باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که حساس شدهاید نمیدانیم قضیهی دایناسورها به چه نحو و در کجاها بوده؟ و آیا مانع حضور حجج الهی بوداهاند یا نه؟ از طرفی شاید موضوع «لَوْ لَا الحُجّه لَساخَتِ الْارض باهلِها»؛ اگر حجت الهى نبود زمين نابود مى شد، داراى مفهوم وسيعى است، يعنى همين حالا نيز اگر مديريت حضرت نبود جهان شديداً گرفتار بحرانهاى غير قابل تحملى بود. به عبارت ديگر اين طور نيست كه حجت خدا آن بالا نشسته و منتظر زمان ظهورشان باشند بلكه در جاى جاى زمان در تصميم گيرىهاى مردم براساس ظرفيت زمانه نقش دارند، و اگر ظرفيت زمانه از آن چه فعلًا هست بيشتر مى شد و ظهور آن حضرت محقق مى شد، نقش حضرت هم فوق العاده مى گشت. 2- مسلّم اولین انسان بر روی زمین پیامبر بوده که همان حضرت آدم «علیهالسلام» است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ای کاش توفیق آن، نصیب این حقیر میشد تا مثل ماهی که در آب زلال به رقص در میآید بنده نیز از چشمهی زلال دعای آسمانی کمیل سخن میگفتم و به شعف میآمدم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که روایت میفرماید نباید به آنچه در دست مردم است طمع نمود. به این معنا که بخواهیم آنها از آنِ شما باشد و عملاً از آنچه خدا به شما داده است ناراضی باشید. این غیر از آن است که اگر چیزی به شما تعارف کردند آن را رد کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ملاصدرا به صورت پراکنده نکات بسیار خوبی در آثارش دارد، ولی جناب غزالی در «احیای العلوم» به طور مشخص تحت همین عنوان مطالب خوبی را مطرح کرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل با حضور در حوزه به صورت بلندمدت است، ولی برنامهی سفیران هدایت هم در جای خود لازم است بهخصوص برای طلابی که آمادگی مباحث بلندمدت حوزه را ندارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که قدر و جایگاه انسان بندگی خداوند است میتوان گفت در آن روایت، استعداد اصلی انسان که همان عبودیت ربالعالمین است مدّ نظر باشد، آری در راستای عبودیت استعداد های انسانی جهت میگیرد و او را از هلاکت در بندگی شهوت و غضب نجات میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ذات هرچیزی همهی آن چیز است، دیگر بالاتر معنا نمیدهد. ۲. استغفار اولیاء الهی به تعبیر اساتید بزرگ «للدفع» است یعنی آنکه گناه سراغشان نیاید و نه «للرفع» که بخواهند گناهِ انجامشده را رفع کنند ۳. علامه طباطبایی در تفسیر آیهی «لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقيماً» (2)/فتح) نکات ظریفی دارند که خوب است به تفسیر قیّم المیزان رجوع شود تا معلوم گردد «ذنب» در این آیه به معنای گناه نیست که بحث آن مفصل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در ابتدا قوت خیالش شدید است و در این مسیر اگر جلو برود عقل و قلب شدت میگیرد به همان صورتی که در نماز انسان به حضور قلب نایل میشود. و در مرحلهی سوم عقل و قلب و خیال، جمع میگردد. لذا هم حضور قلب هست و هم اشک، به همان معنایی که در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرض شد که: «آن خیالاتی که دام اولیاء است / عکسِ مهرویان بستان خدا است». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان معنایی که روحِ اعظم را فوق ملائکه بدانیم، باید روحِ اعظم را از شئون الهی بشناسیم، مگر آنکه معنایی از روح اعظم به میان آید که مطابق عقل و اولین مخلوق باشد که در آن صورت، بحثِ مخلوقیت آن در میان است. در این موارد باید در متنِ مورد نظر ببینیم که این واژه به کجا اشاره دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار زیاد است. دلیل شیعهبودن عطّار آنقدر است که حتی او را به اتهام شیعهبودن از شهر هرات اخراج کردند. در مورد مولوی میتوان همان نظری را داشت که برای محیالدین هست. آقای بدیعی در کتابی که در مورد محیالدین نوشتهاند، نظر علمای مختلف را در مورد شیعهبودن و تقیّهکردن و یا سنیبودن آوردهاند. در