سلام خدمت استاد گرامی که توضیحات شون در مورد پیام اخیر رهبر معظم، برای بنده بسیار راهگشا بود. دو تا سوال دارم. آیا قبول آتش بسی که همچین دشمن رذل و خونخواری درخواست کرده، نظر رهبری و بطور کلی نظر اسلام هست یا خیر؟ یا اینجوری بپرسم آیا اگر دشمن به هر دلیلی و هدفی گفت غلط کردم دیگه نزن، باید زدن رو ادامه بدیم یا متوقف کنیم؟ و مورد بعدی اینکه شکی در رذل بودن اسرائیل و آمریکا و تلاش برای نابودی ریشه ای شون نیست ولی آیا توی این برهه از زمان که ان شاءلله به ظهور نزدیک هستیم، و باید هدف اصلی جامعه ی ایمانی این باشه که دل های تمام مردم دنیا اومدن امام زمان رو تمنا کنن، آیا نباید با انجام کارهایی مثل قبول آتش بس و قبول مذاکرات از موضع قدرت (هرچند اگر نتیجه نداد) برای شناساندن چهره ی واقعی دین، خودمون رو به دنیا صلح دوست نشون بدیم؟! تا دنیا فکر نکنه که تا الان آمریکا قلدر و ابرقدرت بود، حالا ایرانه که ابرقدرته و قلدر؟ ممنون میشم توضیحات جامع بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر میآید صحبت آقای حاج آقا مهدی طائب بتواند جواب این قسمت از سؤال جنابعالی باشد https://eitaa.com/matalebevijeh/22490 ۲. در مورد قبول آتشبس میتوان آن نکته را که میفرمایید مدّ نظر قرار داد که البته با جنایتی که اسرائیل در غزه انجام داد، نگاه مردم جهان نسبت به آن بسیار تغییر کرد. مهم نحوۀ مذاکره است که آری! میتوان با اقتدار جلو رفت و یا بدانچه در نظر رهبر معظم انقلاب بود، ورود میکردیم که گویا دولت اصرار به مذاکره داشته و رهبر معظم انقلاب اذن خود را منوط به نظر شعام کردهاند که آن نظر مورد پذیرش رهبری قرار گرفت. موفق باشید
استاد بزرگوار اولا: خداوند در آیه ۵۹ سوره نساء می فرماید : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ دوما: امام راحل فرمود: ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است. سوم: با توجه به لازم الاطاعة بودن نظر روشن ولی فقیه برای کارگزاران نظام اسلامی و با عنایت به ابراز نظر صریح امام جامعه مبنی بر اینکه «علی الاصول نظر دیگری داشته اند» ، آیا کارگزارانی که همچنان بر نظر قبلی خود که متفاوت با نظر ولی خدا بوده، اصرار دارند و به ژنو رفته اند، مشروعیت دارند؟ لطفا از نظر فقهی بفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید رهبر معظم انقلاب پس از شنیدن نظرات تیم دولت، دستور مستقیم ندادند تا تصور شود دولت در مقابل دستور ایشان تمرّد کرده بلکه کار را به شعام واگذار کردند و در این رابطه جناب آقای عباسی ولدی با نظر به همین دغدغه آن نکات را فرمودند. https://eitaa.com/matalebevijeh/22977 موفق باشید
سلام: به صورت عجیبی مطالبتان شور انقلابی و کنش گری را تضعیف میکند، سوالی است تا شما را به فکر بیندازد که اندیشه های جدید شما آیا دعوت به تفکری آرام در میان جنگی بزرگ نیست؟ اینک زمان کنش است و مطالبه، چیزی که در ادبیات فعلی شما دیده نمیشود!!!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضوری باید اندیشید که بحمدالله با ایران در جهان شروع شده و باید به انسانیت انسانها بیندیشیم که امری است با حضورِ جهانیمان. در «دولت ملت» که نوعی حضور تمدنی با نظر به آینده مدّ نظر میباشد، افراد همدیگر را درک میکنند و این حضوری است غیر از آن حضور که ارباب و کدخدا سرنوشت مردم را در دست دارد و از این جهت یعنی با نظر به «دولت ملت» و حضور تمدنی ایران، باید به امکان دیگری که پیش آمده است بیندیشیم. موفق باشید
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام. استاد عزیز با خواندن دو پرسش آخری که در کانال مطالب ویژه گذاشتید واقعاً از ته دل ناراحت شدم. (۴۱۸۸۰ و ۴۱۸۷۹) خودم رو در کنار شما دیدم و این تنهایی رو احساس کردم و در دلم گفتم چه من در کنار استاد هستم حتی اگر اشتباه کرده باشم چون نظری که داشتم در مورد تفاهم مذاکره در زمان حال حاضر نسبت به زمان قبل از جنگ رمضان از سر تعصب و لجاجت نبوده به همین خاطر نتونستم این احساس و حس رو با شما در میون نگذارم. استاد به خدا ما هم دوست داریم که شهادت نصیبمون بشه و در این راه تمام هستی خودمون رو فدا کنیم حتی حاضریم از آبرومون هم بگذریم. به امید فتح نهایی منتظر جوابتون هستم استاد یا علی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند به لطف خودش جنابعالی را به نور حکمت ذیل حضور تاریخیِ آن رهبر شهید منوّر بگرداند و در نهایت، زندگی تان منتهی به شهادت شود. حقیقتاً ما برای حضور در تاریخی که باید تمدن نوین اسلامی در آن به میان آید نیاز به «حکمت» داریم به همان معنایی که حضرت سجاد «علیهالسلام» در آن روایت متذکر شدند که خداوند برای متعمّقون در آخرالزمان، سورۀ اخلاص و ۶ آیۀ اول سورۀ حدید را نازل فرمود و به همان معنایی که رهبر شهیدمان میفرمایند: «فلسفه در اسلوب و محتواي صدرايي، جاي خالي خويش را در انديشه انسان اين روزگار ميجويد و سرانجام خواهد يافت». و اینجا است که آری! ما نیاز داریم افراد با عقاید خوب خود مثلاً در نقصهای طرح مذاکره متوجۀ نظرات افرادی که با دلسوزی نظر به مذاکره دارند را هم مدّ نظر قرار دهیم و متأسفانه این امر در بعضی از رفقا دیده نمیشود. اینجا است که نگران میشویم آیا افقی که برای حضور در تاریخ تحقق تمدن اسلامی گشوده شده است، ناهموار نمیگردد؟ موفق باشید https://eitaa.com/bartarin_hozoor/125
سلام عرض میکنم خدمت استاد طاهرزاده عزیزم که هرچه در حوزه غرب شناسی دارم را از ایشان دارم. در خصوص سوال مطرح شده۴۱۸۷۶ حرف امت مبعوث شده نه دعواهای جناحی است و نه دیدید دیدید گفتن حرف فقط یک چیز است که لااقل مسئلههایی که به حیات و ممات انقلاب وابسته است را از عینک ولی فقیه ببینیم.وقتی امام خامنه ای علی الاصول نظر دیگری داشتند چرا برای تفاهم نامه ۲۵ بار(طبق نظر اقای ذاکانی اصرار به رهبری) پیش رهبری برده شود.حرف امت مبعوث شده این است که چرا وقتی عده ای از همین مردم کف خیابان میگفتند امام جامعه رضایت ندارد انگ سوپرانقلابی و خوارج میخوردند. در واقع همان تیتر روزنامه هممیهن را همین که بزرگ نوشته بود همه چیز با اذن رهبری است را همین جریان بر سر امت مبعوث شده میزدند. درواقع در این چند شب قبل، اغلب تریبون داران با اینجور صحبت کردن،غیر مستقیم به امت مبعوث شده میگفتند شما نقد نکنید، صحبت نکنید، همهچیز هماهنگ است. امت مبعوث شده هم در این شب قدر دانستند که بله در زمان جنگ هم میشود چیزی را خلاف نظر رهبری تحمیل کرد و پیش برد.ای کاش جای این صحبتها علی الاصول برگردیم به نظر امام جامعه.از ادامه دادن در مسیرِ نظری غیر از نظر آقا برگردیم خداوند عاقبت همه ما را ختم ب شهادت کند. ان شاالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید موضوع بسیار حساسی در میان است از این جهت که رهبر انقلاب به هر دلیلی مصحلت ندیدند نظر خود را به صراحت مطرح کنند و در پذیرش نظر دولت هم اذن برای امضا کردن تفاهم دادند. آیا دولت توان اجرای آن را چه اندازه دارد نمیدانیم ولی هر چه هست نباید گفته شود مسئولان امر نظر خود را بر رهبری تحمیل کردند. https://eitaa.com/arshiv3133/131 آری به هر حال رهبری بصیر مطابق ظرفیت زمانه جامعه ما را جلو و جلوتر خواهند برد. https://eitaa.com/barzegar1359/4121
موفق باشید. جناب استاد سید جواد میری در کانال خود در تلگرام در رابطه با جایگاه تاریخی جنگ رمضانی ما نکاتی را تحت عنوان «امید و ناامیدی: امکان ناممکنها» فرموده اند که خوب است به آن نکات فکر شود.
