بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
3531
متن پرسش
سلام علیکم .مگر خداوند متعال بر هر چیزی توانا نیست و هیچ کاری بدون اذن خداوند انجام نمیشود.پس اگر ما کار گناهی هم انجام دهیم خدا خواسته؟ یا اینکه چرا کارهای که به نفع ما است را خدواند اعمال نمی فرمایید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در این‌جا نباید بین تکوین و تشریع خلط شود. آری خداوند تکویناً به ما اختیار داده تا بتوانیم هرچه را خواستیم انتخاب کنیم و خودش نیز همین را خواسته، ولی تشریعاً جهت سعادت ما از طریق انبیاء به ما دستور داده که گناه نکنیم. موفق باشید
1645

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز شما در جلسه دوشنبه فرمودید این پولهایی که دولت خرج راهها می کرده و یا حقوق کارمندان به نحوی ظلم محسوب می شودایا کسی که مثلا در اتوبان سازی برای دولت کار می کند کمک به ظلم می کند و یا کارمندان هم همچنین ؟ آیا برداشت من درست است که نسبت به آن عدل الهی که معصوم حاکم می کند نوعی ظلم محسوب می شود ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: عرض کردم عدل الهی را در نظام تشریع، ائمه«علیهم‌السلام» می‌توانند پیاده کنند و بر همین مبنا شما در زیارت جامعه‌ی کبیره به ائمه عرضه می‌دارید آرزومندم شما بیایید «یُظْهِرَکُمْ لِعَدله» تا عدل الهی را ظاهر کنید. عرض شد در آن فضا کوچک‌ترین ظلمی واقع نمی‌شود و هیچ حقی از کسی به کس دیگر داده نمی‌شود. مثال زدم در حال حاضر حقوق کارمندان با فروش پول نفت تأمین می‌شود و چاره‌ای هم از آن نیست ،‌در حالی‌که پول نفت به عنوان انفال باید در اختیار ولیّ مسلمین باشد و در امور فقرا و تعالی فرهنگ جامعه مصرف شود و از طرفی نفت مال همه‌ی مردم است و نه مال عده‌ای به نام کارمند. پس معلوم است در حال حاضر حق سایر افراد در حقوق ما هست. این را مثال زدم تا معلوم شود عدل کامل با آن‌چه فعلاً هست فرق می‌کند و ما اکنون در حال اضطرار هستیم. موفق باشید
837

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام و ادب خدمت شمااستاد گرامی من دانشجوی سال دوم تربیت بدنی و ورزش هستم و ازآنجایی که به تازگی با شما و آثارخوب و ارزشمندتان آشنا شدم دریچه ای تازه برروی زندگی ام باز شده است ولی سخت در ادامه راه زندگی ام ماندم ونمیدانم از کجاشروع کنم حرفهای بسیاردارم ودغدغه هایی فراسوی این زندگی مادی،سخت ماندم .....ازشماراهنمایی میخواهم وباتوجه به رشته تحصیلی ام چگونه می توانم راهی که باید رفت را بروم ؟باسپاس و تشکر از شما
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: خدا را شکر کنید که خداوند در مقابل شما رشته‌ی ورزش را قرار داده تا هم خودتان را همواره فعّال نگه دارید و هم به بقیه کمک کنید که از ورزش غافل نباشند. بنده هنوز وامدار معلم ورزشی هستم که به بنده ورزش‌کردن را به صورت علمی آموزش داد. با روحیه‌ای ورزشی، سیر مطالعاتی روی سایت را دنبال کنید . إن‌شاءالله در زندگی به نتایج خوبی می رسید. موفق باشید
20447
متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: 1. در مورد روش استفاده از المیزان برخی اساتید قائل به موضوعی خواندن المیزانند نظر حضرتعالی در جزوه ترتیبی خواندن است چه کنیم؟ البته حقیر با نظر حضرتعالی موافقم اما استدلالاتش را نمی دانم که بتوانم دفاع کنم. 2. بخواهیم با بقیه کار کنیم موضوعی کار کنیم یا ترتیبی؟ سپاسگزار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی«رحمت‌اللّه‌علیه» بنا به گفته‌ی آیت اللّه جوادی«حفظه‌اللّه» بسیاری نظرات و سخنان خود را در همان سوره‌های اولیه گفته‌اند و به همین جهت شما اگر بخواهید مثلاً سوره‌ی حدید را در المیزان دنبال کنید وقتی نتیجه‌ی کامل می‌گیرید که از ابتدای المیزان شروع کرده باشید و به سوره‌ی حدید برسید. موفق باشید

