بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7953
متن پرسش
باعرض سلام وخسته نباشید خدمت استاد برای رسیدن به معرفت باید به مقام تفکر رسید(اولوالباب) چگونه می شود به این مقام تفکر رسید گاهی به خودمان فشار می اوریم ولی بیشتر از چند ثانیه نمی شود تفکر کرد که معرفت خیز باشد.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مقوله‌ی تفکر با حضور تاریخی همراه است. چهار جلسه‌ی بحث در شرح کتاب سلوک که روی سایت هست إن‌شاءاللّه کمک می‌کند. موفق باشید
7441
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم سوالی که ذهنم رو مشغول کرده رو اگر میشه لطف کنین جواب بدین من دانشجو ام و هم اتاقی هایی دارم که اعتقادت معادشان بشدت خراب است البته با توجه به مبانی اعتقادی ای که از شما شنیده ام خیلی خراب است از این جهت میگویم که بعضی موارد اعتقادات خودم هم مشکل دارد و میترسم که اعتقاد ناصحیح در دلشان بکارم حال برای این که من بتوانم در مبانی اعتقادی این افراد تحولی ایجاد کنم نیاز به مباحثه دارم با این افراد اما بعد از مدتی به مجادله کشیده میشود همچنین گاهی احساس میکنم که این حرفا ها را برای غلبه بر ان ها می زنم اما چون خیلی میترسم بعد از مرگشان بدلیل اعتقاد نادرست عذاب بکشند بحث را ادامه می دهم که معمولا با مخالفت مواجه میشود این افراد حاضر هم نیستند که کتاب های شما را بخوانند یا سخنرانی گوش دهند به هر دلیل موجه یا غیر موجهی حالا من ولشان کنم یا نه نمی دانم باید چه کنم لطفا راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث «مراء» که متن آن نیز روی سایت هست تحت عنوان «علمی که مراء می‌آورد» را مطالعه بفرمایید تا در مباحث کار به مراء کشیده نشود. در حدّی که آمادگی دارند بحث معرفت نفس را برایشان مطرح کنید، اگر هم آمادگی نداشتند دیگر مسئولیتی نداریم. در هر حال نباید صمیمیت بین شما ها از بین برود. موفق باشید
5108
متن پرسش
سلام.تفسیر بیان السعاده که تفسیری عرفانی از قطب فرقه گنابادی می باشد را مفید می دانید؟وآیا از آن جهت که تصوف در برخی امور با شیعه امامیه زاویه دارند این زاویه بر تفسیر آنان از قرآن نیز تاثیر می گذارد وآیا مطالعه آن سبب انحراف می گردد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بین علماء تفسیر، تفسیر سلطان علی‌شاه گنابادی یکی از تفسیر‌های قابل اعتماد است و حضرت امام نیز در تفسیر حمدشان از آن تفسیر یاد کردند. موفق باشید
4860
متن پرسش
سلام بر شما. استاد جدای از فرمایش امام (ره) آیا حکومت اسلامی در ایران، وظیفه دارد به مردم مظلوم و مسلمان دیگر نقاط جهان رسیدگی کند؟ایا مثلا امام علی در زمان حکومتشان به فراد دیگری که در سایر ممالک بودند رسیدگی می کردند؟آیا اول نباید به کشور خودمان رسیدگی شود بعد دیگر کشورها؟فقیران خودمان . بعد دیگران؟استاد خدا شاهد است این سوالات از روی عناد نیست و یا مخالفت با حکومت، من از فتوحات حزب الله قلبا خوشحال می شوم از کمک به مسلمین. اما سوال برای پیش آمده اسلام چه می گوید؟تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر آن‌که حیات اسلامی تک‌تک افراد مسلمان منوط به آن است که از حقوق تک‌تک مسلمانان در اقصی نقاط جهان دفاع کند و رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: اگر کسی صبح کند و به فکر سایر مسلمانان نباشد مسلمان نیست. حتی رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: اگر کسی از مسلمانان کمک بخواهد و جواب او را ندهد، مسلمان نیست. موفق باشید
3277