امید و ناامیدی: امکان ناممکنها
من نمیدانم شما چگونه با این جنگی که بر ما آوار شد روبرو شدید ولی "چیزی" در درون من با این جنگ "رخداد" و من نمیخواهم این رخی که در پس این حوادث خود را بر من نمایاند رها کنم. درک من از این رخداد این است که ما را با مفهوم "سنت الهی" دوباره آشتی داد و ما را از سطح به نحوی به عمق برد و جانهای ما را متحول کرد. البته مانند بسیاری از رخدادهای زندگی بسیاری از ما ممکن است "رخداد" را تبدیل به "امر مبتذل" کنیم و خود را از دایره تحول وجودی خارج کنیم تا بتوانیم به تنظیم کارخانه برگردانیم ولی فهم من از موقعیت این است که باید "امید" را باور داشت. به دنبال این کلمه بودم که به سخنی از امام علی این آموزگار بزرگ بشری برخوردم که میگوید
كُن لِما لا تَرجُو أرجى مِنكَ لِما تَرجُو ؛ فإنّ موسى بنَ عِمرانَ عليه السلام خَرَجَ يَقتَبِسُ لِأهلِهِ نارا، فَكَلَّمَهُ اللّه عزّ و جلّ فَرَجَعَ نَبيّا ، و خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَأٍ فَأسلَمَتْ مَع سُليمانَ عليه السلام ، و خَرَجَ سَحَرَةُ فِرعَونَ يَطلُبُونَ العِزَّةَ لِفِرعَونَ فَرَجَعُوا مُؤمِنِين"َ .
به عبارت دیگر، او میفرماید به آنچه "اميدش" را ندارى اميدوارتر باش از آنچه بدان اميد دارى ؛ زيرا كه موسى بن عمران عليه السلام رفت كه براى خانوادهاش آتش برگيرد اما در آن جا خدا با او به سخن در آمد و او پيامبر برگشت؛ ملكه سبا نيز از كشور خود بيرون آمد، اما به دست سليمان عليه السلام مسلمان شد؛ و جادوگران فرعون براى تقويت قدرت فرعون بيرون آمدند اما ايمان آوردند و برگشتند. هنگامیکه به این جمله و مثالهایی که علی میآورد میاندیشیم به این نتیجه میرسیم که در پس حوادث که ممکنها را ناممکن میکند و ناممکنها را ممکن آنگاه باید بلندای تحلیل را عوض کرد و از چشماندازی دیگر به هستی و خویشتن و جامعه و تحولات آن اندیشید. برای ما بسیاری از امیدها ناممکن بود و بسیاری از ناممکنها واقعیات روزمره مسلط بر حیات جمعی ما اما این جنگ هندسه جامعه را متحول کرد و آنچه را امیدش را نداشتیم برایمان ممکن کرده است و البته سختیها، رنجها، مشقتها، مرگها و دردهای بیشماری را هم بر جانهای ما وارد کرده است ولی کیست که نداند در پس هر تولدی "دردها" نهفته است. من به آینده ایران امیدوارم و بر این باورم که هر جریانی به این "سیل امید" بپیوندد در فردای ساختن ایران جایی خواهد داشت و هر جریانی به دنبال تحمیل ناامیدی به جامعه باشد خواهی نخواهی از صحنه معادلات فردا حذف خواهد شد. بادهایی در حال وزیدن است و خود را باید در معرض آنها قرار دهیم تا کشتیهای وجودمان به حرکت درآیند و ...
سیدجواد میری
سلام و ادب: ناظر به مطالب اخیر در رابطه با تفاهم نامه و مذاکره فرمودید و صحبت های سردار قاآنی، وقتی نظر رهبری و مردم این نبوده است و حالا افرادی که نظر خودشان را بر رهبری تحمیل کردند و رهبری طبق عقلانیت نظام با ایشان مدارا کرده و مسئولیت کار را به عهده آنها گذاشته، چرا باز هم با ادبیات عقلانیت و ...حرف اصلی مردم و رهبری را نزنیم؟! چرا باز هم مماشات کنیم و نام آن را تفکر بگذاریم؟ نمیشود به خطای خود در تحلیل اذعان کرده و برگردیم به شهود ایمانی مردم و نظر دقیق رهبری از خسارت محض بودن مذاکره؟ رهبری صریح گفتند!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که در جواب سوال شماره 41879 عرض شد، مهم درک جایگاه اذن رهبر انقلاب برای امضاء تفاهمنامه است که از یک طرف چرا رهبر انقلاب اذن خود را منوط به قبول دو سوم شورای عالی امنیت ملی کردند و نظر خود را به شکل علنی نفرمودند و از طرف دیگر چرا امثال آقای سردار قاآنی برای آن تفاهمنامه جایگاه مثبتی قائل بودند؟ در این موارد است که باید فکر کرد و کار را ساده به قبول یا رد صحنه تبدیل نکرد و این است که ما را از حضور تمدنی که جهان آمادهی پذیرش آنند محروم میکند. https://eitaa.com/arshiv3133/133 موفق باشید
سلام و احترام استاد عزیز: سال تحصیلی ۹۱-۹۰ در طرح ولایت دانشجویی استان اصفهان همه ی اساتید منتسب به شما و از شاگردان و گویا فرزندان شما بودند و برای ما دائما در رابطه با خطای تحلیل ما در رابطه با آقای احمدی نژاد صحبت میکردند و پیش از انتخابات سال ۹۲ همین بزرگواران سی دی های سخنرانی آقای مشایی را به ما میدادند که گوش کنید ایشان از تاریخی میگویند که ما کمتر آن را میفهمیم، در آن برهه دانشجوهای سال دومی بودیم که چند باری با اساتید بحث کردیم و متهم به این شدم که باید حضور تاریخی احمدی نژاد و مشایی را درک کنیم ولی هر چه تلاش کردم موفق به درک آن نشدیم تا روزی که دوباره محضر آقایان رسیدیم و فرمودند ما از آن تحلیل ها به واسطه مواضع دقیق نظام و رهبری دست کشیدیم آنجا بود که گفتم درود بر شرفشان چه انسان های آزادهای سوال من این است که این روزها هم این تحلیل های شاگردان استاد در حمایت بی چند و چون از فرآیندهای طی شده در مذاکرات ممکن است از همین جنس باشد؟ خدایی ناکرده سوال بنده حمل بر بی ادبی و جسارت به استاد نباشد که این روزها بیشتر از هر استاد دیگری سر کلاس شما استاد عزیز حاضر بوده و هستم. پیشا پیش ممنون از تکات ارزشمند شما.