی، خدا زن و مرد را از بودن با همجنس خود نهی کرد و کراهت آن را در فطرتشان قرار داد. و گفت زن حق ندارد با مردی غیر از شوهر خود باشد و چنانکه گذشت مرد هم به گونه ای خلق شد که درکی از زن ندارد. خداوند برای درک شدن زن از روایات و راهنمایی های دینی استفاده کرد تا به زور به مرد بفهماند چگونه با زن خود رفتار کند ولی در تاریخ معدود افراد انگشت شماری بودند که بواسطه ی روایات، نیاز همسر خود را درک کردند. برخی کج اندیشان میگن نعوذبالله خدا سادیسم داشت و خدا خواست بشر را آزار دهد که قطعا ما چنین اعتقادی نداریم. شیطان می گوید خدا خواست بشر را بیازارد چون خدا گفت ببین ولی دست نزن. گفت دست بزن ولی نچش. گفت بچش ولی نخور. شیطان می گوید من محدودیتی برای بشر نذاشتم و میخوام بشر به همه ی نیازهاش برسه. پاسخ به شیطان روشن است. سوال من ناظر به مسائل مقطعی نیست. مثلا در روزه گرفتن خدا نگفته هرگز نخور. بلکه گفته از صبح تا غروب نخور. یا در ارتباط با نامحرم نگفته که با هیچ مردی نباش، گفته فقط با محارم خود باش. سوال من ناظر به مسائل غیرمقطعی و دائمی است که «تمامی عمر انسان» را شامل می شود. گویا صبر بشر مسئله ای را عوض نمی کند و خاتمه ای ندارد. از جمله مسئله ی درک نشدن نیازهای زن توسط مردی که فقط او برای رفع نیاز زن خلق شده. به راستی چرا خدا این بلا را سر بشر (بهتر است بگویم سر زن ) آورد که هزاران سال نیازهای اولیه ی انسانی تأمین نشود چون زن و مرد درکی از هم ندارند؟ خدا زن را سرشار از عاطفه و احساس و غریزه آفرید تا جایی که خودش اعتراف کرد عقل زن تحت الشعاع احساساتش است. بعد گفت باید مثلا صد سال زنده باشی و در این سالها فقط با یک مرد سپری کنی. که طبیعتا چون مردان از کره ی ونوس آمده اند جهان را جور دیگری می بینند. با توجه به احسن بودن نظام خلقت، اساسی ترین سوال من این است که چه «حکمتی» در آزار دیدن و رنجاندن زنها وجود دارد؟ همه ی اینها متقابلا برای جنس مرد هم هست ولی چون خدا محدودیتی در حرمت رابطه ی مرد با دیگر زنها ندارد و هر مرد امکان این را دارد که زنان بی شماری را بر خود حلال کند (در صورتی که ایذاء مؤمن نباشد)؛ لذا بیشتر سوالم ناظر به زن است. چرا پاسخ به این همه خواستن و فوران نیازهای درونی و عاطفی و جنسی زن با نوع خلقت مرد نزدیک به محال است؟ از طرفی هم فقط عرفا هستند که در قبال کمبودها دچار حسرت و عقده و اختلالات روانی نمی شوند و عواقب سرکوب این همه نیاز و احساس در زن، تا نسل ها باقی می ماند. حکمتش را ناظر به همه ی آنچه در متن گفتم می خواهم بدانم. با تشکر فراوان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در نسبت به همدیگر و به‌خصوص نسبتِ بین زن و مرد و بالأخص در نسبت بین زن و شوهر؛ از طریق نفوذ فرهنگِ مدرنیته آن‌چنان به‌هم ریخته‌ایم که حقیقتاً یکی «ونوسی» و دیگری «مریخی» است. و این همان دوره‌ی هبوط تاریخیِ ما است. در حالی‌که ذیل شریعت الهی در سیری که خداوندِ خالق زن و مرد فراهم کرده بود، به خوبی انسان‌ها همدیگر را درک می‌کردند و زن و شوهر، ماوراء فرهنگ فمینیستی نسبت به همدیگر و نسبت به جامعه‌ی خود احساس مسئولیت داشتند. عمده آن است که برای برگشت به عهدِ قدسیِ خود، با نگاه فرهنگ مدرنیته به عالَم و آدم ننگریم. موفق باشید

