بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22780
متن پرسش

با سلام و احترام: وقت بخیر من دو تا سوال دارم استاد گرامی: بنده مدرک تحصیلی ام کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی ست و با تحقیقات و مطالعات و روش مشاوره ها به باطل بودن و درمان شدن ظاهری و سطحی سبک تفکر مراجعین با توجه به استفاده ازین علم پی برده ام. به نظر شما ادامه دادن دکترا در روانشناسی بالینی مرا به خداوند نزدیک تر یا دورتر می کند با توجه به محیط علمی پر از جهل و ظلم این رشته؟ سوال دوم اینکه انسان چگونه پی به ظرفیت درونی جهت انتخابهایش ببرد. مثلا خیلی از افرادی را می شناسم که بعد از حوزه رفتن یا اعتکاف یا مسایل دیگر ظرفیتش را نداشته و انسانهای بدتری شده اند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بالاخره باید از این صراط که بر روی جهنمِ مدرنیته کشیده شده است، عبور کرد. لذا چه اشکال دارد دروس آن رشته را به خوبی دنبال کنید ولی افقِ دیگری را در آن بگشایید. ۲. ملاک فهم ظرفیت هرکس و کمال هرکس در رجوع به خداوند و لقای انوار اوست. در این حالت هرکس می‌فهمد اندازه‌ی شخصیت حقیقی او چقدر است به معنای «إنّ اکرمکم عنداللّه اتقیکم». موفق باشید.

22645

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: نظر شما در مورد رشته گرافیک چیست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد صاحب‌نظر نیستم. ولی همین اندازه می‌دانم که امروزه می‌توانیم از طریق این هنر، حرف‌های مهمی را به مخاطب منتقل کنیم. مهم، دغدغه‌های هنرمند است. موفق باشید

22424
متن پرسش
سلام: در کتاب معراج السعاده حدیثی دیدم که نوشته بود: هرکس یقین به قضا و قدر داشته باشد غمناک نگردد. از طرفی روایت داریم که «ازالة الفرصه غصة» یا «اضاعة الفرصة غصة از غررالحکم»، این دو روایت چطور باهم قابل جمع است؟ کسی که فرصتی را از دست بدهد و کوتاهی کند غمگین و پشیمان می شود، حال آنکه روایت اول می گوید اگر یقین به قضا و قدر داشته باشید نباید غمگین بشوید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یقین به قضا و قدر الهی یعنی یقین به وقوع امری که حضرت ربّ العالمین بنا به ربوبیتِ خود تقدیر نموده و واقع شده و لذا جای نگرانی نیست و حتماً حسابی در کار بوده. ولی آن روایت که می‌فرماید از دست‌دادن فرصت‌ها غصه دارد؛ می‌خواهد بگوید که اتفاقاً آن فرصت‌هایی که بنا به تقدیر الهی پیش آمده تا ما وظیفه‌ی خود را انجام دهیم را، نباید از دست بدهیم. مثل دفاع مقدسی که پیش آمد و یا تقابلی که امروز در راستای مشکلات اقتصادی با استکبار پیش آمده است و باید از این فرصت، بهترین استفاده را کرد. موفق باشید

