بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7900
متن پرسش
به نام خدا با سلام و ارادت خدمت استاد با توجه به اینکه در اومانیسم و سوبژکتیویته محوریت انسان مطرح است تفاوت های این دو دیدگاه در چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌که ما در اومانیسم محور حقیقت را ذهن انسان بدانیم و معتقد باشیم محور حق و باطل و هست و نیست ذهن انسان است بدون نظر به خارج،عملاً گرفتار سوبژکتیویته می‌شویم. سلسله مباحث دکتر محمد رجبی تحت عنوان «غربشناسی -فرهنگستان سال 90-91» نکات خوبی در این مورد دارد. موفق باشید
7889
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی استاد بنده جوانی 22 ساله هستم و مشکل گناه چشم و مرا آزار میدهذ از طرفی هم شرایط ازدواج دا هم ندارم وعلاقه دارم خود را در زمینه خودشناسی پرورش دهم اما نمیدانم از کجا شروع کنم لطفا بنده را راهنماایی کنید که اول از چطور چشمانم را پاک کنم و دوم اینکه از کجا برای خودشناسی شروع کنم با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: وقتی نظر به معارف اسلامی انداختید دل شما طالب نظر به معنویات می‌شود و می‌توانید از نگاه به نامحرم عبور کنید. سیر مطالعاتی روی سایت را مفید می‌دانم. موفق باشید
5169
متن پرسش
با سلام وقبولی طاعات 1.کتاب «جایگاه تاریخی حادثه ها و هنر اصحاب کربلا در فهم آن» بیرون آمده است؟چون درسایتم نیست. 2.کتاب انسان در اسلام خیلی وقت پیش گفتید اماده چاپه چطور؟ 3.کتاب ترجمه اسفارتون نه درسایت است نه بیرون ولی درسیر است چطور؟ 4.شرح صحیفه سجادیه صوت آن چطور؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم:موارد 1-2و4 بزودی انشاالله اصلاح میگردد.
4115
متن پرسش
با سلام خدمت حضرت استاد این حقیر به فلسفه و عرفان علاقه ی بسیار زیادی دارم ولی استاد ندارم و این باعث ناراحتی بنده شده است و از جایی که می خواهم در عرفان به فصوص و فلسفه به اسفار برسم و به عرفان عملی وارد شوم از شما در این راه دشوار کمک می خواهم لطفآ اینجانب را راهنمایی کنید .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از دانستن ادبیات عرب، باید بدایه و نهایه و اسفار را شروع کنید که اساتید خوبی در این دروس و نوارهای خوبی هست، بقیه را خداوند پیش می‌آورد. موفق باشید
4013
متن پرسش
سلام استاد جان در روایات داریم پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: حضرت مهدی ، خودش همنام من است و پدرش هم همنام پدر من . و ابن تیمیه می گوید : بر این اساس مهدی فرزند حسن عسکری، مهدی آل محمد نیست؛ چون اسم پدر این مهدی، عبدالله نیست و باید مهدی بن عبدالله باشد. این احادیث تفسیرش چگونه است؟تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جواب به این سؤال در تخصص بنده نیست باید روایات متعدد دیده شود و صحت و سقم موضوع بررسی گردد. موفق باشید
3525
متن پرسش
سلام علیکم 1- در زیارت عاشوراابتدا میفرماید : "طلب ثارک . . " و بعدا میفرماید: "طلب ثاری . . " این تغییر ضمیر چه معنایی میدهد؟ 2- این که میفرماید :"علیک منی سلام الله . . " به چه معناست؟ صلوات خداوند بر امام مشخص است اما اینکه از جانب ما افراد دون چنین گفته شود به چه معناست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در کتاب «زیارت عاشورا، اتحادی روحانی با امام حسین«علیه‌السلام» عرایضی در این رابطه داشته‌ام به آن کتاب رجوع فرمایید. موفق باشید
2721
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی.اینکه جنابعالی می فرمایید غرب یک کلیت واحد است و اگر قسمتی از غرب را گرفتیم ان قسمت فرهنگش را به دنبال خود می آورد را کمی توضیح دهید. و اینکه الان ما هزاران الگو از غرب گرفته ایم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: کتاب «گزینش تکنولوژی از دریچه‌ی بینش توحیدی» و «علل تزلزل تمدن غرب» را مطالعه بفرمایید. موفق باشید
2716
متن پرسش
خلوص نیت محدث قمی یکی از علما نقل می کرد : در یکی از ماههای رمضان به اتفاق چند تن از دوستان از حضور جناب محدث قمی تقاضا کردیم که در مسجد گوهرشاد مشهد اقامه نماز جماعت را تقبل کنند. با اصرار و پافشاری پذیرفتند. چند روز نماز ظهر و عصر در یکی از شبستانهای آن مسجد به امامت معظم له برگزار شد و هر روز تعداد جمعیت نمازگزاران افزوده می شد تا اینکه بر اثر اطلاع دادن جماعت نمازگزار به دیگرانی که از این امر هنوز باخبر نشده بودند تعداد مأمومین مرحوم قمی فوق العاده کثیر شد. یک روز پس از آنکه نماز ظهر برگزار شد مرحوم قمی به من که در صف اول و نزدیک ایشان بودم گفتند: من امروز نمی توانم نماز عصر بخوانم و رفتند و دیگر تا آخر ماه مبارک رمضان آن سال برای امر نماز نیامدند. در موقع ملاقات و سؤال از علت ترک نماز جماعت فرمودند: حقیقت این است که در رکوع چهارم متوجه شدم صدای اقتدا کنندگان از پشت سرم را که می گفتند: یا الله! یا الله! یا الله! ان الله مع الصابرین. و این صداها از محلی بسیار دور به گوش می رسید. این توجه مرا به زیادی جمعیت اقتدا کننده متوجه کرد و در من شادی و فرحی تولید کرد و خلاصه خوشم آمد که این جمعیت این اندازه زیادند. بنابراین من برای امامت اهلیت ندارم! عالم باش یا متعلم باش یا شنونده یا دوستدار( علم و عالم) و پنجمی مباش که هلاک خواهی شد. حضرت محمد صلی الله علیه آله و سلم ـ نهج الفصاحه استاد گرامی لطفا بفرمایید الان وضعیت چطور است که مسوولین ما زیادی استقبال را به رخ همدیگه می کشند؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: استقبال از نظام اسلامی در پوشش استقبال از مسئولان، غیر از آن است که فکر کنیم مسئولان آن را به پای خودشان میگذارند. موفق باشید
2203
متن پرسش
سلام .استاد در سوالی که پرسیده بودم نحوه ی صحبت کردن خدا با ملایکه و اینکه خدا چگونه به حضرت جبراییل میگوید برو این آیه را به پیامبر ص نازل کن چگونه است و اصلا عالم نطق با ملایکه ازطریق خدا چگونه طراحی شده و اینکه خدا زبان نداردجواب فوق العاده مختصری ارایه فرمودین که اصلا حق مطلب ادا نشد خواهش و تقاضایی که از آن بزرگوار دارم اینکه بصورت مبسوط بسط و توضیح دهید بسطه تبسیطا. چراکه مطمءنم سوالیست که اکثر عزیزان با آن مواجهند.با تشکر بسیار.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: عرض شد «خداوند صوت را ایجاد می‌کند» برای فهم این‌ نکته باید برهان صدیقین را کار کنید تا جواب خود را انشاءالله مبسوطا دریافت فرمایید. در آن‌جاست که معنای ایجاد صورت معلوم می‌شود و این که رابطه‌ی مخلوقات با خدا ایجادی است نه این‌که خداوند مثلا شوری نمک را به نمک داده‌باشد. موفق باشید.
1170