15408
متن پرسش
سلام و احترام: استاد حکیم و ارجمند؛ کسی که در دنیا موفق به تجرد عقلی نشد، آیا در عالم برزخ می تواند به این تجرد دست یابد؟ا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر انسان مؤمن در برزخ و قیامت، به آن شکل است که از جزئیات به کلیات و نوامیس سیر می‌کند و با شوق وجودی با حقایق مرتبط می‌شود. موفق باشید

14469
متن پرسش
با سلام حضرت استاد: 1. شما در یکی از فرمایشاتتون این طور فرمودین که پیامبر اکرم (ص) اولین مخلوق حق تعالی هست از بین تجلیات خلقی، آیا منظور شما همین روح متشخص و جزئی پیامبر (ص) هست که در زمین به بدن مادی ایشون تعلق گرفته؟ و چون به این بدن مادی تعلق گرفته حقایق مافوق رو تا حدودی فراموش کرده.. فرمودین در مبانی مهدویت اینو توضیح دادین اما من صوتش رو توی سایت ندیدم. 2. آیا میتونیم حقیقت محمدیه رو همون تعین اول و حضرت احدیت بدونیم به این اعتبار که همین یک ظهور تجلی میکنه و ظهورات حقی و خلقی بعدی رو ظاهر میکنه و به عبارت دیگه حقیقت محمدیه همون احدیت و واحدیت و مادون رو تشکیل میده؟ و در واقع حقیقت محمدیه همه مراتب هست از احدیت به مادون اما به نزول حضرت احدیت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولین مخلوق فوقِ سایر مخلوقات است و بر بقیه‌ی مخلوقات ولایت دارد و نفس ناطقه‌ی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» با آن روحْ متحد است. کتاب «مبانی معرفتی مهدیت» به صورت کتاب تدوین شده است نه به صورت صوت 2- مقام حقیقت محمدیه مقام اتحاد با نور اللّه یعنی مقام واحدیت است و مقام احدیت باطنِ حقیقت محمدیه است. حضرت امام در کتاب «مصباح الهدایه» از آن جهت که خواسته‌اند مقام خلافت الهی را روشن کنند این موضوع را تا حدّی به صورت مبسوط طرح کرده‌اند. موفق باشید

13911

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: عرض سلام خدمت استاد گرامی داشتم. دو سوال از محضر شریفتان داشتم. همانگونه که به شما عرض کرده بودم (بنده اسفار و فصوص و کتب از این دست را خوانده ام و در مدز تدریس نیز هستم. الان هم غرق در فتوحات هستم) شما هم فرمودید برای درک بهتر حال به کتاب منازل السائرین رجوع کنم با شرح استاد یزدان پناه. 1. آیا در سایتها هست یا باید از قم تهیه کنم؟ 2. استاد رابطه منازل السائرین با عرفان عملی در چیست؟ خوف از آن دارم که این هم بشود اطلاعات. نتواند حال را ثابت نگه دارد. چون الان مشکل من در این است که حال ثابت ندارم. احساس رکود می کنم. و بعضا قبض و بسط بسیار آزار دهنده است. همانطور که گفتم بیست سال است گناه نکرده ام ولی این قبض و بسط ها هنوز هست. اوایل می گفتم اشکال ندارد قهر و آشتی های اوست. ولی این اواخر ترس دارم که نکند کلا محجوب شده باشد که این چنینم؟ التماس دعای رفع موانع داریم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سی‌دی‌ها را باید در قم دنبال کنید. خود حضرت آقا در مؤسسه‌ی امام خمینی مشغول‌اند. شاید از آن طریق بتوانید جلو روید 2- استفاده از «منازل‌السائرین» بستگی به خودتان دارد که در سیر منازلی که خواجه می‌فرمایند کشیک نفس بکشید یا نه!‍ در حالی‌که خواجه چیزی کم نگذاشته. موفق باشید

