باسمه تعالی: سلام علیکم: چون خودمان کارشناس آن موضوع نیستیم. جواب قسمت دوم سؤال را بهتر است در کتاب «ادب عقل و خیال و قلب» در جلسهی دوم کتاب «چه نیازی به نبی» تحت عنوان «فلسفهی تقليد از فقيه» که بر روی سایت هست دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بر مبنای برهان صدیقین میتوان گفت که عالم ماده نازل شدهی عالم مجردات است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مطالب با شما همراه هستم، ولی نه به عنوان انکار دین و دیانت. آری! دین اسلام در حقیقتش همان دین علی «علیهالسلام» است که برای دنیا به اندازهی عطسهی بُز هم ارزش قائل نبود و نه دینی که با اشرافیت و اشرافزادگان همراهی کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا جز این است که ما در دعاهای خود میگوییم خدایا! اگر مصلحت است آن دعاها را مستجاب کن و اگر مصلحت نیست، ما تسلیم تقدیر تواییم، پس پروردگارا! ما را راضی به قضای خود بگردان. از این دعای عزیز هرگز غفلت نکنید که پیامبر خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» عرضه میدارند: «وَأَسْأَلُكَ الرِّضَا بَعَدَ الْقَضَاءِ، وَأَسْأَلُكَ بَرْدَ الْعَيْشِ بَعْدَ الْمَوْتِ، و لَذَّةَ النَّظَرِ إلَى وَجْهِكَ الکریم، وَالشَّوْقَ إِلَى لِقَائِكَ،» پروردگارا از تو راضیبودن خود را نسبت به قضایی که بر من راندهای میخواهم و آرامش و خنکیِ زندگی بعد از مرگ را و لذتِ نظر به وجهِ کریمت را و شوق به لقاء را. این دعا زیباترین بستر را برای یک زندگی متعالی فراهم میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی عرایض بنده این است که در بستر حضور تاریخی که انقلاب اسلامی به ما برمیگرداند باید مطالعات و اخلاقیات خود را شکل دهیم. کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» متذکر این امر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «شرح اسماء الحسنی» از مرحوم ملاهادی سبزواری نکات خوبی دارد که ظاهراً ترجمه شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره ما مسائلی داریم که باید از طریق مطالعه آن مسائل را حل کرد نه اینکه هر کتابی به دستمان آمد را بخوانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که پس از آنکه حضرت حق را به رحیمیت و جلال و اکرام خطاب کردید، از حضرت حق میخواهید که به نور اسم جلال و اکرامش و به نور اسم رحیم و رحمانش و به نور الوهیتش و به کلّ همهی اسمائی که خود را به آن خوانده است، آنچه که شایستهی اوست را بر ما إعمال نماید. یعنی همهی آن اسماء را برمیگرداند به «فافعل بی ما انت اهله» 2- آنجا که گفته میشود «لا حدّ لهُ و لا رسم له» مربوط به تعریف ذات الهی است. در حالیکه ما به حکم «و له الاسماء الحسنی فدعوه بها» دعوت شدهایم که به اسماء الهی و مظاهر آن اسماء نظر کنیم و او را به اسمائش که محل تجلیات انوار اوست، بخوانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت رجوع به حضرت حق، به اندازهی تفاوت درجات توحیدی ما است. رجوع پیامبر خدا به حضرت حق با رجوع یک انسان عادی بسیار متفاوت است. یکی رجوعش در آن حد است که با خشم خدا روبهرو نشود و در بهشت خودش قرار گیرد که قابل مقایسه با آن کسی نیست که توانسته است در این دنیا حجابهای بسیاری را پشت سر بگذارد و «عند ملیک مقتدر» خود را بیابد و از همهی انوار الهی استفاده کند. فراموش نکنید که حضرت حق دارای اسماء حسنا است و هرکس رجوع عمیقتر و بهتری داشته باشد، با انوار بیشتر و کاملتری از اسماء حسنای حضرت ربّ روبهرو میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر متوجهی رسالت تاریخی خود بشوید که چه اندازه در کسوت روحانیت با سواد و متعهد باشید میتوانید درس را با انگیزه بخوانید 2- به خودتان برنامه بدهید و طبق آن برنامه عمل کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده حیران حضرت روح اللّه هستم. يكى از نزديكان حضرت امام مى فرمايند؛ امام به من پيغامى دادند تا به آيت الله اراكى بدهم. بعد كه ملاقات تمام شد آيت الله اراكى به من گفتند؛ به آقا بگوئيد يادتان است هنگامى كه در اراك بوديم بزرگترين كارى كه مى كرديم اين بود كه در روز عاشورا يك دسته ى سينه زنى بيرون بياوريم تا روحانيت بيايند و جلو بيفتند و حالا ببينيد الحمدلله چقدر قدرت داريم. به آقا بگوئيد ديديد كار به كجا رسيد و حكومت اسلامى برقرار شد و كار ما به كجا رسيد؟ بگوئيد اين همه آوازها از شما بود. بعد اضافه كردند مىخواهم فردا خدمت امام بيايم. من ماجرا را خدمت امام عرض كردم، وقتى كه خبر آوردند آقاى اراكى تشريف آوردند. امام لباس معمولى خانه را از تن بيرون آوردند و عبا بر دوش به استقبال آقاى اراكى آمدند. با ديدن امام، آقاى اراكى فرمودند: السلام عليكَ يابن رسول الله. السلام عليكَ يابن رسول الله. السلام عليكَ يابن رسول الله. امام زير بغل ايشان را گرفتند و در كنار خود نشاندند و آقاى اراكى روى كردند به امام و فرمودند: «انَا عَبْدٌ مِن عَبِيدِك. انَا عَبْدٌ مِن عَبِيدِك». شما مجدِّد مذهبى. امام فرمودند: شما هم بقيت السّلف هستيد، يادگار گذشتگان ما هستيد.[1] عرض بنده از طرح اين واقعه آن بود كه ملاحظه بفرمائيد آيت الله اراكى با آن مقام، با آن بصيرت به امام عرض مى كنند: «انَا عَبْدٌ مِن عَبِيدِك» و بعد مى فرمايند شما مجدِّد مذهبى.[2] معنى اين جمله آن است كه اسلام با آن حياتى كه شما به آن داديد مى تواند ادامه پيدا كند و حرف بنده نيز در تمام جلساتى كه گذشت براى گفتن همين نكته بود كه اگر بخواهيم در شرايط جديد، اسلام ادامه يابد و مسلمانى ما آن نوع مسلمانى باشد كه شايسته ى تشيع است، بايد به اسلامى رجوع كرد كه حضرت روح الله «رضوانالله عليه» به صحنه آورده اند.
رسول خدا (ص) مى فرمايند: «إنَّ في امّتي محدثين مُكلّمين»[3] در امت من كسانى هستند كه صداى فرشتگان را مى شنوند و فرشتگان با آنها سخن مى گويند. اگر حضرت امام خمينى «رضوانالله عليه» را مصداق چنين افرادى از امت رسول خدا (ص) ندانيم، چه كسانى را مصداق اين روايت بدانيم؟ و نيز آن حضرت مى فرمايند: «إنَّ لِلّهِ عباداً لَيسُوا بِأنبياء يغْبِطُهُمُ النَبيون»[4] براى خداوند بندگانى است كه پيامبر نيستند ولى انبياء غبطه ى آنها را مى خورند. آيا حضرت امام روح الله «رضوان الله عليه» مصداق چنين بندگانى نيستند تا ما خود را در ذيل شخصيت او قرار دهيم؟ خداوند به حقيقت اولياء و انبيائش افتخار پيروى از حضرت امام خمينى «رضوان الله عليه» را جهت بهترين رجوع به حضرت حق، به ما عنايت بفرمايد. موفق باشید
[1] - برداشتهاى موضوعى از سيره ى امام خمينى« رضوان الله عليه»، ج 5، ص 46
[2] - عنايت داشته باشيد كه علماى بزرگ حوزه، آيت الله اراكى را شيخ الفقها و العرفا لقب داده اند و آيت الله شيخ عبدالكريم حائرى مؤسس حوزه ى علميه قم ارادت خاصى به ايشان داشتند و در وصف ايشان گفته شده براى آقاى اراكى از بيست سالگى مَدَر و ذهب مساوى بوده. يعنى در عدم التفات به دنيا، برايشان طلا و كلوخ تفاوت نمى كرده.
[3] - سيدعلى خان حسينى مدنى، رياض السالكين، ج 6، ص 393.
