باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات مهمی را به میان آوردهاید که هرکدام نیاز به بحث مفصلی دارد و مسلّم در یک سؤال و جواب نمیگنجد. حال اگر اجازه دهید از این زاویه وارد شویم که خداوند به عنوان خالق هستی، ربّ العالمین است و هدایت از صفات ذاتی اوست و از این جهت عالم را به حکم ربّ العالمینیاش بیهدایت نمیگذارد؛ نگاهِ ما به مسائل مطرحشده تغییر میکند و دیگر نمیتوانیم بگوییم ارسال رسولان، لطف مستحب خدا است. میماند که با این دید، جستجو کنیم آیا شواهدی وجود ندارد که خداوند به سوی همهی ملتها پیامبر فرستاده؟ به نظرم مسئلهی اوپانیشادها در خاور دور و یا تمدن اینکاها در آمریکا چیزی نیست که بتوان بهراحتی از آنها گذشت و آنها را موکول به عقل و فهم بشری کرد. شقوق چهارگانهی مطرحشده ما را به تفکر میبرد که نحوهی حضور خدا برای ربوبیت بشر چگونه میتواند باشد، آیا عقل انسان میتواند راهنمایِ کاملی جهت جوابگویی به همهی ابعاد انسان باشد؟ یا اینکه عقل، برای آن است که ما بتوانیم به حقانیت وَحی پی ببریم. آیا انسانها بر اساس فطری که دارند اگر خود را مشغول امور دنیایی نکنند، میتوانند به کمتر از توحید الهی که انبیاء متذکر آن هستند راضی باشند؟ امثال این سخنان و سؤالات ما را به این فکر فرو میبرد که راستی! این قرآن با چنین هویتی و معارفی که تا این اندازه میتواند مسائل و مصائب بشر را درمان کند، در این عالم چه جایگاهی باید داشته باشد؟ چه اندازه اندیشمندان ملل مختلف کوتاهی کردهاند که آثار هنری اقصی نقاط دنیا را در عقبافتادهترین ملتها میتوانید بیابید، ولی ترجمهی قرآن را نه! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از خود روایت برمیآید که در آن زمان اهلالبیت«علیهمالسلام» تنها به پنج تن آل عبا گفته میشده. ولی در حال حاضر با حاکمیت فرهنگ شیعه موضوع، فرق کرده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً با توجه به اینکه به این خوبی به میدان آمدهاید میدانید هدف از خلقت در آن آیهی مشهور، هدف مخلوق است نه هدف خالق که میفرماید جنّ و انس را خلق کردیم برای عبادت؛ بدین معنا که هدف جنّ و انس برای یافتنِ مقامی برتر عبادت است زیرا که خود حضرت حق، هدف است نه آنکه دنبال هدفق باشد. غنیِ مطلق چیزی کم ندارد که بخواهد به آن برسد. ثانیاً: آیا وقتی موجودی امکان خلقشدن دارد، حضرت حق باید بخل بورزد و خلقتِ او را به او ندهد؟ یا اینکه خلقتِ آن شیئ را به آن شیئ میدهد به همان معنایی که حضرت موسی و حضرت هارون«علیهماالسلام» فرمودند: «ربُنا الذّی اعطی کلّ شیئٍ خلقه ثم هدی» و بعد از خلقکردنِ چیزی به نام انسان و هدایت او، آیا جز این است که او را با آنچه او کسب کرده روبهرویش میکنند؟ پس در واقع همانطور که در بحث «خدا چرا ما را خلق کرد» در ابتدای کتاب «آشتی با خدا» عرض شد در اینگونه سؤالها ما ناخودآگاه با اعتراض درونی به خودمان روبهروئیم و راهش هم مأیوسشدن نیست، بلکه به خودآمدن را باید پیشه کرد، زیرا که «با کریمان کارها دشوار نیست». بد نیست سری هم به شمارهی سؤال 18636 بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه ایشان با فرهنگ المیزانی بهخوبی موضوعاتِ تعلیم و تربیت را طرح میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر عمل انسان الهی باشد که در نتیجه مطابق فطرت اوست، همان موقع ثبت میشود و اگر عمل او چنین نباشد چون مطابق فطرت او نیست مدتی ثبت نمیگردد شاید که از انجام آن پشیمان شود و اگر چنین نبود ثبت میگردد. 2- مشیت، همان ارادهی الهی است که موجب بهوجودآمدنِ مخلوقات میگردد. کتاب «انسان و سرنوشت» مرحوم شهید مطهری و جزوهی «انسان و سرنوشت» که بر روی سایت هست، چشماندازیهایی را در این مورد به ظهور میآورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه قدرت تفکر و رعایت اخلاق را جدّی بگیریم انقلاب اسلامی در این تاریخ، ظهور خود را خواهد داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضعگیریهای کلّی و فهم جایگاه کلّی حادثهها و جریانها لازم است در جریانهای سیاسی حاضر باشید ولی در مسائل جزئی باید مواظب بود قرار نگیرید و به تعبیر مقام معظم رهبری، دشمنشناسی را فراموش نکنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همینطور است که میفرمایید، در نکتهی دهم معرفتالنفس نکاتی در این رابطه مطرح شده است 2- مثل همان نکتهای که در قسمت اول سؤال فرمودید انسان تا جایی جلو میرود که خود را به وسعت صادرهی اول احساس میکند با همهی کمالاتی که در آن مرتبه هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن عمل حکم زنا را ندارد ولی حجاب بسیار غلیظی بین خود و نور خدا برای خود ایجاد کردهاید در حدّی که آن صورت ظلمانی مدتهای مدیدی مانع تجلی انوار الهی و هدایتهای ربّانی میشود. عمق فاجعه را باید شناخت و با تمام وجود توبه کرد تا إنشاءاللّه خداوند با تجلی نور خود جذبهی نفسانی این صورت را از بین ببرد. موفق باشید