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام خدمت حضرت استاد-بنده طلبه حوزه قم هستم چندسالی فلسفه وعرفان می خوانم الان ج8اسفاردرس میگیریم برای تحقیق بیشتروبیان نووجدیدبه کتاب معرفت النفس والحشراستادعزیزنیازداریم-کتب زیادی ازاستادعزیزمطالعه کرده ایم وازنوع بیان ایشان استفاده زیادبرده ایم-والحمدلله
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: با تلفن شماره‌ی 7854814 تماس بگیرید. موفق باشید
1333

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید. استاد گرامی سوالی از محضرتان داشتم: قوانین خداوند قاعدتا نبایستیبا ذات و طبیعت انسانها در تضاد باشند اما قانون چند همسری در اسلام برای مردان حقیقتا برای زن قابل هضم نیست. و آدم بخود می گوید آخر چرا خداوند قانونی را وضع کرده که یک زن هرچقدر هم مومن و متشرع در عمق دلش نمیتواند با این مسئله کنار بیاید و در صورت مواجه شدن با چنین شرایطی دلش ازاین مسئله عمیقا می شکند. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: متأسفانه در ایران فرهنگ چندهمسری به هم خورد، به‌خصوص از طرف مردان که نتوانسته‌اند حقوق همسران خود را درست اداء کنند و با آمدن همسر جدید، همسر اصلی خود را به نحوی فراموش می‌کنند. در حالی که باید فراموش نکرد مردان وقتی باید همسر دومی اختیار کنند که بخواهند به آن همسر دوم کمک نمایند که بی‌سامان نباشد و اصل، بر رعایت حقوق و شخصیت همسر اول باشد. حتی در همسر صیغه‌ای باید فراموش نکنند مسؤول لباس و غذا و مسکن همسر اول هستند و هیچ‌یک از این حقوق برای آن کسی که به جهت کمک به زندگی او در عقد موقت خود در آورده‌اند مطرح نیست، حتی اگر رعایت حقوق جنسی همسر اصلی خود را نکنند معاقَب هستند. آیا اگر آن‌چه اسلام می‌گفت رعایت می‌شد، زنان متدیّن این‌چنین احساس نگرانی می‌کردند؟ یا این‌که خودشان کمک می‌کردند تا یک زن یا یک خانواده‌ی دیگر را هم در زیر پوشش بگیرند؟ رسول خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: َ خِیَارَکُمْ خِیَارُکُمْ‏ لِنِسَائِهِ یعنی بهترین شما کسانی هستند که برای زنانشان بهترین باشند. در رابطه با تعلق خاطر به همسر اول در روایت داریم «عَنْ عَائِشَةَ قَالت کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِذَا ذَکَرَ خَدِیجَةَ لَمْ یَسْأَمْ مِنْ ثَنَاءٍ عَلَیْهَا وَ اسْتِغْفَارٍ لَهَا فَذَکَرَهَا ذَاتَ یَوْمَ فَحَمَلَتْنِی الْغَیْرَةُ فَقُلْتُ لَقَدْ عَوَّضَکَ اللَّهُ مِنْ کَبِیرَةِ السِّنِّ قَالَتْ فَرَأَیْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) غَضِبَ غَضَباً شَدِیداً فَسَقَطْتُ فِی یَدِی‏ فَقُلْتُ اللَّهُمَّ إِنَّکَ إِنْ أَذْهَبْتَ بِغَضَبِ رَسُولِکَ (ص) لَمْ أَعُدْ لِذِکْرِهَا بِسُوءٍ مَا بَقِیتُ. قَالَتْ: فَلَمَّا رَأَى رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَا لَقِیتُ قَالَ کَیْفَ قُلْتِ وَ اللَّهِ لَقَدْ آمَنَتْ بِی إِذْ کَفَرَ النَّاسُ وَ آوَتْنِی إِذْ رَفَضَنِی النَّاسُ وَ صَدَّقَتْنِی‏ إِذْ کَذَّبَنِی‏ النَّاسُ» عایشه روایت کند که رسول اللَّه (ص) گاه و بیگاه از خدیجه یاد مى‏کرد و از یاد و مدح او و استغفار برای او خسته نمی‌شد. یک روز که او را یاد کرد ناراحت شده و گفتم که خداى تعالى پیرزن بزرگ سالى را برد و عوض او را به‌ تو داد، دیدم که آن حضرت سخت غضب کردند، من هول نموده و گفتم: بار خدایا اگر تو این غضب را از رسول اللَّه ببرى من تا زنده‏ام دیگر او را به‌بدى یاد نمی‌کنم ، چون آن حضرت آن سخن مرا مشاهده‏ فرمود گفت: چه گفتى؟ و اللَّه که او به‌من ایمان آورد وقتى که مردم کافر بودند، و جاى داد مرا وقتى که مردم مرا رهاکردند، و تصدیق کرد مرا در وقتى که مردم قول مرا دروغ مى‏پنداشتند.
1218