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ عرض بنده آن است که نیروهای انقلاب مواظب باشند که کارها به نوعی اختلاف کشیده نشود به طوری که اگر مخالف مذاکره هستند به رئیس جمهور و طرفداران مذاکره توهین نشود که در این صورت «تقوا» به حاشیه میرود. امری که سعی شد در جواب سؤال شمارۀ 41879 خدمت رفقا عرض شود. موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله جسارتا می خواستم نگاهی انتقادی به زاویه دید حضرتعالی مطرح کنم، به نظر می رسد اعتقاد به نوعی جبرگرایی تاریخی(احتمالا تحت تاثیر مآثر هایدگر و پیروانش) در تحلیل هایتان مشهود است ، چرا که تحت تاثیر دیدگاه تاریخی ، بسیاری از رخدادها را همانگونه که به وقوع میپیوندند میپذیرید و توجیه می کنید، نظیر رخداد جنگ اخیر و بعد از آن آتش بس و مذاکره و تفاهم، و نیز تحت تاثیر همین دیدگاه به سراغ افرادی رفته اید که در جنگ اخیر مدافع و توجیه کننده وضع موجود بودند نظیر آقای طائب و آقای محمدی(که هیچ کس غیر از حضرتعالی ایشان را استاد خطاب نمی کند و الان مشخص شد بسیاری از ادعاهای ایشان نادرست بوده است)، نگاه تاریخی و تمدنی داشتن بسیار عالی و لازم، ولی خطر افراط در آن تا رسیدن به مرزهای جبرگرایی هم قابل توجه است ، چرا که از خود شما یاد گرفته ایم که خداوند با هیچ قومی عقد اخوت نبسته است، سرنوشت هر قومی دست خودش است و اگر قومی خدا را یاری نکنند جایگزین خواهند شد، عذرخواهی بابت اسائه ادب
باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه تاریخی یعنی در حادثهها متوجه ارادهی الهی باشیم که چگونه حادثهها را تدبیر و جلو میبرد تا سرنوشت افراد مشخص شود. در این تاریخ نگاه تاریخی حکایت از آینده بزرگی برای مردم ما در میان است و این غیر از جبر گرایی است زیرا اراده الهی در نسبت با طلب انسانها به ظهور میآید به حکم آن که فرمود «یسئله من فی السماوات والارض» هر آن کس که در آسمان و زمین است از او تقاضا میکند «کل یوم هو فی شأن» و او بر اساس طلب مخلوقات مطابق زمانه شأنی از شئون خود را به ظهور میآورد. حال ماییم و توجه به ایرانی قدرتمند که این چنین دلها را به خود جلب کرده تا انسانیت خود را در این میدان احساس کنند. https://eitaa.com/arshiv3133/122 آیا این ملت ها با این همه تعلق به ایران اگر بدانند ما در داخل خود این اندازه تحمل همدیگر را نداریم این امید بزرگ آنها به یأس تبدیل نمیشود؟ خداوندا چگونه اراده کرده ای که این ملتها تنها به جهت آنکه بازیکنان ایرانی را پیدا کردهاند پرچم به دست تقاضای امضا دارند؟ آیا این حکایت از آن ندارد که خداوند اراده کردهاست بشریت امروز از طریق ایران متوجه حقایق زمینی و زندگی خود شود؟ https://eitaa.com/arshiv3133/132 موفق باشید
استاد عزیز سلام. چیزی که من می فهمم اینه که شما هر کس که مطابق فکر خودتان حرف می زند را اهل فکر و زمانه فهم خطاب می کنید و دیگران نمی توانند با شما هم فکر شوند و یا دروغگو هستند و یا لایق پرخاش در مسجد هستند چون یه حرفی زدند. متن پیام رهبری در مورد توافق صریحا مشخص است. یه دوستی پیام می فرستد حاشیه متن آقا را پر رنگ می کند و وزن اصل پیام را کم می کند و شما خدا را شکر می کنید که چنین اهل فکری هستند. آیا آقای مهدی محمدی حرف های خلاف واقع ندارند؟ من پیام آقای برزگر را که شما مطالبشون را تایید می کنید برایتان فرستادم خطای گفتارشان را به عرض رساندم اما شما ترجیح دادید این خطاها را ندیده بگیرید. اغماض های کلامتان خیلی زیاد شده. حقیقت حضور زمانه چیست که از خطاهای موافقمان تفاهم می توان گذر کرد ولی نمی توان نیم نگاهی هم به کلام منتقدان داشت. برهان صدیقینی برای درک زمانه ارائه دهید که این تناقضات را پوشش بدهد و الا بنده و طیف گسترده ای از مخاطبان همیشگی شما از شما دلسرد خواهیم شد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال هنوز همهی حرف بنده آن است که باید جریانهای دلسوز اعم از طرفداران مذاکره و یا مخالفان مذاکره همدیگر را درک کنند و این طور نیست که یک جبهه بنای خیانت داشته باشد و اساساً به این نکته فکر کنید چرا رهبر انقلاب با آن که نظر دیگری داشتهاند اجازهی امضاء آن تفاهمنامه را به آقای رئیس جمهور دادند. آن هم مشروط بر آن که دو سوم شورای عالی امنیت ملی آن را تأیید کنند. آیا این حکایت از آن ندارد که مصلحت نمیدانستهاند در آن شرایط نظر خود را بدهند حاکی از آن که ممکن است دولت آمادگی آن نوع برنامه را نداشتهباشد؟ ولی با این حال مسئولیت را به دوش شعام گذاشتند بدان معنا که آنها ذیل نظر رهبری به هر چه رسیدند رئیس جمهور عمل کند. بنابر این، این نه تحمیل به رهبری حساب میشود و نه به نحوی مقابلهی رئیس جمهور با رهبری. و به همین جهت در پیام خود میفرمایند «تفاهم نامه ای بین رئیسجمهوران ایران و آمریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر، از سر دلسوزی و با حُسن نظر، تلاشهای زیادی را بهعمل آوردند» با توجه به این امر نباید طوری تصور شود که ما فضا را فضای دو قطبی کنیم و از جامعیتی که نظام اسلامی بدان نیاز دارد عدول نماییم. و حال این ماییم و جهانی که «سیاست آن عین دیانت آن و دیانت آن عین سیاست آن است» این است جهانی که در پیش است و باید نسبت به آن بسیار بیندیشیم.