22355
متن پرسش
سلام: قبل از ارائه سوال لازم می بینم از پاسخ های مناسب به سوالات قبلی شما تشکر کنم. سوال: همانطور که می دانید هم پیامبر تبلیغی داشته ایم هم پیامبر تبلیغی. چرا پیامبر پس از پیامبر خاتم، امامان را قرار داد؟ چرا مانند دیگر پیامبران تشریعی که پس از آنها پیامبران تبلیغی آمده بودند، این بار هم خداوند پیامبر تبلیغی نفرستاد؟ مگر تاریخ آن زمان یا خود پیامبر خاتم و رسالتش چه ویژگی خاصی داشتند که حضور امام نیاز بود نه پیامبر تبلیغی؟ ببخشید که اینو میگم: ولی دوست دارم جواب استادطاهرزاده ای به این سوال بدید با همان نگاه زیبایی که به مسائل دارید. چون بنده باید جوابی برای این سوال پیدا کنم که بتواند نسل جوانی را که در جلسه با آن ها همراه هستم قانع سازد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا به تذکر خود قرآن در رابطه با خاتمیت نبوت که می‌فرماید: «وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ»(انعام/115) با اسلام، به عنوان کامل‌ترین دین، نبوت ختم می‌شود و دیگر جایی برای ادامه‌ی نبوت نمی‌ماند و ادامه‌ی هدایت بشر با تبیین هرچه بیشتر همین دین اسلام باید انجام بگیرد که این را امامانی که قلب‌شان با حقیقت قرآن مرتبط است به عهده دارند. در حالی‌که در پیامبران تبلیغی، نبوت به انتها نرسیده و نحوه‌ای از نبوت و وَحی به آن‌ها در میان است. موفق باشید   

21354
متن پرسش
سلام: آموختن منطق های جدید مثل منطق ریاضی، منطق موجهات، منطق محمولات و ... را تا چه اندازه لازم می دانید؟ با توجه به مطالبی که از کتاب از ارسطو تا گودل اثر ضیاء موحد خواندم به نظرم می رسد که لازم است مفصل به این منطق ها پرداخت چون طبق آن کتاب منطق جدید عقیم بودن برخی از ضروب که در منطق ارسطو منتج بودند را گویا به اثبات رسانده و ظرایف بسیار دیگری که در این منطق است و منطق ارسطو از آن خالی است ما را به این نکته می رساند که بدون منطق جدید ادعای رسیدن به واقع امری موهوم است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم با منطق ارسطویی نمی‌توان همه‌ی ابعاد پدیدار را به تفکر آورد و هرکدام از منطق‌های موجود، وجهی از پدیدار را می‌نمایاند مگر آن‌که انسان با شهود خود متوجه‌ی وجود پدیدار شود، کاری که امثال هایدگر در پی آنند. موفق باشید

20093
متن پرسش
سلام: در ادامه سوال 20079 بنده جواب سوالها رو نگرفتم در سوال قسمت ۱. بالاخره نسبت به زمان همین عالم می شود گفت مثلا ده سال دیگر زمین قوه هایش تماما به فعل تبدیل می شود و سپس زمان از بین می رود. پس باز می شود زمان تعیین گرد. مگر نه؟! در سوال ۲. آیا این تبدیل زمین به غیر این زمین قبل از قیامت است؟ و آیا در آن لحظه انسانی بر روی کره خاکی هست یا نیست؟ و اگر هست تکلیف آن انسان چه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  1- نه، دیگر وقتی شما در بی‌زمان قرار گرفتید، زمان معنا نمی‌دهد 2- همه قیامتی می‌شوند. موفق باشید

18055
متن پرسش
با سلام: طبق این آیه قرآن که می فرماید «لیس للانسان الا ما سعی»آیا اینگونه است که هر انسانی به میزان تلاش خودبه آنچه که خدا تقدیر کرده می رسد؟ نسبت آن در دنیا و آخرت چگونه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در راستای آرمان و ایده‌ی رجوع به حق، هرکس به اندازه‌ای که تلاش کند تا خودبینی خود را به حق‌بینی تبدیل کند، از  تلاش خود بهره‌مند می‌شود وگرنه همواره با پوچی و نارضایتی‌های خود روبه‌رو خواهد بود. موفق باشید

17988
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در جایی که در قرآن می فرماید کوه و پرنده با حضرت داوود (ع) تسبیح می گفتند، سوال اینکه با توجه به جامعیت تسبیح حضرت داوود (ع)، چگونه پرنده و کوه با ایشان تسبیح می گفتند؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت با آن وجه از تسبیح موجودات که نظر به حق و جلال او دارند، هماهنگ می‌شدند، وجهی که با تمام وجود، هرچند در محدوده‌ی مخلوقیت خودشان باشد، نظر به حق داشتند. موفق باشید