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد گرامی مقام ثبوت و مقام اثبات چیست ؟ توضیح شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی برایم کافی نبود.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: مقام ثبوت، مقام شی ء فی نفسه است و مقام اثبات، مقام شی ء برای ماست.توضیح مطلب این است: فرض کنید یک عده پزشک قلب در یک شهر وجود دارند. در مقام واقع و نفس الامر ممکن است همه اینها در یک درجه باشند و ممکن است آقای «الف» درجه اش در حد اعلا باشد یعنی بهترین و متخصص ترین و عالمترین طبیب قلب باشد، آقای «ب» درجه دوم، آقای «ج» درجه سوم و آقای «د» درجه چهارم باشد. اما مردم چگونه می شناسند؟ آنها در نزد مردم چه ارزش و اعتباری دارند؟ آیا ارزش و اعتباری که اجتماع برای آنها قائل است، با ارزش و اعتباری که در واقع و نفس الامر دارند یکی است؟ آقای «الف» که پزشک درجه اول قلب است، جامعه هم او را به عنوان پزشک درجه اول می شناسد؟ آقای «ب» که پزشک درجه دوم این شهر است، جامعه هم او را پزشک درجه دوم می شناسد؟ گاهی همین طور است. ولی ممکن است عکس مطلب باشد، یعنی اجتماع در اثر عواملی، تبلیغاتی، اشتباهاتی، جریاناتی، در مقام اثبات و در مقام شی ء برای ما، درست بر خلاف واقع قضاوت کند: پزشک درجه چهارم را اول بداند، سوم را درجه دوم و دوم را درجه سوم بداند و آن را که در واقع درجه اول است، درجه چهارم به شمار آورد. پس در اینجا مقام اثبات با مقام ثبوت فرق می کند، شی ء برای ما با شی ء فی نفسه فرق می کند.
18578

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیزم: اگر بخواهم یک دوره مفصل تفسیر کار کنم، المیزان و تسنیم بخونم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» در این مورد شده است. پیشنهاد بنده آن است که تلاش بفرمایید آن جزوه را مطالعه کنید. موفق باشید

16633
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: انجام گناه چگونه باعث ایجاد حجاب بین ما و خداوند می شود؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر نوع عصیانی در مقابل حضرت حق که به معنای پشت‌کردن به دستورات اوست، موجب پشت‌کردن به انوار الهی است که باید از طرف حضرت حق به قلب انسان برسد، و این همان حجاب است. موفق باشید

16579
متن پرسش
سلام استاد عزیز: حضرتعالی در برخی از کتب تان فرمودید که انسان به هنگام نماز باید خود را در برزخ احساس کند از طرفی هم انسان می بایست که خود را در محضر حق ببیند یا به عبارتی توجه خود را معطوف حضرت حق کند یا از طرفی هم در برخی از کتب تان فرمودید که بسیار عالی است که انسان افق خود را افق حضرات معصوم علیهم سلام کند لذا استاد دچار یک سردرگمی شدم.. حال سوالم از حضرتعالی این است که بهترین و کارسازترین روش برای برخورداری از عالی ترین معنویات و نورانیت از «نماز» کدام روش است؟ لطف بفرمایید که آن را دقیقا بفرمایید. ضمنا بنده در حال مطالعه «راز صلاه» آیت الله جوادی آملی هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر این‌ها با هم فرق دارد؟! در حضور برزخی، انسان از گذشته و آینده آزاد می‌شود تا در آن فضا، درکی از نور عصمت اولیاء معصوم پیدا کند – مثل همان‌که در قبر و برزخ مؤمنین با امامان معصوم ملاقات دارند – در فضای نور عصمت، تازه افق شخصیت انسان جهت اُنس با حضرت حق گشوده می‌شود. موفق باشید