زیرا وقتی میتوانیم از غرب عبورکنیم که غرب را به خوبی بشناسیم و تنها در آن صورت است که متوجه میشویم باید به انسان دیگری فکر کرد تا روشن شود آنچه در ایران تمدنی در عرصۀ «زیستن با دیگری» اهمیت دارد، حقیقتِ جاری و ساری در زندگی است که با نگاه تاریخی به رخدادها پیش میآید. در این حالت است که همدیگر را میفهمیم. نکتهای که جناب حجت الاسلام آقای محسن عباسی ولدی به خوبی مطرح فرمودند https://eitaa.com/arshiv3133/134 موفق باشید
«آنچه قوة وَهميه انسان را در کنترل ميآورد تا با اندک بهانهاي به خنده نيفتد قوه عاقله است و لذا انسانهايي که عقل خود را رشد ندادهاند توان کنترل خود را در خنديدن ندارند و اين را نبايد حمل بر گشادهرويي کرد. و اگر انسان متوجه چنين نقيصهاي در خود شد بايد با تدبّر در امور حِکمي آن را جبران کند.» این متن از جزوه «قهقهه و جهالت، تبسم و حکمت» گزینش شده است.از امور حکمی چه مد نظر است که باید تدبر شود؟ قرآن و احادیث و فلسفه و ...؟ خصوصا به قول جنابعالی در تاریخی که بعد از شهادت رهبر انقلاب پیش آمده است و خصوصا در توجه به آثار امام شهید در سلسله جلسات رهبر شهید و خلق معانی جدید در کلام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری اساساً عقل یعنی بندی که احساسات را کنترل میکند و به همین جهت آن حلقهای که پای شتر را کنترل میکند عقال گویند. پس بحث در عقل و حکمت است یعنی آن چه ما را از توهمات و وهمیات که تحریک کننده میباشند به واقعیات و سنتهای الهی نزدیک کند. در این مورد انشاءالله دنبال کردن سیر مطالعاتی سایت مفید خواهد بود. موفق باشید
با سلام و ادب محضر استاد گرامی: جناب طاهره زاده سوالی خدمتتان داشتم مبنی بر اینکه اخیرا پدرمان دار فانی را وداع گفته. از خصوصیات ایشان علاقه مندی به دنیا واموالش بود و بسیار به سلامتی و احوالات جسمانیش کوشا و ساعی بود با اینکه در سن نود و دو سالگی بود ولی منتظر مرگ نبود و ناگهانی از دنیا رفت. از شواهد رویاهای اقوام ایشان را دیدند که ناراحت بوده و اضطراب داشته و نگران. استاد آیا ایشان ممکن است هنوز مرگ را باور نکرده است و ما فرزندان چگونه می توانیم به ایشان کمک کنیم تا روح ایشان در عالم برزخ آرامش داشته باشد؟ ممنون میشویم ما را راهنمایی فرمایید. متشکرم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره وظیفه بازماندگان متوفی هست که در حد توانشان از صدقه و نماز غفلت نکنند و اگر امکان مالیاش اجازه میداد مقداری از اموال را در خیریه برای باقیات الصالحات ایشان قرار دهند. موفق باشید
سلام وعرض ادب خدمت جناب استاد طاهرزاده عزیز: تحلیلی پیرامون پیام رهبری در مورد توافق داشتم ارسال میکنم لطف کنید و نقد بفرمایید. معنای پیام رهبری چیست؟ از کل متن و فرامتن پیام رهبر انقلاب تنها یک نیم جمله را گرفتن و مطابق سلیقه خودمان تفسیر کردن و بعد انگ بی بصیرتی به سایرین زدن بیش از هرچیزی جفا در حق رهبری ست. به نظر اینحقیر منظور و مقصود معظم له آن چیزی که در فضای ایتا دست به دست می شود نیست که: دیدید رهبری مخالف بودند؟ دیدید به رهبری تحمیل کردند و...؟ ۱. اولا امام جامعه دوباره ثابت کردند که نظرات شان را صریح و بدون ملاحظات خیالی بیان میکنند و جایگاه رهبری جایگاه مصلحت اندیشی صرف و سخنان کلی و دوپهلو نیست. ۲. ثانیا توجه به حسن نظر و دلسوزی مسئولین امر می دهند نه خیانت و دقلکاری و... . ۳. ثالثا اما توضیح دارد معظم له بیان فرموده اند که علی اصول نظر دیگری داشتم اما تعهد رئیس جمهور و سایر اعضا شعام بر پیگیری حقوق ملت و محور مقاومت باعث شد موافقت کنم. آیا مگر معظم له علت موافقت را. ۱. تهدید دولت به استعفا؟ ۲. خستگی و ناتوانی مسئولین؟ ۳. خیانت عده ای؟ و دلایلی از این دست فرمودند؟! که عدهای به خود اجازه میدهند حرفهایی اینچنینی بزنند. خیر! کمی به فرامتن بنگرید. سردار قاآنی اعلام می کنند پیروزی حزب الله قهرمان نزدیک است و هیئت مذاکره کننده انقلابی عمل کرده اند. حزبالله لبنان از توافق استقبال می کند و خوشحال است از اینکه بخشی از این توافق باشد. رهبر حزب الله از تیم مذاکره کننده تشکر می کند. شهردار تهران خبر می دهد کهمتن بارها محضر رهبری رفته و اصلاح شده. اینترنشنال به شدت از توافق عصبانی ست و ترامپ را میکوبد. رسانه های آمریکایی علی الخصوص حزب رقیب ترامپ را به تمسخر گرفته اند. اسرائيل میگوید قبول نداریم و نقضمیکند. نماینده ای خبر می دهد که تمام اعضای شعام (به شمول فرماندهان نظامی) به جز یکنفر موافق توافق اند. رهبری هم در پیام تلویحا اشاره ای به موافقت مجموعه شعام با این توافق دارند. بسیاری از دلسوزان انقلاب که اخبار نزدیک تری دارند بیان میکنند که قرار نیست از مذاکره چیز بدی دربیاید. بویی از خیانت و سازش و حتی خوشخیالی به این راحتی استشمام نمی شود. اینبخش از گفتگوی دکتر قالیباف قبل از صدور پیام رهبری را نگاه کنید: ما به مذاکره به عنوان بخشی از مبارزه نگاه می کنیم. همان هدفی که در مبارزه دنبال می کردیم در مذاکره دنبال می کنیم. گاهی مبارزه می کنیم و گاهی مذاکره. این همان مذاکره معمول است که تجربه تلخ آن را چشیده ایم؟ خیر. به نظر می رسد مقصود رهبری معظم انقلاب از بیان اینکه علی اصول نظر دیگری داشتم به این است که اگر قرار باشد مذاکره به سیاق سابق و معهود باشد قابل قبول نیست و زیر بار آن نخواهند رفت. اما مسئولین این بار بنای مذاکره با روش و فلسفه ای متفاوت را دارند و آن هم مسئله مذاکره به مثابه مبارزه است. به ادامه آن جمله معظم له توجه فرمایید که می فرمایند: رئیس شعام و به نمایندگی از خود و سایر اعضا تعهد داده اند حقوق ملت را استیفا کنند و جلوی زیاده خواهی های آمریکا مقاومت کنند. رهبری این روش را از روش قبل جدا کرده اند و به این روش اجازه جلو رفتن داده اند. هر چند مشخص نیست به چه نتیجه ای ختم شود و اما اگر قرار باشد به نتیجه برسد با هوشیاری و مقاومت مسئولین و مردم و نترسیدن از هرآنچه در این فصل از مبارزه پیش می آید نتیجه مطلوب حاصل می گردد. لحن طلبکارانه معظم له از مسئولین در مورد تحقق موارد توافق از همین باب است که باید برای تحقق شروط توافق مبارزه کنند و خدایی ناکرده اسیر مصلحت اندیشی ها و غفلت ها نگردند. پیام دکتر قالیباف بعد از پیام رهبری بر همین تفسیر از پیام رهبری فرزانه انقلاب تاکید دارد. «اما پیام معظم له دو ثمره مهم دارد: اول اینکه مسئولین را در قبال تعهدی که داده اند برای مبارزه هوشیار تر نگه میدارد و مسئولین امر از این به بعد تحت نظارت بیشتر و سخت تری از طرف افکار عمومی هستند و باید مسئولیت تعهدی که داده اند را بپذیرند ثانیا راه را برای مقابله با تخلفات طرف مقابل از طریق فشار افکار عمومی باز می گذارد. معظمله با این پیام اهرمفشاری برای تحقق خواسته های مقاومت ایجاد کردند.» حالا بار دیگر پیام معظم له را با این دید بخوانید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را بسی شکر که افرادی همچون جنابعالی میتوانند در نسبت با آنچه در زمانۀ آنها پیش میآید فکر کنند. در این حالت است که ما از دوگانگیها که مانع حضور در ایران متمدن است عبور میکنیم. با توجه به این امر نیاز ما به نوعی خودآگاهی انقلابی میباشد که در عین نظر به آن آیندۀ متعالی، منتقد باشیم ولی در جایگاه معترضین غرب زده نباشیم که هیچ نسبتی با انقلاب اسلامی و مردم ما ندارند، زیرا که تجددمآبی، ما را به اهدافمان نمیرساند، در عین آنکه وحدت ملّی ما را خدشهدار میکند و از همّتهای بلند و ارادههای اصیل برای آنکه در خویشتن خویش صعود کنیم، غافل میکند. اتفاقاً جناب حجت الاسلام حاج آقا موسویان امروز صبح در رابطه با پیام رهبر معظم انقلاب نکات خوبی را مطرح فرمودند https://eitaa.com/sabbar_ir/4350 تا همانطور که جنابعالی متذکر شدید ما در فهم جایگاه پیام معظم له به جای نظرات افراطی و یا تفریطی، به آن پیام و جایگاه تاریخی آن بیندیشیم. موفق باشید