17330

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد: وقت حضرتعالی بخیر. مقصود از اینکه تا در مقامی کامل نشده ایم به مقام بالاتر نمی رسیم این نیست که همه درجات آن مقام و مرتبه را باید به دست آوریم؟ مثلا در همه امور توکل داشته باشیم تا بعد به مقام بعدی راه یابیم. شاید مقصود این است که اجمالان مقام را داشته باشیم؟ سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. بعضی از کمالات به صورت اجمالی در انسان هست و عمل به انجام اعمال نیک منجر به تفصیل‌یافتنِ آن عمل می‌شود و لذا چنان‌چه ما مطابق شریعت الهی عمل کنیم، مشکلی پیش نمی‌آید که بگوییم در امری کامل نشده‌ایم به مقام دیگری نایل نمی‌گردیم. موفق باشید

15866

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: در مورد خواب و رویا صادقه چند سوال داشتم. خواهشمندم به همه سوالات پاسخ دهید. ۱. زیاد خواب دیدن در شب خوب است؟ نشانه چیست و راهکار آن چیست؟ ۲. در خواب می توان با ارواح اولیا و علما و بزرگان رابطه برقرار کرد و از اراوح آنها تغذیه کرد؟ چگونه ۳. از کجا باید فهمید خواب صحت و تعبیر دارد؟ ‌ ۴. کشفیات یا شهود در خواب را چگونه باید تشخیص داد که واقعا کشف هستند؟ ۵. اصلا چرا خواب می‌بینیم. فلسفه خواب چیست؟ لطفا کمی توضیح دهید. می خواهم از زبان شما استاد بزرگوار بشنوم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای جوابگویی به این سؤالات اساسی‌تان حداقل نیاز است که دو کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» را همراه با شرح صوتی آن دو کتاب دنبال کنید. إن‌شاءاللّه نتایج خوبی برایتان خواهد داشت. موفق باشید

15227

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: می خواستم بدونم منظور از اولی الامر چه کسانی هستند؟ آیا اراده در حوزه ی علم است؟ علت اینکه فرمودید بال فرشتگان اسماء آنان است؟ چیست؟ و آخر اینکه عرش توسط فرشتگان حمل می شود یعنی چه؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مصداق «اولی‌الأمر» طبق آیه‌ی 59 سوره‌ی نساء، ائمه«علیهم‌السلام» هستند. بعضی از قسمت‌های سؤال را متوجه نشدم. بحث «عرش» به صورتی نسبتاً مبسوط در شرح آیه‌ی 54 سوره‌ی اعراف شده است. خوب است که به صوت آن مباحث رجوع فرمایید، زیرا مطلب در حدّ یک سؤال و جواب روشن نمی‌شود. موفق باشید

7585

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام آیا هرچیزی قوه مدبره(یا همان ملک موکل)دارد؟مثلا سرسبز شدن گلها در نظام طولی همان تجلی ملک موکل این کار است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌طور است. موفق باشید
30896
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. در مورد تجربه گران زندگی پس از زندگی که می گویید اینها هنوز وارد برزخ نشده اند و کسی که بمیرد و وارد عالم بزرخ شود دیگر بازگشتی برای او نیست، برای آیت الله قوچانی (نویسنده سیاحت غرب) چطوری بوده است؟ (ایشون مردند و به عالم برزخ وارد شدند و دوباره برگشتند).
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انسان در ازای سلوک خود وسعتی می‌یابد که در عین حضورِ دنیایی‌اش حتی تا برزخ و قیامت، حضور و درک دارد. لذا رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌واله» می‌فرمایندکه «الآن قیامتی قائم». ولی در موضوع مورد بحث، روحِ آن شخص است که در اثر مشکلی که برای بدنش پیش می‌‌آید، از ارتباط با آن بدن تا حدّی آزاد می‌شود و نحوه تجردش، بیستر برایش حاضر می‌گردد. و این غیر از حضور در عالم برزخ و قیامت است. موفق باشید 