15413
متن پرسش
با سلام: حضرت استاد امام خمینی (ره) در دستگاه عرفانی خودشون جعل رو به ماهیت میزنن و مجعول رو ماهیت میدونن در این مورد بنده ندیدم فرمایشی داشته باشید نظرتون در مورد این دیدگاه امام چیه؟ و منظور امام از ماهیت آیا همون اعیان ثابته هست؟ و اینکه امام سلسله تشکیکی که در ظهور و نمود هست رو با این فرض چطور توجیه میکنن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه‌اید ماهیات در عرفان، مربوط به اعیان ثابته‌ی مخلوقات است و جعلِ آن‌ها به معنای وجوددادنِ آن‌ها است از طریق تجلیّات اسماء الهی به امکانِ ذاتی آن‌ها. موفق باشید

15330

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تبریک سال نو: استاد عزیز چرا اینقدر اختلاف بین شیعه و سنی وجود دارد آن هم در مورد مسایل خیلی مشخص مثل نماز، پیامبر(ص) سال ها بین مردم نماز می خواندند ولی الان اختلاف هست که مثلا ایشان دستهایش را بر روی هم قرار می دادند یا نه، یا سجده بر فرش می کردند یا نه... تا برسیم به وقایع مهم تر و موثرتری مثل واقعه غدیر. هر دسته هم دلایل خودش را دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از صدر اسلام عنصر یهود به عنوان یک جریان نفوذی تلاش داشتند با طرح برداشت‌های مختلف، این تشطت را ایجاد کند. در صورتی‌که اگر همه طبق حدیث ثقلین عمل کرده بودند کار به این‌جاها نمی‌رسید. کتاب شریف «الغدیر» با نگاه منصفانه، نکات ظریفی را در این مورد مطرح کرده است. موفق باشید

14440
متن پرسش
سلام: جناب آقای حسن زاده آملی در هزار و یک کلمه ظاهرا می فرمایند: پس از معصومین کسی مانند آقای قاضی نداشته ایم. استاد بنده نمی دانم چطور جمع کنم بین این نظرات. کسی می گوید آقای قاضی. کسی می گوید امام (ره) کسی می گوید علامه طباطبایی. بالاخره کدامشان بزرگتر بوده اند؟ به نظر خودم اصلا این نوع مقایسه ها غلط است. آنقدر اینها به هم نزدیک هستند که زیاد معلوم نمی شود. فکر کنم نظر آقای حسن زاده هم اثبات آقای قاضی بوده بدون کم کردن آنهای دیگر. درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احسنت! حتماً همین‌طور است. این‌ها هرکدام گل‌های بوستان محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» هستند و هرکدام بویی از آن انوار الهی را به مشام جان می‌رسانند. موفق باشید

14329

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: الان بنده که بیش از نیمی از آثار شما را کار کرده ام و الحمدلله همیشه مانوس با آثارتان هستم. آیا می توانم آرام آرام به کتب آیت الله العظمی جوادی آملی حفظه الله رجوعاتی داشته باشم یا فهمش سخت است؟ (منظورم چند آثار فوق تخصصی ایشان نیست). الان چهل کتاب از این بزرگوار دارم ولی بخاطر استاد صبر کردم و نخواندم و فقط آثار استاد را کار کردم تا استاد امر فرمایند چگونه بخوانم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی امید بنده آن است که فکر و ذهن مخاطبان خود را جهت فهم اندیشه‌های امثال آیت اللّه جوادی و حضرت علامه«رحمت‌اللّه‌علیه» و نهایتاً حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» کرده باشم. به آثار آن بزرگان رجوع کنید، إن‌شاءاللّه خدا کمک می‌کند. موفق باشید

14290
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: در بحث معرفت النفس، حضرتعالی ادراکات را مربوط به روح و نفس می دانید. بعضاً شنیده میشه که این ادراکات را پزشکان مربوط به حالات مغز می دانند. یعنی می گویند مغر انسان است که یاعث خواب دیدن میشه. لطفاً ادله ای برای رد این بحث ارائه کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این جواب مشکل را حلّ نمی‌کند زیرا باز این احساس برای ما هست که ما هستیم که متوجه می‌شویم ادراکات مربوط به مغز است و نیز این ما هستیم که متوجه می‌شویم خواب می‌بینیم. بحث در معرفت نفس بحث در احساسی است که ما از خود داریم و با این توجیهات، موضوع منتفی نمی‌شود و به همین دلیل است که حتی وقتی بمیریم و کلّ بدن را نداشته باشیم، باز این ما هستیم که خود را احساس می‌کنیم. موفق باشید