17946
متن پرسش
خدمت استاد طاهرزاده سلام و عرض ادب دارم: سوالی داشته که ذهن بدجوری دنبال جوابشه. سوالم از محضر شريف شما اين است كه چرا در بحث تخصصي خداشناسي پاره اي از متكلمين و فقها حال حاضر منجمله آيت الله صافي گلپايگاني، آيت الله وحيدخراساني، آيت الله سيدان، استاد حكيمي و... خداشناسي فلسفي را قبول نداشته و مباحثي مثل سنخيت، علت و معلول، وحدت تشكيكيه و... را قبول نداشته و باطل مي دانند و حتي براي خود استدلال هم دارند و از آن طرف عكس اين سخنان را فقهايي مثل آيت الله جوادي آملي، آيت الله مصباح يزدي و... مي زنند. چرا در مورد اين بحث تخصصي و ركن ركين دين و مذهب يعني خداشناسي بين اين عزيزان ديني مان اختلافات علمي هست. واقعاً در اين خصوص برداشت خودتان چيست استاد عزيزم؟ در بحث فوق تخصصي خداشناسي حقيقتاً كدام گروه از بين فلاسفه و متكلمين سخنانشان در اين خصوص به معارف خداشناسي و توحيدي شيعه نزديكتره؟ چون واقعاً من جوان در اين بحث تخصصي گيج شدم. از آن ور فقهيي برهان فلسفي را قبول مي كند از آن طرف فقيهي برهان فلسفي را باطل، رد و توالي فساد مي دانند؟ تحليل شما از اين سخنان چيست؟ چون از آن ور دوست دارم اين بحث خداشناسي را استدلالي دنبال كنم و از آن طرف مي خواهم نزديكترين راه به آيات و روايات باشه و مخالفت با آن نداشته باشد. از اين كه بنده نوازي كرده و سخنان حقير را مطالعه نمودید كمال سپاس را دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که در روایات داریم علاوه بر حجت ظاهری که شریعت الهی و ائمه‌ی معصومین‌اند، حجت باطنی داریم که همان عقل است و اگر ما عقلِ مقتضی فهم روایات و آیات را به‌کار نگیریم و فقط تنها به ظاهر روایات و آیات بسنده کنیم، چنین مشکلاتی که متذکر شده‌اید پیش می‌آید. امثال حضرت امام خمینی و علامه طباطبایی در به‌کارگیری عقل در فهمِ آیات و روایات، موفق‌تر از کسانی‌اند که به ظاهر آیات و روایات بسنده کرده‌اند. جناب آقای دکتر مهدی امامی‌جمعه در سلسله بحث‌های خود در 15 جلسه تحت عنوان «سیر تاریخی الهیات اسلامی» به‌خوبی به این موضوع پرداخته‌اند. متن صوتی آن را از مرکز فرهنگی «سُها» از جناب آقای تیموری به آدرس hrteimouri@gmail.com می‌توانید تهیه کنید. موفق باشید

15803
متن پرسش
سلام استاد عزیز: کارهایی از قبیل (بیمه کردن ماشین - قفل کردن موتور و تنظیم ساعت برای نماز صبح و....) آیا خدشه ایی بر توکل به ذات اقدس الهی نمی زنند؟ در چه چایگاه و در چه مراحلی این اسباب مانع توکل آدمی می باشند. و برای رفع آنها چه باید کرد؟ چون به طبع برای عموم افراد این مطرح نیست زیرا اگر کسی مثلا موتورش را قفل نکند نظرش به سمت وسیله اش می رود و نمی تواند عبادت کند و باید این کار را انجام دهد تا با خیال و فکر آسوده به کارش برسد. لطفا کمی در مورد جایگاه و نحوه توکل کردن انسان ها بیان بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید از وسائلی که عقل بشر برای اصلاح اموراتش شکل داده است، استفاده کرد و به قول معروف: «با توکل زانوی اشتر ببند». لذا هم باید موتور را قفل کرد و هم باید متوجه بود آن خداوند است که موتور را از دستبرد دزد حفظ می‌کند و نه قفل‌کردن آن. موفق باشید