[4] - همان.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در آن آیه، خطاب حضرت حق به وجود علمی موجودات است تا وجود عینی آنها محقق شود و اینجا است که حضرت حق به موجودات «وجود» میدهد 2- در مورد تحققِ وجودی حضرت آدم، چون در بستر عالم ماده این تحقق انجام شده است میخواهد بفرماید بدون مقدمات داشتن پدر و مادری خاص، آن وجودِ علمی در بستر عالم ماده به وجودِ عینی ظهور کرد. و این جواب کسانی است که وجود حضرت عیسی«علیهالسلام» را بدون پدر منکر بودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوشا به حال روحیهای که افقِ ذکر صلوات را مییابد و آن را ترک نمیکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد شما مستقیماً وارد نشوید. بلکه بد نیست در این مورد نظر منتقدان به مدرنیته را به میان بکشید. به این صورت که مثلاً کتاب «مبانی توسعه و تمدن غرب» از شهید آوینی را مطالعه فرمایید و به عنوان کنفرانس، گزارشی از آن کتاب بدهید به این معنا که منتقدین چنین و چنان میگویند و خودتان مستقیماً موضع نگیرید. از این طریق شاید قسمت دوم سؤالتان نیز حل شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ما در دنیا همواره در حال خوف و رجاء هستیم. لذا باید سعی کنیم که در انجام اعمال خود بهترین نحوهی امتحاندادن را در نظر بگیریم 2- بالاخره نتیجهی نهایی اعمال ما در برزخ و قیامت که ظرفیت ظهور نیّات انسان را دارند، ظهور میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید رسالت شما در این موقعیت همین باشد که با ارتباط و مصاحبت و رفاقت با چنین افرادی آنها را راهنمایی کنید و پس از مدتی ملاحظه خواهید کرد که همین افراد چه اندازه زمینه دارند که از دست شیطان آزاد شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان در مقام واسطهی فیض مستقر باشد، عموم مراتب پایینتر را میشناسد و امکان تصرف در آن امور را دارد، میماند که چقدر لازم میداند در آن امور جزئی تصرف کند. مثل وقتی که حضرت شترشان گم شده بود و در این مورد علم خود را اعمال نکردند مگر وقتی که طعنهی منافقین پیش آمد. در مورد حدیث «إبار» هم میتوان گفت حضرت بنا را گذاشته بودند تا به طور طبیعی آنچه به نظرشان میرسد، مطرح کنند مثل وقتی که حضرت صادق «علیهالسلام» به دنبال کنیز خود که پنهان شده بود، میگشتند. حال اگر از آن حدیث چنین برآید که نتوان توجیه فوق را بپذیریم، مسلّم با واسطهی فیضبودنِ حضرت باید آن حدیث را ساختگی بدانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جواب دادن به تکتک سؤالات مشکلی را حل نمیکند. باید متوجهی امکان ذاتی موجودات ممکنالوجود بشوید که امکانِ آنها از خودِ آنها است و حضرت ربّالعالمین علم به امکان آنها دارد و بر اساس فیضبخشیِ حضرت حق، به امکان آنها «وجود» میدهد و از این جهت گفته میشود علم خداوند علم به واقعیت است. از طرفی در مورد ائمه «علیهمالسلام» باید وجه انسانی آنها را از وجه نور عظمتشان جدا کرد. وجه انسانی آنها با فطرت الهیشان مثل همهی انسانها، امکان خلیفة اللهی دارند و وجه نور عظمت آنها جهت هدایت بقیهی انسانها است. آری! حضرت احدیت بر اساس زمینههای پذیرش تجلیات الهی به صورت اسماء، متجلی میشود که مقام جامعیت اسماء را حضرت «اللّه» میگویند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور است که فرمودهاند. زیرا با اجتهاد در موضوع فقه و اصول، به ملکهای از اجتهاد نایل میشوید که در سایر موضوعات نیز میتوانید مجتهدانه عمل کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در موقعیت سؤال و جواب نمیتوان موضوعات را به صورت تعلیمی جواب داد. آری! شاید این جوابها کمک کند که رفقای عزیز بتوانند مطالب را به صورت تعلیمی دنبال نمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خداوند معانی را که به قلب انسان نازل میکند در موطنِ نفس به عالیترین شکل به جهت قوای نفس حالتِ لفظ و صوت خلق میشود که به یک معنا برای پیامبر«صلواتاللّهعلیهوآله» حضرت جبرائیل در میان میآیند 2- به نظرم خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره شیطان بیکار نیست. ما را گرفتار گناه میکند تا ما از رحمت پروردگار و توبه به درگاهِ حضرت محبوب مأیوس شویم. وظیفهی ما است که در هیچ حالی از توبه و امید به رحمت پروردگار مأیوس نگردیم تا پوزهی شیطان به خاک مالیده شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که علامه طباطبایی«رحمةاللّهعلیه» میفرمایند: مقام «واحد قهار» همان مقام احدیت است. بنابراین از این جهت سخن شما سخن صحیحی است به شرطی که مقام عین محمدی را، تعیّنِ مقام اللّه در مقام احدیت نگیریم و آن را در مقام واحدیت و الوهیت که مجمع اسماء الهی است در نظر بگیریم. موفق باشید