13683
متن پرسش
نظر استاد درباره ی بعضی از دوستی های عاطفی که بین بعضی بچه مذهبی هاست و اصولا هم منجر به پایانی ناخوش هست چیست؟ عملا جنابعالی اینجور دوستی ها که خیلی عاطفی شده را قبول دارید یا نه؟ برای مطالعه بیشتر در این مورد چه کتب یا جزواتی را معرفی می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در دوره‌ی بلوغ همچنان‌که وَجه جسمانی ما بالغ می‌شود و جنبه‌ی شهوانی‌اش رشد می‌کند، وَجه فطری ما در راستای علاقه‌مندی به کمال مطلق رشد می‌کند. و اگر درست تربیت شود آن علاقه‌مندی، به حقایق و اولیاء دین ختم می‌شود و این مشکلاتی که می‌فرمایید پیش نمی‌آید. در هر حال نباید به این نوع عواطف توجه کرد و آن را دنبال نمود. موفق باشید

11394
متن پرسش
سلام علیکم: 1- حدیث زیر چقدر سندیت دارد؟ 2- آیا مصداق این حدیث حضرت امام رحمة الله علیه می باشد؟ 3- آیا این حدیث در کتاب اصول کافی با «ترجمه و شرح فارسی آیت الله محمد باقر کمره ای» چاپ اسوه هم وجود دارد؟ 80 - بشا : بهذا الاسناد عن عبدالله بن محمد بن عبدالله بن دینار ، عن أبیه عن أحمد بن سالم ، عن محمد بن یحیى بن ضریس ، عن محمد بن جعفر ، عن نصر ابن مزاحم وابن أبی حماد ، عن أبی داود عن عبدالله بن شریک ، عن أبی جعفر علیه السلام قال : أقبل أبوبکر وعمر والزبیر وعبدالرحمن بن عوف جلسوا بفناء رسول الله صلى الله علیه وآله فخرج إلیهم النبی صلى الله علیه وآله : فجلس إلیهم فانقطع شسعه ، فرمى بنعله إلی علی بن أبی طالب علیه السلام ثم قال : إن عن یمین الله عزوجل - أو عن یمین العرش - قوما منا على منابر من نور ، وجوههم من نور ، وثیابهم من نور ، تغشى وجوههم أبصار الناظرین دونهم ، قال أبوبکر : من هم یا رسول الله ؟ فسکت ، فقال الزبیر : من هم یا رسول الله ؟ فسکت ؟ فقال عبدالرحمن : من هم یا رسول الله ؟ فسکت فقال علی علیه السلام : من هم یا رسول الله ؟ فقال : هم قوم تحابوا بروح الله على غیر أنساب ولا أموال اولئک شیعتک وأنت إمامهم یا علی .بیان : " بروح الله " أی برحمته أو بدینه وعلمه أو بخلفائه ، والحاصل أن حبهم لله لا للاحساب والاموال والانساب ، وسائر الامور الدنیویة . بحارلانوار جلد 65 صفحه 139
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به آن روایت که حضرت کاظم«علیه‌السلام» می‌فرمایند مردی از قم مردم را به حق دعوت می‌کند که افراد پیرامون او قلب‌هایشان همچون پاره‌های آهن است، شاید بتوان حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را مصداق واژه‌ی «روح اللّه» که در روایت فوق آمده است دانست. البته تا زمانی که شخصی به این نام در صحنه‌ی تاریخ اثر گذار نبود روح اللّه را به رحمت خدا معنا می‌کردند. موفق باشید