قسمت ارشیو سوالات نکاتی در مورد محی الدین هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نکتهی آخری که فرمودهاید، درست باشد. بد نیست در این مورد به تفسیر سوره مبارکه آل عمران آیه ۶۴ در المیزان رجوع فرمایید که میفرماید: «قُل يا أَهلَ الكِتابِ تَعالَوا إِلىٰ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وَبَينَكُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشرِكَ بِهِ شَيئًا وَلا يَتَّخِذَ بَعضُنا بَعضًا أَربابًا مِن دونِ اللَّهِ ۚ فَإِن تَوَلَّوا فَقولُوا اشهَدوا بِأَنّا مُسلِمونَ» بگو: ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم؛ و بعضی از ما، بعضی دیگر را - غیر از خدای یگانه - به خدایی نپذیرد.» هرگاه از این دعوت، سرباز زنند، بگویید: «گواه باشید که ما مسلمانیم». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک انسان حکیم هرگز خود را درگیر این جدالها و مراءها نمیکند؛ خوب است که در این رابطه به توصیهی امیرالمومنین به فرزندشان نسبت به ترک مراء که در کتاب «فرزندم اینچنین باید بود» آمدهاست رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این نوع نگاه، نگاه خوبی است و تجربه هم نشان داده است که همینطور باید باشد. ولی در یک محفل علمی موضوع اینطور مطرح میشود که چون ولیّ فقیه کارشناسِ رجوع به متون دینی است و مبنای سخن او بر اساس تحقیقی است که در آن متون کرده، نسبت به سایر انسانها در رابطه با هدایت جامعه، کمترین اشتباه را دارد و به اصطلاح، قلیلالاشتباه است. مثل متخصص در بیماریِ قلب که نسبت به سایرین در رابطه با درمان بیمار مبتلا به بیماری قلب در اشتباه کمتری است. در این رابطه میتوانید به قسمت آخر کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تأویل آیات و روایات طبق آیهی 7 سورهی آلعمران مربوط به راسخون فیالعلم است که مصداق کامل آن ائمه«علیهمالسلام» میباشند و با توجه به آنکه قرآن میفرماید: «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» (21)/حجر) هرآنچه در عالمِ مادون هست، باطنهایی در عالم غیب و معنا دارد و هرکس به اندازهای که متوجهی آن بواطن باشد به نحوی آن ظاهر را به باطن ارجاع میدهد و بعضاً فلاسفه و عرفا چنین تواناییهایی از خود نشان دادهاند که البته افراد عادی متوجهی اشارات آنها نیستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علم منطق علمِ نظمدادن به قضایا میباشد و ربطی به معارف ندارد. و از طرفی نظم مورد نظر در علم حصولی است. لذا نباید نظم منطقی قضایا را در همهجا سرایت داد و از این جهت گفته میشود منطق، انسان را در فهم بعضی از مطالب محدود میکند. زیرا بعضی از افراد میخواهند همهچیز را در نظمِ منطقِ حصولی جستجو کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به بحث اخیر در تبیین سورهی آلعمران تحت عنوان «رنج غفلت از هدفداری نظام هستی» که در قسمت جلسات روز شنبه است، رجوع نمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم در حرم اولیاء الهی و حتی در مساجد نباید صداها، به طور غیر عادی بلند باشد و کار مداحهایی که اصرار بر بلندکردنِ غیر معمولی صدا دارند خوب نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید ولی به این موضوع، جبری که مقابل آن اختیار باشد، نمیگویند. بلکه به آن، «موجبیت» میگویند. یعنی ما در نظامی قرار داریم که ما آن را انتخاب نکردهایم ولی میتوانیم خود را با انتخابهای خود در آن نظام شکل دهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، ورود در جادهای است که خدا مدّ نظر انسان قرار گیرد، بقیه را باید به خدا واگذار کرد و اصلِ اُنس مربوط به ابدیت انسان است، ما چهکار داریم که چه موقع چه حالتی برایمان پیش میآید؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما به عنوان فردِ خاص شخصیتمان از دورهی جنینی شروع میشود، ولی قبل از تولد همه در علم خدا بودهایم با تمامِ جزئیاتی که در شخصیت ما متصور است. موفق باشید
