باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند میداند اهلالبیت «علیهمالسلام» آمادگی پذیرش آن عصمتِ موهبی را جهت هدایت مردم دارند. لذا از قبل آنها را جهت این امر تربیت میکند. در رابطه با مددهایی که به پیامبر خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» میشود داریم:
1- «مددهاي قبل از بعثت: مددهاي قبل از بعثت موجب ميشود تا اولاً: با حفظ رسول خدا - از هرگونه لغزشي که عرف جامعه از پيامبر خدا انتظار ندارند - در قبل از بعثت، كارنامهي نبي جهت انجام مأموريتش از هرگونه ضعفي پاك باشد و در مأموريتي كه بناست به عهدهي آن حضرت گذاشته شود به بهترين نحو موفق شود. و چون خدا ميداند اين شخص با پاي خود و با انتخاب خود - در عين اين که مسير ولايت را طي ميكند - شايستهي ابلاغ دين ميگردد، مواظبتهايي را قبل از بعثت نسبت به او اِعمال ميکند تا در تحقق نبوتش به كارش آيد و موانع راه از قبل برطرف شده باشد. ثانياً: از طريق آن مددها که قبل از بعثت به پيامبر خدا ميشود، نفس آن حضرت ظرفيت پذيرش حقايق عظيم موجود در وَحي را پيدا ميكند تا وَحي را كامل بگيرد و کامل برساند. در همين رابطه حضرت علي (ع) ميفرمايند: «...وَ لَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ مِنْ لَدُنْ اَنْ كانَ فَطيماً اَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَريقَ الْمَكارِم و مَحاسِنَ اخلاقِ العالَمِ، لَيْلَهُ وَ نهارَهُ»[1] از همان لحظهاي كه پيامبر (ص) را از شير گرفتند، خداوند بزرگترين فرشتهي خود را مأمور تربيت آن حضرت كرد تا شب و روز، او را به راههاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيكو راهنمايي كند.
پس نتيجه ميگيريم خداوند با علم به شايستگيهاي پيامبر (ص) از ابتدا پيامبر خود را پرورانده تا مستعد دريافت بزرگترين پيام براي بندگانش بشود و از طريق نفس مقدس آن حضرت ما بتوانيم به دين خدا دست يابيم.
2. مددهاي بعد از نبوت: مددهاي بعد از نبوت عبارت است از كمكهاي خاصي که به پيامبر ميشود جهت حفظ او و موفقيت او تا مردم از پيامبري پيامبر محروم نشوند. اگر این مددها نبود هدايت بشر مختل يا منقطع ميگشت و در همين راستا خداوند جان پيامبر (ص) را از خطرات حفظ ميكند و يا توطئهها را خنثي و يا شايعات را به آن حضرت خبر ميدهد ولي در همهي اين احوالات وظيفهاي را که به عهدهي مسلمانان و يا شخص پيامبر است به خود آنها واگذار ميکند.
بر اساس همان مبنايي که خداوند براي انسانها پيامبر ميفرستد، جهت تبيين و ادامهي دين، امامان را مأمور ميکند، در اين حالت هم فقط کسي را که به مقام قرب الهي رسيده است براي امامت تجهيز مينمايد. همین قیاس را برای امام نیز میتوان در نظر گرفت. موفق باشید
[1]- نهج البلاغه، خطبهي 193. (خطبه قاصعه - 234).