سلام علیکم استاد عزیز: امروز متوجه شدم با حضور این همه استاد برجسته چرا رهبر شهید همیشه علامه مصباح یزدی را بعنوان استاد فکر معرفی میکردند؟ دلیلش بصیرت بود، نترسیدن از سرزنش، تعهد و غیرت دینی به اصول.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و بصیرت آیت الله مصباح با آن شخصیت علمی که داشتند و خواستند پای رهبری را ببوسند. راستی! آیت الله مصباح با آن وزنۀ علمیِ خاصشان چه چیزی در آن رهبر شهید دیده بودند که تا این حدّ خواستند در مقابل ایشان تواضع کنند؟!! موفق باشید
بیمقدمه نماز صبحم دوباره قضا شد. نمیدانم چرا؟ در مابقی نمازها هم که بعد از تمام شدنشان میگویم که کاش نماز نمیخواندم. چشمم که چند سال است بیچاره ام کرده و هر بار بعد از نگاههای بیجا در خیابان و این طرف و آن طرف اصلا نمیفهمم که چرا اینگونهام و چقدر برای کنترل تحت فشارم. خوردن و خوابیدن هم نه اینکه بگویم میخورم و می خوابم، نه! منتها اصلا سامان ندارد. تا کی باید خورد و خوابید؟ پس کی کار کردن؟ آشتی با خدا و برهان و عرفان و آنگاه که فعالیت فرهنگی پوچ میشود و غرب شناسی ها و سلوک و رجب و روزه و مراقبه که چندین سال است طلبشان میکنم و گویا گندم و در انبار موش دار میریزم. بعد چهل سال چرا احساس غنا که هیچ احساس ترقی معکوس میکنم. چقدر سلوک سخت است. چقدر مراقبه سخت است. سراغ کتاب خرد سیاسی در زمان توسعه نیافتگی میروم بدین احوال که باید این را در خود بشناسم تا عبور کنم. و حتی با صوتهای متنخوانی شما مطالعه اش کردم. در حین خواندن متوجه کتاب دیگری مثلا بحث نیست انگاری شما میشوم و نیچه و سراغ نیچه میروم. هنوز ۱۰۰ صفحه نخوانده_نه اینکه سرسری و بد بخوانم، نه_ سراغ کتاب دیگری میروم. از آوینی و داوری و رمان و طاهرزاده بگیر تا امام و رهبری، و باز به برزخی که داشتم برمیگردم. به نشدن و زمینگیری. در کار هم همینطور. بنده مهندسی خواندهام. و در جایی مشغول هستم. اما اینجا هم راهی را نمیتوانم طی کنم. از یک کتاب مهندسی به کتاب دیگر بدون هیچ خروجی ای و اینجا هم باز سرگردان و به نظرم بدون نتیجه. از مبحثی به مبحث دیگر و پیش خودم نمیابم آن جامعیت را. نه اینکه کاری نکنم و نشسته باشم اما سخت کارم پیش میرود. و رجوع میکنم به شما و داوری و مباحث عقل تکنیک و درباره علم و دانش بنیان و ... این چه تقدیری است و چه سرنوشتی است و این چه عالم و چه سرگردانی است که تمامی ندارد و آدم نمیداند چه کار کند؟ این بیعزمی و این طلب و این بیچارگی_که گاه در گوشهای نشستن و گریه کردن و گاه در عصبانیتها و بیاخلاقیهای بیجا خود را نشان میدهد_ کی و با چگونه رفتن تمام میشود و آدم خود را در راهی مییابد؟ متوهم شدهام؟ به خیال جنگلی میگویم که «درختان نمیگذارند جنگل را ببینم»؟ آدمها هر کدام تقدیری دارند؟ ما مصداق این بیت شدیم که «کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش / کی روی، ره زکه پرسی چه کنی چون باشی؟» به خدا میخواهیم پای به راه در نهیم و هیچ نپرسیم، اما کوریم. به ذهنم میآید خوب این چندسال چگونه زندگی کردی و چه عملکردی داشتی و به چه روزی افتادی که بعد از چندین سال هنوز همانی که هستی که بودی و حتی بدتر و شاید «میل به پابوس کردهای.» اما به قول آقای نجات بخش «این یک وضعیت و یک عالم است و تذکر به وضعی که داریم، طلب عالم جدیدتر و متعالی تر را پیش میآورد.» خداوند که ربّالعالمین است هر چه قدر ما بدی کنیم، باز این اشک و این طلب و این عاشق شهدا و حاج قاسم بودنمان را نمیبیند؟ گویا عذاب الهی است به خاطر بدیها و ظلمهایی که در حق همسر و دیگر آدمها و بیادبیهایی است که کردم. آری خیلی ظلم و بیادبی کردم. آدم بیعالم هم که باشد آخر باید حرمت دیگران را نگه دارد. خوب میگویید چه کنم؟ ظلمها و بدی هایی به خاطرم میآید که به خدا میگویم کاش هیچ وقت مرا نبخشی و تا ابد در آتش نگهم داری. نه دیگر میتوانم عبادت کنم نه مبارزه با نفس_که اصلا نمیدانم چیست_ نه میتوانم درست مطالعه کنم و نه کارم را که عمری است میخواهم جهادی کار کنم پیش ببرم. نه که نشسته باشم، نه! اما خودم نشدن را و بیثمری را میفهمم، سالهاست میفهمم. اکثر جلسات شما را پیگیرم. نه که بگویم در تلاشم اما یک چیزی هست که مرا متوجه این مباحث و این جنس فکر میکند. راهی که بچههای سها طی کردند و من نمیتوانم و زمینگیرم. حال ما و این بیسامانی عجیب و شما این فرزند جوانتان_البته به یک معنا پیر_ با این تقدیری که نمیدانم چیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً این حالت، حکایت همۀ آن افرادی است که بنده آنان را به عنوان مخاطبان خود مدّ نظر قرار دادهام، جدایِ از دیگرانی که یا به راحتی آنچه را به عنوان دین پذیرفتهاند، دنبال میکنند و ان شاءالله به نتایج لازم میرسند؛ و یا آنانی که به کلّی از این نوع زندگی که به سوی حق و حقیقت است منصرف شدهاند. حال این مائیم و شما، با همین نوع سرگردانی که جناب مولوی از آن در مورد خودش گزارش داد که: «من به هر جمعیّتی نالان شدم / جفت بدحالان و خوشحالان شدم. هر کسی از ظّن خود شد یار من / از درون من نجُست اسرار من» و این حکایت سادهای نیست که بتوان از آن ساده گذشت با همین حضور و با همین سرگردانی میتوانید به کمک تفسیر المیزان به قرآن رجوع کنید، ولی نه برای آنکه چیزی بیاموزید بلکه برای آنکه بدانید با این قرآن، جانِ پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» به چه حضوری نایل شد و چه نسبتی با این کلمات میتوان با خود و با خدا پیدا کرد. عرایض دوسالۀ اخیر در رابطه با قرآن و حضوری که در نسبت با رهبر شهید در کلمات اشارتگونه عرض شده بخصوص چند جلسهای که بعد از شهادت رهبر عزیز در مرکز «سُها» پیش آمد و یا اشارات ۷۲ گانۀ «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است»https://eitaa.com/bartarin_hozoor . امید است که باز اشاره و باز به سوی او و «دوست دارد یار این آشفتگی». موفق باشید