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تبریک ماه رمضان. جناب استاد، سوالاتی دارم که ممنون می شوم پاسخ دهید. اول اینکه وقتی شب قدر در کشور ما یک شب و در عربستان شب دیگر است شب قدر واقعی کدام است؟ مثلا در کشورهای اروپایی چه شبی است؟ سوال دومم این است که اگر خانمی پس از آشنایی با افکار و آراء وعقاید یک نفر به این نتیجه برسد که این فرد ممکن است همان کسی باشد که یک زندگی خوب را می تواند با او تشکیل دهد، آیا اشکال دارد خودش پیش قدم شود و این مسئله را مطرح کند؟ دیدگاه دین مبین اسلام نسبت به این مسئله چیست؟ و صرف اینکه انسان در قلبش علقه وعلاقه ای نسبت به یک نامحرم احساس کند گناه است؟دعا برای اینکه خداوند اگر به صلاح است شرایط ازدواج با آن فرد را فراهم کند چه؟ متشکرم
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی 1ـ همان‌طور که صبح هر سرزمینی مربوط به خودش است، مثلا صبح مردم مالزی چندین ساعت زودتر از صبح مردم ایران است و صبح مردم ترکیه دیرتر از صبح مردم ایران، و هر کسی باید در صبح سرزمین خود نماز صبح رابخواند، شب قدر هر سرزمینی مربوط به همان سرزمین است و مطابق روزی است که شب قبل از آن ماه دیده‌شده. 2ـ این که زن به مردی که احتمام می‌دهد می‌تواند با او ازدواج کند پیشنهاد ازدواج دهد اشکال ندارد الا این که موجب وَهن و کوچکی زن شود، بهتر است که حرکاتی غیر مستقیم نشان دهد تا اگر مرد آماده‌ی ازدواج بود پا پیش بگذارد. صرف علاقه گناه نیست ولی نباید به واهمه اجازه داد که این علاقه را شدید کند و ذهن و ذکر اسان را اشغال نماید. ولی دعاء‌برای تحقق چنین امری اشکال ندارد. موفق باشید
22722