10952
متن پرسش
سلام علیکم: دلیل اصرار شما بر ندادن سیر اعمال عبادی چیست؟ آیا نگران عمل زدگی و محدود شدن فضای فکری هستید و یا شاید سیر اعمال عبادی فقط مخصوص افراد خاصی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خودم فکر می‌کنم اگر معرفت دینی ما عمیق شود همین دستوراتی که برای عموم هست – اعم از واجب و مستحب – کافی است. موفق باشید
9761
متن پرسش
با سلام و عرض ارادت: استاد می خواستم ازتون بپرسم که انسان در مجموع دارای چند بعد است؟ و اینکه قوه غضب و شهوت هم جزء ابعاد محسوب میشن یا زیرمجموعه ی ابعاد هستند؟ با تشکر از راهنماییتون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس با توجه به نگاه خاص مکتبی که پذیرفته ابعاد انسان را تقسیم کرده‌اند. تقسیم‌بندی خیلی خلاصه آن همان نفس و قلب و روح است که نفس گرایش به بدن دارد و شهوت و غضب از زیرمجموعه‌های آن می‌شود و قلب که بُعدی است که نظر به حقایق دارد و طالب حق است و روح، مقام فنای عبد است که همه‌چیز را در جنبه‌ی حقانی‌اش می‌نگرد. موفق باشید
9254
متن پرسش
شما (و بزرگان دیگری) میفرمایید که امام واسطة فیض است، و منظورتان، به همان معنای فلسفی است؛ یعنی علت تامة این جهان، امام زمان (عج) است، در طول خدا. سؤال من این است که: آیا خود امام زمان (عج) علت تامة این جهان است؟ یا یک مقام غیبی که امام زمان هم ظهور آن مقام غیبی است؟ در صورت دوم پس نباید بگویید که امام زمان واسطة فیض است، بلکه او هم در عرض ماست، و ما و او، در طول آن مقام غیبی هستیم. در صورت اول سؤال میشود: چطور میشود در زمان امام باقر «علیه السلام» عالَمْ مخلوق ایشان باشد آنگاه با مرگ حضرتش علت تامة عالم عوض بشود و امام صادق «علیه السلام» علت تامة عالم بشود؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام غیبی امام از شخصیت امام جدا نیست و آن مقام غیبی در هر زمانی ظهور خود را دارد و لذا با تغییر مظهر، حقیقت در جایگاه خود محفوظ است. موفق باشید
8577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. نظر شما درباره کتاب «خلیفه خدا» ی آقای عبدالله مستحسن چیست؟ به نظر می آید نظرات ایشان با علامه متفاوت است.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: من آن کتاب را مطالعه نکرده‌ام ولی در هر صورت آقای مستحسن اهل فکر‌اند و باید فکر ایشان را هم مورد توجه قرار داد. موفق باشید
8296
متن پرسش
باسلام و خسته نباشید در تفسیر آیه 177 اعراف سَاء مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا وَأَنفُسَهُمْ کَانُواْ یَظْلِمُونَ فرمودید اینکه مثلا ماه رمضان بیاید و بگویید چیری نیود توعی تکذیب است منظور از نوعی تکذیب چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: چون اگر کسی قلب ایمانی داشته باشد مثل حضرت سجاد«علیه‌السلام» با نظر به ملکوت ماه مبارک رمضان متوجه آمدن آن‌ ماه قبل از آمدن هستند و در حین آن ماه بهترین بهره را از آن شرایط می‌برند و با رفتن آن‌ ماه همان‌طور که خودشان می‌فرمایند احساس می‌کنند رفیق خوبی را از دست دادند. موفق باشید
8079
متن پرسش
سلام خدمت استادمحترم من دختری13ساله دارم که تازگی هاخیلی عجیب بامن ناسازگاری داردبه خصوص اعتقادات من حجاب من وحتی اینکه چراحوزه درس خواندم چراهمش دوستهای باحجاب دارم وخیلی زخم زبانهایی که قلب منومیسوزاندالبته بیشترمواقع سکوت میکنم وازخداصبرمیخواهم ومتوسل به حضرت زهرامیشوم اما بازبعضی مواقع کنترل ازدستم میرودواورامیزنم حال مانده ام چه کنم شمارابه حضرت زهراقسم راهی چاره ای نشانم دهیدتابتوانم باارامش بیشترواینکه چگونه بااوبرخوردکنم باتشکرفراوان