سلام: سوال من ۳ قسمت دارد: ۱. آیا می توان گفت همان طور که معمولا افراد متقی برای دنیا، برای آخرت، برای سعادت، برای خودسازی شون اهل (سر و کار مأنوس اهمیت دادن) نماز شب، دعا، تلاوت قرآن، ذکر.. هستند اهل روزه مستحب هم هستند؟ ۲. حد کمی احکام؟ مثلا در مورد نماز شب مطلوب و معروف این است که هرشب می خوانند اگر نشد قضا. وضو: مطلوبش دائم الوضو. تلاوت قران: روزی ۵٠ آیه یک جزء.. حد معروف و مطلوب روزه مستحب چه مقدار است. (معمولا در توصیه های اخلاقی سفارش به ۳ روز مشهور در ماه می کنند آیا این مقدار حداقل است حد مجاز است آیا ما روزه ی ایام البیض را نداریم روزه ی پنج شنبه جمعه، روزه ی ایام خاص در مفاتیح، روزه ی حاجت، روزه ی نذر برای معاقبه؟!) ۳. ویژگی روزه چیست که با وجود این که فرد اهل کم خوردن جوع اهل عفت (اخلاقی حد اعتدال بین شره و خمود) هم است (مثلا پیامبر اسلام) باز روزه می گیرد [درست است که شرط روزه نیت است و رعایت مفطرات ولی آن چه چیزی است که باعث می شود با وجود این که یک فرد به مقام عفت در خوردن و آشامیدن رسیده باز روزه می گیرد) تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه ما به دستور علمای اسلام در واجبات کوتاهی نکنیم و در مستحبّات در حدّ توان عمل کنیم، ان شاءالله موجب رضایت پروردگار قرار میگیریم. مهم، عمیقشدن در معارف توحیدی است که در این مورد خوب است به بحثی که تحت عنوان «در موضوع توحید» است رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AF%D8%B1%20%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9%20%D8%AA%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF&tab=sounds موفق باشید
سلام. خسته نباشید: بنده درحال توبه هستم هر چند که آن توبه حقیقی و با اخلاص نیست. از شما سوالی داشتم. یک حق النفس را چطور میتوان جبران کرد؟ و دو حلالیت طلبیدن از کسی که غیبت او شده باعث فتنه و کینهای میشود که دامن گیر یک خانواده و شاید چند نسل بشه. حقالناس فرد غیبت شده را چگونه میتوان جبران کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همانطور که از رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» داریم: «من تاب لذنب کمن لا ذنب له» هر آنکس که از گناهی توبه کند در آن حدّ است که گویا آن گناه را انجام نداده است. پس از این جهت با توبه، گناهان مانع حضور انسان ذیل رحمت او نخواهند بود. حال بستگی دارد که انسانِ تائب در مسیر سیر إلی الله چه اندازه همت به خرج دهد تا مصداق «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ» باشد که تنها سیئات او با توبه برطرف میشود و یا مصداق «إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» باشد که حتی به جهت همت بلندش، گناهان او به حسنات تبدیل میشود و این مصداق همان جناب حرّ است. ۲. اگر حلالیتطلبیدن به خودی خود موجب دلگیریهای بعدی شود، همان که برایشان استغفار کنید ان شاءالله مؤثر خواهد بود. موفق باشید
با سلام و عرض ادب: مختصر اینکه، بنده در سن جوانی هستم و دینی ندارم و کافر - بی ایمان - هستم. تا جایی که من میبینم - شاید اشتباه باشد برداشتم - کتاب هایی که در مورد دین بخصوص عقاید نوشته میشوند برای کسانی هست که یه پیش زمینه ای در شناخت خدا دارند و میخواهند ایمان مخاطب را که ضعیف است قویتر کنند و توجهی در نوشته ها و گفته ها و کتابهایشان به کسانی که هیچ پیش زمینه ای در مورد خدا ندارند و کافر هستند و به عبارتی در نقطه صفر قرار دارند نمیکنند. با توجه به تجربه زیادتان در تربیت انواع نسل ها و با در نظر گرفتن وضعیت بنده (بی ایمان بودنم) چه پیشنهادهایی به افراد مثل بنده دارید تا ایمان بیاوریم؟ لطفا سلسله کتابهایی را هم در زمینه شناخت دین اسلام به صورت جامع مخصوصا عقاید برای افرادی در شرایط بنده را معرفی فرمایید. بسیار سپاسگذارم از وقتی که گذاشتین
باسمه تعالی: سلام علیکم: این حالت را به فال نیک بگیرید که نمیتوانید در دینداری دیروزین حاضر باشید و به همین جهت به ما فرمودهاند: «من عرف نفسه فقد عرف ربّه» بنابراین اگر بخواهیم پروردگار خود را بیابیم باید با معرفت نفس شروع کنیم. آری! پس از آن برای سؤالاتی که پیش میآید کتابهای شهید مطهری بسیار جوابگو هستند. در رابطه با «معرفت نفس» خوب است به کانال «معرفت نفس» https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh رجوع فرمایید. موفق باشید
با سلام خدمت استاد طاهرزاده در سوالات دیدم فرمودید که در حال عبور از آینده ای که لیبرال ها تصویر کردن هستیم !!!! چطور اینرا می فرمایید در حالیکه دوست و غیر دوست همه در حال تحلیل این هستند که جمهوری اسلامی پوست اندازی کرده بله در جنگ قدرتمند حاضر شد و پیروز میدان بودیم تا به اینجا اما اگر انسانها و زندگی و طلب آنهارا مد نظر قرار دهیم اتفاقا در بعد از جنگ وضع حجاب و همزمان پارتی های رقص و مشروب خواری آنهم با لوکیشن دقیق در فضای مجازی و آزاد نشان از تغییر جمهوری اسلامی دارد اینها مثال بود برای اینکه جامعه و همچنان حکومت از اسلام سیاسی فاصله خواهد گرفت و به اسلام فرهنگی و مبلغ دین مثل ترکیه نهایت تدبیل خواهد شد و شما نیک میدانید اصل و اساس انسان است اصل و اساس حکومت هم انسان است حکومتی که عملا نشانه های قوی در او ظاهر است که از زیست اسلامی و اهداف آن دست شسته و به ناچار و یا خود خواسته پی کنار گذاشتن شریعت است چطور میفرمایید از لیبرالیسم در حال عبور است ؟؟!!! صرف شکست نظامی آمریکا در این مرحله که لزوما ربطی به فرهنگ لیبرال ندارد مگر لیبرال ها قدرت کشور را نمیخواهند؟؟ مگر آنها خواستار دفاع ملی نیستند ؟؟ واضحا جایگزین شدن ایده ایران به جای تاکید بر اسلام نشانه بزرگ این تغییر است و از فردا قطعا شهروند جای مومن و یا قانون جای شریعت و امثال اینها پیش می آید بله قطعا تجاوز به کشور که از سوی بیگانه هست و لازمه آن دفاع است را چرا به پای انقلاب بگذاریم ؟؟ قطعا نیروی انقلاب مانع تسلط دشمن شده اما در اصل دفاع که همه مشترک هستند به جز عده ای صهیونیست فارسی که پهلوی ها باشند به نظر میرسد اتفاقا جریان انقلاب به جهت فرهنگی که جهت اصیل و مخصوصا با آینده ارتباط دارد میدان را واگذار کرده و مسئله فقط زمان و تغییر نسل است به نظر میرسد ۵ سال آینده ایران کن فیکون شده باشد و عملا حکومت یک حکومت عرفی شده باشد که البته باز کشور شیعی غنیمت است نهایت یک کشور نسبتا مقتدر منطقه ای شیعی خواهیم شد که به دنبال ارضای نیاز بیشتر شهروندان است و فرهنگ مصرف و زیست غربی در آن غلبه شدید بر زیست مومنانه پیدا کرده
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بحث بسیار مفصل است و باید به حضور ایرانی که ادامۀ جهان مدرن نیست، فکر شود. حداقل اشاراتی با جنابعالی در میان گذاشته میشود تا میدانی باشد برای تفکر و تمدنی که مسلماً ادامۀ تمدن مدرن نیست.
مسلماً ایران، منهای حضور فعّال ولایت فقیه، ایرانی نیست که بتواند در جهان آینده موثر باشد و این مشکلی است که روشنفکران ما و متحجّرینِ بیتاریخ در آن گرفتار هستند. آیا راز ارادت فوق العاده مردم ما به رهبر شهید، ریشه در آن تذکراتی ندارد که آن مرد نسبت به آینده با ما در میان گذارد؟ آیندهای که منهای حضور فعّال ولایت فقیه، آیندۀ اصیلی نمیباشد در حالیکه ملت ما و کشور ایران در چنین تاریخی حاضر شد که سخت به دنبال آن بود و بدان نیاز داشت و آن رهبر شهید متذکر آیندهای شد که ما بدان نیاز داشتیم و داریم.