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و ادب محضر استاد طاهرزاده: اگر کسی چله ای شروع کند مثلا چله زیارت عاشورا و به فضل خدا سعی در مراقبه داشته باشد اما در طول چله یکبار بخاطر کم خوابی و خستگی مفرط نماز صبح وی قضا شود آیا چله اش بی اثر می شود؟ در یک کتاب خواندم قضا شدن نماز صبح سرنوشت چله را هَبَاءً مَّنثُورًا می کند. این مطلب به نوعی یاس آور و باعث از بین رفتن همت و عزم آدم می شود مثلا فرض کنید ۲۰ روز با زحمات زیارت عاشورا خوانده شده اما همه چیز به یکبار فرو می ریزد و شیطان بعد از زدن ضربه خود شروع به این القاء می کند که دیگر چه فایده ای در ادامه دادن چله هست شاید برای چله های معمولی آدم با عزمی جدید و از نوع شروع بکند اما برای چله هایی مثل چله کلیمی که در طول سال یکبار تکرار می شود واقعا زجرآور است و باعث نشستن خستگی در روح می شود. نظر استاد در این رابطه و توصیه شون چی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان، خودش و با اراده‌ی خودش ترک نماز بکند، عزمِ او به هم می‌خورد و عملاً چله‌ی او باطل می‌شود. ولی اگر عزمش پا برجا باشد به صرف آن‌که بدون اراده‌ی او نمازش قضا شود، مشکلی برایش نباید باشد. موفق باشید

20215
متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته: ضمن آرزوی سلامتی حضرت استاد حکیم طاهرزاده: نظر به پاسخ تان به پرسش 20163. خواهشمندم مرحمت فرموده لینک دریافت درس گفتار «شرح برهان صدیقین» را به بنده ارائه کنید. هر چه این عنوان را در سایت جست و جو می کنم، نمی یابم. والحمدلله رب العاشقین
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب را در نوار بالای صفحه‌ی سایت در قسمت نوشتارها می‌توانید بیابید و صوت آن را در http://lobolmizan.ir/sound/1130 می‌یابید. موفق باشید

18001
متن پرسش
سلام استاد بزرگوارم: من مشاور یک دبیرستان دخترانه هستم و هر روز با تعداد زیادی از مادرانی که از مسإله اعتیاد بچه ها به صفحات اجتماعی مجازی و اثرات نامطلوب آن در تمام ابعاد زندگی آنان عاجز شده اند، مواجهم و می پرسند که چه باید بکنند؟ اکثر آنها هم که روی گوشیهای خود رمز دارند. من چه جوابی باید بدهم؟ بچه ها که گوشی ها را به هیچ وجه کنار نمی گذارند، آیا باید برای ساعات محدودی به آنها بدهیم یا با زور بگیریم و یا فقط می توانیم در مورد آثار بد آن به آنها آموزش دهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که نمی‌توان به طور کلی آن‌ها را از آن فضای مجازی جدا کرد، خوب است لااقل در ساعات محدودی با آن ارتباط داشته باشند و از آن مهم‌تر باید آن‌ها متوجه شوند که ظرایفی از زندگی هست که آن ظرائف، بیرون از این نوع زندگی با فضای مجازی سراغ انسان می‌آید و این است آن نکته‌ای که باید به روش ماهرانه‌ای به آن‌ها تذکر داد. تذکرات آقای دکتر یامین‌پور در این مورد خوب بود، اگر بتوانید صوت آن را به‌دست آورید، تذکرات خوبی برای ارائه‌ به دانش‌آموزان دارند. موفق باشید

17418
متن پرسش
سلام: خاطرم هست یکی از آیات قرآن درباره مضر بودن قرآن برای گروهی (مثلا منافقان) سخن گفته بود. 1. آیا همچین چیزی صحت دارد؟ 2. کدام آیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیه‌ی 26 سوره‌ی بقره می‌فرماید: مؤمنین متوجه‌ی مثال‌هایی که خدا در قرآن می‌زند هستند ولی کافران می‌گویند این چه مثالی است که خداوند می‌زند؟ در حالی‌که با این مثال تعداد زیادی از افراد هدایت می‌شوند و تعدادی نیز گمراه می‌گردند و گمراه نمی‌گردند مگر کافران. آیه این‌چنین است: «إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيي‏ أَنْ يَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها فَأَمَّا الَّذينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثيراً وَ يَهْدي بِهِ كَثيراً وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقينَ».

مولوی می گوید: وقتی نکته ها خیلی دقیق و لطیف باشد، اشخاص لایق را بالا می برد ولی در مقابل افراد نالایق را گمراه می کند:

::از خدا می خواه تا زین نکته ها *** در نورزی ور رسی در منتها::

و سپس اشاره به همین آیه می کند و می گوید:

::زانکه از قرآن بسی گمراه شدند *** زین رسن قومی درون چه شدند::

کلمه رسن که به معنای ریسمان و طناب است، از خود قرآن استفاده شده است. آنجا که قرآن تعبیر حبل الله فرموده یعنی ریسمان خداست.

::مر رسن را نیست جرمی ای عنود *** چون تو را سودای سر بالا نبود::

می گوید: با ریسمان قرآن عده ای به درون چاه رفتند، در حالیکه ریسمان، ریسمان است هم می توان به وسیله آن بالا رفت و هم می شود به وسیله آن پایین رفت. ریسمان گناهی ندارد.