13528

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم: به بنده پیشنهاد شده ده روز اول محرم در خصوص کربلا در جلسه ای با حضور خانم های خانه دار که بعضا ده نکته و بحث های دیگر شما را هم کار نکرده اند صحبت کنم. به نظر شما روی کدام وجه کربلا کار شود در عین اینکه مباحث شما مطرح شود ولی برای خانم ها قابل فهم باشد؟ منابعی مناسب این کار معرفی نمایی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در رابطه با حضرت زینب«سلام‌اللّه‌علیها» داشته‌ام. فکر می‌کنم بتواند مفید باشد. کتاب «آفتاب در حجاب» جناب آقای شجاعی نکاتی دارد.  از یادداشت‌هایی که در بایگانی خود داشتم، خدمتتان ارسال می‌دارم. موفق باشید

فاطمه صغرا مي گويد: من بر در خيمه ايستاده بودم و به پدرم و اصحاب او نگاه مي كردم كه با بدن‏هاى بى‏سر نظير قربانيها بر روى رمل افتاده‏اند و اسبان بر فراز اجسادشان جولان مي زدند. من با خودم فكر مي كردم كه آيا بعد از پدرم از دست بنى اميه چه بر سر ما خواهد آمد!؟ آيا ما را بقتل مي رسانند، يا اسير مي كنند؟

ناگاه ديدم مردمى كه بر اسب خود سوار است زنان را با كعب نيزه خود مي راند و آن زنان به يك ديگر پناهنده مي شدند. كليه چادر و دستبند زنان را ربوده بودند. آن زنان فرياد مي زدند: وا جداه، وا ابتاه، وا عليا، وا قلة ناصراه، وا حسناه!! آيا فريادرسى نيست كه بفرياد ما برسد، آيا كسى نيست كه از ما دفاع نمايد!؟ قلب من از اين منظره دلخراش دچار خفقان شد و اعضايم بلرزه افتادند. لذا از خوف اينكه مبادا آن مرد نزد من بيايد از طرف راست و چپ خود را به عمه‏ام ام كلثوم مي رساندم.

من در همين حال بودم كه ناگاه ديدم آن مرد متوجه من گرديد. من از او فرار كردم - گمان مي كردم كه از دست او سالم خواهم بود. ناگاه ديدم وى مرا دنبال كرد و من از خوف او از خود بيخود شدم، ناگاه ديدم كعب نيزه در ميان كتف من قرار گرفته است! من بصورت بروى زمين سقوط كردم و او گوشم را پاره كرد و گوشواره و مقنعه مرا غارت كرد و خون ها همچنان بصورت و سر من فرو مي ريختند و آفتاب سرم را مي گداخت.

سپس آن مرد بسوى خيمه‏ها برگشت و من همچنان غش كرده بودم.

ناگاه ديدم عمه‏ام نزد من آمد و در حالى كه گريه مي كند مي گويد برخيز تا برويم، من نمي دانم بر سر دختران و برادر عليل تو چه آمده است، من برخاستم و گفتم:

اى عمه؟ آيا پارچه‏اى هست كه من سر خود را از نظر بينندگان بوسيله آن بپوشانم؟ فرمود: دختر جان! عمه‏ات مثل تو مي باشد! من نگاه كردم و سر او را نيز باز ديدم، پشت او بوسيله ضربه سياه شده بود.

نگاهي به حضرت زینب(س)

عبدالمجید معادیخواه

عاشورا محملی است برای آنکه نیروهای بی‌حد و حصر درونی زینب(س) آزاد شود؛ از همین روست  که حادثه‌ای می‌آفریند که هر صحنه‌ای از آن نیاز به کتابها بحث و بررسی دارد و الهام بخش خلق تابلوهای بی‌نظیر هنری است.