در حالیکه بنیاد جهان تجدد سست شده و به تبع آن طرفداران آن جهان به حاشیه رفتهاند، لازمۀ بصیرتِ تاریخی آن است که متوجۀ جهان دیگری شویم که جهان پوچیها نباشد بلکه حضور در آن موجب برافروختگی جانها گردد، برعکس جهان مدرن که جهانِ بحرانها میباشد و حضرت روح الله«رضواناللهتعالیعلیه» خیلی زود در افق نگاه خود متوجۀ آیندۀ جهان مدرن که سراسر بحران است، شدند و در گشودن جهانی دیگر همّت کردند و ما همانند رهبر شهیدمان با حضور در جهانِ حضرت روح الله«رضواناللهتعالیعلیه» میتوانیم از بحرانهای جهان مدرن با روحیۀ آخرالزمانی و تأکید بر انسانیت انسانها عبور کنیم. آری! راه نجات در بیرون کشور نیست https://eitaa.com/bartarin_hozoor/121 ولی ایرانی که با حضور قدسیِ مردم ادامه پیدا کند وگرنه باز سیطرۀ جهان غرب است. موفق باشید
سلام: آیا خود ارضائی از نظر اسلام حرام؟ آخه من تحقیق کردم و از نظر علم در حد تعادلش اشکال نداره و آسیب زننده نیست. میتونین بیشتر راجع بهش توضیح بدید. ممنونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته این موارد که آثار منفی روحی دارد در محدودۀ نظر علم تجربی و پزشکان نیست. در این رابطه خوب است به سؤالات شمارۀ ۳۱۱۴۴ - 715 و ۵۷۹۵ و ۷۸۱۶ و ۱۹۸۲۸ رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام بر استاد عزیزی که بسیار از او آموختهایم ولی استاد همچنان نسبت به این مذاکرات که با آمریکای جنایت کار در حال انجام است نگرانیم. نظرات شما را تا حدی در سایت لب المیزان و در کانال مطالب ویژه دنبال میکنم ولی نمیدانم چرا هنوز سرگردان هستم، دلم میخواهد شما در این مورد با ما سخن بگویید. با تشکر.
باسمه تعالی. سلام علیکم: به این نکته فکر کنید که تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایرانِ انقلاب اسلامی به خوبی نشان داد که انقلاب اسلامی رویداد یک حقیقت است با تولد انسانی که نمیخواهد شکافهای ناشی از غرب زدگی دولتها را نادیده بگیرد و از این جهت میتوان گفت تاریخ برای عبور از آنچه لیبرالها به عنوان آینده مدّ نظر داشتند سرعت گرفته. آیندهای که نسبتی با زندگی مردم ما نداشته و ندارد مانند دوگانه بین یا «مقاومت» و یا «مذاکره» در حالی که در تاریخی قرار داریم که بحمدالله مذاکره ما جدای از مقاومت نمیباشد. ای کاش این نکته مهم از طرف بعضی از دلسوزان انقلاب که مخالف مذاکرات پیش آمده میباشند، درک میشد و این وقتی ممکن است که ما متوجه حضور در تاریخی باشیم که با شهادت رهبر عزیزمان و با آن قامت بلند مقاومتی که او به میان آورد باشیم. چه اندازه جای تاسف است که سردار مقاومت یعنی سرداراسماعیل قاآنی متوجه جایگاه این مذاکره هستند و در این رابطه این مذاکره را عین مقاومت میدانند https://eitaa.com/arshiv3133/95 . ولی عده ای آن را بعنوان یک شکست مطرح می کنند، به جای آنکه متوجه موقعیت تاریخی این حضور و این مذاکره باشیم، حتی اگر نقصها و ضعفهایی داشته باشد. موفق باشید
سلام علیکم: خدا قوت التماس دعا داریم .حاج آقا با توجه به سخنرانی ۱۴۰۲ رهبر شهید با طلاب و مبلغان از طرفی و از طرف دیگر روح حاضر در جهان کنونی (که عبارت باشد از سرعت در فهم رسانه ای و مجازی) به نظر شما در وضع کنونی تبلیغ به شیوه منبر و سخنرانی چقدر موثره؟ و در آینده چقدر موثره؟ به نسبت گذشته که تقریبا تمام تبلیغ در منبر و سخنرانی منحصر میشد، اکنون و آینده چند درصد در سخنرانی منحصر میشه و چه ابزارها و چه شیوه های دیگری حضور خواهند شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این نکته، نکتۀ مهمی میباشد و از این جهت نمیتوان در ادامۀ تبلیغ دین از حضور در فضای مجازی غفلت کرد. با اینهمه بالاخره مسجد و منبر استعداد آن را دارد که نکاتی را با مخاطب در میان بگذارد که فقط در آن فضا، آن نکات امکان ظهور و تذکر دارد. و از این جهت باید متوجۀ نیاز اصیل افراد امروزین تاریخمان بشویم و در آن راستا فضای «اشاره» به حقیقت را به میان آوریم. که البته این مطلب، عرض عریضی دارد. حداقل خوب است که طلاب عزیز نسبت به آن بیندیشند. موفق باشید
عرض سلام و ادب خدمت شما استاد گرامی: خدا به شما خیر کثیر عنایت فرماید، خصوصا در پاسخهایی که به بعضی از دوستانی که به موضعگیریهای اخیر شما اعتراض دارند میفرمایید، و متاسفانه این عزیزان فهم دقیقی از فرمایشات و موضع بسیار دقیق و عمیق و صحیح شما ندارند، انشاءالله خدا درک لازم رو به همهی ما عنایت فرماید، و عاقبت همهی ما را ختم به خیر و شهادت فرماید. چند وقتیست که دارم روی بحث «معنای درک حضور تاریخی اصحاب امام حسین علیه السلام» کار میکنم، هم دارم صوتهای شما استاد بزرگوار را گوش میدم و پیاده میکنم، و هم در کنارش کتاب مربوطه را میخونم، اما نمیدونم چرا هنوز عبارت «حضور تاریخی» برام جوری جا نیفتاده که بگم آهان بالاخره فهمیدم! آیا این دو مثالی که میزنم درسته؟ منظور از حضور تاریخی، مثلا مثل شهدا که با اینکه در این عالم نیستند ولی حضورشون امتداد داره و الان در این دنیا و در این تاریخ هم حضور دارند و موثرند؟ یا مثلا، مثل اقامهی نماز که با نماز گزاردن فرق داره، و باید حضور در نماز در طول شبانه روز امتداد داشته باشه، تا نماز در برابر فحشا و منکر ایستادگی داشته باشه؟ خیلی دارم تلاش میکنم که متوجه بشم، چون احساس میکنم اگه این عبارت پر معنا و پر مفهوم و عمیق رو بفهمم، گرهی خیلی از مطالب دیگه برام باز خواهد شد. آیا این موضوع در دو سه تا جملهی ساده تر، یا با مثالی قابل فهم برای حقیر قابل توضیح هست که برام بفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ بسیار مهمی است وقتی بخواهیم معنای درک حضور تاریخیِ اصحاب امام حسین «علیهالسلام» را دنبال کنیم. احتمالاً بابی که بنده در امسال در نسبت به نظر به کربلا بخواهم باز کنم، با عنوان «جایگاه تاریخی نهضت حضرت اباعبدالله «علیهالسلام»» است در منظر نگاه هرمنوتیکی، از آن جهت که باید به این نکته بیندیشیم که حضرت ربّ العالمین در آن تاریخ چه ارادهای کرده بودند که آن امام شهید و اصحابشان ذیل آن اراده، کردند آنچه را کردند. و از این جهت اگر به صحنۀ کربلا توجه شود نکات مهمی پیش میآید خداوند در آیه ۲۹ سوره الرحمن میفرماید: «يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في شَأْنٍ» هر آنچه در آسمانها و زمین است از خدا طلبها و تقاضاها دارند و خداوند نیز در هر زمان و زمانهای مطابق طلب مردمان به شأنی که جوابگوی طلب آنان باشد در آن تاریخ به میان میآید. و اینجا بود که خداوند بر قلب مردم ما تجلی کرد تا جوابگوی طلبی باشد که همان انقلاب اسلامی است و این یعنی باید نسبت به آینده این تاریخ اندیشه کرد، آیندهای که اگر هزاران مانع در مقابل آن باشد همچنان جلو و جلوتر میرود زیرا این اراده الهی است در مقابل طلب اصیل مردمان و این غیر از شورشها و اعتراضهای عادی است. که پس از زمانی فرو مینشیند بدون آنکه آیندهای داشته باشد. بنابراین باید در این مورد به خوبی بیندیشیم و همچنان مطلب را دنبال کنیم. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: مطلبی رو خواستم با جنابعالی در میان بگذارم: در دانشگاه و کلاس درس دانش خانواده بحثی پیش آمد. همکلاسی های بنده اصلا انسانهایی مذهبی ای نیستند و چون چندباری احتمالا دیدند که من به مسجد دانشگاه رفتهام، مرا انسان مذهبی ای میدانند. سَرِ درس دانش خانواده یکی از دختران همکلاسی ام خواستار این شد که گفتگویی را با موضوع اهمیت پول در زندگی مشترک داشته باشیم و بنده قبول کردم و صحبت آغاز شد. ایشان لب کلامش این بود که جامعه مذهبی و سنتی تنها ملاکی که دارند پول است و بس و دوست داشتن و عشق و ... ملاک های بعدی میباشند. گفتم به ایشان که مثالی بزنند؛ ایشان به چند مورد از رفقای مذهبی ای که دارند اشاره کردند و به اینکه حاضر شدند با افرادی که ۱۰ یا ۱۵ سال بزرگتر از خودشان هستند ازدواج کنند ولی پولدار باشند. ادعای ایشان این بود که این موارد که اختلاف سنی خیلی بالاست و پسر پولدار می باید باشد در جماعت مذهبی خیلی شایع و زیاد است. من با اشاره به مواردی، گفتم که این مسئله ربطی به مذهبی بودن ندارد. چون مذهب بر قناعت تاکید دارد و اختلاف سنی اینچنینی را نیز توصیه نمیکند. اینها مواردی بسیار وابسته به شخصیت افراد است. ممکن است شخصی جانماز آب بکشد و شخصیت پول پرستی داشته باشد همانگونه که در جماعت غیرمذهبی مشاهده میکنیم. اصل مطلب همکلاسی ام این بود که خودش و کلا دختران غیر مذهبی خیلی بیشتر به دوست داشتن و ایثار و تجملاتی نبودن و قناعت اهمیت میدهند ولی در جامعه مذهبی چه دختر و چه پسر اینها رنگ باخته و فقط پول اهمیت پیدا کرده است. بنده سعی کردم نشان دهم که در جامعه مذهبی مواردی کاملا برعکس نیز هستند؛ دخترانی مؤمنه که حاضر شده اند با پسران دانشجو ازدواج کنند. اینها نه اختلاف سنی زیادی دارند و نه پسر پولدار است. متاسفانه همکلاسی ام پربیراه نمیگفت زیرا در فامیل پدری بنده ازدواج هایی عجیب غریب دیده شده با اینکه بسیار هم مذهبی اند. مثلا دختری ۱۷ ساله با مردی ۳۰ ساله ازدواج کرده که همه هم اذعان کرده اند که اگر مرد پول نداشت این ازدواج هیچگاه صورت نمیگرفت. خواستم بگویم اینها برای جامعه مذهبی زشت است. شرع اجازه داده که دختر ۹ ساله با پیرمرد ۹۰ ساله ازدواج کند ولی آیا عرف میپذیرد که چنین کنند؟ برای خودم هم اندکی نگران شدم. چون در این سن و سال که مهیای ازدواج میشوم هم میخواهم با دختری مذهبی ازدواج کنم و هم میخواهم که او پول پرست نباشد. بخواهم حقیقتش را بگویم خود بنده که ظاهری مذهبی دارم، علاقه ام به دختری که غیر مذهبی باشد و اهل قناعت و ایثار باشد خیلی بیشتر از دختری مذهبیست که مال دوست باشد. میدانید نمیخواهم بحث علمی ای بکنم. کاملا دلی و از روی دلتنگیست. در انتها خواستم بگویم که با دختری که غیر مذهبی باشد و مالدوست نباشد خیلی احساس راحتی و نزدیکی انسانی بیشتری دارم تا دختری مذهبی که بخاطر پول و... حاضر است با مردی بسیار بزرگتر از خود ازدواج کند. این احساس انسانی من است. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال همانطور که خودتان هم میفرمایید این دوگانهای که یا طرف، مذهبی و دوستدار پول است و یا غیر مذهبی و اهل صفا و عشق؛ هرگز همیشه اینچنین نیست و البته خطر غفلت از عدم تقیّد دختری که مرد متدیّن با او ازدواج کند، کم نیست، مگر آنکه امیدوار باشد او با وجدان انسانیاش به مرور به دستورات شرع که عالیترین راه برای حفظ خانواده و حفظ جامعه است، نزدیک و نزدیکتر شود و البته فراموش نکنید که عرف جوامع در طول تاریخ متفاوت بوده و نباید آنچه دیروز برای آن جامعه پذیرفتنی بوده است را با امروزمان مقایسه کنیم. موفق باشید
سلام: در فضای متاسفانه تا حدودی سمی مجازی، از پشت کردن ایران اسلامی به لبنان سخن سرائی میگردد و این در حالی است که رهبر بزرگوار حزبالله جناب حجتالاسلام شیخ نعیم قاسم در بیانیهای خطاب به آقای قالیباف با واژههائی زیبا از مسئولان نظام و در راس آن حضرت آیتالله سید مجتبی خامنه ای تقدیر نموده است. از حضرتعالی درخواست دارم در صورت صلاحدید اگر نظر خاصی در این مورد دارید به منظور تنویر بیشتر افکار عمومی دارید اعلام نمایید. عاقبت بخیر باشید!
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این موارد متوجه باشیم بعضاً دشمنان انقلاب و اسلام، حکایتشان حکایت «کلمة حق یراد بها الباطل» میشود و هوشیاری ما را میطلبد که متوجه باشیم اهداف طرح این سخنان چه میباشد. در حالیکه وزیر امور خارجه یعنی جناب آقای عراقچی رسماً اعلام کردهاند که ایران و حزب الله یک طرف، و آمریکا و اسرائیل نیز یک طرف. یعنی تا این حدّ، ایران با حزب الله یگانه شدهاند. در این مورد همینطور که متذکر شدهاید خوب است که رفقا به پیام جناب شیخ نعیم قاسم به آقای دکتر قالیباف توجه فرمایند https://eitaa.com/arshiv3133/101 آقای احمد برزگر بفرویی در کانال https://eitaa.com/barzegar1359 در این مورد نکاتی را مطرح فرمودهاند که خوب است به آن کانال رجوع شود موفق باشید
با سلام و احترام: آیا می توان معرفت نفس را همانگونه که طریق محوری عرفان عملی دانسته شده به عنوان نقطه عزیمت و محور مطالعات برهانی و فکری هم دانست؟ آیا شدنی است یا مقدماتی دیگر لازم دارد در باب معرفت شناسی و خداشناسی و... به عبارتی آیا می توان کل مباحث فکری مورد نیاز را برای خودسازی و تمدن سازی از معرفت شناسی گرفته تا سیاست و حقوق با محوریت موضوع نفس استخراج کرد؟ برخی از بزرگان بحث را از معرفت شناسی آغاز کرده و به خدا شناسی و بعد انسان شناسی می رسانند. آیا میشود از نفس شناسی شروع کرد و شعب دیگر را استخراج کرد؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، نوع رویکرد ما به موضوع معرفت نفس است. آری! آنطور که علامۀ طباطبایی در «رسالۀ الولایۀ» باب بحث را گشودهاند و آیت الله جوادی آملی دو جلد در شرح آن کناب نوشتهاند، حقیقتاً معرفت نفس «انفع المعارف» خواهد بود. موفق باشید