  موفق باشید

17211
متن پرسش
سلام استاد، خسته نباشید. ۱. یکی از اساتید قم می فرمودند: خدمت آیت الله بهجت رسیده بودیم که یکی از طلاب آمدند که سوال بپرسند، در مورد جهاد با نفس ، که تا آن طلبه کلمه مبارزه با نفس را گفتند، ایشان حرف را قطع کردند و فرمودند ما مبارزه با نفس نداریم!! تلاش برای اصلاح است نه مبارزه. استاد، آیا این معنا بد جا افتاده که ما باید مبارزه با نفس کنیم؟ ۲. آیا امروزِ انقلاب، مانند آن روزها از زندگانی امام صادق (ع) نیست که آقا با سعه صدر و آرامش کامل و امید به آینده شروع به مبارزه با رژیم می کردند و شاگرد تربیت می کردند و به دور از (سیاسی بازی) و (بازیهای سیاسی)، بزرگترین سیاستمدار دوره خود بودند، آن هم با نور توحیدی، 3. آآیا آنهایی که امام را دوست داشتند و ارادت به ایشان داشتند و می خواستند حرکتی کنند، و وقتی به امام می گفتند، حضرت مخالف حرکت آنها بودند، آنها مثالشان مانند مثال برخی اصول گرایان و بچه مذهبی های خودمان نیست؟ 4. آیا با دقت روی رفتار حضرت آقا و حضرت استاد جوادی، می توان به این نتیجه رسید که: با در نظر گرفتن جایگاه تاریخی حادثه ها، حتی هاشمی هم در پازل ماست و باید در دست نگه داریمش، (مگر در استثناءهایی مانند منتظری)؟ 5. آیا با این تعاریف، آن غیر روحانی ای که جایگاه تاریخی را مد نظر داشته باشد، بیشتر از یک روحانی که جایگاه تاریخی حوادث را نمی داند، به کار انقلاب و تمدن نوین اسلامی می آید؟ ۵. با تعاریف فوق، نزدیکترین شخص به امام صادق (ع) و مدیریت معصومین را می توانیم حضرت آقا بدانیم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال وقتی هم که گفته می‌شود مبارزه با نفس، منظور با وجه امّاره‌ی نفس است تا نفس در مقامات دیگر خود اصلاح شود و شاید حضرت آیت اللّه بهجت از این جهت خواسته‌اند متذکر موضوع شوند. بقیه‌ی قسمت‌های سؤالتان طلبتان باشد تا موضوعات با همدیگر مخلوط نشود. موفق باشید

16972
متن پرسش
سلام علیکم: نظرتون راجع به این متن چیه؟ به نظر می آید اشکالاتی داشته باشه. در حالت پیش از حضور چون بینایی چشم باطنی انسان (قلب) ضعیف است انسان تنها ظاهر بین است بنابراین ممکن است قلب با احساس لطایفی که توسط عقل شناخته عقل را فریب دهد و مبنای شناخت را بجای تحقیق خیال قرار دهد. در اینجا چشمان دل عقل بوده یعنی عقل است که عاطفه ٔدل را بیدار کرده و با شناساندن مسأله عاطفی باعث سست شدن گامهای تحقیق عقل و مبنا قرار دادن تصورات قوهٔ خیال توسط عقل می شود تصوراتی که تنها از آگاهی از ظاهر حاصل شده و اینگونه است که عقل در پیش از حضور اولاً چشم دل است و ثانیاً توان دست یابی به باطن را ندارد و در مسائل عاطفی با یک قمار و دو راهی مواجه خواهد بود. در علم حضور این قلب است که واسطه ای برای باطن بین شدن عقل می شود همانند یک دوربین یا ذره بین برای عقل خواهد بود که باعث کنار رفتن پرده های مادی از مقابل عقل می شود که چیزی جز اتصال عقل (انسان درون) به دریای حکمت الهی به واسطهٔ دل که حریم الله است نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن فوق کمی دارای ابهام است ولی در هر حال همه‏ جانبه‏ بودن يك فكر به اين معنا است كه آن فكر با خودِ حقيقت مرتبط است و نه با مفهوم آن. گاهى با رفيق خود در مورد موضوعى بحث مى‏ كنيد، از يك طرف قبول داريد مطلبى كه او مى ‏گويد درست است ولى از طرف ديگر احساس مى‏ كنيد نمى‏ توانيد به طور كامل آن مطلب را قبول كنيد. اگر موضوع را درست تحليل كنيد متوجه مى‏ شويد رفيق شما مطلب را از يك زاويه مى‏ نگرد و مطرح مى ‏كند و شما نياز داريد مطلب را به صورت جامع و از جنبه‏ ى وجودى و اشراقى‏ اش بنگريد و لذا با همه‏ ى ابعادتان جواب خود را در رابطه با آن موضوع نمى‏ گيريد. شما وقتى با سخنان اهل البيت (عليهم السلام) روبه‏ رو مى‏ شويد ملاحظه مى‏ كنيد مطلب به شكل جامع بروز مى‏ كند. اهل البيت (عليهم السلام) در عين آن‏كه عقل رياضى و عقل فلسفى دارند ولى با ما از طريق عقل رياضى و يا عقل فلسفى سخن نمى‏ گويند تا با موضوعِ مطرح‏ شده از يك زاويه و يا دو زاويه آشنا شويم، عقل اشراقى آن‏ها ما را با حقيقتِ مطلب آشنا مى‏ كند. عقل اشراقى عقلى است كه از قلب جدا نيست، قرآن در توصيف چنين عقلى پاى قلب را به ميان مى‏ كشد و مى‏ فرمايد: انسان مى‏ تواند به جايى برسد كه قلب او تعقل كند و تعقل او از نور قلبى او جدا نباشد، در آيه‏ ى 46 سوره‏ ى حج مى‏ فرمايد: «أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ‏ يَعْقِلُونَ‏ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا» آيا منكران حقيقتِ نبوى در زمين سير نكرده‏ اند و سرنوشت منكران نبوت را ملاحظه نكرده‏ اند تا در اثر آن سير، قلب‏هايى پيدا كنند كه به كمك آن قلب، تعقل كنند و گوش‏هايى به‏ دست آورند كه به كمك آن‏ها حق را بشنوند؟ اگر منكران نبوت به تاريخ رجوع مى‏ كردند و سرنوشت اقوام هلاك شده را ملاحظه مى‏ نمودند به شعورى مى‏ رسيدند كه قلب و عقل آن‏ها هر دو فعليت مى‏ يافت‏. موفق باشید