باسمه تعالی: سلام علیکم: لباس روحانیت به جهت ریشهی تاریخیاش بارِ فرهنگیِ خاصی را به همراه دارد و موجب ایجاد رفتارهای معنوی در جامعه میشود، هرچند افرادِ غیر ملبسی مثل جناب آقای ازغدی هم در جای خود، در ارائهی معارف اسلامی میتوانند موفق باشند. ولی نقش ایجاد رفتارهای اجتماعی در حدّ گستردهی آن از طریق روحانیون ممکن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امیرالمؤمنین«علیهالسلام» در آن مناجات، برای خود و برای آموزش ما زمینهی بهترین قبض را از طریق عزرائیل در راستای قبض روح از نفس ناطقهشان فراهم میکنند، وگرنه حضرت عزرائیل با نظر به مقام نوریِ حضرت جهت قبض، از حضرت اذن میگیرند. ظاهراً آن روایت مربوط به یکی از یاران رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» باید باشد و یا پیام بسیار عمیق توحیدی دارد که قبضِ از مقام توحیدِ فعلی به مقام توحیدِ ذاتی است. با اینهمه جایگاه عرفانی حضرت امام را نباید کم گرفت. موفق باشید
با عرض سلام و احترام: لطفا سوالات با کدهای پیگیری 16062و کد 16053 رو پاسخ بدهید. در انتظار پاسخشان به سر می برم. هم چنین قسمت دوم سوالی جامونده به این شرح: «چرا همانطور که فیلم آوینی، یادآور عالَم برتر و حقایق هست، تصویر (فیلم) یک درخت، ما را با حقیقت آن درخت مرتبط نکند؟ مطالبی که در کتاب سلوک بیان فرمودید را خواندم و سوالم این است که چه چیزی فیلم شهید آوینی را متمایز می کند از آنچه که درباره ی نسبت تصویر یک درخت با خود آن درخت در کتاب سلوکتون فرمودید. و چه اتفاقی می افتد که فیلم آوینی، باعث ارتباط دو روح می شود (روح ما و روح انقلاب)؟» با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از سؤالات جواب داده شد و سؤال دیگر هنوز برای جوابدادن، نیاز به فرصت دارد. در جواب به این نکتهی اخیر باید بدانید هراندازه که انسان از غلبهی ماهیات بر ذهنش آزاد شود به همان اندازه مظاهرِ اسماء الهی انسان را به عهد قلبیاش با حضرت حق منتقل میکند. فیلمهای شهید آوینی با نظر به عهد قدسی که شهداء به تاریخ آوردند؛ نقش بسزایی در این امر داشت و لذا میتوان شهداء را مقدمهی انتقال انسان به عهد قدسی دانست در حدّی که انسان به جایی برسد که در معراج خود، جبرائیل را پشت سر بگذارد و «آینه بشکست و رخ یار دید». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ترجمهی آقای حجتالاسلام شیخ حسین انصاریان با ویرایش استاد حسین ولیّ، خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه متوجه امر هستید. جلوتر بروید تا به جامعیتِ لازم که جمع بین تشکیک در وجود و تشکیک در ظهور است، دست یابید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده عزیزان را نمیشناسم. اگر بتوانید با نور توحید از طریق معارف اسلامی مثل خطبههای توحیدی نهجالبلاغه آشنا شوید و از طرفی انقلاب اسلامی را مظهر ارادهی الهی بدانید، هرکس را در این فضا میتوانید ارزیابی کنید. به همان شکل که امیرالمؤمنین«علیهالسلام» میفرمایند: «إِنَّ دِينَ اللَّهِ لَا يُعْرَفُ بِالرِّجَالِ بَلْ بِآيَةِ الْحَقِّ وَ اعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَهُ»، دین از طریق افراد شناخته نمیشود بلکه از طریق حق شناخته میشود لذا حق را که همان توحید و ارادهی الهی در زمانه است را بشناس و ذیل آن افراد را شناسایی کن که کدام اهل حقاند و کدام اهل حق نیستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نورانیت نور به خودی خود تقسیمبردار نیست، هرچند در نگاه محدود علم تجربی آن را به عنوان مجموعهی فوتونها تجربه میکنند زیرا حدّ و برداشت علم تجربه از نور، در این محدوده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر چند برخی مولفین کتب روایی مثل مرحوم کلینی (مولف کافی) و مرحوم شیخ صدوق (مولف من لا یحضره الفقیه) در صدد تألیف کتبی بوده اند که روایات آن راحجت می دانسته اند و یا مرحوم شیخ طوسی (مولف تهذیب و استبصار) در صدد جمع آوری مستندات فتاوی شیعی بوده است ولی این مطلب به این معنی نیست که آن چه این بزرگواران معتبر می دانسته اند، نزد تمامی علمای شیعه معتبر باشد به همین خاطرنمیتوان صد در صد به هر حدیثی اعتماد کرد. باید با نگاه اجتهادی و با تطبیق با قرآن به احادیث نگاه کرد. موفق باشید