14017

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: کتب استاد محمد شجاعی برای سیر و سلوک خوب است؟ چگونه استفاده شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت اللّه سید محمد شجاعی در بحث «مقالات» روش سیر و سلوکی خوبی را در معرض دید ما قرار می‌دهند ولی استاد محمد شجاعی چنین ادعایی ندارند که بخواهند روش سلوکی پیشنهاد کنند، بلکه روش ایشان بیشتر طرح معارف اسلامی است. موفق باشید

13765
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: عاجزانه درخواست دارم تا در مورد سبک تغذیه ی طلاب، و اینکه به چه نحو باشد تا بازدهی تحصیلی بهتری داشته باشد، راهنمایی بفرمایید و یا حدالمقدور جزوه ای بنویسید. ما در مدرسه علمیه مطالب مورد نیاز طلاب را در قالب جزوه میان آنها توزیع می کنیم و تاثیر مثبتی دارد. لذا خواشمندیم در این امر که مدتی است دچار آفت شده است و به برخی دنیا مداری ها و یا خوردنی های لغو روی آورده شده از قبیل تنقلات، پفک و ... و استفاه بیش از حد از نمک؛ تمهیدی اتخاذ فرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده چیزی جدای از آن‌چه اساتید اخلاق می‌فرمایند، ندارم مبنی بر آن‌که هر روز نباید غذای گوشتی بخوریم و روی‌همرفته غذایمان ساده باشد و دو نوع غذا در سفره نداشته باشیم و بین دو غذا، تنقلات‌خور نباشیم و حتی‌الامکان سه روز در هر ماه را روزه بگیریم. موفق باشید

13676
متن پرسش
با سلام: به نظر شما بعد از اینکه کتابهای حرکت جوهری و برهان صدیقین را خواندیم لازم هست که فلسفه اسلامی را در یک حدی بخوانیم که با فضای فکری فلاسفه اسلامی آشنا شویم یا حداقل جلد 1 تا 8 اسفار ملاصدرا که نظرات فلاسفه قبلی هست رو خوب هست مطالعه کنیم؟ من واقعا نمی دونم که این کار لازم هست یا اینکه باعث صرف وقت و مشغولیت ذهنی می شه از طرفی هم احساس می کنم اگر این کار رو نکنم یک نقصی در دریافت نظرات ملاصدرا پیدا می کنم و ممکنه منظور ایشون را به طور واقعی نفهمم. مثلا شرح منظومه رو خوب هست بخونیم یا نه. با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکمت متعالیه‌ی صدرالمتألهین هرچه عمیق‌تر بررسی شود ما را بیشتر به حقایق جاری عالم و به نسبت هرچه بیشتر به خدا می‌رساند. عمده آن است که بتوانیم در عین داشتن مقدمات و فهم متون به زبان عربی و استادی حاذق، کار را جلو ببریم. شرح منظومه بعد از فهم اسفار، جمع‌بندی خوبی است. موفق باشید

13517
متن پرسش
سلام علیکم استاد: 1. اصلا چه شد که نسبت بشر با وجود تغییر کرد؟ 2. فلسفه جهان مدرن چگونه شکل گرفت و اینکه چگونه وارد فرهنگ اسلامی شد و چرا ما دیرتر مدرن یا بهتر است بگویم شبه مدرن شدیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طبیعی است وقتی شوق نظر به حقیقت فرو نشیند بشر بیشتر با مفاهیم قابل اشاره به آن حقیقت، مشغول می‌شود و از آن‌جایی که در شیعه از طریق نظر به امام، اُنس با حقیقت بیشتر است، ما به‌راحتی گرفتار مدرنیته نمی‌شویم مگر آن‌وقتی که از رجوع به اهل‌البیت غفلت کنیم و بدین لحاظ است که بعضی از مردم و سیاسیون یک نوع هم‌سخنی با غرب را در خود می‌بینند. راه‌کار رفع مشکل، برگشت به اُنس قدسی است که در شیعه از طریق نظر به امامان و حبّ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» عملی است. موفق باشید