16950

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد محترم سلام علیکم: بارها تجربه کرده ام و سوال فقهی واحدی را از مراکز مختلف پاسخ گویی پرسیده ام و جواب های متفاوت داده اند. حتی یک سوال را یک بار بصورت اینترنتي از سایت حضرت آقا پرسیدم و بار دیگر تلفنی با دفتر تماس گرفتم، جواب ها مثل هم نبود، چه برسد به طلبه ها و روحانيونی که خیلی وقت ها انسان می بیند جواب را صحیح نمی گویند. سوال بنده این است که در چنین شرايطي به هر حال وظیفه ما چیست و کدام مرکز قابل اعتماد است و حجت کيست؟ خصوصا اینکه حضرت آقا رساله هم ندارند و بسیاری از مطالب فقهی در «اجوبه الاستفتائات» و يا «راهنماي اختلاف فتاوا با رساله حضرت امام» هم نیامده باید چه کنیم واقعا؟ خیلی از عمر و توان انسان در این زمینه صرف می شود و واقعا خسته کننده است. بنده دیگر وقتی مي خواهم جواب سوال فقهی ای را پیدا کنم بقدری غصه دارم و نگران می شوم که گویی منتظر نتیجه کنکور هستم! خیلی انسان گیج می شود. خدا امام زمان پ0عج) را برساند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در رابطه با جایگاه فقها در زمان غیبت امام معصوم در قسمت دوم کتاب «چه نیازی به نبی» شده است. عنایت داشته باشید که ما نهایتاً به همان طریقی که فعلاً در مقابل خود داریم وظیفه‌ی فقهی خود را از دفتر مرجع‌مان جویا می‌شویم، و بعد از آن دیگر نباید خود را گرفتار دغدغه کرد. موفق باشید 

16379

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار و آرزوی عمل به حقیقت بندگی در این ماه رحمت و تقضای اینکه دعای خیرتان را در حق ما فراموش نفرمایید. یکی از مشکلات دوستان در راه سلوک الی الله این است که براحتی نمی توانند مفاهیم و برنامه ها و احکام و دستورات الهی را در زندگی خود پیاده کنند و در واقع یک سبک زندگی درستی که بتوان تمام دستوراات را دست در آن گنجاند را ندارند و ظاهرا با تسلط فرهنگ غربی و سبک زندگی غربی این کار سخت تر هم شده است. لذا اگر بتوانیم الگوی زندگی بزرگان به صورت جزئی بیان شود می تواند الگوی خوبی برای تحقق این هدف باشد. لذا برای شروع از شما استاد بزرگ تقاضا دارم سبک خودتان یا بزرگانی که می شناسید را در انجام اعمال ماه مبارک مضان، مرقوم بفرمایید تابتوانیم از آن الگو برداری کنیم. مشخصا موارد مشابه زیر را توضیح دهید: چگونگی سحر و افطار خوردن که مانع سنگینی و خلل به عبادا ت نشود / تلاوت قرآن چه مواقعی باشد (یکجا یک جزو تلاوت شود یا چند مرحله و چه مواقعی) / زمان و نحوه خوابیدن در این ایام تابستان آن می ماند. مثلا در این فرصت کم چگونه هم ابوحمزه بخوانیم و هم قرآن و هم سایر کارها. در طول روز چطور. کلا اگر برنامه خودتان را بگویید شاید بتوانیم الگو گیری کنیم و بعضی گیرهایی که در ادای این امور داریم رفع شود. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:من روسیاه که داخل آدم ها نیستم. بنده با توجه به فعالیت‌هایی که در روز دارم از عبادات خود محروم می‌شوم. اگر به خودم باشم بعد از افطار با دعای افتتاح و سوره‌ی دخان و قرائت چند بار سوره‌ی قدر، و در سحرها هم بعد از یازده گانه ای دعای سحر و قسمتی از دعای ابوحمزه به‌سر می‌برم و بقیه‌ی دعا را در شب بعد و یا شب‌های بعد دارم. قرآن را هم بعد از نماز عصر یک جزء قرائت می‌کنم. موفق باشید