سخن در اهمیت تاریخ‌نگاری آنقدر موضوع نخ‌نمایی شده‌است که دیگر حتی در کتابهای درسی هم از این موضوع گفتاری نمی‌رود. اما با این حال نمی‌دانم از چه روست که متولیان امر و پژوهندگان تاریخ برای خروج از وضعیت اسفبار فعلی در مورد تاریخ تلاشی نمی‌کنند.

این مسأله، که موضوع جدیدی نیست، در دوره‌های پیشین نیز وجود داشته‌است و در گاهی موارد آنقدر وضعیت نگران کننده است که ما حتی از چند نسل پیشتر از خود هم نگارشی از زاویه نگاه "تاریخ اسلام" نداریم.

اما اگر بخواهیم به زندگانی حضرت زینب(س) از منظر تاریخ نگاهی بیندازیم، مطمئنا باید به سراغ بیت زهرا(س) برویم. می‌خواهم در اینجا ادعایی را مطرح کنم که شاید برای بسیاری از مخاطبان به نوعی تازه و عجیب بنمایاند.

اگر بتوان رسالت پیامبر اکرم(ص) را به دو وظیفه مهم و اساسی تقسیم کرد، حتما وظیفه اول ایجاد جامعه و فرهنگ جدید است.

ازآنجاکه انجام این مهم، بخش اعظم آن به عهده خود جامعه هدف است، اگر کم‌کاری و کوتاهی در انجام آن باشد، از سوی مردم است؛ وگرنه پیامبر(ص) رسالت خود را به خوبی انجام داد‌ه‌است.

اما وظیفه دوم در نگاه اول چندان مهم و با ارزش به نظر نمی‌آید، درحالی که شاید هم‌تراز با آن باشد. ایجاد خانواده نمونه که کفه دوم این ترازوست، به نظر من ارزش و اهمیت آن، هم‌وزن با کفه نخست است.

چرا که آثار جامعه سالم، نمونه و اخلاقمند، با نبود ولی خدا به مرور رو به اضمحلال می‌گذارد. اما اگر خانواده نمونه باشد، می‌تواند جامعه را به سمت جامعه نمونه رهنمون کند.

پیامبر اکرم(ص) خانواده‌ای تحویل جامعه اسلامی داد که از هر نظر بهترین است. خانواده‌ای که در آن علی(ع) و فاطمه(س) پس از نبی اکرم(ص) دو رکن اساسی و مهم آن هستند، بسیار واضح است که تک‌تک اعضای آن از اثرگذارترین افراد تاریخ خواهند شد.

ازآنجاکه ایجاد خانواده نمونه کاملا دراختیار رسول‌الله بوده‌است، این وظیفه به خوبی انجام شد و شاید برکات و ثمرات این نقش دوم پیامبر، ایجاد جامعه و فرهنگ جدید را به سرنوشت خود رسانده‌است.

ولی باید دید پیامبر(ص) چه عملی انجام داد که سبب شد تا خانواده‌ای نمونه را برای همه تاریخ به همگان معرفی کند؟ به نظر من خداوند در درون همه انسانها نیروهای شگفت و حیرت انگیزی نهاده که با آزاد شدن آنها بسیاری از ناممکن‌ها، ممکن می‌شود.

پیامبر(ص) مهمترین کاری که کرد، آزاد کردن همین نیروهای شگفت انگیز است. حتی آن رستگاری و فلاحی که قرآن از آن یاد کرده، درنتیجه آزاد شدن همین نیروهای حیرت انگیز درونی است.

عاشورا محملی است برای آنکه نیروهای بی‌حد و حصر درونی زینب(س) آزاد شود؛ از همین روست که حادثه‌ای می‌آفریند که هر صحنه‌ای از آن نیاز به کتابها بحث و بررسی دارد و الهام بخش خلق تابلوهای بی‌نظیر هنری است.

زینب(س) بار سنگین این حادثه را به دوش می‌کشد. مهمترین وظیفه‌اش رساندن پیام عاشورا به گوش تمام جهانیان است. او به خوبی از عهده وظیفه پیام‌رسانی اش برمی‌آید.