22155
متن پرسش
با سلام: استاد جایی شنیدم ساختن سد برای ذخیره آب درست نیست و آب باران باید طبق ماموریتی که از جانب خدا دارد بر زمین فرو رود و از جایی که قرار است، بیرون آید و این سد ساختن عوارض زیادی مثل ایجاد گرد غبار و غیره دارد. ۱. آیا این مطلب صحیح است و در اسلام چنین چیزی هست؟ ۲. اخیرا بارور کردن ابرها رونق گرفته آیا این هم مانند سد است مگر این نیست که هر قطره باران حسابی دارد و مکانی که باید برود آیا این کار باعث نمی شود ابرها جایی که باید ببارند نرسند و با بارور کردن به اجبار حق جای دیگر در جایی که می خواهند ببارد گرفته شود؟ ۳ مگر به اذن خدا نیست پس آیا دخالت در امر الهی نیست یا اینکه در این زمانه ما باید از این علم و تکنولوژی استفاده کرد و خواست خداست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً بررسی‌های سال‌های اخیر همین را نشان می‌دهد که شما به آن رسیده‌اید. بدین معنا که ما نباید تغییرات غیر عادی در نظم عالم به‌وجود آوریم. موفق باشید

21735

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: استاد اخلاقی هست در قم که از مریدانش شنیدیم که شما ۴۰ روز دم غروب آل یس بخوانید اهل بیت راهنمایی کنن، خب حالا اگر ما این دستور العمل را انجام دادیم اهل بیت ما را به این استاد معرفی کردند، این توسل واقعی است و حقیقت را بیان می کند؟ البته باید قرائن دیگر هم به صدق این استاد باشد نه فقط چشم بسته توسل کنیم. ممنون
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده با این شیوه‌ها نمی‌توان مطلب را تمام شده و قابل اعتماد دانست. موفق باشید

21324
متن پرسش
استاد امینی نژاد با نقل از عرفا مسیر سیر را به مارپیچ تشبیه کردند. برای نشان دادن اینکه نقطه آغاز و پایان یکی نیست یکی از اساتید مخالف این تعبیر بودند اما به نظر بنده مثال قشنگی بود آیا این تعبیر اشکال دارد؟ 2. چرا عرفا وجود را به دایره تشبیه کرده اند و نه بیضی؟ اگر هدف از قوس بیان عدم تکرار در تجلیات است دایره ظرفیت بیشتری دارد و انحنای بیضی کم است پس دایره قدرت نشان دادنش بیشتر است درست است استاد؟ احتمالا یک مرکزی بودن دایره هم می تواند کنایه از احدیت ذات باشد در مقابل محیط دایره که کثرت را می رساند یعنی دایره را از زوایای مختلف باید دید. گاهی نقطه آغاز و پایان گذاشت و تحلیل کرد و هزاران دایره وجودی می توان در دل بزرگترین دایره یعنی انسان ترسیم که سیر سایر موجودات را نشان می دهد و طولانی بودن مسیر انسان و گاهی یک نقطه در مرکز گذاشت و احدیت را نشان داد و نزدیکی خدا به همه موجودات یعنی معارف مختلفی را از طریق دایره می شود توضیح داد درست است استاد؟ 3. اینکه آیا دقیقا به همان نقطه آغاز برمی گردیم یا بالاتر یا پایین تر پایین و همان نقطه که لغو می شود بالا یعنی کسب کمالات بیشتر باید باشد چون الان علاوه بر وجود علمی وجود عینی هم داریم شدید شده ایم ضمن اینکه در برگشت رجوع مان به هو است درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- درست متوجه‌ی موضوع نمی‌شوم 2- حرف خوبی است 3- خداوند می‌فرماید: ««كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُون‏» به همان نحو كه از عالم بالا شروع شديد، به همان نحو برمى‏ گرديد. منتها در برگشت به آن آغاز، دیگر آن آغاز از خودتان شده زیرا با انتخاب‌های خود به آن‌جا رسیده‌اید. موفق باشید