15277

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد به نظر شما برای رشد در بستر تفکری که نظر به وجود دارد دانستن فلسفه ملاصدرا لازم است یا نه؟ اگر چنین است برای شخصی که رشته اش این نیست و تا کنون هیچ مطالعه فلسفی نداشته است برای شروع و ادامه چه پیشنهاد می فرمایید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه صدرایی به عالم، نگاه بسیار ارزشمندی است. سیر مطالعاتی موجود بر روی سایت بر همان اساس تنظیم شده است که شخص را وارد نگاه وجودی بنماید. موفق باشید

14901
متن پرسش
سلام استاد: با عرض تبریک به مناسب ایام الله دهه فجر. یک سؤال مدتهاست به ذهن بنده آمده است و راهی برای کسب خبر درباره آن ندارم. شاید شما بتوانید به بنده کمک فرمایید. می خواستم ببینم آیا گزارشی درباره پیامد و عکس العمل فرهنگی و علمی و نه سیاسی نسبت به نامه تاریخی حضرت امام (ره) به گورباچوف در دست هست؟ چیزی که مسلم است در کشورهای بزرگ مثل روسیه و آمریکا نسبت به چنین وقایعی ساده نمی گذرند و محافل علمی درباره این رخدادها عکس العمل متناسب نشان می دهند. خیلی خوب است در این باره یک رصد دقیق انجام شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که اطلاع دارم برخورد اولیه‌ی جناب گورباچف با جوابی که توسط وزیر امور خارجه‌اش فرستاد، یک جواب دیپلماتیک بود. ولی بعداً که بحران شوروی شروع شد و معلوم گشت واقعاً باید مارکسیسم‌لنینیسم را در موزه‌ها سراغ گرفت، گورباچف در مصاحبه‌ای به نحوی احساس پشیمانی کرده بود که درست با آن نامه برخورد نکرده. ولی نامه در کشور روسیه تأثیر خود را در آن حدّی که ظرفیت آن کشور اجازه می‌داد، گذاشت. به طوری که امروز گرایش جریان‌های سیاسی آن کشور به شیعه، یک گرایش مثبت است به نحوی که ملاحظه کردید جناب پوتین در این سفر اخیر قرآن خطی بسیار نفیسی را به عنوان بهترین هدیه تقدیم رهبری نمود و این معنای بسیار زیادی در دنیای جدید به همراه دارد و در نشستی هم که با مقام معظم رهبری داشتند سخن‌ها بسیار ماوراء عرف دیپلماتیک رد و بدل شد. موفق باشید   

14249
متن پرسش
سلام علیکم: من کم مانده از این روحیه شما در خاکستری دیدن دولت و نه سیاه دیدنش دق کنم ان شاء الله. با اذن خدا و شما می خواهم بروم یک دیوار رو به افتاب پیدا می کنم و سرم را به تعداد وزرای دولت بر قسمت تیزش بکوبم!!! هم برای من هم برای دولت الفاتحه!! بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین الرح...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عجله نکنید!! وقتی مثل این حقیر پس از سال‌ها به این تجربه رسیدید که یک طرف خوب خوب و یک طرف بد بد نیست؛ و یک طرف برای پاک‌نشان‌دادنِ خود ضعف‌های طرف مقابل را بیش از حدّ برجسته می‌کند، دیگر از دست بنده عصبانی نمی‌شوید. مواظب باشید همه، حرف‌های خوب می‌زنند، ولی همه بدان عمل نمی‌کنند. پس به اندازه‌ای ضعف‌ها را مدّ نظر قرار دهیم که نتیجه‌ی آن تقویت رقیب‌های دولت نشود. البته بنده دولت آقای روحانی را روی‌همرفته از جنس انقلاب نمی‌دانم و معتقدم این دولت اهداف اصیل انقلاب را دنبال نمی‌کند و بیشتر میهمان ناخوانده‌ای است که می‌آید و می‌رود. با این‌همه قبول ندارم که رقیب‌های سیاسی و حزبی ایشان، به آن‌چه که در تأکید بر ارزش‌ها اصرار دارند، در عمل پایبند هستند، تجربه این را نشان نمی‌دهد ولی شدیداً منتظر افرادی هستیم که صادقانه در صدد دنبال‌کردنِ اهداف اصلی انقلاب هستند. اینان دیر یا زود از راه می‌رسند. موفق باشید