12329
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: بنده چند سالی است که نه بصورت کاملا پیوسته ولی مباحث شما را دنبال می کنم. و کتب «آشتی باخدا»، «ده نکته از معرفت النفس» به همراه فایل صوتی آن، «معاد بازگشت به جدی‌ترین زندگی»، «جایگاه رزق»، «مقام لیله القدری حضرت زهرا(س)»، مبانی معرفتی مهدویت و تعدادی از کتب و جزوات دیگر شما را مطالعه کرده ام. در حال حاضر مشغول مطالعه کتاب «مبانی نظری و عملی حب اهل البیت(ع)» هستم و همزمان فایل صوتی آن رانیز گوش می دهم. منتها احساس می کنم که نمی توانم تمام مبجث را کاملا دریافت کنم. شاید در مباحث عقلی ضعف دارم و یا شاید هنوز برای ورود به این بحث قلبی آمادگی ندارم! از طرفی به شدت علاقمند به ورود به این عوالم هستم و از طرفی حس می کنم که نمی توانم وارد شوم. می خواستم از شما خواهش کنم که اگر ممکن است، سیری برای بنده و امثال بنده تهیه کنید که پس از طی آن چه از نظر عقلی و چه از نظر قلبی آمادگی لازم را برای سیر حبی خود پیدا کنیم. بنده دقیقا نمی دانم که ترتیب مطالعه کتب جنابعالی چیست و چگونه مباحث عقلی را برای خود حل کنم. از طرفی هم برای دستیابی به معارف کمی عجول هستم. لطفا کمکم کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم همین شکل که جلو رفته‌اید خوب است. بحث حبّ اهل‌البیت را نیز تا آخر جلو بروید، إن‌شاءاللّه خداوند زمینه‌های لازم را فراهم می‌کند. تکمیل بحث را در شرح زیارت «جامعه‌ی کبیره» می‌توانید دنبال کنید و با زیارت امامان معصوم در حرم‌شان محبتی که به دنبال آن هستید را بیابید. موفق باشید

11181
متن پرسش
با سلام: با چه اصلی قضایایی مثل این که معلول نیازمند علت است و یا نظم نمایانگر هدف است را به کل تعمیم می دهیم و می گوییم هر معلولی علتی دارد یا هر نظمی هدفی دارد، شاید در واقع این چنین نباشد و معلولی باشد که نیاز به علت نداشته باشد پس تعمیم ما اشتباه است و نمی شود گفت که معرفت یقینی وجود دارد. اشکال نظر بنده کجاست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک امر بدیهی است و اگر نپذیریم به سوفسطایی مطلق می‌رسیم در آن حدّ که نمی‌توانیم بپذیریم آن‌چه از بیرون احساس می‌کنیم و در ذهن داریم معلول پدیده‌های خارجی است و عملاً باید منکر هر واقعیتی بشویم و در نتیجه نمی‌توانید از بنده سؤال کنید و انتظار جواب داشته باشید زیرا دیگر شما علت سؤال خود نیستید که لازم باشد جواب بنده معلول آن سؤال باشد. موفق باشید
11097
متن پرسش
عرض سلام: دوست داشتم نظر استاد را در مورد مقاله اخیر استاد داوری در ماهنامه سوره با «عنوان سیاست های افراطی در همه جای جهان طرفدارانی دارد» بدانم. اینجانب از دور در محافل فکری در مسجد خود، کتب استاد طاهر زاده از جمله کربلا مبارزه با پوچی ها را کار کردیم اما آیا مقاله اخیر استاد داوری نیازی به نوع نگاه ایشان به این مقاله برایم اهمیت دارد. تا اینجانب را از سردرگمی حرف های استاد داوری در این مقاله به خصوص ورود ایشان به حوزه افراطی گری که با شعار مرگ بر آمریکا عنوان می کنند خارج کنند و الا مجبورم از دیگران که می دانم به خوبی استاد روشنگری نمی کنند. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ای بابا! بنده به جهت اهمیت مقاله‌ی آقای دکتر داوری شرحی بر آن نوشتم که در شماره‌ی 77- 76 مجله‌ی سوره چاپ شد و جناب دکتر داوری اظهار لطف فرموده بودند و آن مقاله هم‌اکنون بر روی سایت «لُبّ المیزان» تحت عنوان «راز “بی‌تاریخی ما” در نگاه دکتر رضا داوری اردکانی » در قسمت یادداشت ویژه هست و فکر می‌کنم رفقا باید وقت بگذارند و حداقل عرایض بنده در شرح آن مقاله را با دقت کافی بحث کنند. موفق باشید
10617