او قهرمان این عرصه است. اما این انسان بی‌نظیر تاریخ را نباید صرفا فردی که در روز عاشورا به ناگاه زینب شد، پنداشت. مطمئنا پرورش او عقبه و متأخره‌ای داردکه سبب می‌شود زینب، زینب(س) شود. او ثمره همان خانواده نمونه است که برای خلق حادثه‌ای عظیم چون عاشورا تربیت شده‌است.

روز عاشورا رزمندگان سپاه امام حسین(ع) یک به یک به میدان نبرد رفته‌اند تا نوبت به خود اباعبدالله(ع) می‌رسد؛ تا این زمان مدیریت جریان با اباعبدالله است.

ایشان هنگام آماده شدن برای حضور در میدان از خواهر بزرگوارشان می‌خواهند تا از این پس مدیریت خانواده، اهل بیت و وقایع پس از آن را به عهده بگیرد.

نخستین آزمایش مدیریتی زینب در همین جا همین‌ لحظه شکل می‌گیرد. حضرت از خواهرشان می‌خواهند تا در زمان جهاد، اجازه ندهند احدی از زنان کاروان کربلا از خیمه‌ها بیرون بیاید.

زینب این وظیفه را به بهترین وجه انجام می‌دهد؛ تنها برای ثانیه‌هایی رقیه، دختر کوچک امام حسین به دلیل عشق و علاقه وافری که به پدر دارد، از خیمه خارج می‌شود؛ ولی پس از زمان کوتاهی به نزد عمه برمی‌گردد؛ آن‌هم به حالت عذرخواهی.

نمی‌دانم نام آن را چه می‌توان نهاد؟ من به آن معجزه می‌گویم. زنان اهل بیت(ع) امام و پیشوای خود را در میدان نبردی سخت درمی‌یابند؛ ولی باید در خیمه‌ها باقی بمانند.

تنها زینب است که می‌تواند این شور عظیم و غیرقابل مهار را تا زمانی که ذوالجناح از میدان باز‌می‌گردد، مدیریت کند؛ پس از این بسیاری وقایع بر خاندان امام جاری می‌شود که در تمام آنها زینب به تنهایی مرجع حل و فصل مسائل کاروان و زنان اهل بیت است.

گویا در منابع تاریخی ما تنها یک مورد را آورده‌اند که ایشان از امام سجاد(ع) استمدادمی‌طلبند؛ آن، وقتی است که دشمن خیمه‌ها را به آتش کشانده و حضرت زینب دچار استیصال شده‌اند.

امر بر ایشان دایر است میان بیرون رفتن از خیمه (که برابر است با مواجهه با حمله‌های ددمنشانه لشکریان کوفه به زنان و کودکان) و ماندن در خیمه‌ها و سوختن در آتش سوزان چادرها.

پس از رتق و فتق امور حادثه عاشورا نوبت به مجالس کوفه و شام(دمشق) و دربارهای عبیدالله و یزید می‌رسد. آیا کسی غیر از زینب کبری(س) می‌تواند چنین خطابه‌هایی آتشین در رد خلافت خلفای جور و تأیید اهل بیت(ع) بگوید؟

سخن در عبرت از عاشورا فراوان است؛ هر صحنه‌ای از آن سرشار از درسهاست. برای مخاطبان پیام‌رسان کربلا، زینب کبری(س).

تنها یک صحنه از آن (همین مدیریت زینب(س) در مورد بازماندگان واقع) نمادی است از حقانیت شیعه در احترام به حقوق زن؛ این وظیفه ماست تا با واشکافی تاریخی واقعه، مخاطبان را با مباحثی غیر از عزا بر خاندان اهل بیت آشنا کنیم.