13503
متن پرسش
محیی الدین ابن عربی در کتاب فتوحات مکیه ـ خود را مستغنی از شناخت امام زمان می داند ـ و خدا را عین همه اشیا معرفی می کند ـ و ولایت ظاهر و باطنی برای افرادی چون معاویه و متوکل قائل است ـ و به خود اجازه می دهد از انبیاء امتحان توحید بگیرد و همه را مردود بداند ـ و در عالم کشف شهود شیعه را به صورت خنزیر ببیند و غیر اینها از مزخرفات. حال سوالم اين است كه شما چطور مي گوئيد كه بايد عرفان يك چنين شخصيتي را وارد مراكز آموزشي خود كنيم؟ و امام خميني چرا بايد مروج مكتب اين شخص باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زبان عرفان، زبان خاصی است. امثال امام خمینی و علامه طباطبایی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیهما» چون زبان عرفان و عرفا را متوجه‌اند و می‌دانند به کجا اشاره دارند، این‌طور که شما می‌فرمایید از سخنان محی‌الدین برداشت نمی‌کنند! و برعکس، معتقدند معارفی که محی‌الدین مطرح می‌کند بسیار به آموزه های شیعه نزدیک است. موفق باشید

13290
متن پرسش
بسمه تعالی سلام خدمت استاد گرامی: در فضای کنونی انقلاب و با توجه به نیاز یک زن به رشد معنوی شخصی و به تبع آن تاثیر بر خانواده به خصوص فرزندان، به نظر شما مادری که برای امری مثل تحصیل همسر به شهر دیگری رفته، نمی تواند از کسی کمک بگیرد و همچنین نوزاد چند ماهه دارد و به تبع آن با دو مسئله زیر روبرو است چگونه می تواند کارهای معرفتی از مسجد رفتن و شرکت در نماز جماعت گرفته تا حضور در دعا، سخنرانی، کلاس معرفتی و مطالعه کتب معرفتی را انجام دهد؟ اولین مسئله این است که تمام وقت او را یا فرزندان و به خصوص نوزاد تازه به دنیا آمده به خود اختصاص می دهد یا کارهای خانه و مسئله دیگر اینکه خیلی نمی توان کودکان را ساکت نگه داشت و در بیشتر جاها که نیاز به سکوت هست مثل مساجد و کلاس ها و ... به دلیل اینکه کودکان کوچک تر گریه و کودکان بزرگتر صبحت و بازی می کنند و باعث مزاحمت برای دیگران می شود امکان حضور مادر نیست و از طرفی با توجه به آنچه صحیح به نظر می رسد نمی تواند فاصله سنی بچه ها را زیاد کند تا در این بین به کارهای معرفتی برسد چون بهتر است حداکثر تا سه سال بعد بار دیگر بچه دار شود و و هم نمی تواند این امور را موکول به وقتی کند که بچه ها بزرگ شوند چون قطعا تا هنگامی که فرزندان بزرگ شوند انجام کارهای معرفتی متناسب با نیازهای فرزندان و خانواده تقریبا خیلی دیر شده است. مشغولیات و حال نامساعد دوران بارداری را هم که به مسائل گفته شده اضافه کنیم تقریبا وقت مناسبی برای کار معرفتی منسجم برایش باقی نمی ماند. ممنون می شویم به این سوال که مشکل من و خیلی از خانم های دیگر است پاسخ دهید. ضمنا شاید همسرتان نیز بتوانند راهنماییمان کنند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین این‌که مادری‌کردن برای فرزندان به قصد تربیت معنوی، خود به خود زمینه‌ی نور معرفت از طرف خداوند را در مادر ایجاد می‌کند، شما سعی کنید در کلیّات معارف وارد شوید نه در جزئیات. و در این موارد کمک‌گرفتن برای امورات کودکان اشکال ندارد. موفق باشید