20904
متن پرسش
سلام علیکم: با تشکر از زحمات استاد. این که همیشه یک دید الهی داشتیم که به دنبال توحید بوده و یک نگاه شیطانی داشتیم که نظر به کثرات داشته و غربی هم که استاد نقدش میکنن همان دید از نوع دوم است منتها چون زمان گذشته و تجربه بیشتر شده نمودش فرق کرده، به بیان دیگر نگاه شیطانی یه هویت داره و متناسب با مقتضیات ظهورش متفاوته اما از مباحث استاد اینطور برداشت میشه که نگاه غربی یه چیز جدیده، مثلا در ابتدای اسلام نبوده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی گفته می‌شود غرب، صورتِ جدیدی از انحراف است؛ می‌خواهیم عرض کنیم این عقل، عقلِ دیگری است و گمان نکنیم همان عقلی که دیروز ابزارهای ساده می‌ساخت امروز آن ابزارهای بزرگ و آن تکنیک را می‌سازد، بلکه عقلی به میان آمده است با روحیه‌ی تصرفِ جهان و نه تعامل با آن. کتاب «خرد سیاسی در زمان توسعه‌نیافتگی» از دکتر داوری در این مورد نکات خوبی دارد. موفق باشید

20591
متن پرسش
استاد گرامی سلام علیکم: سیر مطالعاتی را تا معاد دنبال کرده ام ولی هضم بعضی مطالب برایم مشکل است: 1. چرا من انسان که از نظر وجودی برتر از تن انسان و جهان مادی است برای ارتباط با جهان مادی نیاز به ابزار مادی دارد؟ 2. چرا من انسان که از تن به عنوان ابزار استفاده می کند هنگامی که تن دچار آسیب های شدید می شود و دیگر آن کارایی لازم را ندارد آن را رها نمی کند به عنوان مثال افرادی چندین سال در حال اغما به سر می برند و یا افرادی چنان دچار کهولت سن می شوند که حتی اختیار نگهداری مواد زائد بدن را از دست می دهند بطوریکه اطرافیان شخص دچار زحمات زیادی می شوند؟ البته رسیدگی به سالمندان ثواب دارد ولی منظورم اینست که خود شخص از زنده بودن در این حالت چه هدفی را دنبال می کند که از بدن منصرف نمی شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ در حرکت جوهری بحث شد که برای تبدیل قوه به فعل باید به چیزی که عین حرکت یعنی عین تبدیل قوه به فعل است نظر کرد تا در آن سیر کمال انسان صورت گیرد. 2ـ اگر بگذارند آن شخص بیمار در بستر طبیعی خود جلو برود نفسِ ناطقه‌ی او به وقتش بدنش را ترک می‌کند ولی متأسفانه با تنفس‌ توسط دستگاه و یا انواع داروها نفس ناطقه‌ی او را معطّل می‌کنند. موفق باشید

19882
متن پرسش
سلام استاد: در باب حرکت جوهری دو تا سوال دارم: ۱. فرمودین زمان حال نداریم، یا گذشته‌س یا آینده، یعنی تقدم‌ و تاخر، ولی واقعا وقتی یه تحلیل عقلی می کنیم نمیشه گفت ما در بی زمانی به سر می بریم، یعنی اگه بگیم که حال‌های مکرر و متوالی داریم که میرن و گذشته میشن درسته؟ ۲. در حرکت اون چیزی که هنوز نیومده قوه‌ست، ولی وقتی باالفعل میشه و میره و به گذشته ملحق میشه، عدم میشه یعنی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همین‌که می‌فرمایید «حال»، دیگر حال، حال نیست و گذشته است 2- در حرکت است که با پدیده‌ای روبه‌روئیم که همواره می‌آید و می‌رود ولی در نسبت با «وجود» و تبدیل قوه به فعل، موضوع فرق می‌کند. موفق باشید