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: سپاس بسیار از پاسخها. ببخشید گاهی جواب سوالات ظاهرا فراموش می شود به ایمیلمان فرستاده شود البته گاهی پیدا می کنیم گاهی نه و دوباره می نویسیم و شرمنده وقت شما گرفته می شود. 1- بعد از کتاب معرفت نفس و الحشر کتاب معرفت نفس علامه حسن زاده را بخوانم بهتر است یا بدایه و نهایه؟ من به کتب ایشان بسیار علاقه دارم خودم فکر می کنم با توجه به اینکه حضرتعالی در آثارتان معرفت نفس را پیگیری فرموده اید اول علامه را بخوانم مطلب بیشتر جا می افتد. چه صلاح می دانید حضرت استاد؟ 2- آیا تعارفاتی مثل قابلی ندارد یاحساب کنم و... نباشد بهتر است؟ 3- اگر اطرافیان بگویند ما این همه کار برایت کردیم چرا کارمان را انجام نمیدهی و ما هم کارهایمان را یادآور شویم آنها که دارند منت می گذارند ما چه؟ کارمان غلط است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خوب است یک دوری در این مورد به کتاب‌های استاد بزنید ولی مبنای ایشان همان سخنان ملاصدرا در جلد 8 و 9 اسفار است 2- نمی‌دانم 3- کار خوبی نیست. بگویید دستتان درد نکند، اگر بتوانم در خدمت هستم. موفق باشید
10614
متن پرسش
سلام: استاد جواب شما در زمینه تفاوت نگاه جناب هایدگر و دانشمندان پست مدرنیسم برای بنده بی سواد مبهم است اگر می شود بیشتر توضیح دهید یا منبعی معرفی کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن جواب مربوط به سؤال آن کاربر محترم بود که متوجه بود هایدگر و پست‌مدرن هر دو به مدرنیسم انتقاد دارند و خواست بداند که تفاوت در چیست که عرض شد پست مدرنیسیم هنوز به عقل غربی اصالت می‌دهد و سعی می‌کند همان مدرنیسم را بازخوانی کند، ولی هایدگر به عقل غربی و حتی به متافیزیک اشکال دارد که در این مورد کتاب «اگزیستانسیالیسم» جناب آقای دکتر اصغر مصلح کمک می‌کند. موفق باشید
10402
متن پرسش
سلام علیکم: بعضی ها شبهاتی مطرح می کنند و می گویند: در صدر اسلام چنین نبود که مثلا ما در یک کشوری یک رهبر دینی و در کنارش رئیس جمهور هم داشته باشیم (مثل کشور خودمان) و می گویند که در زمان حضرت علی علیه السلام ایشان هم رهبر دینی بودند و هم رئیس حکومت آن زمان. می خواهم بدانم نظر شما در این رابطه چیست؟ و آیا مصداقی سراغ دارید که مانند جمهوری اسلامی ایران در زمان ائمه معصومین علیه السلام، جامعه ی آن زمان هم رهبر داشته باشد و هم رئیس جمهور؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ائمه«علیهم‌السلام» می‌فرمایند ما اصول را می‌گوییم، شما بر اساس شرایطِ خود، آن را تنظیم کنید. می‌فرمایند: «عَلَیْنا بِالْقاءِ الْاصُول وَ عَلَیْکُمْ‏ بِالتَّفْریع‏»؛ یعنى بر ماست که اصول را بگوییم و بر شماست که حول آن اصول، مسائل را مطرح کنید. حال باید ببینیم در این شرایط تاریخی چگونه باید آنچه در آن زمان آن‌ها عمل می‌کردند را ما در جامعه‌ی امروز خود پیاده کنیم. عقلاء قوم به چنین نتیجه‌ای رسیدند که شما در آرایش سیاسی جامعه در حال حاضر مشاهده می کنید. اگر فردا شکل برتری ممکن شود آن را عمل می‌کنند. آیت اللّه مشکینی«رحمة‌اللّه‌علیه» در بحث ولایت فقیه‌شان در این مورد نکات خوبی دارند. موفق باشید
8489
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز من در مورد مطلبی که فرمودید حیران شدم و چون استاد عزیز ما هستید فرمایش شما برای ما بسیار مهم است .شما فرمودید وقتی انسان با جنبه‌های حقانی مخلوقات در شهودی قلبی روبه‌رو شد، او می‌ماند و خدای خود. بارها حضرت عالی فرموده اید عارف با سلوک فنای خود را بیشترمی کند آیت الله جوادی می فرمایند:مثلاً بزرگ‌ترین عالم یا هر انسانی که به هویت اصلی خودش پی برده باشد به حداقلها و حدوسطها اکتفا نمی‌کند. آن انسان می‌خواهد مثلا علامه طباطبایی یا انیشتن باشد. انسانها در طیفهای مختلف فکری و بینشی به هویت خودشان پی برده باشند به حداقلها اکتفا نمی‌کنند. اگر کسی دنبال علم باشد اشباع نابردار است. دنبال سیر و سلوک و عرفان و معنویت باشد حدّ یقف نمی‌شناسد. چون هویت اصلی انسان بر اساس آن فطرت گرایش به کمال مطلق دارد. تأله وجودی که در انسان است این را مطالبه می‌کند. پس انسان به تعبیر قرآن صیرورت دارد صیرورت یعنی شدن، حرکت و تحول نهادی و نهانی و درونی که انسان از مرحله‌ای وارد مرحله دیگر می‌شود. آیت الله شاه آبادی از ائمّه علیهم السلام روایت می­کردند که شما هر وقت محتاج می­شوید دست به دامن ما شوید و ما هر وقت گرفتار می­شویم دست به دامن مادرمان می­شویم. گرفتاری و احتیاج ائمّه (علیهم السلام) همان مقامات قرب الهی است که حد یقف ندارد آیت الله مظاهری میفرمایندیغمبراکرم ذیل این آیه ی شریفه به امیرالمومنین(ع) می فرماید:یا علی مراد این است که متقی سوار می شود و بواسطه ی آن سواری اش دائما در حال حرکت است به سوی قرب خدا در حرکت است به سوی خدا، می فرمایند مراد از این آیه ی شریفه که می فرماید« یوم نحشرالمتقین الی الرحمن و فدا» معنایش همین است که یک عده ای هستند در روز قیامت این ها سیر وسلوک دارندیک عده ای هستند این ها در روز قیامت دائما در سیر کمالی هستند.