13263
متن پرسش
سلام استاد خدا قوت: در پاسخ به سوال 13242 قانع نشدم و سوالاتی در ذهن دارم که عرض می کنم: اولا چگونه به آن علم نظر داشته باشیم که گرفتار فرهنگ پنهان تکنولوژی نشویم در ثانی این روحیه را چگونه در خود به وجود آوریم که مدام به آن علم نظر داشته داشته باشیم چون تفکیک آن علم و این تکنولوژی خیلی سخته و هر لحظه باید مراقب بود به بهانه نظر داشتن به آن علم گرفتار تکنولوژی و فرهنگ پنهان آن نشویم. سوال دیگر این است که مگر آن علمی که شما می گویید اصلا قابل تفکیک با این تکنولوژی است؟ من در بحث تفسیر خطبه ی 83 نهج البلاغه «قسمت4» شما یک بحث معرفت نفس پیش کشیدید و فرمودید که: اسلحه این جوری به وجود آمد: از مرگ ترسیدیم پس گشتیم در طبیعت نظام عالم دنبال چیزی که مرگ را کنترل کند و آن چیز اسلحه بود که تند تند آدم بکشیم که یک وقت ما را نکشند. شما هر چیزی که در دنیا بطلبی دنیا بهت می دهد روح شما مجرد است مجرد در عالم تجرد می تواند سیر کند عالم ماده باطنش عالم مجرد است اگر روح دنبال چیزی بود کجا سیر می کند؟ در عالم مجرد، در عالم مجرد که سیر کرد اشارات عالم مجرد قلب او را متوجه ی ابزاری از عالم ماده می کند که مطلوب اوست (که در عالم مجرد دنبالش می گشت). پس انسان قبل از رنسانس این جوری نبود که ابزارهای رنسانسی را می خواست و نیافت بلکه چون نمی خواست نیافت پس شما آنچه می خواهید را می یابید. تا این جا سخن شما بود. حالا می خواهم نتیجه بگیرم که انسان رنسانسی در عالم تجرد دنبال علمی گشت که باهاش بتواند تکنولوژی درست کند. علم که جنسش مادی نیست بلکه مجرد است پس روح انسان رنسانسی در عالم تجرد آن علم را یافت و در عالم ماده مطابق آن علم تکنولوژی را ساخت پس چه جوری شما می گویید یک علمی در دل این تکنولوژی نهفته که اگر ما به آن نظر کنیم به مرور تکنیک مطابق فرهنگ خودمان را می یابیم؟ مثلا روح خواجه نصیر در عالم تجرد گشت علمی را پیدا کرد که آن علم در عالم ماده شد رصد خانه ی مراغه، حالا یک انسان رنسانسی خودش را بکشد نمی تواند با علم خواجه نصیر به ابزاری غیر از رصد خانه ی مراغه برسد چون آن علم و ابزار مطابق هم هستند. البته این غرب شناسی خیلی پیچیده است (لااقل برای خودم) چون من برای رد حرف خودم مثال نقض دارم و آن این که شنیدم (البته فقط شنیدم مطالعه و تحقیق نکردم) که غربی ها آثار دانشمندان ما را ترجمه کردند و یاد گرفتند. یعنی مدتی شاگردی ما را کردند که حالا به این جا رسیدند. سوال این جاست که آنها چطور توانستند علم را از دانشمندان اسلامی بگیرند اما به تکنولوژی ای برسند که ضد اسلام و یا ضد عالم دینی است در حالی که طبق سخن قبل آن علم عالم تجرد و این ابزار عالم ماده مطابق هم هستند و در ثانی در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» شما خواندم که اگر می خواهید عالم دار شوید کتابهای علمای عالم دار (مثل علامه طباطبایی) را بخوانید، خب علمای گذشته ی ما مثل ابن سینا و غیره هم که عالم دینی داشتند چطور غربی ها با ترجمه ی آثار آنها وارد عالم آنها نشدند و ابزاری ساختند بر خلاف عالم آنها؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم در این مورد سخن هایدگر کمک می‌کند که می‌گوید: «علم نمی‌اندیشد» یعنی در دل علم تکنیکی غرب می‌توان اندیشه‌ای را إعمال کرد که رویکردش به غیر از رویکردی باشد که غرب از علم خود گرفته است و از آن طریق از دام تکنولوژی و حکومت آن رهایی یافت. فراموش نکنید که امروز متفکران دنیا معتقدند این تکنیک است که بر اندیشه‌ی عالمان حکومت می‌کند و آن‌ها را به تکنیکی مافوقِ تکنیک گذشته می‌کشاند. اصلاً علم و تکنیک نمی‌اندیشید که بخواهد به تفکر گوش کند. متفکر معاصر باید بداند که مهار زندگی و فرهنگ انسان معاصر در دست اموری است که نمی‌اندیشند؛ بنابراین برای فهم وضع کنونی بی‌خانمانی و رفع بحران، باید در جستجوی راه‌های دیگری باشد. اگر قرار است انسان‌ها آینده‌ای روشن داشته باشند، این آینده نمی‌تواند تداوم گذشته یا حال باشد. «هورکهایمر» و «آدورنو» سرنوشت انسان اسیر تکنیک و مناسبات ساخته‌ی خودش را شرح دادند. اگر انسان به قصد سلطه بر طبیعت صاحب دانش و تکنولوژی شده، اکنون همین دستاوردها اسارت وی را باعث شده است. امروز تهدید سرشت انسان موضوعی کاملاً ملموس است. در گذشته، طبیعت مرجع نهایی نظم و سامان حیات ما تلقی می‌شد و همه‌ی تغییرات و تخریب‌ها، در نهایت، در دریای طبیعت منحل می‌گشت؛ اما امروز، بنیاد طبیعت دستخوش تهدید است و به دشواری می‌توان علائمی حاکی از غلبه‌ی عقل و اراده‌ی آدمی بر سرنوشت خود نشان داد. موفق باشید

12741
متن پرسش
با عرض سلام و تشکر بابت فرصتی که در اختیار ما قرار می دهید تا از شما استاد بزرگوار بهره ببریم. خدا عمرتان بدهد. استاد عزیز، آیا این حرف درست است که می گویند جهان را امام علی (ع) خلق فرموده اند؟ خواهش می کنم با وضوح برایم بگویید. با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این معنا که شخص امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» در مقام واسطه‌ی فیض باشند، حرف درستی نیست. ولی مقام حقیقت نوریِ ائمه‌ی معصومین«علیهم‌السلام» هرکدام در زمان خود به‌عنوان واسطه‌ی فیض حرفِ درستی است( در صورتی‌که معنای واسطه‌ی فیض درست، تصور شود). پیشنهاد می‌کنم کتاب «واسطه‌ی فیض در هستی» را که بر روی سایت هست را مطالعه فرمایید. موفق باشید

نمایش چاپی