19638

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليكم: طاعات و عبادات شما استاد عزيزم مقبول درگاه حق. از حديقا الحقيقه ي جناب حكيم سنايي رحمه الله گزيده اي جناب يوسف علي ميرشكاك بزرگوار فراهم آورده كه شركت سهامي كتاب هاي جيبي آن را طبع كرده است. كتاب حاوي مقدمه اي ست به قلم جناب ميرشكاك، در مقدمه نكته اي ديدم كه بر اين حقير سنگين آمد، درخواست دارم نظرتان را در اين باره بيان بفرماييد: «يكي از كساني كه بسيار از سنايي ياد مي كرده و مشوق مولانا به خواندن آثار سنايي بوده، جناب شمس تبريزي است. البته اهل تامل مي دانند كه شمس گرفتار چنان انانيتي بوده كه بر تمام بزرگان خرده مي گرفته است و رد و قبول او در نزد اهل معني وزن و وقاري ندارد. هرچند اين مقال جاي سخن گفتن از شمس نيست، اما همين قدر بايد گفت كه مولانا جلال الدين مكافات انانيت شمس، او را به كيميا خاتون گرفتار كرد و شد آن چه شد...باغ حقيقت ص16» استاد عزيز و بزرگوارم! آيا چنين چيزي ممكن است؟ كسي كه آتش در هيزم مولوي افكند و شد آن چه شد به انانيتي كه جناب ميرشكاك مي فرمايد گرفتار باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم منظور جناب آقای میرشکاک چیست؟ آری! بزرگانی مثل شمس تبریزی وقتی با مدعیانی روبه‌رو می‌شوند که هیچ‌چیز در دست ندارند به نوعی آن‌ها را تحویل نمی‌گیرند. و این أنانیت به معنی منفی آن نیست. موفق باشید

18984
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر: استاد در میان سوالهای اخیر که پیرامون حجاب شده بود شما فرمودید قسمت‌هایی که شرع مقدس اجازه داده‌است که مردان ظاهر کنند مثل دست یا سر و صورت نباید انسان نگران باشد که ممکن است نا محرمی نسبت به آن تحریک شود؛ آن دیگر مربوط به خود آن فرد است و وظیفه‌ای برای مردان به وجود نمی‌آورد. آیا این فرموده ی شما برای بانوان هم صدق می کند؟ یعنی اگر خانمی حجاب خود را رعایت کند و از طرفی با وجود داشتن چادر و مقید به داشتن حجاب کامل لباس های رنگ روشن (روسری و مانتو و..) البته نه رنگهای جیغ، بپوشد این نوع پوشش جلب توجه محسوب می شود؟ استاد راستش بنده و خیلی از دوستان در این مورد نمی دانیم چه باید کنیم؟ و از طرفی اگر پوشش مان را با رنگهای تیره انتخاب کنیم مدام سرزنش مان می کنند و زمان امام صادق علیه السلام را برایمان مثال می زنند و می گویند امثال شما باعث دین زدگی افراد دیگر شده اید و افراطی هستید. اگر ممکن است راهنمایی مان بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا باید زنان مسلمان ما در عین رعایت حجاب، خوش‌سلیقگی خود را در نوع و رنگ حجاب اعم از مانتو و روسری نداشته باشند؟ البته نباید طوری عمل کنیم که موجب جلب نظر نامحرمان گردد، ولی رعایت خوش‌سلیقگی و آراستگی و وارستگی خود نشانه‌ی تعادل یک انسان مسلمان است. موفق باشید