از این کمال به کمال دیگر، از آن کمال به کمال دیگرو حد یقف نیست برای این چنانچه برای خدا و مقام قرب خدا حدیقف نیست برای این انسان متقی هم حد یقف نیست و مرتب رو به کمال است علامه حسن راده می فرمایند: نه کلمات وجودی را نفاد است و نه نفس را حدّ یقف، بلکه اعتلای وجودی می یابد و به مقام وحدت حقّه ی حقیقیّه ی ظلّیه می رسد و خلیفه الله می گردد، بلکه به فوق مقام خلافت نائل می آید : حضرت امام مى فرماید: (اهل یثرب انسانیت هیچ مقام معلومى ندارند, زیرا در قوس نزول داراى مرتبه هیولانى که قابل تجلّى رب است بوده و به حسب قوس صعود داراى افق اعلا و حضرت احدیت مى باشند و مراد شیخ اشراق که مى گوید نفس انسانى ماهیت ندارد نیز همین است, یعنى نفس انسانى داراى مقام احدیت جمع حقایق خلقى و امرى است, پس هیچ ماهیت مشخص و ثابتى ندارد).2 استاد عزیز با توجه به این فرمودید عارف فنای خود را بیشتر می کند ؟آیا به نظر شما طی مراحل قرب الهی حد یقفی دارد؟ منتظر پاسخ سرنوشت ساز حضرتعالی هستم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آری ای عزیز! وقتی انسان به لطف و کرم حضرت حق و در زیر سایه‌ی بی‌مثال اولیاء معصوم«صلوات‌اللّه‌علیهم» توانست به جایی برسد که با جنبه‌ی حقّانی مخلوقات در شهود قلبی خود روبه‌رو شود، او می‌ماند و خدای خود. ولی فراموش نفرمایید که این تازه اولِ کار است زیرا از یک طرف حضرت حق را در آینه‌ی اعیان ثابته‌ی مخلوقات می‌نگرد - آن‌طور که خداوند خواست خود را در آینه‌ی اسماء بنگرد- و از طرف دیگر اسماء الهی بی‌نهایت است و با هر اُنسی عطش‌اش هزار برابر می‌شود و در یک کلمه او می‌ماند و خدای خود. بگذار این حرف سر به مهر بماند، که گفتن آن آسان است و رسیدن به آن .چه مشگل. زیرا همه‌اش ادعا است. گفت: «چیز دیگر ماند اما گفتنش.... با تو روح القدس گوید بی منش× نه تو گویی هم بگوش خویشتن.... نه من ونه غیرمن ای هم تو من× همچو آن وقتی که خواب اندر روی.... تو ز پیش خود به پیش خود شوی× بشنوی از خویش و پنداری فلان.... با تو اندر خواب گفتست آن نهان× تو یکی تو نیستی ای خوش رفیق .... بلک گردونی ودریای عمیق× آن تو زفتت که آن نهصدتوست .... قلزمست وغرقه گاه صد توست× خود چه جای حد بیداریست و خواب .... دم مزن والله اعلم بالصواب× دم مزن تا بشنوی از دم ز نان .... آنچ نامد در زبان و در بیان× دم مزن تا بشنوی زان آفتاب .... آنچ نامد درکتاب و در خطاب× دم مزن تا دم زند بهر تو روح .... آشنا بگذار در کشتی نوح× جز خضوع و بندگی و اضطرار .... اندرین حضرت ندارد اعتبار». موفق باشید
7784
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز میدانیم که هر چه در راستای قوس صعود بالا رویم کثرت ها کم می شود تا این که همگی در ذات احدی فانی شوند. با این حساب پس باید تمام انسان ها در سیر معادی خود به نقطه ای برسند که همگی کاملا در ذات خدا فانی شوند و تعین و تشخص خود را کاملا از دست دهند به طوری که جنبه مخلوقیت آن ها نیز کاملا از بین برود و جز ذات احدی چیزی نماند گرچه فیض دائم خدای متعال منجر به خلق جدیدی شود. آیا این نظر درست است؟ بر همین مبنا میتوان گفت احتمالا بی نهایت خلق جدید و معاد در گذشته و آینده وجود داشته و دارد؟ سوال دیگر این که در انجیل خواندم که یکی از حواریون میگوید که عیسی کلمه خدا بوده که قبل از دنیا وجود داشته. آیا این مشابه همان چیزی که ما در مورد وجود نوری حضرت خاتم (ص) میگوییم نیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- قوس صعود در تکوین غیر از قوس صعود در تشریع و در رابطه با اختیار انسان است. در مسیر برگشت انسان به سوی خدا انسان در عین آن‌ها در عالم وحدانی قرار می‌گیرد و می‌یابد که همه‌کاره‌ی عالم خدا است با انتخاب‌های خودش روبه‌رو است و با نسبت آن انتخاب‌ها با توحیدی که آن‌جا ظهور می‌کند ولذا اگر آن انتخاب‌ها مطابق توحید الهی نباشد در عین آن‌که در نظامی است که در قبضه‌ی خدا است ، از حضور در محضر رحمت حق مطرود است 2- در مورد بی‌نهایت خلق جدید و معاد، در بحث حرکت جوهری عرایضی شده 3- در مورد کلمه‌ی خدابودن حضرت عیسی«علیه‌السلام» باید فضای فرهنگی این سخن را در مسیحیت بررسی کرد شاید نظر به فرزندبودن آن حضرت داشته باشد که این خلاف حکمت است. موفق باشید
7419