13494
متن پرسش
سلام: شما گفتید بدون استاد میشه راه عرفان رفت. اگه میشه پس چرا خود آقای بهجت شاگرد داشتن؟ دیگه اینکه چرا بقیه عرفا این عقیده رو ندارن؟ لطفا در سایت بگذارید جواب را. ایمیلم خراب شده است. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت آیت اللّه بهجت به آن معنایی که آیت اللّه قاضی شاگرد داشتند، عمل نمی‌کردند. بلکه روح و روحیه‌ای از عرفان و اخلاق را به مخاطبانشان متذکر می‌گشتند. عرایضی در جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» شده است. موفق باشید

13477
متن پرسش
جناب استاد طاهرزاده با سلام: چگونه می توان افکار مزاحم و سمج را تحت کنترل خود درآورد به گونه ای که به محض ورود این افکار توان کنترل و توجه نکردن و دورکردن این افکار را داشته باشیم؟ با سپاس. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» جواب خود را می‌یابید. متن کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

13109
متن پرسش
سلام داشتم پرسش ها را مرور مي كردم ولي از پاسخ به سوال 13072 قانع نشدم،‌ جهت سوال بيشتر درباره ي حكومت و روند فعلي آن است نه انقلاب 35 سال پيش. شما گفته ايد كه: آیا دشمن با انواع چالش‌هاییی که برای انقلاب ایجاد کرده است نمی‌خواهد ما به این نتیجه برسیم که انقلاب توانایی جواب‌گویی به نیازهای مردم را ندارد؟ در این صورت باید بر عهد خود با انقلاب تأکید کنیم، حتی اگر به مشکلاتی بدتر از این گرفتار شویم؟! یا با خواری تمام تسلیم پروژه‌ی دشمن اسلام شویم؟ حال عرض بنده اين است كه: 1. اين وضع نكبت موجود را دشمن به وجود آورده يا بي عرضگي نظام در اداره ي كشور؟ شما مقصر اصلي را بخاطر وضع موجود دشمن مي دانيد يا نظام جمهوري اسلامي! ؟؟ 2. چه كسي گفته است كه تسليم دشمن شويم؟ وقتي در اداره ي مملكت وامانده ايد، بدون جنگ و خون ريزي، حكومت را بدهيد به دست كساني كه هم عادل باشند و هم بتوانند از پس اداره ي آن به خوبي بر بيايند. چه بر سر اين مردم آمده كه روحاني ها را فحش مي دهند و به قولي از اسلام گريزان شده اند. شما گفته ايد كه: ثالثاً؛ ما در تعریفی که از انسان و انسانیت داریم باید جایگاه انقلاب را و نسبت خود را با آن بررسی کنیم که آیا در فضای چنین انقلابی تنفس‌کردن به انسانیت خود معنا داده‌ایم یا چشم خود را هم بگذاریم تا هر ظلمی به هر شکلی در هرجایی واقع شود؟! اگر هنر داريد اول ريشه كني ظلم (و اختلاس و دزدي و تبعيض) را از جامعه ي خود شروع كنيد. حق اين است كه عدالت را با اجراي احكام اسلام ناب فراگير كنيد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم نباید چشم‌های خود از ظلم‌ها و ضعف‌ها بست و یا نسبت به آن‌ها اعتراض و انتقاد نکرد! ولی نباید همچون کودکان که متوجه‌ی موقعیت‌ها نیستند، فقط به آرزوهای خود چشم دوخت و نفهمید ما در کجای تاریخ خود هستیم و ضعف‌های درونی خود را نبینیم و همواره فریاد بزنیم چرا گرفتار این مشکلات هستیم؟! نظام اسلامی در درون خود با شکل‌دادنِ انتخابات راه را گشوده است ولی آیا مردم ما هنوز به آن حکمتی که نیاز است، رسیده‌اند که چه کسی را انتخاب کنند و چه انتظاری از منتخبین خود داشته باشند که همچون کودکان نازپروده فقط به فکر میل خود نباشند؟ مسئله عمیق‌تر از آن است که با تصور نفی نظام اسلامی مشکل حلّ شود. کارهای مانده‌ی بسیاری در پیش است تا انسان ترازِ انقلاب به صحنه آید و تفکر و تعالی ظهور کند. موفق باشید

نمایش چاپی