18980

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و سال نوتون مبارک:ان شاءالله 200 ساله بشین، استاد من مشکلی دارم که نمیدونم واقعا حد خدمت به خونواده از نظر شرع و اخلاق تا کجاست؟ نمیدونم باید خودم رو فدا کنم یا نه در حد متعارف خدمت کنم؟ مثلا زن داداش بنده قراره تقریبا یک ماهی واسه تعطیلات عید اینجا باشه با بچه خردسالش و ایشون تا میره بیرون یا عروسی بچه اش پیشه منه وقتی ام هست که باید سرگرمش کنم و باهاش بازی کنم حتی موقع صرف غذا هم من باید مراقبش باشم تا بقیه غذا بخورن بعد من بخورم. استاد من خیلی مطالعه می کردم در زمینه اخلاق و اعتقادات برای اینکه علم بندگی رو کسب کنم که متاسفانه با این مشغله خیلی کم میتونم مطالعه داشته باشم و باید وقتم برای خونواده باشه حتی بعضی وقتا نمیتونم برای تعقیبات نماز وقت بذارم و یک باری هم مشغول تعقیبات نماز بودم مادرم گفت بسه دیگه سجاده ات رو جمع کن چون می خواستن که کمکشون کنم. استاد علاوه بر این کار منزل هم زیاده، از یه طرف خسته میشم و توی دلم بعضی وقتا گلایه می کنم و از طرفی دوس ندارم اعتراضم رو بروز بدم و کسی از دستم ناراحت بشه، استاد خواهش می کنم لطف کنین بگین تکلیف شرعی و اخلاقی من در قبال پدر و مادر و خونواده تا کجاست و در مقابل وضع موجود من چه عکس العملی درستی باید نشون بدم. تشکر استاد. ببخشید طولانی شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ آدم حسابی دویست ساله بشوم که چه کنم؟ مگر آن طرف دنیان چنان بد است که نمی‌خواهی بنده به آن طرف بروم؟ دعا کنید شهید بشوم. 2ـ در مورد کمک به والدین نسبت به نیازهای اصلی و منطقی و عرفی نباید کوتاهی کرد ولی در مورد نیازهای غیر اصیل و وهمی تا حدی که ناراحت نشوند می‌شود زیر بار نرفت. در مورد سایر اقوام هم در حدی که از کارهای اصلی خود باز نشوید بد نیست به آن‌ها کمک شود. ان‌شاءالله برکات خاص خود را دارد. موفق باشید

18102

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود: استاد گرانقدر نظر حضرتعالی در مورد «گادامر و ویتگنشتاین»چیست؟ شنیدم در نقد غرب توانمند هستند. ممنون و سپاس بیکران
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای فهم فلسفه‌ی غرب هر دو فیلسوف نکات شنیدنی دارند. موفق باشید

16202
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز من قسمتی از المیزان را خوانده ام و کتبی از شما را. استاد عزیز این قسمت از قران کریم که می فرماید و شیاطین پنهانی به استراق سمع اخبار آسمان می نشینند، آسمان و شیاطین و... را فهمیدم اما این که به استراق سمع می نشینند یعنی چه؟ و اینکه خداوند علم را به وسیله قلم به انسان آموخت آیا منظور ابزار قلم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در بحث سوره‌ی «قاف» و سوره‌ی حجرات در این مورد شده است. مطالبْ گسترده‌تر از آن است که در این نوع سؤال و جواب‌ها بتوان آن‌ را مطرح کرد. احتمالاً قلم مورد بحث، شاید فرهنگ نوشتاری باشد در مقابل فرهنگ القایِ علمی به صورت سینه به سینه. موفق باشید

8250
متن پرسش
سلام علیکم: از این‌که من نیستید بیشتر خدا را شکر کنید. جمله‌ای هم خطاب به خدا: یعنی می‌شود ما هم با تو حرف بزنیم؟ وعده‌ی دیدار در قیامت من در نزد شمر و شما در نزد حضرت رسول . ای واااای بر این بودنم.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این حرفای صد مَن یک شاهی چیه می‌زنی؟! غلط کردی تو نزد شمر باشی. تو عاشق امام زمانی و جایت بر فرق سر ما است. فکر کردی حالا این حرفا که من می‌زنم از سیر تا پیازش را عمل می‌کنم؟ آره دلم می‌خواد عمل کنم همین را هم شکر. موفق باشید
نمایش چاپی