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر. آیا مگر در جنگ بدر ولید بن عتبه توسط امام علی علیه السلام کشته نشد؟؟ پس ولید بن عتبه که حاکم مدینه در زمان امام حسین علیه السلام بود شخص دیگه ای بوده؟؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهرا با ید همین طور باشد چون نام هردو ولید بن عتبه است . موفق باشید
5249

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت حضرت استاد عزیز و بزرگوارم چرا شماره ی سوال ها این قدر آدم را سر درگم میکند در جواب برخی سوالها به جواب سوال دیکری با شماره ای خاص ارجاع داده شده که آدم نمیداند چطور آن شماره را بیابد این مشکل خیلی وقته در سایت هست خواهشا برای آن یا راهنمای مناسبی در سایت گذاشته شود یا نحوه ی شماره گذاری مناسب تر باشد ویا اصلا جستجوی عددی برای شماره ی سوال در نظر گرفته شود با تشکر فراوان و التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای قدوسی حقیقتاً این مشکل کار کاربران را مشکل کرده، فکری بکنید حتی اگر مسئول مربوطه نمی‌تواند این مشکل را حل کند به یک کارشناس دیگری رجوع بفرمائید. موفق باشید
5152
متن پرسش
سلام بنده به تازگی کتاب غربزدگی جلال آل احمد رو مطالعه کردم شما چقدر این کتابو قابل استفاده میدونید؟ مباجث قابل استفاده ای داشت ولی یه شبهه هایی مینداخت که خیلی سنگین بود مثه اینکه رواج تشیع تو ایران کار غرب بوده برای تقابل با عثمانی و از زمان تیمور شروع شده و در صفویه به نتیجه رسیده یا اینکه (نعوذبالله) حتی اعتقاد ما به رومی بودن مادر امام زمان تحت تاثیر غرب زدگیه و...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم جلال در همان حدّی که موضوع غرب‌زدگی را طرح کرده و یا متوجه نقش تاریخی روشن‌فکری در ایران شده ارزش دارد نه این‌که باید همه‌ی تحلیل‌های ایشان را نیز قبول کنیم. هرگز این‌طور نیست که رواج تشیع در ایران کار غرب بوده، برعکس، چون روح ایرانی از همان ابتدا با نحوه‌ی برخورد علی«علیه‌السلام» در رابطه با مَوالی متوجه عظمت علی«علیه‌السلام» شد به حضرت گرایش داشتند در اولین فرصت که فشار عثمانیان کم شد آن گرایش ظهور کرد و صفویه نیز از آن گرایش استفاده کرد و هزاران عوامل دیگر که بحث آن این‌جا نیست. همچنان که موضوع سوابق حضور جناب نرگس‌خاتون چیزی نیست که بتوان آن را از تاریخ نفی کرد. موفق باشید
4461