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: با محبت به او بفهمانید زندگی اصلی ما مربوط به قیامت است و در دنیا در حدّی که خدا اجازه می‌دهد باید راحت باشیم و در دل این فضا اگر آن حرف‌ها را باز ادامه داد بدون کتک‌زدن کمی به او بی‌محلی کنید ولی نه در حدّ قهر. فضای زندگی قیامتی را خوب نشانش دهید و خطراتی که اهل دنیا در آینده دارند را به او خبر دهید به او محبت کنید. موفق باشید
7974
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و ادب خدمت حضرت استاد طاهرزاده احتراماً، آیت اله محمد شجاعی در کتاب معاد و بازگشت به سوی خدا صفحه 35 می نویسند : " خاک به عنوان یک موجود که دارای مرتبه خاص از وجود هستی است در حرکت خود به سوی مراتب بالاتر وجود و هستی در هیچ مرتبه ای متوقف نمی شود و به هر مرتبه ای می رسد حرکت را ادامه می دهد . به مرتبه نباتی می رسد قانع نمی شود و مترصد وجود شرایط و امکانات است تا به حرکت خود ادامه دهد و وقتی شرایط آماده شد و راه باز شد باز حرکت می کند و به مرتبه حیات حیوانی و انسانی می رسد و باز طالب حرکت است . اگر در فطرت خاک مقصد و مقصود آن کمال نباتی بود می بایست بعد ار رسیدن به کمال نباتی دیگر انگیزه حرکت و عامل حرکت در آن نباشد و حرکت نکند و آمادگی قبول کمال بالاتر از آن را نداشته باشد . اگر مقصد و مقصود فطری خاک مرتبه حیات حیوانی بود باز می بایست انگیزه حرکت و عامل آن بعد از رسیدن به مرتبه حیوانی از بین می رفت و حرکتی نمی شد . این که خاک با رسیدن به مرتبه نباتی باز گذر می کند و در سر فکر دیگری می پروارند خود دلیل بر این است که مقصد خاک نبات بودن نبوده و همچنین مقصد آن حیات حیوانی هم نبوده است و الا بعد ار رسیدن به آن گذر از آن نمی کرد و با آغوش باز همان را می گرفت و آرام می شد . پیداست که خاک مقصد دیگری دارد که هیچ کدام از اینها نیست و آن چیزی است که غیز از همه این مراتب است که خاک می رسد و می گذرد . مقصد باید چیزی باشد که وقتی خاک به آن رسید آرام بگیرد و از تلاش و حرکت و طلب دست بردارد . الا الی الله تصیر الامور . " حضرت استاد با توجه به مطالب فوق آیا می توان اینطور نتیجه گرفت که هر انسانی دارای یک حرکت تکاملی از خاک تا نبات و حیوان و در آخر انسان بوده است ؟ و انسان حاضر در دوره های مختلف (خاک ، نبات ، حیوان و در نهایت انسان ) با طی طریق و گذر از حشر و قیامت آن دوره به مراحل بالاتر صعود کرده است ؟ و اگر این نتیجه درست است اختصاص روح به جسم انسانی و حرکت جوهری آن چگونه است ؟ با تشکر و آرزوی سلامتی و طول عمر حضرت استاد علیرضا مترصد
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حضرت آیت‌اللّه شجاعی با همان مبنای حرکت جوهری این نکته‌ی بسیار ظریف را متذکر می‌شوند زیرا عالم خاک به جهت بالقوه‌هایی که دارد در اثر حرکت جوهری از حالت نباتی به سوی عالم انسانی سیر می‌کند. حرکت جوهری می‌گوید باید عالم ماده استعداد تجلیاتی از عالم بالا را داشته باشد تا آن تجلیات موجب حرکت جوهر عالم ماده شود و آن را به کمال لازمش برساند. موفق باشید
7581
متن پرسش
با سلام در جایی میخواندم که روح استفاده از ماشین ظرفشویی رفاه طلبی است.در نظر شما در این مورد چیست؟آیا تا جایی که میشود از خرید و استفاده آن باید خودداری کرد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حتماً این ابزارها بر اساس روح رفاه‌طلبی ساخته شده ولی زندگی امروزین ما طوری شکل گرفته که در استفاده از بعضی آن‌ها مجبوریم تا سبک زندگی خود را إن‌شاءاللّه تغییر دهیم. موفق باشید
نمایش چاپی