در مان غضببازدید:

متن پرسش
با عرض سلام وخسته نباشید: بنده باتوجه به اینکه مبحث غضب حضرت امام ودیگرعلماء و احادیث را دراین رابطه خوانده ام بازاز این رذیله نجات نیافته ام وغضب می کنم بخصوص درخانه وبعد به شدت پشیمان ولی چند لحضه دیگردوباره تکرارخیلی اذیت مشوم لطفا مرکامل راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف همان است که آن بزرگ مرد زد بقیه بعهده شماست که آن را با حسن خلق بکار گیرید.موفق باشید
4359
متن پرسش
با سلام در مورد علم امروزی و بحث تکنولوژی اینکه فرمودید الان دوران گذار است. دوران گذار یعنی چی. الان وظیفه ما چیست آیا بایستی سراغ این علوم برویم یا نه، نگاه ما بایستی در این رمبنه چگونه باشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «تمدن‌زایی شیعه» عرض شده است که در دوران گذار باید به علوم امروزی کاملاً آگاه شد و برآن علوم مسلط گشت تا آرام‌آرام جهت آن را به سوی اهداف اسلامی و فطری تغییر داد و فرهنگ تعامل با طبیعت را به‌جای تخریب طبیعت به صحنه آورد. موفق باشید
4350
متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز مقام محمود چیست وچگونه میتوان به ان رسید میخواهم از زبان خودتان شرح دهید باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل موضوع که در آیه‌ی 79 سوره‌ی اسراء مطرح است که به رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» توصیه می‌فرماید: نیمه‌شب جهت عبادت برخیزند و به عبادت بپردازند به امید آن‌که پروردگارشان ایشان را به مقام محمود نایل گرداند. یعنی مقامی که دارای همه‌ی صفات پسندیده است و محل تجلی و ظهور اسماء حسنای الهی خواهد شد و لذا انسان در آن حال دارای منزلتی معنوی می گردد و به جایی می‌رسد که حقیقتاً می‌تواند خدا را حمد کند. برای رسیدن به آن مقام از نماز شب نباید غافل بود.بنده در شرح زیارت جامعه‌ی کبیره در فرازی که مقام محمود را برای اهل‌البیت«علیهم‌السلام» متذکر می‌شود، عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
4324
متن پرسش
وجود خدا را چطور میتوان اثبات کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که کتاب «از برهان تا عرفان» را همراه با سی‌دی آن کار کنید. موفق باشید
نمایش چاپی